ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحث تئوریک سینما ( ویژه )_اندر باب نماد و نمادگرایی
۱۲:۰۳, ۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۰ ۲۱:۰۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا


چندی قبل که مشغول نوشتن نقد فیلم بودم مطلبی در ارتباط با جایگاه نمادها در هنر ذهنم رو مشغول کرده بود و اشاراتی در حد چند خط کوتاه به این

مقوله ی مهم در اون تاپیک کرده بودم و چند روز قبل که مقاله ی خوبی در ماهنامه ی فیلم با همین مضمون دیدم، بر آن شدم تا این مقاله را بنویسم.

بنابراین برخی از عبارات عینا و با رعایت امانت از شماره ی اخیر همین ماهنامه ( شماره ی 432 ) آورده شده اند :



مباحث تئوریک سینما ( ویژه )_اندر باب نماد و نمادگرایی :


[تصویر: muqxwkvw4ea4txg8gzhb.jpg]


از نماد گرایی افراطی تا تمسخر منتقدین سینما!!



1. افراط : فیلم ها همانند بسیاری از پدیده های هستی حاصل همگرایی و همنشینی عناصر گوناگون و پر شمارند. تحلیل ما از نمادین بودن پدیده ها ریشه در

پیش فرض های ذهنی مان دارد. نشانه ها از قبل وجود دارند و کار هنرمند خلق نشانه نیست، بلکه بازآرایی آنهاست.

کار یک منتقد و تحلیلگر هم بیرون کشیدن نشانه ها و رمزگان اثر است. حتی اگر به طور کامل از پس آن بر نیاید!

اما تحلیل هایی که کاملا مبتنی بر نشانه شناسی هستند، در معرض آسیب هایی جدی قرار دارند! نشانه ها در فرهنگ های گوناگون و حتی نظرگاه های

گوناگون یک فرهنگ کارکرد ثابت و یکسانی ندارند. ( گاهی اصلا کارکردی ندارند! )

از همین منظر کشف و استخراج یک نشانه از متن و تقلیل آن به "یک" معنای مشخص و قاطع، راه را بر تکثر می بندد! اصلا نشانه در چارچوب پیش

فرض های ذهنی معنا می یابد و ذهن مخاطب را به خاطره ی منحصر به خودش سوق می دهد.

از همین روست که در هنر برداشت مطلق وجود ندارد و اصطلاحا فرمولیزه نمی شود.

هر جند که به نظر می رسد پیچیدگی پدیده ها یکسان نیست و انگار گاهی نمی توان بیش از یک تفسیر از یک رخداد برداشت کرد، اما مطلقا اینطور

نیست!

این طرز تلقی حاصل محدودیت نگاه ماست. چه بسیار تحلیل گرانی که با آشنازدایی از پدیده های بسیار معمولی و تکراری، زاویه ی جدید ی را برای

نگریستن خلق کرده اند. این محدودیت نگاه را می توان به محدویدت نگاه یک ماهی در قعر اقیانوس تشبیه کرد. ماهی ای که افق دیدش فقط به این

اقیانوس محدود است و از دنیای خارجی که میلیاردها برابر از آن بزرگتر است بی اطلاع است! و این در حوزه ی سینمای پسامدرن حتی پیچیده تر هم می

شود! چرا که راه برای توصیف نمادین پدیده ها تقریبا وجود ندارد . . . !!

پس باید بستر را برای باقی برداشت ها در حوزه ی هنر باز گذاشت تا هر انسانی می تواند برداشت نسبی خود را داشته باشد.

به عنوان مثال حتی اگر آن نگاه آشنازدا و ساختار شکن را کنار بگذاریم و یک ساختار معمولی ذهنی در همه فرهنگ ها را در نظر بگیریم. این ذهن با دیدن

"گل" سریعا به یاد "شادابی" و "طراوت" می افتد ولی مثلا در ارتباط با "جغد" همین ذهن معمولی و نگاه ساده به مراجع متفاوتی می رسد!

مثلا در خیلی از فرهنگ ها جغد نمایانگر "نحسی" و "مرگ" است. ولی در فیلم مشهور "فریاد جغد" جمی تراویس در واپسین دقایق داستان

این مفهوم کاملا متضاد می شود و به "آزادی" و "رهایی" می رسد که حتی منجر به جلوگیری از خودکشی شخصیت اول داستان می شود.

یا مثلا جوک عامیانه ی زیر را در نظر بگیرید :

" پرنده فروشی، جغدی را به جای طوطی به مردی ابله قالب می کند. هنگامی که یکی از دوستان مرد نادان درباره ی طوطی اش از او می پرسد، اینطور

می شنود : (( طوطی عزیزم البته حرف نمی زند ولی خیلی توجه می کند! )) "

در اینجا باز هم با کارکرد تازه ای از موجودیت جغد رو به رو می شویم. از دید این مرد نادان چشم های درشت و نگاه خیره ی جغد دلالت بر "توجه" و

"تعمق" دارند، چون برخی از انسان ها در زمان اندیشیدن چنین ژستی به خود می گیرند!

ریشه یابی علت این نماد تراشی ها چندان دشوار نیست. این نشانه ها حاصل تفسیر منطقی و یا حتی خیال پردازانه ی عده ای از آدم ها در طول تاریخ

بوده است و از آسمان ناز نشده اند. مثلا در این لطیفه جغد نماد دانایی و خرد شده است و بر خلاف هر تفسیر ماورایی و تبارشناسانه، به سادگی بر پایه

ی یک ویژگی آناتومیک
شکل گرفته است و از انسان به حیوان منتقل شده است. که گاهی عکس این هم صادق است.

پس در مقام یک منتقد باید حواسمان باشد که راه بر باقی احتمالات نبندیم و یک پدیده ی هنری را مطلق نکنیم!



2. تفریط : از طرفی دسته ای از افراد وجود دارند که اساسا نقد بر پایه ی نمادگرایی را زیر سوال می برند. شاید شده باشد که گاها خاطره ای از یک هنرمند

شنیده باشید که چه اتفاقات غیر منتظره و بداهه ای در اثرش به وجود آمده که بعضا ناخواسته نظر منتقدین جلب شده است و یا برعکس راه بر انتقاد و

تفسیرهای عجیب و غریب و خیال پردازانه باز کرده است. حدود دو سال قبل مطلبی در وبلاگی به قصد تحقیر مقام نقد و منتقد منتشر شده بود که شرح

مختصرش ( نقل به مضمون ) چنین است :

" فیلم سازی در صحنه ای مردی ناامید از زندگی را نشان می دهد که خودش را در خانه اش حلق آویز کرده است و از قضا همان

زمان گربه ای به صحنه می پرد و از عرض قاب رد می شود. فیلم ساز هم که دیگر توانی برای تکرار آن صحنه نداشته است، همان

را برداشت می کند. پس از نمایش در جشنواره ها اغلب منتقدان از حضور گربه به عنوان تمهیدی هوشمندانه نام می برند و آن را

نشانه ی نبوغ و درایت کارگردان عنوان می کنند و . . . "


این نمونه، بنیه ی استدلالی بسیار ضعیفی برای تحقیر نقد های مبتنی بر نشانه را دارد. چرا که آن نویسنده و افراد نظیر او از حقیقتی بزرگ غافل اند :

کار نقد، نیت خوانی سازنده ی اثر نیست، بلکه نقد رویکردی پدیدار شناسانه است که کلیت و محصولی که به دست

مخاطب می رسد.


حتی اگر فیلم ساز به دلیل تمام شده نگاتیو و ته کشیدن بودجه ی فیلم بر خلاف میلش ناچار به استفاده از یک پلان شده باشد، تحلیلگر موظف نیست که

سرک به داستان های پشت پرده بکشد و غرض کارگردان را کشف کند.

برداشت ما از هر پدیده ربطی به "حقیقت" آن ندارد، کار ما سر و کله زدن با "واقعیت" است.

پیشنهاد می شود به عنوان مکمل مطالب این جستار را نیز مطالعه بفرمایید :

حقیقت . . . نه واقعیت !!!

تحلیل ما از پدید ها ریشه در پیش فرض های ذهنی مان دارد و از منظر زیبا شناسانه دلیلی برای خوار شمردن نمادگرایی و تحلیل نمادین وجود ندارد.

و حرف آخر این که مراقب باشیم که در این مقوله نه دچار افراط بشویم،یعنی حتی برای نماد های کلیشه ای هم راه را برای

نگاهی نو باز بگذاریم، و نه دچار تفریط که اصول نقد های مبتنی بر نمادشناسی و نمادپردازی را کلا نفی کنی. چرا که زبان هنر

همین نمادهایش است.


باید با یک رویکرد منصفانه علاوه بر استفاده از نمادها راه را برای تمام احتمالات باز گذاشت!

والسلام

محمد

امضای Admirer
[تصویر: Khodaye%20Danehaye%20Anar.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۳۲, ۲/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۰ ۲۰:۰۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #2
آواتار
به اندازه كافي در اين باب صحبت شده ، من بعنوان كسي كه بصورت خاص وبلاگم رو به اين مساله اختصاص دادم ، اين رو ميگم :
نماديابي بدون بررسي محتوا آب در هاون كوبيدنه . . .
.
شما هرگز نميتونيد بگيد چون تو فلان فيلم مثلث جهانبين يا گونيا و پرگار ديدم ، پس ماسونيه . . .
هزار تا هم نماد تو اين فيلم بياري بازهم محتوا حرف اول رو ميزنه!!!
براي مثال شما اين مقاله رو ببينيد : ریشه های رمزآلود داستان نمادین "جادوگر شهر اُز (OZ)"
مثلاً يك جاي فيلم ميبينيد بازيگر نقش اول روي گلهاي خشخاش به خواب رفته و مقاله اين سوال رو مطرح ميكنه :

[b] آيا اين صحنه نماد استعمال مواد مخدر است؟

[تصویر: 10.jpg]

.

آيا در هر فيلمي چنين تصوير و حركتي ديديم ، معنا همينه؟

قطعاً نه!!!!!!!!!!!!!!






امضای Mason_yab
لینک وبلاگ من :
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۵, ۲/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۰ ۲۰:۳۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #3
آواتار
به نام خدا

سلام.

دوست گرامی، آقا سجاد! حرف شما تا حدی درسته اما از نمادها هم باید توی تحلیل استفاده بشه.

اما مشکلاتی که شما اشاره می کنی دلایلش چیز دیگه ای هست :


1. مطلق گرایی در استفاده از نمادها : نمادها در فرهنگ های مختلف گاه معانی متضاد و متفاوتی دارن که اکثرا توجهی نمیشه!


2. تکیه ی کامل تحلیل بر یک یا چند نماد خاص : باید کلیه ی دلایل استراتژیک کنار هم چیده بشوند تا نقد پخته و کاملی ارائه بشود. که این دلایل علاوه بر نمادها شامل محتوا هم می شود.


3. عدم نگاه منسجم به یک اثر هنری : برخی از دوستان فقط با نگاه به گوشه ای از یک اثر هنری قصد دارن نقد خودشون رو ارائه بدن. که همین عدم انسجام در نگاه باعث ایجاد ضعف در استدلال می شود.


موفق بمانید .... یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۵, ۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #4

نقل قول:اپیشنهاد می شود به عنوان مکمل مطالب این جستار را نیز مطالعه بفرمایید :

حقیقت . . . نه واقعیت !!!

لینک از انجمن پاک شده
اصلاح کنید

امضای Detector
بابا حداقل یه صلوات واسه تعجیل تو فرجش بفرستیم الان خب...

هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست!

[تصویر: h3dmajwfmin2qi0304m4.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۰, ۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
به نام خدا

با سلام به شما!

از دقت نظر شما سپاسگزارم! ولی لینک بنا به دلایل نامعلومی از انجمن پاک شده است!Angel

البته لازم به ذکره که این مقاله کاملا مورد تایید این حقیر نیست و تا حدی نگاه پلورالیستیک به هنر داره اما نکات خوبی درش مطرح شدن که قابل تامل هستن! شما مواردی که در پست سوم اشاره شدن رو اگر عنایت بفرمایید بسیار در استفاده از نمادها در نقد استراتژیک موثر و مفید خواهند بود. به هر حال باید جایگاه و حد و حدود نمادگرایی در نقد استراتژیک مشخص و معین بشن!

اگر سوال دیگه ای هم هست، خوشحال میشم بتونم جواب بدم.

موفق بمانید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۲, ۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #6

تا جایی که بنده فهمیدم از نظر شما نمادشناسی تنها به درد نمیخوره و فقط در حالی که در کنار نقد محتوایی باشه مفیده
ولی اگه فقط نقد محتوایی باشه و نمادشناسی به کار نره (مثل اکثر نقد های نت که به اسم نقد میان بیرون) مفیده؟؟؟
مگه قبول نداریم که هالیوود 100% دست نشونده ی یهود و به طور خلاصه در خدمت ایلومیناتی ـه؟؟؟ این که درش شکی نیست
خب وقتی شما این رو بدونی و فقط بتونی 1 نماد درست حسابی از فیلم در بیاری کل فیلم با همه بازیگر و کارگردان و دست اندر کاراش زیر سوال میره. دیگه نیازی به نقد محتوایی نیست (فقط از نظر زیر سوال بردن فیلم میگم) و این نکته توی مغز شما رقم میخوره که هرچی از این فیلم یادگرفتی بریز دور
نقد های محتوایی اکثرا طولانی و بدون عکس و خیلی مفصل ان و نتیجشون فقط در چند جمله خلاصه میشه و وقت خواننده نقد خیلی تلف میشه. به همین دلیل مشتریش هم کمتره (در کل ضرر هاش بیشتر از مزیت هاشه منظورم اینه که آدم با اکراه میره سراغ نقد محتوایی)
میگن وقتی اثر الغای این جور فیلم های هالیوودی خنثی میشه که نقد اون فیلم هم خونده بشه
ما که تاحالا هرچی نقد دیدیم اومده همه جیک و پیک داستان رو ریخته بیرون و فیلم رو بیشتر توضیح داده تا این که بخواد اون اثر الغایی فیلم رو خنثی کنه
بنده فکر میکنم اگه نقدی فقط در حد چند خط بتونه کل اهداف الغایی یک فیلم رو افشا و خنثی کنه به درد میخوره
نظر شما در این باره چیه؟
ما میخوایم با نقد فیلم با ایلومیناتی بجنگیم، نه این که بخوایم فیلم رو طوری نقد کنیم تا به بهبود فیلم سازی اون سازنده کمک کنه!!! (حداقل در مورد هالیوود)

حالا یه سوال دیگه
قبول داریم که طی رسانه (فیلم و بازی و رمان و...) یک سری چیز ها به مخاطب الغا میشه ولی خب این چیزBig Grin چیه؟
چندتا مثال بزنید که مثلا با دیدن فیلان فیلم فلان تفکر غلط به آدم الغا میشه و خودش نمیفهمه و فلان نتیجه رو داره
تشکر فراوان از وقتی که میگذارید...Wink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۵, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
به نام خدا

با سلام مجدد به شما دوست عزیز!


(۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۲)Detector نوشته است:  تا جایی که بنده فهمیدم از نظر شما نمادشناسی تنها به درد نمیخوره و فقط در حالی که در کنار نقد محتوایی باشه مفیده
ولی اگه فقط نقد محتوایی باشه و نمادشناسی به کار نره (مثل اکثر نقد های نت که به اسم نقد میان بیرون) مفیده؟؟؟


ما مد نظرمون نقد استراتژیکه! در سینمای استراتژیک، اساسا اول ما پذیرفته ایم که هنرمند صاحب دغدغه است و بعد به دنبال پیدا کردن برآیندی از هدف هنرمند از خلق اثر هنری، محتوای هنر مستقل از هنرمند و میزان و نوع تاثیر هنر بر روی مخاطب هستیم.


(۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۲)Detector نوشته است:  مگه قبول نداریم که هالیوود 100% دست نشونده ی یهود و به طور خلاصه در خدمت ایلومیناتی ـه؟؟؟ این که درش شکی نیست
خب وقتی شما این رو بدونی و فقط بتونی 1 نماد درست حسابی از فیلم در بیاری کل فیلم با همه بازیگر و کارگردان و دست اندر کاراش زیر سوال میره. دیگه نیازی به نقد محتوایی نیست (فقط از نظر زیر سوال بردن فیلم میگم) و این نکته توی مغز شما رقم میخوره که هرچی از این فیلم یادگرفتی بریز دور!


پیش تر هدف نقد استراتژیک رو توضیح دادم. اساسا در نقد استراتژیک ما به دنبال زیر سوال بردن فیلم و یا کارگردان نیستیم. ما حتی می تونیم آثار فاخر ملی که در راستای رسیدن به توحید تولید شده اند رو هم نقد استراتژیک بکنیم.


(۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۲)Detector نوشته است:  نقد های محتوایی اکثرا طولانی و بدون عکس و خیلی مفصل ان و نتیجشون فقط در چند جمله خلاصه میشه و وقت خواننده نقد خیلی تلف میشه. به همین دلیل مشتریش هم کمتره (در کل ضرر هاش بیشتر از مزیت هاشه منظورم اینه که آدم با اکراه میره سراغ نقد محتوایی)


این که مشتری چیزی کمتره یا بیشتر اصلا معیاری بر صحت روشی نیست! به هر حال ما در نقد استراتژیک مخاطب رو به تفکر دعوت می کنیم.


(۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۲)Detector نوشته است:  میگن وقتی اثر الغای این جور فیلم های هالیوودی خنثی میشه که نقد اون فیلم هم خونده بشه
ما که تاحالا هرچی نقد دیدیم اومده همه جیک و پیک داستان رو ریخته بیرون و فیلم رو بیشتر توضیح داده تا این که بخواد اون اثر الغایی فیلم رو خنثی کنه


بنده، شخصا معقدم که تاثیرات منفی یک فیلم هیچ گاه به صفر نخواهند رسید ولی با تفکر کردن پیرامون اثر و با باز گذاشتن چشم هنگام تماشای فیلم تا حد بسیار زیادی می توان تاثیرات مخرب را کاهش داد. اساسا خطر زمانی احساس میشه که مخاطب بخواد آرمانشهرش رو توی فیلم جست و جو کنه و افسار خیالش رو کاملا رها کنه تا فیلم هر کجای که دلش می خواهد سوقش دهد!


(۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۲)Detector نوشته است:  بنده فکر میکنم اگه نقدی فقط در حد چند خط بتونه کل اهداف الغایی یک فیلم رو افشا و خنثی کنه به درد میخوره
نظر شما در این باره چیه؟
ما میخوایم با نقد فیلم با ایلومیناتی بجنگیم، نه این که بخوایم فیلم رو طوری نقد کنیم تا به بهبود فیلم سازی اون سازنده کمک کنه!!! (حداقل در مورد هالیوود)


این در مورد نقد استراتژیک کاملا صادقه! ولی بحث اینجاست که ما صرفا با نمادگرایی در فیلم ها نمی تونیم متوجه تفکر پشت اون ها بشیم. البته تاکید می کنم که ما اینجا نقد هنری نداریم که بخوایم به قول شما به بهتر فیلم ساختن فیلم ساز کمک کنیم.


(۸/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۲)Detector نوشته است:  حالا یه سوال دیگه
قبول داریم که طی رسانه (فیلم و بازی و رمان و...) یک سری چیز ها به مخاطب الغا میشه ولی خب این چیزBig Grin چیه؟
چندتا مثال بزنید که مثلا با دیدن فیلان فیلم فلان تفکر غلط به آدم الغا میشه و خودش نمیفهمه و فلان نتیجه رو داره
تشکر فراوان از وقتی که میگذارید...Wink


والا در مورد مثال که مثال هاش فراوانه!Smile شما می تونید هر تاپیک رو باز کنید توی این بخش و خودتون ملاحظه کنید!Blush اگر سوالتون چیز دیگه ای هست که خواهشا واضح تر بگید تا این حقیر هم متوجه حرف شما بشوم!

از پیگیری شما سپاسگزارم!

موفق بمانید و در پناه حق

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۴, ۹/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #8

(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۵)Admirer نوشته است:  پیش تر هدف نقد استراتژیک رو توضیح دادم. اساسا در نقد استراتژیک ما به دنبال زیر سوال بردن فیلم و یا کارگردان نیستیم. ما حتی می تونیم آثار فاخر ملی که در راستای رسیدن به توحید تولید شده اند رو هم نقد استراتژیک بکنیم.

(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۵)Admirer نوشته است:  این که مشتری چیزی کمتره یا بیشتر اصلا معیاری بر صحت روشی نیست! به هر حال ما در نقد استراتژیک مخاطب رو به تفکر دعوت می کنیم.

چطوره این طوری بپرسم
اگه بحث درباره نقد استراتژیک رو کنار بزاریم، نقدی که به دنبال زیر سوال بردن فیلم و یا کارگردان باشه و مخاطب ش زیادتر باشه چه نقدی نامیده میشه؟ چه نقدیه که هدفش برانگیختن شک مخاطب به اثره؟(منظورم مخاطبیه که اصلا تو فاز دشمن شناسی و این جور چیزها نیست که بتونه خودش تا حدی اثر الغایی فیلم رو خنثی کنه)
مخاطب نقد استراتژیک چه کسیه؟ برای خوندنش چقدر وقت، حوصله و تخصص لازمه؟؟؟
من مخالف نقد استراتژیک نیستم بلکه فکر میکنم باید یه نقدی جذاب تر، ساده تر و مختصر تر از نقد استراتژیک باشه که اون مخاطبی رو که تو پرانتز گفتم راقب به این کنه که بره سمت مطالعه نقد استراتژیک
یعنی یه جورایی مقدمه نقد استراتژیک باشه تا برای کسایی که تو فاز دشمن شناسی نیستن، مثل یه شوک عمل کنه و احتمالا منجر به بیداری اندیشهRolleyes فرد شه
اگر جواب این سوالات رو بدید میخوام به یه نتیجه ای برسم که نمادشناسی هم توش دخیله

از این جا به بعد نمادشناسی رو بزاریم کنار
(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۵)Admirer نوشته است:  بنده، شخصا معقدم که تاثیرات منفی یک فیلم هیچ گاه به صفر نخواهند رسید ولی با تفکر کردن پیرامون اثر و با باز گذاشتن چشم هنگام تماشای فیلم تا حد بسیار زیادی می توان تاثیرات مخرب را کاهش داد. اساسا خطر زمانی احساس میشه که مخاطب بخواد آرمانشهرش رو توی فیلم جست و جو کنه و افسار خیالش رو کاملا رها کنه تا فیلم هر کجای که دلش می خواهد سوقش دهد!

با قسمت قرمز رنگ تا حدی مخالفم
واین مخالفتم دقیقا به همین سوالم برمگیرده که به نظر میرسه خیلی دقیق مطرح نکردم
الغای یک موضوع از فیلم هدف چه کسیه؟ (کارگردان؟ نویسنده؟ بازیگر؟ یا همه؟؟؟) پس این وسط قطعا یه چیز هایی هست که همه از قلم میندازنش و اصلا متوجهش نمیشن حتی شما که در نقد استاد هستید ولی در هر حال میشه بخشی از اون رو کاهش داد
با توجه به این که یکی از اهداف نقد استراتژیک میزان و نوع تاثیر هنر بر روی مخاطب ـه
بزارید یه مثال بزنم:
فرض کنید یک فیلم به دنبال این ساخته شده که طی مشاهده اون 4 نوع موضوع به مخاطب الغا شه (این فیلم داره برنامه ای رو دنبال میکنه که اون تفکر پشت فیلم روی دیگر فیلم ها هم بوده یعنی کار این فیلم جزئی تکمیل کننده از کار های دیگس)
موضوع آ) موضوعیه که معمولا یه آدم عادی هم متوجهش میشه و سعی میکنه اون رو اصلا به مغزش راه نده (احتمالا هدف اون فیلم از الغای اون موضوع هم رد گم کنی ـه تا یه جوایی حواس مخاطب رو از موضوع های دیگه پرت کنه)
موضوع ب) احتمالا موضوعیه که یک فردی که کمی در زمینه دشمن شناسی اطلاعات داشته باشه متوجه میشه و میتونه باز تا حدی اثرات اون رو خودش به تنهایی خنثی کنه
موضوع پ) موضوعیه که هرکس یه برداشتی ازش داره و به قولی برداشت سلیقه ایه و اصلا نمیشه مشخص کرد برداشت کی درسته و برداشت کی غلط چون نوع فکر افراد با هم فرق دارن و ممکنه اون چیزی که مثلا از نظر من خیلی مهم و خطرناک باشه از نظر یکی دیگه اصلا مهم نباشه و شاید هم اصلا بهش اهمیت نده (باز این موضوع رو هم فرد عادی متوجه میشه ولی نمیشه تشخیص داد که این موضوع، یه پند آموزندس یا یه تفکر الغایی خطرناک!!!)
و موضوع ت) که احتمالا از همه خطرناک تره، موضوعیه که هیچ کس متوجهش نمیشه، چرا؟ چون احتمالا فرد یا طی تجزیه تحلیل مغزش از موضوع های بالا اصلا متوجه اون نشده یا این که اونقدر منطق و سلیقش توسط همین تفکرات الغا شده
تغییر پیدا کرده که اصلا در این موضوع اشکالی نمیبینه (یکم به موضوع بالایی شبیه ـه ولی منظور بنده سلیقه نیست بلکه نتیجه تفکرات الغا شده ی قبلیه)
اگه بخوایم با دید کلی نگاه کنیم، هر فیلم به تنهایی و به طور مجزا به الغای موضوع آ) و ب) میپردازه، هر دو یا سه تا فیلم با هم (شاید هم بیشتر) به موضوع پ) میپردازن و درنهایت از همه خطرناک تر موضوع ت) که قطعا طی یک پروژه دراز مدت و از طریق چندین سبک فیلم و کارتون و... به مخاطب القا میشه، احتمالا هیچ کس نمیفهمه (تا الان بنده به شخصخ فقط یه مورد مثل این موضوع ت) پیدا کردم و نمونش رو جایی ندیدم و نمیدونم مطالعه من کم بوده یا اصلا اونی که من میخواستم نبوده)

(این موضوع هایی هم که گفتم فقط تا جاییه که تو این بحث باهاش کار دارم وگرنه قطعا چیز های دیگه ای هست که از طریق خیلی فیلم ها الغا میشه و نمیدونم!Wink)

نقد استراتژیک کدوم یک از تفکرات الغایی بالا رو که به اسم موضوع مطرح کردیم میتونه خنثی کنه؟

(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۳۵)Admirer نوشته است:  والا در مورد مثال که مثال هاش فراوانه!Smile شما می تونید هر تاپیک رو باز کنید توی این بخش و خودتون ملاحظه کنید!Blush اگر سوالتون چیز دیگه ای هست که خواهشا واضح تر بگید تا این حقیر هم متوجه حرف شما بشوم!
منظورم به طور دقیق همون موضوع پ) و ت) هست که بالا توضیح دادم
اگه یه مثال مختصر بزنید یا یه لینک بدید من جوابم رو میگیرم

بسیار بسیار ممنون از وقتی که میگذارید!!!Rose
یا حق!Angel


پ . ن:
نمیدونم مشکل از منه یا انجمن ولی متاسفانه چندوقته ارسال جدید بعضی از موضوع ها (مثل این موضوع) به صورت اطلاع رسانی از طریق ایمیل برای من انجام نمیشهDodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۲, ۱۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۰۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #9
آواتار
به نام خدا

با سلام به شما! خیلی خوشحالم از این که با کسی بحث می کنم که صاحب ایدئولوژی و فکر مستقل هست و نه صرفا مقلد شخصی و یا مکتبی!

مواردی که شما مطرح کردید، خارج از بجث اصلی این تاپیکه و مربوط میشه به فلسفه ی نقد استراتژیک!Smile من احساس می کنم که لازمه در تاپیک جداگانه ای پیگیری و جواب داده باشن! ( اگر اجازه بفرمایید، حقیر مشغول تدوین مقاله در راستای فلسفه ی نقد استراتژیک، اهداف، جایگاه و روش هاش هستم! که به محض مطرح شدن مقاله در تالار می تونیم با هم بیشتر بحث کنیم! )

اما در حد کوتاه خدمت شما عرض کنم که تحلیل استراتژیک، ریشه در جامعه سازی مهدوی داره! ( این بحث مفصل هست ... )

اما نمادگرایی رو حقیر اسمش رو می ذارم، آفت دشمن شناسی و از حربه های شیطان!

به دلیل این که ما امروز موظف هستیم که شیطان و حربه های شیطان رو بشناسیم و تفکرش رو نفی کنیم!! امروز اون چیزی که خطرناکه ضریب لیبرال سازی جوامع مسلمانه!! اون چیزی که خطرناکه ضریب نفوذ اندیشه ی فمینیسمه!! و نه نمادهای به قول شما فراماسونری!!!!!!!!! صرف یافتن چند نماد در یک فیلم که نمی تواند دست تفکر شیطان از جامعه رو کوتاه کنه!!!!!!!!!! این در واقع یک ظاهر بینی در مورد شیطان هست که به نظر حقیر وضوحا از حربه های آخرالزمان خود شیطانه!!!!!!!!! که بشر رو به این ظاهر بینی سرگرم کرده!!!!!!!!!!

پس وظیفه ی اصلی ما مبارزه با تفکر شیطانه!

------------

اما در مورد نمادها در سینما :

ببینید! این دسته بندی نماد فراماسونری، نماد شیطانی و ... رو بنده اصلا قبول ندارم! چرا که صرف وجود یک نماد اصلا دلیلی بر شیطانی بودن و یا الهی بودن اثری نیست! و این با تعریف خود نماد در تضاده!

نماد، Symbol، آیه : عبارت است از حقیقت خلاصه شده و رمزگذاری شده!

یعنی کار هنرمند، رمزگونه کردن اثر و خلاصه کردن حقیقت برای زیبایی هنر است و کار مخاطب، رمزنگاری از اثر و کشف حقیقت پشت آن می باشد!

مثالی می زنم : شما فرض کنید که قرار است فیلم توحیدی بسازید که در آن مجبور باشید شیطان را به تصویر بکشید! آیا از نمادهایی که بیانگر شیطان باشند در فیلم خود استفاده نمی کنید؟ بعد حالا کسی مثل خودتان هم پیدا بشود و بگوید که شما ماسون هستید!Smile آیا این روش تحلیل درست است؟Angel

پس همانطور که می بینید نمادها در واقع بیانگر حقیقت هایی هستن که همانند پازل باید کنار هم چیده بشوند تا به معنای یکپارچه و واحدی برسیم. آوردن یه نماد مجرد و منفرد از گوشه ای از یک اثر هنری و نتیجه گیری کردن کار عاقلانه ای نیست!

اگر سوال و ابهامی در مورد نمادگرایی و نمادها در هنر دارید همین جا صحبت می کنیم و اگر مساله مربوط میشه به کلیت سینمای استراتژیک، اجازه بدید تا در تاپیک مربوط به خودش پیگیری بشه!

موفق و موید بمانید

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۱, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10

در مورد بستن تاپیک من دقیقا کجای استدلال من نادرسته
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Brick نـقد استراتژیک EPIC -نمادگرایی افراطی[LOTUS،ISIS] -بخش سوم اولولالباب 14 2,018 ۳/شهریور/۹۳ ۱۴:۵۸
آخرین ارسال: A.E
Information نمادگرایی ماسونی در کارتون "ماداگاسکار" Amir 8 4,342 ۳۰/تیر/۹۰ ۱۰:۵۷
آخرین ارسال: توبه

پرش در بین بخشها:


بالا