تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کودک امروز در دست کودک دیروز!!! راهکار چیست؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
یه چیز دیگه ای که به ذهنم رسید اینه که پدر ها و مادر ها بچه ها رو با توجه به نیاز هاشون تربیت کنند.
مثلا اگه بچه نماز خونه دیگه زیادی و مفتی فشار های عبادتی و .... نیارن
یا اگه بچه خیلی بی تفاوته اونا هم سرخود نذارنش
باید نیاز های بچه رو کشف کنند و این اقدام رو انجام بدن. درس گفتم؟
من بیشتر حرفم رو دوران کودکی بچه ست نه نوجوانی!!چون دوران کودکی دورانیه که بچه تازه داره از یه سری چیز هایی که میبینه و میشنوه تو ذهنش یه تعریف میسازه!!پس بیشترین مانوری که میشه رو تربیت داد تو این دوران و تو شکل دهی این تعاریف هستش!!
برای مثال تعریف میکنم،خانم جعفری(معلم دینی من که تو تاپیک آنگاه چادری شدم معرفیشون کردم!) یه دختر دارن که امسال کلاس اول هستش...سه سال پیش که ما تازه آشنا شده بودیم باهاشون دخترشون4ساله بود...یادمه اون موقع برای ما شخصیت این دختر بچه خیلی عجیب بود!!یه دختر ظریف و کوچولو...با چشمای درشت سبز(آیۀ الکرسی خوندم براش چشمش نزنم!!!!) که هربار که میومد چادر سرش بود و تمام نوحه ها رو حفظ بود عشقش این بود بلنگو رو بگیره و کسی نباشه و مداحی کنه!!!یه عالمه هم دعا و قرآن بلد بود!!
بعدا که صمیمی شدم با خانم جعفری و برام یه سری چیزارو تعریف میکردن...یه دفعه گفتن جات خالی نگار دیروز با نرگس کلاس توحید داشتیم!!!من با تعجب پرسیدم یعنی چی؟؟؟؟گفتن خب دیروز شروع کرد راجع به خدا پرسیدن!منم بهش گفتم بیا هرکدوممون خدای خودمونو نقاشی کنیم ببینیم خدای کی قشنگ تره!!نرگسم با شوق و ذوق قبول کرده!خلاصه که نشستن به نقاشی کشیدن!!هرچی نرگس میخواسته رو دست مامانشو نگاه کنه خانم جعفری نمیذاشته!تا اینکه وقتشون تموم میشه و جفتشون میان خداهاشونو به هم نشون بدن!نرگس کل صفحشو رنگ و وارنگ کرده بود و صفحه ی خانم جعفری سفید بوده!!نرگس خندیده بوده که توکه هیچی نکشیدی!!ببین خدای من چقدر رنگارنگ قشنگه!خانم جعفری هم گفته ولی خدای من انقدر قشنگه که هیچکس نتمیتونه بکشتش...انقدر بزرگه که تو هیچ برگه ای جا نمیشه!! خب!این شد تعریف اولیه ی ذهن بچه برای خدا!رفته بود اینکاری که تو خونه با مامانش انجام داده بود رو تو مهد کودکشونم کرده بود!معلمشون کلی تشویقش کرده بود!پس این تو ذهن بچه ثبت شد!
ما تو دوران خردسالی که هنوز بحث اختیار مطرح نیست با تعریف درست و عملی دادن به بچه از طریق قصه و بازی و اینجور کارایی که دوست داره میتونیم تو تربیت و شخصیتش خیلی تاثیر مثبتی داشته باشیم!!!
راجع به مدرسه هم...مدارس غیر انتفاعی مذهبی و سخت گیرانه ای هم هست اگر تحقیق کنید که چادر برای مادر ها هم اجباریه کلاس حفظ قرآن و تفسیر و... دارن و همه چیشونم تامینه!ولی از اکثر بچه هاشون بپرسی حالشون از مدرسشون به هم میخوره!!!چرا؟؟چون سخت گیری بیش از حده!و همیشه نتیجه ی برعکس داره!به نظر من بچه باید تو مدارس معمولی که همه جور بچه ای توش هست درس بخونه...نه سخت گیری بیش از حد بهش بشه نه تو یه محیط خاص و بسته باشه!!!مگه تو شهر همه ی آدما مذهبی و خوبن؟؟؟بچه ها باید همه جور آدمی رو ببینن و باهاش برخورد کنن تا خوب و بد رو بتونن تشخیص بدن...نه اینکه برن تو قفس که چیزای بد رو نبینن!!!
البته من قبول دارم که هنوز خودم بچم...ولی قبول ندارم که نمیشه این کارارو عملی کرد و فقط حرفه!آدم وقتی مسئولیت مادر بودن یا پدر بودن رو به عهده میگیره باید همه ی تلاششو بکنه که بتونه!اینطور نیست؟؟Blush
[/font]
با سلام
دوستان انصافاتربیت بچه ها کار خیلی سختیه مخصوصا در زمان ما که انتظار تربیت غیر مستقیم می ره و ما دائما باید مواضب اعمال و رفتارمون باشیم تا بتونیم راه صحیح زندگی رو به بچه ها مون یاد بدیم .
البته دوستان مباحث خوبی رو مطرح کردند ولی تربیت دینی در واقع مهم ترین بخشش تربیت اخلاق دینی است که مهمترین ا ون را با اجازه عزیزان حسن سلوک و تربیت اجتماعی می دونم . وراهکارهایی که خودم تجربه کردم رو به اختصار برای دوستان می گم.
1-یک رنگ بودن و عدم تضاد والدین در ارتباط با تربیت فرزندان (من و همسرم خیلی تجربه کردیم و خیلی مهمه)
2-عدم تکرار و تاکید مسائل بخصوص رفتار های دینی (همون چیزی که بچه ها اسمش رو می ذارن گیر !!!!)
3- اشاعه رفتار دینی بوسیله خود والدین(اگه می خوای بچه نماز خون بشه خودت همیشه اول وقت بخون)
4-در مواردی که دین مباح دانسته انتخاب رو به خود بچه واگذار کنید (در اتباط با انتخاب حجاب اسلامی یا چادر پاسخ دختر من در این زمینه چادر بود حتی زمانی که ترکیه بودیم)
5_هیچ چیز رو مستقیم به بچه ها نگیم بلکه به طور غیر مستقیم در خانه در موردش صحبت بشه (بچه ها در مودی که مخاطب صحبت نباشند شنونده های خوبی هستند)
6-به بجه بفهمونیم که تربیت و اخلاق اسلامی مهمترین بخش دیندایه


[font=Times New Roman]
عالی و عملی!!!
ممنون خانم زهرا11...Blush
(۷/اردیبهشت/۹۱ ۰:۰۸)نگار نوشته است: [ -> ]عالی و عملی!!!
ممنون خانم زهرا11...Blush
بهترین پاسخ به خواهر زهرا11
سلام خدمت دوستان
یه بنده خدایی به نام دکتر اسلامی تازه سی دی اش رو تهیه کردم نکته جالبی میگفتند: تنها در صورتی میتونی جوابگوی خواسته بی نهایت فرزندان باشید یا اونها رو به اطاعت از خودتون وادارید (البته منظور سلب اختیار نیست) که ارتباط عاطفی قوی با اونها برقرار کرده باشید. متاسفانه در تربیت قدیم ابهت پدران شدید و خیلی ترسناک بودند و درتربیت فعلی پدر و مادر کنیز بچه هستند. اقتدار پدر برای نگه داشتن بنیان خانواده لازم و ارتباط عاطفی اش با بچه ها بخصوص پسران (دخترا که همینجوری عزیز دردونه هستند)ضروری است.اول باید اخلاق درست بشه، روابط اصلاح بشه و اعتماد تو خانواده باشه تا بشه آموزش دینی داد . من عقیده دارم که دین هم باید جزیی از زندگی باشه و بچه بدون آموزش و از رفتار پدر و مادر آموزش ببیند.
من یه پسر 2 ساله آرام و بسیار کنجکاو دارم که حس استقلال طلبی اش تازه عود کرده و مرا بیچاره .
از دوستان و با اجازه دوست عزیزمان که مبحث رو باز کردند خواهشمندم کمی از راهکارهای عملیشون رو در مورد تربیت دینی بگن تا ما هم استفاده کنیم.
دوست دارم قدری از تجربیاتم با پسر 2 ساله ام براتون صحبت کنم.
- پسر من یه سجاده کوچولو داره که تو سجاده منه هر وقت نماز میخونم میاد کنارم میایسته پهنش میکنه.
- وقت غذا اول میگه بسم الله و بعدش میگه خدایا ممنون.
- وقتی کار خوبی میکنه بسیار زیاد تشویقش میکنم، براش دست میزنم و ازش تشکر میکنم و جلوی خودش به باباش هم میگم.
- هرشب قبل از خواب آیه الکرسی و سوره واقعه رو میخونیم، بعضی اوقات هم وسطش میگه لالایی که قطعش میکنم و لالایی می خونم.
- ...........

ان شالله ادامه دارد.
-
(۷/اردیبهشت/۹۱ ۰:۰۳)zahra11 نوشته است: [ -> ][/font]با سلامدوستان انصافاتربیت بچه ها کار خیلی سختیه مخصوصا در زمان ما که انتظار تربیت غیر مستقیم می ره و ما دائما باید مواضب اعمال و رفتارمون باشیم تا بتونیم راه صحیح زندگی رو به بچه ها مون یاد بدیم . البته دوستان مباحث خوبی رو مطرح کردند ولی تربیت دینی در واقع مهم ترین بخشش تربیت اخلاق دینی است که مهمترین ا ون را با اجازه عزیزان حسن سلوک و تربیت اجتماعی می دونم . وراهکارهایی که خودم تجربه کردم رو به اختصار برای دوستان می گم.1-یک رنگ بودن و عدم تضاد والدین در ارتباط با تربیت فرزندان (من و همسرم خیلی تجربه کردیم و خیلی مهمه)2-عدم تکرار و تاکید مسائل بخصوص رفتار های دینی (همون چیزی که بچه ها اسمش رو می ذارن گیر !!!!)3- اشاعه رفتار دینی بوسیله خود والدین(اگه می خوای بچه نماز خون بشه خودت همیشه اول وقت بخون)4-در مواردی که دین مباح دانسته انتخاب رو به خود بچه واگذار کنید (در اتباط با انتخاب حجاب اسلامی یا چادر پاسخ دختر من در این زمینه چادر بود حتی زمانی که ترکیه بودیم)5_هیچ چیز رو مستقیم به بچه ها نگیم بلکه به طور غیر مستقیم در خانه در موردش صحبت بشه (بچه ها در مودی که مخاطب صحبت نباشند شنونده های خوبی هستند)6-به بجه بفهمونیم که تربیت و اخلاق اسلامی مهمترین بخش دیندایه

---------------
ممنون از نظرتون
تشکر از بابت اینکه تجربیاتتون رو در اختیار بقیه گذاشتید و
دیگر اینکه واقعا مطالبی که فرمودید کاملا صحیح است.بعنوان مثال عمده فرزندانی که پایبند مسائل شرعی و نماز هستند از میان خانواده هایی با همین منش و رفتار بوده اند.
"گیر دادن" واقعا راه حل معکوسی برای پیش بردن اهداف تربیتی هست.

قسمت سوم مقاله:

[font=Tahoma]گرامی داشتن شخصیت فرزند
[/b]

[b]
[/b]
اگر با فرزندان خود رفتاری تحقیر آمیز و آمیخته به طعن و ملامت داشته باشیم یا پیوسته آنها را سرزنش کنیم و در حضور دیگران به آنها بها ندهیم، این روش ما سبب می شود که آنها بتدریج خود را به عنوان موجودی بی ارزش و بیمقدار بپذیرند و احساس کرامت و شخصیت را از دست بدهند. این احساس سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست.در برخی خانواده ها می بینیم که پدر یا مادر با به کار بردن الفاظ طعن آلود و گاهی زشت و رکیک فرزندان خود را در حضور خویش و بیگانه تحقیر می کنند. آنها نمی داند که با به کار بردن این گونه الفاظ و نسبت دادن آنها به فرزندان خود، عملاً این خصوصیات پست را به آنها تلقین و تزریق می کنند و از فرزندان خود موجودات بی مقداری می سازند که آمادگی همه گونه پستی و انحراف را دارند. آنها به دست خود شالوده ی شخصیت فرزندان خودرا ویران می کنند و در وادی انحراف و انحطاط رها می سازند.برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود. این روش علاوه بر این که او را در حفظ عزت و کرامت شخصیتش یاری می کند، بر اعتماد او نسبت به ما نیز افروده می شود. گاه لازم می شود ما عذر او را در دست زدن به کاری خلاف براحتی بپذیریم یا حتی خود ، آن را توجیه کنیم. در حقیقت ما با استفاده از این روش به او تلقین می کنیم که وی برتر از آن است که به چنین خطایی دست زند و اگر هم دست به کاری خلاف بزند تصادفی و از روی غفلت و اشتباه است. این گونه شخصیت قایل شدن برای کودکان و نوجوانان سبب می شود که آنها احساس شخصیت اخلاقی را از دست ندهند. منبع :کتاب رفتار والدین با فرزندان


(۷/اردیبهشت/۹۱ ۱:۲۲)یار کوچک نوشته است: [ -> ]از دوستان و با اجازه دوست عزیزمان که مبحث رو باز کردند خواهشمندم کمی از راهکارهای عملیشون رو در مورد تربیت دینی بگن تا ما هم استفاده کنیم.



روشهای تربیت اسلامی

[b] 1 ـ روش پرسش و استفهام
در این روش براى آنکه در متربى انگیزه لازم براى دریافت مطلب، ایجاد گردد، نخست او را به جهل خودش آگاهى مى‏دهیم و سپس به القاى اطلاعات مى‏پردازیم. قرآن کریم در موارد متعددى از این روش استفاده کرده که از جمله آنها در سوره واقعه است: «أفرایتم ما تحرثون ءأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون، لو نشاء لجعلناه حطاما فضلتم تفکهون ؛ آیا آنچه را کشت مى‏کنید ملاحظه کرده‏اید؟ آیا شما آن را (بى‏یارى ما) زراعت مى‏کنید یا ماییم که زراعت مى‏کنیم؟ اگر بخواهیم قطعاً خاشاکش مى‏گردانیم پس در افسوس [و تعجب] مى‏افتید»(واقعه/ 63 ـ 65) و در آیات دیگر مى‏فرماید: «أفرایتم الماء الذى تشربون»؛ آیا آبى را که مى‏نوشید ملاحظه کرده‏اید؟ «ءأنتم انزلمتوه من المزن ام نحن المنزلون؛ آیا شما آن را از (دل )ابر سپید فرود آوردید، یا ماییم فرود آورنده ؟»؛ «لو نشاء لجعلناه اجاجا فلولا تشکرون»(واقعه/68 ـ70)؛ اگر بخواهیم آن را تلخ مى‏گردانیم، پس چرا سپاس نمى‏دارید؟» نمونه‏هاى از اینگونه در قرآن و روایات، فراوان به چشم مى‏خورد.



2 ـ استفاده از قصه و داستان


[/b]
قصه و داستان، تأثیر فوق‏العاده‏اى در تربیت انسانها دارد. داستان و قصه مى‏تواند سرگذشت وقایعى باشد که واقعاً در خارج تحقق پیدا کرده است یا امورى افسانه‏اى وخیالى که انسانها ساخته و پرداخته‏اند. انسانها مایل به شنیدن خاطرات و وقایع گذشتگان و پیشینیان، خصوصاً آنها که با او تعلقى دارند، مى‏باشند. بعلاوه انسانها قادر به تخیل، تجسّم و خلق صحنه‏هایى‏اند که هیچ‏گونه واقعیت خارجى ندارد، اما برایشان لذت آفرین و ثمربخش است. فایده تربیتى داستان زمانى مشهودتر است که نکات و عبرتهاى داستان، به صورتى متصل به داستان و با تأکید زیاد بیان شود. قرآن کریم در موارد متعددى از این شیوه استفاده کرده است، بعلاوه به تصریح خداوند، داستانهاى قرآنى از بهترین داستانهاست: «نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القرآن (یوسف/2)؛ ما نیکوترین داستانها را با این قرآنى که به تو وحى نموده ایم بر تو حکایت کرده‏ایم». و بهترین داستان از نظر قرآن، داستانى است که مخاطب را در تشخیص مسیر صحیح عمل و رفتار کمک نماید و از این راه آرامش خاطر و راحت قلبى براى او فراهم آورد: «وکلاً نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فؤادک و جاءک فى هذه الحق و موعظة و ذکرى للمؤمنین (هود/120) ؛ ما از هر یک از سرگذشتهاى انبیا براى تو بازگو کردیم، تا به وسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم و اراده‏ات قوىّ گردد. و در این (اخبار و سرگذشتها) براى تو حقّ، و براى مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است‏». بعلاوه چون هدف قرآن از قصه، موعظه و تربیت انسان و عبرت دادن به اوست، از داستانسرایى که تنها یک کار ادبى است، چشم پوشیده و به امور جزئى توجهى نکرده است و حتى مواردى از قصه را که دانستن آن فایده‏اى براى متربى در برنداشته، حذف کرده است. این خود، علاوه بر اینکه متربّى را زودتر به انجام قصه مى‏کشاند، از خستگى ذهن او مى‏کاهد. بیشترین استفاده قرآن از قصه، پیامهاى آن است که در قالب نکات رسا و گویا و پند و اندرز و عبرتى براى مخاطبان است. خصوصاً که قرآن با تحریک مخاطبین آنها را به پند گیرى کشانده است: «لقد کان فى قصصهم عبرةٌ لاولى الالباب (یوسف/111)؛ به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان، عبرتى است.»

در لسان ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز، بازگویى اخبار گذشتگان و پیامدهاى عملشان در قالب قصه دیده مى‏شود؛ امام على(علیه السلام) در نهج البلاغه ضمن دعوت مردم به تدبر و اندیشه در احوال مؤمنان گذشته و آنچه در اثر تفرقه و اختلاف کلمه برایشان حادث شده است، مى‏ فرماید:

«و بقى قصص اخبارهم فیکم عبراً للمعتبرین: (از گذشتگان تنها) حکایات و داستانهایى (که بیانگر وقایعى است که بر آنها رفته) نزد شما مانده است، تا پند و عبرتى باشد براى آنها که عبرت گیرند»( نهج البلاغه/خ 192).



[b]3 ـ روش مقایسه اعمال و افکار


[/b]
از دیگر روشهاى عام و مؤثر در تربیت، روش مقایسه اعمال و افکار با یکدیگر است. این امر، خصوصاً در جایى که برداشت و پندار متربى با واقع مغایر است، اهمیت دو چندانى مى‏یابد، چرا که از یکسو پندارها و برداشتهاى متربى را به هم مى‏ریزد و ازسوى دیگر، بنایى نو فراهم مى‏آورد؛ در اینجا به دو نمونه از قرآن و دو نمونه از روایات اشاره می کنیم: « قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُون: بگو:آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند؟»(زمر/9) ؛ «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ یَسْتَوُون: خداوند مثالى زده: برده مملوکى را که قادر بر هیچ چیز نیست و انسان (با ایمانى) را که از جانب خود، رزقى نیکو به او بخشیده‏ایم، و او پنهان و آشکار از آنچه خدا به او داده، انفاق مى‏کند آیا این دو نفر یکسانند؟»(نحل/75) .

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لقضاء حاجة امرء مؤمن احب الى الله من عشرین حجة، کل حجة ینفق فیها صاحبها مأة الف؛ دستگیرى از برادر مؤمن و بر آوردن نیاز و خواسته او، نزد خداوند از بیست حج که در هر حجى یکصد هزار انفاق صورت گیرد برتر است»(اصول کافی/2/193) ؛ امام على(علیه السلام) مى‏فرماید: «شتّان ما بین عملین: عمل تذهب لذته و تبقى تبعته و عمل تذهب مؤونته و یبقى اجره، چقدر بین این دو عمل تفاوت است، عملى که لذتش گذراست و تبعاتش باقى است و عملى که سختى آن تمام مى‏شود و اجر آن پایدار مى‏ماند»(نهج البلاغه/خ 121) .
با سلام خدمت دوستان
من یه مقاله زیبا و پر محتوا درباره تربیت اسلامی فرزندان دارم که بصورت چند مرحله ای به حضورتون ارائه میکنم:
خصوصا جهت دوست عزیزمون " یار کوچک"

نماز:

کودکان درزمان معینی آماده انجام فرایض دینی هم چون نماز ، روزه و...می شوند.
اما پدرومادر می توانند از سالهای ابتدایی عمر کودک اورا با نماز که ستون خیمه دین است آشنا کنند.
دراین امر تشویق نقش بسزایی داردوبسیار موثراست .
کودکی که صبح وظهر ومغرب شاهد وضوگرفتن پدرومادر، زمزمه اذان واقامه آنها وسجاده زیبا و
معطرشان هست .
او هروعده با بلند شدن اذان وقتی سجاده ومهری به اوبدهیم ودرکنارمان بایستد
وشاهد نمازخواندنمان باشد خود برای انجام تکلیف عبودیتش آماده می شود.
کودکانتان را کنارتان به گرمی درآغوش بگیرید . بسیار ببوسید ووقتی حرکات نماز را به تقلیداز شما
انجام می دهند به نگاه مهربان وبوسه وتشویق برای ادامه این کار دراو ایجادانگیزه کنید.
دختربچه ها را با پوشیدن چادرنمازهای زیبا وگلدار ازکودکی با حجاب مانوس کنید تا دربزرگسالی درپی
فلسفه حجاب نباشند که بادانستن فلسفه حجاب کسی با حجاب نمی شود .
کارخوب آنها را به دیگران هم بگویید وتلاش کنید نماز تان را زمانی بخوانید که او متوجه شماست ودل
مشغولی رسانه ای چون تلویزیون یا رایانه اورا از شما غافل نکرده باشد .
احکام را به زبان ساده همراه با مثال ونمونه به او بیاموزید واز به کاربردن کلمات ثقیل بپرهیزید.
هرگز با کودک از جهنم وآتش وعذاب وگناه حرفی نزنید . کودک را با بهشت وزیباییهای آن انس دهید .
ازمهربانی وگذشت ورحمت خدابرایش بگویید وخدارا همانگونه که بزرگ ومهربان وغفور است به او معرفی
کنید نه آنچه در کودکی های خودتان در ذهنتان از خدا ساخته اند.ترسيم جهنم و ترساندن او از جهنم در
سنين كودكي كه روح او لطيف است كار شايسته اي نيست گر چه بايد بداند جهنمي هست اما براي
آدم هاي بد نه كودكان معصوم كه از همين آغاز معصوميت تا پايان عمر بابركتشان مي توانند
خوب و پاك زندگي كنند. زيباشناختي دين را در او تقويت نماييم.
تا با اين ايزار خوبي كه به او مي دهيم هيچ وقت سراغ بديها نرود.
بگذارید با همه کودکی نامهایی چون بهشت ، فرشته ها ، پاداش کار خوب و... را بشنود و
گوشش با این نامها آشنا ودلش مانوس شود.

و اما ضرورت آن:


رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء ( پروردگارا ! من و فرزندانم را از اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعاي مرا قبول فرما)
سوره مباركه ابراهيم ـ آيه شريفه 40
عبارت مشهور "العلم في الصغر، كالنقش في الحجر" (دانش در كودكي، مانند نقش پايدار در سنگ است.)، امروزه با پيشرفت دانش پزشكي و روان پزشكي و به خصوص با پيدايش روان كاوي توجيه كامل علمي پيدا كرده است.
روان شناسي مدرن، با تداعي از مكتب روان كاوي فرويد و نظريات "ژان پياژه"، "جان باولف" و بسياري از دانشمندان ديگر، به ما مي گويد كه مهم ترين دوران زندگي بشر كه به وجود آورنده شخصيت نهايي او خواهد بود، دوران كودكي است. بر اين اساس هر قدمي كه در جهت ايجاد سلامت رواني اطفال برداشته شود، به نوبه خود سبب ايجاد جامعه اي سالم و موفق خواهد شد.
اما بزرگ ترين موهبتي كه ممكن است در جهت ايجاد سلامت رواني نصيب يك طفل نورسيده گردد، پاي گذاشتن او در خانواده اي مؤمن و نمازگزار است.
[تصویر: 0003082%20(1).jpg]تعاليم آيين حيات بخش اسلام كه حتي كوچك ترين مسائل بشري را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولد نوزاد براي او برنامه ها و روش هاي متعددي دارد كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت هميشگي انسان است.
از جمله در بعد سلامت رواني، آيين اسلام به والدين و به خصوص پدر، مؤكداً حكم كرده است كه مثلاً نام نيك بر بچه بگذارند(1) و امروز علماي روان شناسي متفقاً به اين نتيجه رسيده اند كه چگونه نام يك كودك در شكل گيري شخصيت او تأثير گذار است و چگونه يك نام بد ممكن است، موجبات تحقير كودك (مثلاً تمسخر او توسط همسالان ) و در نتيجه تزلزل شخصيتش گردد و يا هنگامي كه روان كاوي در قرن بيستم، حكايت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسي در وجود اطفال مي كند، آنگاه مفهوم عميق آن بخش عظيم از احاديث و روايات معصومين(علیه السلام) كه مثلاً بوسيدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگي منع كرده اند.(2)
[تصویر: 0003082%20(2).jpg]در هر صورت كودكي كه در خانواده مؤمن و نمازگزار به دنيا مي‌آيد و زمزمه حيات بخش اذان و اقامه در گوش راست و چپش نخستين نغمه زندگي او مي‌گردد، كودكي است كه گام در مسيري سعادت‌بخش گذاشته است.
تغذيه كودك تا دو سال به وسيله شير مادر و بهره‌مندي كامل او از آغوش پر مهرش كه يك موهبت اسلامي است به او ايمني محيرالعقولي در مقابل بخش عظيمي از بيماري هاي رواني مي‌بخشد. مثلاً احتمال اضطراب يا افسردگي كه بر اثر جدايي از مادر به وقوع مي پيوندد، بسيار كم مي شود. چرا كه امروزه روشن شده است اكثر كساني كه به دام مهلك اعتياد گرفتار مي آيند كساني هستند كه در كودكي، از شير و آغوش مادران شان محروم بوده اند.(3)
شيوع اسكيزوفرني كه خطرناك ترين و مهلك ترين بيماري در روان پزشكي است در بچه هاي خانواده هاي مسلمان و نمازگزار بسيار کم است، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكيزوفرني، ارتباط معني داري با وجود سيستم زن سالاري در اداره خانواده ها دارد (4) که مسلماً در خانواده هاي نمازگزار، با رعايت اصول درخشان قرآني، از قبيل(الرجال قوامون علي النساء) و رد صريح و قاطع سيستم شوم "زن سالاري‌"، قدم بزرگي در جهت كاهش ميزان ابتلا به اين اختلال برداشته مي شود.
همچنين درباره آثار مثبت و متعدد، قانون مؤكد اسلامي مبني بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگي و پرهيز از تنبيه و محدوديت براي آنها مي‌توان تعمق بسيار نمود.
[تصویر: 0003082%20(3).jpg]اما بعد ديگر، تأثيري است كه نماز به طور مستقيم بر حالات رواني اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل مي شود.
شروع نماز در سنين كودكي سبب مي شود كه او اين صفت حسنه را به صورت يك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملكه نمايد و جزو برنامه هاي هميشگي زندگي خود، قرار دهد و در نتيجه از همه فوايد نماز، در بعد سلامت رواني در آينده برخوردار گردد.
به علاوه با شروع نماز در دوران كودكي، مفاهيمي مثل خدا و مذهب و دستوراتي مثل تعاليم اسلامي، چنان در ذهن پذيرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگيني و تيرگي گناهان ظرفيت هاي فكري و مغزي او را آلوده نكرده است، جاي مي گيرد كه امكان شك و ترديد در اين زمينه در آينده بسيار كاهش مي يابد.
اين نكته به خصوص بايد مورد توجه خانواده هايي قرار گيرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان مي دانند اما وقتي كه فرزندشان به سن تكليف مي رسد او را به بهانه اين كه:
"هنوز خيلي كوچك است !" به خواندن نماز تشويق نمي كنند. اين مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكليف آنها پايين تر است (9 سالگي)، شيوع بيشتري دارد، مسبب عوارض مخرب بسياري در آينده كودك خواهد شد.
در حقيقت پدر و مادراني كه با دلسوزي ساده انديشانه، فرزند خود را به برپاداري نماز تشويق نمي كنند، خيانت بزرگي از جهت محروم نمودن كودك خويش از اين نعمت بزرگ مرتكب مي شوند. چرا كه به اين ترتيب گويي به آلودگي كودك خويش، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختي ها و بيماري هاي جسمي و رواني، رضايت داده اند و او را به خسارت سنگين در دنيا و آخرت محكوم نموده اند.
به همين دليل است كه آيين مقدس اسلام و به خصوص ائمه بزرگوار شيعه(علیه السلام) با توصيه هاي مؤكد، مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز به كودكان فرا خوانده اند و حتي با اين كه از مجازات ها و تنبيهات بدني در مورد كودكان، به خصوص قبل از 7 سالگي، منع نموده اند در مورد ترغيب به نماز گاهي امر به تنبيه كودكان فرموده اند. در اين مورد در حديثي معتبر از حضرت امام صادق(علیه السلام) آمده است كه فرمودند: چون پسر، سه ساله شود، پدر و مادر به او مي گويند كه: هفت مرتبه بگو "لا اله الا الله" و چون سه سال و هفت ماه و بيست روز از عمرش بگذرد، به او مي گويند كه هفت مرتبه بگويد: "محمد رسول الله" ، پس چهار سالش تمام شود به او مي گويند كه هفت مرتبه بگويد: "صلي الله علي محمد و آله" پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا مي دارند كه خدا را سجده كند.
اما چون شش سالش تمام شود. نماز را به او ياد مي دهند و چون هفت سالش تمام شد، وضو را به او ياد مي دهند و او را به نماز امر مي كنند و چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را به خوبي به او مي آموزند و از ترك وضو و نمازاو را نهي کنند. پس چون كودك وضو و نماز را ياد گرفت، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزيد.(5)
مفاهيم عميق اين حديث از جمله اين كه اقامه نماز پس از اقرار به توحيد و نبوت (كه اساسي ترين اصول اعتقادي اسلام هستند) قرار گرفته و اين كه عمل به اين حديث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقي شده است، بايد به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگيرد.
در ادامه و تکمیل کردن مقاله دوست عزیز m.r.amiri:

اگر می خواهید فرزندی دیندار داشته باشید این سه نکته را بخوانید و فراموش نکنید:

۱) تدریجی بودن تربیت
یکی از مهم‏ترین اصول در تربیت دینی، اصل تدریج است. در جهان هستی هر پدیده و رویداد دارای ضابطه و قانونی است. هر چیزی ظرفیت و اندازه‏ای خاص دارد. پرورش ابعاد روحانی انسان هم از ضابطه و قانون تدریج و تکامل پیروی می‏کند. سنت تدریج در حوزه تربیت دینی یک اصل است.
پرورش دینی باید با برنامه‏ریزی زمانبندی شده متوازن، همراه با تربیت بدن و به پیروی از عقل، مبتنی بر شناخت نیازها، علایق و قابلیت‏ها انجام گیرد.آموزه‏های پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در تربیت دینی این اصل را خاطرنشان می‏سازد که پرورش باید در چرخه‏ها و دوره‏های رشد: ـ «رشد بدنی، ذهنی و عقلی» ـ و براساس یک سیر منظم صورت گیرد.
بر این اساس، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دوره‏های تربیتی را به سه دوره: سیادت، اطاعت و وزارت تقسیم می‏کند و برای هر کدام با توجه به نیازهای آن دوره دستور عمل‏های خاص بیان می‏کند.
عدم توجه به اصل تدریج، مربیان را با مشکلات زیادی روبه‏رو می‏گرداند؛ زیرا اگر کودک به یکباره بدون آمادگی تدریجی، در همان روز مقرر که مکلف می‏گردد، با انبوهی از تکالیف روبه‏رو شود و خود را ملزم به رعایت همه آنها بداند، قطعا شانه خالی می‏کند و از عهده این همه وظیفه و مهم برنمی‏آید. اگر هم بپذیرد، تکلیف (که یک شرافت ارزشمند می‏باشد) برای او خاطره‏ای شیرین و به یادماندنی نخواهد بود. مثل اینکه شخصی را بدون هیچ آمادگی به درون حوض آب سرد پرتاب و دچار شوک کنیم، در حالی که اگر آرام آرام بدن خود را داخل آب می‏کرد، برای او هیچ مشکلی پیش نمی‏آمد.
کودکی که هیچ انسی با نماز نداشته، یک دفعه مکلف می‏شود که شبانه‏روز هفده رکعت نماز بخواند و یا دختر خانمی که هیچ گونه پایبندی، گرچه اندک به پوشش نداشته، الان مجبور می‏گردد حجاب را به طور کامل رعایت کند نماید! طبیعی است که دچار وحشت می‏شود.
[تصویر: 00030811.jpg]۲) تاثیر احترام
انسان‏ها از نظر روانی، به احترام نیاز دارند و غالبا به افراد و پدیده‏هایی توجه می‏کنند که نیاز آنها را تأمین نماید، بدین جهت یکی از اصول اساسی در تربیت دینی، توجه به «اصل احترام» است.
بدون احترام و گرامی داشت شخصیت کودک، توفیق چندانی در تربیت دینی نخواهد بود. به خاطر اهمیت این اصل، رسول اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به عنوان والاترین الگوی تربیتی و بزرگ‏ترین مربی انسان‏ها، اهتمام خاصی نسبت به گرامیداشت و احترام به کودکان داشتند. در برخورد با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام توجه به این اصل را در سیره تربیتی حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خوبی می‏بینیم. نقل می‏کنند:
رسول اکرم نشسته بودند، حسن و حسین علیهماالسلام وارد شدند، حضرت به احترام آنها از جای برخاست و به انتظار ایستاد. کودکان آرام می‏آمدند، لحظاتی طول کشید، از این‏رو رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خود به طرف کودکان پیش رفتند و از آنان استقبال کردند، بغل باز کردند و هر دو را در آغوش گرفتند.
رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای امام حسن و امام حسین احترام ویژه‏ای قائل بودند و با عنایت خاص برخورد می‏کردند، مَنِش و روش برخورد ایشان با کودکان دیگر نیز نشان از احترام به آنان داشت. سیره‏نویسان گزارش داده‏اند: هر وقت که رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از سفری برمی‏گشت، در راه با کودکان برخورد می‏کرد و به احترام آنها می‏ایستاد، سپس امر می‏فرمود که کودکان را از زمین بلند کرده و به حضرت دهند. رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعضی را در بغل می‏گرفتند و به اصحاب امر می‏فرمود کودکان را بغل بگیرید. اطفال از این برخورد محبت‏آمیز، بی‏اندازه خوشحال می‏شدند و این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمی‏کردند. همین شیوه و روش را پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به والدین توصیه می‏کرد و می‏فرمود:
«به فرزندان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده با آنها برخورد کنید.»
احترام به کودکان در سیره رسول اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اهمیت داشت و گاهی اتفاق می‏افتاد حضرت جهت رعایت حال کودکان، نماز خود را به سرعت پایان می‏داد. امام صادق(علیه السلام) نقل می‏کند که رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نماز ظهر را با مردم به جماعت گزارد و دو رکعت آخر را به سرعت و با حذف مستحبات خواند. پس از نماز مردم گفتند: یا رسول اللّه‏! آیا در نماز پیشامدی شد، حضرت فرمود: مگر صدای گریه کودک را نشنیدید؟

۳) اعتدال لازم است
یکی دیگر از اصول تربیت اسلامی اصل اعتدال است. با توجه به ظرفیت‏های مختلف انسان‏ها، این اصل در تربیت دینی ضرورت جدی پیدا می‏کند.
اعتدال است که انسان را به صراط مستقیم هدایت می‏کند. سیره رسول اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دعوت مردم به دین و دینداری، براساس اعتدال و میانه‏روی بود. امیر مؤمنان(علیه السلام) فرمود: «سیره حضرت در زندگی اعتدال بود» و به صورت مؤکد امت را به اعتدال دعوت می‏فرمود:
«من و پرهیزکاران امتم از تن دادن به کارهای تحمیلی (که آمیخته به رفتار ساختگی و مایه ناراحتی و مشقت است) منزه و پیراسته هستیم.»
والدین عاقل توجه به اصل اعتدال را در تربیت دینی همیشه مورد توجه قرار می‏دهند. عدم توجه به این اصل مهم و اساسی، همچون آفتی است بر سرزمین وجود تربیت‏شونده که ریشه دین و دینداری و ایمان فطری او را می‏خشکاند. برون‏رفت از مسیر اعتدال در تربیت دینی بسیار آسیب‏زا است، از این‏رو در نظام تربیتی اسلام، توجه به اصل اعتدال همیشه مورد نظر بزرگان دینی قرار داشته، رمز موفقیت رسول اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دعوت فراگیر و گسترده مردم، توجه به این اصل بوده است.

دوستان عزیز در رابطه با " دوران طلایی تربیت فرزند" کسی اطلاعی داره؟

اینکه شامل چه محدوده سنی هست و چرا دوره طلایی به اون نسبت داده میشود؟
با سلام
من خودم هنوز ازدواج نکردم که پدر بشم ولی تا جایی که اطلاع دارم عوامل زیادی در تربیت بچه نقش دارن (محیط،خانواده،دوستان،مدرسه،رسانه،بازیهای بچه و...)
ولی به نظر من بهترین عامل رفتار پدر و مادر هستش!
مثلن خودم رو مثال میزنم وقتی از کوچیکی دوران کودکی در خونه ما پدرم نماز میخونه مادرم نماز میخونه جلوی چشم منه بچه! توی ذهنم هک میشه و یا در ماه رمضان تمام خونه روزه هستن و...ویا پدر و مادرم تا حالا جلوی ما اصلن به همدیگه بی احترامی نکردن
کودک ها چیزهایی رو که میبینن و میشنون یاد میگیرن.
دقت کردین که آمار دوست پسر دوست دختر بازی در بچه های دهه 60به بعد زیاد شد؟؟سال 1370به بعد!
این نشون میده که یا ما کار فرهنگی نکردیم و یا دشمن بهتر از ما انجام داده!
در ضمن ذات پاک یادتون نره! بچه ای که شیر پاک خورده باشه خیلی کمتر گیر این چیزها میفته
من خودم خیلی به ذات آدمها معتقد هستم
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع