تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اینم عیدی ما به بچه های گل بیداری، عید سعید غدیر مبارک!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
این هم از مزایای در جمع خوبان بودن.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سادات عزیز خیلی برای بچه های تالار 2آ کنن.
ممنون سید ابراهیم عزیزم
یا علی
التماس2آ
بسم الله الرحمن الرحیم
عید غدیرخم برهمه ی مسلمانان به خصوص بچه های خوب این تالار مبارک.
خیلی ممنون بابت نماز ودعا

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم
خب دیگه فکر کنم حسابی این تاپیک متبرک شده با این همه صلوات ها شما دوستان..... HeartHeart
با اجازه تان میخوام بپردازم به داستانهایی که قبلا عرض کردم
این دو داستان اول را به عمد با هم می آروم
داستان اول

ابتدای عاشقی، انتهای ایمان
نشسته بودم کنار ابو سفیان و عباس. مشغول گفتگو بودیم. مثل هر روز و همیشه در مورد تجارت و بازار و کار و کاسبی. سرگرم بودیم که دیدم سه نفر وارد شدند، کنار کعبه ایستادند. یک مرد، یک نوجوان و یک زن. اعمالی را انجام می دادند که تا به آن روز ندیده بودم.


اول تعجب کردم، بعد خنده ام گرفت و گفتم(( این سه تن کیستند؟ مسخره بازی جدیدی است؟))


با تاسف سری تکان داد و گفت (( آری مسخره بازی جدیدی است. می بینی؟ آنکه جلو ایستاده است محمد پسر عبدالله است. آن زن دختر خویلد، خدیجه است. و آن نوجوان علی ابن ابی طالب است.))


گفتم چه می کنند؟ گفت: (( نماز میخوانند. دینی آمده است که تنها این سه تن به آن پایبندند..)) خنده ای کرد و ادامه داد(( آری خدایی ظهور کرده است که بر کل زمین فقط این سه تن به آن ایمان دارند، هم اکنون هم برای خدای نامعلومشان نماز می گذارد))


به آن کودک نگاه کردم. محو او شدم. خودش را جمع کرده بود و بسیار آرام مشغول نماز بود. گفتم(( آن کودکم هم ایمان پیدا کرده؟))


پوزخندی زد و گفت(( من نمی دانم این کودک دگر این جا چه میکند، او الان با هم سن و سال هایش باید بازی کند، اورا به نمازخواندن چه کار....!!!))
داستان دوم

الحمدالله که علــــــــــــــــــــــــــی کشته شد....
خبر در شهر پیچید.... باور کردنی نبود. هلهله ای بر پا شد. مردم به دور میدان اصلی شهر آمده بودند. همه خوشحالند، شادند همه. برخی نفس راحتی می کشند،


پیرمردی در گوشه از بازار نشسته، موهای بلند سفیدش در باد می رقصد، از چشمان سرخش آتش می بارد. زمزمه ای میکند. مردم به هم تبریک می گویند... پیرمرد پوزخندی می زند و با تمسخر نگاهی به آسمان می اندازد، انگار که بخواهد لج کسی را در بیاورد، به آسمان می گوید(( الحمدالله که علی کشته شد...))


صداها بلند است.... گویی آماده تدارک جشنی هستند، جشن برای کشته شدن برادر ،داماد، جانشین و پسر عموی پیامبرشان!!!.


ولی بسیاری هم مبهوت زده اند. حیران و سرگردان!!!!!اصلا و اصلا باورشان نمی شود. مگر می شود؟؟؟؟ از هم سوال می کنند:
(( آخر مگر پسر ابی طالب هم بلد بود نماز بخواند که در مسجد کشته شده است؟ او در مسجد چه می کرده است، اورا با نمازخواندن چه کار....!!!))


ان شاءالله ادامه دارد...
[تصویر: salavat.jpg]
[تصویر: 21441683765103202213.png]
سلام
پیشاپیش عید بزرگ ولایت رو به همه عاشقان مولا علی و برادر بزرگوارم آقا سید تبریک عرض می کنم
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم ...
سلام به همه دوستان عزیز بیداری اندیشه!

من هم این عید رو به خودم و همه دوستان تبریک میگم Smile

راستش من هم باید عیدی بدم دیگه.....

البته عیدی من مثل عیدی سید ابراهیم بزرگ نیست .

من لیست دوستان رو از سیدابراهیم میگیرم و برای هر کدوم عزیزان 14 صلوات میفرستم .

دیگ وسع ما فعلا همین اندازه هستش!!Smile

البته دوستانی که مشهدی هستن حضوری در خدمتشون هستیمWink


یاعلی
سلام و عرض ادب و احترام
خدمت برادر و همسنگر گرامی و بزرگوارم .. اقا سید ابراهیم ....من هم به نوبه خودم پیشاپیش فرا رسیدن سالروز با سعادت عید ولایت و امامت رو به شما و تمامی بزرگواران این تالار و همه شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنم ...امیدوارم که توانسته باشم تاکنون اندک ذره ای در راه حقانیت ائمه اطهار علیهما سلام قدم مفیدی برداشته باشم .
العلی مع الحق و الحق مع العلی
آقا سید کاش این داستانهای واقعی رو توی یه تاپیک جدا مینوشتی که مختص باشه
وبشه استفاده کرد ضمنا شما چرانوشتی عیدی ما اما همه رو خودت میخوای انجام بدی؟
شما جمع نوشتی دیگه ما جدا تاپیک نزنیم اقلا یه کم صلواتش رو به ما بده یا اسامی رو برامون بفرست ماهم جدا براشون یه عیدی بدیم
پسرعمو انقدر.......

یاعلی
عارف بالله حاج اسماعیل دولابی‌ می‌فرمودند :
حدیث معرفت امیرالمومنین علیه السلام به نورانیت را در جانمازتان بگذارید و تا چهل روز هر روز یکبار با توجه بخوانید تا به خود امیرالمومنین علیه السلام راه پیدا کنید.

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21361.html
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
آدرس های مرجع