(۴/فروردین/۹۰ ۲:۱۴)vavp نوشته است: [ -> ]سلام
فکر میکنم این کلیپ پاسخ خوبی به سوالات دوستان باشه :
کلیپ تاثیر نماد های فراماسونری بر ذهن و اهداف آخرالزمانی
b][/url]
خیلی ممنون من جواب بعضی سوالاتم رو گرفتم و به دوستان هم دانلودش رو توصیه میکنم ...
اما دوست عزیز به چند نکته توجه کن
آخر کلیپ کمی مشکل داشت چون چند تا مسئله درونش داره و باید بهش توجه بشه
ببینید نمی خوام اصلاپاروی عقاید کسی بزارم خودم به شدت متنفرم اگه موافق نیستید میتونید علنا ابراز کنید.
1-آخر کلیپ یجورایی تعیین وقت کردید...خب گفتید امام میاد حرف بدی هم نیست از انسانی صحبت میکنید که خودم آرزوی بودنشو دارم همونطور که آرزوی بودن پیش جدش رو داشتم اما تصور کن اگه امام نیاد نیاد نیاد و ما هی بگیم داره میاد چه اتفاقی میفته؟ قضیه حضرت موسی رو میدونی؟وقتی که اندکی از مردمش دور شد و مردم این احساس رو کردن که تنها شدن گوساله پرست شدن؟
این طور تعیین وقت ها و عدم تحقق اونها باعث میشه اولا مردم فکر کنن دروغه امام یک وهمه و دوم ناامید بشن و به سمت فرقه های زنده و
ظاهرا(این رو مشخص کردم که جای اعتراضی نباشه)پرقدرت شیطانی برن چون نفوذ داره و خودشو فاش کرده و علنی زنده نشون میده دین ما هنوز باید بهش سخت بگذره تا افراد سست ازش جدا بشن ...بعضی ها تربیت بشن و بعضی ها ایمانشون قوی تربشه تا صلاحیت پیدا کنند که جهان رو آزاد کنن ما هیچکدومون چه مسئول صدا وسیما چه نظارتی ها(فی مثال)چه جوان هامون آمادگی ندارن پس........
2-انقلاب کشور ها من تو پست های بالا گفتم مثلا مردم مصر برای خدا واسلام قیام نکردن واسه رییس جمهوری و ولی عهدی انقلاب کردن و یک چیز کشوری بود...یا جامعه ی عرب که اینقدر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مارو اذیت کردن و اینقد موجوداتی نفهم و سست هستند فکر میکنید اگه از هم بپاشن چی میشه؟ دوباره 4تا آدم نفهم دیگه میشینه جاشون..و این جنگ های داخلی دلیلی نمیشه بر این مردم با اسلام هستند حتی جنگ کشور ما یک جنگ دفاعی و وطن پرستانه و مردم دوستانه بود؟ما چرا جنگیدیم؟چرا هی خرمشهر خرمشهر کردیم؟چون زمین های ما بود که از دست رفته بود و باید پس میگرفتیمش !این جنگ برای خدا نبود عراقی ها هم مسلمان بودن و دوطرف فقط همدیگه رو به قتل می رسوندن...توجه کنید که ما انسان ها بسیار سرکشیم و این خیلی برای شیطان و اهدافش مناسبه ...اگه جنگی رخ میده ما برای خدا آدم نمیکشیم اگه کفار باشن و بخوان سر عقاید بجنگن بله درسته اما اینکه دو جبهه مسلمان به جان هم بیفتند و هر دوطرف شهید اعلام بشن که این درست نیست انقلاب کشور ها و جنگ های بدون اساس خدایی و بدون در نظر گرفتن خدا نشان سرکشی آدم هست حقیقت اینه که ما برای خدا نمیجنگیم اگر برای خدا باشه جنگ درون خود خانه و کاشانه هم میتواندشروع شود و یا از درون !و شهید این راه کسی است که از امیال خودش بگذره ..تربیت بشه.. و درنهایت باعث شکوفایی بقیه افراد خانواده محله شهر کشور وکمکم جهان بشه
خب شما دوستان الان کجای این جنگ هستید؟درون؟خانواده؟.........
اسراییل کجای این جنگه؟ مشخصه اون به مرحله جهان رسیده!
کافری که از ما بیشتر تلاش کرده موفق خواهد بود چون قانون دنیا همینه دنیا جای تلاش گرانه و ماهیچ کاری نکردیم دوستان من!
بیا رفتم تو قسمت فیلم میگم آقا بریم این لینک انتقاد کنید از فیلمی که میخواد پخش شه!یکی میگه آقا ولش کن میرن از تو ماهواره میبینن!یکی بحث مستند ظهور میاره ...یکی میگه عبدالله هاشم ....بابا اگه مسئولان رو مطلع کنیم نه ماهواره میزارن نگاه کنن نه نیازی به مستند ظهور داریم که از ایرانی جماعت هیچی نگفت فقط هم تبلیغ فری ماسون ها رو کرد نه هم به عبدالله هاشم کار داریم
اینطوری میخواید یار امام زمان باشید؟اینطوری می خواید وقتی رو پشت بام ها هستید وقتی که خوابید ندای امام بیاد بیدار شید و به سمتش بشتابید؟ جواب اینه عمرا چون حاضر نیستید حتی به کسی اشتباهاتش رو گوشزد کنید چه برسه بخوایم واسه امام بجنگیم...امشب واقعا بچه های تالار رو درک کردم هیچکی حاضر به نوشتن دو خط انتقاد ازشبکه سه نشد پس ظهور ظهور نکنیم که امام ما خیلی غریبه بچه ها........
ببخشید یکم ناراحت بودم
خوش بگذره تو ایام عیدی و کنار هم و فامیل بودن
یاحق
سلام
درمورد بحثتون چند نکته کوتاه بگم و تمام .
اولا هرگز تعیین وقت نشده . تعیین وقت یعنی گفتن زمان مشخص نه احتمالی . این رو بنده که دوساله در گروه مبشران ظهور فعالیت کردم دارم میگم . مثلا گفتن شاید این جمعه بیاید تعیین وقت نیست یا حتی نشان دادن مصداق ها تعیین وقت نیست چرا که بر فرض فرد مذکور ممکنه سال ها عمر کنه بنابر این تعیین وقت نیست .
در ضمن ببینید بذارید تعریف درست انتظار رو بگم . این چیزی که در ذهن ما هست یه فرض نادرسته . ما گمان میکنیم که باید صبر کنیم تا امام بیاد این نادرست ترین فرض در اعتقادات ماست اگر قرار بود بیاد هزار سال پیش میمد اما امام منتظر ماست تا ما قیام کنیم . به همین جهت اگر ما هم میگیم ظهور نزدیکه با دلیل و مدرکه اگر مردم ذره ای باور کنن ظهور نزدیکه امام خواهد آمد.
ماجرای موسی رو مگنه نمیدونین ؟ موسی هم ماجراش همینه منتظراش اون رو خواستن موعد مورد نظر که مثلا 1000 سال بعد بود کم تر شد آنقدر کم شد که در همان وقت موسی آمد . بنابر این فلسفه انتظار تنها یعنی این که ما امام رو بخوایم وگر نه میلیار ها سال هم منتظر امام بودن بدون عمل نتیجش همینه که الان هست .
وسلام .
(۴/فروردین/۹۰ ۱۵:۰۴)vavp نوشته است: [ -> ]سلام
درمورد بحثتون چند نکته کوتاه بگم و تمام .
اولا هرگز تعیین وقت نشده . تعیین وقت یعنی گفتن زمان مشخص نه احتمالی . این رو بنده که دوساله در گروه مبشران ظهور فعالیت کردم دارم میگم . مثلا گفتن شاید این جمعه بیاید تعیین وقت نیست یا حتی نشان دادن مصداق ها تعیین وقت نیست چرا که بر فرض فرد مذکور ممکنه سال ها عمر کنه بنابر این تعیین وقت نیست .
در ضمن ببینید بذارید تعریف درست انتظار رو بگم . این چیزی که در ذهن ما هست یه فرض نادرسته . ما گمان میکنیم که باید صبر کنیم تا امام بیاد این نادرست ترین فرض در اعتقادات ماست اگر قرار بود بیاد هزار سال پیش میمد اما امام منتظر ماست تا ما قیام کنیم . به همین جهت اگر ما هم میگیم ظهور نزدیکه با دلیل و مدرکه اگر مردم ذره ای باور کنن ظهور نزدیکه امام خواهد آمد.
ماجرای موسی رو مگنه نمیدونین ؟ موسی هم ماجراش همینه منتظراش اون رو خواستن موعد مورد نظر که مثلا 1000 سال بعد بود کم تر شد آنقدر کم شد که در همان وقت موسی آمد . بنابر این فلسفه انتظار تنها یعنی این که ما امام رو بخوایم وگر نه میلیار ها سال هم منتظر امام بودن بدون عمل نتیجش همینه که الان هست .
وسلام .
آفرین دوست عزیز من هم منظورم همینه یعنی اینکه ظهور نیازمند بیداری ماست اما کسی بیدار نیست خوشحالم که کسی که ظهور رو نزدیک میبینه به این توجه داره که ظهور فقط نیازمند شرایط نیست و خود انسان ها هم نقش بزرگی دارند.خب حرف من هم همین بود دیگه!
اما دوست من یادت باشه هر وقت تایم رو بقیه میدید بدونید کامل باید بهشون این فلسفه ها رو توضیح بدید شاید یکی مثل من احمق بود نمی فهمه شما دقیقا چی میگی بعد هم نسبت به امام بدبین میشه دقیقا من همین مشکل رو پیدا کردم و دیگه حل نمیشه یعنی هر وقت صحبت ظهور میشه من یاد یه وعده الکی میفتم اما بهش اعتقاد دارم ئ امام رو خیلی دوست دارم ولی وقتی بقیه ازش صحبت میکنن احساس خوبی ندارم احساس میکنم میخوان ازاین قضیه سو استفاده کنن.
قضیه حضرت موسی هم زیاده من یکی دیگه رو میگم
ممنون از نظرات شما ولی ظهور دست خداست و مردم جهان هرچقدر هم آماده باشن بازم دست خداست و نمیشه گفت که اگه اینطوری باشیم امام میاد شاید ما خوب و آماده بودیم اما امام نیاد.و قسمتی از عدالت تحقق پیدا کنه پس اصلا نمیشه دراین رابطه حدسی رو بیان کرد.متشکرم
دوستان یادتون باشه این تاپیک ماله چیه پس بحث رو برگردونید سر همین مساله ممنون
دوستان خبری ازتون نیست معلوم هست کجایید؟
(۲/فروردین/۹۰ ۱۳:۳۷)سینا نوشته است: [ -> ] (۲۸/اسفند/۸۹ ۲۱:۱۸)MESSENGER نوشته است: [ -> ]سینای عزیز
ممنون از توجه شما
فکر کنم در پست قبلی پاسخ ارائه شده، با اینحال؛
- مطلق گرایی در این زمینه وجود نداره.
- بشر از طریق نماد،اسطوره،هنر و...از عمق ضمیر پیام میده که این عمق در سطح خودشو بصورت "علائم" و "نشانه ها" ی طراحی و یا نقاشی شده، آشکار می کنه.
- همواره نوع بشر،بیان احوال و فرهنگ و آداب خویش را از همین "نمادها" داشته...معرفی فردی با مشخصات ظاهری،پرچم،لباس،نقشه جغرافیایی و... همه و همه در اختیار آدم قرار می گیره تا بگه: "کیه" و "چطور فکر می کنه"...
- تاثیر منفی یا مثبت بسته به شرایط مختلف،متفاوته...با این وجود،برخی از نمادهای "کهن" از دیرباز بر "خیر" و برخی دیگر،همواره بر "شر" تاکید داشته اند.یه قراردادی که در طول سالها در بین عام و خاص جا افتاده.
- ایجاد انرژی "مثبت یا منفی" یک نماد،به اعتبار موجود اولیه اون هست(و گاهی هم تحمیل انرژی با "نشاندار" کردن" ؛
یعنی "شی اولیه" خنثی ست ولی مفهوم تزریق شده، با فرآیند "شرطی سازی" اونو از حالت خنثی و بی معنی درمیاره) و بر همین اساس وقتی یک تکانه "سمعی و بصری" دریافت میشه،در واقع انرژی اون هم در حال انتقاله.
- "حواس " خصوصاً "حس بینایی" با درک تکانه های دیداری و غیر دیداری،شروع تحریکات عصبی رو به دنبال داره که منجر به انفعالاتی در مغز میشه که خواسته یا ناخواسته تاثیرش رو میذاره.(که در علم عصب شناسی اصلی بدون تردید و کاملا اثبات شده هست)
- زبان هنر!،آنقدر نفوذ داره که شیطان وایادی اش از این حربه! استفاده کنند و حتی در لباس "خیر" هم خودشون رو جلوه بدن.(کمااینکه در مبانی دینی ما هم اشارات مهمی در همین خصوص وجود داره)
- مسئله "تزریق افکار" از طریق نماد ها،بحثی کاملا جدیه.
- همیشه "آگاهی" بهتر از "عدم آگاهی" هست!
و........
دوست عزیز ممنون
شما یک سری جملات رو میگین که بعضا من هم قبول دارم (و بعضی رو هم قبول ندارم) ولی جواب سولای من نیستن ،من نمیگم حرفهای شما غلطه ،ولی جواب سوالای من هم نیستن ...من اگه بیام با عبارت شما مخالفت کنم احساس میکنم از پرسش من دور میشیم ،ترجیح میدم خود شما از این جملات که قبول دارین استفاده کنید و جواب من رو بدین ،بعد من قبول کنم را رد کنم ....
الان یه مخلوطی از چیزایی رو که بعضا به سوال من ربط داره و بعضا خیر ، بعضی از نظر من درست و بعضی غلط رو ردیف کردین ...خوب گفتم اگه من بیام یکی یکی اینا رو بررسی کنم گمان نمیکنم به جواب سوال من ختم بشه!
(لطفا اگر میخواین جواب بدین ، جواب سوال من رو بدین ، نه چند گزاره که من جوابم رو از تو اون پیدا کنم ...1]
1- اساسا از کجا میتوانیم بفهمیم تصویری (مثلا چشم جهان بین ) یک نماد است ؟ مثلا چرا شکل هرم نماد است اما مربع نیست؟! (منظورم این است شاید دچار توهم شده ایم؟!)
2- خوب گیریم فهمیدیم نماد است،از کجا معلوم نماد مربوط به فراماسون هاست ؟!با آن اغراض خاص به کار برده شده؟
3- خوب باز هم گیرم ما به عنوان روشن فکران جامعه زودتر از عموم فهمیدیم نماد فراماسون هاست،آیا بهتر نیست به جای اینکه بگویییم اینا نماد فراماسون هاست بگوییم نماد مثلا موحدان است تا اثراتی که آنها مد نظر دارند خنثی شود؟
4- و اینکه اساس این نماد ها چه سودی به فراماسون ها میرساند؟و چه ضرری به ما؟
5- و ما جز نماد ها چه چیز از فراماسون ها داریم که اساسا وجود آنها را باور کنیم؟!
6- آیا نماد چیز قابل اعتمادی است که هر جا این نماد است پست آن فراماسون ها هستند؟!همین نماد ها باعث بد بینی ها ی اشتباه نمی شوند؟![/color]
(لطفا اگر خواستید سوالی را جواب بدهید با شماره جواب بدهید دوست عزیز)
1- اساسا از کجا میتوانیم بفهمیم تصویری (مثلا چشم جهان بین ) یک نماد است ؟ مثلا چرا شکل هرم نماد است اما مربع نیست؟! (منظورم این است شاید دچار توهم شده ایم؟!)
تو تعریف نماد در همین تالار اومده..ریشه ای داره به اندازه تاریخ بشر..با تفسیری که بر مبنای "فرهنگ" به معنای تام اش میذاره..و البته "خرده فرهنگ" های هر قوم و ملت..بعض از این نماد ها مشترک هستند و در کل دنیا یه تعریف واحد میشند مثل ریز نمادهای "راهنمایی و رانندگی" و...
برخی هم اشاره اخصاصی به قسمتی از فرهنگ اون دین،آداب و رسوم و فرهنگ داره..
باید مطالعه "قوم و ملل" با دقت انجام شه تا زیر و بم این نمادهای "عمومی" و "اختصاصی" آشکار شه.. یه زبون دیگه هست برای بیان "فرهنگ"...
...توهمی در کار نیست...!
2- خوب گیریم فهمیدیم نماد است،از کجا معلوم نماد مربوط به فراماسون هاست ؟!با آن اغراض خاص به کار برده شده؟
تکرار می کنم: با مطالعه "اقوام و ملل" و مباحث مرتبطی چون:
تاریخ/اسطوره شناسی(بویژه)/جامعه شناسی/روانشناسی
3- خوب باز هم گیرم ما به عنوان روشن فکران جامعه زودتر از عموم فهمیدیم نماد فراماسون هاست،آیا بهتر نیست به جای اینکه بگویییم اینا نماد فراماسون هاست بگوییم نماد مثلا موحدان است تا اثراتی که آنها مد نظر دارند خنثی شود؟
نماد از دل یه فرهنگ تعریف و تبیین میشه(ولو اونو به عاریت! گرفته باشند) از طرفی در بحث نماد و اسطوره صحبت از مرور "قرن ها" است(چیزی شبیه شکل گیری یک تمدن) به همین سادگی نیست که از یک زمان اعلام شه این نماد را ما برهم بزنیم و یکی دیگه رو جایگزین! نه! نمیشه! روشنه که پشت اش کلی تاریخ و معنا و آداب و رسوم و ....قرار داره
4- و اینکه اساس این نماد ها چه سودی به فراماسون ها میرساند؟و چه ضرری به ما؟
نماد نوعی زبان فرهنگ از نوع "نرم" با تاثیرگذاری بسیار بالا و عمیق در ذهن و روان "خودآگاه" و "ناخودآگاه" ما داره..
5- و ما جز نماد ها چه چیز از فراماسون ها داریم که اساسا وجود آنها را باور کنیم؟!
هزار نوشته و کتیبه..خوار خوار آداب و مناسک..
(در همین تالار و با یه سرچ ساده در دیگر سایت ها فیلم های مستند معتبر وجود داره)
6- آیا نماد چیز قابل اعتمادی است که هر جا این نماد است پست آن فراماسون ها هستند؟!همین نماد ها باعث بد بینی ها ی اشتباه نمی شوند؟
اگر آشنایی نباشه امکان اشتباه در تفسیر و تعبیر هست..
یه جایی قبلا گفتم؛ واقعا نیاز به مطالعه علوم پایه ای در این زمینه داره.
.
.
(ببخشید من تو مسافرتم و خیلی کوتاه پاسخ گذاشتم)
هم چنان منتظر دوستان هستیم!
دوست عزیز Grace Dies
مطالبت رو خوندم و خوبه که اطلاعاتت در این باره مناسبه . بعضی از دوستان احساس میکنم دچار سردرگمی در این باره شدند . و این ناشی از عدم اطلاع کافی در این رابطه است . اطلاعات کمی دارن ولی میخوان سریع همه چی رو بفهمند و درکش کنن. خواهش میکنم از دوستان که حتما مطالعاتشونو بیشتر کنند.
استفادة وسيع آنها از نمادها يكي ديگر از علل گرايش به جنبشهاي شيطاني است . انتقال و نشر انديشهها از طريق گفتن يا نوشتن دشوار است و تعداد محدودي از مردم با آن ارتباط برقرار ميكنند. اما نمادها به راحتي جايگاه خود را در فرهنگ عمومي پيدا ميكنند و به خاطر اينكه ظرفيت كار هنري دارند، به صورت جذابي در جامعه، به خصوص بين جوانان و زنان گسترش مييابند.
نمادها همواره حامل معنا و پيام هستند و نوعي نگرش يا فكر را تداعي ميكنند و رفتار خاصي را يادآور ميشوند. مثلاً مردم با ديدن گلدسته ياد مسجد و نماز ميافتند. با ديدن چراغ قرمز احساس خطر ميكنند و ميايستند. جنبش شيطانگرايي با استفاده وسيع از نمادها و به كارگيري ظرفيتهاي هنري نظير گرافيك، سينما و از همه بيشتر موسيقي به عرصه آمده است.
نمادها و سمبولهاي شيطاني روي لباسها، گردنبندها و دستبندها، انگشترها و ساعتها، از كفش تا كلاه همه جا ديده ميشود. اين نمادها با طراحيهاي متنوع و زيبا افراد را جذب ميكنند، پس از اينكه استفاده از آنها تكرار شد و به عنوان بخشي از رفتار و سليقة شخص در آمده و به نوعي هويت و خودپندارة فرد را تشكيل ميدهد، در اين شرايط با افراد ديگري كه نمودهاي رفتاري و ذوقي همانندي را دارند، احساس همزاد پنداري كرده و خود را از آنها و آنها را از خود ميپندارد و در رفتار و گفتار و افكار به طور ناخودآگاه شبيه به آنها ميشود. به قول ارنست كاسيرر انسان حيوان نمادساز است و به خاطر قدرت تفكر و معناجويي يا معنا بخشي، كنشهاي متقابل انسانها به صورت نمادين شكل ميگيرد. و از اين راه معاني را به هم منتقل ميكنند. مثلاً دو نفر كه به هم ميرسند براي هم دست تكان ميدهند و اين حركت نماد توجه، محبت و احترام است.
معاني كه به صورت نمادين در روابط انساني جريان پيدا ميكند، به واسطة هنر بسيار مؤثرتر ميشود و سينما يكي از تأثير گذارترين هنرهاست. هنگامي كه فيلم شيطان در تاريخ 6/6/1976 پخش شد كسي فكر نميكرد كه چقدر مؤثر واقع شود به طوري كه هنگام پخش نسخة دوم اين فيلم در تاريخ 6/6/2006 بسياري از مردم از خانه بيرون نيامدند تا پر شيطان به آنها نگيرد و عدهاي هم كارهاي مهم خود را نظير عروسي و غيره به اين روز انداخته بودند تا از نيروي شيطان بهرهمند شوند!
با سلام!
تشکر از همه ی دوستانی که توی این تاپیک اظهار نظر کردن و مخصوصا grace dies که این تاپیک رو شروع کردن!
مباحث خیلی خوبی مطرح شده بود و علی الخصوص جناب مسنجر که مثل همیشه پست های با کیفیتی ارسال کرده بودن!
و این مشکل متاسفانه هنوز در تحلیل های نمادین خیلی از دوستان در باب دشمن شناسی وجود داره!
ای کاش که ما اول اصول تحلیل رو یاد بگیریم و سپس شروع به نقد بکنیم!
بنده هم اخیرا در این جستار موضوع افراط و تفریط در نمادگرایی رو تذکر داده بودم :
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-8244.html
به امید موفقیت هر چه بیشتر همه ی عزیزان فعال در عرصه ی مهدویت!
یا علی
یاد سال پیش بخیر!
میخواستم این تاپیک رو حذف کنم!
اما می بینم دوستان خیلی زحمت کشیدند.
اجرتون با خدا.