۲۸/مهر/۹۳, ۹:۲۳
بسم الله الرحمن الرحیم
خانوم اسکای :
شما گفتید که برام از ویژگی مردهای بهشتی بگید ببینم می ارزه که خوب باشم یا نه.
منم گفتم که اولا : به نعمتها زیاد مادی نگاه نکنیم. جنس لذتهای اون دنیا با این دنیا فرق می کنه. تو اون تاپیکی که لینک داده شد، اگه مطالعه شه، تا حد زیادی این ابهامات برطرف می شه. وقتی برای ماها از نعمت های بهشتی مثال حوری و غذاهای رنگارنگ و ... زده می شه، برای اینه که ما به یه لمسی از اونها برسیم. درصورتی که حقیقت اون لذتها و نعمتها یه چیز دیگس و با لذات این دنیا خیلی فرق داره.
بعدشم گفتم که : اگه زیاد از مردها نگفتن به خاطر اینه که به قول شما زنها زیاد به دنبال ظاهر مردها نیستن. ولی با این وجود توی روایات درباره ی مردهای بهشتی این چیزها اومده . روایتی که از نقل از معصوم هستش(درضمن این خصوصیاتشون رو که شما جالب نمی دونید، به نظر من دارید اشتباه بهش نگاه می کنید وگرنه کیه که از یه آدم تر و تمیز و شیک پوش خوشش نیاد. وقتی گفته شده لباسش از حریره، جنس این لباسها با لباسهای زمینی فرق داره. توی بهشت هرچیزی بهترینش هست. بهترینی که از بهترینهای زمین هم بالاتره. پس لزوما این حریر مادی نیست. و کلا مابقی ویژگی ها. پس نباید با این عقل مادی و دنیوی صرف به اون نعمت ها و ویژگی ها نگاه کنیم) .
*******************************************************************************
من بخش هایی از اون تاپیک رو اینجا میارم شاید شبهات تا حدی رفع شه (از پست های آقای حسن.س) :
در برزخ و قیامت جسم هایی به شدت قوی تر و ملموس تر از جسم های مادی داریم که لذت و عذابشان هزاران برابر (نمی دانم) بالاتر است. آن جا با حقایق خیلی از مسائلی که جسمیت مادی اجازه روبرو شدنش را به ما نمی داد مواجه می شویم. مثلا حقیقت لذت جنسی به خاطر محدودیت های استخوان ها و گوشت و جسم مادی در محدویت های بسیاری گم می شود. لذت جنسی یعنی اتحاد صفات مردانه که همان صفات جلالی خداست با صفات زنانه که همان جمال الهی است که این اتحاد حقیقت لذت جنسی که هم مرتبه ی با جامعیت اسم الله است! ما فکر می کنیم (مردها منظورم است) که لذت از زنان به خاطر جسم آن ها است اما اگر تامل مان را بالا ببریم حقیقت این لذت یک اتحاد وجودی با معشوق است که اگر این معشوق تنها زیبایی جسمی باشد خسته کننده خواهد شد. بعد از یکی و دو سال ممکن است از زیبایی جسمی همسرمان خسته شویم. اما اگر کسی بتواند به حقیقت پشت جسم یک فرد که وجود زیبای باطنی اوست برسد همیشه در لذت مدام است. به قول عرفا شرب مدام! در احادیث داریم حتی لذت زن و شوهر از همه باعث ارتقاء عبادت می شود. یا اینکه پیامبر ص می فرمایند "نماز و عطر و زن" که خیلی حرف دارد. حوری و دیگر مسائل جسمیت قیامتی و متعالی حقایقی هستند که با بی نهایت درجه نزول به جسم مادی کثیف گوشتی استخوانی رسیده است. هر نعمتی همیگونه است. قرآن می گوید ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزل الا بقدر معلوم. باز تاکید می کنم دچار این شبهه نشوید که پس قیامت انتزاعی و خیالی شد. خیر آن جا آنقدر جسم قیامتی قدرتمند و حقیقی است که صدها لذت را می تواند با هم ببرد. حدیث داریم حتی در بهشت بازاری است که چهره می فروشند و هر کس می رود و می خرد! یا میوه های بهشتی صدها طعم را با هم دارند که شرح خودش را دارد.
*************************************************
زن و مرد در آخرت :
خانوم اسکای :
شما گفتید که برام از ویژگی مردهای بهشتی بگید ببینم می ارزه که خوب باشم یا نه.
منم گفتم که اولا : به نعمتها زیاد مادی نگاه نکنیم. جنس لذتهای اون دنیا با این دنیا فرق می کنه. تو اون تاپیکی که لینک داده شد، اگه مطالعه شه، تا حد زیادی این ابهامات برطرف می شه. وقتی برای ماها از نعمت های بهشتی مثال حوری و غذاهای رنگارنگ و ... زده می شه، برای اینه که ما به یه لمسی از اونها برسیم. درصورتی که حقیقت اون لذتها و نعمتها یه چیز دیگس و با لذات این دنیا خیلی فرق داره.
بعدشم گفتم که : اگه زیاد از مردها نگفتن به خاطر اینه که به قول شما زنها زیاد به دنبال ظاهر مردها نیستن. ولی با این وجود توی روایات درباره ی مردهای بهشتی این چیزها اومده . روایتی که از نقل از معصوم هستش(درضمن این خصوصیاتشون رو که شما جالب نمی دونید، به نظر من دارید اشتباه بهش نگاه می کنید وگرنه کیه که از یه آدم تر و تمیز و شیک پوش خوشش نیاد. وقتی گفته شده لباسش از حریره، جنس این لباسها با لباسهای زمینی فرق داره. توی بهشت هرچیزی بهترینش هست. بهترینی که از بهترینهای زمین هم بالاتره. پس لزوما این حریر مادی نیست. و کلا مابقی ویژگی ها. پس نباید با این عقل مادی و دنیوی صرف به اون نعمت ها و ویژگی ها نگاه کنیم) .
*******************************************************************************
من بخش هایی از اون تاپیک رو اینجا میارم شاید شبهات تا حدی رفع شه (از پست های آقای حسن.س) :
در برزخ و قیامت جسم هایی به شدت قوی تر و ملموس تر از جسم های مادی داریم که لذت و عذابشان هزاران برابر (نمی دانم) بالاتر است. آن جا با حقایق خیلی از مسائلی که جسمیت مادی اجازه روبرو شدنش را به ما نمی داد مواجه می شویم. مثلا حقیقت لذت جنسی به خاطر محدودیت های استخوان ها و گوشت و جسم مادی در محدویت های بسیاری گم می شود. لذت جنسی یعنی اتحاد صفات مردانه که همان صفات جلالی خداست با صفات زنانه که همان جمال الهی است که این اتحاد حقیقت لذت جنسی که هم مرتبه ی با جامعیت اسم الله است! ما فکر می کنیم (مردها منظورم است) که لذت از زنان به خاطر جسم آن ها است اما اگر تامل مان را بالا ببریم حقیقت این لذت یک اتحاد وجودی با معشوق است که اگر این معشوق تنها زیبایی جسمی باشد خسته کننده خواهد شد. بعد از یکی و دو سال ممکن است از زیبایی جسمی همسرمان خسته شویم. اما اگر کسی بتواند به حقیقت پشت جسم یک فرد که وجود زیبای باطنی اوست برسد همیشه در لذت مدام است. به قول عرفا شرب مدام! در احادیث داریم حتی لذت زن و شوهر از همه باعث ارتقاء عبادت می شود. یا اینکه پیامبر ص می فرمایند "نماز و عطر و زن" که خیلی حرف دارد. حوری و دیگر مسائل جسمیت قیامتی و متعالی حقایقی هستند که با بی نهایت درجه نزول به جسم مادی کثیف گوشتی استخوانی رسیده است. هر نعمتی همیگونه است. قرآن می گوید ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزل الا بقدر معلوم. باز تاکید می کنم دچار این شبهه نشوید که پس قیامت انتزاعی و خیالی شد. خیر آن جا آنقدر جسم قیامتی قدرتمند و حقیقی است که صدها لذت را می تواند با هم ببرد. حدیث داریم حتی در بهشت بازاری است که چهره می فروشند و هر کس می رود و می خرد! یا میوه های بهشتی صدها طعم را با هم دارند که شرح خودش را دارد.
*************************************************
زن و مرد در آخرت :
اولا: مطمئنا انسان کامل ورای زن و مرد است و احادیث می فرماید که حقیقت چهارده معصوم ع نور واحد است و اما به تناسب قالب جسمانی این عالم حضرت زهراء و حضرت علی ع متفاوت شده اند. مطمئنا اگر به حقیقت نور واحد برسیم اصلا چهارده معصوم ع یکی می شوند. اما احادیث می گویند که در آخرت امام علی ع جدای از حضرت زهراء س است. پس نشان می دهد که انسان هر چقدر به حقیقتش رجوع کند بیشتر از قید جنسیت و حتی خودیت خارج می شود. در حدیث داریم (مضمون) حور العین به خداوند اعتراض می کنند که فلانی دیگر به سمت ما نمی آید و خداوند می فرمایند که فعلا جای بالاتری است. این بالاتر بودن و گسستن از حور العین نشانی از رجوع به مراتبی است که جنسیتی مطرح نیست.
ثانیا: جسمیت زن و مرد حقیقتشان به جمال و جلال الهی بر می گردد و داریم قبل از اینکه آدم و حوا به زمین بیایند آلت جنسی شان با گناه مشهود نشده بود. این ها نشان می دهد که آلت جنسی و این محدودیت های بدن مادی به تناسب صعود انسان به کناره می رود و آن صفات جمال و جلال ظهور می کند. پس اگر انسان به انسان کامل نزدیک شود بیشتر از جنسیت رها می شود.
ثالثا: عرض کردم حقیقت لذت جنسی اتحاد جمال و جلال است و این اتحاد حقیقتا به بدن و جسمیت مربوط نمی شود. بله اگر کسی خصوصیات جمالی در قیامت دارد به دنبال حور العینی است که جلالی است و بالعکسش. اما در اینجا دیگر غیرت معنی ندارد. این ازدواج ها یک اتحاد روحانی است و یک عمل الهی. آن جا محدویتی وجود ندارد که فلانی تنها به فردی مربوط شود یا تنها یک حقیقت از فردی باشد. شاید با توجه به آن حدیث که در بهشت بازاری است که چهره می فروشند زن محدویت به زن بودن نداشته باشد و مرد نیز. پس اصلا غیرت و محدودیت های دنیوی معنی ندارد. وقتی حدیث می فرماید در بهشت حضرت آسیه ع با پیامبر اکرم ازدواج می کنند این نشان می دهد که ایشان به دریای صفات روحانی پیامبر ص متصل می شوند که حقیقت لذت های جنسی هم اتحاد با صفات نداشته در خویش است.
خلاصه بگویم این محدودیت های جسمی دنیایی که موجبات تحریم های جنسی و محدودیت های ازدواجی و حجاب و زنا و غیره می شود در آن دنیا به محدودیت های روحانی تبدیل می شود. یعنی آنجا بنده از حیث محدویت های دنیوی فردی دیگر نامحرم نیستم (اصلا جسمیت مادی عامل این محدودیت است). بلکه نامحرمی من به فردی دیگر به خاطر این است که بنده رشد معنوی ام کم بوده است و اصلا با بنده ی ضعیفی در دنیا بودن، نمی توانم با حقیقت بزرگان که در آن جا بسیار به جسم ایشان نزدیک شده، قرب پیدا کنم. یعنی نامحرمی من به بزرگان به خاطر درجه معنوی پایین من است و این سخنان جسمانی دنیوی (چادر و روسری) به صورت حقیقتشان که حجاب های معنوی است تبدیل می شود. یک مسئله را با احتیاط عرض کنم که اگر انسان مقام معنوی اش از فرد دیگری بالا رود (وجودش شدید شود) عملا با او متحد شده و به لذت جنسی اتحاد با او رسیده است (وجود شدید جامع وجودهای پایینی خودش است) و شخص در آن دنیا با کنار رفتن پرده ها به حقیقت لذتش می رسد. مثل نور با شدت بالا که جامع تمام نورهای با شدت پایین خود است.
باز هم تاکید می کنم دقت شود که فکر نشود آن جا جسمیت نیست و لذت ها وجود ندارد و همه اش معنویت است. نه خیر هر لذتی در این دنیا مرتبط با معنویت و اسماء الهی است. حتی کسی که غذای حرام می خورد و لذت می برد، همان لذت محدودش مربوط به مثلا اسم رحمان است و هر لذتی هم به روحانیت اسماء الهی مربوط می شود. پس حقیقتا ما در قیامت به سرچشمه ی لذت های دنیوی می رسیم ان شاء الله و این جسم استخوانی کثیف پر محدویت دنیوی به یک جسم شدید و با قابلیت حقیقی برای چشیدن لذائذ الهی تبدیل می شود.
.
خلاصه بگویم این محدودیت های جسمی دنیایی که موجبات تحریم های جنسی و محدودیت های ازدواجی و حجاب و زنا و غیره می شود در آن دنیا به محدودیت های روحانی تبدیل می شود. یعنی آنجا بنده از حیث محدویت های دنیوی فردی دیگر نامحرم نیستم (اصلا جسمیت مادی عامل این محدودیت است). بلکه نامحرمی من به فردی دیگر به خاطر این است که بنده رشد معنوی ام کم بوده است و اصلا با بنده ی ضعیفی در دنیا بودن، نمی توانم با حقیقت بزرگان که در آن جا بسیار به جسم ایشان نزدیک شده، قرب پیدا کنم. یعنی نامحرمی من به بزرگان به خاطر درجه معنوی پایین من است و این سخنان جسمانی دنیوی (چادر و روسری) به صورت حقیقتشان که حجاب های معنوی است تبدیل می شود. یک مسئله را با احتیاط عرض کنم که اگر انسان مقام معنوی اش از فرد دیگری بالا رود (وجودش شدید شود) عملا با او متحد شده و به لذت جنسی اتحاد با او رسیده است (وجود شدید جامع وجودهای پایینی خودش است) و شخص در آن دنیا با کنار رفتن پرده ها به حقیقت لذتش می رسد. مثل نور با شدت بالا که جامع تمام نورهای با شدت پایین خود است.
باز هم تاکید می کنم دقت شود که فکر نشود آن جا جسمیت نیست و لذت ها وجود ندارد و همه اش معنویت است. نه خیر هر لذتی در این دنیا مرتبط با معنویت و اسماء الهی است. حتی کسی که غذای حرام می خورد و لذت می برد، همان لذت محدودش مربوط به مثلا اسم رحمان است و هر لذتی هم به روحانیت اسماء الهی مربوط می شود. پس حقیقتا ما در قیامت به سرچشمه ی لذت های دنیوی می رسیم ان شاء الله و این جسم استخوانی کثیف پر محدویت دنیوی به یک جسم شدید و با قابلیت حقیقی برای چشیدن لذائذ الهی تبدیل می شود.
.

