سلام خدمت شما
اولاً در مورد معنی کلمه مرتد و اقسام اون، می تونید در
اینجا مطالبی رو بخونید:
نقل قول:در ابتدا مناسب است به طور خلاصه به تعریف مرتد ملی و فطری و احکام مربوط به هر یک اشاره کنیم.
1- مردی که در یک خانواده اسلامی متولد شده، خواه پدر او مسلمان باشد یا خواه مادر یا هر دو، هر گاه پس از بلوغ مرتد شود، حتی اگر توبه کند پس از ثبوت ارتداد او نزد حاکم کشته می شود. چنین فردی را مرتد(فطری) می گویند.
2- مردی که در خانواده مسلمان به شکلی که بیان شد، متولد نشده ولی پس از بلوغ به آئین اسلام بگرود و سپس به انکار آن برخیزد، چنین فردی را مرتد ملی می گویند. مرتد ملی، هر گاه پس از رفع شبهه و اشکال (اگر اشکال و شبهه ای داشته باشد) توبه نکند و به اسلام بر نگردد، کشته می شود.
3- هر گاه زنی مرتد باشد، خواه به صورت اول یا به صورت دوم، بازداشت می شود و حاکم اسلام مقدمات بازگشت او را به اسلام، فراهم می آورد.
از آن چه گفته شد روشن می شود که اولا حکم اعدام تنها برای مرد مرتد است نه زن مرتد، و ثانیا مرتد ملی نیز در صورت عدم توبه اعدام خواهد شد.
در واقع من و شما که از پدر و مادر مسلمان متولد شده ایم، اگر دینی غیر از اسلام رو انتخاب کنیم، مرتد فطری محسوب میشیم که حکمش هم اعدام است. البته خوشبختانه در حال حاضر، با اعمال فشار سازمانهای مدافع حقوق بشر، دیگه این حکم اجرا نمیشه (پس همه چیز رو گردن غربی ها نندازید).
البته از یکی از اقواممون که وکیل هست سوال کردم، می گفت هنوز مواردی اجرا میشه ولی صداش رو در نمیارن.
به هر حال اگر این مربوط به توطئه اسرائیل بود، نمی بایست در کشوری که به صورت علنی با اسرائیل مخالفه شاهد چنین قوانینی باشیم.
مسئله دیگه، توجیهاتی است که برای موجه جلوه دادن چنین اعمالی مطرح میشه. اما باید توجه داشت که چنین توجیهاتی، می تونه از طرف وهابیان هم برای توجیه اعمالشون استفاده بشه. چند تا از توجیهاتی معمولاً مطرح میشه به صورت زیر است:
نقل قول:توجیه اول: در صورت متمایل شدن فرد به "دین حق"، چنین فردی در امان خواهد بود. بنابراین این گونه احکام، زمینه را برای هدایت مردم به "راه راست" فراهم می کند
خب اگر شیعیان هم از تشیع دست بکشند و به وهابیت روی بیارن، حقوقشون توسط وهابیان به رسمیت شناخته میشه. و ممکنه اونها اینطور خیال کنند که دارند باعث هدایت مردم به "راه راست" میشن. (چون راه خودشون رو درست می دونند.(
نقل قول:توجیه دوم: تا وقتی یک فرد عقیده اش را آشکار نکرده، مجازات نمی شود. بنابراین آزادی عقیده وجود دارد، فقط آزادی نشر عقاید وجود ندارد.
در این مورد هم اگر شیعیان اعتقادشان را آشکار نکنند، هدف حملات قرار نمی گیرند. (چون افراد حمله کننده علم غیب ندارند که عقایدی که فرد در ذهن خودش دارد را بخوانند)
نقل قول:توجیه سوم: به این صورت است که سعی می شود با مقایسه تعداد کشته شدگان عملیات انتحاری با جنگهایی مثل جنگهای جهانی، آن را مسئله ای بی اهمیت جلوه دهند
خب این یک جور کوچک جلوه دادن گناه است. کشتن حتی یک نفر هم گناه بزرگی است.
و باید توجه داشت که این جنگها بر مبنای دستور ادیان انجام نشده اند و ما نمی تونیم جنگهای جهانی رو (که با هدف گسترش مستعمرات و ... انجام شده بود) رو به مسیحیت ربط بدیم.
نقل قول:توجیه چهارم: حکم ارتداد برای آن است که افراد قبل از پذیرش اسلام، خوب مطالعه و تحقیق کنند
خب این توجیه برای "مرتد فطری" قابل بیان نیست. البته بعضی سعی کرده اند که این توجیه را در بحث مرتد فطری هم مطرح کنند. به طور مثال می گویند که شاید انسان خودش انتخاب می کند که در چه خانواده ای به دنیا بیاید و بنابراین لازم است قبل از به دنیا آمدن در یک خانواده مسلمان، (در یک عالم دیگری) خوب درباره اسلام تحقیق کند. اما این توجیه صرفاً یک حدس است.
نقل قول:توجیه پنجم: می گویند ما به آزادی ادیان احترام می گذاریم، اما آنهایی که ما باهاشون مخالفیم دیندار نیستند
معنی این جمله این هست: "ما با آزادی کسانی موافقیم که اعتقادشان با اعتقادات ما همخوانی دارد".
این توجیه به این افراد اجازه می دهد که با استفاده از وجود تعاریف مختلف برای کلمه "دین"، از یک طرف در بین مردم خود را به عنوان مدافع آزادی ادیان معرفی کنند و قوانین بین المللی مربوط به احترام به حقوق پیروان ادیان را نیز بپذیرند و از طرف دیگر، بر خلاف آن عمل کنند.
خب اینجا دو تا سوال مطرح میشه:
1- آیا ادعای گروههای مختلف در مورد حقانیت خودشون و گمراهی دیگران، ادعایی درست است یا نه؟ و آیا آنقدر استدلالهای محکم در اختیار دارند که بتوانند این ادعا را ثابت کنند؟
2- اگر به فرض ما مطمئن باشیم که عقیده خودمان درست است، آیا حق داریم دیگران را با استفاده از روشهایی مثل تهدید به قتل یا محروم کردن آنان از حقوقشان (از قبیل حقوق شهروندی و حق تحصیل) مجبور به پذیرش عقیده خودمان کنیم؟
و آیا بهتر نیست ترویج یک مکتب صرفاً با استفاده از تبلیغ (نظری و عملی) انجام گیرد؟