(۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۵۴)خادم الامام نوشته است: [ -> ]سلام
عزیزان حرف همه شما درست
ولی من خودم دانش آموزم دارم تو این محیط بزرگ میشم
بچه ملا داریم 7تا دوس دختر داره
سید داریم به گروه های انحرافی و انحطاطی کشیده شده
معلمی داریم......(استغفرالله)
هرچی باشه بچه شاید تو خونه و پیش بزرگتر ها یه اخلاقی داشته باشه-مودب باشه-مذهبی باشه-نماز خون باشه و .....
ولی باور کنین پیش دوستان یه جور دیگه هست.
رفتار اصلی بچه پیش دوستاشه
امتحانش ضرری نداره
میتونید بچه تون رو تعقیب کنین یا از دوستاش طوری بپرسین که شک نکنن و ....
میبینید تاثیرات محیطی بسیار بیشتر از تاثیرات درون خانواده ست
بسیار زیاد
به نظر من هم مدرسه مرکز ترویج هرچیزیه به غیر از انسان بودن
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز :
حقیر با نظر شما مخالفم . این نوع رفتارها بخاطر فشار زیادی هستش که والدین به فرزندانشون وارد میکنن . منظورم این نیست که والدین فرزندان رو رها کنن . بلکه شیوه تربیت اصولی و درست در پیش بگیرن .
شاید درست نباشه بگم ؛ اما دور و برم حقیر هم دوستان به قولی ناباب بودن . دزد و عرق خور و منحرف جنسی که روابط نامشروع داشته و هزار جور چیز دیگه . . . خانواده هم نقش داره و خود فرد هم نقش داره . بابا ما که از یه سیاره دیگه نیومدیم ؛ ما هم مال همین کشور و مملکت هستیم و همین جا بزرگ شدیم . خانواده نقش تعیین کننده داره . الکی بحث نکنین . . . همین که گفتم . . . 
شوخی کردم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
(۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۱۷)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز :
حقیر با نظر شما مخالفم . این نوع رفتارها بخاطر فشار زیادی هستش که والدین به فرزندانشون وارد میکنن . منظورم این نیست که والدین فرزندان رو رها کنن . بلکه شیوه تربیت اصولی و درست در پیش بگیرن .
کدوم فشار عزیزم؟
این که بابات نمیذاره تا بعد اذن بیرون بمونی
یا این که مامانت نمیذاره با دختر های فامیل رابطت باز باشه
یا این که نمیذارن دوستای
دزد و عرق خور و منحرف جنسی که روابط نامشروع داشته و هزار جور چیز دیگه
داشته باشیم
آیا اینها فشاره؟
انصاف رو هم در نظر داشته باش
همین مدارس هستند که خانواده های فردا رو پایه ریزی میکنن!!!!
(۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۵۱)خادم الامام نوشته است: [ -> ] (۱۹/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۱۷)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز : حقیر با نظر شما مخالفم . این نوع رفتارها بخاطر فشار زیادی هستش که والدین به فرزندانشون وارد میکنن . منظورم این نیست که والدین فرزندان رو رها کنن . بلکه شیوه تربیت اصولی و درست در پیش بگیرن .
کدوم فشار عزیزم؟
این که بابات نمیذاره تا بعد اذن بیرون بمونی
یا این که مامانت نمیذاره با دختر های فامیل رابطت باز باشه
یا این که نمیذارن دوستایدزد و عرق خور و منحرف جنسی که روابط نامشروع داشته و هزار جور چیز دیگه
داشته باشیم
آیا اینها فشاره؟
انصاف رو هم در نظر داشته باش
همین مدارس هستند که خانواده های فردا رو پایه ریزی میکنن!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز :
درباره ی مدرسه حق با شماست . اما مگه ما توی همین مدارس بزرگ نشدیم ؟ مگه اونجا هم همین بچه ها نبودن که هزار جور کار میکردن و فیلم رد و بدل میکردن !!!؟؟؟ پس چرا ما دنبال این چیزا نرفتیم ؟
اصلا بذارید یه خرده راحت تر صحبت کنم ؛ امیدوارم که ناظرین و اساتید ناراحت نشن :
1) میگید ماهواره بده ، نه ؟ اصلا هم بد نیست ؛ در صورتیکه :
پدر خانواده کانالهای رمز دار برای خودش ایجاد نکنه تا بچه رو حریص بکنه که این کانالها برای چی قفل شدن . . .
پدر خانواده نشینه آخر شب فیلم های مورد دار نگاه کنه . . .
پدر خانواده نکنه یه وقت به خانوم های توی خیابون و افراد فامیل یه جور دیگه نگاه کنه . . .
2) والدین وقتی خودشون منکرات رو رعایت نمیکنن ، هیچوقت نمیتونن جلوی بچه اش رو بگیرن . . .
3) والدین وقتی حلال و حروم سرشون نشه ، نباید از بچه توقع داشته باشن که اینا رو رعایت کنه . . .
4) والدین وقتی جلوی بچه حرمت همدیگه رو نگه نمیدارن ، توقع نداشته باشن که بچه شون حرمت شون رو نگه داره . . .
5) والدین خانواده وقتی دم از مسلمونی میزنن ، نکنه یه وقت موارد بالا رو رعایت نکنن . . .
و . . .
دیدین چقدر خانواده نقش داره ؟ دیدین خانواده چقدر میتونه تربیت بچه رو تحت تأثیر قرار بده ؟
کلام شما کاملا متین ؛ مدارس از پایه خرابه . اما خانواده که میتونه کاستی هایی که توی مدارس رعایت نمیشه ، جبران کنه . نمیتونه ؟
هر سوالی داشتین ، حقیر در خدمتم تا به اندازه ی دانشم به شما پاسخ بدم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
به قول آقای رائفی پور
این انگلیس ها (گروه شیطان) واقعا کارشونو بلدن
یه مثال ساده میزنم که همتون تجربشو تا حدودی دارین و شاهد بودین
زمان آمادگی بدن برای تولید مثل تقریبا از 15 سال شروع میشه و از اون به بعد مخصوصا تو 17-20 سالگی اوج فعالیت جنسی و تولید مثل هست. ولی شما ببینین با جا انداختن رسوم غلطی مثل مهریه سنگین و بالا بردن سن ازدواج چی کردن؟ سلامت و بهره هوشی بچه هایی که در سنین حدودا 20 سالگی والدین متولد میشن بهتره و رشد و قدرت بدنی و حتی چهره ی بهتری خواهند داشت.
این از بچه ها و رشدشون
ولی مسئله ای که به خودمون مربوط میشه: در زمان اوج شهوت جنسی زمانی که همسر و شریکی برای زندگی نداشته باشیم تا (لتسکنو الیها) اون موقع هست که هزاران گناه مختلف ازمون سر میزنه. گناهانی که در روایات اومده عرش الهی رو به لرزه میندازه. همجنسبازی و زنا و استمنا و.... هرزه بازی و....
خانواده های ما به طور خودکار ایزوله شدن و به این راه هدایت شدن و در نتیجه وضع ما اینجوری شده.
افراط و تفریط..... چی بگم از این مورد که هرچی گفته بشه کم گفتم. در کلاس ما دو نفر هستن که یکیش خانواده خیل آزادش گذاشتهدر نتیجه هر شب همخواب یک نفر یا سر مجلس شراب هستش. یکی دیگه هم هست که خیلی محدودش کردن و به قول پدر خود خانواده به تنهایی نمیتونه از خیابون رد بشه. ولی همون پسر به قیمت 5 هزار تومن سی دی فیلم غیر اخلاقی رو که بقیه 2000 تومن تهیه میکنن رو با هزار التماس میخره و باهاش دست به عمل استمنا میزنه. کاری که از زنا بدتره.
کادر مدارس رو اگر یک بررسی اجمالی بکنید خیلی چیزها دستگیرتون میشه. میفهمین علت خیلی ناهنجاری ها رو در مدارس. معاون مدرسه ما طوری سر بچه ها فریاد میزنه که خدا شاهده پدر من تو باغ سر سگ اون طور داد نمیزنه.
معلم دینی ما هر کلاسی میره تو یه زنگ 3 نفر رو از کلاس اخراج میکنه. معلم دینی چند بار با سیلی و لگد بچه ها رو زده و 2 بار هم جاش کبود شده. کبود شدن بدن به عمد چیزیه که حتی اگر در سینه زنی اباعبدالله اتفاق بیفته گناهه.
به همه هم میگه خر و حیوون و تو آدم نیستی و... . یه بار خواست منو بزنه اومد نزدیک دید هیکلم گندس برگشت.
فقط یکی دو تا معلم خوب داریم که همه دلخوشیمون اونان
دستشویی مدارس هم که صحبت نکنم بهتره. از همشون دود بلند میشه و توش دارن سیگار میکشن. قبلا هرکی سیگار میکشید رو با انگشت نشون میدادن ولی الان کسایی رو که سیگار نمیکشن
تو خیابون که میری چندین نفر از همسن یا کوچیکتر از من ها مست رو ترک موتورن و مزاحم نوامیس مردم میشن و تو جیب همشون هم چاقو. طوری که من با اینکه چندان از زور بازو به حول و قوه الهی بی بهره نیستم هم میترسم ازشون
یه جایی خوندم که یکی از نوچه های ابلیس پرسید: چرا باید مسلمونا رو به گناه بکشونیم؟ ابلیس: اینا که گناه میکنن آقاشون دیر تر میاد. اگه آقاشون بیاد روز همه ماها سیاه میشه
..............
مطلبم طولانی شد ولی باید بگم با این وضع فک نکنم تا 10 سال دیگه اگه این وضع ادامه پیدا کنه جامعه چندان خوبی داشته باشیم
به نظر من یکی از دلایل عدم ظهور آقا شاید نبود 313 نفر یار و همراه واقعی برای اون حضرت وگرنه تو حرف خیلیا هستن فک کنم 40 میلیون فقط تو ایران باشه
به قول حافظ: ترسم به روز حشر عنان بر عنان روند/ تسبیح شیخ و خرقه ی رند شرابخوار
با سلام به همه دوستان عزیز.تاپیک بسیار مفیدیه.پدرم همیشه میگفت دوست دارم چادر بپوشی.ولی هیچ وقت نمیگفت چرا.بزرگتر شدم.با جنسیتم آشنا شدم و جنسیتی به اسم مذکر.تحقیق کردم فهمیدم به این دلیل و این دلیل و این دلیل اگه چادر و حجاب کامل داشته باشم امنیتم بیشتره جدا از شخصیتی که چادر به یه زن میده.مشکل از اینجاست که پدر و مادرها برای امر و نهی ای که به فرزندشون میکنن برای تربیت بهترش پاسخی ندارن.اگه ما به عنوان پدر و مادرهای آینده از الان شروع به تحقیق و مطالعه و بالا بردن معلوماتمون در زمینه تربیت بچه ها کنیم میتونیم خیلی راحت طریقه رفتار با کودکمون رو بسته به دختر یا پسر بودنش یاد بگیریم و از همه مهمتر یاد بگیریم راههای دوستی و نزدیک شدن به فرزندان رو که اگه فرزند متوجه بشه دوستای خوب و الگوهای خوبی مثل والدینش داره هیچ وقت تحت تاثیر دوستان و مدرسه و محیط و رسانه قرار نمیگیره.بیاید یاد بگیریم چکار کنیم که بچه هامون به رفتار و گفتار ما اعتماد کنن.آیینه چیزی رو نشون میده که روبروش ایستاده.فرزندان مثل آیینه ان.بیاین تغییر و والا بودن رو از خودمون شروع کنیم و جلوی آیینه بایستیم تا منعکس بشیم در رفتارهای بچه هامون.
درسته که تربیت والدین و دوستی اون ها با فرزندان خیلی مهمه ولی از سن 12 سالگی به بعد گرایش به جمع دوستان خیلی شدید میشه و باید واسه اونم فکری کرد. که اینم بگم اگر تمام خانواده ها بچشون رو خوب تربیت کنن اون موقع دیگه نگرانی بابت گروه همسالان هم کمتر میشه
یه چیز دیگه هم که باب شده دوستی نوجوانان با سنین بزرگتر از خودشونه و به شدت افزایش پیدا کرده و خود این امر به نوعی باعث مواردی تو جامعه میشه
دوست و همنشين بد ميتواند يكي از دامهاي خطرناك براي انسان باشد. قرآن از زبان افراد منحرف كه گرفتار عذاب دوزخ شدهاند چنين ميفرمايد: «واي بر من، اي كاش فلان مرد بد كار را رفيق نميگرفتم، كه رفاقت او مرا از پيروي حق محروم ساخت و گمراه گردانيد. آري، شيطان براي انسان مايه سرافكندگي و خواري است.»
در شأن نزول آيات فوق نوشتهاند عقبة ابن ابي معط، روزي از سفر بازگشت و جمعي از بزرگان قوم و از جمله پيامبر را براي صرف غذا به منزل خود دعوت نمود. چون غذا حاضر شد، پيغمبر صلي الله عليه و آله از خوردن غذا خودداري كرد و فرمود: تا تو را مسلمان نبينم از غذايت نميخورم، او شهادتين را بر زبان جاري كرد و پيغمبر صلي الله عليه و آله را خوشحال نمود. اين خبر به «ابي بن خلف» رسيد و او عقبه را بر اين عمل سرزنش كرد. تمسخر و سرزنش، و وسوسههاي ابي، به قدري در عقبه مؤثر افتاد كه كارش به ارتداد كشيده و مجددا به شرك بازگشت و اين آيات دربارهاش نازل گرديد.
اين آيات هشداري است به مسلمانان خصوصا جوانان، كه در انتخاب دوست از رفاقت با افراد ناباب پرهيز كنند و موجبات انحراف و گمراهي خود را با دست خويش فراهم نسازند.
دوستي عاملي است كه انسان را به مشابهت ميكشاند با توجه به اين عامل وقتي انسان با دوستاني نامناسب رابطه برقرار ميكند ناخودآگاه بسان بيماريهاي واگيردار خصلتهاي آنان در او اثر ميكند. حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «لا تصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم» «از مصاحبت با فرد فاسد و شرور بپرهيز كه ناخودآگاه طبع تو بدي را از طبع او ميدزدد.»
جواني كه با دوستاني منحرف دوست ميشود از آنان تقليد خواهد كرد. اگر ما در جامعه از تمامي آناني كه سيگار ميكشند يا معتاد هستند از علت آلودگي آنها سؤال كنيم خيلي از آنها جواب ميدهند دوستان بد باعث شدهاند كه ما به اين عمل دست بزنيم.
الحذر از اين رفيقان الحذر - اين سپاه دشمن است اي بي خبر
«لرد آويبوري» ميگويد:
«بايد در انتخاب دوستان دقت كرد؛ غالب معصيتهاي ما در نتيجه معاشرتهاي بي جا پديد ميآيد انسان در اجتماع ناگريز با برخي از طبقات مردم آشنا ميگردد، بسا ميشود در نتيجه آشنايي با فرومايگان در پرتگاه سقوط ميافتد.
ممكن است افراد فرومايه نسبت به آشنايان خود منظور بدي نداشته باشند. ولي مانند عقرب، فقط به اقتضاي طبيعت خود اخلاق زهر آلود را در روح آنان تزريق ميكنند. بعضي اشخاص چنان به خود اعتماد دارند كه گمان ميكنند از معاشرت بدان، ضرري نخواهند برد. شخصيت خود را بالاتر از آنان ميدانند كه اخلاق نكوهيده بتواند در آنها اثر كند، غافل
از آن كه پنبه در مجاورت آتش، ناچار مشتعل ميشود و انسان به گونهاي است كه فساد خيلي زود در روحش اثر ميكند، كسي كه به فضيلت خود مغرور است و از معاشرت با افراد فرومايه پرهيز نميكند مانند كسي است كه خانه خود را در گذرگاه سيل قرار ميدهد به اين خيال كه سيل به خانهاش رخنه نخواهد كرد.»
هر روز در روزنامهها و مجلات از سرنوشت جوانان فريب خورده اطلاع مييابيم كه به سبب رفاقت با دوستان ناباب گرفتار فساد و جنايت شدهاند از جمله:
جواني كه به جرم سرقت به زندان افتاده بود. گفت:
«دوستان نامناسب مرا از راه صحيح به در بردند. و از من، يك سارق حرفهاي ساختند. من از تمام جوانان ميخواهم كه از سرنوشت من عبرت گيرند و هرگز دوستان ناباب را به جاي خانواده سرمشق نگيرند.»
جوان 19 سالهاي كه به اعدام محكوم شده بود گفت:
« در تهران با عدهاي از همكارانم دوست شدم. اي كاش هرگز به تهران نيامده بودم و هرگز دوستي نداشتم! آنها به من پيشنهاد سرقت دادند ابتدا نپذيرفتم، ولي آنان مرا با حرف هايشان راضي نمودند و سرانجام در حال سرقت و درگيري، صاحب خانه را كشتم اكنون به جوانان توصيه ميكنم كه با دوستان ناباب گام برندارند، تا به سرنوشت شوم من گرفتار نشوند.»
جوان ديگري در پاي طناب دار سه بار بلند گفت:
«اين عاقبت دوست بد است اين عاقبت دوست بد است....»
نجاشي از شعراي پيرو اهل بيت عليهم السلام و از شيعيان حضرت علي عليه السلام بود. در يكي از روزهاي ماه مبارك رمضان قبل از ظهر براي نماز خواندن پشت سر علي عليه السلام به سوي مسجد ميرفت، از كنار خانه يكي از دوستانش كه شخصي نااهل بود رد ميشد ديد دوستش جلوي در نشسته است، سلام كرد و بعد از احوالپرسي پرسيد: كجا ميروي؟
نجاشي گفت: جهت اداي نماز جماعت به مسجد ميروم.
دوستش گفت: حالا كه ظهر نشده؟
نجاشي گفت: ميخواهم در مسجد قدري قرآن بخوانم تا حضرت علي عليه السلام بيايد و نماز را به جماعت با او بخوانم.
رفيق گفت: فعلا به منزل ما بيا تا قدري با هم صحبت كنيم، و با اصرار او را به منزل برد.
در منزل، نجاشي را وسوسه كرد و شراب ناب و كباب بره آورد و گفت: بيا بخوريم.
نجاشي امتناع كرد، ولي دوستش او را وسوسه كرد و گفت: خدا ارحمالراحمين است و گناهان را ميبخشد بيا امروز را خوش باشيم و...
بالاخره خوردند و نوشيدند و مست شدند و داد و فرياد آنها بلند شد.
در مسجد به اميرالمؤمنين عليه السلام خبر دادند كه شاعر علاقهمند شما كه جايش در صف اول جماعت بود شراب خورده است.
حضرت فرود: صاحب خانه و نجاشي را با هم بياوريد.
نجاشي از حكم دستگيري خود مطلع شد و گريخت، اما صاحب خانه را گرفته و حد بر او جاري كردند.
بعضي از بزرگان طايفه نجاشي نزد حضرت وساطت كردند تا از جرم او بگذرد، ولي حضرت فرمود: ميگوييد حد خدا را جاري نكنم؟
آنها حضرت علي عليه السلام را تهديد كردند كه اگر او را حد بزني طايفه ما با شما دشمن ميشوند.
حضرت فرمود: اگر تمام جهان بر ضد من متحد شوند من حكم شرعي را انجام ميدهم.
بالاخره نجاشي را دستگير كرده و حد بر او جاري كردند. و در همان شب نجاشي به طرف شام فرار كرد و به معاويه پيوست.
معاويه جلسه خير مقدم براي او تشكيل داد و او را خيلي احترام كرد و اشراف و سفرا را دعوت كرد و به همه شام داد، و بعد از شام به نجاشي گفت: من اين مجلس را براي تو برپا كردهام و علي هم تو را شلاق زده و از او فرار كردهاي، حال برخيز و مقداري از من تعريف و از علي بدگويي كن.
نجاشي برخواست و گفت: مردم، من از دست علي حد خورده و از او فرار كرده و اينجا آمدهام، و معناي اين كار آن است كه من نتوانستم زير پرچم عدل علي باشم، زير پرچم ظلم معاويه آمدم.