تببین سبک زندگی اسلامی از اهمیت زیادی امروز برخوردار شده است:
وقتی فلسفه ی غرب میوه ی سبک زندگی میده (به جای ایدئولوژی) ، پس حتما اسلام هم سبک زندگی دارد
برای مواجهه با تهاجم سبک زندگی غربی (آمریکایی) سبک زندگی اسلامی باید تبیین بشه
سوالاتی که اینجا مطرح میشه:
1- آیا برای مواجهه با سبک زندگی آمریکایی ما باید سبک زندگی اسلامی را تبیین کنیم (یعنی به صورت متقارن عمل کنیم) یا اینکه میتوان نامتقارن هم عمل کرد؟
2- شیوه ی نامتقارن چگونه است و کدامیک موثر تر است ، دفاع متقارن یا نا متقارن؟
نه حامد جان شما کمی جلوتر رفتی. اصلا الان بحث سر این نیست. سوال این است که اصلا آیا ما برای زندگی مان نیاز داریم به یک شیوه و سبکی و یا نه؟ چرا اصلا نخواهیم به صورت لاقیدی زندگی کنیم، همچون پرندگان آزاد و رها باشیم، چرا باید قانونمند باشیم؟؟؟ اون هم همچین قانون های خشک و خشنی؟
این اول راه است. بعد که به این پاسخ دادیم باید بیاییم روی این بحث کنیم که حالا چه نوع سبک زندگی موفق تر است و با سعادت حقیقی ما قرابیت بیشتری دارید.
پس ابتدا باید به این سوالات مبنایی پرداخته شود.
منم یه سوال دارم....
مگه انسان موجود ازادی نیست؟؟ (با کپی برداری از رو نوشته ی اقا سید ابراهیم )
پس اصلا چرا باید سبک زندگی رو انتخاب کنه؟؟ چرا نباید مثلا همون سبک زندگی رو که خودش دوست داره انتخاب کنه؟؟ حتی اگه سبک زندگی امریکایی یا انگلیسی یا ایتالیایی یا ... باشه؟؟
چون از نوشته ی ابتدایی اینطور برداشت کردم که سبک زندگی امریکایی رو زیاد خوب نمیدونه پرسیدم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همگی
چقدر سوال

من نظر شخصی ام رو میگم که چرا به یه سری قوانین و اصول پایبند هستم و به عبارتی چرا خط قرمز دارم
من کلا اعتقاد به ازادی ندارم و این کلمه رو به صرف یه کلمه انتزاعی میدونم ، اساسا وقتی هر عمل ما در دنیا تاثیر میذاره پس یه مسئولیتی به وجود میاره که باید پاسخگو باشیم و مسلما عواقب بد باعث کنترل رفتار ما و عملکرد گزینیشی میشه.حالا بماند که در زندگی اجتماعی ازادی عمل ها با هم هم پوشانی داره
سبک زندگی واسه من یه صافی یا فی*ل*تریه که باعث میشه بعضی کارها رو انجام ندم، بعضی لباس ها رو نپوشم و بعضی غذا ها رو نخورم و .... و یه نیروی محرکه برای انجام دادن یه سری کارها(مثلا اعمال عبادی)
به نظر من هرکس که باید ها و نباید های بیشتری داشته باشه کاملتر و عاقل تره چون به این معنیه که قوه تمییزش خوب کار کرده که در سیستم وجودی اش همه اعمال رو دسته بندی کرده
من اوایل جوونیم خیلی با احکام مشکل داشتم که چرا خدا اینقدر ما رو محدود کرده که فلان کار و انجام بده و فلان کار و نه، عین بچه کوچولوهایی که به سن استقلال میرسن دوست ندارن از پدر و مادرشون تبعیت کنن، اما الان نظرم اینه که در این دنیا اینقدر زمان نداریم که همه چیز رو ازمون و خطا بدست بیاریم و ببینیم کدوم راه بهتره(حالا اگه بفهمیم) بلکه احکام واسه ما راه میانبری گذاشته که جلو بیفتیم...
میگن همه کار ها در عالم یا واجب یا حرام
اینکه واسه ماها مکروه و مستحب و مباح گذاشته شده به خاطر اینه که هنوز از نظر عقلی کامل نشدیم و گرنه همواره یه بهترین وجود داره،
خلاصه نمیدونم با این انسجام مطالب منظورم رو رسوندم یا نه، به نظر من برای انسان موحد سبکی جز رنگ خدا نیست
سلام به همه بزرگواران
همه حتی همون غربی ها هم میدونن که بی قانون نمیشه زندگی کرد اینو از فیلم ها و انیمیشن هاشون هم میشه فهمید
یا همون فروید و امثالهم، الان خودشون هم به غلط بودن اونها اذعان دارن
حالا بین سبک ها اگه قیاسی صورت بگیره خوب مسلما سبک اسلامی مورد تاییده چرا که از منبع بی عیب و نقصی اومده
و خالق همیشه بر مخلوق و نیازهای او احاطه ی کامل داره پس جامع ترین برنامه رو در اختیار مخلوقش قرار میده
چرا این برنامه ها برای ما خشن به نظر میرسه؟ به خاطر اینه که ما مثل تکلیف بهش نگاه میکنیم.
همیشه به حال اون کسایی که تازه شیعه میشن غبطه میخورم چون عاشقانه دینشون رو انتخاب کردن و مثل من شیعه ی شناسنامه ای نیستن که انجام واجبات رو سخت ببینن
یه مثال ساده که برای خودم پیش اومده شاید برای شما عزیزان هم اتفاق افتاده باشه
وقتی معلم یا استاد جدی و سختگیری داشتم همیشه می نالیدم که چه خبره، خسته نشد اینقدر امتحان گرفت
ولی بعد از اتمام درس تازه دعا به جونشون هم میکردم سختگیری شون عین مهربونی بود و با خودم میگم ای کاش همه معلما جدی و سختگیر باشن
و اینکه نفس ما با مقید بودن به تعالیم اسلامی ادب میشه و در مسیر اصلی خودش قرار میگیره
دستورات سخت نیستن اگه حجاب برداشته بشه به شیرینیش پی میبریم
حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز
و کلام آخر حرف زیبایی که نینای عزیز فرمودن:
برای انسان موحد سبکی جز رنگ خدا نیست
یا علی/ التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
(۱۲/دی/۹۱ ۱۵:۳۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]1- مگر انسان موجود آزادی نیست که هر گونه بخواهد عمل می کند، چه لزومی دارد که برای زندگی اش از قوانین خاصی تبعیت کند؟همین آزادی باعث میشه هرکی به دین و آیین خاص مورد احترامش پایبنده همین جا وقتی عضو این سایت شدیم باید قوانینش رو رعایت کنیم انسانها هم برای خروج از بی هدفی آیینی رو انتخاب می کنند و باید بهش پایبند باشن
2- آیا اینگونه زندگی کردن با روح و نفس انسانی او متعرض نیست، مثلا در همین دین اسلام خودمان در آداب دستشویی رفتن هم ما دستور داریم، آ یا این احکام از ما یک ماشین رباتیک نمی سازه؟نه آیا صبح از خواب بیدار شدن سه وعده غذا خوردن و ... از ما ماشین نمی سازه اگه اسلام رو قبول داشته باشیم میشه جزئی از زندگیمون نه یه چیز خارجی
3- کلا آیا با این قوانین خلاقیت انسان از بین نمیره؟ شاید انسان بتونه خودش قوانین خیلی بهتری را وضع کنه تا با اون ها خوشبخت تر بشه، اینکه از ابتدای کودکی تحت تعالیم خاصی بیاد جلو آیا ظلم به انساسنیت او نشده است؟آره شاید ولی تا کجا باید تلفات بدیم تا یه قانون خوب بسازیم این دقیقا مثل اینه که هی ماشین لباسشویی بخریم خودمون سعی کنیم باهاش کار کنیم تا یاد بگیریم چندتا ماشین رو باید خراب کنیم تازه اگه دقیقا متوجه کاربریش بشیم هر خالقی مخلوقشو بهتر میشناسه و کاتالوگ و راهنماشو بهتر تعریف می کنه
4- مگر ما نمی گوییم اخلاق مطلق است. چرا نیاییم همه خوبی هایی که در آیین های مختلف وضع شده را باهم جمع کنیم و به معجونی از آنها عمل کنیم، چرا فقط یک شیوه خاص؟؟؟؟؟ چرا وقت یک نحوه خاص زندگی باید مورد تایید باشه؟چون این خوبی ها درطول تاریخ و با پیشرفت عقل بشریت کامل شد هر خوبی ی که در بقیه ی ادیان باشه کامل ترش تو دین ما هست البته اگه واقعا خوبی باشه بازم دقیقا مثل اینکه تو کلاس کامپیوتر اول خاموش روشن کردنو یاد می دن بعد یواش یواش برنامه نویسی
میگم استعداد فلسفه خوندنو دارم استدلالام چطور بود؟؟؟
در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد