اول صفر سال ۶۱ هجرى قمرى
ورود كاروان اسرا به دمشق
اهل بيت (علیه السلام) را همراه راس نوراني و پاك سيد الشهدا و ياران باوفايشان به طرف دمشق آوردند. اهل بيت (علیه السلام) چون نزديك دروازه دمشق رسيدند، ام كلثوم شمر لعنه الله عليه را صدا زد و فرمود: ما را از دروازهاي وارد دمشق كنيد كه مردم كمتر اجتماع كرده باشند و سرها را از ميان محملها دور كنيد تا نظر مردم به آنها جلب شده به نواميس رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نگاه نكنند.
شمر كاملاً برخلاف خواست ام كلثوم عمل كرد و كاروان اهل بيت(علیه السلام) را از دروازه ساعات كه براي ورود كاروان تزيين شده بود و مردم زيادي در آنجا اجتماع كرده بودند، وارد شهر دمشق كرد و اهل بيت (علیه السلام) و سرهاي مقدس را در اين دروازه نگاه داشت تا در معرض تماشاي مردم قرار گيرند، سپس آنها را در نزديكي در مسجد جامع دمشق، در جايگاهي كه اسيران را نگاه ميدارند، نگاه داشت.
در بعضي از نقلها آمده است كه اهل بيت (علیه السلام) را سه روز در اين دروازه نگاه داشتند...
سلام
این روزها هوای حج خانه خدا بوی دیگری دارد ، از سویی برای نفس قربانی میکنن و از سویی برای مغفرت خواستن و چشم پوشی از گناه ، خدا را با حالتی غریبانه نجوا میکنند.
در این حال و هوا با نزدیک شدن به عرفات و در زیر چادرهای صحرای عرفه ، میدانیم که حاجی ما ، امام ما ، فرزند نبی اکرم دست از اعمال میکشد و برای نگهداشتن حرمت حرم امن الهی قصد به ترک انجا را میکند.
امام حسین ، زنده نگهدارنده اسلام ،در وصیت به برادر خویش محمد بن حنفیه مینویسند:
« اِنّي ما خَرَجتُ اَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالِماً، اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ في اُمَّهِ جَدّي، اُريدُ اَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و اَنهي عَنِ المنكَرِ وَ اَسيرَ بِسيرهِ جَدّي وَ اَبي عَليَّ بن اَبي طالبٍ (عليه السّلام) »
« من برای جاه طلبی و کام جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم ».
"مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188. و مقتل الحسین مقرم،ص156"
به یاد داشته باشیم در این روز ، با یاد ان حضرت دعای عرفه را با حال غربت بخوانیم.
تا محرم و کربلا چند منزل باقیست.
"باشید با این کاروان"
دیگر صدای کاروان حسینی گوشم را نوازش میکند
انگار همین یک کوچه بالاتر هیئتی خود را اماده میکند
همین دیروز بود که ....
حسين منى و اءنا من حسين احب الله من احب حسينا حسين سبط من الاسباط .
حسين از من و من از حسينم ؛ دوستدار حسين محبوب خداست ؛ حسين امتى از امت ها است .
ذخائر العقبى /124 و سنن ترمذى 2/307 و كنزالعمال 6/221 و 7/107 الفصول المهمة /171 و فضائل الخمسة 3/264 - 262.
سلام
محرم شروع شد
برای دوستان طرح اینو گرافی رو هم در حال تهیه هستم تا بیشتر با این مسیر ها و اتفاقات و منازل اشنا بشید
سلام
این هم تقدیم اونهایی که این بحث رنبال میکردن
البته چند تصویر اینفوگرافی هست در ارتباط با حرکت و مسیر حرکت امام حسین به سمت کربلا
یدونه نمونه میزارم و بقیه روئ لینک با کیفیت بالا
لینک با کیفیت بالا
تصویر دیگر
لینک روزشمار قیام امام حسین (علیه السلام).
التماس دعا

فقط جهت یاد اوری این قیام.
کمتر از دو ماه تا ماه حرامی که هتک حرمت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
جهت یاد اوری
دوم محرمالحرام سال ۶۱ هجرى قمرى
ورود به كربلا
كاروان امام پس از حركت و طي مسيري كوتاه به منطقهاي رملي كه با نخلستان و تپه ماهوري احاطه شده بود رسيد. وقتي به آن جا رسيدند، حضرت فرمود: نام اين زمين چيست؟ عرض شد: كربلا. حضرت فرمود: پروردگارا! از اندوه و بلا به تو پناه ميبرم. سپس حضرت فرمود: توقف كنيد و رحل اقامت بيفكنيد. به خدا اين جا محل خوابيدن شتران ما و جاي ريخته شدن خون ما و قتلگاه و مدفن ماست و به خدا در اين جا حريم حرمت ما شكسته ميشود و جدم همين را به من خبر داده است...
سپس اصحاب امام پياده شدند و حر و لشكرش هم در ناحيه ديگري مقابل امام پياده شدند. حضرت در گوشهاي نشست و به اصلاح شمشير خود پرداخت در حالي كه اين شعار را ميخواند اي روزگار! چه بسيار صبح و شام كه صاحب و طالب حق كشته گشته و روزگار بدل نميپذيرد و امور به خداي بزرگ بازميگردد و هر موجود زندهاي اين راه را كه من رفتم خواهد رفت.
زنان حرم ناله سردادند ... ام كلثوم صدا ميزد اي واي يا محمد، اي واي يا علي، اي وام مادرم، اي واي يا فاطمه، اي واي يا حسن، اي واي يا حسين، اي واي از بيچارگي بعد از تو يا اباعبدالله!
هنگامي كه قافله كربلا به منزل رسيد و لشكر حر جلوي امام حسين (علیه السلام) و اصحابش را گرفت و خبر ميرسيد كه از كوفه لشكر آماده آمدن به كربلاست، جريان واضح گشت و معلوم شد كه حسين (علیه السلام) و ياران همراهش كشته ميشوند. ابيعبدالله يارانش را جمع كرد و خطبهاي خواند و پس از حمدوثناي الهي فرمود: اما بعد اي اصحاب من، ميبينيد كه چه پيش آمده است. يعني صحبت از كشته شدن است.
خيلي مختصر ميفرمايد: از عمر ما به همين اندازه باقي مانده است. از آن جمله فرمايشات امام حسين (علیه السلام) است كه ميفرمايد: آيا نميبينيد كه كار به جايي رسيده كه حق پايمال شده و به آن عمل نميشود و باطل رواج يافته است و به معروف عمل نميشود و از منكر نهي نمي گردد جا دارد كه مومن آرزوي مرگ كند اما من مرگ را جز سعادت نميبينم و زندگي با اين ظالمها جز ذلت نيست.
مقصود آن حضرت را اصحاب فهميدند و اعلام جان نثاري كردند. خورشيد خود را به معركه رسانده و گرماي طاقتفرسايش امان همه را ربوده بود و تشنگي بر هر دو سپاه غلبه كرده بود امام (علیه السلام) دستور داد كه به همه سپاه حر و اسبهاي آنان آب بدهند و آنان را سيراب كنند و امام (علیه السلام) و ياران هم آب نوشيدند.
همچنين در اين روز امام حسين (علیه السلام) اولين خطبه خود براي سپاه حر را خواندند. آفتاب به وسط آسمان رسيده بود هنگام نماز ظهر بود. امام به حجاج بن مسروق جعفر امر كرد اذان بگويد: سپس امام (علیه السلام) با عبا، ردا و نعلين بعد از حمد و سپاس خداوند چنين فرمود: اي مردم، من از خداي شما و شما پوزش ميطلبم من پيش شما نيامدم مگر وقتي كه نامه هايتان رسيد قبل از اينكه من شما را بيابم، نامههاي شما به من رسيد كه ما را امامي نيست، شايد خداوند ما را بر هدايت مجتمع كند اگر بر همان گفتار هستيد، من به سوي شما آمدم اگر شما به عهدها و پيمانهاي خود، آنگونه كه من اطمينان يابم، به من قول ميدهيد به سرزمين شما وارد ميشوم. آنها ساكت بودند به موذن گفته شد اذان را بگويد امام (علیه السلام) به حر گفت تو با يارانت نماز بگزار، حر گفت: نه شما بخوان ما نيز به همراه تو نماز ميخوانيم سپس امام با آنها نماز خواند.