تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: توصيف خانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ابدي!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
لباس ها و زيورها
اهل بهشت با دست بندهايى از طلا زينت داده شده اند و علاوه بر آن زيورهايى از لؤ لؤ دارند، يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِن اَساوِرَ مِن ذَهَبٍ و لُؤ لُؤا (فاطر/ 33) و در آيه ديگر دست بندهايى از نقره را ذكر كرده : و حُلُّوا اَساوِرَ مِن فِضَّةٍ(انسان/ 21) لباس آنان سبزرنگ و از حرير نازك (سندس ) و حرير ضخيم (استبرق ) است ، وَيَلبِسُونَ ثِياباً خُضراً مِن سُندُسٍ و اِستَبرَقٍ(کهف/ 31)جالب اينكه اين لباس ها كهنه شدن ندارند و در آنجا ديگر سختى و درد سر و خستگى در كار نيست ، لايَمَسُّنا فِيهَا نَصَبٌ و لايَمَسُّنا فِيهَا لُغُوبٌ(فاطر/ 35)
خوردني‏هاي بهشتي
سفره عظيم خوردني‏هاي الهي در بهشت بيش از گوشت تأكيد بر ميوه دارد كه اشاره‏اي است به برتري ميوه بر گوشت و هشداري است براي انتخاب غذا در دار دنيا: و أمددناهم بفاكهة و لهم ممّا يشتهون (طور، آيه 22). كلمه امددنا افزايشي مداوم را نشان مي‏دهد و اين معنا را مي‏رساند كه ميوه‏ها و غذاهاي بهشتي آن‏چنان نيست كه با خوردن، كمبودي در آنها حاصل شود يا در فصل خاصّي وجود داشته باشد بلكه هميشگي و مستمر است: لكم فيها فاكهه كثيره منها تأكلون (زخرف، آيه 73). كلمه منها اشاره دارد به اين‏كه وفور نعمت به‏گونه‏اي است كه بهشتيان هرچه از خوردني‏هاي بهشت مصرف كنند جزئي از آنها را مي‏توانند تناول كنند.

ماموران پذيرايى
براى پذيرايى از بهشتيان قرآن مى فرمايد : وَيَطُوفُ عَلَيهِم وِلدانٌ مُخَلَّدونَ اِذا رَاءيتَهُم حَسِبتَهُم لُؤ لؤ اً مَنثُوراً(انسان/ 19) پسران زيباروى هميشه شاداب و جوان كه همچون دانه هاى پراكنده لؤ لؤ آنان را مى بينى ، دور بهشتيان در رفت و آمدند .

درجات بهشت
در قرآن از بهشت به كلماتى از قبيل جَنّاتُ عَدنٍ (در قرآن یازده مرتبه این تعبیر آمده که تمام آن در مورد بهشت است) و جَنّاتُ الفِردَوس (کهف/ 107) تعبير شده ، كلمه عَدن به معناى استقرار است ، معدن يعنى جايى كه ذخايرى در آن استقرار يافته است ، فردوس به باغ هاى بسيار بزرگ به گونه اى كه مزاياى تمام باغ ها را دارد گفته مى شود
.
در حديث مى خوانيم
لِكُلِّ شَى ءٍ ذَروَةٌ و ذَروَةُ
الجَنَّةِ الفِردَوسُ براى هر چيزى قلّه اى است و قلّه بهشت فردوس است و در روايات آمده كه هرگاه از خداوند چيزى خواستيد فردوس آرزو كنيد، زيرا كه فردوس وسط بهشت و در بلندترين نقطه آن قرار دارد و تمام نهرهاى بهشت از آنجا سرچشمه مى گيرد (تفسیر المیزان/ ج 13/ ص 433)
در روايات نقل شده است : كسانى كه به خاطر خدا و در راه خدا همديگر را دوست بدارند و يا به ديدن يكديگر بروند، كاخ ‌هاى مخصوصى به تعداد هفتادهزار در اختيارشان قرار مى گيرد
(بحار/ج 8/ ص 132)

در بعضى از روايات براى سحرخيزان و كسانى كه
در زندگى سختى ها ديده و تحمّل كرده اند، روزه داران ماه رجب ، رهبران عادل ، اطعام كنندگان ، كسانى كه در گفتگو نيش و بدزبانى نداشته باشند، افرادى كه حتّى حاضرند بر ضرر خودشان حق را بپذيرند و اهل ايثار و صله رحم و سلام كردن باشند و يا كسانى كه به خاطر تاءمين زندگى زن و فرزند مشكلات زندگى را تحمّل مى كنند، براى همه آنان كاخ ‌ها و باغ ها و درجات ويژه اى در نظر گرفته شده است .
(بحار/ ج 97/ ص 47) چنانكه قرآن مى فرمايد : وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلوا (انعام/ 132)


برادرى و صفا
بر خلاف دوزخيان كه يكديگر را ملامت مى كنند و به گفته قرآن هر دسته اى كه به دوزخ پرتاب مى شود به گروه ديگر همفكر خود نفرين و لعنت مى كند، كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَت اُختَها(اعراف/ 38)، در بهشت هيچ گونه كدورت و كينه در كار نيست ، قرآن مى فرمايد : وَنَزَعنَا ما فى صُدُورِهِم مِن غِلٍّ (اعراف/ 42)ما هر گونه دشمنى و حسادت و كينه (کلمه غل به معنای نفوذ مخفیانه است و چون حسد و کینه، مرموزانه در روح انسان اثر میگذارد،غل گفته شده است، شاید به سایر صفات زشت نیز بتوان غل گفت) را از دل آنان برداشته و همه را صميمى و برادروار بر تخت هايى كه روبروى يكديگر است ، جا مى دهيم .

دورى از لغو و بيهودگى
در آنجا ديگر دروغ ، ناسزا، زخم زبان ، تمسخر، تهمت و ياوه گويى نيست ، لايَسمَعُونَ فِيهَا لَغوا اِلاّ سَلاماً (مریم/ 62) شنيدنى ها تنها سلام است ، يعنى جملاتى است كه از سلامت روح و فكر و زبان و رفتار برمى خيزد. در جاى ديگر مى خوانيم : لا يَسمَعُونَ فِيهَا لَغواً وَ لا تَاثِيماً (واقعه/ 25) در بهشت نه گفتار لغوى مى شنويد و نه نسبت گناه به يكديگر مى دهند . در سوره نباء مى خوانيم : لايَسمَعُونَ فِيهَا لَغواً وَ لا كِذّاباً (نباء/35) نه گفتار بى اثر مى شنوند و نه نسبت دروغ بهم مى دهند، گفته هاى آنجا همه از واقعيات و از يك صفاى خاصى ريشه مى گيرد .

بهشت آنجائی است که


پرهیزکاران ، در آن زندگی خواهند کرد ، آنجایی که منتهی الیه حرکت کمالی نیکوکاران است ، آنجا که ثمرات شیرین کردار شایستگان ، در آنجا به منصه ظهور می رسد ، آنجایی است که آرامش و خاطر و هرگونه نعمتی برای واردین آن فراهم است ، آنجا بهترین و عالی ترین وسایل آسایش برای مردم فراهم ، و کسی را با کسی کاری نیست ، آنجا هرکسی هر چیزی بخواهد برایش میسر و هر نوع نعمتی موجود است


آنجا بهشت است که از نظر قرآن به نامهایی از قبیل : جنت ، دارالسلام ، دارالخلود ، دارالمقامه ، جنه المأوی ، جنات عدن ، دارالحیوان ، فردوس ، جنات النعیم ، مقام امین و ... خوانده شده است . بنابراین بهشت و یا هر لفظی که مرادف آن است ، جایگاه کسانی است که ایمان دارند ، کارهای شایسته انجام می دهند ، از محرمات پرهیز می کنند ، با خلوص عقیده پروردگار خود را پرستش می کنند ، از خدای خود می ترسند
قرآن شریف بهشت را بیشتر با کلمه « جنت » که به معنی بستانی است که از لحاظ کثرت و تکاثف درخت ها و پیجیدگی شاخه های آنها ، ایجاد سایه و پوشش مخصوصی برای سطح آن کرده است ، یاد می نماید . بهشتی که قرآن توصیف می کند ، نهرهایی از شیر که مزه اش تغییر نمی کند ، نهرهایی از خمر ، نهرهایی از عسل تصفیه شده ، نهرهایی از آب گوارای جاری که هرگز بدبو نمی شود ؛ درخت های انبوه و در هم پیچیده ، سایه های فرح انگیز دائمی ، میوه های رنگارنگی که در دسترس همگان است و بالاخره هر نوع صفا و طراوتی که برای یک محیط فرح انگیز لازم و ضروری است ، دارا است .


ما به عنوان نمونه به چند آیه ذیلا اشاره می کنیم :


إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ ؛ وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ ؛ كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره مرسلات آیه41)


اهل تقوا در زير سايه‏ ها و بر كنار چشمه‏ سارانند ؛ با هر ميوه‏اى كه خوش داشته باشند ؛ به [پاداش] آنچه میكرديد بخوريد و بياشاميد گواراتان باد .
كليدهاى بهشت
1 - صبر
با اينكه قرآن در مدح اولوالالباب چند نوع كمال نقل كرده ، ولى در پايان آنها مى فرمايد :
سَلامٌ عَلَيكُم بِما صَبَرتُم به خاطر صبر وپشتكارى كه آنان در دنيا در برابر انجام عبادات و تحمّل مشكلات در راه حق داشتند، فرشتگان از هر سو بر بهشتيان وارد شده و سلام مى كنند( رعد/19 و 24) همچنين در اواخر
سوره فرقان كه سيمايى از بندگان شايسته خدا را ترسيم كرده و اوصاف زيادى را برمى شمارد، در پايان مى فرمايد : اُولئِك يُجزَونَ الغُرفَةَ بِما صَبَروا (فرقان/ 75)پاداش اينها غرفه هاى بهشت است ، زيرا صبر كردند . همان گونه كه درباره اولياى خدا حضرت على و فاطمه و حسن و حسين و فضه
خادمه آنان (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) كه غذاى افطار خود را سه شب پى در پى به مسكين و يتيم و اسير داده و با آب افطار كرده و اين چنين ايثار نمودند
(تفسیر صافی/ ج 2/ ص 77) مى خوانيم : وَجَزاهُم بِما صَبَروا جَنَّةً وَ حَرِيراً (انسان/ 12)صبر و پشتكار اگر باشد انسان در ايمان و عمل صالح و تقوا هم موفّق مى شود، زيرا در حديث آمده كه صبر به منزله سر در بدن است ،(میزان الحکمه) كه اگر نباشد ايمان هم متزلزل و عمل صالح هم بى دوام خواهد بود و لذا اگر صبر را اوّلين عامل و قبل از ايمان و عمل و تقوا بيان كرديم ، جاى دورى نرفته ايم .
2- ايمان و عمل صالح
در آيات بسيارى آمده است كه بهشت پاداش كسانى است كه ايمان به خدا آورده و كارهاى خوب و عمل صالح انجام داده اند (از جمله :بقره/ 25 –نساء/ 57- ابراهیم/ 23- حج/ 14- کهف/ 107)
3 - تقوا
قرآن مى فرمايد : اِنَّ المُتَّقِينَ فِى جَنّاتٍ وَ عُيونٍ(حجر/ 45- ذاریات/ 15) تنها افراد با تقوا هستند كه در بهشت و از چشمه هاى جارى آن بهره ها مى برند .
4- پيروى از فرمان خدا و پيامبر
قرآن مى فرمايد : وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسولَهُ يُدخِلهُ جَنّاتٍ تَجرِى مِن تَحتِهَا الاَنهارُ (نساء/ 13)خداوند كسانى را كه پيرو قانون او و فرمان پيامبرش باشند به بهشت وارد مى كند، آن بهشتى كه در پاى درختانش نهرهاى آب جارى است . همچنين در آخرين آيه سوره بيّنه كه نام بهشت را مى برد مى فرمايد : ذَلِك لِمَن خَشِىَ رَبَّه اين بهشت براى كسانى است كه از قهر خدا در برابر تخلّفات بهراسند .
5- انقلابيون و مهاجران در راه خدا
گروه ديگرى كه وارد بهشت مى شوند، انقلابيون صادق و خالص و مهاجران و آوارگان در راه خدا مى باشند. قرآن مى فرمايد : فَالَّذِينَ هاجَروا وَ اُخرِجُوا مِن ديارِهِم و اُوذُوا فى سَبِيلِى و قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لاُكَفِّرَنَّ عَنهُم سَيِّئاتِهِم وَ لاُدخِلَنَّهُم جَنّاتٍ تَجرِى مِن تَحتِهَا الاَنهارُ (آل عمران/ 195) مهاجران آواره و آزار كشيده اى كه در راه خدا اذيّت شدند و با دشمنان خدا به جنگ برخاسته و شهيد شدند، همانا ما گناهانشان را بخشيده و به بهشتى كه باغ ها و جويبارها دارد وارد مى كنيم .

6- روح پاك
قرآن در اين باره مى فرمايد : يَومَ لايَنفَعُ مالٌ و لا بَنُونَ اِلاّ مَن اَتَى اللّهَ بِقَلبٍ سَلِيمٍ(شعراء/ 88،89)روزى كه مال و فرزند به درد انسان نمى خورد و تنها وسيله نجات او قلب سليم است .
براى آشنايى و شناخت قلب سالم و روح پاك ، ابتدا شناخت بيمارى هاى آن و دورى از آنها لازم است ، يعنى قلب سليم ، ثمره جهاد اكبر و مبارزه با نفس و امراض نفسانى است . لذا قرآن درباره منافقان و شهوت رانان و بهانه گيران با جمله فى قُلُوبِهِم مَرَضٌ(بقره/ 10)ز نداشتن قلب سالم آنان سخن به ميان آورده است . روحى كه تسليم خدا نيست و به غير خدا تكيه مى كند و انواع كينه ها، قساوت ها، خودخواهى ها، حسدها و شك ها و شرك ها و... را در خود مى پذيرد سالم نيست ، كسانى كه مى خواهند به بهشت روند بايد در يك مبارزه بى امان با هوسهاى خود برآيند و روح خود را از همه آلودگى ها دور سازند و خودساخته اى والا باشند، قرآن براى كسانى كه داراى اين امراض ‍ هستند، يك رهنمود بسيار عالى دارد، آنجا كه مى فرمايد : وَ جاءَ بِقَلبٍ مُنِيبٍ(ق/ 33) بهشت براى افرادى است كه اهل توبه باشند آنان كه حالت توبه و انابه اى دارند كه عامل نزديك شدنشان به بهشت است .
بنابراين عامل بهشتى شدن ، يا قلب و روح سالم است و يا قلب و روحى كه اگر منحرف شد توبه كرده و برگردد .
7- توجه به تربيت خانواده
در قرآن مى خوانيم : بهشتيان درباره دليل بهشت رفتن خود از يكديگر سؤ ال مى كنند، وَ اَقبَلَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ يَتَسائَلُونَ(طور/ 25) و در پاسخ مى گويند: ما درباره رفتار و كردار وتربيت خانواده و اولاد خود توجّه كامل داشتيم و مى ترسيديم كه مبادا به انحراف و كج روى فكرى يا عملى كشيده شوند، ولذا با اخلاق و موعظه و توجّه ، فرزندان خوبى تربيت كرديم (تفسیر المیزان/ ج 19/ ص 13) قالُوا اِنّا كُنّا قَبلُ فى اَهلِنا مُشفِقينَ(طور/27)
8- جهاد و شهادت
اگر آخرين فرصت هاى عمر انسان در جهاد در راه خدا صرف شود، اهل بهشت است ، چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : مَن خَتَمَ لَهُ بِجِهادٍ فى سبيلِ اللّه و لو قَدرَ فَواقِ ناقَةٍ دَخَلَ الجَنَّةَ (مستدرک المسائل/ ج 3/ ص 242 به نقل از میزان الحکمه)كسى كه به قدر دوشيدن شير شتر از پايان عمرش در جهاد صرف و با جهاد به لقاءاللّه رود بهشتى است .

صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
آدرس های مرجع