کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام
۵:۵۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
(۲۵/دی/۸۹ ۱۲:۵۴)علی 110 نوشته است:  سلام دوستان
فوائد و فضائل سوره بنی اسرائیل (اسری)

در کتاب مصباح - ص 441 و تفسیر شریف البرهان جلد 2 صفحه 289 و الصافی جلد 1 ص 1000 و...
به روایت از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مذکور است که هرکس بخواند سوره ی بنی اسرائیل را در هر شب جمعه نمیرد تا دریابد قائم آل محمد صلوات الله علیه را و از اصحاب آن حضرت باشد.
من اولین باری که این حدیث شریف رو دیدم با خودم گفتم مگه توی این سوره چی نوشته که یه همچین آثاری داره؟!
زمانی که با این رویکرد رفتم سراغ این سوره (از المیزان هم کمک گرفتم) دیدم در این سوره بسیاری از مطالب در مورد اصول عقاید، دشمن شناسی و وظایف منتظران و حتی آیاتی که صراحتاً به امام زمان و مسئله ظهور مربوط میشه و خلاصه هر چیزی که یه سرباز امام زمان باید بدون و معتقد باشه و بهش عمل کنه رو داره به زودی سعی میکنم مطلبی تفصیلی در مورد این سوره ی خدمت دوستان تقدیم کنم
منتظران مشتاق از این سوره شبهای جمعه غافل نشوند!!!!!!!!!!!
برای پدرو مادر حقیر دعا بفرماید
یا علی

سوره‏ى «اِسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنابر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيه‏ى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مى‏دانند.

اين سوره؛ به جهت كلمه‏ ى اوّل آن، «سبحان» و به خاطر ماجراى معراج، «اِسراء» و به سبب بازگويى داستان بنى‏اسرائيل، «بنى‏اسرائيل» نام‏گذارى شده است.

در اين سوره همچون ديگر سوره‏هاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هرگونه شرك، ظلم و انحراف، سنّت‏ها و قوانين فردى واجتماعى در تاريخ، تاريخچه آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله است.

شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او.

در روايات به تلاوت اين سوره در شب‏هاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امام‏زمان‏عليه السلام دانسته شده است.(1)



1- امام صادق ‏عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه.


---------------------------------------
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده مهربان‏
«1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بنده‏اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى‏ كه اطرافش را بركت داده‏ايم شبانه بُرد، تا از نشانه‏هاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.

[b]نكته‏ها:
معراج، مقدّس‏ترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، فرودگاهش مسجدالحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى‏، مهماندارش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتش اخبار آسمان‏ها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است.(2)
بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجدالحرام، از طريق مسجدالاقصى‏ به وسيله‏ى «بُراق»(3) به آسمان‏ها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.(4)
معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاق‏همه‏ى فرقه‏هاى اسلامى است.(5) روايات متواتر(6) و برخى دعاها و زيارتنامه‏ها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است.
خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله را از زمين به آسمان برد.(7) پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمان‏ها و عجائب آفرينش را ديده(8) ، با انبيا ملاقات كردند.(9) ، برخى احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، و رهبرى و ولايت على‏عليه السلام مطرح شد.
در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمت‏هايشان و دوزخيان و عذاب‏هايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كم‏ ظرفيّت از دين برگشتند.(10)
پيامبرى كه امتّش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «سبحان الّذى أسرى‏ بعبده»
پيام‏ها:
1- معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سبحان الّذى اسرى‏...»
2- معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گرنه خداوند بى‏مكان است. «سبحان الّذى اسرى‏»
3- عبوديّت، مقدّمه پرواز است وعروج، بى‏خروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أسرى‏ بعَبده»
4- انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس درباره‏ى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أسرى بعَبده»
5 - عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينه‏ى دريافت‏هاى الهى اوست. «بعَبده»
6- براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است.(11) «أسرى... ليلاً»
7- شب معراج، شب بسيار مهمى بوده است. «ليلاً» نكره آمده است.
8 - اگر استعداد وشايستگى باشد، پرواز يكشبه انجام مى‏گيرد. «أسرى‏ بعبده ليلاً»
9- مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «من المسجد»
10- مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «من المسجد الحرام الى المسجدالاقصى‏»
11- حركت‏هاى مقدّس، بايد از راهها و جايگاه‏هاى مقدّس باشد. «أسرى... من المسجد»
12- سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد و پيرامون آن باشد. «المسجد... بارَكنا حَوله»
13- بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقّر پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «باركنا حَوله»
14- ظرفيّت علمى انسان، از دانستنى‏هاى زمين بيشتر و شگفتى‏هاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أسرى‏... لنُريَه من آياتنا»
15- هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لنُريَه من آياتنا»
16- آيات الهى آن قدر بى‏انتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همه آنها را ندارد. «من آياتنا»(12)
17- خداوند، به مخالفان هشدار مى‏دهد كه آنان را مى‏بيند و سخنانشان را مى‏شنود. «السّميع البصير»


--------------------------------------------------
2) در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است.
3) تفسير نورالثقلين.
4) بحار، ج 18، ص‏389.
5) اين آيه و آيات 8 تا 18 سوره‏ى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد.
6) متواتر، به رواياتى مى‏گويند كه افراد بسيارى آن‏را نقل كرده باشند وجايى براى شبهه نباشد.
7) تفسير كشف‏الاسرار.
8) تفسير نورالثقلين.
9) كافى، ج 8، ص‏121.
10) تفسير طبرى.
11) سُرى‏» به معناى سير و حركت شبانه است.
12) در جاى ديگر آمده است: «لقد رأى من آيات ربّه الكبرى‏» نجم، 18.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، MohammadSadra ، yamin ، meshkat ، محیصا ، sarallah ، امید ، حلما ، only_y2d ، Hadith ، یاســین ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، Tolou ، hesam110 ، Moh3eN-QalaM ، mohammad reza ، m.hossein ، شیما ، nooromahdi ، فاطمه خانم ، جانثار مهدی ، Farzaneh ، ساقی ، fatemeh ، شیدا ، mahdy30na ، بچه شیعه ، غفران غ ، ali.khm ، ahmad1300 ، منادی حق ، سدرة المنتهی ، laanbar1-2-3 ، مجید املشی ، Aryha ، عبدالرحمن ، El-Yasin

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۴, ۲۶/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۱۵ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #11
آواتار
«6» ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَكُم بِأَمْوَلٍ وَ بَنِينَ وَجَعَلْنَكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
سپس، جنگ را به سود شما و عليه آنان برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان كمك كنيم و نفرات شما را بيشتر قرار دهيم.

نكته‏ ها:
ظاهر آيه اين است كه پس از فسادگرى و شكست بنى‏اسرائيل، خداوند دوباره آنان را با سرمايه و فرزندان سروسامان دهد، ولى احتمال دارد مخاطب «رَدَدنا لكم الكرّة»، همان «عباداً لنا اولى بأس» آيه قبل باشد، يعنى به بندگان سلحشور خويش دو لطف داريم: يكى تارومار كردن متجاوزان بنى‏اسرائيل، و ديگرى به قدرت و حكومت رساندن آنان.


پيام‏ها:
1- مهلت دادن و امتحان مجدّد از طريق سرمايه وفرزندان، از سنّت‏هاى الهى است. «رَددنا لكم»
2- سرمايه ونيروى انسانى، وسيله قدرت وحكومت است. «اَمددناكم‏باموالٍ وبنين»
3- لطف خدا، هم شامل فرد گنهكارى مى‏شود كه توبه كند، و هم امّت گنهكار كه گوشمالى شده و بازگشته باشد. «رَددنا لكم الكرّة»
4- كثرت جمعيّت، از نعمت‏هاى الهى است. «جعلناكم اكثر نفيراً»


«7» إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ الْأَخِرَةِ لِيَسُُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيراً

اگر نيكى كنيد به خودتان نيكى كرده‏ايد واگر بدى كنيد (باز هم) به خود بد كرده‏ايد. پس همين كه وعده‏ى (فسادگرى) دوّم فرا رسد (جنگجويان نيرومند و مؤمن را براى قلع وقمع شما مى‏فرستيم) تا سيماى (نظامى و عزّت دنيوى) شما را زشت نمايند و(براى گرفتن قدرت) به مسجدالاقصى وارد شوند، همان گونه كه بار نخست وارد شدند وتا آنچه را زير سلطه درآورده‏اند، به سختى ويران كنند.

نكته‏ ها:

آنچه در حوادث تاريخى اهميّت داشته و موجب سازندگى مى‏شود، عبرت‏ها و درسهاى آن است، نه جزئيات حوادث. ماجراى تارومار شدن مستكبران يهود به دست بندگان مؤمن خدا كه در دو آيه‏ى اخير بيان شده، براى اين است كه بگويد: استكبار وكفر، بى‏پاسخ نيست. چون همين هدف كلّى و تربيتى مقصود بوده است، لذا آيه به ذكر جزئيّات درگيرى ونفرات وسلاح نپرداخته است، مثل داستان حضرت يوسف‏عليه السلام كه چون هدف تربيتى و عفاف آموزى دارد، خيلى از جزئيّات داستان، حتّى نام زليخا نيز مطرح نشده است.
گرچه بعضى تفاسير، استكبار و فساد يهود و قلع و قمع شدن آنان را در دو نوبت، به افرادى در گذشته‏هاى دور يا نزديك نسبت داده‏اند و مسجدالاقصى در طول چند هزار سال، بارها شاهد حوادث و خاطرات تلخ بوده است، ولى شايد با توجّه به آيات وروايات، بايد منتظر تجاوز و استكبار گسترده اسرائيل در آينده و ريشه كن شدن آنان از سوى بندگان صالح خدا باشيم.(25)
روايات متعدّدى در ذيل اين آيه در تفاسير آمده است، كه برخى نابودى يهوديان متجاوز را قبل از قيام حضرت مهدى‏عليه السلام توسط انقلابيون مؤمن دانسته است، كه شمشيرهاى خود را بر دوش نهاده، تا مرز شهادت پيش مى‏روند و زمينه‏ساز حكومت جهانى حضرت مهدى‏عليه السلام مى‏شوند. و برخى وقوع آن را در زمان ظهور امام زمان دانسته كه متجاوزان يهود، قلع و قمع خواهند شد.(26)


پيام‏ها:

1- نيكى و بدى ما، به خداوند سود يا زيانى نمى‏رساند بلكه نتيجه‏ى آن به خود ما باز مى‏گردد. «اِن اَحسنتم اَحسنتم لانفسكم و اِن أسأتم فلها»
2- اوّل بايد از نيكى‏ها دم زد، سپس از بدى‏ها. «اِن احسنتم... اِن اسأتم»
3- انسان در انتخاب و چگونگى عمل خويش، آزاد است. «اِن احسنتم... اِن اسأتم»
4- فراز ونشيب‏هاى تاريخ ونابودى يهود بدنبال بلندپروازى آن، بر پايه قانون و سنّت الهى مى‏باشد. «اِن احسنتم احسنتم...»
5 - مساجد، پيوسته پايگاه قدرت اديان و سمبل قدرت بوده و آزاد كردن مساجد از سلطه‏ى كفار از وظائف مؤمنان است. براى سركوب يهوديان متجاوز، مردان خدا وارد بيت المقدّس مى‏شوند، چنانكه مسلمانان با فتح مكّه وارد مسجدالحرام شدند. «وليدخلوا المسجد»
6- براى تقويت حق، قلع و قمع مستكبران لازم است. «و ليتبّروا ما علوا تتبيرا»
نگاه كوتاه به بنى‏اسرائيل‏
خداوند در قرآن به بنى‏اسرائيل مى‏فرمايد: «فضّلتكم على العالمين»(27)
نقل قول:يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ
﴿۴۷﴾
اى فرزندان اسرائيل از نعمتهايم كه بر شما ارزانى داشتم و [از] اينكه من شما را بر جهانيان برترى دادم ياد كنيد
(۴۷)

من شما را بر همه جهانيان برترى دادم. ولى در آياتى ديگر مى‏فرمايد: «باؤا بغضب»(28)
نقل قول:وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ
﴿۶۱﴾
و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند
(۶۱)

آنها به قهر الهى گرفتار شدند. در اينجا سؤالى مطرح است كه چگونه يك امّت برتر به يك امّت غضب شده تبديل شدند؟!
پاسخ: خداوند دليل غضب خود را اين مى‏داند كه آنان ارزش‏ها را از بين بردند، از جمله مى‏فرمايد:
1- به آيات الهى كفر ورزيدند. «ذلك بانّهم كانوا يكفرون بايات اللَّه»
2- انبيا را به ناحقّ كشتند. «يقتلون النبيّين بغير الحقّ»
3- اهل گناه و تجاوز شدند. «بما عصوا و كانوا يعتدون»(29)
نقل قول: وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ
﴿۶۱﴾
و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند
(۶۱)
4- علما و دانشمندان آنان، قانون الهى را تغيير داده و تحريف كردند. «يحرّفون الكلم»(30)
نقل قول:مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلًا
﴿۴۶﴾
برخى از آنان كه يهودى‏اند كلمات را از جاهاى خود برمى‏گردانند و با پيچانيدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دين [اسلام با درآميختن عبرى به عربى] مى‏گويند شنيديم و نافرمانى كرديم و بشنو [كه كاش] ناشنوا گردى و [نيز از روى استهزا مى‏گويند] راعنا [كه در عربى يعنى به ما التفات كن ولى در عبرى يعنى خبيث ما] و اگر آنان مى‏گفتند شنيديم و فرمان برديم و بشنو و به ما بنگر قطعا براى آنان بهتر و درست‏تر بود ولى خدا آنان را به علت كفرشان لعنت كرد در نتيجه جز [گروهى] اندك ايمان نمى‏آورند
(۴۶)

5 - تجّار وبازاريان آنان به سراغ رباخوارى رفتند. «و اخذهم الربا»(31)
نقل قول:وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا
﴿۱۶۱﴾
و [به سبب] رباگرفتنشان با آنكه از آن نهى شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما براى كافران آنان عذابى دردناك آماده كرده‏ايم
(۱۶۱)
6- مردم يهود، روحيّه‏ى شجاعت را از دست داده و ترسو شدند و در برابر فرمان پيامبرشان به شركت در جهاد، گفتند: ما همين جا مى‏مانيم! «انّا ههنا قاعدون»(32)
نقل قول:قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
﴿۲۴﴾
گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهيم تو و پروردگارت برو[يد] و جنگ كنيد كه ما همين جا مى‏نشينيم
(۲۴)

آرى، امّتى كه به جاى ايمان به سراغ كفر، به جاى پيروى از انبيا، به سراغ كشتن آنان، به جاى عدالت به سراغ تجاوز، به جاى قانون الهى به سراغ سليقه‏هاى شخصى، به جاى تجارت به سراغ ربا و به جاى شجاعت ترسو شد، خداوند برترى آنان را به ذلّت تبديل مى‏فرمايد.
مسلمين صدر اسلام از مدينه آن هم از مسجدى كه تنها ده ستون از تنه‏ى درخت خرما داشت، تا قلب اروپا پيش رفتند و امروز با داشتن جمعيّت ميلياردى و ذخيره‏هاى نفتى و... به خاطر نبود اتّحاد و شجاعت و نداشتن مسئولان لايق، به ضعف كشيده شده‏اند.
امّا همين آيه، آينده‏ ى درخشانى را براى مردان خدا و بدبختى و ذلّت بزرگى را براى يهود متجاوز وعده داده است.
-----------------------------------------------------

25) ما امروز، از يك سو شاهد تجاوز گسترده‏ى اسرائيل و نقشه‏ى تصرّف از نيل تا فرات و اخراج مسلمانان از وطن خود و ايجاد شبكه‏هاى جاسوسى در جهان و بدست گرفتن بوق‏هاى تبليغاتى و گردآورى نيروهاى خود از شرق و غرب و انواع كارهاى فسادانگيز هستيم و از سوى ديگر شاهد انقلاب اسلامى و پيدا شدن جوانان حزب‏الّلهى در فلسطين و هجوم به اسرائيل و پس گرفتن مسجدالاقصى هستيم كه شايد آيه اشاره به اين موارد باشد. واللَّه العالم.
26) تفاسير نورالثقلين، فرقان، نمونه و... .
27) بقره، 47.
28) بقره، 61.
29) بقره: 61.
30) نساء، 46.
31) نساء، 161.
32) مائده، 24.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، meshkat ، محیصا ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، Farzaneh
۱:۴۸, ۲۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
«8» عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَ جَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَفِرِينَ حَصِيراً
اميد است كه پروردگارتان بر شما رحم كند و اگر باز گرديد (و دوباره فتنه كنيد) ما نيز برمى‏گرديم (و قهر خود را مى‏فرستيم) و ما دوزخ را براى كافران، زندانى سخت قرار داده‏ايم.

نكته‏ها:
«حَصير»، از«حَصر» به معناى در تنگنا و محاصره افتادن است. به فرش حصيرى نيز از آن جهت حصير مى‏گويند كه در هم بافته شده است.

پيام‏ها:
1- يأس و نااميدى از رحمت الهى روا نيست. خداوند، براى مفسدان نيز راه بازگشت را باز گذارده است. «عسى ربّكم أن يَرحمكم»
2- محور كار مربّى بايد رحمت و محبّت باشد. «ربّكم، يَرحمكم»
3- در شيوه‏ى هدايت، ابتدا از رحم ومهربانى بگوييم، سپس از هشدار و تهديد استفاده كنيم. «يَرحمكم... عُدنا»
4- قهر الهى، وابسته به عملكرد خود ماست. «اِن عُدتم عدنا»
5 - فسادى كه توبه در پى ‏نداشته باشد، به كفر مى‏انجامد. «و جعلنا جهنّم للكافرين»
6- دوزخيان هيچ راه فرارى ندارند. «حَصيراً»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، meshkat ، محیصا ، یا ثارالله ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، Farzaneh
۱۱:۰۹, ۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #13

(۲۹/اردیبهشت/۹۱ ۱:۴۸)nasimesaba نوشته است:  
«8» عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَ جَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَفِرِينَ حَصِيراً
اميد است كه پروردگارتان بر شما رحم كند و اگر باز گرديد (و دوباره فتنه كنيد) ما نيز برمى‏گرديم (و قهر خود را مى‏فرستيم) و ما دوزخ را براى كافران، زندانى سخت قرار داده‏ايم.[/b]



عدتم عدنا
.
در عمل حسن و نیکو همیشه شروع اون با خداست و عنایت خدا اگر شامل حالمان شود ما اون وسط عمل حسنه ای رو انجام میدیم و آخرش هم با خداست
ولی در عمل قبیح و معصیت هم شروعش با ماست و هم پایانش و اون وسط خدا تذکر میده تا ما برگردیم ولی گاهی...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، nasimesaba ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، Farzaneh
۲۳:۲۱, ۷/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۲۳ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #14
آواتار
«9» إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّلِحَتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً
همانا اين قرآن به استوارترين راه، هدايت مى‏كند و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه برايشان پاداش بزرگى است.


«10» و َأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً
و آنان كه به آخرت ايمان نمى‏آورند، برايشان عذابى دردناك، آماده كرده‏ايم.

نكته‏ ها:
جمله «يَهدى للّتى هى اقوم» را دو گونه مى‏توان معنا كرد:
الف: قرآن به پايدارترين شيوه هدايت مى‏كند.
ب: قرآن استوارترين ملّت‏ها و امّت‏ها را هدايت مى‏كند.

پيام‏ها:
1- خرافات و اوهام در منطق استوار قرآن راه ندارد. «يَهدى للّتى هى اقوم»
2- قرآن تنها كتابى است كه قوانين ابدى و ثابت دارد. «يَهدى للّتى هى اقوم»
3- دريافت اجر به ايمان و عمل نياز دارد، «المؤمنين الّذين يعملون» ولى براى دوزخى شدن، كفر به تنهايى كافى است. «الّذين لايؤمنون... لهم عذاباً»
4- عذاب الهى از هم اكنون آماده است. «اَعتَدنا»
5 - بيم واميد در كنار هم بايد باشد. «أجراً كبيراً... عذاباً اليماً»
نگاهى به قرآن‏
قوانين و دستورات بشرى كه برخاسته از اطلاعات و سليقه‏هاى انسان است، داراى آفاتى است، از جمله:
1- چون اطلاعات و سليقه‏ها متفاوت است، قوانين نيز متفاوت و گاهى متضادّ است.
2- چون علم و اطلاعات بشر محدود است، همين كه با گذشت زمان مسئله‏ى جديدى كشف شد، پايه‏هاى آن دستورات متزلزل مى‏شود.
3- دستورات و قوانين بشرى توجّه به تمام جهات ندارد، درست مثل دارويى است كه مرضى را موقّتاً درمان مى‏كند، ولى سبب پيدايش بيمارى‏هاى ديگرى مى‏شود. ممكن است دستور و قانونى در منطقه و محلّه‏اى براى فرد يا گروهى و از جهتى و براى چند روزى مفيد باشد، امّا نمى‏توان براى هميشه و همه‏ى مردم در همه‏ى شرايط اين فرمان را اجرا كرد. بنابراين قانون بشرى، پايدار نيست.
4- بى‏اعتنايى به قوانين بشرى، مجازات دارد، ولى عمل به آن پاداش ندارد و هر قانونى كه براى متخلّف جريمه داشته باشد، ولى براى عامل و مجرى آن پاداش نداشته باشد، ناقص است.
5 - چون سليقه‏ها تغيير مى‏كند، قوانين بشرى نيز همواره در حال تغيير و تحوّل است.
6- بسيارى از قوانين بشرى با طبيعت و فطرت بشرى هماهنگ نيست و لذا ماندگار نيست.
-----------------
http://www.gharaati.ir/show.php?page=boo...18&pages=4

امّا قانون الهى و كتاب آسمانى قرآن كه به پايدارترين شيوه هدايت مى‏كند، زيرا:
اوّلاً: از طرف خدايى است كه علم و حكمتش بى‏نهايت است و به نكته جديدى برخورد نمى‏كند تا قانونش را عوض كند.
ثانياً: قانون آسمانى دستخوش سليقه‏هاى شخصى، حزبى، قومى و نژادى نيست.
ثالثاً: قانون آسمانى جامع و مطابق فطرت است و هرگز قانونى ندارد كه فطرت انسان از آن تنفّر داشته باشد.
آرى، اين تنها قرآن است كه «يهدى للّتى هى اقوم».
دليل سخن ما دو چيز است:
اوّل: هر روز كه مسئله‏اى از رموز قرآن كشف مى‏شود، جلوه‏اى از جلوه‏هاى قرآن نمودار مى‏شود.
دوّم: هرگاه كه مسلمين دستورات قرآن را رها كرده‏اند، به انواع ذلّت‏ها گرفتار شده‏اند و هرگاه گامى به سوى قرآن برداشته‏اند، عزّت و اقتدار يافته‏اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، ats ، محیصا ، یا ثارالله ، mohammad reza ، meshkat ، Farzaneh
۱۱:۴۳, ۲۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
«11» وَيَدْعُ الْإِنْسَنُ بِالشَّرِّ دُعَآءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنسَنُ عَجُولَاً
و انسان (شتابزده ونادان) همانگونه كه خير را مى‏طلبد، شرّ را هم مى‏طلبد وانسان همواره عجول است.
نكته ‏ها:

در قرآن از شتاب‏زدگى انسان و شرّخواهى او بارها سخن به ميان آمده است:
«و يَستعجلونك بالسيّئة قبل الحسنه»(33) يعنى از تو عذاب فورى مى‏خواهند.
در آيه‏اى ديگر از قول كافران مى‏فرمايد: «أمطر علينا حجارةً من السماء»(34) مى‏گويند: خدايا اگر دين حقّ است، از آسمان بر ما سنگ بباران. سرچشمه‏ى اين شتاب‏ها، جهل و عناد و تعصّب است.
پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله فرمودند: «انّما أهلك النّاس العجلة»(35) بيشترين هلاكت و تباهى انسان از عجله است. بسيارى از نفرين‏هايى را هم كه انسان عليه خود يا فرزندانش مى‏كند از همين عجله است.

پيام‏ها:

1- عجله و شتاب، از آفات فكر و عمل بشر است. «و يَدع الانسان بالشرّ... عجولاً»
2- انسان، فطرتاً خيرگِراست. «يَدعُ الانسان بالشرّ دعائه بالخير» تشبيه شرّخواهى انسان به خيرخواهى او، نشان آن است كه انسان در اصل، خيرگِرا مى‏باشد.
3- آنان كه به هدايت استوار قرآن «يَهدى للّتى هى اقوم» راه نيابند، شتابزده سراغ شرّ خواهند رفت. «يَدع الانسان بالشرّ»
4- عجله در نهاد هر انسانى وجود دارد، امّا بايد جاى استفاده صحيح آن را بشناسيم. «كان‏الانسان عجولاً»

----------------------------------------------------------
33) رعد، 6.
34) انفال، 32.
35) بحار، ج‏17، ص‏340.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، یا ثارالله ، ats ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، meshkat ، Farzaneh
۱۲:۰۲, ۲۸/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۱ ۱۲:۱۰ توسط محیصا.)
شماره ارسال: #16

(۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۲۱)nasimesaba نوشته است:  
«9» إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّلِحَتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً
همانا اين قرآن به استوارترين راه، هدايت مى‏كند و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه برايشان پاداش بزرگى است.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا درقران می فرماید که این قران "اقوم" است ...
اقوم بودن قرآن یک علت اساسی و کلی دارد...
اقوم است چون خدا قران را بر پایه های محکمی استوار کرده است :
و آن اصول و پایه ها 4 اصل اساسی قرآن اند:
1. اصل علم (علم الهی که کامل و بدور هر از نقص و اشتباهی است)
2. اصل عقل
3. اصل فطرت
4. اصل اعتدال
چون تمامی آموزه های قران بر این چهار اصل است اقوم و پایدارترین است...

نقل قول:و َأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً
[b]و آنان كه به آخرت ايمان نمى‏آورند، برايشان عذابى دردناك، آماده كرده‏ايم.
الیم از الم گرفته شده که یه معنی درد است
هیچ دردی از دردهای دنیا الم گفته نمیشه و الم نیست!!! دردنیا اصلا الم نداریم!!!!
چون دردهایی که ما دردنیا با اون مواجه میشیم بالاخره جوری تخفیف پیدا میکنن یا ما بالاخره به اون عادت می کنیم و دیگه اون شدت اولیه رو نداره ولی الم دردیه که تخفیف نداره "ولا یخفف عنهم العذاب"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، nasimesaba ، جبریل ، ats ، در جستجوی سختی ، mohammad reza ، meshkat ، Farzaneh
۱۴:۱۰, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام
قرار نیست تاپیک ادامه پیدا کنه ؟!!Cool
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، محیصا ، mohammad reza ، nasimesaba
۱۵:۲۷, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #18

(۱۶/تیر/۹۱ ۱۴:۱۰)در جستجوی سختی نوشته است:  سلام
قرار نیست تاپیک ادامه پیدا کنه ؟!!Cool


فکرکنم بهاره جون امروز آخرین امتحانشونو دادن ...
انشالله میان و ادامه میدن...Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، در جستجوی سختی ، nasimesaba
۱۵:۴۷, ۱۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
به سلامتی ما که کلی مستفیز شدیم[تصویر: smile.gif]
انشاالله بازم استفاده کنیم
صلوات
یا حسین(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba
۰:۴۶, ۱۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله الرحمن الرحيم


«12» وَجَعَلْنَا الَّيْلَ وَالنَّهَارَ ءَايَتَيْنِ فَمَحَوْنَآ ءَايَةَ الَّيْلِ وَجَعَلْنَآ ءَايَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسَابَ وَكُلَّ شَىْ‏ءٍ فَصَّلْنَهُ تَفْصِيلاً


و ما شب و روز را دو نشانه (از قدرت خود) قرار داديم، پس نشانه‏ى شب (روشنى ماه) را زدوديم و نشانه ‏ى روز (خورشيد) را روشنگر ساختيم تا فضل و روزى از پروردگارتان بجوييد و تا شمار سالها و حساب را بدانيد و ما هر چيز را به روشنى بيان كرديم.
نكته‏ ها:

شايد دليل اينكه در قرآن معمولاً كلمه‏ ى شب مقدّم بر روز آمده است، اين باشد كه تاريكى زمين از خودش است و روشنايى آن از خورشيد.

پيام‏ها:

1- گردش زمين به دور خود و پيدايش روز و شب و تغييرات آن، طبق اراده‏ ى حكيمانه‏ ى الهى است، نه تصادفى. «جعلنا... مَحَونا... لتبتغوا»
2- روز براى كار و شب براى استراحت است. «آية النّهار مبصرةً لتبتغوا»
3- با آنكه فضل و رحمت از خداوند است، ولى ما نيز بايد تلاش كنيم. «لِتَبتغوا فضلاً من ربّكم»
4- آماده‏ سازى زمينه‏ هاى كسب روزى، از شئون ربوبيّت الهى است. «لتبتَغوا فضلاً من ربّكم»
5 - روزى، از سوى خداست، به زرنگى خود مغرور نشويم. «فضلاً من ربّكم»
6- تدبير نظام آفرينش، بى‏ هدف نيست و در اين تدبير، محور هدف‏ها انسان است. «لتبتغوا ... لتعلموا»
7- شب وروز، تقويمى طبيعى، دائمى، همگانى، آسان وقابل فهم و وسيله‏اى براى برنامه ‏ريزى و نظم مى‏ باشد. «لتعلموا عدد السّنين و الحساب»
8 - در نظام هستى، همه چيز منظّم، قانون‏مند و تفكيك شده است تا اصطكاك و تداخل و فروپاشى پيش نيايد. «وكلّ شى‏ء فصّلناه تفصيلاً»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، mohammad reza ، در جستجوی سختی ، meshkat ، Farzaneh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سیمای کلی سوره ها ghoran 22 6,176 ۲۳/شهریور/۹۵ ۱۱:۲۴
آخرین ارسال: ghoran
  وجه نام گذارى سوره بقره (از دیدگاه آیت الله علی صفایی حائری) paradise 0 1,302 ۳/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۴
آخرین ارسال: paradise
  خواص و برکات سوره اسراء در جستجوی سختی 0 1,159 ۳۱/تیر/۹۴ ۱۰:۴۷
آخرین ارسال: در جستجوی سختی
  منظور از "امانت" در ایه 72 سوره الاحزاب چیست؟ غریب 11 5,752 ۲۱/تیر/۹۴ ۵:۲۶
آخرین ارسال: محمدهادی
  مباحثه سوره ناس،رهایی از شر خناس یاســین 16 9,759 ۲۰/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۰
آخرین ارسال: محمدهادی
  سوالی در باب آیه 3 سوره نور بهسا 6 2,870 ۶/آذر/۹۳ ۱۲:۲۲
آخرین ارسال: مصباح
  انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد kamelia 0 1,397 ۳۰/مرداد/۹۳ ۲۲:۱۱
آخرین ارسال: kamelia

پرش در بین بخشها:


بالا