تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ادعای اثبات نشده پیرامون عدم وجود نام یهود در تاریخ هخامنشی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
درود
با سپاس از محمدرضای گرامی،
در گفتار قرآن كريم كه هيچ شكی نداريم، منتها به يك چالش بزرگ رسيده‌ايم و آن اين است كه هيچ اثری در تاريخ از تخيلات توراتی نيست. برای نمونه نويسندگان تورات مدعی هستند كه در زمان كورش بزرگ از زندانهای بابل آزاد شده‌اند. جمعيت آزاد شدهء فراوانی را هم در اين خصوص عنوان می‌كنند. اگر حرفشان را قبول كنيم می‌بايد در چنين رخدادی بابل از يهوديان آزاد شده پر ميشد. بگمانم در تورات به عدد 50 هزار نفر رسيده بودم! در زمين‌لرزهء جانگداز بم نزديك به 30 هزار نفر كشته شدند آنگاه بسنجيد كه در يك شهر اگر 50 هزار نفر بيرون بريزند و منجی خويش يا مسيح خداوندشان را ببينند چه غوغائی خواهد شد.

يهوديان مدعی هستند كه كورش مسيح يهوه است و يهوه هم گفته كه كورش كلی كار برای يهوديان كرده يا خواهد كرد و... اما هيچ اثری از چنين رخدادی در تاريخ نيست. هيچ مورخی در هيچ كشوری چنين نگفته است. اصلا چرا راه دور رويم، منشور كورش بزرگ درست زمانی نوشته شد كه چند روز از ورود سپاهيان كورش به بابل گذشته بود و مردم و روحانيون معابد هم دورش را گرفته بودند و او سخنرانی كرد و بخش آغازين منشور را هم خود روحانيون نوشته‌اند و سپس كورش مستقيما سخنرانی می‌كند. با آنكه از خدايان بابلی نام برده می‌شود اما هيچ نامی از يهوه نيست! با آنكه از مردم رنج ديدهء بابل گفتگو می‌شود اما هيچ سخنی از يهوديان نيست. حتی از مردم شهرهای گوناگون چون سومر و اكد و گوتی و... نام برده می‌شود اما نشانی هرچند اندك از اين مدعيان تورات نيست!!

اين چالش شگرف چگونه مرتفع می‌گردد؟! اصلا قرآن اعظم را فعلا درنظر نگيريم(بعدا درباره‌اش گفتگو می‌كنيم)، چگونه ممكن است هيچ نامی از يهوديان آن زمان در تاريخ نيامده باشد اما برخی از نامهای تاريخی كهن چون بخت‌النصر و... حتی كورش و داريوش در تورات آمده باشد؟ نويسندگان تورات چگونه اين نامهای تاريخی را می‌شناخته‌اند؟ پاسخش سرراست است: بعدها از منابع بجای مانده برداشت شده است. به همين سادگی!
بله اتفاقا من هم به منشور فکر کرده بودم. دیروز رفتم دوباره ترجمه ناقص رو خوندم و واقعا عجیبه که از (مردوخ) نام برده ولی از اسامی شبیه یهوه و جهوه هیچ نامی برده نشده

البته اون مردوخ هم کار دستش داده ها Big Grin
دوستمان محمدرضا آيه‌هايی از قرآن كريم آورده‌اند كه به تسخير و نابودی معبد يهوديان(مسجد بيت المقدس) در دو نوبت اشاره دارد اما كنشها و فعلهای بكار رفته در اين آيه‌ها برای آن مسجد(معبد) تا جائيكه می‌بينم هيچكدام در گذشته رخ نداده است! يعنی بگمانم جملهء «آنچه كه قطعی هست يك بار اين معبد تسخير و نابود شده است» قطعی و درست نمی‌نمايد.

اينكه دستور زبان و موضوع زمان افعال را به ميان آوردم برای آن است كه رخدادهای نامبرده در قرآن كريم تاريخ ندارند و نامهايی چون بخت النصر در آن نيامده تا به يك قطعيت برسيم. پس اگر كنشها در اين آيات به آينده اشاره داشته باشند، يعنی حتی برای يكبار هم آن معبد نابود نشده است! كه بخواهيم در دوران گذشته به دنبال مسجدی از يهوديان بگرديم كه نابود شده باشد. باز آنكه تاريخ دوران بخت النصر تا حدودی با كتيبه‌ها روشن است اما تاريخ دوران پس از اسكندر بخوبی روشن نيست و بيشترشان نوشته‌های تحريف شدهء يونانی و رومی هستند. بنابراين از كجا معلوم كه يهوديان را در زمان كشمكشهای سلوكیان و بوميان ميانرودان يا پس از آن در زمان اشكانيان يا اصلا در زمان ساسانيان با آن همه جنگهای ايران و روم كه بيچاره عراق و سوريهء آن زمان دستخوش بيشترين تخريب از سوی روميان شد، معبدشان نابود نشده باشد؟

به هر روی، در درجهء نخست از دوستان متخصص در زبان عربی درخواست دارم كه زمان افعال بكار رفته برای اين مسجد(معبد) را روشن سازند سپس به تاريخ می‌نگريم. خواهشم اين است كه تفسير مفسران را فعلا كنار بگذاريد تا پژوهشمان وابسته نشود.

سپاس
نقل قول:به هر روی، در درجهء نخست از دوستان متخصص در زبان عربی درخواست دارم كه زمان افعال بكار رفته برای اين مسجد(معبد) را روشن سازند سپس به تاريخ می‌نگريم. خواهشم اين است كه تفسير مفسران را فعلا كنار بگذاريد تا پژوهشمان وابسته نشود.

من البته متخصص قرآن یا تفسیر و حتی عربی نیستم

اما آنچه روشن است:
نقل قول:و در كتاب [آسمانی‌شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم كه قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید كرد


این آیه باز روایی است. یعنی حداقل در این آیه مشخص نیست که آیا تا زمان نزول این آیه به یهود حمله ای صورت گرفته یا نه!!!

برای توضیح
تورات: 2 بار پدرتون در میاد
قرآن: تو تورات گفتیم که 2 بار پدرشون در میاد

یعنی فقط همون حرف تکرار شده و افعال چیزی نشون نمیده Smile



اما خوب در تفاسیر بر پایه تواریخ اختلاف نظر وجود دارد که:
1- هر 2 وعده عملی شده
2- یکی از وعده ها عملی شده و وعده دوم عملی نشده
quran.porsemani.ir/node/4194


البته از من بپرسید، واقعا اینها 2 تا وعده خیلی براشون کمه Smile انقدر خرابکاری کردن که الله اعلم
از قتل پیامبر اولوالعظم گرفته تا دیگر پیامبران و کشتارهای جمعی و صهیونیسم امروز هم که سعیشو کرده که خدای نکرده از اجدادشون عقب نیفتن
آدم به شک میفته که کدوم جنایتشون خیلی بزرگ بوده!!!


یک نکته عجیب اینکه من قبلا در این زمینه مطالعه کردم و جایی حدیثی از معصوم ندیدم که در مورد تحقق وعده ها موجود باشه.
عجیب نیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم:
وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبيراً (4-اسراء)
و بنى اسرائيل را در آن كتاب خبر داديم كه: دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و نيز سركشى خواهيد كرد، سركشى‏كردنى بزرگ. (4)

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى-
وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ
قَالَ قَتْلُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام وَ طَعْنُ الْحَسَنِ علیه السلام-
وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً
قَالَ قَتْلُ الْحُسَيْنِ علیه السلام-
الكافي، ج‏8، ص: 207

عبد اللَّه بن قاسم بطل در باره آيه شريفه: وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ ... «3» از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود:
اين آيه به كشتن على بن ابى طالب عليه السّلام و نيزه زدن به حسن عليه السّلام نظر دارد،
و ... وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً «4»
حاكى از كشته شدن امام حسين عليه السّلام است،

همانطور که مشاهده میکنید
بنابر فرمایش امام صادق علیه السلام مقصود طغیان اول بنی اسرائیل قتل امیرالمومنین و زخمی کردن امام حسن مجتبی و نقش بسیار اساسی یهود در این جنایات است
و مقصود از علو کبیر و طغیان بزرگ یهود هم قتل امام حسین علیه السلام و نقش بسیار مهم یهود در این فاجعه است
از طراحی اولیه تا عملی کردن آن
هر چند قبلاً هم چند جا در تالار مطالب رو در این خصوص تقدیم کردم
اگر نیاز بود بفرماید تا بیشتر بر مبنای آیات قرآن و روایات و اسناد تاریخ این حدیث رو برای شما تبیین نمایم

یک نمی از دریایی از اطلاعات حیرت انگیزی که در این زمینه به دستم رسیده


يهوديان (زندگانی امام حسین)

[ صفحه 556]
«يهوديان»، در سال 20 هجري در کوفه اقامت گزيدند [1] که بسياري از آنان از حجاز آمده بودند، پس از آنکه عمر بن خطاب آنها را از آنجا کوچانيد [2] و براي آنان محله اي در کوفه بود که به نام آنها شناخته مي شد و براي خود در آن معابدي ساختند. «بنيامين» جهانگرد مي نويسد: «هفت هزار يهودي در کوفه بودند، در آنجا قبري بود که يهوديان آن را مقدس مي شمردند و در اطراف آن، کنيسه اي داشتند» [3] .
آنان به کارهايي مانند زرگري و غيره، اشتغال مي ورزيدند که عربها اشتغال به آنها را نمي پسنديدند...
يهوديان نسبت به پيامبر صلي الله عليه و آله کينه اي بسيار شديد داشتند؛ زيرا بسياري از آنان را نابود ساخته ننگ و شکست ‏را بر آنها وارد کرده بود، آنان، به گفته برخي از محققان - نقش فعّالي را در کشتار کربلا برعهده گرفتند تا بدين وسيله از پيامبر صلي الله عليه و آله با کشتن فرزندان و ذريّه اش، انتقام گرفته باشند...
[1] يوسف رزق اللَّه غنيمه، نزهة المشتاق في تاريخ يهود العراق، ص103.
[2] الحياة الاجتماعية والاقتصادية في الکوفة، ص105.
[3] سفرنامه بنيامين، ترجمه عزار حداد، ص146.


دين يهود (يهوديان) (زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام جلد 1)
چنانچه در تاريخ آمده گروه زيادي از يهوديان در سال 20 هجري پس از آنکه به دستور عمر بن خطاب از حجاز بيرون رانده شدند در کوفه سکونت گزيدند و محله‏اي مخصوص به خود ساختند و معبدهايي در آنجا بنا کردند. که به گفته‏ي يکي از نويسندگان يهودي در سفرنامه‏ي خود هفت هزار يهودي در کوفه سکونت داشتند و شغلهايي مانند ريخته‏گري را که عربها از آن تنفر داشتند در دست گرفته و از اين راه ثروتي به دست آوردند، و از آنجا که کينه‏ي رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در دل داشتند با خاندان و فرزندان آن حضرت نيز عداوتي خاص داشتند؛ به طوري که برخي از اهل تحقيق گفته‏اند که در واقعه کربلا و به شهادت رساندن امام حسين (علیه السلام) و يارانش نقشي فعال داشتند. [1] .


[1] حياة الامام الحسين (علیه السلام)، ج 2، ص 445.



البته اینکه در حقیقت عمر آنها را اخراج کرد یا قضیه ای پیچیده تر و پنهانی تر از این پشت این فرمان (یا به زبان دیگر توافق) بوده هم جای بحث و گفتگوی بسیار دارد





اجمالاً این را اضافه کنم که امیرالمومنین پس از ضربت خوردن فرمودند
مرا فرزند زن یهودی ضربت زد
مادر ابن ملجم یهودی بوده!
یا به طور مثال سر جون مشاور اعظم یهودی در دربار شام کسی است که شدیداً تأکید میکنه به یزید که کمر به قتل امام حسین علیه السلام ببنده به رغم اینکه معاویه شدیداً نهی کرده بود یزید رو از این کار و اساساً کسی که توصیه کرد که عبیدالله بن زیاد رو بفرست برای ختم قائله به کوفه همین سر جون یهودی است
یا امام سجاد میفرمایند سر پدر مرا برای یهود بردند و در دربار شام بیش از آنکه مسلمان ببینم یهودی دیدم
و یا....

همیشه یادتان باشد که خدا میفرماید:
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا (82-مائده)
دشمن‏ترين مردم نسبت به كسانى كه ايمان آورده‏اند يهود و مشركان را مى‏يابی(85)
و مصداق اول مومنین در قرآن اهل بیت هستند!!!!!!!!!!!!!!!
و همچنین این آیه که یک دریا حرف درش هست:
الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (146-بقره)
اهل كتاب هم چنان كه فرزندان خود را مى‏شناسند او را مى‏شناسند، ولى گروهى از ايشان در عين آگاهى حقيقت را پنهان مى‏دارند. (146)
پیشنهاد میکنم این تاپیک رو حتماً کامل تمام ارسالهایش را مطالعه بفرماید:

چرا پیامبر به جز فتح مکه تمام همت خود را مصروف رسیدن به قدس کردند؟

بنده را میشناسید
برای بنده نه کتیبه ملاک است (که تازه اگر بتوانیم اثبات کنیم که حقیقی است و تازه اگر باز بتوانیم اثبات کنیم که درست ترجمه کرده باشیم باز در صحت مطالبش بسی جای تأمل است)
و نه عهد عتیق و عهد جدید و یا....
برای من آیات قرآن و روایات معتبر حجت است
و برای ما در روایات تصریح شده است که بخت النصر بلای عظیمی بر سر یهود آورده است!


یهودیانی که به طور متمرکز در بیت المقدس میزیستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
با تشکر از علی جان برای شرکت در بحث

فقط علی جان آیات 5 و 6 و 7 را توضیح نمیدید؟


آیات4 الی 7 سوره اسراء ترجمه مکارم شیرازی
نقل قول:وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿۴﴾
ما به بني اسرائيل در كتاب (تورات) اعلام كرديم كه دوبار در زمين فساد خواهيد كرد، و برتري جوئي بزرگي خواهيد نمود. (۴)

فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا ﴿۵﴾
هنگامي كه نخستين وعده فرا رسد مرداني پيكارجو را بر شما مي‏فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند حتي براي بدست آوردن مجرمان) خانه‏ها را جستجو مي‏كنند، و اين وعده‏اي است قطعي. (۵)


ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا ﴿۶﴾
سپس شما را بر آنها چيره مي‏كنيم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهيم كرد و نفرات شما را بيشتر (از دشمن) قرار مي‏دهيم. (۶)


إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا ﴿۷﴾
اگر نيكي كنيد بخودتان نيكي مي‏كنيد، و اگر بدي كنيد باز هم به خود مي‏كنيد، و هنگامي كه وعده دوم فرا رسد (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در صورت هايتان ظاهر مي‏شود و داخل مسجد (اقصي) مي‏شوند، همانگونه كه در دفعه اول وارد شدند، و آنچه را زير سلطه خود مي‏گيرند درهم مي‏كوبند! (۷)




بعد از مورد اولی که فرمودید، یعنی شهادت حضرت امیر و امام حسن، طبق آیات قرآن باید خانه های یهودیان قتل و غارت شود!!!
این در چه زمانی روی داده؟


و بعد هم در مورد دوم دوباره باید به یهودیان حمله شده باشد و در واقع در هر دو حمله باید به مسجد یا معبد حمله شود
کاملا از آیات مشخص و مبرهن است که قبل از فساد دوم، باید وعده اول الهی در نابودی گسترده یهودیان رخ دهد


ترتیب وقایع: فساد اول>>>>تحقق وعده اول نابودی>>>>مال و قدرت دادن>>>>فساد دوم>>>>تحقق وعده نابودی دوم
سلام و درود بر دوستان
تقريبا خوب پيش می‌رويم بويژه كه دوستان متخصص فقه‌الغه نبايد در اين انجمن كم باشند.

ببينيد، ما مثلا در فارسی داريم: «پيشبينی كردم كه به دماوند می‌رويد» در اينجا ممكن است رفتن به دماوند رخ داده باشد، ممكن است در حال انجام باشد يا حتی ممكن است هنوز انجام نشده و در آينده روی نمايد! يعنی سه زمان(گذشته، حال، آينده) برای فعل دوم(می‌رويد) بخاطر گذشتهء ساده بودن فعل نخست(پيشبينی كردم) بوجود آمده است و هيچ قطعيتی در «رفتن به دماوند» در زمان گذشته نيست!

اكنون در آيه چنين داريم: قَضَيْنا إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُن‏
قَضَيْنا -> لَتُفْسِدُن‏

بايد روشن كنيم كه كنشهايی چون لتفسدن و ديگر كنشها در ادامهء آيه‌ها، كدام زمان را نشانه رفته‌اند. البته آنان كه هميشه فساد می‌كرده‌اند! منتها منظورم كنشهای پسين در وعده‌های الهی است:

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً

يعنی آينده را در رخ دادن وعده انتقام پيشبينی می‌كند نه آنكه آينده‌ای در گذشته رخ داده باشد. همچنين است در دنباله
َ
لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيراً

اصلا روشن نيست وعدهء نخست روی داده باشد فقط گفته شده كه ورودشان بمانند ورود نخست است!!

پس نخست ما بايد روشن كنيم كه از ديدگاه زبانشناسی و دستور زبان عربی(آنهم دستور زبان قرآن نه امروزی) اين كنشها چه زمانی را نشانه رفته‌اند. سپس می‌توان چنين پرسشی را هم مطرح كرد:

اگر خداوند می‌خواست وعدهء دو انتقام يا بيشتر را در كتابی يا لوحه‌ای در گذشته بنويسد و برای آينده‌ای كه هنوز رخ نداده پيشبينی كند چگونه بايد در قرآن می‌گفت؟
بحث خوبی بود
چرا ادامه نمی دید؟!
(۲۰/شهریور/۹۱ ۱۲:۴۹)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]بحث خوبی بود
چرا ادامه نمی دید؟!

سپاس از شما گرامی،
برای نشان دادن قدمت و اصالت وجود گروهی از مردمان در جای خاصی از كرهء زمين به منابع كهن نياز است. منابع كهن شامل سنگ‌نبشته و گل‌نبشته و چوب‌نبشته و استخوان‌نبشته و پوست‌نبشته و پاپيروس‌نبشته و دست آخر كاغذنبشته است. از اين منابع برای يهوديان تاكنون چيزی يافت نشده است. همهء منابعی كه به اصالت داشتن و كهن بودن يهوديان در دوران هخامنشی و يا كهنتر اشاره می‌كنند، قدمتشان چندين سده يا حداكثر به سده‌های آغازين اسلام می‌رسد و هرگز به پيش از اسلام نمی‌رسد. منتها يكی از دوستان به قرآن كريم اشاره كردند كه از رخدادی در زمانهای بسيار كهن سخن رانده است اما از ديدگاه دستور زبان، قطعيتی در اين رخ دادن وجود ندارد. باز آنكه اگر بپذيريم كه آن رخداد در زمان كهن رخ داده است، باز نمی‌توان نشان داد كه وقوعش در زمان پيش از هخامنشيان بوده باشد! تنها چيزی كه در دست است، گمانه‌زنی‌های برخی از مفسرين از تاريخ است كه اتفاقا نزديكی بسيار شديدی با اسرائيليات دارد و هيچ مورخ كهنی آنها را تاييد نمی‌كند.

حتما می‌دانيد كه اسرائيليات نكته‌های تاريخی اثبات نشده‌ای هستند كه در طی 1400 سال به ديدگاههای ديگران وارد گشته است. بويژه داستانهای قرآنی كه همه واقعيت هستند، با اسرائيليات حجيم و دگرگون شده‌اند. برای نمونه داستان پسران حضرت آدم در قرآن وجود دارد اما هيچ خبری از نامشان نيست. آنگاه نامهای هابيل و قابيل اسرائيلياتی ساخته شده‌اند و انبوه گفتارهای ناروا در تورات به آنان منسوب گشته است. چنين است نامهای بی‌بنيادی چون نمرود و دانيال نبی و استر و مردخای و...
پس می‌بينيد كه نويسندگان تورات علاقهء عجيبی در ساخت نامهای بدون پشتوانهء تاريخی به نفع خود دارند. حتی نامهای تاريخی را نيز برای خود مصادرهء به مطلوب می‌كنند، مانند كورش و داريوش و...

اينان نه تنها نامها را مصادره يا اختراع می‌كنند، كه حتی نمادهای فرهنگی مردمان بومی را نيز مصادره می‌كنند. برای نمونه شطرنج در هند باستان ساخته شد و سپس از ايران به جهان رفت. آن زمان در هند هيچ يهودی نبوده است منتها امروزه صفحه‌های شطرنجی را برای نمادهای ماسونی خود بكار می‌برند تا مثلا اگر كسی خبردار شد، بگويند كه از زمان هنديان باستان، يهوديان هم در آنجا بوده‌اند! و لابد از سرزمين هندوستان سهم می‌برند! يا مثلا ستارهء داوود(!!) در هزاران سال پيش بين غير يهوديان بكار می‌رفته اما امروزه به نفع يهوديان مصادره شده است تا جائی‌كه فكر ما را هم گرفت و نهايتا ماسون‌ياب‌ها(!) بخاطرش ميدان انقلاب تهران را هم خراب كردند!!

به هر روی، زمانی می‌توان برای يهوديان قدمت تعيين كرد كه به نشانه‌های كهن برسيم. يهوديان چندين سده است كه به اين نكته پی‌برده‌اند. يكی از مهمترين دلايل اشغال فلستين، ساخت پيشينهء جعلی برای يهوديان است. اگر دقت كنيد صهيونيستها برای نخستين‌بار به دروغ گفته‌اند كه در نزديكی خودشان(!) در دريای مرده(بحر الميت) به تومارهای توراتی چند هزار ساله رسيده‌اند(!!) آنگاه هر زمان هر دانشمندی درخواست می‌كند كه اين تومارها ديده شوند، صهيونيستها می‌‌گويند كه در موزه‌های اسرائيل به شدت نگهداری می‌شوند تا آسيب نبينند! آنگاه باز درخواست می‌شود كه اشكالی ندارد، اجازه دهيد بيايم اسرائيل(!) آنجا اين اسناد كهن را ببينيم، می‌گويند ما خودمان منتشر می‌كنيم. سپس چندين عكس من‌درآوردی نشان می‌دهند و می‌گويند اينها همان اسناد پيدا شده است و ادامه می‌دهند كه دانشمندان اسرائيلی برای راحت خواندن ديگر دانشمندان، آنها را با ساختار امروزی بازسازی كرده‌اند!!!! ببينيد اوج دغل بازی را...
برايتان نشان می‌دهم:
مثلا در تومار ممكن است گفته شده باشد: «در زمان ... بزرگ... بابلي به آرامش رسيدند» و نقطه‌چين هم از واژه‌هایی باشد كه از بين رفته است، آنگاه صهيونيستها بجايی‌ نقطه‌چين اولی مثلا «كورش» و بجای دومی‌ «اسرائيل‌های در بند» می‌گذارند و منتشر می‌كنند!! يعنی هيچگاه اصل تومارها نمايش داده نمی‌شود! فكر می‌كنيد چرا صهيونيستها به شدت در پی حراج گل‌نبشته‌های باروی تخت جمشيد(امانت در دانشگاه شيكاگو) بودند؟! اين همه كتيبهء خوانده و منتشر شده در آمريكا از ايران وجود دارد، چه شده كه به اين تكه‌ گل‌های كوچك كه هنوز منتشر نشده تا اين اندازه علاقه دارند؟
دوست عزیز
این صرفا یک ادعا است بر مبنای اینکه ما می فرمایید من خواندم و گشتم نبود .... جالب هم هست ولی ...
تو جمع ما مخاطبین شما هم کسی نرفته همه اسناد ایران باستان رو خونده باشه ...
خودتون هم اذعان دارید همش هنوز ترجمه نشده .... درصد خیلی خیلی کمیش داده شده بیرون ... دلیلش هم میتونه خیلی چیز ها باشه و مهمترینش اینه که عمق تمدن پیشرفته ایرانی ها بر ملا نشه ... کم کم هاش اومده بیرون ما داریم بهش مباهات میکنیم میزنیمش تو سر سازندگان 300 ... حالا بیان کلش رو بدن بیرون ؟؟ کی آمریکایی ها؟؟
...................
شما منبعی یا کتاب معتبری در این رابطه دارید که این ادعا توش مطرح و بررسی شده باشه ؟؟؟
تاریخ دان معتبری مقاله ای در این ارتباط دارد؟؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع