|
سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام
|
|
۵:۵۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
(۲۵/دی/۸۹ ۱۲:۵۴)علی 110 نوشته است: سلام دوستان سورهى «اِسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنابر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيهى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مىدانند. اين سوره؛ به جهت كلمه ى اوّل آن، «سبحان» و به خاطر ماجراى معراج، «اِسراء» و به سبب بازگويى داستان بنىاسرائيل، «بنىاسرائيل» نامگذارى شده است. در اين سوره همچون ديگر سورههاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هرگونه شرك، ظلم و انحراف، سنّتها و قوانين فردى واجتماعى در تاريخ، تاريخچه آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسولصلى الله عليه وآله است. شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او. در روايات به تلاوت اين سوره در شبهاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امامزمانعليه السلام دانسته شده است.(1) 1- امام صادق عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه. --------------------------------------- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده مهربان «1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بندهاش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى كه اطرافش را بركت دادهايم شبانه بُرد، تا از نشانههاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست. معراج، مقدّسترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، فرودگاهش مسجدالحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى، مهماندارش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتش اخبار آسمانها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است.(2) بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجدالحرام، از طريق مسجدالاقصى به وسيلهى «بُراق»(3) به آسمانها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.(4) معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاقهمهى فرقههاى اسلامى است.(5) روايات متواتر(6) و برخى دعاها و زيارتنامهها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است. خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسولصلى الله عليه وآله را از زمين به آسمان برد.(7) پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمانها و عجائب آفرينش را ديده(8) ، با انبيا ملاقات كردند.(9) ، برخى احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، و رهبرى و ولايت علىعليه السلام مطرح شد. در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمتهايشان و دوزخيان و عذابهايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كم ظرفيّت از دين برگشتند.(10) پيامبرى كه امتّش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «سبحان الّذى أسرى بعبده» پيامها: 1- معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سبحان الّذى اسرى...» 2- معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گرنه خداوند بىمكان است. «سبحان الّذى اسرى» 3- عبوديّت، مقدّمه پرواز است وعروج، بىخروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أسرى بعَبده» 4- انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس دربارهى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أسرى بعَبده» 5 - عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينهى دريافتهاى الهى اوست. «بعَبده» 6- براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است.(11) «أسرى... ليلاً» 7- شب معراج، شب بسيار مهمى بوده است. «ليلاً» نكره آمده است. 8 - اگر استعداد وشايستگى باشد، پرواز يكشبه انجام مىگيرد. «أسرى بعبده ليلاً» 9- مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «من المسجد» 10- مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «من المسجد الحرام الى المسجدالاقصى» 11- حركتهاى مقدّس، بايد از راهها و جايگاههاى مقدّس باشد. «أسرى... من المسجد» 12- سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد و پيرامون آن باشد. «المسجد... بارَكنا حَوله» 13- بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقّر پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «باركنا حَوله» 14- ظرفيّت علمى انسان، از دانستنىهاى زمين بيشتر و شگفتىهاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أسرى... لنُريَه من آياتنا» 15- هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لنُريَه من آياتنا» 16- آيات الهى آن قدر بىانتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همه آنها را ندارد. «من آياتنا»(12) 17- خداوند، به مخالفان هشدار مىدهد كه آنان را مىبيند و سخنانشان را مىشنود. «السّميع البصير» -------------------------------------------------- 2) در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است. 3) تفسير نورالثقلين. 4) بحار، ج 18، ص389. 5) اين آيه و آيات 8 تا 18 سورهى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد. 6) متواتر، به رواياتى مىگويند كه افراد بسيارى آنرا نقل كرده باشند وجايى براى شبهه نباشد. 7) تفسير كشفالاسرار. 8) تفسير نورالثقلين. 9) كافى، ج 8، ص121. 10) تفسير طبرى. 11) سُرى» به معناى سير و حركت شبانه است. 12) در جاى ديگر آمده است: «لقد رأى من آيات ربّه الكبرى» نجم، 18. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۵۴, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۱۵ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
«6» ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَكُم بِأَمْوَلٍ وَ بَنِينَ وَجَعَلْنَكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم. نكته ها: ظاهر آيه اين است كه پس از فسادگرى و شكست بنىاسرائيل، خداوند دوباره آنان را با سرمايه و فرزندان سروسامان دهد، ولى احتمال دارد مخاطب «رَدَدنا لكم الكرّة»، همان «عباداً لنا اولى بأس» آيه قبل باشد، يعنى به بندگان سلحشور خويش دو لطف داريم: يكى تارومار كردن متجاوزان بنىاسرائيل، و ديگرى به قدرت و حكومت رساندن آنان. پيامها: 1- مهلت دادن و امتحان مجدّد از طريق سرمايه وفرزندان، از سنّتهاى الهى است. «رَددنا لكم» 2- سرمايه ونيروى انسانى، وسيله قدرت وحكومت است. «اَمددناكمباموالٍ وبنين» 3- لطف خدا، هم شامل فرد گنهكارى مىشود كه توبه كند، و هم امّت گنهكار كه گوشمالى شده و بازگشته باشد. «رَددنا لكم الكرّة» 4- كثرت جمعيّت، از نعمتهاى الهى است. «جعلناكم اكثر نفيراً» «7» إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ الْأَخِرَةِ لِيَسُُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيراً اگر نيكى كنيد به خودتان نيكى كردهايد واگر بدى كنيد (باز هم) به خود بد كردهايد. پس همين كه وعدهى (فسادگرى) دوّم فرا رسد (جنگجويان نيرومند و مؤمن را براى قلع وقمع شما مىفرستيم) تا سيماى (نظامى و عزّت دنيوى) شما را زشت نمايند و(براى گرفتن قدرت) به مسجدالاقصى وارد شوند، همان گونه كه بار نخست وارد شدند وتا آنچه را زير سلطه درآوردهاند، به سختى ويران كنند. نكته ها: آنچه در حوادث تاريخى اهميّت داشته و موجب سازندگى مىشود، عبرتها و درسهاى آن است، نه جزئيات حوادث. ماجراى تارومار شدن مستكبران يهود به دست بندگان مؤمن خدا كه در دو آيهى اخير بيان شده، براى اين است كه بگويد: استكبار وكفر، بىپاسخ نيست. چون همين هدف كلّى و تربيتى مقصود بوده است، لذا آيه به ذكر جزئيّات درگيرى ونفرات وسلاح نپرداخته است، مثل داستان حضرت يوسفعليه السلام كه چون هدف تربيتى و عفاف آموزى دارد، خيلى از جزئيّات داستان، حتّى نام زليخا نيز مطرح نشده است. گرچه بعضى تفاسير، استكبار و فساد يهود و قلع و قمع شدن آنان را در دو نوبت، به افرادى در گذشتههاى دور يا نزديك نسبت دادهاند و مسجدالاقصى در طول چند هزار سال، بارها شاهد حوادث و خاطرات تلخ بوده است، ولى شايد با توجّه به آيات وروايات، بايد منتظر تجاوز و استكبار گسترده اسرائيل در آينده و ريشه كن شدن آنان از سوى بندگان صالح خدا باشيم.(25) روايات متعدّدى در ذيل اين آيه در تفاسير آمده است، كه برخى نابودى يهوديان متجاوز را قبل از قيام حضرت مهدىعليه السلام توسط انقلابيون مؤمن دانسته است، كه شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده، تا مرز شهادت پيش مىروند و زمينهساز حكومت جهانى حضرت مهدىعليه السلام مىشوند. و برخى وقوع آن را در زمان ظهور امام زمان دانسته كه متجاوزان يهود، قلع و قمع خواهند شد.(26) پيامها: 1- نيكى و بدى ما، به خداوند سود يا زيانى نمىرساند بلكه نتيجهى آن به خود ما باز مىگردد. «اِن اَحسنتم اَحسنتم لانفسكم و اِن أسأتم فلها» 2- اوّل بايد از نيكىها دم زد، سپس از بدىها. «اِن احسنتم... اِن اسأتم» 3- انسان در انتخاب و چگونگى عمل خويش، آزاد است. «اِن احسنتم... اِن اسأتم» 4- فراز ونشيبهاى تاريخ ونابودى يهود بدنبال بلندپروازى آن، بر پايه قانون و سنّت الهى مىباشد. «اِن احسنتم احسنتم...» 5 - مساجد، پيوسته پايگاه قدرت اديان و سمبل قدرت بوده و آزاد كردن مساجد از سلطهى كفار از وظائف مؤمنان است. براى سركوب يهوديان متجاوز، مردان خدا وارد بيت المقدّس مىشوند، چنانكه مسلمانان با فتح مكّه وارد مسجدالحرام شدند. «وليدخلوا المسجد» 6- براى تقويت حق، قلع و قمع مستكبران لازم است. «و ليتبّروا ما علوا تتبيرا» نگاه كوتاه به بنىاسرائيل خداوند در قرآن به بنىاسرائيل مىفرمايد: «فضّلتكم على العالمين»(27) نقل قول:يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ من شما را بر همه جهانيان برترى دادم. ولى در آياتى ديگر مىفرمايد: «باؤا بغضب»(28) نقل قول:وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ آنها به قهر الهى گرفتار شدند. در اينجا سؤالى مطرح است كه چگونه يك امّت برتر به يك امّت غضب شده تبديل شدند؟! پاسخ: خداوند دليل غضب خود را اين مىداند كه آنان ارزشها را از بين بردند، از جمله مىفرمايد: 1- به آيات الهى كفر ورزيدند. «ذلك بانّهم كانوا يكفرون بايات اللَّه» 2- انبيا را به ناحقّ كشتند. «يقتلون النبيّين بغير الحقّ» 3- اهل گناه و تجاوز شدند. «بما عصوا و كانوا يعتدون»(29) نقل قول: وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ4- علما و دانشمندان آنان، قانون الهى را تغيير داده و تحريف كردند. «يحرّفون الكلم»(30) نقل قول:مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلًا 5 - تجّار وبازاريان آنان به سراغ رباخوارى رفتند. «و اخذهم الربا»(31) نقل قول:وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا6- مردم يهود، روحيّهى شجاعت را از دست داده و ترسو شدند و در برابر فرمان پيامبرشان به شركت در جهاد، گفتند: ما همين جا مىمانيم! «انّا ههنا قاعدون»(32) نقل قول:قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ آرى، امّتى كه به جاى ايمان به سراغ كفر، به جاى پيروى از انبيا، به سراغ كشتن آنان، به جاى عدالت به سراغ تجاوز، به جاى قانون الهى به سراغ سليقههاى شخصى، به جاى تجارت به سراغ ربا و به جاى شجاعت ترسو شد، خداوند برترى آنان را به ذلّت تبديل مىفرمايد. مسلمين صدر اسلام از مدينه آن هم از مسجدى كه تنها ده ستون از تنهى درخت خرما داشت، تا قلب اروپا پيش رفتند و امروز با داشتن جمعيّت ميلياردى و ذخيرههاى نفتى و... به خاطر نبود اتّحاد و شجاعت و نداشتن مسئولان لايق، به ضعف كشيده شدهاند. امّا همين آيه، آينده ى درخشانى را براى مردان خدا و بدبختى و ذلّت بزرگى را براى يهود متجاوز وعده داده است. ----------------------------------------------------- 26) تفاسير نورالثقلين، فرقان، نمونه و... . 27) بقره، 47. 28) بقره، 61. 29) بقره: 61. 30) نساء، 46. 31) نساء، 161. 32) مائده، 24. |
|||
|
|
۱:۴۸, ۲۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
«8» عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَ جَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَفِرِينَ حَصِيراً اميد است كه پروردگارتان بر شما رحم كند و اگر باز گرديد (و دوباره فتنه كنيد) ما نيز برمىگرديم (و قهر خود را مىفرستيم) و ما دوزخ را براى كافران، زندانى سخت قرار دادهايم. نكتهها: «حَصير»، از«حَصر» به معناى در تنگنا و محاصره افتادن است. به فرش حصيرى نيز از آن جهت حصير مىگويند كه در هم بافته شده است. 1- يأس و نااميدى از رحمت الهى روا نيست. خداوند، براى مفسدان نيز راه بازگشت را باز گذارده است. «عسى ربّكم أن يَرحمكم» 2- محور كار مربّى بايد رحمت و محبّت باشد. «ربّكم، يَرحمكم» 3- در شيوهى هدايت، ابتدا از رحم ومهربانى بگوييم، سپس از هشدار و تهديد استفاده كنيم. «يَرحمكم... عُدنا» 4- قهر الهى، وابسته به عملكرد خود ماست. «اِن عُدتم عدنا» 5 - فسادى كه توبه در پى نداشته باشد، به كفر مىانجامد. «و جعلنا جهنّم للكافرين» 6- دوزخيان هيچ راه فرارى ندارند. «حَصيراً» |
|||
|
|
۱۱:۰۹, ۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱:۴۸)nasimesaba نوشته است: عدتم عدنا . در عمل حسن و نیکو همیشه شروع اون با خداست و عنایت خدا اگر شامل حالمان شود ما اون وسط عمل حسنه ای رو انجام میدیم و آخرش هم با خداست ولی در عمل قبیح و معصیت هم شروعش با ماست و هم پایانش و اون وسط خدا تذکر میده تا ما برگردیم ولی گاهی... |
|||
|
|
۲۳:۲۱, ۷/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۲۳ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
«9» إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّلِحَتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً
همانا اين قرآن به استوارترين راه، هدايت مىكند و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مىدهند، بشارت مىدهد كه برايشان پاداش بزرگى است. «10» و َأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً و آنان كه به آخرت ايمان نمىآورند، برايشان عذابى دردناك، آماده كردهايم. نكته ها:
جمله «يَهدى للّتى هى اقوم» را دو گونه مىتوان معنا كرد: الف: قرآن به پايدارترين شيوه هدايت مىكند. ب: قرآن استوارترين ملّتها و امّتها را هدايت مىكند. پيامها: 1- خرافات و اوهام در منطق استوار قرآن راه ندارد. «يَهدى للّتى هى اقوم» 2- قرآن تنها كتابى است كه قوانين ابدى و ثابت دارد. «يَهدى للّتى هى اقوم» 3- دريافت اجر به ايمان و عمل نياز دارد، «المؤمنين الّذين يعملون» ولى براى دوزخى شدن، كفر به تنهايى كافى است. «الّذين لايؤمنون... لهم عذاباً» 4- عذاب الهى از هم اكنون آماده است. «اَعتَدنا» 5 - بيم واميد در كنار هم بايد باشد. «أجراً كبيراً... عذاباً اليماً» نگاهى به قرآن قوانين و دستورات بشرى كه برخاسته از اطلاعات و سليقههاى انسان است، داراى آفاتى است، از جمله: 1- چون اطلاعات و سليقهها متفاوت است، قوانين نيز متفاوت و گاهى متضادّ است. 2- چون علم و اطلاعات بشر محدود است، همين كه با گذشت زمان مسئلهى جديدى كشف شد، پايههاى آن دستورات متزلزل مىشود. 3- دستورات و قوانين بشرى توجّه به تمام جهات ندارد، درست مثل دارويى است كه مرضى را موقّتاً درمان مىكند، ولى سبب پيدايش بيمارىهاى ديگرى مىشود. ممكن است دستور و قانونى در منطقه و محلّهاى براى فرد يا گروهى و از جهتى و براى چند روزى مفيد باشد، امّا نمىتوان براى هميشه و همهى مردم در همهى شرايط اين فرمان را اجرا كرد. بنابراين قانون بشرى، پايدار نيست. 4- بىاعتنايى به قوانين بشرى، مجازات دارد، ولى عمل به آن پاداش ندارد و هر قانونى كه براى متخلّف جريمه داشته باشد، ولى براى عامل و مجرى آن پاداش نداشته باشد، ناقص است. 5 - چون سليقهها تغيير مىكند، قوانين بشرى نيز همواره در حال تغيير و تحوّل است. 6- بسيارى از قوانين بشرى با طبيعت و فطرت بشرى هماهنگ نيست و لذا ماندگار نيست. ----------------- http://www.gharaati.ir/show.php?page=boo...18&pages=4 امّا قانون الهى و كتاب آسمانى قرآن كه به پايدارترين شيوه هدايت مىكند، زيرا: اوّلاً: از طرف خدايى است كه علم و حكمتش بىنهايت است و به نكته جديدى برخورد نمىكند تا قانونش را عوض كند. ثانياً: قانون آسمانى دستخوش سليقههاى شخصى، حزبى، قومى و نژادى نيست. ثالثاً: قانون آسمانى جامع و مطابق فطرت است و هرگز قانونى ندارد كه فطرت انسان از آن تنفّر داشته باشد. آرى، اين تنها قرآن است كه «يهدى للّتى هى اقوم». دليل سخن ما دو چيز است: اوّل: هر روز كه مسئلهاى از رموز قرآن كشف مىشود، جلوهاى از جلوههاى قرآن نمودار مىشود. دوّم: هرگاه كه مسلمين دستورات قرآن را رها كردهاند، به انواع ذلّتها گرفتار شدهاند و هرگاه گامى به سوى قرآن برداشتهاند، عزّت و اقتدار يافتهاند. |
|||
|
|
۱۱:۴۳, ۲۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
«11» وَيَدْعُ الْإِنْسَنُ بِالشَّرِّ دُعَآءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنسَنُ عَجُولَاً و انسان (شتابزده ونادان) همانگونه كه خير را مىطلبد، شرّ را هم مىطلبد وانسان همواره عجول است. در قرآن از شتابزدگى انسان و شرّخواهى او بارها سخن به ميان آمده است: «و يَستعجلونك بالسيّئة قبل الحسنه»(33) يعنى از تو عذاب فورى مىخواهند. در آيهاى ديگر از قول كافران مىفرمايد: «أمطر علينا حجارةً من السماء»(34) مىگويند: خدايا اگر دين حقّ است، از آسمان بر ما سنگ بباران. سرچشمهى اين شتابها، جهل و عناد و تعصّب است. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «انّما أهلك النّاس العجلة»(35) بيشترين هلاكت و تباهى انسان از عجله است. بسيارى از نفرينهايى را هم كه انسان عليه خود يا فرزندانش مىكند از همين عجله است. پيامها: 1- عجله و شتاب، از آفات فكر و عمل بشر است. «و يَدع الانسان بالشرّ... عجولاً» 2- انسان، فطرتاً خيرگِراست. «يَدعُ الانسان بالشرّ دعائه بالخير» تشبيه شرّخواهى انسان به خيرخواهى او، نشان آن است كه انسان در اصل، خيرگِرا مىباشد. 3- آنان كه به هدايت استوار قرآن «يَهدى للّتى هى اقوم» راه نيابند، شتابزده سراغ شرّ خواهند رفت. «يَدع الانسان بالشرّ» 4- عجله در نهاد هر انسانى وجود دارد، امّا بايد جاى استفاده صحيح آن را بشناسيم. «كانالانسان عجولاً» ---------------------------------------------------------- 33) رعد، 6. 34) انفال، 32. 35) بحار، ج17، ص340. |
|||
|
|
۱۲:۰۲, ۲۸/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۱ ۱۲:۱۰ توسط محیصا.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۲۱)nasimesaba نوشته است: |
|||
|
|
۱۴:۱۰, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام
قرار نیست تاپیک ادامه پیدا کنه ؟!!
|
|||
|
|
۱۵:۲۷, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
|
۱۵:۴۷, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به سلامتی ما که کلی مستفیز شدیم ![]() انشاالله بازم استفاده کنیم صلوات یا حسین(علیه السلام) |
|||
|
|
۰:۴۶, ۱۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم «12» وَجَعَلْنَا الَّيْلَ وَالنَّهَارَ ءَايَتَيْنِ فَمَحَوْنَآ ءَايَةَ الَّيْلِ وَجَعَلْنَآ ءَايَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسَابَ وَكُلَّ شَىْءٍ فَصَّلْنَهُ تَفْصِيلاً و ما شب و روز را دو نشانه (از قدرت خود) قرار داديم، پس نشانهى شب (روشنى ماه) را زدوديم و نشانه ى روز (خورشيد) را روشنگر ساختيم تا فضل و روزى از پروردگارتان بجوييد و تا شمار سالها و حساب را بدانيد و ما هر چيز را به روشنى بيان كرديم. شايد دليل اينكه در قرآن معمولاً كلمه ى شب مقدّم بر روز آمده است، اين باشد كه تاريكى زمين از خودش است و روشنايى آن از خورشيد. پيامها: 1- گردش زمين به دور خود و پيدايش روز و شب و تغييرات آن، طبق اراده ى حكيمانه ى الهى است، نه تصادفى. «جعلنا... مَحَونا... لتبتغوا» 2- روز براى كار و شب براى استراحت است. «آية النّهار مبصرةً لتبتغوا» 3- با آنكه فضل و رحمت از خداوند است، ولى ما نيز بايد تلاش كنيم. «لِتَبتغوا فضلاً من ربّكم» 4- آماده سازى زمينه هاى كسب روزى، از شئون ربوبيّت الهى است. «لتبتَغوا فضلاً من ربّكم» 5 - روزى، از سوى خداست، به زرنگى خود مغرور نشويم. «فضلاً من ربّكم» 6- تدبير نظام آفرينش، بى هدف نيست و در اين تدبير، محور هدفها انسان است. «لتبتغوا ... لتعلموا» 7- شب وروز، تقويمى طبيعى، دائمى، همگانى، آسان وقابل فهم و وسيلهاى براى برنامه ريزى و نظم مى باشد. «لتعلموا عدد السّنين و الحساب» 8 - در نظام هستى، همه چيز منظّم، قانونمند و تفكيك شده است تا اصطكاك و تداخل و فروپاشى پيش نيايد. «وكلّ شىء فصّلناه تفصيلاً» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سیمای کلی سوره ها | ghoran | 22 | 6,176 |
۲۳/شهریور/۹۵ ۱۱:۲۴ آخرین ارسال: ghoran |
|
| وجه نام گذارى سوره بقره (از دیدگاه آیت الله علی صفایی حائری) | paradise | 0 | 1,302 |
۳/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۴ آخرین ارسال: paradise |
|
| خواص و برکات سوره اسراء | در جستجوی سختی | 0 | 1,159 |
۳۱/تیر/۹۴ ۱۰:۴۷ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| منظور از "امانت" در ایه 72 سوره الاحزاب چیست؟ | غریب | 11 | 5,752 |
۲۱/تیر/۹۴ ۵:۲۶ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| مباحثه سوره ناس،رهایی از شر خناس | یاســین | 16 | 9,759 |
۲۰/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| سوالی در باب آیه 3 سوره نور | بهسا | 6 | 2,870 |
۶/آذر/۹۳ ۱۲:۲۲ آخرین ارسال: مصباح |
|
| انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد | kamelia | 0 | 1,397 |
۳۰/مرداد/۹۳ ۲۲:۱۱ آخرین ارسال: kamelia |
|









![[تصویر: smile.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/smile.gif)