وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَکُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطاياکُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنينَ58
و چون گفتیم باین شهر درآئید و از هر جای آن خواستید بفراوانی بخورید و از این در سجده کنان درون روید و بگوئید: گناهان ما را فرو ریز تا گناهان شما را بیامرزیم و نیکوکاران را فزونی دهیم .
تفسیر
(و اذ قلنا اذخلوا هذه القریه ) (و هنگامی که گفتیم به این شهر درآیید)وآن شهر عمالقه یا قوم ستمکاران بود، بعد از آنکه از مصر خارج شدند،(فکلوامنها حیث شئتم رغدا): (و از هرجای آن خواستید به فراوانی بخورید)و رغد زندگی خوش و فراوانی و نعمت است (و ادخلوا الباب سجدا) (و سجده کنان از این در داخل شوید)،به جهت تواضع و خشوع (وقولوا حطه ) (و بگویید گناهان ما را فرو ریز) و خدا را بخوانید تا گناهان شما رارفع نماید(نغفر لکم خطایاکم ) (می آمرزیم گناهان شما را) و آنها را می پوشانیم (و سنزید المحسنین ) (ونیکو کاران را فزونی دهیم ) به جهت نیکی ایشان ، ولی بنی اسرائیل به موسی (ع ) گفتند (اذهب انت و ربک فقاتلا انا هاهنا قاعدون ) ،( تو وپروردگارت بروید بجنگید و ما اینجا می نشینیم ) و چهل سال تعلل و سستی کردند تا آنکه یوشع بن نون آمد و شهر را فتح کرد وداخل آن شد.
همه مفسران اتفاق دارند که مراد از «قریه» در این آیات «بیت المقدس» است و آیه کریمه «ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ» ) (بزمین مقدس داخل شوید) ( مائده /21 )آن را تأیید میکند.
(مجمع البیان ، طبرسی ، 1/247)
" قریه" گر چه در زبان روزمره ما به معنى روستا است، ولى در قرآن و لغت عرب به معنى هر محلى است که مردم در آن جمع مىشوند، خواه شهرهاى بزرگ باشد یا روستاها، و منظور در اینجا بیت المقدس و اراضى قدس است. ( نمونه ، 1/268)
وَ ادْخُلُوا الْبابَ ..- در اینکه از چه درى دستور داشتند داخل شوند اقوالى است.
1- در حطّه- از بیت المقدس که در هشتم بود (مجاهد) 2- در قبه- که موسى و بنى اسرائیل بدان سوى، نماز میخواندند.
3- در قریهاى- که فرمان یافتند تا داخل آن شوند (جبائى) ولى دلالت آیه بر احتمال دوم که «در قبه» باشد بیشتر است از احتمال سوم (در قریه) زیرا ظاهر آیه بعد، «فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ» اینست که آنان پس از امر موسى، آن چنان که امر شده بود داخل نشدند و کلمه «فا» در آیه «فَبَدَّلَ الَّذِینَ» که بمعناى «پس» است ظاهر در اینست که فاصله بین امر موسى و مخالفت آنها در طرز داخل شدن نبوده است و با توجه به اینکه آنها در زمان موسى داخل آن قریه نشدند، احتمال دوم (در قبّه) تقویت میشود.
باب حطه
58) یکی از القابی که در زیارات ائمه طاهرین و بالاخص امیرالمومنین علی (علیه السلام) وارد شده باب الحطه است و از تفسیر عیاشی از سلیمان جعفری از حضرت رضا (علیه السلام)از ابی جعفر(علیه السلام) روایت شده که فرمود:
نحن باب حطتکم یعنی مائیم باب مغفرت و آمرزش شما.
و این اشاره به ان است که هر کس ولایت ائمه را بپذیرد و در حریم محبت آنان وارد شود گناهان او آمرزیده و مورد عفو الهی قرار می گیرد.
وصایای 14معصوم نوشته ی فرشاد مومنی به نقل از تفسیر الطیب البیان فی تفسیر القرآن سید عبدالحسین طیب،تفسیر منهج الصادقین،ملا فتح الله کاشانی،ذیل آیه 58 سوره مبارکه بقره
و در روایتی دیگر در تفسیر ((انثی عشر)) آمده است:
از امام محمد باقر (علیه السلام) مروی است که فرمود

(نحن باب حطتکم یعنی مائییم باب مغفرت و آمرزش شما))
در این روایت اشاره شده است به آنکه مغفرت گناهان،فرع محب اهل بیت است هر کس محب اهل بیت نباشد هر چند توبه و استغفار کند آمرزش نصیب او نخواهد بود، و هر کس در ولایت علی (علیه السلام) و اولاد او داخل شد،مصون از عذاب دائم خواهد بود.
صفات محسنین
58) از مجموع صفات ذیل، اجمالا بر مى آید که محسن تنها به معناى نیکو به جا آورنده عمل یا نیکوکار نیست، بلکه احسان، مقامى است که براى تحدید حدود و لوازم و آثار آن، تدبّر بیشترى لازم است.
بعضى از صفاتى که آیات قرآن براى محسنان ذکر مى کند، عبارتند از:
1 تا 3- کمى از شب را مى خوابند و در سحر گاهان استغفار مى کنند، مقدارى از اموالشان را(غیر از حقوق واجب مالى ) به نیازمندان مى دهند:
...انهم کانوا قبل ذلک محسنین# کانوا قلیلا من الیل ما یهجعون# وبالاحسار هم یستغفرون# و فى اءموالهم حقّ للسائل و المحروم. البته این کرایم اخلاق لازم تقواى ویژه اى است که در محسنان یافت مى شود.
4- از زینت هاى دنیا چشم مى پوشند و رو به جانب آخرت دارند؛ از دار غرور، پهلو تهى مى کنند و به سوى دار خلود، شتابان در حرکتند و در آن جا پهلو مى گیرند:یا اءیّها النّبى قل لازواجک ان کنتنّ تردن الحیوة الدّنیا و زینتها فتعالین اءمتّعکنّ و اءسرّحکنّ سراحا جمیلا # و ان کنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الاخرة فان اللّه اءعدّ للمحسنات منکنّ اءجرا عظیما.
5- منادى عامل و معتقدى براى دین هستند، هم به حق معتقدند و به آن عمل مى کنند و هم حق مى گویند و آن را نشر مى دهند:و الذى جاء بالصّدق و صدّق به اءولئک هم المتّقون # لهم ما یشاءءون عند ربّهم و ذلک جزاء المحسنین.
6 تا 8- نماز به پا مى دارند، زکات مى دهند و به آخرت یقین دارند: تلک ایات الکتاب الحکیم # هدىً و رحمةً للمحسنین # الذین یقیمون الصلوة و یؤ تون الزکوة و هم بالاخرة هم یوقنون.
9- مجاهدانى مخلص و فداکارانى از خود گذشته در راه خدا هستند و از معیّت ویژه الهى برخوردارند:و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا و ان اللّه لمع المحسنین ، در احیاى مآثر دینى از هیچ ایثار و نثارى دریغ ندارند و از اجر مخصوص خدا بهره مندند:ذلک بانهم لا یصیبهم ظماء ولا نصب ولا مخمصة فى سبیل اللّه... ان اللّه لا یضیع اءجر المحسنین.
10- در راه خدا صبور و پایدار و با استقامتند: انه من یتّق و یصبر فان اللّه لا یضیع اءجر المحسنین.
11- اهل کرامت و گذشتند: قالوا یا ایّها العزیز ان به اءبا شیخا کبیرا فخذ اءحدنا مکانه انا نریک من المحسنین، فاعف عنهم واصفح ان اللّه یحبّ المحسنین، و متّعوهنّ على الموسع قدره و على المقتر قدره متاعا بالمعروف حقا على المحسنین.
12- در حال خوف و رجا به سر مى برند و با بیم و امید خدا را مى خوانند و رحمت خاص الهى به آنان نزدیک است: ولا تفسدوا فى الارض بعد اصلاحها وادعوه خوفا و طمعا ان رحمت اللّه قریب من المحسنین.
13 تا 16- در پذیرش حق استکبار نمى ورزند، حقیقت را دریافته اند و در پى آن نسبت به آیات الهى، عشق و شوق از خود نشان مى دهند و پیوسته ملحق شدن و رسیدن به صالحان را از خدا طلب مى کنند:... انهم لا یستکبرون # و اذا سمعوا ما انزل الى الرّسول ترى اءعینهم تفیض من الدمع ممّا عرفوا من الحقّ یقولون ربّنا امنّا فاکتبنا مع الشاهدین # و ما لنا لا نؤ من باللّه و ما جاءنا من الحق و نطمع ان یدخلنا ربّنا مع القوم الصالحین # فاءثابهم اللّه... و ذلک جزاء المحسنین.
17- با همه پایمردى ها و استقامت ها در راه خدا، پیوسته از گناهان خود اظهار عجز و شرمسارى مى کنند و از خداوند،آمرزش گناهان، ثبات قدم و نصرت بر کافران را مى طلبند:و کاءیّن من نبىّ قاتل معه ربیّون کثیر...# و ما کان قولهم الا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى اءمرنا و ثبّت اءقدامنا و انصرنا على القوم الکافرین # فاتاهم اللّه ثواب الدنیا و حسن ثواب الاخرة واللّه یحبّ المحسنین.
18و 19- حتى در حال تنگ دستى نیز اهل انفاقند و خشم خویش را فرو مى برند. از این رو از محبوبان ویژه خدا هستند:الّذین ینفقون فى السّرّاء و الضّرّاء و الکاظمین الغیظ... واللّه یحبّ المحسنین.
شرمنده که دیر شد
