۱۰/آذر/۹۱, ۱۵:۲۹
شر تزاحم ناصحیح دو یا چند خیر است به نحوی که خلاف غایت کلیه (رحمت عام اللهی )باشد
'حسن.س.'
1- شما در تعریف شر از خود معرف استفاده نمودید و این دوری باطل است. به کار بردن واژه ی نادرست که خود از مصادیق بلکه مساوق شر است این مطلب را نشان می دهد.
کایکو: اشکال شما مستلزم این است که تعریفی از قبل از شر موجود باشد حال نحن فیه تعریف شر است هذا اول الکلام ثانیا:هنوز تعریفی از شر بین دوستان مشترک و ملاک نشده که بگوییم تعریف بنده با اصل کلیه محل اشتراک نمیخواند !!! شما اول اثبات کنید شری هست بعد ادعا بفرمایید که لفظ نادرست مصداق شر است . ثالثا:لفظ نادرست در تعریف دائر مدار دو خیر است بنا بر این بنا بر این شانیت تطبیق بر شر را ندارد چراکه محل تزاحم ،بین خیرات است . مع الوصف امر دائر بر دو خیر است نه خیر وشر یا شرو شر لذا فرمایش شما بمانحن فیه است و وارد نیست .
'حسن.س.'
2- بر فرض مسامحه در این امر حاصل جمع چند خیر هیچگاه شر نمی شود.این اشتباه از آنجا سرچشمه می گیرد که شما لوازم شر را با خود شر اشتباه گرفته اید.تایید سخن از ملاحظه ی مثال هایی که ارائه نمودید مشخص تر است.آجر هم می تواند عامل شر شود و هم عامل خیر. چه اینکه درخت هم همین گونه است؛به عنوان مثال خوردن میوه اش می تواند خیر باشد یا پرتاب میوه توسط فردی با قصد قبلی به چشم دیگری باعث کوری آن شود.هم میوه ی درخت یا خود آن و هم آجر همه لوازم شر هستند و منشاء را باید در نیت فردی که از این لوازم استفاده می کند جستجو کرد.
اب و خاک میتوانند بستر پدید امدن در ختی پر برگت شوند .این مثال مطابق غایت کلیه است و خیر .
اما از همین اب و خاک میشود اجری پدید اید که میتواند الت قتل باشد که مصداق شر است . و خلاف غایت
اولا در مثال که مناقشه نیست
ثانیا: شاهد مثال اب و خاک هستند نه درخت و اجر . بله اگر شاهد مثال اجر ودر خت بودند اشکال شما وارد بود .
'حسن.س.'
البته شما خود نیز به نحوی به این نقص آگاه شدید و سخن از اراده ی شخص فرمودید اما دوباره ی به همان تعریف نخست عدول نمودید. مسئله ی خیر و شر هم در بررسی همین نکته است که اراده ی فرد خیر و شر را می سازد.با این نظرگاه مشخص شد نیت منشاء خیر و شر است. حالابفرماییدآیا خداوند خالق شر است؟ و اگر باز هم خیر چگونه ی خلقت اراده ی شر را توجیه می فرمایید؟
کایکو :بحث اراده فاعل مختار سبب خارجی عارض بر ذات است نه علت ذاتی . بنا بر این نقض قرض نیست .مضاف بر اینکه تعریف به حمل هو هو بیان شده و نظر به ذات دارد و بطریق اولی علت ذاتی . بحث علت عارضی را به جهت تکمیل ابعاد بحث اورده ام و بیان کنم که پدید امدن شر منوت به اراده فاعل مختار است . به همین جهت فاعل را به مختار تخصیص زدم .
قرض ثانوی اینکه اثبات کنم که پدید امدن شر تبعی است .شر بالتبع اراده فاعل مختار، بر خلاف غایت کلیه پدید میاید . لذا شر اراده الله عزوجل نیست و ارده فاعل مختار است بر خلاف غایت کلیه ان را پدید میاورد .
اراده الله عزوجل بسم الله الرحمن الرحیم است ولا غیر .
در کل بایستی گفت که شر مفهومی اعتباری است نه حقیقی .
بدین معنا که شر بنا به تعربف حقیر مفهومی است که به اعتبار تزاحم نا صحیح دو خیر جعل شده است و اعتبارا آن را شر مینامیم .
'حسن.س.'
1- شما در تعریف شر از خود معرف استفاده نمودید و این دوری باطل است. به کار بردن واژه ی نادرست که خود از مصادیق بلکه مساوق شر است این مطلب را نشان می دهد.
کایکو: اشکال شما مستلزم این است که تعریفی از قبل از شر موجود باشد حال نحن فیه تعریف شر است هذا اول الکلام ثانیا:هنوز تعریفی از شر بین دوستان مشترک و ملاک نشده که بگوییم تعریف بنده با اصل کلیه محل اشتراک نمیخواند !!! شما اول اثبات کنید شری هست بعد ادعا بفرمایید که لفظ نادرست مصداق شر است . ثالثا:لفظ نادرست در تعریف دائر مدار دو خیر است بنا بر این بنا بر این شانیت تطبیق بر شر را ندارد چراکه محل تزاحم ،بین خیرات است . مع الوصف امر دائر بر دو خیر است نه خیر وشر یا شرو شر لذا فرمایش شما بمانحن فیه است و وارد نیست .
'حسن.س.'
2- بر فرض مسامحه در این امر حاصل جمع چند خیر هیچگاه شر نمی شود.این اشتباه از آنجا سرچشمه می گیرد که شما لوازم شر را با خود شر اشتباه گرفته اید.تایید سخن از ملاحظه ی مثال هایی که ارائه نمودید مشخص تر است.آجر هم می تواند عامل شر شود و هم عامل خیر. چه اینکه درخت هم همین گونه است؛به عنوان مثال خوردن میوه اش می تواند خیر باشد یا پرتاب میوه توسط فردی با قصد قبلی به چشم دیگری باعث کوری آن شود.هم میوه ی درخت یا خود آن و هم آجر همه لوازم شر هستند و منشاء را باید در نیت فردی که از این لوازم استفاده می کند جستجو کرد.
اب و خاک میتوانند بستر پدید امدن در ختی پر برگت شوند .این مثال مطابق غایت کلیه است و خیر .
اما از همین اب و خاک میشود اجری پدید اید که میتواند الت قتل باشد که مصداق شر است . و خلاف غایت
اولا در مثال که مناقشه نیست
ثانیا: شاهد مثال اب و خاک هستند نه درخت و اجر . بله اگر شاهد مثال اجر ودر خت بودند اشکال شما وارد بود .
'حسن.س.'
البته شما خود نیز به نحوی به این نقص آگاه شدید و سخن از اراده ی شخص فرمودید اما دوباره ی به همان تعریف نخست عدول نمودید. مسئله ی خیر و شر هم در بررسی همین نکته است که اراده ی فرد خیر و شر را می سازد.با این نظرگاه مشخص شد نیت منشاء خیر و شر است. حالابفرماییدآیا خداوند خالق شر است؟ و اگر باز هم خیر چگونه ی خلقت اراده ی شر را توجیه می فرمایید؟
کایکو :بحث اراده فاعل مختار سبب خارجی عارض بر ذات است نه علت ذاتی . بنا بر این نقض قرض نیست .مضاف بر اینکه تعریف به حمل هو هو بیان شده و نظر به ذات دارد و بطریق اولی علت ذاتی . بحث علت عارضی را به جهت تکمیل ابعاد بحث اورده ام و بیان کنم که پدید امدن شر منوت به اراده فاعل مختار است . به همین جهت فاعل را به مختار تخصیص زدم .
قرض ثانوی اینکه اثبات کنم که پدید امدن شر تبعی است .شر بالتبع اراده فاعل مختار، بر خلاف غایت کلیه پدید میاید . لذا شر اراده الله عزوجل نیست و ارده فاعل مختار است بر خلاف غایت کلیه ان را پدید میاورد .
اراده الله عزوجل بسم الله الرحمن الرحیم است ولا غیر .
در کل بایستی گفت که شر مفهومی اعتباری است نه حقیقی .
بدین معنا که شر بنا به تعربف حقیر مفهومی است که به اعتبار تزاحم نا صحیح دو خیر جعل شده است و اعتبارا آن را شر مینامیم .
