تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عملیات ِ انتحاری، بر ضد ِ هم دین ! (( گفت و گو محور ))
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
بسم الله
سلام علیکم
(۱۵/دی/۹۱ ۱۹:۱۶)blue.blood نوشته است: [ -> ]

بله ، من هم میگن اونها عقیده دارن که شیعه دشمنشونه ... ولی چرا این دشمن باید حتما" کشته بشه ، در حالیکه در شرایط صلح هستیم و نه جنگ .....

اگر این گفته را صحیح بدانیم ، لزوم ظهور آخرین منجی بی معنی میشود ،حال آنکه تمامی ادیان قائل به ظهور منجی آخر هستند .
سخن شما یعنی ما در صلح و آرامشیم و حضرت با ظهور خود جنگ به پا میکند ؟؟؟

طوری دیگر بررسی نماییم .
از سال 61 قمری تا کنون ، قریب 1370 سال میگذرد . ا
اتفاقی در نقطه ای از دنیا می افتد .
جنگی بین دو گروه اتفاق می افتد و هر دو گروه یکدیگر را غیر مسلمان میدانند و پیروزی برای یکی و شهادت برای دیگری یعنی احقاق حق .
بنظرتان پس از این مدت مدید چرا هنوز و هر ساله کوس جنگ نواخته میشود و طبلها بصدا در می آید و ندای لبیک از گوشه و کنار جهان بگوش میرسد .
اینهمه جنگ بر پا گشته و تمام شده و خبری هم از آنها غیر کتب تاریخی نیست ، پس چرا محرم 61 ابدی میشود ؟
آیا غیر اینست که تا زمانی که ظلم و صاحبان آن وجود دارند صلحی وجود نخواهد داشت ؟ و رمز آن عاشوراست .

دوستان ، انها دقیقا میدانند که دنبال چی هستند ،
می دانند که با حضور تشیع خواستگاه انها و مطامع ایشان در خطر است .
آنها میدانند که غفلتشان از شیعیان برابر نابودیشان است .
پس میکشند تا بنظر خود زنده بمانند ،
اما غافلند که با کشته شدن هر شیعه ، شیعیان دیگری حضور خواهند یافت .
اربعین امسال را ببینید .
شیعیانی از اروپا ، آمریکا ، آفریقا ، آسیا به سوی نینوا ، پای پیاده حرکت میکنند ،
که اکثرشان طی همین چند سال اخر ، یعنی با اوج شیعه کشی در عراق ، بحرین و پاکستان به تشیع گرویده اند .
این یعنی جنگ حق و باطل ادامه دارد.

فرق در اینست که وهابیون ، و کلا صهیونیسم هرگاه احساس خطر کرده اند دست بکشتار زده اند ، دقیقا برعکس اصول تشیع که ابتدا با کلام و پند و اندرز و بشارت و نذارت ناحقان را به حق فرا خوانده است و نه با کشتن .
نمونه بارز آن محرم 61 قمری .

موفق باشید و خدایی .
(۱۶/دی/۹۱ ۱۲:۲۳)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام خدمت شما
به نظر من تمام دعواهای دینی از یک جنسند. احکامی مثل "جهاد با کفار" و "حکم ارتداد" و ... تیغهای دو لبه ای هستند که نه مسلمانان از اونها در امان اند و نه غیر مسلمانان.
به نظرم خوبه از خودمون شروع کنیم. و از چنین دیدگاههایی طرفداری نکنیم. در واقع مهم نیست که پیروان مذهب شیعه یا سنی یا هر مکتب دیگری مسلمان اند یا نه، حقوقشون باید در محترم باشه.
البته خوشبختانه میشه امروزه تفسیرهای نرم تری رو از اسلام دید. و اگر شما توی جمع دوستانتون درباره حقوق غیر مسلمانان صحبت کنید، می بینید که خیلی ها این حقوق رو به رسمیت می شناسند. این تفسیرهای نرم تر رو حتی میشه در بین علمای اسلامی هم دید. خیلی علما هستند که چنین روشهایی رو برای ترویج اسلام جایز نمی دونند و اگر مسلمانان بخوان به یکی از تفاسیر متعددی که در مورد اسلام وجود داره عمل کنند، به نظرم چنین تفاسیری قابل قبول تر به نظر میان.
ممنون

اشتباه می کنی دوست عزیز

کفر جهالته و مبارزه با جهل و نادانی یک امر عقلانیه.
مرتد دشمن اسلامه و کسیه که از پشت خنجر می زنه.
اسلام همیشه دین میانه رو و صلح دوستی بوده و هست. کسایی که اسلامو خشن می خونن باید یه نگاه به گذشت تباه و سرشار از جهل خودشون نگاه کنن.
حتی در یک قرن اخیر هم که غرب فجیح ترین جنگها و خون ریزی هارو راه انداخته باز هم مسلمون ها پرچم دار صلح بودن.
خون بار ترین جنگ تاریخ جنگ جانی دوم بود که دها میلیون غیر نظامی به دست دوطرف جنگ قتل عام شدند.

این ترور ها از خارج از جهان اسلام هدایت می شه. وگرنه چرا صد سال پیش همچین وضعی نبود.
نقل قول:کفر جهالته و مبارزه با جهل و نادانی یک امر عقلانیه.
مرتد دشمن اسلامه و کسیه که از پشت خنجر می زنه.
سلام دوست گرامی
دقیقاً مشکل همینجاست.
وهابی ها هم خودشون رو بر حق می دونند و این باعث میشه دیگران رو جاهل فرض کنند و سعی کنند با چیزی که اون رو جهل می دونند بجنگند. تمام دعواهای دینی به همین دلیل به وجود میاد.
مرتد دشمن نیست، اون فقط کسیه که عقیده اش با عقیده ما متفاوته.
یکی از دلایلی که باعث میشه مسلمانان، افراد غیر هم عقیده با خودشون رو جاهل بدونند وجود یک سری استدلالهای فلسفیه. اما جالبه بدونید که خیلی از استدلالهایی که برای رد مکاتب غیر از اسلام استفاده میشه، همونهایی است که مخالفان تشیع هم برای رد تشیع استفاده می کنند. یه نمونه اش رو می تونید در اینجا ببینید.
ممنون
(۱۶/دی/۹۱ ۱۶:۲۲)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام دوست گرامی
دقیقاً مشکل همینجاست.
وهابی ها هم خودشون رو بر حق می دونند و این باعث میشه دیگران رو جاهل فرض کنند و سعی کنند با چیزی که اون رو جهل می دونند بجنگند. تمام دعواهای دینی به همین دلیل به وجود میاد.
مرتد دشمن نیست، اون فقط کسیه که عقیده اش با عقیده ما متفاوته.
یکی از دلایلی که باعث میشه مسلمانان، افراد غیر هم عقیده با خودشون رو جاهل بدونند وجود یک سری استدلالهای فلسفیه. اما جالبه بدونید که خیلی از استدلالهایی که برای رد مکاتب غیر از اسلام استفاده میشه، همونهایی است که مخالفان تشیع هم برای رد تشیع استفاده می کنند. یه نمونه اش رو می تونید در اینجا ببینید.
ممنون

جهل مرتبه داره. و ما آدم جاهلو نمی کشیمش. مبارزه با جهل یعنی این که مردمو آگاه کنید و حقایق نابو به مردم عرضه کنید. نه این که تا با شما اختلاف عقیده داشتن سر هفتاشونو ببرید تا برید بهشت!!

اختلاف نظر یک امر طبیعیه و کسی که نپذیره واقعا جاهله. مثلا من بیام با هر کی مخالفم بود دعوا کنم.

من معتقدم که اختلاف عقیده همیشه وجود داره، ولی نباید روی روابط حسنه تاثیر بزاره.

اختلاف عقیده مسلمون ها با هم به اندازه اسلام و سکولاریسم نیست. ولی ما هیچ وقت به خاطر اختلاف عقیده سکولار هارو نمی کشیم.

این کشتار و قتل عام از خارج از دنیای اسلام هدایت می شه. توسط کسایی که می دونن اگه ما متحد بشیم جایی برای عرض اندام اونها باقی نمی زاریم.
اون زائرین در حال برگشت بودند
خوب خودشون میگن اگه سه تا شیعه بکشی میری بهشت
اون وقت کسایی که سه تا شیعه کشتن اولا این که نماز دیگه نمیخونن هیچ تکلیفی انجام نمیدن بعد بهشون یه قاشق با یک کلید میدن کلید برای باز کردن در بهشت و قاشق برای غذا خوردن با خدا ( خیلی مخشون تعطیلهBig Grin)
(۱۳/دی/۹۱ ۲۲:۲۲)خیبر110 نوشته است: [ -> ]سلام

قبل از سول شما این سوال برای من مطرح هستش : مسلمون مسلمون رو کشت ؟؟؟ اگر اینطوری باشه که شمر هم مسلمون بود.

به قول امام خمینی یک بار اومدن بهش گفتن یک طلبه دزدی کرده چی کارش کنیم؟؟ امام خمینی گفت: طلبه دزدی نمیکنه اون دزد بوده که رفته توی لباس طلبه

همین که قبول کنیم تروریست های وهابی و بی مغز طالبان مسلمون هستن قافله رو باختیم .

صحبت درستی بود.

آيه قتل كافران-توبه، آيه 5-قتل كفار

چرا قرآن در سوره توبه مي گويد كفار را هر جا يافتيد، بكشيد؟ يعني اگر شما به كشوري مثل كانادا برويد شرعا مي توانيد همه را بكشيد؟

آيه مورد اشاره، آيه پنجم سوره توبه است:« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (5)پس چون ماه‏هاىِ حرام سپرى شد، مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بن‏ينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند، راه برايشان گشاده گردانيد، زيرا خدا آمرزنده مهربان است.»
قبل از پرداختن به تفسير اجمالي اين آيه شريفه نكته مهمي را بايد تذكر دهيم و آن اينكه براي بدست آوردن نظر دين در يك مسئله و رسيدن به دستورات شرع مقدس در آنمورد اكتفاي به يك آيه و يا روايت توسط امثال ما كه مجتهد نيستيم خطاي آشكاريست كه بر هيچكس پنهان نيست. مجتهد جامع‌الشرايط بعد از سالها تمرين و ممارست طاقت فرسا و بعد از شناخت كامل و همه‌جانبه يك موضوع و پس از احاطه كامل بر تمام آيات و روايات مرتبط با حكم آن موضوع و درنظر داشتن تمام قرائن و شواهد موجود نهايتا با كمال احتياط، نظر و فهم خود _كه البته هم بر خودش و هم بر مقلدينش حجت است_ را در مورد حكم آن موضوع ارائه مي‌دهد، و اگر مسئله مربوط به جامعه اسلامي بود اين ولي فقيه است كه تكليف مسلمين را روشن مي‌كند.
حال اشاره‌اي به تفسير اجمالي آيه مورد بحث مي‌نماييم: در اين آيه چهار دستور در مورد مشركين ديده مى‏شود: بستن راهها، محاصره كردن، اسير ساختن، و بالآخره كشتن و ظاهر اين است كه چهار موضوع به صورت يك امر تخييرى نيست، بلكه با در نظر گرفتن شرايط محيط و زمان و مكان و اشخاص مورد نظر، بايد هر يك از اين امور كه مناسب تشخيص داده شود، عملى گردد. اگر تنها با اسارت و محاصره كردن و بستن راه بر آنها در فشار كافى قرار گيرند از اين راه بايد وارد شد و اگر چاره‏اى جز قتل نبود كشتن آنها مجاز است.
اين شدت عمل به خاطر آن است كه برنامه اسلام ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده، و همانطور كه مي دانيد، مساله آزادى مذهبى، يعنى ترك اجبار پيروان مذاهب ديگر براى پذيرش اسلام، منحصر به اديان آسمانى و اهل كتاب مانند يهود و نصارى است، و شامل بت پرستان نمى‏شود، زيرا بت پرستى مذهب و آئين نيست كه محترم شمرده شود، بلكه انحطاط و خرافه و انحراف و بيمارى است كه به هر حال و به هر قيمت بايد ريشه كن گردد ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلكه در هر حال و در هر لحظه بخواهند مى‏توانند جهت خود را تغيير دهند، لذا بلافاصله اضافه مى‏كند: اگر آنها توبه كنند و به سوى حق‏ باز گردند و نماز را بر پا دارند و زكاة را ادا كنند، آنها را رها سازيد و مزاحمشان نشويد. (فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ) و در اين صورت با ساير مسلمانان كمترين تفاوتى را ندارند و در همه احكام و حقوق با آنها شريكند زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است، و كسى را كه به سوى او باز گردد، از در خود نمى‏راند (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ). سپس اين موضوع را در آيه بعد با دستور ديگرى تكميل مى‏كند تا ترديدى باقى نماند كه هدف اسلام از اين دستور تعميم توحيد و آئين حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه كردن اموال يا سرزمين‏هاى ديگران، و مى‏گويد: اگر يكى از بت پرستان از تو در خواست پناهندگى كند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ). يعنى در نهايت آرامش با او رفتار كن، و مجال انديشه و تفكر را به آنها بده تا آزادانه به بررسى محتواى دعوت تو بپردازند، و اگر نور هدايت بر دل آنها تابيد آن را بپذيرند. بعد اضافه مى‏كند كه او را پس از پايان مدت مطالعه به جايگاه امن و امانش برسان تا كسى در اثناء راه مزاحم او نگردد. (ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ). و سرانجام علت اين دستور سازنده را چنين بيان مى‏كند كه: اين بخاطر آن است كه آنها قومى بى اطلاع و ناآگاهند (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ). بنا بر اين اگر درهاى كسب آگاهى به روى آنها باز گردد، اين اميد ميرود كه از بت پرستى كه زائيده جهل و نادانى است خارج شوند، و به راه توحيد و خدا كه مولود علم و دانش است گام بگذارند. در منابع شيعه و اهل سنت نقل شده كه يكى از بت پرستان پس از الغاى پيمان آنها، به على ع گفت: اى فرزند ابو طالب اگر كسى از ما بعد از گذشتن اين چهار ماه بخواهد پيامبر را ملاقات كند و مسائلى را با او در ميان بگذارد و يا سخن خدا را بشنود، آيا در امنيت خواهد بود؟! على (علیه السلام) فرمود آرى، زيرا خداوند فرموده وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ ... و به اين ترتيب سختگيرى فوق العاده‏اى كه از آيه اول استفاده مى‏شود، با نرمشى كه در آيه دوم به كار رفته، تعديل مى‏گردد، و راه و رسم تربيت همين است كه هميشه شدت عمل را با نرمش بياميزند و از آن معجونى شفا بخش بسازند. (تفسير نمونه، ج‏7، صص: 294-293)
در آيات ابتدايي سوره توبه سخن از وظيفه مسلمانان در برابر بت پرستان است، اما وظيفه ما در برابر اهل كتاب‏ در آيه 29 به بعد مورد توجه قرار گرفته است و تكليف مسلمين را با اهل كتاب روشن مى‏سازد. در اين آيات در حقيقت اسلام براى اهل كتاب يك سلسله احكام حد وسط ميان مسلمين و مشركين قائل شده است، زيرا اهل كتاب از نظر پيروى از يك دين آسمانى شباهتى با مسلمانان دارند، ولى از جهتى نيز شبيه به مشركان هستند، به همين دليل اجازه كشتن آنها را نمى‏دهد در حالى كه اين اجازه را در باره بت پرستانى كه مقاومت به خرج مى‏دادند، مى‏داد، زيرا برنامه، برنامه ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده است.
ولى در صورتى اجازه كنار آمدن با اهل كتاب را مى‏دهد كه آنها حاضر شوند به صورت يك اقليت سالم مذهبى با مسلمانان زندگى مسالمت‏آميز داشته باشند، اسلام را محترم بشمرند و دست به تحريكات بر ضد مسلمانان و تبليغات مخالف اسلام نزنند، در غير اين صورت اجازه مبارزه و پيكار با آنها را صادر مى‏كند، دليل اين شدت عمل را در لابلاى سه جمله در آيه مورد بحث روشن مى‏سازد.(تفسير نمونه، ج‏7، ص: 351)
خلاصه اينكه احكام روابط با اهل كتاب تابع نوع رابطه‌ايست كه آنها با مسلمين دارند، اگر با مسلمين در جنگ باشند كافرحربي محسوب مي‌شوند و رابطه با ايشان احكام خاص خود را دارد و جواز كشتن آنها هم تابع رعايت مصالح مسلمين و جامعه مسلمين است تشخيص آنهم بدست ولي فقيه و حاكم جامعه اسلاميست. به عنوان نمونه جوابي كه مرحوم امام به سوال مطرح شده توسط شوراي عالى قضايى داده‌اند و در صحيفه امام، ج‏18، ص 305 آمده است را مي‌آوريم: « بعد التحية و السلام، تقاضا مى‏شود سؤال ذيل را جواب مرقوم فرماييد: آيا غير مسلمانان كه در مملكت ايران زندگى مى‏نمايند از اهل كتاب يا غير آنها اگر مرتكب جرمى بشوند كه حد يا تعزير دارند مانند سرقت و زنا يا جاسوسى يا افساد يا محاربه يا قيام عليه حكومت و همانند اينها آيا مانند مسلمانان بايد مجازات شوند يا آنكه مجازات آنها در مانند جاسوسى به بعد احتياج به اشتراط ترك دارد و يا آنكه چون با مثل جاسوسى حربى شوند به مانند كفارى كه شرايط ذمه عمل نكنند با آنان معامله گردد، يعنى برگرداندن به مأمن و يا تخيير حاكم بين قتل يا فديه يا استرقاف كه حضرت عالى در مسئله هشت تحرير الوسيله، ج 2، ص 503 در تخيير اشكال فرموديد.
بسمه تعالى‏، كفار مزبور در پناه اسلام هستند و احكام اسلام مانند مسلمانهاى ديگر درباره آنها جارى است و محقون الدّم بوده و مالشان محترم است. روح اللَّه الموسوي‏» (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/100130013)

بحث مرتبط:
در پاکستان و افغانستان و عراق و هرجای دیگه که پای نحس آمریکا وسط بیاد، عملیات تروریستی داریم. آیا تا قبل از ورود آمریکا به عراق و افغانستان این قدر عملیات تروریستی وجود داشت؟
همین الان در آمریکا عملیات انتحاری در حال افزایشه. امروز91/10/17 ، 4 کشته در ایالت کلورادو. آیا اونها هم مسلمونن؟ آمریکایی که ادعای مبارزه با تروریست داره، سه برابر جمعیتش اسلحه داره و این بهترین شرایط برای پرورش تروریسته. حالا کشوری مثل ایران رو در نظر بگیرید،که ممنوعیت حمل سلاح وجود داره، حتی حمل سلاح سرد . با این شرایط آیا امنیت ما از آمریکا بهتر نیست؟ حفظ امنیت در ایران به نیروی انتظامی محول شده. آیا شرایط برای ظهور تروریست در ایران آماده است؟ در ایران تنها افرادی سلاح حمل می کنند که قانون را قبول ندارند و باید خودشون رو برای برخورد نیروی انتظامی آماده کنند.
یه رفیقی داشتم مخالف نظام ایران بود، اما نقطه قوت نظام رو حفظ امنیت می دونست.
آخ جون بریم خارج عقده هامون رو خالی کنیمBig Grin
با تشکر از همه ی دوستان ، و از حرفها و نظرهاتون .
بحثهای مختلفی مطرح شد که از دلِ این حرفهای چندیدن موضوع رو میشه دنبال کرد ... ولی من قصد دارم هدف ِ خودم از ایجاد این تاپیک رو واضحا" مطرح کنم .

(۱۶/دی/۹۱ ۱۲:۲۳)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام خدمت شما
به نظر من تمام دعواهای دینی از یک جنسند. احکامی مثل "جهاد با کفار" و "حکم ارتداد" و ... تیغهای دو لبه ای هستند که نه مسلمانان از اونها در امان اند و نه غیر مسلمانان.
به نظرم خوبه از خودمون شروع کنیم. و از چنین دیدگاههایی طرفداری نکنیم. در واقع مهم نیست که پیروان مذهب شیعه یا سنی یا هر مکتب دیگری مسلمان اند یا نه، حقوقشون باید در محترم باشه.
البته خوشبختانه میشه امروزه تفسیرهای نرم تری رو از اسلام دید. و اگر شما توی جمع دوستانتون درباره حقوق غیر مسلمانان صحبت کنید، می بینید که خیلی ها این حقوق رو به رسمیت می شناسند. این تفسیرهای نرم تر رو حتی میشه در بین علمای اسلامی هم دید. خیلی علما هستند که چنین روشهایی رو برای ترویج اسلام جایز نمی دونند و اگر مسلمانان بخوان به یکی از تفاسیر متعددی که در مورد اسلام وجود داره عمل کنند، به نظرم چنین تفاسیری قابل قبول تر به نظر میان.
ممنون

(۱۶/دی/۹۱ ۱۶:۲۲)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام دوست گرامی
دقیقاً مشکل همینجاست.
وهابی ها هم خودشون رو بر حق می دونند و این باعث میشه دیگران رو جاهل فرض کنند و سعی کنند با چیزی که اون رو جهل می دونند بجنگند. تمام دعواهای دینی به همین دلیل به وجود میاد.
مرتد دشمن نیست، اون فقط کسیه که عقیده اش با عقیده ما متفاوته.
یکی از دلایلی که باعث میشه مسلمانان، افراد غیر هم عقیده با خودشون رو جاهل بدونند وجود یک سری استدلالهای فلسفیه. اما جالبه بدونید که خیلی از استدلالهایی که برای رد مکاتب غیر از اسلام استفاده میشه، همونهایی است که مخالفان تشیع هم برای رد تشیع استفاده می کنند. یه نمونه اش رو می تونید در اینجا ببینید.
ممنون


ممنون از آقای
فرهاد55

میشه گفت تنها نظری که مطرح شد و چیزی که میخواستم رو عنوان کرد همین دوستمون بود .

من تمام نظرات رو خوندم ، و برداشتهای متفاوت و متنوعی رو هم دیدم .

اصل سوال من اینجاست
چرا اسلام اجازه ی کشتن ِ و یا فشار آوردن به دگر اندیشان رو صادر کرده ؟
دقت کنید ، دگر اندیش ...
مثلا" کسی که از اسلام خارج میشه چرا مرتد شناخته میشه و حکم ارتداد مرگ هست ؟!
چرا اسلام تاب ِ تحمل ِ دگر اندیشه ها و دگر اندیش ها رو نداره ؟

من از بین نظرهای دوستان سعی کردم پاسخی به این پرسشها پیدا کنم و تا حدودی موفق بودم ...



نقل قول:خوب قضیه اونقدر پیچیده نیست. بحث سر خودخواهی و دنیاپرستی است. روز اول قابیل به خاطر خودخواهی و حسد برادرش رو کشت. اونموقع که بحث دین نبود. چرا انبیاء بنی اسرائیل رو یهودیا می کشتن؟ فکر می کنین بحث دین بوده؟ چرا مسیح علیه السلام رو اونطور کردن؟ چرا معصومین رو ...؟ الان ما در صلح نیستیم عزیز دل من. از ابتدای خلقت ما همیشه جنگ داشتیم و تا انسان خودپرست در زمین بوده جنگ بر سر تصاحب همه چیز برای خود و از اونطرف دفاع دیگران از حق خود بوده.... همیشه گرگ و گوسفند داشتیم همیشه ظالم و مظلوم داشتیم. همیشه جنگ بین این دو داشتیم. فقط گاهی روش جنگ عوض شده وگرنه...


نقل قول: این وسط مثلا علمای وهابی یکسری فتوای قتل شیعه صادر می کنن تا کسانی که پیرو اونها هستن عذاب وجدانی نداشته باشن و کارشون رو مقدس بدونن هر چند اونها می تونن بفهمن حق چیه اگر خودشون بخوان اما خودشون هم .... برای همینه که علمای ما میگن اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی.

نکته همینجاست ، چه چیزی در اصول اسلام هست که باعث میشه با استناد به اون اصول و قانونها یه عده دست به کشتن مردم بی گناه بزنن ؟


(۱۵/دی/۹۱ ۲۰:۰۴)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]
به نظرم اینا هیچ کدوم عامل اصلی نیستند .
سوال : چرا یک نفر باید بیاد روی مغز وهابی ها بنویسه شیعه دشمن توست ؟!!!!!!
سوال : اون یکطرف ماجرا که دنیا پرستان هستند دقیقا چه چیزی دنیا رو از شیعیان بدبخت بیچاره پاکستانی و عراقی که چیز خاصی از دار دنیا ندارند میخوان ؟!!!!
سوال : چرا یک نفر باید با زور و فریب یک نفر دیگه رو مجبور کند به شیعه کشی !!!؟

من فکر میکنم منظور تاپیک پیدا کردن عامل اصلی است وگرنه اینکه وهابی ها شیعه رو دشمن میدونند یا جنگ حق و باطل همیشه خدا بوده یا دعوا سر خودخواهی است رو که همه میدونیم !!!


ممنون از دوست خوبمون .

همیشه دشمن و دشمنی در بشر وجود داشته و خواهد داشت . ولی جنگ از زمانی آغاز میشه که یک طرف حمله ی نظامی انجام بده ...
ولی ما شاهد چنین چیزی نیستیم . ما این رو میبینیم که یه عده آدم به اسم دین یه عده دیگه رو میکشن ... به اسم دین ، حالا یه مذهب میگه این کار درست نیست و یه مهب دیگه وعده ی بهشت به قاتلین مردم بیگناه میده .......
بحث اصلی اینجاست : چه چیزی در ذات ِ اسلام هست که باعث میشه ما چنین چیزهایی رو از پیروانش ببینیم ؟ و چرا در دیگر ادیان ابراهیمی چنین چیزی وجود نداره ؟ مثلا در مسیحیت کاتولیک ها به پروتستانها حمله نمیکنن و اونها رو به بهانه ی اینکه از دین خارج شدند نمیکشن ؟
چرا ما این چنین چیزها رو فقط در اسلام داریم ؟
از تفسیر شخصی بپرهیزید دوستان عزیز
اسلام واقعی رو بشناسید .
نمی دانم چرا می خواهید تفسیر دلخواه از دین بیرون بکشید ؟!
تفسیر نرم دیگر چی هست!؟
پیامبر اکرم کفار رو به اسلام دعوت کردند ولی امام حسین (علیه السلام) رو منتظرانش کشتند .
کشتن امام حسین به دست مسلمان دقیقا یعنی تفسیر شخصی از دین .
(۱۷/دی/۹۱ ۱۲:۲۳)blue.blood نوشته است: [ -> ]
و چرا در دیگر ادیان ابراهیمی چنین چیزی وجود نداره ؟ مثلا در مسیحیت کاتولیک ها به پروتستانها حمله نمیکنن و اونها رو به بهانه ی اینکه از دین خارج شدند نمیکشن ؟
چرا ما این چنین چیزها رو فقط در اسلام داریم ؟
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوستان تو رو خدا مطالعه کنید !!!
در باب جنگهای . ویرانی های بین کاتولیک ها و پروتستانها

صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع