|
14خصوصیت حوریان بهشتی
|
|
۱۶:۳۶, ۲۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
لطفا آیاتی از قرآن که در آن ها در مورد حوری های بهشتی صحبت کرده و تفاسیرشان را بیان کنید .
در قرآن کریم برای زنان بهشتى (حوریه های بهشتی) ویژگی هایی ذکر شده است که عبارتند از : 1- پاکی و پاکیزگی : وَ لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیها خالِدُونَ (بقره/ 25)؛ وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ (آل عمران/ 15) ؛ لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ ... (نساء/ 57) همسران آن جهان ، بر خلاف بسیارى از زیبا رویان این جهان هیچ نقطه تاریک و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاک و پاکیزه اند.(تفسیر نمونه ،ج2 ،ص 461) 2- دارای چشمان سیاه و درشت : کذلِک وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ(دخان/ 54 )؛ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ(طور/ 20 ) "حور"جمع "حوراء" و "احور" به کسى مى گویند که سیاهى چشم او کاملا مشکى و سفیدى آن کاملا شفاف است. از آنجا که زیبائى انسان بیش از همه در چشمان او است ، در اینجا چشمان زیباى حور العین را توصیف مى کند.(تفسیر نمونه ،ج21 ،ص 212) 3- پوشیده و مستور بودن:وَ حُورٌ عِینٌ کأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکنُونِ(واقعه/ 22-23) و همسرانى از حورالعین دارند.( از شدت صفا) همچون مروارید در صدف پنهان هستند ! "حور" چنانکه قبلا نیز گفته ایم جمع "حوراء" و "احور"، به کسى مى گویند که سیاهى چشمش کاملا مشکى و سفیدیش کاملا شفاف است . و "عین" جمع "عیناء" و "اعین"به معنى درشت چشم است ، و از آنجا که بیشترین زیبائى انسان در چشمان او است روى این مسأله مخصوصا تکیه شده است . بعضى نیز گفته اند که "حور" از ماده "حیرت" گرفته شده ، یعنى آن چنان زیبا هستند که چشم ها از دیدن آنها حیران مى شود. "مکنون" به معنى پوشیده است ، و در اینجا منظور پوشیده بودن در صدف است ، زیرا مروارید به هنگامى که در صدف قرار دارد و هیچ دستى به آن نرسیده از همیشه شفاف تر و زیباتر است . به علاوه ممکن است اشاره به این معنى باشد که آنها از چشم دیگران کاملا مستورند، نه دستى به آنها رسیده ، و نه چشمى بر آنها افتاده است !(تفسیر نمونه ،ج23 ، ص 215) "عرب"جمع "عروبة" (بر وزن ضرورة ) به معنى زنى است که وضع حالش حکایت از محبتش نسبت به همسر و مقام عفت و پاکیش مى کند، زیرا "اعراب" (بر وزن اظهار) به همان معنى آشکار ساختن است ، این واژه به معنى فصیح و خوش سخن بودن نیز مى آید، و ممکن است هر دو معنى در آیه جمع باشد
4- فقط به همسران خود عشق می ورزند یا پر ناز و کرشمه هستند : فِیهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ ...( رحمن/56) زنانی که جز به همسران عشق نمى ورزند. ؛ وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِینٌ. ( صافات/48) و [b][b]نزد آنها همسرانى است که جز به شوهران خود عشق نمى ورزند و چشمانى درشت (و زیبا) دارند.[/b] [/b] "طرف" (بر وزن حرف ) به معنى پلک چشم ها است ، و از آنجا که به هنگام نگاه کردن ، پلک ها به حرکت در مى آید کنایه از نگاه کردن است ، بنابراین تعبیر به " قاصرات الطرف " اشاره به زنانى است که نگاهى کوتاه دارند، یعنى فقط به همسرانشان عشق مى ورزند، و این یکى از بزرگترین امتیازات همسر است که جز به همسرش نیندیشد و به غیر او علاقه نداشته باشد.(تفسیر نمونه ،ج 23 ،ص 169) 5- از هر نظر دوشیزه و پاک هستند: ... لَمْ یطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (رحمن/56 و رحمن/ 74).... [b]هیچ انس و جن قبلا با آنها تماس نگرفته است . [/b] کلمه "طمث" که فعل "لم یطمث" از آن مشتق شده ، به معناى ازاله بکارت و نکاحى است که با خونریزى همراه باشد و معناى آیه این است که : حوریان بهشتى دست نخورده اند، و قبل از همسران هیچ جن و انسى ازاله بکارت از ایشان نکرده .(ترجمه تفسیر المیزان ،ج 19 ،ص 185) 6- مانند یاقوت و مرجان هستند: کأَنَّهُنَّ الْیاقُوتُ وَ الْمَرْجانُ (رحمن/58) آنها همچون یاقوت و مرجانند! به سرخى و صفا و درخشندگى "یاقوت" و به سفیدى و زیبائى شاخ "مرجان" که هنگامى که این دو رنگ (یعنى سفید و سرخ شفاف ) به هم آمیزند زیباترین رنگ را به آنها مى دهند. 7- دارای حسن سیرت و حسن صورت هستند: فِیهِنَّ خَیراتٌ حِسانٌ ...(رحمن/70) [b][b]و در آن باغ هاى بهشتى زنانى هستند نیکو خلق و زیبا.[/b] [/b] زنانى که جمع میان "حسن سیرت " و "حسن صورت" کرده اند، چرا که "خیر" غالباً در مورد صفات نیک و جمال معنوى به کار مى رود و "حسن " غالباً در زیبائى و جمال ظاهر. [b]تمام صفات کمال و جمالى که در یک همسر مطلوب است در آنها جمع است ، و آنچه خوبان همه دارند آنها تنها دارند، و به همین دلیل قرآن در یک تعبیر کوتاه و پرمعنى از آنها به عنوان "خیرات حسان" تعبیر کرده است.(تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 183-182) [/b] 8- فقط به همسرانشان تعلق دارند : حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ(رحمن/72) [b]حوریانى که در خیمه هاى بهشتى مستورند. [/b] "حور" جمع "حوراء" و "احور" به کسى مى گویند که سیاهى چشمش کاملا مشکى و سفیدى آن کاملا شفاف است ، و گاه به زنان سفید چهره نیز اطلاق شده است . تعبیر به "مقصورات" اشاره به این است که آنها تنها تعلق به همسرانشان دارند و از دیگران مستور و پنهانند.(تفسیر نمونه ،ج 23 ،ص 183) «حوریان مقصور در خیمه هایند» ، معنایش این است که : از دست برد اجانب محفوظند، زنانى مبتذل نیستند، که غیر شوهران نیز ایشان را تماشا کنند.(ترجمه تفسیر المیزان ،ج 19 ،ص 187) 9- داشتن پاکی و ظرافت بدن : کأَنَّهُنَّ بَیضٌ مَکنُونٌ (صافات/49) [b]گوئى (از لطافت و سفیدى) همچون تخم مرغهایى هستند که (در زیر بال و پر مرغ ) پنهان مانده (و دست انسانى هرگز آن را لمس نکرده است .) [/b] بدن آنها از شدت پاکى و ظرافت و سفیدى و صفا همچون تخم مرغ هائى است که نه دست انسان آن را لمس کرده و نه گرد و غبارى بر آن نشسته ، بلکه در زیر بال و پر مرغ پنهان و پوشیده مانده است ! 10- همتای هسران خود هستند : وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ(ص/ 52) [b]و نزد آنان همسرانى است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته اند و همگى هم سن و سالند. [/b][/b] "حوریان مقصور در خیمه هایند" ، معنایش این است که : از دست برد اجانب محفوظند، زنانى مبتذل نیستند، که غیر شوهران نیز ایشان را تماشا کنند
و کلمه اتراب به معناى اقران است . مى خواهد بفرماید: همسران بهشتى همتاى شوهران خویشند، نه از جهت سن با آنان اختلاف دارند، و نه از جهت جمال . ممکن هم هست مراد از "اقران" این باشد که مثل شوهران خویشند، هر قدر شوهران نور و بهائشان بیشتر شود، از ایشان هم حسن و جمال بیشتر مى گردد. ( ترجمه تفسیر المیزان ،ج 17 ،ص 333) 11- آفرینشی نو دارند. إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً (واقعه/35) ما آنها را آفرینش نوینى بخشیدیم . این جمله ممکن است اشاره به همسران مؤمنان در این دنیا باشد که خداوند آفرینش تازه اى در قیامت به آنها مى دهد، و همگى در نهایت جوانى و طراوت و جمال و کمال ظاهر و باطن وارد بهشت مى شوند که طبیعت بهشت طبیعت تکامل و خروج از هر گونه نقص و عیب است . و اگر منظور حوریان باشد خداوند آنها را آفرینش نوینى بخشیده به گونه اى که هرگز گرد و غبار پیرى و ناتوانى بر دامان آنها نمى نشیند. ممکن است که تعبیر به انشاء، اشاره به هر دو نیز بوده باشد. (تفسیر نمونه ،ج 23 ،ص 224) 12-همواره بکر هستند : فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً (واقعه/36) [b]و همه را بکر قرار داده ایم . و شاید این وصف همیشه براى آنها باقى باشد، چنانکه بسیارى از مفسران به آن تصریح کرده اند و در روایات نیز به آن اشاره شده ، یعنى با آمیزش ، وضع آنها دگرگون نمى شود. (تفسیر نمونه ،ج 23 ،ص 224) [/b] 13- فصیح و خوش زبان هستند : عُرُباً أَتْراباً (واقعه/37) همسرانى که به همسرشان عشق مى ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند."عرب"جمع "عروبة" (بر وزن ضرورة ) به معنى زنى است که وضع حالش حکایت از محبتش نسبت به همسر و مقام عفت و پاکیش مى کند، زیرا "اعراب" (بر وزن اظهار) به همان معنى آشکار ساختن است ، این واژه به معنى فصیح و خوش سخن بودن نیز مى آید، و ممکن است هر دو معنى در آیه جمع باشد.(تفسیر نمونه ،ج 23 ،ص 224) 14- بسیار جوان هستند : وَ کواعِبَ أَتْراباً (نباء/ 33) و حوریانى بسیار جوان و هم سن و سال . جمله «کواعب اترابا» به معناى کنیزانى شبیه به هم است ، که در خدمت اهل بهشتند، و در روایت ابى الجارود از امام باقر (علیه السلام ) در معناى جمله "ان للمتقین مفازا" آمده که امام فرمود: متقین کراماتى دارند، و در معناى "کواعب اترابا "فرمود: یعنى دختر نورس .(ترجمه تفسیر المیزان ،ج 20 ،ص 286) |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۲۳, ۲۸/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۳ ۹:۴۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم خانوم اسکای : شما گفتید که برام از ویژگی مردهای بهشتی بگید ببینم می ارزه که خوب باشم یا نه. منم گفتم که اولا : به نعمتها زیاد مادی نگاه نکنیم. جنس لذتهای اون دنیا با این دنیا فرق می کنه. تو اون تاپیکی که لینک داده شد، اگه مطالعه شه، تا حد زیادی این ابهامات برطرف می شه. وقتی برای ماها از نعمت های بهشتی مثال حوری و غذاهای رنگارنگ و ... زده می شه، برای اینه که ما به یه لمسی از اونها برسیم. درصورتی که حقیقت اون لذتها و نعمتها یه چیز دیگس و با لذات این دنیا خیلی فرق داره. بعدشم گفتم که : اگه زیاد از مردها نگفتن به خاطر اینه که به قول شما زنها زیاد به دنبال ظاهر مردها نیستن. ولی با این وجود توی روایات درباره ی مردهای بهشتی این چیزها اومده . روایتی که از نقل از معصوم هستش(درضمن این خصوصیاتشون رو که شما جالب نمی دونید، به نظر من دارید اشتباه بهش نگاه می کنید وگرنه کیه که از یه آدم تر و تمیز و شیک پوش خوشش نیاد. وقتی گفته شده لباسش از حریره، جنس این لباسها با لباسهای زمینی فرق داره. توی بهشت هرچیزی بهترینش هست. بهترینی که از بهترینهای زمین هم بالاتره. پس لزوما این حریر مادی نیست. و کلا مابقی ویژگی ها. پس نباید با این عقل مادی و دنیوی صرف به اون نعمت ها و ویژگی ها نگاه کنیم) . ******************************************************************************* من بخش هایی از اون تاپیک رو اینجا میارم شاید شبهات تا حدی رفع شه (از پست های آقای حسن.س) : در برزخ و قیامت جسم هایی به شدت قوی تر و ملموس تر از جسم های مادی داریم که لذت و عذابشان هزاران برابر (نمی دانم) بالاتر است. آن جا با حقایق خیلی از مسائلی که جسمیت مادی اجازه روبرو شدنش را به ما نمی داد مواجه می شویم. مثلا حقیقت لذت جنسی به خاطر محدودیت های استخوان ها و گوشت و جسم مادی در محدویت های بسیاری گم می شود. لذت جنسی یعنی اتحاد صفات مردانه که همان صفات جلالی خداست با صفات زنانه که همان جمال الهی است که این اتحاد حقیقت لذت جنسی که هم مرتبه ی با جامعیت اسم الله است! ما فکر می کنیم (مردها منظورم است) که لذت از زنان به خاطر جسم آن ها است اما اگر تامل مان را بالا ببریم حقیقت این لذت یک اتحاد وجودی با معشوق است که اگر این معشوق تنها زیبایی جسمی باشد خسته کننده خواهد شد. بعد از یکی و دو سال ممکن است از زیبایی جسمی همسرمان خسته شویم. اما اگر کسی بتواند به حقیقت پشت جسم یک فرد که وجود زیبای باطنی اوست برسد همیشه در لذت مدام است. به قول عرفا شرب مدام! در احادیث داریم حتی لذت زن و شوهر از همه باعث ارتقاء عبادت می شود. یا اینکه پیامبر ص می فرمایند "نماز و عطر و زن" که خیلی حرف دارد. حوری و دیگر مسائل جسمیت قیامتی و متعالی حقایقی هستند که با بی نهایت درجه نزول به جسم مادی کثیف گوشتی استخوانی رسیده است. هر نعمتی همیگونه است. قرآن می گوید ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزل الا بقدر معلوم. باز تاکید می کنم دچار این شبهه نشوید که پس قیامت انتزاعی و خیالی شد. خیر آن جا آنقدر جسم قیامتی قدرتمند و حقیقی است که صدها لذت را می تواند با هم ببرد. حدیث داریم حتی در بهشت بازاری است که چهره می فروشند و هر کس می رود و می خرد! یا میوه های بهشتی صدها طعم را با هم دارند که شرح خودش را دارد. ************************************************* زن و مرد در آخرت : اولا: مطمئنا انسان کامل ورای زن و مرد است و احادیث می فرماید که حقیقت چهارده معصوم ع نور واحد است و اما به تناسب قالب جسمانی این عالم حضرت زهراء و حضرت علی ع متفاوت شده اند. مطمئنا اگر به حقیقت نور واحد برسیم اصلا چهارده معصوم ع یکی می شوند. اما احادیث می گویند که در آخرت امام علی ع جدای از حضرت زهراء س است. پس نشان می دهد که انسان هر چقدر به حقیقتش رجوع کند بیشتر از قید جنسیت و حتی خودیت خارج می شود. در حدیث داریم (مضمون) حور العین به خداوند اعتراض می کنند که فلانی دیگر به سمت ما نمی آید و خداوند می فرمایند که فعلا جای بالاتری است. این بالاتر بودن و گسستن از حور العین نشانی از رجوع به مراتبی است که جنسیتی مطرح نیست. ثانیا: جسمیت زن و مرد حقیقتشان به جمال و جلال الهی بر می گردد و داریم قبل از اینکه آدم و حوا به زمین بیایند آلت جنسی شان با گناه مشهود نشده بود. این ها نشان می دهد که آلت جنسی و این محدودیت های بدن مادی به تناسب صعود انسان به کناره می رود و آن صفات جمال و جلال ظهور می کند. پس اگر انسان به انسان کامل نزدیک شود بیشتر از جنسیت رها می شود. ثالثا: عرض کردم حقیقت لذت جنسی اتحاد جمال و جلال است و این اتحاد حقیقتا به بدن و جسمیت مربوط نمی شود. بله اگر کسی خصوصیات جمالی در قیامت دارد به دنبال حور العینی است که جلالی است و بالعکسش. اما در اینجا دیگر غیرت معنی ندارد. این ازدواج ها یک اتحاد روحانی است و یک عمل الهی. آن جا محدویتی وجود ندارد که فلانی تنها به فردی مربوط شود یا تنها یک حقیقت از فردی باشد. شاید با توجه به آن حدیث که در بهشت بازاری است که چهره می فروشند زن محدویت به زن بودن نداشته باشد و مرد نیز. پس اصلا غیرت و محدودیت های دنیوی معنی ندارد. وقتی حدیث می فرماید در بهشت حضرت آسیه ع با پیامبر اکرم ازدواج می کنند این نشان می دهد که ایشان به دریای صفات روحانی پیامبر ص متصل می شوند که حقیقت لذت های جنسی هم اتحاد با صفات نداشته در خویش است. خلاصه بگویم این محدودیت های جسمی دنیایی که موجبات تحریم های جنسی و محدودیت های ازدواجی و حجاب و زنا و غیره می شود در آن دنیا به محدودیت های روحانی تبدیل می شود. یعنی آنجا بنده از حیث محدویت های دنیوی فردی دیگر نامحرم نیستم (اصلا جسمیت مادی عامل این محدودیت است). بلکه نامحرمی من به فردی دیگر به خاطر این است که بنده رشد معنوی ام کم بوده است و اصلا با بنده ی ضعیفی در دنیا بودن، نمی توانم با حقیقت بزرگان که در آن جا بسیار به جسم ایشان نزدیک شده، قرب پیدا کنم. یعنی نامحرمی من به بزرگان به خاطر درجه معنوی پایین من است و این سخنان جسمانی دنیوی (چادر و روسری) به صورت حقیقتشان که حجاب های معنوی است تبدیل می شود. یک مسئله را با احتیاط عرض کنم که اگر انسان مقام معنوی اش از فرد دیگری بالا رود (وجودش شدید شود) عملا با او متحد شده و به لذت جنسی اتحاد با او رسیده است (وجود شدید جامع وجودهای پایینی خودش است) و شخص در آن دنیا با کنار رفتن پرده ها به حقیقت لذتش می رسد. مثل نور با شدت بالا که جامع تمام نورهای با شدت پایین خود است. باز هم تاکید می کنم دقت شود که فکر نشود آن جا جسمیت نیست و لذت ها وجود ندارد و همه اش معنویت است. نه خیر هر لذتی در این دنیا مرتبط با معنویت و اسماء الهی است. حتی کسی که غذای حرام می خورد و لذت می برد، همان لذت محدودش مربوط به مثلا اسم رحمان است و هر لذتی هم به روحانیت اسماء الهی مربوط می شود. پس حقیقتا ما در قیامت به سرچشمه ی لذت های دنیوی می رسیم ان شاء الله و این جسم استخوانی کثیف پر محدویت دنیوی به یک جسم شدید و با قابلیت حقیقی برای چشیدن لذائذ الهی تبدیل می شود. . |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۲/آبان/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۷/مهر/۹۳ ۷:۳۵)SkyGirl نوشته است: توهىن به زن،چیز عادیه،موقعی که احترام میزارن باید شک کرد، واسه زن اون دنیا چی میدن؟ ویژگی های غلامان بهشتی رو لیست کنید؟ ببینم صرف میکنه خوب باشم یا نه!خانم اسکای به نظر من برای آگاه شدن از نگاه دینی و اسلامی به زن ،مراجعه کنید به مدرسه قرآنی وابسته به دانشگاه تهران (فکر میکنم ساکن تهران هستید) |
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲۸/مهر/۹۳ ۸:۲۰)SkyGirl نوشته است: ختم کلام : درسته که زن هم نیاز داره اما اون کسی که این تاپیک رو بنیان گذاشته موضوعی رو مطرح کرده که خودش هم اطلاعاتی ازش نداره و فقط آیاتی ظاهری رو در قرآن مطالعه کرده! اما جواب سرکار خانم اسکای: بهشت جای نیاز و احتیاج نیست،حالاتی مانند نیاز جنسی ، درد،زجر،حسادت و... مربوط به عالم تکلیف ودنیا است وآخرت از این نظر تفاوت زیادی با دنیا دارد اون دوستمون که گفت این نعمت ها برای قریب به ذهن شدن ما انسانها به تصور بهشت کاملا صحیح است اما برای زنهای بهشتی هم مردانی فراهم شده از حیث اخلاق مانند خودشان پاک وپاکیزه... از بین ما کسی بهشت را ندیده پس لطفا به نعمت های بهشتی با دید دنیوی خودتون نگاه نکنید تا برای دوستانی مانند خانم اسکای شبهاتی از این قبیل پیش بیاد... در آخر لذت بهشت برای من که مرد هستم بی حسین (علیه السلام)معنا نداره... |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۵/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آبان/۹۳ ۰:۲۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۲۷/مهر/۹۳ ۷:۳۵)SkyGirl نوشته است: توهىن به زن،چیز عادیه،موقعی که احترام میزارن باید شک کرد، واسه زن اون دنیا چی میدن؟ ویژگی های غلامان بهشتی رو لیست کنید؟ ببینم صرف میکنه خوب باشم یا نه!سلام این دیگه چه وضع حرف زدنه (۲۷/مهر/۹۳ ۱۵:۳۸)SkyGirl نوشته است: خدا شکرت پس لیست زیبایی های مردای بهشتی رو بیشتر از این ندادی. من یکی ترجیح میدم گوشه ی بهشت ، مجرد زندگی کنم .با همچین مردایی چشم تو چشم نشم .ما مثل شما هنوز عاشق بی چون و چرا ی خدا نشدیم در نماز های شبتان ما را هم دعا کنید بلکه هدایت شدیم سلام به همه دوستان صراحت قرآن رو زیر سوال نبرند لذت جنسی کجاش بده اصلا کی گفته همچین حرفی رو عزیزان گناه بده من نميدونم اینجا من فقط بهشت می خوام مثل اینکه سطح تالار به عاشقان خدا رسیده بابا دم همتون گرم مارو هم دعا کنید تو نماز شب هاتون آدم دیگه نمیدونه چی بگه هر چی بگم تف سربالاست فقط میتونم بگم بسم الله الرحمن الرحيم مسعودموسوی هستم محتاج دعا |
|||
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حوریان بهشتی فقط برای مردان؟! | sarallah | 2 | 2,281 |
۲/بهمن/۹۰ ۰:۳۶ آخرین ارسال: آرین (الهه.ع) |
|












