۷/شهریور/۹۱, ۱۴:۵۳
۱۰/شهریور/۹۱, ۱۴:۳۷
71- تکذيب کردن مدعيان نيابت خاصه از آن حضرت در زمان غيبت کبري
بدان که شيعه اماميّه متفقند که با فوت شيخ جليل علي بن محمد سمري - رضي الله عنه - وکالت منقطع شده و نيابت خاصّه ختم گرديده است، شيخ سمري چهارمين تن از نُوّاب چهارگانه است که در زمان غيبت صغري مرجع شيعيان بودهاند، و پس از در گذشت سمري تا زمان ظهور حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرجه نايب خاصي از آن حضرت در ميان شيعيانش نخواهد بود، و مرجع شيعيان در زمان غيبت کبراي آن جناب علماي عامل هستند که حافظ احکام الهي ميباشند، و هر کس نيابت خاصه را ادعا کند دروغگو و مردود است، لکه اين مطلب از ضروريات مذهب اماميّه است که به آن شناخته ميشوند، و هيچ يک از علماي ما در اين باره مخالفت ننموده است، و همين بس که دليل و برهان باشد، و نيز بر اين مقصود دلالت دارد آنچه شيخ جليل رئيس المحدّثين معروف به صدوق - که سيّد و مولايمان حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ولادت او مژده دادند - در کتاب کمالالدين روايت آورده، گويد:
حديث گفت ما را ابومحمد حسن بن احمد مکتّب - رحمه الله - گفت: در سالي که شيخ علي بن محمد سمري - رحمه الله - وفات يافت من در مدينه السلام [بغداد] بودم، چند روز پيش از فوت او نزدش حضور يافتم، پس او براي مردم توقيعي بيرون آورد که صورت آن چنين بود:
بِسْمِ اللَّه الرَّحمنِ الرَّحيم
اي علي بن محمد سمري، خداوند پاداش برادرانت را در [فقدان] تو بزرگ فرمايد، که تو از اين تاريخ تا شش روز ديگر خواهي مُرد، پس امر خود را فراهم ساز، و به کسي وصيت مکن که پس از فوت تو جانشينت شود که همانا غيبت دوم واقع شد، و ظهوري نخواهد بود مگر به اذن خداوند عزوجل، و آن بعد از طولاني شدن مدت و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور و ستم خواهد بود، و در شيعيان من کسي يا کساني خواهد آمد که مدعتي شود مرا مشاهده ميکند، آگاه باشيد که هر کس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهده کرد دروغگوي تهمت زننده است.
و لا حول و لا قوة الَّا بِاللَّه العَلّيِ العظيم.
[مکتّب] گويد: پس ما از روي اين توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم، و چون روز ششم بار ديگر بر او وارد شديم در حال احتضار بود، به او گفته شد: وصّي تو بعد از تو کيست؟
فرمود: خداوند را امري است که خود آن را به آخر خواهد رساند، و پس از گفتن اين جملات درگذشت، که اين آخرين سخني بود که از وي شنيده شد، رحمت و رضوان الهي بر او باد. [1]
و...
[1] کمالالدين، 516:2، باب 45، ذيل ح 44.
بدان که شيعه اماميّه متفقند که با فوت شيخ جليل علي بن محمد سمري - رضي الله عنه - وکالت منقطع شده و نيابت خاصّه ختم گرديده است، شيخ سمري چهارمين تن از نُوّاب چهارگانه است که در زمان غيبت صغري مرجع شيعيان بودهاند، و پس از در گذشت سمري تا زمان ظهور حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرجه نايب خاصي از آن حضرت در ميان شيعيانش نخواهد بود، و مرجع شيعيان در زمان غيبت کبراي آن جناب علماي عامل هستند که حافظ احکام الهي ميباشند، و هر کس نيابت خاصه را ادعا کند دروغگو و مردود است، لکه اين مطلب از ضروريات مذهب اماميّه است که به آن شناخته ميشوند، و هيچ يک از علماي ما در اين باره مخالفت ننموده است، و همين بس که دليل و برهان باشد، و نيز بر اين مقصود دلالت دارد آنچه شيخ جليل رئيس المحدّثين معروف به صدوق - که سيّد و مولايمان حضرت حجّت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ولادت او مژده دادند - در کتاب کمالالدين روايت آورده، گويد:
حديث گفت ما را ابومحمد حسن بن احمد مکتّب - رحمه الله - گفت: در سالي که شيخ علي بن محمد سمري - رحمه الله - وفات يافت من در مدينه السلام [بغداد] بودم، چند روز پيش از فوت او نزدش حضور يافتم، پس او براي مردم توقيعي بيرون آورد که صورت آن چنين بود:
بِسْمِ اللَّه الرَّحمنِ الرَّحيم
اي علي بن محمد سمري، خداوند پاداش برادرانت را در [فقدان] تو بزرگ فرمايد، که تو از اين تاريخ تا شش روز ديگر خواهي مُرد، پس امر خود را فراهم ساز، و به کسي وصيت مکن که پس از فوت تو جانشينت شود که همانا غيبت دوم واقع شد، و ظهوري نخواهد بود مگر به اذن خداوند عزوجل، و آن بعد از طولاني شدن مدت و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور و ستم خواهد بود، و در شيعيان من کسي يا کساني خواهد آمد که مدعتي شود مرا مشاهده ميکند، آگاه باشيد که هر کس پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهده کرد دروغگوي تهمت زننده است.
و لا حول و لا قوة الَّا بِاللَّه العَلّيِ العظيم.
[مکتّب] گويد: پس ما از روي اين توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم، و چون روز ششم بار ديگر بر او وارد شديم در حال احتضار بود، به او گفته شد: وصّي تو بعد از تو کيست؟
فرمود: خداوند را امري است که خود آن را به آخر خواهد رساند، و پس از گفتن اين جملات درگذشت، که اين آخرين سخني بود که از وي شنيده شد، رحمت و رضوان الهي بر او باد. [1]
و...
[1] کمالالدين، 516:2، باب 45، ذيل ح 44.
۱۵/شهریور/۹۱, ۹:۰۳
72- درخواست ديدار آن حضرت با عافيت و ايمان
اينکه از خداي عزوجل مسئلت نمايي که ديدار مولايمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در حال عافيت و ايمان به تو روزي فرمايد، پس در اينجا دو مطلب مورد بررسي قرار ميگيرد:
يکي: إستحباب طلب نايل شدن به ديدار آن حضرت (ع) در زمان ظهورش از خداي منّان.
دوّم: اينکه از خداي متعال مسئلت نمايي که آن ديدار را در حالي که عافيت و ايمان داشته باشي به تو روزي فرمايد.
و بر مطلب اوّل دلالت ميکند آنچه در دعاهايي که امامان (ع) به شيعيان تعليم فرمودهاند تا در زمان غيبت خوانده شود آمده، چنانکه در دعاي عهدي که از امام صادق (ع) روايت گرديده چنين ميخوانيم:
اَللَّهُمَّ أرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَالغُرَّةَ الحَميدَة؛ [1]
بار خدايا آن طلعت رشيد و آن چهره نازنين را به من بنماي...
و در دعاي عَمْري که از حضرت صاحب الأمر (علیه السلام) روايت شده چنين آمده:
«اَللَّهُمَّ إنّي أسئَلُکَ أنْ تُرِيَنِي وَلِيَّ أمْرکَ ظاهِراً نافِذَ الأمْرِ؛ [2]
بار خدايا از تو مسئلت دارم که ولّي امرت را به من بنمايي در حالي که فرمانش نافذ باشد....
توضيح مطلب اينکه خداوند پيغمبرش را امر ننمود که از کافران و ظالمين انتقام بگيرد - در صورتي که آنها شروع به جنگ نميکردند - بلکه آن حضرت را براي عالميان رحمت فرستاد، و خطاب به او فرمود:
«فَمَهِّلِ الکافِرِينَ أمْهِلْهُمْ رُوَيداً»؛ [3]
پس [اي رسول] اندکي کافران را مهلت ده.
که انتقام را تا زمان ظهور حضرت قائم (ع) به تأخير انداخت، و هر چه جبرئيل ميآمد پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به مدارا کردن با مردم دستور ميداد، ولي حضرت قائم (ع) مأمور به انتقام گرفتن است تا هر قومي را به آنچه ميکردهاند کيفر دهد بنابراين هر کس دوران آن جناب را ببيند چنين نيست که ديدن آن حضرت برايش رحمت و بشارت باشد، بلکه براي بيشتر مردم نقمت و عذاب خواهد بود
چنانکه خداي عزوجل فرمايد:
«وَلَنُذِيقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الأدْنَي دُونَ العَذَابِ الأَکْبَرِ»؛ [4]
و از عذاب نزديکتر آنان را بچشانيم غير از آن عذاب بزرگتر [قيامت]
و آيات و روايات در اين باره بسيار است
---------------------------------------------------------------
[1] بحارالانوار، 111:102.
[2] بحارالانوار، 90:102.
[3] سوره طارق، آيه 17.
[4] سوره سجده، آيه 21.
اينکه از خداي عزوجل مسئلت نمايي که ديدار مولايمان صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در حال عافيت و ايمان به تو روزي فرمايد، پس در اينجا دو مطلب مورد بررسي قرار ميگيرد:
يکي: إستحباب طلب نايل شدن به ديدار آن حضرت (ع) در زمان ظهورش از خداي منّان.
دوّم: اينکه از خداي متعال مسئلت نمايي که آن ديدار را در حالي که عافيت و ايمان داشته باشي به تو روزي فرمايد.
و بر مطلب اوّل دلالت ميکند آنچه در دعاهايي که امامان (ع) به شيعيان تعليم فرمودهاند تا در زمان غيبت خوانده شود آمده، چنانکه در دعاي عهدي که از امام صادق (ع) روايت گرديده چنين ميخوانيم:
اَللَّهُمَّ أرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَالغُرَّةَ الحَميدَة؛ [1]
بار خدايا آن طلعت رشيد و آن چهره نازنين را به من بنماي...
و در دعاي عَمْري که از حضرت صاحب الأمر (علیه السلام) روايت شده چنين آمده:
«اَللَّهُمَّ إنّي أسئَلُکَ أنْ تُرِيَنِي وَلِيَّ أمْرکَ ظاهِراً نافِذَ الأمْرِ؛ [2]
بار خدايا از تو مسئلت دارم که ولّي امرت را به من بنمايي در حالي که فرمانش نافذ باشد....
توضيح مطلب اينکه خداوند پيغمبرش را امر ننمود که از کافران و ظالمين انتقام بگيرد - در صورتي که آنها شروع به جنگ نميکردند - بلکه آن حضرت را براي عالميان رحمت فرستاد، و خطاب به او فرمود:
«فَمَهِّلِ الکافِرِينَ أمْهِلْهُمْ رُوَيداً»؛ [3]
پس [اي رسول] اندکي کافران را مهلت ده.
که انتقام را تا زمان ظهور حضرت قائم (ع) به تأخير انداخت، و هر چه جبرئيل ميآمد پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به مدارا کردن با مردم دستور ميداد، ولي حضرت قائم (ع) مأمور به انتقام گرفتن است تا هر قومي را به آنچه ميکردهاند کيفر دهد بنابراين هر کس دوران آن جناب را ببيند چنين نيست که ديدن آن حضرت برايش رحمت و بشارت باشد، بلکه براي بيشتر مردم نقمت و عذاب خواهد بود
چنانکه خداي عزوجل فرمايد:
«وَلَنُذِيقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الأدْنَي دُونَ العَذَابِ الأَکْبَرِ»؛ [4]
و از عذاب نزديکتر آنان را بچشانيم غير از آن عذاب بزرگتر [قيامت]
و آيات و روايات در اين باره بسيار است
---------------------------------------------------------------
[1] بحارالانوار، 111:102.
[2] بحارالانوار، 90:102.
[3] سوره طارق، آيه 17.
[4] سوره سجده، آيه 21.
۱۸/شهریور/۹۱, ۱۰:۵۶
73- اقتدا و تأسي جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت
پيروي کردن از آن جناب و الگو قرار دادن او در اخلاق و اعمال در آنچه مؤمن به حسب حال خود ميتواند انجام دهد، معني تشيّع و حقيقت مأموم {پیرو} بودن همين است، و کمال ايمان و تماميّت موالات {دوستی} امام و همراهي با او در روز قيامت و مجاورت با حضرتش در بهشت با اين کار انجام ميشود. چنانکه در نامه اميرالمؤمنين {علی (علیه السلام)} به عثمان بن حنيف فرماندار بصره از سوي آن حضرت چنين آمده: توجه کنيد که هر مأمومي را امامي [و هر رهروي را راهبري است] که به او إقتدا ميکند و از نور عملش برخوردار ميگردد... [1]
و در روضه کافي از حضرت زين العابدين (ع) آمده که فرمود: براي هيچ قُرَشي و عَرَبي حسب [و إفتخاري] نيست مگر به تواضع، و هيچ کرامتي نيست جز به تقوي، و عملي نيست مگر به نيّت، و عبادتي نيست جز به تفقُّه [و درست فهميدن] ، آگاه باشيد که مبغوضترين مردم نزد خداوند کسي است که به سنّت و مذهب امامي بوده باشد و به اعمالش إقتدا نکند. [2]
توضيح:
در روايات وارد شده که: «خداي تعالي بسا که بندهاي را دوست بدارد ولي عمل او را خوش نداشته باشد، و بسا که بندهاي را مبغوض دارد ولي عملش را بپسندد».
و اين معني با عقل و اعتبار نيز موافق است، زيرا که محبوبيت و مبغوضيت نزد خداوند به سبب امر و نهي الهي است، بر حسب آنچه خداوند از بنده ميخواهد که در اعتقاد و عملش بوده باشد. پس ممکن است که بندهاي از لحاظ اعتقاد نزد خداوند محبوب باشد چونکه مؤمن است، ولي از لحاظ عمل مبغوض باشد چون مخالف امر و نهي خداوندي است، عکس اين نيز همين طور است.
چون اين را دانستي گوييم؛ ظاهر منظور امام (ع) در فرمايش فوق آن است که مبغوضترين مردم نزد خداوند از لحاظ عمل کسي که بر طريقه و مذهب امام (علیه السلام) باشد، يعني امامت و ولايتش را معتقد باشد، و در عين حال در اعمال و اخلاق خود با او مخالفت ورزد، و سِرّ مطلب آن است که هرگاه مؤمن در کارها و اخلاقش بر خلاف امامش رفتار نمايد ننگ و عار امام (علیه السلام) و مايه طعنه و عيبجويي دشمنان بر او خواهد بود، و اين گناه بزرگي است، و چنانچه در اعمال و اخلاق خود به او إقتدا نمايد سبب عظمت يافتن ولي اللَّه در نظر آنها و رغبت کردن مخالفين به شيوه امامان، و راهيابي مردم با اعمال ايشان به سوي امامشان ميگردد، و بدين ترتيب مقصود از نصب امام در ميان مردم حاصل ميشود.
از همين روي فرمودهاند:
کُونوا لَنا زَيْاً وَلَا تکونُوا عَليْنا شَيْئاً؛
براي ما زينت باشيد و مايه ننگ ما نشويد. [3]
و فرمودهاند: «مردم را با غير زبانهايتان [به مذهب خويش] دعوت کنيد. [4]
---------------------------------------------------------------
[1] نهج البلاغه، بخش نامهها.
[2] روضه الکافي، 234، ح 312.
[3] اصول کافي، 77:2، ح 9.
[4] به سند صحيحي از امام صادق(ع) روايت آورده که فرمود: «مردم را با غير زبانهايتان [به مذهب خويش] دعوت کنيد، تا از شما ورع و تلاش و نماز و نيکي را ببينند که همين دعوت کننده است». اصول کافي، ج 78:2، ح 13، باب ورع، (مؤلف).
پيروي کردن از آن جناب و الگو قرار دادن او در اخلاق و اعمال در آنچه مؤمن به حسب حال خود ميتواند انجام دهد، معني تشيّع و حقيقت مأموم {پیرو} بودن همين است، و کمال ايمان و تماميّت موالات {دوستی} امام و همراهي با او در روز قيامت و مجاورت با حضرتش در بهشت با اين کار انجام ميشود. چنانکه در نامه اميرالمؤمنين {علی (علیه السلام)} به عثمان بن حنيف فرماندار بصره از سوي آن حضرت چنين آمده: توجه کنيد که هر مأمومي را امامي [و هر رهروي را راهبري است] که به او إقتدا ميکند و از نور عملش برخوردار ميگردد... [1]
و در روضه کافي از حضرت زين العابدين (ع) آمده که فرمود: براي هيچ قُرَشي و عَرَبي حسب [و إفتخاري] نيست مگر به تواضع، و هيچ کرامتي نيست جز به تقوي، و عملي نيست مگر به نيّت، و عبادتي نيست جز به تفقُّه [و درست فهميدن] ، آگاه باشيد که مبغوضترين مردم نزد خداوند کسي است که به سنّت و مذهب امامي بوده باشد و به اعمالش إقتدا نکند. [2]
توضيح:
در روايات وارد شده که: «خداي تعالي بسا که بندهاي را دوست بدارد ولي عمل او را خوش نداشته باشد، و بسا که بندهاي را مبغوض دارد ولي عملش را بپسندد».
و اين معني با عقل و اعتبار نيز موافق است، زيرا که محبوبيت و مبغوضيت نزد خداوند به سبب امر و نهي الهي است، بر حسب آنچه خداوند از بنده ميخواهد که در اعتقاد و عملش بوده باشد. پس ممکن است که بندهاي از لحاظ اعتقاد نزد خداوند محبوب باشد چونکه مؤمن است، ولي از لحاظ عمل مبغوض باشد چون مخالف امر و نهي خداوندي است، عکس اين نيز همين طور است.
چون اين را دانستي گوييم؛ ظاهر منظور امام (ع) در فرمايش فوق آن است که مبغوضترين مردم نزد خداوند از لحاظ عمل کسي که بر طريقه و مذهب امام (علیه السلام) باشد، يعني امامت و ولايتش را معتقد باشد، و در عين حال در اعمال و اخلاق خود با او مخالفت ورزد، و سِرّ مطلب آن است که هرگاه مؤمن در کارها و اخلاقش بر خلاف امامش رفتار نمايد ننگ و عار امام (علیه السلام) و مايه طعنه و عيبجويي دشمنان بر او خواهد بود، و اين گناه بزرگي است، و چنانچه در اعمال و اخلاق خود به او إقتدا نمايد سبب عظمت يافتن ولي اللَّه در نظر آنها و رغبت کردن مخالفين به شيوه امامان، و راهيابي مردم با اعمال ايشان به سوي امامشان ميگردد، و بدين ترتيب مقصود از نصب امام در ميان مردم حاصل ميشود.
از همين روي فرمودهاند:
کُونوا لَنا زَيْاً وَلَا تکونُوا عَليْنا شَيْئاً؛
براي ما زينت باشيد و مايه ننگ ما نشويد. [3]
و فرمودهاند: «مردم را با غير زبانهايتان [به مذهب خويش] دعوت کنيد. [4]
---------------------------------------------------------------
[1] نهج البلاغه، بخش نامهها.
[2] روضه الکافي، 234، ح 312.
[3] اصول کافي، 77:2، ح 9.
[4] به سند صحيحي از امام صادق(ع) روايت آورده که فرمود: «مردم را با غير زبانهايتان [به مذهب خويش] دعوت کنيد، تا از شما ورع و تلاش و نماز و نيکي را ببينند که همين دعوت کننده است». اصول کافي، ج 78:2، ح 13، باب ورع، (مؤلف).
۲۰/شهریور/۹۱, ۱۳:۴۶
74- حفظ زبان از غير ياد خداوند و مانند آن
و اين کار هرچند که در هر زمان خوب و پسنديده است ولي چون انسان در زمان غيبت حضرت صاحب الزمان (ع) بيشتر در معرض خطر و زيان و فتنه و امتحان است، اهتمامش به اين امر مؤکَّدتر و مهمتر از ساير زمان هاست.
شيخ صدوق در کتاب کمال الدين در خبر صحيحي از جابر از مولايمان حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) روايت آورده که فرمود: زماني بر مردم فرا ميرسد که امام آنها از نظرشان غايب ميشود، خوشا به حال آن کساني که در آن زمان بر امر ما ثابت بمانند، کمترين چيزي که از ثواب به آنها ميرسد اينکه خداوند جل جلاله آنان را ندا ميکند و ميفرمايد: اي بندگان و کنيزان من به سرّ من ايمان آورديد و غيب مرا باور داشتيد، پس بشارت باد شما را به نيکي و ثواب از من که شما به حق بندگان و کنيزان من هستيد، از شما ميپذيرم و شما را عفو ميکنم و گناهانتان را ميآمرزم و به سبب شما باران به بندگانم ميرسانم و بلا را از آنها دفع ميکنم، اگر شما نبوديد عذاب خود را بر آنها نازل ميکردم.
جابر گويد: عرضه داشتم: اي زاده رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بهترين کاري که مؤمن در آن زمان انجام دهد چيست؟
فرمود: حفظ زبان و خانه نشيني. [1]
و در مجالس شيخ صدوق به سند خود از امام صادق (ع) از پدرانش روايت آمده که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: هر کس خداي تعالي را بشناسد و تعظيمش کند دهانش را از سخن و شکمش را از غذا باز خواهد داشت، و رنج روزه و شب زنده داري را بر خود هموار خواهد ساخت
[اصحاب] گفتند: اي رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پدران و مادرانمان فدايت باد، اينان اولياي خدا هستند؟
فرمود: همانا اولياي خدا ساکت ماندند پس سکوتشان انديشه بود، و چون سخن گفتند سخنشان ذکر بود، و چون نگريستند نگاهشان عبرت بود، و زبان گشودند پس نطقشان حکمت بود، و راه رفتند پس راه رفتنشان در ميان مردم برکت بود، چنانچه اجلهايي که خداوند بر آنان محتوم داشته نبود ارواج آنها از بيم عذاب و شوق ثواب در کالبد هايشان قرار نميگرفت. [2]
و...
--------------------------------------------------------------
[1] کمال الدين، 330:1.
[2] الأمالي، 330.
و اين کار هرچند که در هر زمان خوب و پسنديده است ولي چون انسان در زمان غيبت حضرت صاحب الزمان (ع) بيشتر در معرض خطر و زيان و فتنه و امتحان است، اهتمامش به اين امر مؤکَّدتر و مهمتر از ساير زمان هاست.
شيخ صدوق در کتاب کمال الدين در خبر صحيحي از جابر از مولايمان حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) روايت آورده که فرمود: زماني بر مردم فرا ميرسد که امام آنها از نظرشان غايب ميشود، خوشا به حال آن کساني که در آن زمان بر امر ما ثابت بمانند، کمترين چيزي که از ثواب به آنها ميرسد اينکه خداوند جل جلاله آنان را ندا ميکند و ميفرمايد: اي بندگان و کنيزان من به سرّ من ايمان آورديد و غيب مرا باور داشتيد، پس بشارت باد شما را به نيکي و ثواب از من که شما به حق بندگان و کنيزان من هستيد، از شما ميپذيرم و شما را عفو ميکنم و گناهانتان را ميآمرزم و به سبب شما باران به بندگانم ميرسانم و بلا را از آنها دفع ميکنم، اگر شما نبوديد عذاب خود را بر آنها نازل ميکردم.
جابر گويد: عرضه داشتم: اي زاده رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بهترين کاري که مؤمن در آن زمان انجام دهد چيست؟
فرمود: حفظ زبان و خانه نشيني. [1]
و در مجالس شيخ صدوق به سند خود از امام صادق (ع) از پدرانش روايت آمده که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: هر کس خداي تعالي را بشناسد و تعظيمش کند دهانش را از سخن و شکمش را از غذا باز خواهد داشت، و رنج روزه و شب زنده داري را بر خود هموار خواهد ساخت
[اصحاب] گفتند: اي رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پدران و مادرانمان فدايت باد، اينان اولياي خدا هستند؟
فرمود: همانا اولياي خدا ساکت ماندند پس سکوتشان انديشه بود، و چون سخن گفتند سخنشان ذکر بود، و چون نگريستند نگاهشان عبرت بود، و زبان گشودند پس نطقشان حکمت بود، و راه رفتند پس راه رفتنشان در ميان مردم برکت بود، چنانچه اجلهايي که خداوند بر آنان محتوم داشته نبود ارواج آنها از بيم عذاب و شوق ثواب در کالبد هايشان قرار نميگرفت. [2]
و...
--------------------------------------------------------------
[1] کمال الدين، 330:1.
[2] الأمالي، 330.
۲۰/شهریور/۹۱, ۲۱:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مکیال المکارم در فواید دعا برای حضرت قائم(عجل الله تعالی فرجه)
مکیال المکارم، به معنای «معیار سنجش خوبیها» است و نام کتابی است که به سفارش خود حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) نوشته شده است. در این کتاب به تفصیل راجع به فواید دعا برای فرج سخن گفته شده است.
نویسنده ی این کتاب گرانقدر، «محمد تقی موسوی اصفهانی» ماجرای نوشتن مکیال المکارم را چنین تعریف می کند:
«...تا این که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان او را توصیف نمود، یعنی مولا و حبیب دل شکسته ام و امامی که در انتظارش هستیم. او را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز چنین فرمود: «این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم.» همچون تشنه ای از خواب بیدار و در پی اطاعت امرش شدم...»
او در ادامه تعریف می کند که به دلیل مشکلات زندگی تا مدتی نمی تواند کتاب را بنویسد تا اینکه در سفر حج، مبتلا به وبا می شود و با خدا عهد می بندد که اگر خوب شود، کتاب را به اتمام برساند. پس از اتمام سفر و رهایی از بند بیماری، کتاب مکیال المکارم را نوشت و به قول خودش این کتاب: «همچون بهشتی بالا بلند و عالی مرتبه است و ثمراتش در دسترس و نزدیک به فهم، هیچ سخن بیهوده ای از آن نشنوی، در آن چشمه ها (ی علم و معرفت) جاری است.»
و به راستی، هیچ کتابی همچون مکیال المکارم، شما را با وظایف و حقوق بنده نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آشنا نمی کند. از طرف دیگر، الطاف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) نسبت به بندگان در کتاب به طور مفصل بیان شده است که باعث می شود وقتی آن را می خوانید احساس کنید این کتاب زنده است و نفس می کشد. احساس می کنید برگ برگش آنقدر برایتان مهم است که می خواهید همیشه آن را دسترس داشته باشید و هر از چند گاهی نگاهی به خطوط نورانی اش بیندازید.
ترجمه ی این کتاب در دوجلد منتشر شده است و تعداد بابهای کتاب مکیال المکارم، هشت باب است که در هر کدام به موضوعی خاص پرداخته شده است:
شناختن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)،
اثبات امامت ایشان،
قسمتی از حقوق آن حضرت نسبت به ما،
لزوم دعای ما برای امام،
نتایج دعا برای فرج،
بهترین اوقات دعا،
چگونگی دعا برای فرج و
تکالیف منتظران.
این کتاب از جمله کتب مفید و ضروری برای هر شیعه محسوب می شود و خواندن این کتاب برای تمامی شیعیان منتظر توصیه می شود.
صلوات
یا الله
سلام
مکیال المکارم در فواید دعا برای حضرت قائم(عجل الله تعالی فرجه)
مکیال المکارم، به معنای «معیار سنجش خوبیها» است و نام کتابی است که به سفارش خود حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) نوشته شده است. در این کتاب به تفصیل راجع به فواید دعا برای فرج سخن گفته شده است.
![[تصویر: 20146_504.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1391/6/20/20146_504.jpg)
«...تا این که کسی را در خواب دیدم که با قلم و سخن نتوان او را توصیف نمود، یعنی مولا و حبیب دل شکسته ام و امامی که در انتظارش هستیم. او را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز چنین فرمود: «این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم.» همچون تشنه ای از خواب بیدار و در پی اطاعت امرش شدم...»
او در ادامه تعریف می کند که به دلیل مشکلات زندگی تا مدتی نمی تواند کتاب را بنویسد تا اینکه در سفر حج، مبتلا به وبا می شود و با خدا عهد می بندد که اگر خوب شود، کتاب را به اتمام برساند. پس از اتمام سفر و رهایی از بند بیماری، کتاب مکیال المکارم را نوشت و به قول خودش این کتاب: «همچون بهشتی بالا بلند و عالی مرتبه است و ثمراتش در دسترس و نزدیک به فهم، هیچ سخن بیهوده ای از آن نشنوی، در آن چشمه ها (ی علم و معرفت) جاری است.»
و به راستی، هیچ کتابی همچون مکیال المکارم، شما را با وظایف و حقوق بنده نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آشنا نمی کند. از طرف دیگر، الطاف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) نسبت به بندگان در کتاب به طور مفصل بیان شده است که باعث می شود وقتی آن را می خوانید احساس کنید این کتاب زنده است و نفس می کشد. احساس می کنید برگ برگش آنقدر برایتان مهم است که می خواهید همیشه آن را دسترس داشته باشید و هر از چند گاهی نگاهی به خطوط نورانی اش بیندازید.
ترجمه ی این کتاب در دوجلد منتشر شده است و تعداد بابهای کتاب مکیال المکارم، هشت باب است که در هر کدام به موضوعی خاص پرداخته شده است:
شناختن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)،
اثبات امامت ایشان،
قسمتی از حقوق آن حضرت نسبت به ما،
لزوم دعای ما برای امام،
نتایج دعا برای فرج،
بهترین اوقات دعا،
چگونگی دعا برای فرج و
تکالیف منتظران.
این کتاب از جمله کتب مفید و ضروری برای هر شیعه محسوب می شود و خواندن این کتاب برای تمامی شیعیان منتظر توصیه می شود.
صلوات
یا الله
۲۲/شهریور/۹۱, ۱۱:۵۶
75- نماز آن حضرت
و آن در کتابهاي متعدد و به طُرُق معتبري روايت آمده است، از جمله: در آخر فصل بيست و نهم از کتاب جمال الأسبوع سيد بن طاووسرحمه الله چنين گويد: «نماز حجّت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو رکعت است، در هر رکعت سوره حمد را تا: «إيَّاکَ نَعْبُدُ وَإيَّاکَ نَسْتَعينُ» ميخواني سپس صد بار ميگويي: «إيَّاکَ نَعْبُدُ وَإيَّاکَ نَسْتَعينُ» آنگاه بقيه سوره حمد را ميخواني، و بعد از آن سوره اخلاص را يک بار ميخواني، و پس از نماز ميگويي:
اَللَّهمَّ عَظُمَ البَلاء وَبَرِحَ الخَفاء وَانْقَطَعَ الرَجاء وَانْکَشَفِ الغِطاءُ وَضاقَتِ الْارضُ وَمُنِعَتِ السَّماءُ وَاِلَيْکَ يا رَبِّ المُشْتَکي وَعَليْکَ المُعَوَّلُ فِي الشِّدةِ وَالرَخاءِ اَللَّهمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ اَلَّذينَ أمَرتَنا بِطاعَتِهِم وَعَجّل اَللَّهُمَّ فَرجَهُمْ بِقائِمِهم وَأَظْهِر عَلي مُحَمَّدٌ وَآلِ مُحَمَّدٌ يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحَمَّد اِکْفياني فَاِنَّکُما کافياي يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحَمَّد اُنْصُراني فانَّکُما ناصِراي يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحَمَّد احْفَظاني فانَّکُما حافظاي، يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ الغَوثْ الغَوثْ الغَوثْ اَدْرِکني اَدْرِکني اَدْرِکني اَالأمانَ اَالأمانَ اَالأمانَ؛
بار خدايا بلا و گرفتاري بزرگ شد، و [با آزمايشهايي که پيش آمد] امور مخفي آشکار گشت، و پردهها بالا رفت، و زمين به همان نسبت که آسمان وسعت دارد تنگ شد، و اي پروردگار شکوه به درگاه تو داريم، و در سختيها و آسانيها تکيه بر تو است، بار خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست آنان که اطاعتشان را به ما امر فرمودي و اي خدا فَرَج آنان را به [ظهور] قائمشان تعجيل فرماي، و دوران عزّت بخشيدنش را ظاهر ساز، اي محمد اي علي، اين علي اي محمد مرا ياريم کنيد که شما ياري کنندهايد، اي محمد اين علي، اي علي اي محمد مرا حفظ کنيد که شما حفظ کنندهاي، اي مولايم اي صاحب الزمان پناه ده، مرا درياب مرا درياب مرا درياب امان امان امان. [1]
--------------------------------------------------------------
[1] جمال الاسبوع، 280، فصل 29.
و آن در کتابهاي متعدد و به طُرُق معتبري روايت آمده است، از جمله: در آخر فصل بيست و نهم از کتاب جمال الأسبوع سيد بن طاووسرحمه الله چنين گويد: «نماز حجّت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو رکعت است، در هر رکعت سوره حمد را تا: «إيَّاکَ نَعْبُدُ وَإيَّاکَ نَسْتَعينُ» ميخواني سپس صد بار ميگويي: «إيَّاکَ نَعْبُدُ وَإيَّاکَ نَسْتَعينُ» آنگاه بقيه سوره حمد را ميخواني، و بعد از آن سوره اخلاص را يک بار ميخواني، و پس از نماز ميگويي:
اَللَّهمَّ عَظُمَ البَلاء وَبَرِحَ الخَفاء وَانْقَطَعَ الرَجاء وَانْکَشَفِ الغِطاءُ وَضاقَتِ الْارضُ وَمُنِعَتِ السَّماءُ وَاِلَيْکَ يا رَبِّ المُشْتَکي وَعَليْکَ المُعَوَّلُ فِي الشِّدةِ وَالرَخاءِ اَللَّهمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ اَلَّذينَ أمَرتَنا بِطاعَتِهِم وَعَجّل اَللَّهُمَّ فَرجَهُمْ بِقائِمِهم وَأَظْهِر عَلي مُحَمَّدٌ وَآلِ مُحَمَّدٌ يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحَمَّد اِکْفياني فَاِنَّکُما کافياي يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحَمَّد اُنْصُراني فانَّکُما ناصِراي يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ يا عَليُّ يا مُحَمَّد احْفَظاني فانَّکُما حافظاي، يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ الغَوثْ الغَوثْ الغَوثْ اَدْرِکني اَدْرِکني اَدْرِکني اَالأمانَ اَالأمانَ اَالأمانَ؛
بار خدايا بلا و گرفتاري بزرگ شد، و [با آزمايشهايي که پيش آمد] امور مخفي آشکار گشت، و پردهها بالا رفت، و زمين به همان نسبت که آسمان وسعت دارد تنگ شد، و اي پروردگار شکوه به درگاه تو داريم، و در سختيها و آسانيها تکيه بر تو است، بار خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست آنان که اطاعتشان را به ما امر فرمودي و اي خدا فَرَج آنان را به [ظهور] قائمشان تعجيل فرماي، و دوران عزّت بخشيدنش را ظاهر ساز، اي محمد اي علي، اين علي اي محمد مرا ياريم کنيد که شما ياري کنندهايد، اي محمد اين علي، اي علي اي محمد مرا حفظ کنيد که شما حفظ کنندهاي، اي مولايم اي صاحب الزمان پناه ده، مرا درياب مرا درياب مرا درياب امان امان امان. [1]
--------------------------------------------------------------
[1] جمال الاسبوع، 280، فصل 29.
۲۶/شهریور/۹۱, ۱۰:۲۴
76- گريستن در مصيبت مولايمان شهيد مظلوم حضرت ابي عبدالله الحسين
زيرا که اين کار از اموري است که به وسيله آن حقّ امام (علیه السلام) ادا ميگردد، و بدون ترديد اداي حقّ آن حضرت از عظيمترين و مهمترين وسايل تقرُّب يافتن به اوست.
شيخ ثقه اجل جعفر بن محمد بن قولويه قمي - رحمه الله - در کتاب کامل الزيارات به سند خود از امام صادق (علیه السلام) ضمن حديثي طولاني در فضيلت گريستن بر امام حسين (علیه السلام) روايت آورده که فرمود: و هيچ ديده و هيچ اشکي نزد خداوند محبوبتر از چشمي نيست که بر او بگريد و اشک بريزد، و هيچ گريه کنندهاي بر او نگريد مگر اينکه فاطمه - عليها السلام - را صِلِه کرده و حقِّ ما را ادا نموده است، و هر بندهاي [روز قيامت] با ديدگاه گريان محشور ميشود مگر گريه کنندگان بر جدّم حسين (علیه السلام) که [هر آنکه بر او گريسته] در حالي محشور ميگردد که ديدهاش روشن است و مژده به او ميرسد و شادماني بر چهرهاش نمودار است، و خلايق در بيم و هراس هستند در حالي که اينان [گريه کنندگان بر امام حسين (علیه السلام)] ايمن باشند، و خلايق [در هنگامه عَرَصاتِ محشر] عرضه ميشوند ولي اينان زير عرش و در سايه عرش با حسين (علیه السلام) هم سخن خواهند بود. از سختي روزِ حساب ترسان نيستند، به ايشان گفته ميشود: داخل بهشت شويد، پس امتناع ميورزند و سخن و مجلس آن حضرت را بر ميگزينند، و همانا حوريان به آنان پيغام ميدهند: ما و وِلْدانِ مخلَّدين اشتياق شما را داريم، پس آنها به سوي حورالعين سر بر نميدارند، به جهت آنچه از خوشي و بزرگواري در مجلسشان ميبينند... [1]
و دليل بر آنچه ياد کرديم فرمايش امام (علیه السلام) است که: «و حقِّ ما را ادا کرده» ميرساند که گريستن بر امام حسين (علیه السلام) اداي حق صاحب الأمر و ساير امامان - سلام اللَّه عليهم اجمعين - ميباشد، و شايد سِرّ مطلب اين باشد که تسليت دادن مؤمنين نسبت به بازماندگانِ کساني از ايشان که از دنيا گذاشتهاند گراميداشت و تعظيم ايشان و دوستي کردن به آنان و ياري نمودن از جهت شرکت در مصيبتشان ميباشد، و اينها قسمتي از حقوق مؤمنين نسبت به يکديگر است، زيرا که هرگاه مؤمني از جهان دنيا درگذرد براي او آدابي هست که شرع مقدس امر فرموده آن آداب رعايت گردد، و آنها بر دو گونهاند:
يک گونه آن است که به سبب آن حقّ ميّت ادا ميشود، و آن عبارت از تشييع و کنار قبر او رفتن، و برايش طلب مغفرت کردن، و از طرف او صدقه دادن و بر او نماز خواندن و از او به خوبي ياد کردن و امثال اينها ميباشد. و گونه ديگر آن است که حقِّ بازماندگان او به وسيله آن رعايت ميگردد، و اين عبارت از ديدار آنها و تعزيت ايشان و دعا کردن براي آنان و شرکت در حزن و مصيبتشان، و فرستان غذا براي ايشان امثال اينها از اموري که صله آنان و احسان به ايشان ميباشد، و بدون ترديد حقّ امام (ع) در اين باره از همه مردم بزرگتر است.
پس هرگاه مؤمن در مصيبت مولاي مظلوممان ابيعبداللَّه (علیه السلام) بگريد، حقّ امامي که بعد از آن حضت باقي مانده را در آن فاجعه بزرگ ادا کرده، چون اين کار موافقت نمودن با امام (علیه السلام) و ياري کردن او و تقرُّب يافتن به او و تسلّي دل اوست، نه اينکه حقّ امام را از هر جهت و در هر جاي رعايت کرده باشد، زيرا که براي امام و همين طور ساير مؤمنين به حسب تفاوت مراتب و شئونشان حقوقي هست که ميبايست در هر مورد و هنگام و هر شئ به طور مقتضي رعايت و ايفا گردند، و در رواياتي که از امامان (علیه السلام) وارد شده اين مطلب را {نیز} توجه دادهاند.
و با اين توضيح معني فرمايش امام (ع): «و حقّ ما را ادا نموده است» معلوم گشت، و معني نظاير اين کلام در ساير موارد و عبارات نيز روشن شد
--------------------------------------------------------------
[1] کامل الزيارات، 81، باب 26.
زيرا که اين کار از اموري است که به وسيله آن حقّ امام (علیه السلام) ادا ميگردد، و بدون ترديد اداي حقّ آن حضرت از عظيمترين و مهمترين وسايل تقرُّب يافتن به اوست.
شيخ ثقه اجل جعفر بن محمد بن قولويه قمي - رحمه الله - در کتاب کامل الزيارات به سند خود از امام صادق (علیه السلام) ضمن حديثي طولاني در فضيلت گريستن بر امام حسين (علیه السلام) روايت آورده که فرمود: و هيچ ديده و هيچ اشکي نزد خداوند محبوبتر از چشمي نيست که بر او بگريد و اشک بريزد، و هيچ گريه کنندهاي بر او نگريد مگر اينکه فاطمه - عليها السلام - را صِلِه کرده و حقِّ ما را ادا نموده است، و هر بندهاي [روز قيامت] با ديدگاه گريان محشور ميشود مگر گريه کنندگان بر جدّم حسين (علیه السلام) که [هر آنکه بر او گريسته] در حالي محشور ميگردد که ديدهاش روشن است و مژده به او ميرسد و شادماني بر چهرهاش نمودار است، و خلايق در بيم و هراس هستند در حالي که اينان [گريه کنندگان بر امام حسين (علیه السلام)] ايمن باشند، و خلايق [در هنگامه عَرَصاتِ محشر] عرضه ميشوند ولي اينان زير عرش و در سايه عرش با حسين (علیه السلام) هم سخن خواهند بود. از سختي روزِ حساب ترسان نيستند، به ايشان گفته ميشود: داخل بهشت شويد، پس امتناع ميورزند و سخن و مجلس آن حضرت را بر ميگزينند، و همانا حوريان به آنان پيغام ميدهند: ما و وِلْدانِ مخلَّدين اشتياق شما را داريم، پس آنها به سوي حورالعين سر بر نميدارند، به جهت آنچه از خوشي و بزرگواري در مجلسشان ميبينند... [1]
و دليل بر آنچه ياد کرديم فرمايش امام (علیه السلام) است که: «و حقِّ ما را ادا کرده» ميرساند که گريستن بر امام حسين (علیه السلام) اداي حق صاحب الأمر و ساير امامان - سلام اللَّه عليهم اجمعين - ميباشد، و شايد سِرّ مطلب اين باشد که تسليت دادن مؤمنين نسبت به بازماندگانِ کساني از ايشان که از دنيا گذاشتهاند گراميداشت و تعظيم ايشان و دوستي کردن به آنان و ياري نمودن از جهت شرکت در مصيبتشان ميباشد، و اينها قسمتي از حقوق مؤمنين نسبت به يکديگر است، زيرا که هرگاه مؤمني از جهان دنيا درگذرد براي او آدابي هست که شرع مقدس امر فرموده آن آداب رعايت گردد، و آنها بر دو گونهاند:
يک گونه آن است که به سبب آن حقّ ميّت ادا ميشود، و آن عبارت از تشييع و کنار قبر او رفتن، و برايش طلب مغفرت کردن، و از طرف او صدقه دادن و بر او نماز خواندن و از او به خوبي ياد کردن و امثال اينها ميباشد. و گونه ديگر آن است که حقِّ بازماندگان او به وسيله آن رعايت ميگردد، و اين عبارت از ديدار آنها و تعزيت ايشان و دعا کردن براي آنان و شرکت در حزن و مصيبتشان، و فرستان غذا براي ايشان امثال اينها از اموري که صله آنان و احسان به ايشان ميباشد، و بدون ترديد حقّ امام (ع) در اين باره از همه مردم بزرگتر است.
پس هرگاه مؤمن در مصيبت مولاي مظلوممان ابيعبداللَّه (علیه السلام) بگريد، حقّ امامي که بعد از آن حضت باقي مانده را در آن فاجعه بزرگ ادا کرده، چون اين کار موافقت نمودن با امام (علیه السلام) و ياري کردن او و تقرُّب يافتن به او و تسلّي دل اوست، نه اينکه حقّ امام را از هر جهت و در هر جاي رعايت کرده باشد، زيرا که براي امام و همين طور ساير مؤمنين به حسب تفاوت مراتب و شئونشان حقوقي هست که ميبايست در هر مورد و هنگام و هر شئ به طور مقتضي رعايت و ايفا گردند، و در رواياتي که از امامان (علیه السلام) وارد شده اين مطلب را {نیز} توجه دادهاند.
و با اين توضيح معني فرمايش امام (ع): «و حقّ ما را ادا نموده است» معلوم گشت، و معني نظاير اين کلام در ساير موارد و عبارات نيز روشن شد
--------------------------------------------------------------
[1] کامل الزيارات، 81، باب 26.
۲/مهر/۹۱, ۹:۲۵
77- زيارت قبر مولايمان امام حسين
زيرا که اين کار صله حضرت صاحب الزمان و نيکي نسبت به آن جناب و ساير امامان (علیه السلام) ميباشد، و با اين عمل سرور و شادماني در دل امام (ع) وارد ميشود و امام (ع) مانند ساير پدران بزرگوارش هر صبح و شام براي زوّار قبر امام حسين - صلوات اللَّه عليه - دعا ميکند.
و ابن قولويه در کتاب کامل الزيارات به سند خود از ابان از امام صادق (علیه السلام) روايت کرده که فرمود: هر کس قبر ابيعبداللَّه (علیه السلام) را زيارت کند، همانا رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را صله نموده و پيوند ما را گرامي داشته، و غيبتش حرام؛ و گوشتش بر آتش [دوزخ] حرام ميشود... [1]
و در همان کتاب به سند خود از عبداللَّه بن سنان آمده که گفت: به حضرت ابي عبداللَّه امام صادق (ع) عرضه داشتم: فدايت گردم، پدرت ميفرمود: در راه حج هر درهمي که شخص انفاق کند هزار برايش محسوب ميگردد، پس براي کسي که در راهِ رفتن به زيارت پدرت حسين (علیه السلام) انفاق کند چقدر خواهد بود؟
فرمود: اي پسر سنان، به هر درهم برايش هزار هزار - تا ده هزار شمرد - محسوب ميشود، و به همين ميزان درجات او نيز بالا ميرود، و رضاي خداي تعالي برايش بهتر است، و دعاي محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، و دعاي اميرالمؤمنين و امامان (علیه السلام) برايش بهتر است. [2]
و...
--------------------------------------------------------------
[1] کامل الزيارات، 127، باب 46.
[2] کامل الزيارات، 128، باب 46.
زيرا که اين کار صله حضرت صاحب الزمان و نيکي نسبت به آن جناب و ساير امامان (علیه السلام) ميباشد، و با اين عمل سرور و شادماني در دل امام (ع) وارد ميشود و امام (ع) مانند ساير پدران بزرگوارش هر صبح و شام براي زوّار قبر امام حسين - صلوات اللَّه عليه - دعا ميکند.
و ابن قولويه در کتاب کامل الزيارات به سند خود از ابان از امام صادق (علیه السلام) روايت کرده که فرمود: هر کس قبر ابيعبداللَّه (علیه السلام) را زيارت کند، همانا رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را صله نموده و پيوند ما را گرامي داشته، و غيبتش حرام؛ و گوشتش بر آتش [دوزخ] حرام ميشود... [1]
و در همان کتاب به سند خود از عبداللَّه بن سنان آمده که گفت: به حضرت ابي عبداللَّه امام صادق (ع) عرضه داشتم: فدايت گردم، پدرت ميفرمود: در راه حج هر درهمي که شخص انفاق کند هزار برايش محسوب ميگردد، پس براي کسي که در راهِ رفتن به زيارت پدرت حسين (علیه السلام) انفاق کند چقدر خواهد بود؟
فرمود: اي پسر سنان، به هر درهم برايش هزار هزار - تا ده هزار شمرد - محسوب ميشود، و به همين ميزان درجات او نيز بالا ميرود، و رضاي خداي تعالي برايش بهتر است، و دعاي محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، و دعاي اميرالمؤمنين و امامان (علیه السلام) برايش بهتر است. [2]
و...
--------------------------------------------------------------
[1] کامل الزيارات، 127، باب 46.
[2] کامل الزيارات، 128، باب 46.
۸/مهر/۹۱, ۱۱:۲۶
78- بسيار لعنت کردن بر بني أميه در آشکار و پنهان
در مجالس و منابر در صورتي که ترس و تقيّه در کار نباشد، و دليل بر اينکه اين کار از اموري است که مايه تقرُّب به مولايمان (علیه السلام) ميباشد - اضافه بر اينکه اين از بهترين و محبوبترين و مهمترين اعمال است - روايتي است که شيخ صدوق - رحمه الله - در کتاب خصال از اميرالمؤمنين (ع) در ذکر مناقب هفتادگانهاش فرموده:
و امّا پنجاه و چهارم:
پس به درستي که من شنيدم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمود: اي علي؛ بني أُميّه تو را لعنت خواهند کرد، و فرشتهاي به شمار هر لعنت آنان، هزار لعنت برايشان بر ميگرداند، پس هرگاه قائم (ع) بپاخيزد چهل سال آنها را لعنت خواهد کرد... [1]
ميگويم : پوشيده نماند که منظور از چهل سال لعنت کردن، امر فرمودن آن حضرت (ع) شيعيان و پيروانش را به لعنت کردن بني اميّه در همه بلاد و آباديها، در منابر و مجامع ميباشد، و شيوع يافتن آن در ميان مردم در آن مدت است، همانگونه که بني اميّه - لعنهم اللَّه تعالي - در زمان تسلُّط يافتنشان از روي عناد با اميرالمؤمنين (ع) اين کار را کردند، پس کار حضرت قائم (ع) کيفر اعمال آنها در اين دنيا است.
اگر منظور اين بود که خود آن حضرت به تنهايي بني اميه را لعنت ميکند، محدود به مدّت معيَّن نبود، و به زمان ظهور آن حضرتعليه السلام اختصاص نمييافت، زيرا که آن بزرگوار در همه عمرش آنان را لعنت ميکند.
حاصل اينکه اين حديث شريف بر فضيلت بسيار در اهتمام ورزيدن و زياد لعنت کردن بنياميّه دلالت دارد، و اينکه اين کار از جمله اموري است که به وسيله آنها به حضرت صاحب الأمر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقرّب مييابند، پس شايسته است که مؤمن بر اين کار اهتمام و مواظبت داشته باشد، به خصوص در اول هر صبح و شام و در تعقيب نمازها و ساير اوقات و احوال برآن مداومت کند.
--------------------------------------------------------------
[1] خصال، 579:2، باب السبعين، ح 1.
در مجالس و منابر در صورتي که ترس و تقيّه در کار نباشد، و دليل بر اينکه اين کار از اموري است که مايه تقرُّب به مولايمان (علیه السلام) ميباشد - اضافه بر اينکه اين از بهترين و محبوبترين و مهمترين اعمال است - روايتي است که شيخ صدوق - رحمه الله - در کتاب خصال از اميرالمؤمنين (ع) در ذکر مناقب هفتادگانهاش فرموده:
و امّا پنجاه و چهارم:
پس به درستي که من شنيدم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمود: اي علي؛ بني أُميّه تو را لعنت خواهند کرد، و فرشتهاي به شمار هر لعنت آنان، هزار لعنت برايشان بر ميگرداند، پس هرگاه قائم (ع) بپاخيزد چهل سال آنها را لعنت خواهد کرد... [1]
ميگويم : پوشيده نماند که منظور از چهل سال لعنت کردن، امر فرمودن آن حضرت (ع) شيعيان و پيروانش را به لعنت کردن بني اميّه در همه بلاد و آباديها، در منابر و مجامع ميباشد، و شيوع يافتن آن در ميان مردم در آن مدت است، همانگونه که بني اميّه - لعنهم اللَّه تعالي - در زمان تسلُّط يافتنشان از روي عناد با اميرالمؤمنين (ع) اين کار را کردند، پس کار حضرت قائم (ع) کيفر اعمال آنها در اين دنيا است.
اگر منظور اين بود که خود آن حضرت به تنهايي بني اميه را لعنت ميکند، محدود به مدّت معيَّن نبود، و به زمان ظهور آن حضرتعليه السلام اختصاص نمييافت، زيرا که آن بزرگوار در همه عمرش آنان را لعنت ميکند.
حاصل اينکه اين حديث شريف بر فضيلت بسيار در اهتمام ورزيدن و زياد لعنت کردن بنياميّه دلالت دارد، و اينکه اين کار از جمله اموري است که به وسيله آنها به حضرت صاحب الأمر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقرّب مييابند، پس شايسته است که مؤمن بر اين کار اهتمام و مواظبت داشته باشد، به خصوص در اول هر صبح و شام و در تعقيب نمازها و ساير اوقات و احوال برآن مداومت کند.
--------------------------------------------------------------
[1] خصال، 579:2، باب السبعين، ح 1.