۸/تیر/۹۱, ۶:۵۹
تا ولادت چندروزی بیش نمانده .... !
امیر المومنین (علیه السلام) :
[b] يأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يبْقَى فِيهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ
روزگاری بر مردم خواهد آمدکه از قرآن جز نشانی، و از اسلام جز نامی باقی نخواهد ماند.[color=#1e90ff]
[color=#1e90ff] نهجالبلاغة، حکمت369، ص540
بسم االه الرحمن الرحیم
في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ بِما کانُوا يَکْذِبُونَ10
در دلهاشان مرضی است پس خدا بکیفر نفاقشان آن بیماری را زیادتر کرد ، و ایشان بخاطر دروغها که میگویند عذابی دردناک دارند.
تفسیر المیزان - خلاصه
(فی قلوبهم مرض )
در قلبهای آنها بیماری است )، قلب منافقان خالی ازحسن نیت است و حق راردمی کنند به همین جهت قلبهای آنان از درک حق ،بیمار است (فزادهم الله مرضا)
سپس خداوند هم به بیماری آنها می افزاید)،پس خداوند بواسطه این بیماری که ازناحیه خودشان است و به جهت مجازات آنها براین کوری و بیمار دلی آنها می افزاید،البته این عذاب دنیوی آنانست آنگاه درآخرت آنها را به شدیدترین عذاب مبتلا می کند،(و لهم عذاب الیم بما کانوایکذبون )
و به سبب اینکه دروغ می گفتند ،برایشان عذابی دردناک خواهد بود)،پس سبب عذاب آنها فساد نیت و دروغگویی و تظاهر به ایمان بوده است .
تفسیر مجمع البیان [/b]
[b] «فى قلوبهم مرض»
[/b]
[b]در دلهاى آنان، نوعى بیمارى است
[/b]
[b]و روح و جانشان براثر آلودگى به گناه، از نعمت سلامت محروم است.
[/b]
[b]روشن است که منظور از این بیمارى، آفت تردید و حق ستیزى است؛ زیرا همانگونه که بیمارى، بدن را از حالت سلامت و اعتدال خارج مى سازد، آفت تردید نیز با قلب و خرد چنین مى کند.
[/b]
[b]برخى نیز برآنند که بیمارى، مایه سستى و واماندگى است؛ و از آنجا که بیمارى جسم، سستى و واماندگى اندامها و اعضا را در انجام دادن وظایف خویش درپى دارد، بیمارى قلب یا روح نیز مایه سستى و واماندگى از پرستش و اطاعت خدا است.
[/b]
[b]«فزادهم اللَّه مرضاً»
[/b]
[b]در این مورد، دیدگاهها متفاوت است:
[/b]
[b]1. بعضى معتقدند از آنجا که آیه و دلیل و برهانى که ازسوى خدا آید، بجاى حق پذیرى، بر تردید آنان مى افزاید، در این آیه افزایش بیمارى آنان به خدا نسبت داده شده است. نظیر این آیه در قرآن بسیار است؛ ازجمله در داستان نوح، که مى فرماید: «فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائى الّا فِرارَاً.»(66) ( و دعوت من، جز بر گریز آنان نیفزود).
[/b]
[b]و نیز در این آیه شریفه که: «وَ اَمَّاالَّذینَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْسَاً اِلى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ»(67).
[/b]
[b]2. ابوعلى جبایى بر این باور است که: شرک گرایان و منافقان از شکوفایى و گسترش دین خدا، در دل اندوهگین بودند؛ و خدا با ارزانى داشتن اقتدار بیشتر به مسلمانان و یارى رساندن به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اندوه آنان را افزون ساخت.
[/b]
[b]3. برخى نیز تقدیر آیه را اینگونه گرفته اند که: «فزادتهم عداوةاللَّه مرضاً» (دشمنى با خدا، بر بیمارى آنان افزود). با این بیان، واژه «عداوة» از آیه حذف شده است؛ بسان این آیه شریفه: «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِاللَّهِ ...»(68)، که واژه «ترک» در آن حذف شده و معناى آن چنین است: «پس واى بر سخت دلانى که یاد خدا در دلهاى آنان راه ندارد.» یا: «واى بر سخت دلان از وانهادن یاد خدا!»
[/b]
[b]4. آیاتى که با نزول آنها ازجانب خدا، پرده از روى زشتکاریهاى آنان برداشته مى شود، بر اندوه آنان مى افزاید. با این بیان، معناى آیه این مى شود که: «از نزول این آیات، اندوهى در دلهاى آنان ایجاد مى شود، و خدا با فروفرستادن آیات بیشتر و ترسیم چهره کریه آنان، بر اندوهشان مى افزاید».
[/b]
[b]5. ابومسلم اصفهانى مى گوید: «فزادهم اللَّه مرضاً» نفرین است، نه خبر. پس، مفهوم آیه این است که «خدا، بیمارى آنان را افزون سازد». نظیر این آیه شریفه که: «ثمّ انصرفوا صرف اللَّه قلوبهم.» (آنگاه [از حق ] بازگشتند؛ که خدا دلهایشان را برگرداند و توفیق راهیابى و هدایت را از آنان سلب کند).
[/b]
[b]«ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون»
[/b]
[b]از آنجا که نفاق پیشگان، خدا و پیامبر او را دروغ و دروغزن انگاشتند و تنها بظاهر اظهار ایمان کردند، عذابى دردناک خواهند داشت.
نکته
افزودن بیماری
سنت الهى بر این نیست که در ابتدا دل انسانى را بیمار کند و یا بر بیمارى کسى بیفزاید، بلکه در آغاز، براى پیشگیرى از بیماردلى اشخاص، دستور ایمان و تقوا و پرهیز از دین فروشى مى دهد و اگر کسى با سوء اختیار، خود را مریض کرد، چون امراض قلبى پنهان است و انسان از آن غافل، خداى سبحان در مرحله بعد او را نسبت به اصل بیمارى وى آگاه مى کند و به تبیین نشانه بیمارى او مى پردازد.
در سومین مرحله، اگر بیمارى در قلب آنان جاى گرفت، خداى سبحان راه درمان و بازگشت به سلامت را به آنان معرفى مى کند: (استغفروا ربکم ثم توبه الیه ان ربى رحیم ودود.) و اگر به نسخه شفا بخش قرآن اعتنا نکردند، آنان را به افشاى اسرارشان تهدید مى کند تا کسى که از آشکار شدن برخى بیماریهاى تن وحشتى ندارد اما از آشکار شدن بیمارى درونى خویش، مانند نفاق، رنج مى برد، به خود آید و از آن دست بردارد. (ام حسب الذین فى قلوبهم مرض ان لن یخرج الله اضغانهم # ولو نشاء لاریناکهم فلعرفتهم بسیماهم ولتعرفنهم فى لحن القول والله یعلم اعمالکم) و اگر چنین هشدارى موثر نیفتاد، آنان را تهدید به تبعید یا قتل مى کند: (لئن لم ینته المنافقون والذین فى قلوبهم مرض والمرجفون فى المدینه لنغرینک بهم ثم لا یجاورونک فیها الا قلیلا) آنگاه اگر به راه نیامدند آنان به حال خود وامى گذارد و چون کارشان از درمان گذشته به آنان مى گوید: هر چه خواستید بکنید: (اعملوا ماشئتم).
از این رو منافق، پیوسته بر بیمارى قلبى و تبهکاریش افزوده مى شود نه تنها از کتاب شفابخش الهى بهره اى نمى برد، بلکه هر چه آیات بیشترى نازل شود، بیماردلى او فزونتر مى شود، همان گونه که غذاى سالم و میوه پرآب و شیرین براى افراد تندرست مایه رشد و شادابى و براى مبتلایان به بیماریهاى گوارشى عامل درد و رنجورى است، به طورى که اگر میوه شیرینى نباشد، درد او ظهور نمى کند، ولى اگر میوه شاداب مصرف کند، چون توان هضمش را ندارد و دستگاه گوارش او ناسالم است، دردمند و رنجورتر خواهد شد. مشابه این مطلب در آیه (قال رب انى دعوت قومى لیلا و نهارا # فلم یزدهم دعائى الا فرارا) آمده است ؛ با این که دعوت و هدایت حضرت نوح (علیه السلام) هرگز عامل فرار یا ازدیاد فرار آنان نبوده است.
امیر المومنین (علیه السلام) :
[b] يأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يبْقَى فِيهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ
روزگاری بر مردم خواهد آمدکه از قرآن جز نشانی، و از اسلام جز نامی باقی نخواهد ماند.[color=#1e90ff]
[color=#1e90ff] نهجالبلاغة، حکمت369، ص540
بسم االه الرحمن الرحیم
في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ بِما کانُوا يَکْذِبُونَ10
در دلهاشان مرضی است پس خدا بکیفر نفاقشان آن بیماری را زیادتر کرد ، و ایشان بخاطر دروغها که میگویند عذابی دردناک دارند.
تفسیر المیزان - خلاصه
(فی قلوبهم مرض )
در قلبهای آنها بیماری است )، قلب منافقان خالی ازحسن نیت است و حق راردمی کنند به همین جهت قلبهای آنان از درک حق ،بیمار است (فزادهم الله مرضا)
سپس خداوند هم به بیماری آنها می افزاید)،پس خداوند بواسطه این بیماری که ازناحیه خودشان است و به جهت مجازات آنها براین کوری و بیمار دلی آنها می افزاید،البته این عذاب دنیوی آنانست آنگاه درآخرت آنها را به شدیدترین عذاب مبتلا می کند،(و لهم عذاب الیم بما کانوایکذبون )
و به سبب اینکه دروغ می گفتند ،برایشان عذابی دردناک خواهد بود)،پس سبب عذاب آنها فساد نیت و دروغگویی و تظاهر به ایمان بوده است .تفسیر مجمع البیان [/b]
[b] «فى قلوبهم مرض»
[/b]
[b]در دلهاى آنان، نوعى بیمارى است
[/b]
[b]و روح و جانشان براثر آلودگى به گناه، از نعمت سلامت محروم است.
[/b]
[b]روشن است که منظور از این بیمارى، آفت تردید و حق ستیزى است؛ زیرا همانگونه که بیمارى، بدن را از حالت سلامت و اعتدال خارج مى سازد، آفت تردید نیز با قلب و خرد چنین مى کند.
[/b]
[b]برخى نیز برآنند که بیمارى، مایه سستى و واماندگى است؛ و از آنجا که بیمارى جسم، سستى و واماندگى اندامها و اعضا را در انجام دادن وظایف خویش درپى دارد، بیمارى قلب یا روح نیز مایه سستى و واماندگى از پرستش و اطاعت خدا است.
[/b]
[b]«فزادهم اللَّه مرضاً»
[/b]
[b]در این مورد، دیدگاهها متفاوت است:
[/b]
[b]1. بعضى معتقدند از آنجا که آیه و دلیل و برهانى که ازسوى خدا آید، بجاى حق پذیرى، بر تردید آنان مى افزاید، در این آیه افزایش بیمارى آنان به خدا نسبت داده شده است. نظیر این آیه در قرآن بسیار است؛ ازجمله در داستان نوح، که مى فرماید: «فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائى الّا فِرارَاً.»(66) ( و دعوت من، جز بر گریز آنان نیفزود).
[/b]
[b]و نیز در این آیه شریفه که: «وَ اَمَّاالَّذینَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْسَاً اِلى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ»(67).
[/b]
[b]2. ابوعلى جبایى بر این باور است که: شرک گرایان و منافقان از شکوفایى و گسترش دین خدا، در دل اندوهگین بودند؛ و خدا با ارزانى داشتن اقتدار بیشتر به مسلمانان و یارى رساندن به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اندوه آنان را افزون ساخت.
[/b]
[b]3. برخى نیز تقدیر آیه را اینگونه گرفته اند که: «فزادتهم عداوةاللَّه مرضاً» (دشمنى با خدا، بر بیمارى آنان افزود). با این بیان، واژه «عداوة» از آیه حذف شده است؛ بسان این آیه شریفه: «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِاللَّهِ ...»(68)، که واژه «ترک» در آن حذف شده و معناى آن چنین است: «پس واى بر سخت دلانى که یاد خدا در دلهاى آنان راه ندارد.» یا: «واى بر سخت دلان از وانهادن یاد خدا!»
[/b]
[b]4. آیاتى که با نزول آنها ازجانب خدا، پرده از روى زشتکاریهاى آنان برداشته مى شود، بر اندوه آنان مى افزاید. با این بیان، معناى آیه این مى شود که: «از نزول این آیات، اندوهى در دلهاى آنان ایجاد مى شود، و خدا با فروفرستادن آیات بیشتر و ترسیم چهره کریه آنان، بر اندوهشان مى افزاید».
[/b]
[b]5. ابومسلم اصفهانى مى گوید: «فزادهم اللَّه مرضاً» نفرین است، نه خبر. پس، مفهوم آیه این است که «خدا، بیمارى آنان را افزون سازد». نظیر این آیه شریفه که: «ثمّ انصرفوا صرف اللَّه قلوبهم.» (آنگاه [از حق ] بازگشتند؛ که خدا دلهایشان را برگرداند و توفیق راهیابى و هدایت را از آنان سلب کند).
[/b]
[b]«ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون»
[/b]
[b]از آنجا که نفاق پیشگان، خدا و پیامبر او را دروغ و دروغزن انگاشتند و تنها بظاهر اظهار ایمان کردند، عذابى دردناک خواهند داشت.
نکته
افزودن بیماری
سنت الهى بر این نیست که در ابتدا دل انسانى را بیمار کند و یا بر بیمارى کسى بیفزاید، بلکه در آغاز، براى پیشگیرى از بیماردلى اشخاص، دستور ایمان و تقوا و پرهیز از دین فروشى مى دهد و اگر کسى با سوء اختیار، خود را مریض کرد، چون امراض قلبى پنهان است و انسان از آن غافل، خداى سبحان در مرحله بعد او را نسبت به اصل بیمارى وى آگاه مى کند و به تبیین نشانه بیمارى او مى پردازد.
در سومین مرحله، اگر بیمارى در قلب آنان جاى گرفت، خداى سبحان راه درمان و بازگشت به سلامت را به آنان معرفى مى کند: (استغفروا ربکم ثم توبه الیه ان ربى رحیم ودود.) و اگر به نسخه شفا بخش قرآن اعتنا نکردند، آنان را به افشاى اسرارشان تهدید مى کند تا کسى که از آشکار شدن برخى بیماریهاى تن وحشتى ندارد اما از آشکار شدن بیمارى درونى خویش، مانند نفاق، رنج مى برد، به خود آید و از آن دست بردارد. (ام حسب الذین فى قلوبهم مرض ان لن یخرج الله اضغانهم # ولو نشاء لاریناکهم فلعرفتهم بسیماهم ولتعرفنهم فى لحن القول والله یعلم اعمالکم) و اگر چنین هشدارى موثر نیفتاد، آنان را تهدید به تبعید یا قتل مى کند: (لئن لم ینته المنافقون والذین فى قلوبهم مرض والمرجفون فى المدینه لنغرینک بهم ثم لا یجاورونک فیها الا قلیلا) آنگاه اگر به راه نیامدند آنان به حال خود وامى گذارد و چون کارشان از درمان گذشته به آنان مى گوید: هر چه خواستید بکنید: (اعملوا ماشئتم).
از این رو منافق، پیوسته بر بیمارى قلبى و تبهکاریش افزوده مى شود نه تنها از کتاب شفابخش الهى بهره اى نمى برد، بلکه هر چه آیات بیشترى نازل شود، بیماردلى او فزونتر مى شود، همان گونه که غذاى سالم و میوه پرآب و شیرین براى افراد تندرست مایه رشد و شادابى و براى مبتلایان به بیماریهاى گوارشى عامل درد و رنجورى است، به طورى که اگر میوه شیرینى نباشد، درد او ظهور نمى کند، ولى اگر میوه شاداب مصرف کند، چون توان هضمش را ندارد و دستگاه گوارش او ناسالم است، دردمند و رنجورتر خواهد شد. مشابه این مطلب در آیه (قال رب انى دعوت قومى لیلا و نهارا # فلم یزدهم دعائى الا فرارا) آمده است ؛ با این که دعوت و هدایت حضرت نوح (علیه السلام) هرگز عامل فرار یا ازدیاد فرار آنان نبوده است.