تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حسين ‏(علیه السلام) امروز كجاست ، چه ميكند و چه ميگويد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
اول ‌صفر سال ‌۶۱ هجرى قمرى
ورود كاروان اسرا به دمشق
اهل بيت (علیه السلام) را همراه راس نوراني و پاك سيد الشهدا و ياران باوفايشان به طرف دمشق آوردند.‏ اهل بيت (علیه السلام) چون نزديك دروازه دمشق رسيدند، ام كلثوم شمر لعنه ‏الله عليه را صدا زد و فرمود: ما را از دروازه‌اي وارد دمشق كنيد كه مردم كمتر اجتماع كرده ‏باشند و سرها را از ميان محملها دور كنيد تا نظر مردم به آنها جلب شده به نواميس ‏رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نگاه نكنند.‏

شمر كاملاً برخلاف خواست ام كلثوم عمل كرد و كاروان اهل بيت(علیه السلام) را از دروازه ساعات كه ‏براي ورود كاروان تزيين شده بود و مردم زيادي در آنجا اجتماع كرده بودند، وارد شهر ‏دمشق كرد و اهل بيت (علیه السلام) و سرهاي مقدس را در اين دروازه نگاه داشت تا در معرض ‏تماشاي مردم قرار گيرند، سپس آنها را در نزديكي در مسجد جامع دمشق، در جايگاهي ‏كه اسيران را نگاه مي‌دارند، نگاه داشت.

در بعضي از نقلها آمده است كه اهل بيت (علیه السلام) را سه روز در اين دروازه نگاه داشتند.‏..
سلام
این روزها هوای حج خانه خدا بوی دیگری دارد ، از سویی برای نفس قربانی میکنن و از سویی برای مغفرت خواستن و چشم پوشی از گناه ، خدا را با حالتی غریبانه نجوا میکنند.
در این حال و هوا با نزدیک شدن به عرفات و در زیر چادرهای صحرای عرفه ، میدانیم که حاجی ما ، امام ما ، فرزند نبی اکرم دست از اعمال میکشد و برای نگهداشتن حرمت حرم امن الهی قصد به ترک انجا را میکند.
امام حسین ، زنده نگهدارنده اسلام ،در وصیت به برادر خویش محمد بن حنفیه مینویسند:
« اِنّي ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ في اُمَّهِ جَدّي، اُريدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهي عَنِ المنكَرِ وَ اَسيرَ بِسيرهِ جَدّي وَ اَبي عَليَّ بن اَبي طالبٍ (عليه السّلام) »
« من برای جاه طلبی و کام جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم ».
"مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188. و مقتل الحسین مقرم،ص156"
به یاد داشته باشیم در این روز ، با یاد ان حضرت دعای عرفه را با حال غربت بخوانیم.
تا محرم و کربلا چند منزل باقیست.
"باشید با این کاروان"
دیگر صدای کاروان حسینی گوشم را نوازش میکند
انگار همین یک کوچه بالاتر هیئتی خود را اماده میکند
همین دیروز بود که ....Confused
[تصویر: emam-hosein35-n.jpg]
حسين منى و اءنا من حسين احب الله من احب حسينا حسين سبط من الاسباط .
حسين از من و من از حسينم ؛ دوستدار حسين محبوب خداست ؛ حسين امتى از امت ها است .
ذخائر العقبى /124 و سنن ترمذى 2/307 و كنزالعمال 6/221 و 7/107 الفصول المهمة /171 و فضائل الخمسة 3/264 - 262.
سلام
محرم شروع شد
و امام در این روز
برای دوستان طرح اینو گرافی رو هم در حال تهیه هستم تا بیشتر با این مسیر ها و اتفاقات و منازل اشنا بشید
سلام
این هم تقدیم اونهایی که این بحث رنبال میکردن
البته چند تصویر اینفوگرافی هست در ارتباط با حرکت و مسیر حرکت امام حسین به سمت کربلا
یدونه نمونه میزارم و بقیه روئ لینک با کیفیت بالا

[تصویر: 139212071138357542215504.jpg]
لینک با کیفیت بالا

تصویر دیگر
لینک
روزشمار قیام امام‌ حسین (علیه السلام).
التماس دعاAngel
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خواستم بگم که بیایم و با امیر این قافله همراه باشیم ،
زیاد تا سر منزل ننهایی نمانده

[تصویر: %D8%AA%D8%B1%D8%A8%D8%AA.jpg]
فقط جهت یاد اوری این قیام.
کمتر از دو ماه تا ماه حرامی که هتک حرمت شده
سلام
صرفا جهت یاد اوری
(۱۴/آبان/۹۱ ۲۳:۲۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]سلام
برای محرم خودمونو داریم آماده میکنیم؟
نهم ذى الحجه سال‌ شصتم هجرى قمرى
شهادت مسلم (علیه السلام)
مسلم را به بالاى دارالاماره مي بردند، در حالى كه نام خدا بر زبانش بود، تكبير مي‏گفت، خدا را تسبيح مي‏كرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهى درود مي‏فرستاد و مي‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ‏ باز كه دست از يارى ما كشيدند، حكم كن! با ضربت‏ شمشير، سر از بدنش جدا كردند، و... پيكر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سر و صداى زيادى به پا كردند.

پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانى‏» رفتند و با دو ضربت، سر اين انسان والا و حامى بزرگ مسلم را از بدن جدا كردند. درحاليکه اين چنين با خداي خود ميگفت: «بازگشت‏ به سوى خداست. خدايا مرا به سوى رحمت و رضوان خويش ببر!» بدن هانى را هم به طنابى بستند و در كوچه ‏ها و گذرها بر خاك كشيدند. خبر اين بيحرمتى به مذحجيان رسيد. اسب سوارانشان حمله كردند و پس از درگيرى با نيروهاى ابن‏ زياد بدن هانى و مسلم را گرفتند و غسل دادند و بر آنها نماز خواندند و دفن كردند، در حالى كه جسد مسلم، بي ‏سر بود. آن روز، تنى چند از سرداران اسلام هم دستگير شده و به شهادت رسيدند و اجساد مطهرشان در كنار آن دو قهرمان رشيد به خاك سپرده شد و در روز نهم ذيحجه، كربلاى كوچكى در كوفه بر پا شد و يادشان به جاودانگى پيوست.
برای توضیح بیشتر مینونید به اینجا سر بزنید
بسم الله الرحمن الرحیم
جهت یاد اوری
دوم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى
ورود به كربلا
كاروان امام پس از حركت و طي مسيري كوتاه به منطقه‌اي رملي ‏كه با نخلستان و تپه ماهوري احاطه شده بود رسيد. وقتي به آن جا رسيدند، حضرت ‏فرمود: نام اين زمين چيست؟ عرض شد: كربلا. حضرت فرمود: پروردگارا! از اندوه و بلا به ‏تو پناه مي‌برم. سپس حضرت فرمود: توقف كنيد و رحل اقامت بيفكنيد. به خدا اين جا ‏محل خوابيدن شتران ما و جاي ريخته شدن خون ما و قتلگاه و مدفن ماست و به خدا در ‏اين جا حريم حرمت ما شكسته مي‌شود و جدم همين را به من خبر داده است...‏

سپس اصحاب امام پياده شدند و حر و لشكرش هم در ناحيه ديگري مقابل امام پياده ‏شدند. حضرت در گوشه‌اي نشست و به اصلاح شمشير خود پرداخت در حالي كه اين ‏شعار را مي‌خواند اي روزگار! چه بسيار صبح و شام كه صاحب و طالب حق كشته گشته ‏و روزگار بدل نمي‌پذيرد و امور به خداي بزرگ بازمي‌گردد و هر موجود زنده‌اي اين راه را كه ‏من رفتم خواهد رفت.

زنان حرم ناله سردادند ... ام ‏كلثوم صدا مي‌زد اي واي يا محمد، اي واي يا علي، اي وام مادرم، اي واي يا فاطمه، اي ‏واي يا حسن، اي واي يا حسين، اي واي از بيچارگي بعد از تو يا اباعبدالله!‏

هنگامي كه قافله كربلا به منزل رسيد و لشكر حر جلوي امام حسين (علیه السلام) و اصحابش را ‏گرفت و خبر مي‌رسيد كه از كوفه لشكر آماده آمدن به كربلاست، جريان واضح گشت و ‏معلوم شد كه حسين (علیه السلام) و ياران همراهش كشته مي‌شوند. ابي‌عبدالله يارانش را جمع ‏كرد و خطبه‌اي خواند و پس از حمدوثناي الهي فرمود: اما بعد اي اصحاب من، مي‌بينيد كه ‏چه پيش آمده است. يعني صحبت از كشته شدن است.

خيلي مختصر مي‌فرمايد: از عمر ما به همين ‏اندازه باقي مانده است. از آن جمله فرمايشات امام حسين (علیه السلام) است كه مي‌فرمايد: آيا ‏نمي‌بينيد كه كار به جايي رسيده كه حق پايمال شده و به آن عمل نمي‌شود و باطل رواج ‏يافته است و به معروف عمل نمي‌شود و از منكر نهي نمي گردد جا دارد كه مومن آرزوي ‏مرگ كند اما من مرگ را جز سعادت نمي‌بينم و زندگي با اين ظالمها جز ذلت نيست.‏

مقصود آن حضرت را اصحاب فهميدند و اعلام جان نثاري كردند. خورشيد خود را به معركه ‏رسانده و گرماي طاقت‌فرسايش امان همه را ربوده بود و تشنگي بر هر دو سپاه غلبه ‏كرده بود امام (علیه السلام) دستور داد كه به همه سپاه حر و اسبهاي آنان آب بدهند و آنان را ‏سيراب كنند و امام (علیه السلام) و ياران هم آب نوشيدند.‏

همچنين در اين روز امام حسين (علیه السلام) اولين خطبه خود براي سپاه حر را خواندند. آفتاب به ‏وسط آسمان رسيده بود هنگام نماز ظهر بود. امام به حجاج بن مسروق جعفر امر كرد ‏اذان بگويد: سپس امام (علیه السلام) با عبا، ردا و نعلين بعد از حمد و سپاس خداوند چنين فرمود: ‏اي مردم، من از خداي شما و شما پوزش مي‌طلبم من پيش شما نيامدم مگر وقتي كه ‏نامه هايتان رسيد قبل از اينكه من شما را بيابم، نامه‌هاي شما به من رسيد كه ما را ‏امامي نيست، شايد خداوند ما را بر هدايت مجتمع كند اگر بر همان گفتار هستيد، من به ‏سوي شما آمدم اگر شما به عهدها و پيمانهاي خود، آنگونه كه من اطمينان يابم، به من ‏قول مي‌دهيد به سرزمين شما وارد مي‌شوم. آنها ساكت بودند به موذن گفته شد اذان را ‏بگويد امام (علیه السلام) به حر گفت تو با يارانت نماز بگزار، حر گفت: نه شما بخوان ما نيز به همراه ‏تو نماز مي‌خوانيم سپس امام با آنها نماز خواند.
(۲/آذر/۹۱ ۱۸:۱۸)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
هفتم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى
بستن شريعه فرات
در اين روز عبيدالله بن زياد نامه‌اي به نزد عمربن سعد فرستاد و به او ‏دستور داد تا با سپاهيان خودبين امام حسين (علیه السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله ايجاد كرده ‏و اجازه نوشيدن حتي يك قطره آب را به امام ندهند، همانگونه كه از دادن آب به عثمان بن ‏نعمان خودداري شد.‏

عمربن سعد نيز فوراً عمروبن حجاج را با پانصد سوار در كنار شريعه فرات مستقر كرد و ‏مانع دسترسي امام حسين (علیه السلام) و يارانش به آب شدند و اين رفتار غيرانساني سه روز ‏قبل از شهادت حضرت صورت گرفت در اين هنگام مردي به نام عبدالله بن حصين ازدي كه ‏از قبيله بجيله بود فرياد برداشت كه اي حسين! اين آب را ديگر سان رنگ آسماني ‏نخواهي ديد! بخدا سوگند كه قطره‌اي از آن را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي!‏

امام حسين (علیه السلام) فرمود: خدايا! او را از تشنگي بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار ‏مده! حميد بن مسلم مي‌گويد به خدا سوگند كه پس از اين گفتگو به ديدار او رفتم در ‏حالي كه بيمار بود، قسم به آن خدايي كه جز او پروردگاري نيست، ديدم كه عبدالله بن ‏حصين آنقدر آب مي‌آشاميد تا شكمش بالا آمد! و باز فرياد مي‌زد العطش! باز آب مي‌خورد ‏تا شكمش آماس مي‌كرد ولي سيراب نمي‌شد و چنين بود تا جان داد. ‏

در اين روز بود كه خبر رسيدن مسلم بن عوسجه كه شبانه از كوفه به كربلا آمده و خود را ‏به سپاه امام رساند، اصحاب و ياران را خوشحال و شادمان كرد مسلم اولين شهيد ‏عاشوراست كه در حمله نخست به شهادت رسيد. پيرمردي بزرگوار از طايفه بني‌اسد و از ‏چهره‌هاي درخشان كوفه و از هواداران اهل بيت (علیه السلام) بود از اصحاب پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و از ‏مسلمانان باسابقه به شمار مي‌رفت و از آن حضرت هم روايت شده است كه پارسا، ‏شجاع و سواركاري نامي بود.
یاران چیزی تا قیامت کبری باقی نیست بیایید ماهم وارد خیمه حسینی شویم
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع