10- تشکيل مجالس ذکر مناقب و فضايل آن حضرت
برپا نمودن مجالسي که مولايمان صاحب الزمان (ع) در آنها ياد شود و مناقب و فضايل آن حضرت در آنها ترويج و منتشر گردد و در آن مجالس، براي آن جناب دعا شود و با جان و مال در راه تشکيل آن مجالس تلاش کردن، از وظايف دلباختگان و ارادتمندان به آن جناب است زيرا که اين کار ترويج دين خداوند و برتري دادن کلمة اللَّه و ياري نمودن بر نيکي و تقوا و تعظيم شعائر الهي و نصرت وليّ اللَّه است.
در حديثي که در وسائل و غير آن، از امام صادق (علیه السلام) روايت شده که فرمود: يکديگر را ديدار کنيد که در ديدارتان زنده شدن دلهايتان و يادآوري احاديث ما هست و احاديث ما شما را نسبت به يکديگر مهربان ميسازند، که اگر آنها را بگيريد {عمل کنید}، رستگار شده و نجات يافتهايد و هرگاه آنها را ترک گوييد، گمراه شده و هلاک ميگرديد. پس به آنها عمل کنيد که من نجات شما را ضمانت ميکنم. [1] .
وجه دلالت اين حديث آن است که: ديدار مؤمنين نسبت به يکديگر را سبب و وسيله زنده کردن امر آنان و يادآوري احاديث امامان (علیه السلام) دانسته است، بنابراين برپاسازي مجالس ديداري که در آنها امام (ع) ياد شود و مناقب او و آنچه مربوط به او است، بيان گردد، بدون ترديد نيکو و مورد خشنودي امامان (ع) است.
و نيز بر اين مطلب دلالت ميکند فرمايش امير المؤمنين{علی} (ع) در حديث «اربع مائه» اينکه: خداوند - تبارک و تعاليک به سوي زمين نگريست، پس ما را برگزيد و براي ما شيعياني برگزيد، که ما را ياري ميکنند و از خوشحالي ما خوشحال و به خاطر اندوه ما اندوهگين ميشوند و اموال و جانهايشان را در راه ما نثار مينمايند، آنان از ما هستند و به سوي ما باز ميگردند.... [2] .
توجه و بيدارباش
برپا ساختن اين مجالس در بعضي از اوقات واجب است، مثل اينکه مردم در معرض انحراف و گمراهي باشند و برپايي اين مجالس، سبب جلوگيري از هلاکت ديني آنان و مايه ارشاد و راهنمايي ايشان به راه هدايت گردد، از جهت دلايل امر به معروف و نهي از منکر و راهنمايي اشخاص گمراه و عقب زدن اهل بدعت و گمراهي.
-----------------------------------------------------------------
[1] وسائلالشيعه، 567:11 باب 23 ح 3.
[2] خصال، 635:2.
[3] سوره توبه، آيه 60؛ همانا زکات فقط براي فقرا و بينوايان و کارگزاران آن و دلجويي شدگان و بردگان [ي که آزاديشان خواهيد] و وامداران و هزينه در راه خدا و در راه ماندگان ميباشد.
11- سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن حضرت
سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن جناب - که درود و سلام بر او باد - زيرا که اين دو عمل نوعي از ياري کردن امام به شمار ميآيند.
و دليل بر اين است آنچه در کتاب وسائل به طور مُسند روايت گرديده که حضرت امام صادق (ع) فرمود: هر کس درباره ما يک بيت شعر بگويد، خداوند براي او خانهاي در بهشت خواهد ساخت. [1]
و از آن حضرت است که فرمود: هيچ کس درباره ما بيت شعري نگويد، مگر اينکه به روح القدس تأييد و ياري شده باشد. [2]
و از حضرت رضا (علیه السلام) روايت است که فرمود: هر فرد مؤمني که درباره ما شعري بسرايد که ما را به آن مدح گويد، خداوند براي او در بهشت منزلگاهي خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنيا باشد، که هر فرشته مقرّب و هر پيغمبر فرستاده شدهاي او را در آنجا ديدار خواهد کرد. [3] .
و ...
و نيز بر اين مطلب دلالت دارد تمام رواياتي که حاکي سرودههاي شاعران در مدح و ثناي امامان (ع) است که در محضر ايشان خواندهاند و امامان (ع) عطاهاي بسيار و بخششهاي فراواني به آن شاعران عنايت فرمودهاند.
و از اين ماجراها بسيار است که در احوالات و اخلاقيات آنان - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - ياد گرديده و آنچه اشاره شد براي مؤمنين بسنده است.
-----------------------------------------------------------------
[1] وسائل الشيعه، 467:10 ح 1.
[2] وسائل الشيعه، 467:10 ذيل ح 2.
[3] وسائل الشيعه، 467:10 ذيل ح 3.
13- قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت
بپاخاستن هنگام ياد شدن نام يا القاب شريفه آن حضرت (علیه السلام)، که سيره و شيوه شيعيان دوازده امامي بر همين اساس بوده و شاهد بر اين، اضافه بر تعظيم و احترام بودن اين عمل که خود مطلوب است.
روايتي است که يکي از علماي اعلام در کتاب النجم الثاقب از سيّد عبد اللَّه نواده سيد نعمت اللَّه جزائري آورده، که در بعضي از روايات چنين يافته که: روزي حضرت صاحب الزمان (ع) در مجلس امام صادق (ع) ياد شد، پس امام صادق (علیه السلام) به منظور تعظيم و احترام اسم آن حضرت بپا ايستاد. [1] .
ميگويم: براي اثبات استحباب بپاخاستن هنگام بردن نام شريف امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - همين مقدار کافي است، به لحاظ قاعده تسامح، که علماي بزرگوارمان بيان کردهاند.
و ميتوان گفت که در بعضي از اوقات واجب ميباشد، به خاطر بعصي از جهات، مانند اينکه اسم شريف آن حضرت يا يکي از القاب مبارکش در مجلسي که جمعي در آن هستند ياد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن بپاخيزند و در اين حال، اگر کسي اهل مجلس بدون عذر از جاي برنخيزد، اين برنخاستنش، توهين و هتک حرمت آن حضرت (علیه السلام) خواهد بود، که ترديدي در حرام بودن آن نيست، زيرا که توهين خداوند - عزّ شأنه - ميباشد، چنانکه پوشيده نيست.
-----------------------------------------------------------------
[1] بحارالانوار، 278:44.
17- درخواست معرفت امام عصر از خداوند
درخواست معرفت آن حضرت از خداوند - عزّوجلّ - از وظايف مهمّ ما ميباشد، زيرا که علم با آموزش و درس خواندن بسيار نيست، بلکه علم نوري است که خداوند در دل هرکس که بخواهد هدايتش کند، قرار ميدهد و هرکه را خداوند هدايت کند، هدايت يافته است.
و در کافي از ابوبصير، از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) درباره فرموده خداي - عزّوجلّ -:
«وَمَنْ يُؤْتَ الحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً کَثِيراً»؛
و هرکس که حکمت به او داده شود، خير بسيار به او داده شده.
فرمود: [يعني] طاعت خداوند و معرفت امام (علیه السلام). [1] .
در خبر صحيحي از حضرت ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: بلندي و رکن و کليد امر و درب اشيا و خشنودي خداي - تبارک و تعالي - بعد از معرفت او اطاعت امام است. [2] .
پيشتر دانستيم که مهمترين و واجبترين امور بعد از شناخت خدا و رسول او، شناختن وليّ امر و صاحب الزمان است، زيرا که اين امر، يکي از ارکان ايمان ميباشد. هر کس در حالي بميرد که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است و معرفت او، کليد تمام ابواب خير و سعادت و رحمت ميباشد و خداوند بندگان خود را امر فرموده، که معرفت او را تحصيل نمايند.
دعا از جمله درهايي است که خداي تعالي فرمان داده که از آنها وارد شوند، او فرموده است:
«أُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ [3]
مرا بخوانيد که شما را اجابت کنم.
و نيز فرموده:
«إِنَّکَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلکِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشآءُ»؛ [4]
البته تو [اي رسول ما!] چنين نيست که هر کس را بخواهي، هدايت تواني کرد، بلکه خداوند هرکه را بخواهد، هدايت ميکند.
در کافي به سند خود از محمد بن حکيم آورده که گفت: به حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: معرفت ساخته کيست؟
فرمود: از ساختههاي خداوند است، بندگان را در آن ساخت بهرهاي نيست. [5] .
آيات و رواياتي که بر اين مطلب دلالت ميکند بسيار است، پس بر بندگان لازم است که از درگاه خداوند شناخت و معرفت امام زمانشان را به آنان روزي نمايد و کامل گرداند. و اين منافات ندارد با آنکه بنده مختار و مأمور به کسب و تحصيل و مطالعه وسايل معرفت باشد، زيرا که اين نظير روزي است که بندگان امر شدهاند، آن را طلب نمايند و نيز براي آن دعا کنند، ولي خداوند - جلّ شأنه - خود روزي دهنده است، چون سعي و کوشش وظيفه بنده است و به ثمر رساندن، برعهده خالق متعال ميباشد.
-----------------------------------------------------------------
[1] اصول کافي، 185:1.
[2] اصول کافي، 185:1.
[3] سوره غافر، آيه 60.
[4] سوره قصص، آيه 56.
[5] اصول کافي، 163:2.
18- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
مداومت کردن بر دعايي که ثقة الاسلام کليني [1] و شيخ نعماني [2] و شيخ طوسي و { شيخ صدوق در کتاب «کمال الدين» [3] } به سندهاي خود، از زراره روايت کردهاند که گفت: شنيدم حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) ميفرمود: براي آن جوان پيش از قيامش غيبتي خواهد بود.
گفتم: چرا؟
فرمود: ميترسد - و به شکمش اشاره کرد - سپس فرمود: اي زراره! و او است منتظَر و او است که در ولادتش شک ميکنند، پس بعضي ميگويند: پدرش بدون بازمانده از دنيا رفت و بعضي از آنها ميگويند: در حالي که در شکم مادر بود، پدرش فوت کرد و بعضي ميگويند: دو سال پيش از فوت پدرش متولد شد و اوست منتظر، مگر اينکه خداوند - عزّوجلّ - دوست دارد که شيعه را امتحان کند، پس در آن هنگام است که تشکيک و توهم اهلِ باطل آغاز ميشود.
اي زراره! اگر آن زمان را درک کردي، اين دعا را بخوان:
«اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي»؛
بار خدايا! تو مرا به خود شناسا کن، که اگر خودت را به من نشناساني، پيغمبرت را نخواهم شناخت، بار خدايا! تو رسولت را به من بشناسان، که اگر رسول خود را به من نشناساني، حجّتت را نخواهم شناخت. پروردگارا! حجّت خودت را به من بشناسان، که اگر حجّتت را به من نشناساني، از دين خود گمراه خواهم شد.
-----------------------------------------------------------------
[1] اصول کافي، 337:1.
[2] غيبت نعماني، 86، ان في قائم سنة من الانبياء.
[3] کمالالدين، 342:2.
19- مداومت به خواندن دعاي غريق
مداومت کردن بر خواندن دعايي که شيخ صدوق به سند خود، از عبد اللَّه بن سنان روايت کرده که گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس از اين، شبههاي شما را خواهد رسيد، که بدون نشانه ديده شدني و امام هدايت کنندهاي خواهيد ماند و از آن نجات نمييابد، مگر کسي که دعاي غريق را بخواند.
راوي گويد: عرضه داشتم: دعاي غريق چگونه است؟
فرمود: چنين بگويد:
«يا اَللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلي دِينِکَ»؛
اي خداوند! اي رحمان! اي مهربان! اي دگرگون کننده دلها! دل مرا بر دينت پايدار کن.
راوي گويد: من گفتم:
«يا اَللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلي دِينِکَ».
فرمود: البته خداوند دگرگون کننده دلها و ديدهها است، ولي همينطور که من ميگويم، تو نيز بگو:
«يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلي دِينِکَ». [1] .
و شيخ نعماني در کتاب الغيبة به سند خود، از حمّاد بن عيسي، از عبد اللَّه بن سنان روايت آورده که گفت: من با پدرم به محضر امام ابوعبد اللَّه صادق (علیه السلام) شرفياب شديم.
پس آن حضرت فرمود: چگونه خواهيد بود اگر در حالي واقع شديد که امام هدايتگر و نشانه آشکاري نباشد (ديده نشود)؟ که از آن حيرت و سرگرداني نجات نيابد، مگر کسي که به دعاي غريق (يا حريق) دعا کند.
پدرم گفت: به خدا سوگند! اين بلا است. پس فدايت شوم! در آن هنگام چگونه رفتار کنيم؟
فرمود: هرگاه چنان شد - و تو آن زمان را درک خواهي کرد - به آنچه در دست داريد [از عقيده راستين] متمسّک شويد، تا آنکه امر برايتان به خوبي روشن شود. [2] .
-----------------------------------------------------------------
[1] کمالالدين، 351:2.
[2] غيبت، 81.
20- دعا در زمان غيبت آن حضرت
دعايي است که سيد بن طاووسرحمه الله در کتاب «مهج الدعوات» آورده، در حديثي که غيبت حضرت مهدي - عجّل اللَّه فرجه الشريف - در آن ياد شده، راوي گويد:
عرض کردم: شيعيانت چه کار کنند؟
فرمود: بر شما باد به دعا کردن و انتظار فرج کشيدن
عرضه داشتم: به چه چيزي دعا کنيم؟
فرمود: ميگويي:
«اَللَّهُمَّ أَنْتَ عَرَّفْتَنِي نَفْسَکَ وَعَرَّفْتَنِي رَسُولَکَ وَعَرَّفْتَنِي مَلآئِکَتَکَ وَعَرَّفْتَنِي نَبِيَّکَ وَعَرَّفْتَنِي وُلاةَ أَمْرِکَ. اَللَّهُمَّ لا آخُذُ إِلّا ما أَعْطَيْتَ وَلا أَوْقي إِلّا ما وَقَيْتَ. اَللَّهُمَّ لا تُغَيِّبْنِي عَنْ مَنازِلِ أوليائکَ وَلا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي. اَللَّهُمَّ اهْدِنِي لِوِلايَةِ مَنْ أَفْرَضْتَ طاعَتَهُ»؛[1]
بار خدايا! تو خودت و فرستادهات و فرشتگانت و پيغمبرت و واليان امرت را به من شناسانيدي، بار خدايا! من نگيرم جز آنچه تو عطا کني و هيچ نگهدارندهاي جز تو برايم نيست. بار خدايا! مرا از منازل دوستانت دور مگردان و دلم را پس از آنکه هدايت کردهاي، منحرف منماي. بار خدايا! مرا به ولايت کسي که اطاعتش را بر من واجب ساختهاي، هدايت فرماي.
-----------------------------------------------------------------
[1] مهج الدعوات، 332.
22- تسليم بودن و عجله نکردن
در بيان قسمتي از روايات رسيده از امامان
1 - در کافي به سند خود، از عبد الرحمن بن کثير آورده که گفت: در محضر امام صادق (علیه السلام) که مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم! خبر ده مرا از اين امري که منتظرش هستيم، چه وقت خواهد بود؟
حضرت صادق (ع) فرمود: اي مهزم! وقتگذاران دروغ گويند و عجله کنندگان هلاک گردند و تسليم شدگان نجات يابند. [1]
2 - و در حديث اربع مائه، از امير المؤمنين (علیه السلام) آمده که فرمود: تلاش کردن براي از جاي برکندن کوهها آسانتر است، از تلاش براي برانداختن حکومتي که وقت معيّني دارد، از خداوند ياري بخواهيد و صبر کنيد که زمين از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش بخواهد آن را به ارث ميسپارد و عاقبت [خوب و پيروزي نهايي] براي تقواپيشگان است
. درباره امري پيش از رسيدن وقتش شتاب مکنيد، که پشيمان خواهيد شد و مدّت را طولاني مشماريد، که دلهايتان را قساوت ميگيرد.
و ...
در بيان گونههاي عجله مذموم و اينکه سبب کفر و الحاد است
گونه اوّل: گاهي عجله کردن در اين امر، و از دست دادن صبر و تحمّل سبب ميشود که شخص از افراد گمراه کننده و ملحدي پيروي کند، که ادعاي ظهور مينمايند و جاهلان غافل از اخبار رسيده از امامان معصوم (ع) را گمراه ميسازند، که با جلوه دادن خيالهاي فاسدشان مطلب را بر عوام مشتبه مينمايند، و آنان را به خرافات و انحرافات خود فرا ميخوانند، که عجله کردن در اين امر او را برميانگيزد تا از چنين افرادي بدون دليل و برهان پيروي کند، با اينکه امامان ما (علیه السلام) براي ما علامتهاي حضرت صاحب الزمان (ع) را ذکر و بيان فرمودهاند، و نيز علائم حتمي که هنگام ظهور آن جناب واقع و ظاهر ميشود.
گونه دوّم: بسا ميشود که شتاب کردن در اين امر سبب مأيوس شدن از وقوع آن ميگردد، که نتيجه
چنين عجلهاي تکذيب پيغمبر و امامان (علیه السلام) خواهد بود، در اخبار متواتر و روايات بسياري از آنان رسيده مبني بر اينکه آن حکومت الهي واقع خواهد شد، و امر فرمودهاند که انتظار آن را بکشيم،
گونه سوم: عجله کردني که آدمي را در شک و ترديد مياندازد، و اين نيز مانند گونه پيشين مايه بيرون رفتن از ايمان و داخل شدن در شمار ياران شيطان است، و امامان ما (علیه السلام) در چند روايت فرمودهاند که: «اگر خداي تعالي ميدانست که دوستانش به ترديد ميافتند حجّت خود را يک چشم بر هم زدن از آنان پوشيده نميداشت».
گونه چهارم: آنچه سبب اعتراض کردن بر خداي تعالي نسبت به قضا و قدرش ميشود، و مايه اعتراض کردن بر امام در تأخير انداختن ظهورش ميگردد، آن است که شخص بگويد: چرا آشکار نميشود، و مانند اين سخنان را بر زبان جاري نمايد، که عجله کننده در اين مورد به خاطر اعتراض و اشکال بر خداوند پيرو شيطان است.
گونه پنجم: اينکه گاهي عجله کردن و تسليم نبودن، سبب سبک شمردن احاديث ائمه معصومين (علیه السلام) ميشود که به انتظار امام غايب عجل اللَّه فرجه امر فرمودهاند، پس شخص شتابزده از جهت عجله کردنش آن اخبار را سبک ميشمارد، و با اين کار در شمار کفار قرار ميگيرد، چون سبک شمردن سخنان امامان (ع) در حقيقت سبک شمردن خود آنان است، و سبک شمردن آنان بياعتنايي به خداي عز و جل است، و سبک شمردن خداي عز و جل کفر ورزيدن به او ميباشد، به خداي تعالي از گمراهي پس از هدايت پناه ميبريم.
گونه ششم: بسا ميشود که عجله کردن مايه رَدّ اخباري که در مورد فَرَج و ظهور مولايمان (علیه السلام) رسيده خواهد شد، چون شخص عجول و شتابزده به خاطر تنگي سينه و کمي صبرش وقتي مدتي طولاني بر او ميگذرد شيطان بر او مسلّط ميگردد، و به او وسوسه ميکند که: شايد اين اخبار از ائمه اطهار صادر نشده، و شايد گرويدگان به اين مذهب يا بعضي از راويان اين اخبار آنها را ساخته باشند، به جهت مصالح و منافع که از کار به آنان ميرسيده است! و اين خيال و پندار در ذهنش پيوسته قوّت ميگيرد تا جايي که عاقبت کارش به رد کردن و نپذيرفتن اين اخبار منتهي ميگردد، و به درّه هلاکت جهنم سقوط ميکند که بد جايگاهي است.
گونه نهم: احياناً شتابزدگي در بعضي از اشخاص سبب ميشود که اخبار رسيده از امامان (علیه السلام) را به خواستهها و هوسهاي خود تأويل و توجيه نمايد، به طوري که برخلاف صريح يا ظاهر اخبار ميباشد، پس بدين ترتيب در درّه ضلالت و گمراهي سقوط ميکند، چون اين کار او را به جايي ميبرد که - العياذ باللَّه - گمراه کردن را به حجّتهاي خداي متعال نسبت دهد.
گونه دهم: بسا ميشود که شتابزدگي و بيصبري در بعضي از اشخاص مايه ترک دعا کردن براي تعجيل فَرَج صاحب الزمان (علیه السلام) ميگردد، و بر اثر آن از نتایج و فوائدی که در برای تعجیل در فرج است محروم ميشود، به سبب اينکه شخص مدّتي مديد به دعا کردن براي اين امر مشغول گرديده، و اهل دعا و دوستي آن حضرت را نيز ميبيند که به اين دعا مشغولند، سپس مشاهده ميکند که فَرَج و ظهور به تأخير افتاد و به خوشحالي و سرور نرسيد، لذا به سبب کمصبري و شتابزدگي در اين امر چنين ميپندارد که آن دعاها در حاصل شدن مطلب او تأثيري ندارد، و اين باعث ميشود که دعا براي تعجيل فَرَج را ترک گويد، غافل از اينکه اين دعا نيز مانند ساير دعاها به شروط و صفاتي بستگي دارد که اثرش آشکار نميگردد مگر بعد از پيدايش آن شروط و ويژگيها در آن.
----------------------------------------------------------------
[1] اصول کافي، 368:1 و 369.