تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بررسی و تحلیل اثار اقای صدا !!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۱۰/دی/۹۰ ۱۹:۲۴)vahrakan نوشته است: [ -> ]سلام دوستان

من در تعجب هستم از شما ها که ادعای مذهبی بودن دارید و اینجوری از کسی دفاع میکنید که ترانه هایی علیه کشور خودش خونده و به امام راحل توهین کرده ...انگار که سالها رفیق و یار و همراه سفره های شما بوده ....ترانه نون و پنیرو سبزی رو که با داریوش ملعون خونده بود یادتون نمیاد .این اقا دائم الخمره و شما که سینه چاکش هستید این رو بدونید دوستی و دوست داشتن شراب خواران حرام است و سیعات اخروی دارد.[/b]ConfusedConfusedConfused..در هر صورت این تحلیله که اینجا در مورد این خواننده انجام شده شما سعی کنید کاسه لیس این جهنمی نباشید ...
حضرت علی علیه السلام میفرماید ...بیچاره کسی است که اخرتش را به دنیایش بفروشد و بیچاره تر از ان کسی است که دنیایش را به اخرت دیگران بفروشد
HuhHuhHuh
دوستان بهتره تاثیرات موسیقی بر انسان هارو که استاد رائفی سخنرانی کردن در موردش رو دانلود کنید
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور در باره موسیقی:

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

دانلود قسمت سوم

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت‏شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (مائده - 8)

جناب vahrakan، این که از اول از کسی خوشتان نمی آمد یا... چمیدانم حتی اگر بدترین آدم روی زمین هم بود دلیل نمی شود که هر چیزی رو «بدون پایه و دلیل محکم» به او نسبت بدهید.
با ما عادل تر از این باشید!!
_______
آها راستی! آقای zohur12.ir، ممکنه یه سوال از شما بپرسم؟ آیا رعایت قوانین انجمن فقط مختص کاربران عادی هست یا ناظران هم موظف هستند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:من در تعجب هستم از شما ها که ادعای مذهبی بودن دارید و اینجوری از کسی دفاع میکنید که ترانه هایی علیه کشور خودش خونده و به امام راحل توهین کرده ...انگار که سالها رفیق و یار و همراه سفره های شما بوده ....ترانه نون و پنیرو سبزی رو که با داریوش ملعون خونده بود یادتون نمیاد .
این آهنگی رو که شما میگید نشنیدم.خب
ولی اگر مثلا شما کار حرامی رو انجام دادین من باید بیام یه مشت اوهام رو به شما نسبت بدم؟
نقل قول:این اقا دائم الخمره و شما که سینه چاکش هستید این رو بدونید دوستی و دوست داشتن شراب خواران حرام است و سیعات اخروی دارد.[/b]..در هر صورت این تحلیله که اینجا در مورد این خواننده انجام شده شما سعی کنید کاسه لیس این جهنمی نباشید ...
حضرت علی علیه السلام میفرماید ...بیچاره کسی است که اخرتش را به دنیایش بفروشد و بیچاره تر از ان کسی است که دنیایش را به اخرت دیگران بفروشد
شما هم میدونستید غیبت حرام است؟ تهمت حرام است؟ سوءظن حرام است؟
و...
حدیثی رو که نقل کردین به خودتون بر میگردونم
حضرت علی علیه السلام میفرماید ...بیچاره کسی است که اخرتش را به دنیایش بفروشد و بیچاره تر از ان کسی است که دنیایش را به اخرت دیگران بفروشد


(۱۰/دی/۹۰ ۲۲:۴۵)Blank Mind نوشته است: [ -> ]اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت‏شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (مائده - 8)

جناب vahrakan، این که از اول از کسی خوشتان نمی آمد یا... چمیدانم حتی اگر بدترین آدم روی زمین هم بود دلیل نمی شود که هر چیزی رو «بدون پایه و دلیل محکم» به او نسبت بدهید.

با ما عادل تر از این باشید!!


(۱۰/دی/۹۰ ۲۲:۳۷)blue.blood نوشته است: [ -> ]عزیزم ، دلیل ، برهان ، منطق ...
حرف باد هواست .

آقای vahrakan و zohur12.ir دقت کنید،تامل کنید،تعقل کنید،تفکر کنید،تعمق کنید. Big Grin
شجریان که اون بود این شد . . .
ابی که از اولش هم چیزی نبود . . .
[تصویر: image63458.jpg]

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ.

پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى
(۱۱/دی/۹۰ ۱۸:۵۹)Mason_yab نوشته است: [ -> ]شجریان که اون بود این شد . . .
ابی که از اولش هم چیزی نبود . . .
[تصویر: image63458.jpg]

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ.

پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى

شجريان مگه چي شده؟نكنه به اينم تهمت فراماسوني زديد؟
سلام
در جواب اون دوستی که میگه من با این کارم به اقای ابی تهمت زدم یا غیبت کردم موارد ذیل رو به عنوان عدم اشکال در غیبت میگویم.
در چه مواردی "غیبت" مجاز است ؟
[تصویر: re342.jpg]
مستثنيات غيبت:مرحوم شيخ انصارى در اوائل كتاب مكاسب محرمه چند مورد را جزء حرمت غيبت ندانسته و استثناء نموده و فرموده است در اين موارد غيبت جايز است :


1 - كسى كه در مورد شخصى با انسان مشورت مى كند و از او مى خواهد كه خوبى و بدى آن شخص را براى او بازگو كند، انسان بايد براى او خيرخواهى كند و واقعيت را براى او بيان كند، مخصوصا در كارهاى خير مانند ازدواج ، كه بخواهد دختر به او بدهد يا دختر از او بگيرد، و غيبت در اين موارد اشكال ندارد، زيرا كه خيرخواهى براى مشورت كننده واجب ، و خيانت به او حرام است ، زيرا خيانت به او چه بسا مفسده اش از واقع شدن در غيبت بيشتر باشد.


2 - در مورد ظالم و ستمگر غيبت كردن و شنيدن غيبت اشكالى ندارد زيرا خداى متعال مى فرمايد: (( ((لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم )) ))

((خداوند دوست ندارد كه آشكارا بدى كسى گفته شود مگر در مورد مظلوم و ستمديده ))


پس مظلوم و كسى كه مورد ستم واقع شده مى تواند ظلم ظالم را در نزد كسى كه از ظلم او خبر ندارد بر ملا كند و از دست او شكايت كند و بدى او در اين مورد اشكالى ندارد.


3 - اگر آدم فاسقى شهادت داد يا خبرى آورد كه فلانى چنين و چنان است بايد به شهادت او ترتيب اثر داده نشود، و به محض شنيدن خبر نادرست او حكم نكنيم ، بلكه غيبت و بدگوئى او نيز در اين مورد جايز است ، چون حكم نكردن به شهادت فاسق مصلحتش بيشتر از مفسده آن است ، و بدگوئى او در اين مورد اشكالى ندارد، چون با شهادت به ناحق او يا به ترتيب اثر دادن به خبر دروغ او ممكن است بين چند طائفه بهم بخورد و بدينجهت مفسده عظيمى رخ دهد.

4 - اگر كسى به شخص عادلى تهمت زد بايد كلام او را رد كرد و الا غيبت خود او كه به مؤ من عادل تهمت مى زند در اين مورد جايز است .


5 - كسى كه ادعاى نسبى را مى كند كه اهليت آن را ندارد، بايد او را رد كرد و حرفش را قبول نكرد و لو با غيبت نمودن و بدگوئى پشت سر او (در همين مورد.)

6 - كسى كه حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشكالى ندارد.


7 - كسى كه علنا فسق و فجور انجام مى دهد، مثلا علنا روزه مى خورد و يا گناه كبيره انجام مى دهد و يا زنا مى كند و يا شراب مى خورد، غيبتش * جايز است .


و بايد قصدش از غيبت و بدگوئى او اين باشد كه از كار زشتش بازدارد، و در واقع اين احسانى است به حق او. چون مى خواهد او را به كارهاى خوب وادارد.

8 - غيبت بدعت گذار در دين جايز است ، در صورتى كه خوف داشته باشى كه او مردم را گمراه كند.


9 - غيبت در استفتاء از مجتهد جايز است ، مثلا زنى مى رود پيش * مرجع تقليدش و مى گويد آيا مى توانم طلاق بگيرم يا نه ؟ اگر استفتاء موقوف باشد بر ذكر كردن نام او جايز است و الا جايز نيست .


10 - غيبت در مورد دفع ضرر از غيبت شده جايز است ، همان طورى كه امام صادق (ع ) بدگوئى زراره را مى نمود و قصد آن حضرت دفع ضرر دشمن از او بود، و به عبدالله بن زراره فرمود از جانب من به پدرت سلام برسان و بگو من بدى ترا پشت ترا گفتم ، به جهت دفاع از تو، زيرا كه دشمن و اهل سنت در اذيت و آزار به دوستان ما شتاب مى كنند، و با آنها دشمنى مى ورزند به جهت علاقمنديشان به ما، پس من غيبت تو را گفتم ، تا آزار و اذيت آنان را از تو دفع نمايم و تا اين كه مورد تمجيد و ستايش آنان قرارگيرى ، زيرا خداى متعال مى فرمايد: (( ((و اما السفينة فكانت لمساكين يعلمون فى البحر فاردت ان اعيبها و كان وراءهم ملك ياخذ كل سفينة غضبا)) ))


اما كشتى مال فقرائى بود كه در دريا مى كردند، پس خواستم آن را عيب دار و ناقص كنم ، چون در اطراف پادشاهى بودكه كشتى سالم (سالمى ) را به زور و به غصب مى گرفت ، امام در تجويز عيب زراره به اين آيه استدلال مى فرمايد كه اين كلام خدا است ، به خدا سوگند او آن را معيوب و ناقص نكرد جز آن كه هدفش اين بود كه از غضب نمودن شاه در امان باشد.


11 - جايز است عيبى از او بگويد كه به عنوان صفت خصوصى او گشته ، به طورى كه تا آن عيب و نقص را نگوئيد، آن فرد شناخته نشود، مثل دست شل ، و يا پا شل و يا لوچ و يك چشمى و يايك دستى ، و در حديث است كه زينب عطاره لوچ آمد پيش زنان پيغمبر اكرم (ص ) و با آنان ملاقات نمود.


پس اين عيب را گفتن در صورتى كه به اين صفت مشهور شده باشد و با شنيدن آن بدش نيايد اشكال ندارد. البته اين مبنى بر اين است كه فقط آن عيب ظاهر گفته شود و قصد مذمت او را نداشته باشد، بلكه قصدش * شناختن يا شناساندن او به طرف باشد بعد مرحوم شيخ مرتضى انصارى مى فرمايد: البته فقهاء موارد استثناء حرمت غيبت را بيش از اين بيان نموده اند، ولى ما ضابطه و قاعده كلى را در اين مورد وجود مصلحت غالبه بر مفسده هتك احترام مؤ من مى دانيم ، چون هتك احترام مؤ من حرام است و اين به اختلاف مصالح و مراتب مفسده هتك مؤ من متفاوت است ، زيرا كه مصلحت در قوت و ضعف مندرج است ، چه بسا مؤ منى كه عرض و آبرويش هيچ ارزشى ندارد، پى بايد در هر دو جانب مصلحت و مفسده را مورد سنجش قرار دهيم ، اولويت با رعايت مصلحت بيشتر است اگر غيبت مصلحت بيشترى داشت غيبت جايز است و اگر حفظ آبروى مؤ من مصلحتش بيشتر بود غيبت جايز نيست .Cool

غیبت متجاهر به فسق :
از مواردی که غیبت کردن ( حتی بدون وجود مصلحت خاصی ) جایز است عیبت افراد متجاهر به فسق است . زیرا با وجود تجاهر , غیبت مصداق پیدا نمی کند .
پیامبر اکرم می فرمایند : « سه نفرند که غیبت ندارند { غیبتشان اشکالی ندارد } :
۱- کسی که دارای هوسهای باطل و بیهوده است
۲- کسی که بهطور علنی گناه می کند .
۳- زمامدار ستمگر
« احیاء علوم الدین غزالی , ج۳ / ص ۱۵۳ »
و نیز فرمودند : « کسی که نقاب حیا را از چهره برافکند غیبت ندارد » « محجه البیضاء , ج۵/۲۷۲ »Cool
سلام مجدد
راستی اون آهنگی که ابی در وصف عشقش میگه و آداب و رسوم مسلمونا رو با کنایه تو شعرش آورده شنیدید؟
بخشی از ترانه که یادم میاد اینه:
قبله یعنی ...(سرمه!) چشم مستت
ضریح اونه که دست بزنم به دستت
...........
به جای مهر سرت رو بذار رو شونم، سرت رو بذار روشونم!
ویرایش: ببخشید وارد بحث شدم، فکر کنم منظورتون آقای Ahmad-A.R.M بود؟!!
(۱۱/دی/۹۰ ۱۹:۲۹)vahrakan نوشته است: [ -> ]
سلام
در جواب اون دوستی که میگه من با این کارم به اقای ابی تهمت زدم یا غیبت کردم موارد ذیل رو به عنوان عدم اشکال در غیبت میگویم.
در چه مواردی "غیبت" مجاز است ؟
[تصویر: re342.jpg]

مستثنيات غيبت:مرحوم شيخ انصارى در اوائل كتاب مكاسب محرمه چند مورد را جزء حرمت غيبت ندانسته و استثناء نموده و فرموده است در اين موارد غيبت جايز است :


1 - كسى كه در مورد شخصى با انسان مشورت مى كند و از او مى خواهد كه خوبى و بدى آن شخص را براى او بازگو كند، انسان بايد براى او خيرخواهى كند و واقعيت را براى او بيان كند، مخصوصا در كارهاى خير مانند ازدواج ، كه بخواهد دختر به او بدهد يا دختر از او بگيرد، و غيبت در اين موارد اشكال ندارد، زيرا كه خيرخواهى براى مشورت كننده واجب ، و خيانت به او حرام است ، زيرا خيانت به او چه بسا مفسده اش از واقع شدن در غيبت بيشتر باشد.


2 - در مورد ظالم و ستمگر غيبت كردن و شنيدن غيبت اشكالى ندارد زيرا خداى متعال مى فرمايد: (( ((لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم )) ))

((خداوند دوست ندارد كه آشكارا بدى كسى گفته شود مگر در مورد مظلوم و ستمديده ))


پس مظلوم و كسى كه مورد ستم واقع شده مى تواند ظلم ظالم را در نزد كسى كه از ظلم او خبر ندارد بر ملا كند و از دست او شكايت كند و بدى او در اين مورد اشكالى ندارد.


3 - اگر آدم فاسقى شهادت داد يا خبرى آورد كه فلانى چنين و چنان است بايد به شهادت او ترتيب اثر داده نشود، و به محض شنيدن خبر نادرست او حكم نكنيم ، بلكه غيبت و بدگوئى او نيز در اين مورد جايز است ، چون حكم نكردن به شهادت فاسق مصلحتش بيشتر از مفسده آن است ، و بدگوئى او در اين مورد اشكالى ندارد، چون با شهادت به ناحق او يا به ترتيب اثر دادن به خبر دروغ او ممكن است بين چند طائفه بهم بخورد و بدينجهت مفسده عظيمى رخ دهد.

4 - اگر كسى به شخص عادلى تهمت زد بايد كلام او را رد كرد و الا غيبت خود او كه به مؤ من عادل تهمت مى زند در اين مورد جايز است .


5 - كسى كه ادعاى نسبى را مى كند كه اهليت آن را ندارد، بايد او را رد كرد و حرفش را قبول نكرد و لو با غيبت نمودن و بدگوئى پشت سر او (در همين مورد.)

6 - كسى كه حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشكالى ندارد.


7 - كسى كه علنا فسق و فجور انجام مى دهد، مثلا علنا روزه مى خورد و يا گناه كبيره انجام مى دهد و يا زنا مى كند و يا شراب مى خورد، غيبتش * جايز است .


و بايد قصدش از غيبت و بدگوئى او اين باشد كه از كار زشتش بازدارد، و در واقع اين احسانى است به حق او. چون مى خواهد او را به كارهاى خوب وادارد.

8 - غيبت بدعت گذار در دين جايز است ، در صورتى كه خوف داشته باشى كه او مردم را گمراه كند.


9 - غيبت در استفتاء از مجتهد جايز است ، مثلا زنى مى رود پيش * مرجع تقليدش و مى گويد آيا مى توانم طلاق بگيرم يا نه ؟ اگر استفتاء موقوف باشد بر ذكر كردن نام او جايز است و الا جايز نيست .


10 - غيبت در مورد دفع ضرر از غيبت شده جايز است ، همان طورى كه امام صادق (ع ) بدگوئى زراره را مى نمود و قصد آن حضرت دفع ضرر دشمن از او بود، و به عبدالله بن زراره فرمود از جانب من به پدرت سلام برسان و بگو من بدى ترا پشت ترا گفتم ، به جهت دفاع از تو، زيرا كه دشمن و اهل سنت در اذيت و آزار به دوستان ما شتاب مى كنند، و با آنها دشمنى مى ورزند به جهت علاقمنديشان به ما، پس من غيبت تو را گفتم ، تا آزار و اذيت آنان را از تو دفع نمايم و تا اين كه مورد تمجيد و ستايش آنان قرارگيرى ، زيرا خداى متعال مى فرمايد: (( ((و اما السفينة فكانت لمساكين يعلمون فى البحر فاردت ان اعيبها و كان وراءهم ملك ياخذ كل سفينة غضبا)) ))


اما كشتى مال فقرائى بود كه در دريا مى كردند، پس خواستم آن را عيب دار و ناقص كنم ، چون در اطراف پادشاهى بودكه كشتى سالم (سالمى ) را به زور و به غصب مى گرفت ، امام در تجويز عيب زراره به اين آيه استدلال مى فرمايد كه اين كلام خدا است ، به خدا سوگند او آن را معيوب و ناقص نكرد جز آن كه هدفش اين بود كه از غضب نمودن شاه در امان باشد.


11 - جايز است عيبى از او بگويد كه به عنوان صفت خصوصى او گشته ، به طورى كه تا آن عيب و نقص را نگوئيد، آن فرد شناخته نشود، مثل دست شل ، و يا پا شل و يا لوچ و يك چشمى و يايك دستى ، و در حديث است كه زينب عطاره لوچ آمد پيش زنان پيغمبر اكرم (ص ) و با آنان ملاقات نمود.


پس اين عيب را گفتن در صورتى كه به اين صفت مشهور شده باشد و با شنيدن آن بدش نيايد اشكال ندارد. البته اين مبنى بر اين است كه فقط آن عيب ظاهر گفته شود و قصد مذمت او را نداشته باشد، بلكه قصدش * شناختن يا شناساندن او به طرف باشد بعد مرحوم شيخ مرتضى انصارى مى فرمايد: البته فقهاء موارد استثناء حرمت غيبت را بيش از اين بيان نموده اند، ولى ما ضابطه و قاعده كلى را در اين مورد وجود مصلحت غالبه بر مفسده هتك احترام مؤ من مى دانيم ، چون هتك احترام مؤ من حرام است و اين به اختلاف مصالح و مراتب مفسده هتك مؤ من متفاوت است ، زيرا كه مصلحت در قوت و ضعف مندرج است ، چه بسا مؤ منى كه عرض و آبرويش هيچ ارزشى ندارد، پى بايد در هر دو جانب مصلحت و مفسده را مورد سنجش قرار دهيم ، اولويت با رعايت مصلحت بيشتر است اگر غيبت مصلحت بيشترى داشت غيبت جايز است و اگر حفظ آبروى مؤ من مصلحتش بيشتر بود غيبت جايز نيست .Cool


غیبت متجاهر به فسق :
از مواردی که غیبت کردن ( حتی بدون وجود مصلحت خاصی ) جایز است عیبت افراد متجاهر به فسق است . زیرا با وجود تجاهر , غیبت مصداق پیدا نمی کند .
پیامبر اکرم می فرمایند : « سه نفرند که غیبت ندارند { غیبتشان اشکالی ندارد } :
۱- کسی که دارای هوسهای باطل و بیهوده است
۲- کسی که بهطور علنی گناه می کند .
۳- زمامدار ستمگر
« احیاء علوم الدین غزالی , ج۳ / ص ۱۵۳ »
و نیز فرمودند : « کسی که نقاب حیا را از چهره برافکند غیبت ندارد » « محجه البیضاء , ج۵/۲۷۲ »Cool



سلام

حالا من نمیدونم منظور شما کدوم مورد بود.دقیق ذکر کنید.
من نمیدونم چی بگم قبلا گفتم بازم بگم؟
حالا دقیق تر به مطلبتون نگاه کنیم
نقل قول:
این آقای تاریخ دیگر کیست که این قدر دلش از او پر است؟ با این مشخصاتی که داده فقط یک نفر در ذهن من تداعی می شود و آن هم آمریکاست. قدر و ثروت که دارد. آدم مشهور در هر زمینه ای هم که بخواهی به وفور در آن پیدا می شود. داعیۀ امپراطوری هم که دارد. برای دیگر کشورها هم محنت و وحشت به بار آورده و همه او را لعنت می کنند. اما نه، امریکا که این همه به او آزادی داده تا صدایش را هر قدر می خواهد بکشد چرا باید از دست او ناراحت باشد؟

من نمیگم اشتباهه، شاید من ندونم.
ببخشید آمریکا چه ربطی به آقای تاریخ داشت؟ شما چطور متوجه شدی که منظور آمریکا بوده؟
(۱۱/دی/۹۰ ۱۹:۲۴)amiredge نوشته است: [ -> ]
(۱۱/دی/۹۰ ۱۸:۵۹)Mason_yab نوشته است: [ -> ]شجریان که اون بود این شد . . .
ابی که از اولش هم چیزی نبود . . .
[تصویر: image63458.jpg]

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ.

پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى


شجريان مگه چي شده؟نكنه به اينم تهمت فراماسوني زديد؟


از اونم بدتر!!!!!
یک تاپیک راه انداختم براش با این تیتر : شجریان خودش را هم تکذیب کرد . . .
در این آدرس: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-9310.html
حتما برو بخون . . .
بهتره یه جمله هم از انجیل بگم اینجا که خیلی جالبه

خداوند متعال می گه که هر کسی مرا انکار کند من هم او را در آن دنیا انکار خواهم کرد پس او در آغوش شیطان تا ابد در جهنم خواهد سوخت !!!!
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع