تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بچه ها بیایید ببینید درست می گم یا نه(دوست داشتن خدا)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
[quote='saloomeh' pid='142946' dateline='1345555448']
جناب دوست خدا!
[quote] جایی هم در این تاپیک گفته نشد که خودتان را در معرض آزار قرار دهید اجر معنوی دارد برایتان !!!!
[/quote]




حرف سید ابراهیم چنین چیزی را بیان میدارد حداقل برداشت بنده این بوده است. اگرچه احتمال زیاد میدهم که ایشان چنین چیزی منظورش نبوده اما نحو بیان ایشان چنین چیزی را به مخاطب میفهماند.


[quote]در عمل مکلفیم به عمل به شیوه معصومین این شیوه برخورد با افراد معاند و دارای انواع مرضهای اخلاقی در رفتار مولا علی برای من و شما ست تا در اشل های کوچکتری خود را محک بزنیم !!!!!! و امتیاز بگیریم در میدان مسابقه حق تعالی لذا خط و ربط جملات شما رو متوجه نمیشم.Confused
[/quote]


قطعا همینطور است منتها منظور شما کدام شیوه است که میگوید برای ما الگو است. اگر منظورتان این است که خود را در معرض اصطکاک با دیگران قرار دهیم که قطعا اشتباه است و اهل بیت هم هرگز چنین نکرده اند
خداوند متعال در قران میفرماید:
........و از جاهلان روی بگردان
199 اعراف
و نیز میفرماید :
بندگان رحمان کسانی هستند هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند و هنگامی که جاهلان انها را مخاطب سازند به انها سلام میگویند ( و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند )
63 فرقان
همانطور که ملاحضه میفرماید توصیه شده است که انسان خود را در معرض افراد جاهل قرار ندهد
بنابراین اینکه ما با چنین افرادی معاشرت کنیم تا این که نفسمان تادیب شود اصلا سخن درستی نیست
مضافه بر این ، این امر برای خود شخص جاهل هم از خاصیت برخوردار است چون او را از اینکه بیشتر مرتکب معصیت شود باز میدارد.
[quote]در مورد قسمت دوم متن شما هم منتظر سند هستم !!!!
چطور میشود ادم زود رنجی بود و سیر معنوی سریعی داشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اجالتاً به همین یک فقره جواب بدهید کفایت میکند. [/quote]


شما ابتدا درباره اینکه فرمودید یک شخص زود رنج ابدا ( با تاکید زیادی هم گفتید . با یقیین گفتید ) نمیتواند به جای برسد بگوید که بر چه اساسی این سخن را میگوید ؟ شما اول مدرک بیاورید برای سخنتان بعد بنده هم دلیل خودم را ذکر خواهم نمود
منظور از شیوه کلیه روشهایی که منجر میشود به نمود یک رفتار در این مبحث. بنابراین هر عملی از ناحیه معصوم صادر شود برای ما ملاک و مرجع است فارغ از تفاسیر شخصی !!!!!!!
مصداق آیه شریفه
بندگان رحمان کسانی هستند هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند و هنگامی که جاهلان انها را مخاطب سازند به انها سلام میگویند ( و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند )
63 فرقان

موید جملات این حقیر است نه برداشتی که حضرتعالی داشتید!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بنده عرض کردم در سیر معنوی سالک زود رنجی مانع بسیار بزرگ و خطرناکی است که سالک را عملا از طی طریق باز می دارد چگونه ؟؟؟؟؟؟؟
قبلا عذر مرا بپذیرید برای طولانی شدن پست و بی ربط بودن برخی مطالب .

زود رنجی یک بیماری است !!!!!!!!!!
[/b]

[b] زودرنجی را می توان یک نوع مریضی دانست چه اینکه به مانند مریضی یکسری عوامل خارجی در شکل گیری آن مدخلند . لذا اینکه می گوییم زودرنج کیست . و زود رنجی چیست به این معنا که ما بدانیم زودرنج یعنی همان کسی که آزرده خاطر می شود و یا به بیانی دلی نازک و شکننده و زود رنج دارد و زود رنجی بدین مفهوم که می تواند یک مقوله باشد که این مقوله براثر یکسری عوامل خارجی که دست به دست همدیگر داده اند ، بوجود آمده است و البته در جهت مداوا کردن این نوع مریضی نیز نیاز به پیدایی درد و بعد درمان لازم را می طلبد . بی شک هر مریضی اول نیاز به پیدایی درد و بعد درمان را دارد .
بنابر این مهمترین درد افراد زودرنج این است که توقع آنها همیشه از مردم توقعی مثبت و به فراخور روحیه خودشان باید باشد که چنین رفتاری هم به ندرت از جانب مردم صورت می پذیرد . درثانی همیشه انتظار دارند که مردم به واقعیات آنها احترام بگذارند که با توجه نوع دیدگاه و سلایق متفاوت افراداین مهم میسور نیست
.با این تفاصیل درمان این درد نیز بدست خود افراد زودرنج است چه این که باید زودرنجی را در چهار چوب آسیب شناسی شخصیت خود قرار داده و ان را بعنوان یک اسیب اجتماعی تلقی کنند تا بتوانند در براندازی و سرکوب آن موفق شوند . یک فرد زوردنج مانند دزدگیری هست که حساسیتش زیادی بالاست و با وزیدن هر نسیمی آژیر می کشد.
هیچ نسیمی دزد نیست، این دزدگیر هست که باید حساسیتش کاهش پیدا کند.
فرد زودرنج به خاطر باورهای غیر منطقی و صرفاً احساسی که از رفتار دیگران دارد، اکثراً دیگران را بد می فهمد .

فرد زودرنج مثل گیرنده تلویزیونی هست که آنتن او خراب است و تصویر هر شبکه ای را ناواضح ، مبهم و درهم می گیرد. یعنی فرد زودرنج مانند گیرنده ایست که پیامهای دیگران را اشتباه دریافت کرده یا تفسیر می کند.

حالا که با تعریف این بیماری آشنا شدید بهتر میتوانید خط و ربط این مرض را در روح و روان ادمی ببینید و درک کنید. یک بیماری قلبی آن هم قلبی که باید جایگاه تجلی صفات الهی باشد چگونه می تواند انسان را در مسیر جهنمی شدن قرار بدهد!!!


[b]زود رنجی در روح اثر دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟



روح وقتي در اثر ارتباط با خداوند متعال استحكام يافت و در اثر جاذبه ايمان و عشق الهي از ضعف‌ها رهيد و از تزلزل‌ها آزاد شد و قيدوبندهاي وابستگي‌ها را گسيخت و دلبستگي‌هاي مذموم و بازدارنده از تقرب را پشت سر انداخت، هر رنج و آزار در عرصه‌هاي مجاهدت در راه خدا را تحمل مي‌كند و بدون آن كه به سستي گرايش يابد مسير حق را ادامه مي‌دهد تا به مقصد و هدف برسد. اين آيه شريفه قرآن را از ياد نبريم:
"يجاهدون في‌سبيل‌الله و لا يخافون لومه لائم"
"تلاش‌گران خالص و صالح، در راه خدا مجاهدت و فعاليت مي‌كنند و در اين راه از ملامت هيچ ملامتگري بيم و هراسي به دل را نمي‌دهند."(1)
اين آيه شريفه، به وضوح و روشني به "مقاومت در برابر ايذاء و آزار" در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي تصريح دارد و خوف و هراس نداشتن از ملامت و سرزنش ديگران را كه يكي از انواع آزارها و اذيت‌هاست به عنوان نمونه و گزيده براي رهروان راه حق مثال مي‌زند. حضرت علي(علیه السلام) كه مي‌فرمايند:

[/b]

[b]"مومن كسي است كه آزار و اذيت مردم را تحمل كند، ولي هيچ كس از او آزار و اذيتي نبيند"(2)

[/b]



- در اين روايت در درجه اول، "مومن" معرفي مي‌شود و از ميان صفات نيك و خصال والايي كه دارد، "مقاومت و تحمل در برابر آزار و اذيت"، به صورت برجسته مطرح و معرفي مي‌شود. مومن در حالي از آزردن ديگران اجتناب مي كند كه خود از جانب آنان در معرض آزار و اذيت است و از همه سو ملامت و ستم عليه او سرازير مي‌باشد. همين جاست كه مي‌توان "ايمان" را محك زد و مراتب آن را سنجيد و از اين طريق فهميد كه "مومن راستين و واقعي" كيست و در پي چيست؟ زيرا يك معيار بزرگ براي اين محك و سنجش در دست داريم و آن اين است كه ببينيم آيا انسان مومني كه دائم در معرض آزار ديگران است، اين هجوم را در راه خدا تحمل مي‌كند، يا آن كه صبر و حوصله از كف مي‌دهد در نهايت به "مقابله‌كردن" روي مي‌آورد و هر كس كه او را آزار داد، او نيز به آزار و اذيت او مي‌پردازد".




دیدیم که زود رنجی چه بلایی می تواند باشد برای قلبی که بیت الله است سید ابراهیم تعبیر زیبایی داشتند در این بیت و خانه می شود با انواع خبائث روحی وارد شد ؟؟؟؟؟؟؟؟دلی که از هر تلنگری خواه حق و خواه نا حق بشکند در مسیر حق ثابت قدم می ماند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




1 - سوره مائده، آيه 55 2 - غررالحكم
(۱/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۷)saloomeh نوشته است: [ -> ]
"يجاهدون في‌سبيل‌الله و لا يخافون لومه لائم"
"تلاش‌گران خالص و صالح، در راه خدا مجاهدت و فعاليت مي‌كنند و در اين راه از ملامت هيچ ملامتگري بيم و هراسي به دل را نمي‌دهند."(1)
اين آيه شريفه، به وضوح و روشني به "مقاومت در برابر ايذاء و آزار" در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي تصريح دارد و خوف و هراس نداشتن از ملامت و سرزنش ديگران را كه يكي از انواع آزارها و اذيت‌هاست به عنوان نمونه و گزيده براي رهروان راه حق مثال مي‌زند. حضرت علي(علیه السلام) كه مي‌فرمايند:

" مومن كسي است كه آزار و اذيت مردم را تحمل كند، ولي هيچ كس از او آزار و اذيتي نبيند"(2)


- در اين روايت در درجه اول، "مومن" معرفي مي‌شود و از ميان صفات نيك و خصال والايي كه دارد، "مقاومت و تحمل در برابر آزار و اذيت"، به صورت برجسته مطرح و معرفي مي‌شود. مومن در حالي از آزردن ديگران اجتناب مي كند كه خود از جانب آنان در معرض آزار و اذيت است و از همه سو ملامت و ستم عليه او سرازير مي‌باشد. همين جاست كه مي‌توان "ايمان" را محك زد و مراتب آن را سنجيد و از اين طريق فهميد كه "مومن راستين و واقعي" كيست و در پي چيست؟ زيرا يك معيار بزرگ براي اين محك و سنجش در دست داريم و آن اين است كه ببينيم آيا انسان مومني كه دائم در معرض آزار ديگران است، اين هجوم را در راه خدا تحمل مي‌كند، يا آن كه صبر و حوصله از كف مي‌دهد در نهايت به "مقابله‌كردن" روي مي‌آورد و هر كس كه او را آزار داد، او نيز به آزار و اذيت او مي‌پردازد".




در باب تحمّل آزار و اذیت دیگران داستان جالب و عجیبی خوانده بودم که روی خود بنده به شدّت تأثیر گذاشت و باعث شد مانند قبل به این نعمت ننگرم .
از شما دعوت می کنم این داستان را مطالعه بفرمایید , خالی از لطف نیست .
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-95...#pid141024
فقط من منظور از "غیر خدا" رو نفهمیدم, کسی هست این رو تعریف کنه؟ فکر نمی کنم همچین چیزی وجود داشته باشه
خیلی واضحه
اینه که راهش و عملش در راهی که خداوند متعال ترسیم کرده نباشد،


این که مثلا گفتارش و عملش منطبق بر رضایت خداوند نباشد. عربیش همان والضالین است. ضد خدا می شود مغضوب علیهم. این ها کسانی هستند که با خداوند دشمنی کرده اند و میکنند.


ولی کسی که غیر خدایی است، یعنی زمانی که شما با ایشان نشست و برخاست می کنید خودتان حس می کنید که از خداوند متعال دور شده اید، قلبتان کدر شده است....


اگر باز متوجه نشدید بفرمایید تا بیشتر توضیح بدهم.


یا علی مدد.
پس اگه کسی غیر خداست پس از کیست؟
اینکه همه ما از خداوند هستیم که هیچ بحث و شکی در آن نیست. همه موجودات در عالم مخلوقی از خداوند قادر هستیم.


عرض بنده حقیر این است که می شود انسانی هایی قلب خودشان را در اختیار دشمن آشکارشان (شیطان لعین) بگذارند و با اینکه این شخص مخلوقی حقیر از خداوند هست، ولی گفتار و عملش می شود غیر خدایی آن گاه خود خداوند به تو دستور می دهد که از معاشرت و رفت و آمد با این اسنان بر حذر باشی....
من حس میکنم خیلی مطلب ساده ایست. ولی باز اگر سوالی داشتید حتما در خدمت هستم. یا علی مدد.
ولی من احساس می کنم پیچیده است. خب وقتی کسی اعمالش غیر خدایی است یعنی اعمالش از کجاست؟
قبول دارید این بحث دیگر دارد به حاشیه می رود؟.... در این تاپیک قرار بود حرفهایی بزنیم که زدیم در مورد دوست داشتن خدا و اینکه قلبمان برای خدا باشد و آلودگی ها را پاک نماییم، حال اینکه بیاییم بحث را باز کنیم که یک گوشه اش می زند به ثنویت و.... من فکر نکنم زیاد به این جا بخورد.


البته سوالات شما حقیقتا جالب و به درد بخور هست.... لذا خواهش من این است که تاپیک جدیدی بازکنید و این بحث را در آن جا حتما به یاری خدا ادامه خواهیم داد....
موافقید؟؟
باشه اینجوری فکر کنم بهتر باشه
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع