شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
59- تهذيب نفس
پاکسازي درون از صفات پليد، و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده، و اين امر در هر زمان واجب است.
ولي ياد کردن آن به طور خصوص در وظايف زمان غيبت حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اين جهت است که درک فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن جناب بستگي به آن دارد.
به دليل روايتي که نعمانيرحمه الله به سند خود از امام صادق (ع) آورده که فرمود: هر کس دوست ميدارد از اصحاب حضرت قائم (ع) باشد بايد که منتظر باشد و در اين حال به پرهيزکاري و اخلاق نيکو رفتار نمايد، در حالي که منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم (علیه السلام) بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش کسي خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنيد و در انتظار بمانيد گوارا باد شما را اي گروه مشمول رحمت خداوند. [1]
ميگويم : در اين حديث دلالت بر اين هست که دست يافتن به ثواب انتظار با رعايت کامل و ملازمت پرهيزکاري و اخلاق نيک و مشروط ميباشد، و مؤيّد اين معني پيشتر گذشت.
----------------------------------------------------------------
[1] غيبت نعماني، 106.
60- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت
زيرا که در اجتماع کردن تاثيري هست که در انفراد نيست.
هر چند که نصرت کردن وظيفه همه افراد است، خداوند فرمود:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه حَميعاً وَلا تَفَرَّقُوا»؛ [1]
و همگي به ريسمان خداوند چنگ زنيد و پراکنده نشويد.
چون امام (علیه السلام) در تمام زمانها رشته محکم خداوند در ميان بندگانش ميباشد، و دست يازيدن به او جز با پيروي و نصرت او حاصل نميگردد، و اميرالمؤمنين (ع) در يکي از خطبههايش فرموده: اي مردم اگر شما از نصرت حق از پاي نمينشستيد، و از کنار زدن باطل سستي نميکرديد، کسي که مثل شما نيست بر شما طمع نمينمود، و آنان که بر شما نيرو يافتند قوت نميگرفتند، ولي شما همچون گم گشتگي بنياسرائيل راه را گم کرديد، و به جانم سوگند که بعد از من گمگشتگيتان چند برابر خواهد شد، از جهت اينکه حق را پشت سر افکنديد....
و در توقيع رفيعي که از سوي ناحيه مقدس به شيخ مفيد -رحمهم الله- صادر گشت آمده است: و اگر شيعيان ما - که خداوند آنان را در اطاعتش ياري دهد - در وفاي پيماني که از ايشان گرفته شده يک دل و مصمّم باشند، نعمت لقاي ما از آنان به تأخير نميافتد، و سعادت ديدار ما براي آنان با معرفت کامل و راستين نسبت به ما تعجيل گردد... [2]
----------------------------------------------------------------
[1] سوره آلعمران، آيه 103.
[2] بحارالانوار، 177:53.
61- متفق شدن بر توبه واقعي و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
آن چنان که پيشتر گذشت اينکه از جمله اسباب طولاني شدن غيبت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گناهان و معصيتهايي است که از بندگان ميبنيد، چنانکه از آن حضرت (علیه السلام) آمده :
پس تنها چيزي که ما را از آنان پوشيده ميدارد همانا چيزهاي ناخوشايندي است که از ايشان به ما ميرسد و از آنان نميپسنديم و از آنان انتظار نميرود
وَاللَّه المستعانُ وَهُوَ حَسْبُنا وَنِعْمَ الوَکيلٌ. [1]
----------------------------------------------------------------
[1] بحارالانوار،:177 53.
62 و 63 - پيوسته به ياد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
بيان مطلب اينکه، به دلالت اخبار قطعي بسيار که امامان (ع) روايت گرديده ترديدي در اين نيست که امام (علیه السلام) ناظر و شاهد بر ما است، و بر حالات و حرکات و سکنات ما اطلاع دارد، پس تو در هر حال و هر کجا که هستي برابر ديدگانش قرار داري که او است ديده بيناي خداوند و گوش شنواي او، چون اين را دانستي و يقين داشتي که تو در پيش چشم و جلو رويش قرار داري، حتماً آن جناب را در جلو چشمت قرار دهي، و با ديده دل به او نظر نمايي، بلکه هرگاه آن حضرت جلو چشمت باشد لازمهاش اين است که تو در پيش چشمش بوده باشي، و بستگي به اين ندارد که تو آن را قرار دهي.
و اين روشن، و بر کسي که ديده دلش کور نباشد مخفي نيست و چشم سر [کافران و مخالفان] گرچه کور نيست ليکن چشم باطن و ديده دلها کور است.
و چنانچه دانستي که آن حضرت (ع) پيش چشمت قرار دارد، البته همّتت در جهت رعايت آداب آن جناب، و مراسم ادب و انجام وظايفي که نسبت به آن حضرت داري به حسب مراتب معرفتت مصروف خواهد شد، هر چند که با چشم سر آن بزرگوار را نبيني.
تمام اين امور در سخنان اميرمؤمنان علي (ع) آورده که آن حضرت بر فراز منبر در شهر کوفه فرمود : بار خدايا همانا به ناچار زمين تو را حجتي از سوي تو بر خلقت بايد، که آنان را به دين تو هدايت کند، و علم تو را به ايشان بياموزد، تا حجت تو باطل نشود، و پيروان ايشان گمراه نگردند پس از آنکه هدايتشان کردهاي. يا آشکار است که اطاعت نشود، يا مخفي و در انتظار باشد، اگر شخص او از مردم در حال صلح و متارکه با مخالفين غايب ماند، به درستي که علم و آداب او در دلهاي مؤمنين ثبت است که آنان به آنها عمل ميکنند. [1]
----------------------------------------------------------------
[1] کمال الدين، 302:1، باب 26، ذيل 11.
64- دعا به درگاه الهي براي جلوگيري از نسيان ياد آن حضرت
اينکه از درگاه خداوند عز و جل بخواهي که تو را از فراموش کردن ياد آن حضرت (ع) محفوظ بدارد.
و دليل بر اين - اضافه بر آنچه پيشتر بيان داشتيم که خداي عز و جل بر تو نسبت به آن حضرت وظايفي و آدابي قرار داده که جز با مداومت کردن بر ياد او از تو تحقق نميپذيرد - عبارتي است که از خود آن جناب (ع) از طريق شيخ عَمْري -رضي الله عنه- در کتاب کمال الدين به سند صحيح عالي روايت آمده که: «و ذکر آن حضرت را از يادمان مبر...». [1]
پس در اين عبارت تدبُّر کن که چگونه از دعاهاي مهم قرار داد شده، و شيعيان دستور يافتهاند در آن مکالمات شريف چنين سخن بگويند، از اين نکته غفلت منماي، و در تمامي اوقات به ويژه مواقع استجابت دعا به درگاه خداي تعالي تضرُّع و زاري کن که به فراموشي ياد آن جناب (ع) دچار نشوي، و دعا را تا به هنگام مبتلا شدن به آن تأخير مينداز ...
در روايات رسيده از امامان (علیه السلام) در آداب دعا کردن آمده که : لازم است مؤمن پيش از آنکه بلا نازل شود و به دعا کردن مبادرت ورزد. و از خداي عز و جل مسئلت کن که تو را از گناهاني که مايه دچار شدن به فراموشي ياد امام تو ميشود، مصون و محفوظ بدارد، که اين امر شديدترين و بزرگترين نقمتها و محنتها است، و در بعضي از دعاهايي که از امامان (ع) روايت گرديده است چنين آمده:
اَللَّهُمَّ اغفِرْلي الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النَّقَمَ؛
بار خدايا بر من بيامرز گناهاني را که مايه نزول نقمت هستند.
و بدون ترديد فراموش کن ياد امام و غفلت نمودن از آن جناب (ع) نقمت و بلاي بزرگي است که نقمتهاي دنيا و آخرت بر آن مترتب ميگردد. [2]
----------------------------------------------------------------
[1] کمال الدين، 513:2.
[2] يکي از شعر خوش سروده:
غافل تو يکي لحظه از آن شاه نباشي
شايد که نگاهي کند آگاه نباشي
(مترجم).
65- اينکه بدنت نسبت به آن جناب خاشع باشد
و دليل بر اين است آنچه سيّد اجل علي بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع به سند خود از محمد بن سنان از امام صادق (ع) در دعاي روز جمعه روايت آمده، و ما آن را در کتاب ابواب الجنات في آداب الجمعات ياد کردهايم:
اَللَّهُمَّ إنّي اتقربُ إلَيکَ بقَلْبٍ خاضِعٍ وَإلي ببدنٍ خاشعٍ و الي الاَئِمَّةِ الرَّاشدينَ بِفُؤَادٍ مُتَواضِعٍ؛ [1]
بار خدايا من به درگاه تو تقرُّب ميجويم بادلي خاضع و به سوي وليّْت با بدني فروتن، و به امامان هدايت کننده با قلبي متواضع....
که دلالت دارد بر حصول تقرُّب به خداي عز و جل با خشوع و فروتني بدن براي ولّي او (علیه السلام).
و منظور از «ولي» در اينجا به قرينه ياد کردن امامان (ع)، و به قرينه اينکه اين تعبير در چندين دعا و حديث از مولايمان حضرت حجّت (علیه السلام) روايت آمده، همان امام زمان (ع) است.
خشوع بدن آن است که اعضاي بدنت را در جهت خدمت کردن به مولايت و بر پاکردن امر او به کار ببندي، در حالي که مستمندي و کوچکي خود را اقرار نمايي، که عظمت و بزرگي آن حضرت را بر خودت در اعماق جانت بيني، چنانکه حال غلام نسبت به اربابش هست.
زيرا که غلامي که معني بندگي و آقايي را درک کند، ميداند که از لوازم بندگيش؛ به کار بردن اعضاي بدنش در خدمت و اطاعت مولايش ميباشد، و او در آن حال تصوّر نميکند که بر مولايش منّت يا احساني دارد، بلکه ميداند که اگر در خدمت يا اطاعت اوامر او سستي نمايد مقصّر خواهد بود، و اگر بر اگر بر او گردنکشي يا تکبُّر کند، نزد خردمندان مذموم و مطرود خواهد شد، و هرگاه حال غلامي که کسي از مردم با درهمي چند او را خريده چنين باشد، و براي کسي که بر او ولايت يافته اين مقدار حق و مولويت باشد، پس حال مولايي که خداي تعالي براي او ولايت تامّه قرار داده چه خواهد بود؟
----------------------------------------------------------------
[1] جمال الاسبوع، 230.
66- مقدم داشتن خواسته آن حضرت برخواسته خود
به اينکه در هر امري که بر تو وارد ميشود و ميخواهي در آن اقدام کني، بينديشي که آيا موافق رضاي آن حضرت (ع) است يا مخالف آن؟
پس چنانچه موافق رضاي آن جناب بود آن را انجام دهي و بر آن اقدام نمايي، نه به خاطر هواي نفس خودت، بلکه به جهت موافق داشتن آن با رضاي او و اگر مخالف رضاي او بود آن را واگذاري و با هواي نفست مخالفت کني، براي اينکه رضاي آن حضرت (علیه السلام) را به دست آوري، که اگر چنين بودي نزد آن بزرگوار محبوب خواهي بود و ذکر خيرت بر زبان او و زبان پدران بزرگوارش (علیه السلام) جريان مييابد.
و شاهد بر آنچه گفتيم روايتي است که فاضل محديث نوريقدس سره در کتاب نفس الرَّحمن به نقل از کتاب امالي شيخ طوسيقدس سره به سند خود از منصور بزرج [1] آورده که گفت: به حضرت ابي عبداللَّه امام صادق (ع) عرضه داشتم: اي سرور من، چه بسيار از شما ياد سلمان فارسي را ميشنوم؟
فرمود: مگو سلمان فارسي، بلکه بگو: سلمان محمدي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آيا ميداني چرا بسيار از او ياد ميکنم؟
عرض کردم: نه
فرمود: براي سه صفت :
يکي: مقدم داشتن خواسته اميرمؤمنان (ع) برخواسته خودش.
و دوّم: دوست داشتن فقرا، و برگزيدن آنها بر اهل ثروت و مکنت.
و سوّم: دوست داشتن علم و علما، همانا سلمان بنده صالح درستکار مسلماني بود، و از مشرکين نبوده است. [2]
ميگويم: در اين صفات و آنچه از آثار نيک بر آنها مترتب ميشود تأمل کن، و از جمله آن آثار اينکه امامان (ع) صاحب اين صفات را دوست ميدارند و مدح کنند و بستايند، و به اين حديث شريف عمل کن تا به سعادت دنيا و آخرت نايل شوي.
خداوند، من و شما برادران مؤمن را توفيق دهد که او [به بندگانش] نزديک و اجابت کننده دعا است.
----------------------------------------------------------------
[1] ميگويم: او منصور بن يونس است و «بزرج» معرَّب «بزرگ» است و از شيخ و کشي حکايت شده که او واقفي بوده و نص بر حضرت رضاعليه السلام را انکار ميکرده، ولي روايت کردن بزرگاني همچون ابن ابي عمير و غير او از وي، از اموري است که شاهد بر وثاقت اوست، لذا بعضي از علماي رجال او را از ثقات برشمردهاند. و اللَّه تعالي هو العالم. (مؤلف).
[2] بحار الانوار، 227:22، ح 33.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
عذر میخوام وسط تاپیک مزاحم میشم ولی یه مطلبی رو شنیدم گفتم شاید نوشتنش اینجا بد نباشه....
(۲۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۳۸)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]6- اظهار اشتياق به ديدار آن بزرگوار
امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند: خدایا من شوق لقا تو را طلب میکنم... نکته اینجاست که امام شوقِ لقا را طلب میکنند نه خودِ لقا را...
دیدن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهم نیست... شوق دیدارشان مهم است... این شوق لقا است که مهم است و باعث رسیدن به کمال میشود...
ما سه نوع شوق داریم:
1- شوق به خاطر بهشت: شامل عوام میشود که شوق بهشت را دارند... به شوق بهشت عبادت می کنند...
2- شوق لقا و قرب خداوند : شامل کسانی است که فقط لقا و قرب به خداوند را میخواهند ...
3- شوق کسانی که به دنبال رضای خداوند هستند.... یعنی شوق دیدار و قرب را نداشته و به خاطر لقا و قرب طاعت نمیکنند...بلکه تنها به دنبال رضایت خداوند هستند...
بنابراین ما بایستی به دنبال شوق لقا آن حضرت باشیم نه خودِ لقا... ما بایستی اظهار اشتیاق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بکنیم... و نشانه این اشتیاق این است که انجام دادن و ندادن کارها در جهت رضایت خدا و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد...
التماس دعا
67- احترام کردن نزديکان و منسوبين به آن حضرت
خواه قرابت و خويشاوندي و وابستگي آنان جسماني باشد و خواه روحاني، مانند: سادات علوي، و علماي ديني و برادران ايماني، زيرا که احترام و تجليل ايشان در حقيقت احترام و توقير آن جناب (علیه السلام) است، و اين چيزي است که از نحوه معاشرت و آداب خردمندان مشاهده ميکنيم که شيوه آنان چنين است که فرزندان و برادران و نزديکان اشخاص بزرگ را به خاطر تعظيم و بزرگداشت آن اشخاص بزرگ احترام و تجليل ميکنند، و تفاوت مراتب احترام و توقير ايشان از جهت تفاوت مراتب منسوبين ميباشد، و چنين ميدانند که احترام و تعظيمشان در حقيقت به آن اشخاص بزرگ بر ميگردد، و ترک کردن احترام و توقير ايشان را سب شمردن شأن و شخصيّت آن اشخاص ميدانند، و اين چيزي است که هيچ عاقلي در آن ترديد نميکند.
و امامان ما (علیه السلام) در تعدادي از احاديثي که از ايشان روايت شده بر اين معني دلالت فرمودهاند که بعضي از از آنها را در امور سي و يکم و سي و هفتم و چهل و هشتم و غير اينها آوردهايم، اضافه بر آنچه در امر شصت و هشتم خواهي شنيد، که نيز به فحوي يا منطوق بر اين مطلب دلالت دارد، پس بر تو باد که به آنها مراجعه نمايي و در آنها دقّت کني، و بر احترام منسوبين آن حضرت (علیه السلام) از سادات و علما و مؤمنين مواظبت و مداومت داشته باشي، و به حسب شئون و مراتب ايشان در علم و تقوي و پرهيزکاري و آنچه مايه نزديک شدن و محبوبيّت يافتن نزد آن بزرگوار است، آنها را تجليل و توقير کني، تا به تقرُّب و محبوب شدن نزد آن حضرت (علیه السلام) نايل شوي و سعادت يابي.
از خداي تعالي خواستارم که مرا و همه دوستداران آن جناب را توفيق دهد.
69 و 70- وقت ظهور را تعيين نکردن و تکذيب وقتگذاران
بدان که حکمت الهي بر اين است که وقت ظهور صاحب الامر را پيش از فرا رسيدن آن از بندگانش مخفي بدارد، به خاطر اموري که بر ما پوشيده است، و بعضي از آنها از اخبار ائمه اطهار (علیه السلام) استفاده ميشود. زيرا که علم به آن از اسرار اللَّه است که از خلق خود مستور داشته است.
در کتاب حسين بن حمدان به سند خود از مفصَّل بن عمر آورده که گفت: از سرورم حضرت ابي عبداللَّه امام صادق (ع) پرسيدم: آيا ظهور مهدي منتظر وقت معيَّني دارد که مردم آن را بدانند؟
فرمود: حاشا که خداوند براي آن وقتي تعيين کرده باشد يا شيعيان ما براي آن وقتي معين کنند.
عرضه داشتم: اي مولاي من اين از چه جهت است؟
فرمود: زيرا که آن همان ساعت است که خداي عز و جل فرموده:
«يَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِيٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّه وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»؛ [1]
[اي رسول ما] از تو درباره آن ساعت ميپرسند که کي خواهي بود بگو علم آن نزد پروردگار من است که جز او آن ساعت را ظاهر و روشن نتواند کرد [شأن] آن ساعت در آسمانها و زمين سنگين و عظيم است، جز ناگهاني شما را نيايد از تو ميپرسند که گويي تو کاملاً بدان آگاهي بگو علم آن ساعت محقَّقاً نزد خدا است ليکن اکثر مردم بر اين حقيقت آگاه نيستند.
و فرموده خداوند:
«وَ ما يُدْرِيکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ-يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ»؛ [2]
و تو چه داني شايد که آن ساعت نزديک باشد آنان که به آن ساعت ايمان ندارند [به تمسخر] تقاضاي زودتر شدن آن را دارند و [امّا] آنان که ايمان آوردهاند از آن سخت بيمناکند و ميدانند که آن روز بر حق است، توجّه کنيد آنان که درباره ساعت جدال کنند در گمراهي دوري هستند.
عرض کردم: اي مولاي من، معني: «يُمارون =جدال ميکنند» چيست؟
امامصادق (ع) فرمود: ميگويند قائم کي متولد شده و چه کسي او را ديده و در کجاست و کجا خواهد بود و کي ظاهر ميشود؟ تمام اينها از جهت عجله کردن در امر خداوند و شک در قضاي الهي است، آنان دنيا و آخرت را زيان کردهاند و پايان بد از آنِ کافران است.
مفضَّل گويد: عرضه داشتم: اي سرور من، پس وقتي براي آن تعيين نميکنيد؟
فرمود: اي مفضّل براي آن وقتي مگذار که هر کس براي ظهور مهدي ما وقتي تعيين نمايد خود را در علم خداوند شريک دانسته!!! و [بناحق] مدعي شده که خداوند تعالي او را از اسرار خويش آگاه ساخته است.... اين حديث طولاني است آن مقدار که مورد نياز بود پايان يافت.
و در غيبت نعماني به سند خود از محمد بن مسلم آورده که گفت: حضرت ابوعبداللَّه امام صادق (علیه السلام) فرمود: اي محمد هر کس تعيين وقتي را از ما به تو خبر دهد بدون ترديد او را تکذيب کن، زيرا که البته ما براي هيچ کس وقتي را تعيين نميکنيم. [3]
و...
---------------------------------------------------------------
[1] سوره اعراف، آيه 187.
[2] سوره شوري، آيات 17 و 18.
[3] غيبت نعماني، 155.