(۱۳/دی/۹۱ ۲۲:۲۲)خیبر110 نوشته است: [ -> ]سلام
قبل از سول شما این سوال برای من مطرح هستش : مسلمون مسلمون رو کشت ؟؟؟ اگر اینطوری باشه که شمر هم مسلمون بود.
به قول امام خمینی یک بار اومدن بهش گفتن یک طلبه دزدی کرده چی کارش کنیم؟؟ امام خمینی گفت: طلبه دزدی نمیکنه اون دزد بوده که رفته توی لباس طلبه
همین که قبول کنیم تروریست های وهابی و بی مغز طالبان مسلمون هستن قافله رو باختیم .
صحبت درستی بود.
آيه قتل كافران-توبه، آيه 5-قتل كفار
چرا قرآن در سوره توبه مي گويد كفار را هر جا يافتيد، بكشيد؟ يعني اگر شما به كشوري مثل كانادا برويد شرعا مي توانيد همه را بكشيد؟
آيه مورد اشاره، آيه پنجم سوره توبه است:« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (5)پس چون ماههاىِ حرام سپرى شد، مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند، راه برايشان گشاده گردانيد، زيرا خدا آمرزنده مهربان است.»
قبل از پرداختن به تفسير اجمالي اين آيه شريفه نكته مهمي را بايد تذكر دهيم و آن اينكه براي بدست آوردن نظر دين در يك مسئله و رسيدن به دستورات شرع مقدس در آنمورد اكتفاي به يك آيه و يا روايت توسط امثال ما كه مجتهد نيستيم خطاي آشكاريست كه بر هيچكس پنهان نيست. مجتهد جامعالشرايط بعد از سالها تمرين و ممارست طاقت فرسا و بعد از شناخت كامل و همهجانبه يك موضوع و پس از احاطه كامل بر تمام آيات و روايات مرتبط با حكم آن موضوع و درنظر داشتن تمام قرائن و شواهد موجود نهايتا با كمال احتياط، نظر و فهم خود _كه البته هم بر خودش و هم بر مقلدينش حجت است_ را در مورد حكم آن موضوع ارائه ميدهد، و اگر مسئله مربوط به جامعه اسلامي بود اين ولي فقيه است كه تكليف مسلمين را روشن ميكند.
حال اشارهاي به تفسير اجمالي آيه مورد بحث مينماييم: در اين آيه چهار دستور در مورد مشركين ديده مىشود: بستن راهها، محاصره كردن، اسير ساختن، و بالآخره كشتن و ظاهر اين است كه چهار موضوع به صورت يك امر تخييرى نيست، بلكه با در نظر گرفتن شرايط محيط و زمان و مكان و اشخاص مورد نظر، بايد هر يك از اين امور كه مناسب تشخيص داده شود، عملى گردد. اگر تنها با اسارت و محاصره كردن و بستن راه بر آنها در فشار كافى قرار گيرند از اين راه بايد وارد شد و اگر چارهاى جز قتل نبود كشتن آنها مجاز است.
اين شدت عمل به خاطر آن است كه برنامه اسلام ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده، و همانطور كه مي دانيد، مساله آزادى مذهبى، يعنى ترك اجبار پيروان مذاهب ديگر براى پذيرش اسلام، منحصر به اديان آسمانى و اهل كتاب مانند يهود و نصارى است، و شامل بت پرستان نمىشود، زيرا بت پرستى مذهب و آئين نيست كه محترم شمرده شود، بلكه انحطاط و خرافه و انحراف و بيمارى است كه به هر حال و به هر قيمت بايد ريشه كن گردد ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلكه در هر حال و در هر لحظه بخواهند مىتوانند جهت خود را تغيير دهند، لذا بلافاصله اضافه مىكند: اگر آنها توبه كنند و به سوى حق باز گردند و نماز را بر پا دارند و زكاة را ادا كنند، آنها را رها سازيد و مزاحمشان نشويد. (فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ) و در اين صورت با ساير مسلمانان كمترين تفاوتى را ندارند و در همه احكام و حقوق با آنها شريكند زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است، و كسى را كه به سوى او باز گردد، از در خود نمىراند (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ). سپس اين موضوع را در آيه بعد با دستور ديگرى تكميل مىكند تا ترديدى باقى نماند كه هدف اسلام از اين دستور تعميم توحيد و آئين حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه كردن اموال يا سرزمينهاى ديگران، و مىگويد: اگر يكى از بت پرستان از تو در خواست پناهندگى كند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ). يعنى در نهايت آرامش با او رفتار كن، و مجال انديشه و تفكر را به آنها بده تا آزادانه به بررسى محتواى دعوت تو بپردازند، و اگر نور هدايت بر دل آنها تابيد آن را بپذيرند. بعد اضافه مىكند كه او را پس از پايان مدت مطالعه به جايگاه امن و امانش برسان تا كسى در اثناء راه مزاحم او نگردد. (ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ). و سرانجام علت اين دستور سازنده را چنين بيان مىكند كه: اين بخاطر آن است كه آنها قومى بى اطلاع و ناآگاهند (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ). بنا بر اين اگر درهاى كسب آگاهى به روى آنها باز گردد، اين اميد ميرود كه از بت پرستى كه زائيده جهل و نادانى است خارج شوند، و به راه توحيد و خدا كه مولود علم و دانش است گام بگذارند. در منابع شيعه و اهل سنت نقل شده كه يكى از بت پرستان پس از الغاى پيمان آنها، به على ع گفت: اى فرزند ابو طالب اگر كسى از ما بعد از گذشتن اين چهار ماه بخواهد پيامبر را ملاقات كند و مسائلى را با او در ميان بگذارد و يا سخن خدا را بشنود، آيا در امنيت خواهد بود؟! على (علیه السلام) فرمود آرى، زيرا خداوند فرموده وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ ... و به اين ترتيب سختگيرى فوق العادهاى كه از آيه اول استفاده مىشود، با نرمشى كه در آيه دوم به كار رفته، تعديل مىگردد، و راه و رسم تربيت همين است كه هميشه شدت عمل را با نرمش بياميزند و از آن معجونى شفا بخش بسازند. (تفسير نمونه، ج7، صص: 294-293)
در آيات ابتدايي سوره توبه سخن از وظيفه مسلمانان در برابر بت پرستان است، اما وظيفه ما در برابر اهل كتاب در آيه 29 به بعد مورد توجه قرار گرفته است و تكليف مسلمين را با اهل كتاب روشن مىسازد. در اين آيات در حقيقت اسلام براى اهل كتاب يك سلسله احكام حد وسط ميان مسلمين و مشركين قائل شده است، زيرا اهل كتاب از نظر پيروى از يك دين آسمانى شباهتى با مسلمانان دارند، ولى از جهتى نيز شبيه به مشركان هستند، به همين دليل اجازه كشتن آنها را نمىدهد در حالى كه اين اجازه را در باره بت پرستانى كه مقاومت به خرج مىدادند، مىداد، زيرا برنامه، برنامه ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده است.
ولى در صورتى اجازه كنار آمدن با اهل كتاب را مىدهد كه آنها حاضر شوند به صورت يك اقليت سالم مذهبى با مسلمانان زندگى مسالمتآميز داشته باشند، اسلام را محترم بشمرند و دست به تحريكات بر ضد مسلمانان و تبليغات مخالف اسلام نزنند، در غير اين صورت اجازه مبارزه و پيكار با آنها را صادر مىكند، دليل اين شدت عمل را در لابلاى سه جمله در آيه مورد بحث روشن مىسازد.(تفسير نمونه، ج7، ص: 351)
خلاصه اينكه احكام روابط با اهل كتاب تابع نوع رابطهايست كه آنها با مسلمين دارند، اگر با مسلمين در جنگ باشند كافرحربي محسوب ميشوند و رابطه با ايشان احكام خاص خود را دارد و جواز كشتن آنها هم تابع رعايت مصالح مسلمين و جامعه مسلمين است تشخيص آنهم بدست ولي فقيه و حاكم جامعه اسلاميست. به عنوان نمونه جوابي كه مرحوم امام به سوال مطرح شده توسط شوراي عالى قضايى دادهاند و در صحيفه امام، ج18، ص 305 آمده است را ميآوريم: « بعد التحية و السلام، تقاضا مىشود سؤال ذيل را جواب مرقوم فرماييد: آيا غير مسلمانان كه در مملكت ايران زندگى مىنمايند از اهل كتاب يا غير آنها اگر مرتكب جرمى بشوند كه حد يا تعزير دارند مانند سرقت و زنا يا جاسوسى يا افساد يا محاربه يا قيام عليه حكومت و همانند اينها آيا مانند مسلمانان بايد مجازات شوند يا آنكه مجازات آنها در مانند جاسوسى به بعد احتياج به اشتراط ترك دارد و يا آنكه چون با مثل جاسوسى حربى شوند به مانند كفارى كه شرايط ذمه عمل نكنند با آنان معامله گردد، يعنى برگرداندن به مأمن و يا تخيير حاكم بين قتل يا فديه يا استرقاف كه حضرت عالى در مسئله هشت تحرير الوسيله، ج 2، ص 503 در تخيير اشكال فرموديد.
بسمه تعالى، كفار مزبور در پناه اسلام هستند و احكام اسلام مانند مسلمانهاى ديگر درباره آنها جارى است و محقون الدّم بوده و مالشان محترم است. روح اللَّه الموسوي» (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/100130013)
بحث مرتبط:
در پاکستان و افغانستان و عراق و هرجای دیگه که پای نحس آمریکا وسط بیاد، عملیات تروریستی داریم.
آیا تا قبل از ورود آمریکا به عراق و افغانستان این قدر عملیات تروریستی وجود داشت؟
همین الان در آمریکا عملیات انتحاری در حال افزایشه. امروز91/10/17 ، 4 کشته در ایالت کلورادو. آیا اونها هم مسلمونن؟
آمریکایی که ادعای مبارزه با تروریست داره، سه برابر جمعیتش اسلحه داره و این بهترین شرایط برای پرورش تروریسته. حالا کشوری مثل ایران رو در نظر بگیرید،که ممنوعیت حمل سلاح وجود داره، حتی حمل سلاح سرد . با این شرایط آیا امنیت ما از آمریکا بهتر نیست؟ حفظ امنیت در ایران به نیروی انتظامی محول شده. آیا شرایط برای ظهور تروریست در ایران آماده است؟ در ایران تنها افرادی سلاح حمل می کنند که قانون را قبول ندارند و باید خودشون رو برای برخورد نیروی انتظامی آماده کنند.
یه رفیقی داشتم مخالف نظام ایران بود، اما نقطه قوت نظام رو حفظ امنیت می دونست.