۲۶/اردیبهشت/۹۱, ۲۳:۵۴
«6» ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَكُم بِأَمْوَلٍ وَ بَنِينَ وَجَعَلْنَكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم.
سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم.
نكته ها:
ظاهر آيه اين است كه پس از فسادگرى و شكست بنىاسرائيل، خداوند دوباره آنان را با سرمايه و فرزندان سروسامان دهد، ولى احتمال دارد مخاطب «رَدَدنا لكم الكرّة»، همان «عباداً لنا اولى بأس» آيه قبل باشد، يعنى به بندگان سلحشور خويش دو لطف داريم: يكى تارومار كردن متجاوزان بنىاسرائيل، و ديگرى به قدرت و حكومت رساندن آنان.
پيامها:
1- مهلت دادن و امتحان مجدّد از طريق سرمايه وفرزندان، از سنّتهاى الهى است. «رَددنا لكم»
2- سرمايه ونيروى انسانى، وسيله قدرت وحكومت است. «اَمددناكمباموالٍ وبنين»
3- لطف خدا، هم شامل فرد گنهكارى مىشود كه توبه كند، و هم امّت گنهكار كه گوشمالى شده و بازگشته باشد. «رَددنا لكم الكرّة»
4- كثرت جمعيّت، از نعمتهاى الهى است. «جعلناكم اكثر نفيراً»
«7» إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ الْأَخِرَةِ لِيَسُُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيراً
اگر نيكى كنيد به خودتان نيكى كردهايد واگر بدى كنيد (باز هم) به خود بد كردهايد. پس همين كه وعدهى (فسادگرى) دوّم فرا رسد (جنگجويان نيرومند و مؤمن را براى قلع وقمع شما مىفرستيم) تا سيماى (نظامى و عزّت دنيوى) شما را زشت نمايند و(براى گرفتن قدرت) به مسجدالاقصى وارد شوند، همان گونه كه بار نخست وارد شدند وتا آنچه را زير سلطه درآوردهاند، به سختى ويران كنند.
اگر نيكى كنيد به خودتان نيكى كردهايد واگر بدى كنيد (باز هم) به خود بد كردهايد. پس همين كه وعدهى (فسادگرى) دوّم فرا رسد (جنگجويان نيرومند و مؤمن را براى قلع وقمع شما مىفرستيم) تا سيماى (نظامى و عزّت دنيوى) شما را زشت نمايند و(براى گرفتن قدرت) به مسجدالاقصى وارد شوند، همان گونه كه بار نخست وارد شدند وتا آنچه را زير سلطه درآوردهاند، به سختى ويران كنند.
نكته ها:
آنچه در حوادث تاريخى اهميّت داشته و موجب سازندگى مىشود، عبرتها و درسهاى آن است، نه جزئيات حوادث. ماجراى تارومار شدن مستكبران يهود به دست بندگان مؤمن خدا كه در دو آيهى اخير بيان شده، براى اين است كه بگويد: استكبار وكفر، بىپاسخ نيست. چون همين هدف كلّى و تربيتى مقصود بوده است، لذا آيه به ذكر جزئيّات درگيرى ونفرات وسلاح نپرداخته است، مثل داستان حضرت يوسفعليه السلام كه چون هدف تربيتى و عفاف آموزى دارد، خيلى از جزئيّات داستان، حتّى نام زليخا نيز مطرح نشده است.
گرچه بعضى تفاسير، استكبار و فساد يهود و قلع و قمع شدن آنان را در دو نوبت، به افرادى در گذشتههاى دور يا نزديك نسبت دادهاند و مسجدالاقصى در طول چند هزار سال، بارها شاهد حوادث و خاطرات تلخ بوده است، ولى شايد با توجّه به آيات وروايات، بايد منتظر تجاوز و استكبار گسترده اسرائيل در آينده و ريشه كن شدن آنان از سوى بندگان صالح خدا باشيم.(25)
روايات متعدّدى در ذيل اين آيه در تفاسير آمده است، كه برخى نابودى يهوديان متجاوز را قبل از قيام حضرت مهدىعليه السلام توسط انقلابيون مؤمن دانسته است، كه شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده، تا مرز شهادت پيش مىروند و زمينهساز حكومت جهانى حضرت مهدىعليه السلام مىشوند. و برخى وقوع آن را در زمان ظهور امام زمان دانسته كه متجاوزان يهود، قلع و قمع خواهند شد.(26)
پيامها:
1- نيكى و بدى ما، به خداوند سود يا زيانى نمىرساند بلكه نتيجهى آن به خود ما باز مىگردد. «اِن اَحسنتم اَحسنتم لانفسكم و اِن أسأتم فلها»
2- اوّل بايد از نيكىها دم زد، سپس از بدىها. «اِن احسنتم... اِن اسأتم»
3- انسان در انتخاب و چگونگى عمل خويش، آزاد است. «اِن احسنتم... اِن اسأتم»
4- فراز ونشيبهاى تاريخ ونابودى يهود بدنبال بلندپروازى آن، بر پايه قانون و سنّت الهى مىباشد. «اِن احسنتم احسنتم...»
5 - مساجد، پيوسته پايگاه قدرت اديان و سمبل قدرت بوده و آزاد كردن مساجد از سلطهى كفار از وظائف مؤمنان است. براى سركوب يهوديان متجاوز، مردان خدا وارد بيت المقدّس مىشوند، چنانكه مسلمانان با فتح مكّه وارد مسجدالحرام شدند. «وليدخلوا المسجد»
6- براى تقويت حق، قلع و قمع مستكبران لازم است. «و ليتبّروا ما علوا تتبيرا»
نگاه كوتاه به بنىاسرائيل
خداوند در قرآن به بنىاسرائيل مىفرمايد: «فضّلتكم على العالمين»(27)
نقل قول:يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ
﴿۴۷﴾
اى فرزندان اسرائيل از نعمتهايم كه بر شما ارزانى داشتم و [از] اينكه من شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد
(۴۷)
من شما را بر همه جهانيان برترى دادم. ولى در آياتى ديگر مىفرمايد: «باؤا بغضب»(28)
نقل قول:وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ
﴿۶۱﴾
و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مىروياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پستتريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواستهايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانههاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مىكشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند
(۶۱)
آنها به قهر الهى گرفتار شدند. در اينجا سؤالى مطرح است كه چگونه يك امّت برتر به يك امّت غضب شده تبديل شدند؟!
پاسخ: خداوند دليل غضب خود را اين مىداند كه آنان ارزشها را از بين بردند، از جمله مىفرمايد:
1- به آيات الهى كفر ورزيدند. «ذلك بانّهم كانوا يكفرون بايات اللَّه»
2- انبيا را به ناحقّ كشتند. «يقتلون النبيّين بغير الحقّ»
3- اهل گناه و تجاوز شدند. «بما عصوا و كانوا يعتدون»(29)
نقل قول: وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ4- علما و دانشمندان آنان، قانون الهى را تغيير داده و تحريف كردند. «يحرّفون الكلم»(30)
﴿۶۱﴾
و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مىروياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پستتريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواستهايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانههاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مىكشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند
(۶۱)
نقل قول:مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلًا
﴿۴۶﴾
برخى از آنان كه يهودىاند كلمات را از جاهاى خود برمىگردانند و با پيچانيدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دين [اسلام با درآميختن عبرى به عربى] مىگويند شنيديم و نافرمانى كرديم و بشنو [كه كاش] ناشنوا گردى و [نيز از روى استهزا مىگويند] راعنا [كه در عربى يعنى به ما التفات كن ولى در عبرى يعنى خبيث ما] و اگر آنان مىگفتند شنيديم و فرمان برديم و بشنو و به ما بنگر قطعا براى آنان بهتر و درستتر بود ولى خدا آنان را به علت كفرشان لعنت كرد در نتيجه جز [گروهى] اندك ايمان نمىآورند
(۴۶)
5 - تجّار وبازاريان آنان به سراغ رباخوارى رفتند. «و اخذهم الربا»(31)
نقل قول:وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا6- مردم يهود، روحيّهى شجاعت را از دست داده و ترسو شدند و در برابر فرمان پيامبرشان به شركت در جهاد، گفتند: ما همين جا مىمانيم! «انّا ههنا قاعدون»(32)
﴿۱۶۱﴾
و [به سبب] رباگرفتنشان با آنكه از آن نهى شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما براى كافران آنان عذابى دردناك آماده كردهايم
(۱۶۱)
نقل قول:قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
﴿۲۴﴾
گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهيم تو و پروردگارت برو[يد] و جنگ كنيد كه ما همين جا مىنشينيم
(۲۴)
آرى، امّتى كه به جاى ايمان به سراغ كفر، به جاى پيروى از انبيا، به سراغ كشتن آنان، به جاى عدالت به سراغ تجاوز، به جاى قانون الهى به سراغ سليقههاى شخصى، به جاى تجارت به سراغ ربا و به جاى شجاعت ترسو شد، خداوند برترى آنان را به ذلّت تبديل مىفرمايد.
مسلمين صدر اسلام از مدينه آن هم از مسجدى كه تنها ده ستون از تنهى درخت خرما داشت، تا قلب اروپا پيش رفتند و امروز با داشتن جمعيّت ميلياردى و ذخيرههاى نفتى و... به خاطر نبود اتّحاد و شجاعت و نداشتن مسئولان لايق، به ضعف كشيده شدهاند.
امّا همين آيه، آينده ى درخشانى را براى مردان خدا و بدبختى و ذلّت بزرگى را براى يهود متجاوز وعده داده است.
-----------------------------------------------------
26) تفاسير نورالثقلين، فرقان، نمونه و... .
27) بقره، 47.
28) بقره، 61.
29) بقره: 61.
30) نساء، 46.
31) نساء، 161.
32) مائده، 24.


![[تصویر: smile.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/smile.gif)