آقا مجید به نظر من به فرض محال هم که ادعاهای ایشان تا حدی صدق داشته باشد
میتوان بحث را از همان منظری که حقیر هم مطرح کردم آغاز کرد
یعنی در صورتی که جناب برادر نقوی معتقد به وجود خدا باشند، میتوان بررسی و تبادل نظر کرد و دید که آیا خدا در فقر و غنا دخالتی دارد یا خیر، اگر ندارد به چه استدلالی و اگر دارد به چه استدلالی و چگونه
البته بحث شما هم کاملاً درست است و منطقی، اگر بحث بخواهد کاملاً مبنایی باشد به صرف ادعا نمیشود کار را آغاز کرد
ایشان باید اسناد معتبری ارائه دهند که همانطور که مدعی شده اند فساد مالی در این ابعاد مورد دعوی ایشان در سیستم حاکمیت موجود باشد
اما حتی با وجود چنین فرضی هم می شود بحث را از همان منظری که حقیر مطرح کردم هم آغاز کرد
چرا که جنبش وال استریت دقیقاً هم خانی دارد با ادعای ایشان
یعنی آنجا اکثریت مردم معتقدند که 1 درصد دارد 99 درصد ثروت جامعه را چپاول میکند
حال باید دید آیا آنجا هم خدا در فقر و غنا دخالتی دارد یا نه
اگر نه به چه استدلالی و اگر بله به چه استدلالی و به چه شکلی
(۱۷/آبان/۹۱ ۰:۴۶)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]خدا قوانینی را در جهان قرار داده که جهان بر مدار آن می چرخد ، آیه شریفه زیر هم مبتنی بر همین
گفتار است:
إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ
در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند.
یا به قول ناصر خسرو:
چو تو خود کني اختر خويش را بد
مدار از فلک چشم نيک اختري را
پس این فقر و اوضاع بد اقتصادی مشیت و آزمون الهی نیست بلکه ناشی از بی کفایتی شدید روسا و
دزدی های بی سابقه حکام است .
خوب برادر نقوی گویا شما از اسلام اطلاعات ناچیزی دارید
و اصلاً منظور این آیه را کاملاً متفاوت متوجه شدید
ببینید برادر گرامی
این آیه برای این منظور ابداً کاربردی ندارد
البته معروف شده به غلط که برای این موارد به کار رود
و این یکی از غلطهای بسیاری است که در آثار مرحوم شریعتی هم به وفور یافت میشود
دوستان
معنای این آیه به هیچ وجه این نیست که شما اگر وضعتان خوب نباشد، خدا به شما کاری ندارد تا خودتان را خوب کنید
سیاق آیه این چنین نیست
از دو طریق توضیح میدم خدمت شما
ببینید اولاً کسی که میگوید اول من باید تکونی بخورم تا خدا در عوض کاری کند
هنوز نفهمیده که حتی همان تکان هم به توفیق الهی خورده و اگر توفیق خدا شامل حالش نبود توانی و عزمی برای گام برداشتن به سمت خیر نداشته
علاوه بر این که خداوند رحمتش بر غضبش پیشه دارد
علاوه بر آن خداوند صاحب فضل است
نه تنها صاحب فضل است که صاحب فضل عظیم است
حال میدانید فضل چیست؟
فضل یعنی بدون استحقاق بخشیدن!!!!!!!!!!
اضافی و فاضل
یعنی چه حالا
ارتباطش با این آیه چیست و چرا ناقض برداشت معروفی است که به غلط معمولاً از این آیه میشود
ببینید خداوند از سر رحمت و فضل خود بارها شده است بر کسان و حتی امتهایی که کفران نعمت کرده اند و در مسیر خیر گام بر نمیدارند فیض میدهد و مقلب القلوبی میکند
کما اینکه بسیار دیده اید که کسانی امری گناه میکنند و بر اثر فضلی بی استحقاق دستگیری میشوند
اما همانطور که سیاق آیه هم نشان میدهد
منظور این است که خدا اگر نعمتی به قومی یا شخصی بدهد، کریم تر از آن است که بخواهد بی دلیل بستاند مگر آنکه مقدماتش را خود دریافت کننده ی نعمت با اعمال و رفتار اختیار خود فراهم کند
و همانطور که ملاحضه میفرماید
تغییر حالت را در پایان آیه منوط به ارتکاب گناه کرده
یعنی تغییر حالت از منعم بودن به محروم شدن از نعمت!!!!!!!!!!!!!!
و در تصریح این معنا امام زین العابدین هم در توضیح همین آیه روایتی بدین مضمون در تفسیر نورالثقلین دارند