۶/بهمن/۹۱, ۲۰:۲۴
*ویلای من
کاری جدید از مهران مدیری
هدف مهران مدیری از ساخت این فیلم ترمیم کردن و پاک کردن هر آنچه در قهوه تلخ رخ داده است
نکته بسیار بسیار مهم این است که تمامی کارهای اینبار مستقیما بر عهده خود مهران مدیری است .
این مجموعه به مدت "22 هفته" و 44 قسمت پخش خواهد شد.
"فراموش نکنیم که آخرین هدف رسانه سرگرم سازی است."
ماجرا چیست؟
ماجرا این است که شاهی با نام مشکین مشکات (مشکات به معنی منفذ وجائی که در آنچراغ بگذارند- که به نظرم به معنی تاریکی که در آن چراغ بگذارند یا چیزی شبیه به این) به کما رفته است
آلبرت مشاور مشاور مشکین مشکات طبق معمول در ساعت 7 صبح در اتاق او را می زند تا او را بیدار کند و متوجه می شود که او بیدار نمی شود
وارد اتاق او شده و متوجه می شود که او مریض است.
پزشک مخصوص دربار خبر می شود و متوجه می شود که "شست بزرگ انگشت پای او ورم کرده است (نمیدانم اشاره به چه حادثه ای دارد اما مطمئن هستم بی معنی نیست)" آزمایشی نوشته و بعد از انجام آزمایش متوجه می شود که او "به نوعی ویروس!" دچار شده است
که هیچ درمانی هم ندارد!
پزشکش تشخیص می دهد که ویروسی در بدن او وارد شده است و دقیقا مسیر را اینگونه توضیح می دهد
ابتدا در شست پا بعد قوزک پا بعد زانو بعد ران بعد پشت باسن بعد توی شکم بعد به قلب او رفته و بعد هم می میرد و هیچ دارو و درمانی ندارد.(اینکه به کجا یا کدام منطقه آدرس می دهد را متوجه نشدم)
پزشک تشخیص می دهد که 44 روز تا مرگ او مانده است.
آلبرت که مشاور اعظم اوست به بیمارستان زنگ می زند و می گوید من از طرف مشکات هستم و میخواهم یک دستگاه iccu آورده تا ایشان بتواند زنده بماند.
(کلمه iccu را در ذهنتان داشته باشید)
مشکات از آنجایی که در کماست با وکیل او آقای اعتمادی تماس می گیرند
اعتمادی با صحبت با اطرافیان مشکات متوجه می شود که مشکین مشکات هیچگونه ورثه ای ندارد و اطرافیان وی می خواهند تا ثروت او را بین خودشان تقسیم کنند
وکیل به علت سکونت در اتریش و ترس از اینکه اگر دیر برسد برایش مشکلی پیش بیای با یکی از وکلا که شاگرد خودش بوده است تماس میگیرد و از او میخواهد تا در رستوران بالای دفترش با هم صحبت و دیدار داشته باشند.
قصه به این سمت می رود که دو فرد آواره و دربدری که دزد بوده اند توسط مدیر رستورانی که قرار است اعتمادی و شاگردش در آن همدیگر را ببینند پناه و به آن دو سابقه دار کار داده شده و جای خوابشان در همان رستوران است.
ارسلان که نقشش را مهران مدیری بازی می کند با یک کلاه برداری کوچک زندان بوده و الان که در این رستوران است نقش گارسون را دارد و از زنش منیژه جداشده است و باید هر ماه یک سکه به همسرش
بدهد.
او دوست دیگری دارد که نقشش را سیامک انصاری بازی می کند و یک فرد جاعل است که مادرش شوهر کرده است و اگر بخواهد مادرش را ببیند شوهر مادرش او را طلاق می دهد.
شب قرار فرا می رسد و اعتمادی با شاگرد سابقش که هم اکنون وکیل است در رستوران بالای دفترش که ارسلان دوست سابقه دارش در آنجا کار می کنند صحبت می کند و لیست اموال مشکین مشکات که در کماست را میخواند.
در همین حال ارسلان (مهران مدیری) با دقت تمام حرفهای این دو فرد را به بهانه روشن کردن شمع سر میز می شنود و در هنگام خواب به دوستش می گوید.
آن دو در ابتدا راضی به دزدی از مشکات در قالب برادر زاده اش نیستند اما با دیدن جنبه های سخت کار رستوران راضی به انجام این کار می شوند.
وکیل جوان که شاگرد اعتمادی است نیز به ثروت مشکات طمع کرده و وارد منزل او می شود و آلبرت که مشاور اعظم مشکات است او را به اتاقش راهنمایی می کند و با او صحبت می کند.
چشم جهان بین در سریال "ویلای من". شاگرد اعتمادی در حال صحبت با آلبرت.
او از خانم وکیل میخواهد تا در لحظه مرگ مشکات باشد و تا زمانی که مشکات در کماست اجازه خروج ندارد
زیرا او دستور داده است به محض مردنش وصیتش خوانده شود و در عوض ماندنش حقوق و مزایای خوبی دریافت خواهد کرد.
او بعد از شرح قوانین می گوید که سر ساعت 11 چراغ های خاموش می شود و در ساعات خاموشی نباید در خارج از اتاقتان ترددی داشته باشید مگر با هماهنگی قبلی!! و با آرامی به وکیل می گوید به یاد داشته باشید که: "من همیشه بیدارم" و این رابطه دقیق با جمله iccu که در واقع به نظر من i see see you است دارد.
اما تحلیل قطعی من این است که بحث انتقال قدرت بوده یا در حال انجام است.
این مجموعه در هر هفته دو روز به طور گسترده توسط شرکت گلرنگ رسانه در سراسر ایران پخش می شود.
شاید باور نکنید ولی به طور اتفاقی کلیپی از شب های برره را دیدم که شیرفرهاد به کیانوش می گفت ما جشن بالماسک داریم و ماسک می زنیم تا شناخته نشویم.حتما و قطعا این کلیپ را گیر میارم و براتون میذارم.
بنده هیچکاری با کسانی که من را متهم به توهم توطئه کنند یا به من بگویند باید به اصل ظهور و... بپردازی و اینها را رها کنی ندارم و از آنان خواهش می کنم نظر ندهند.
اما از افرادی که دغدغه یهود شناسی و درک استراتژی و نقشه های ماسون ها را دارند خواهش میکنم با دقت این فیلم بسیار بسیار مهم را دنبال کنند و حتما بعد از مشاهده فیلم نتیجه دقیقش را به عموم اعلام کنند.
* خوشحالم که در کل اینترنت ایران اولین نفری هستم که این مطلب را ارسال می کنم و از هیچ منبعی هم استفاده نکردم و موضوعی را ایجاد کردم تا بدون تعصب و کینه درباره این فیلم بحث سالم داشته باشیم.
یا حق
در آخر اینکه دوستان عزیز از شما خواهش دارم حتما این فیلم مهم را ببینید و تحلیل شخصی تان را در همین صفحه ارسال کنید.
با سپاس از شما
یا حق
کاری جدید از مهران مدیری
هدف مهران مدیری از ساخت این فیلم ترمیم کردن و پاک کردن هر آنچه در قهوه تلخ رخ داده است
نکته بسیار بسیار مهم این است که تمامی کارهای اینبار مستقیما بر عهده خود مهران مدیری است .
این مجموعه به مدت "22 هفته" و 44 قسمت پخش خواهد شد.
"فراموش نکنیم که آخرین هدف رسانه سرگرم سازی است."
ماجرا چیست؟
ماجرا این است که شاهی با نام مشکین مشکات (مشکات به معنی منفذ وجائی که در آنچراغ بگذارند- که به نظرم به معنی تاریکی که در آن چراغ بگذارند یا چیزی شبیه به این) به کما رفته است
آلبرت مشاور مشاور مشکین مشکات طبق معمول در ساعت 7 صبح در اتاق او را می زند تا او را بیدار کند و متوجه می شود که او بیدار نمی شود
وارد اتاق او شده و متوجه می شود که او مریض است.
پزشک مخصوص دربار خبر می شود و متوجه می شود که "شست بزرگ انگشت پای او ورم کرده است (نمیدانم اشاره به چه حادثه ای دارد اما مطمئن هستم بی معنی نیست)" آزمایشی نوشته و بعد از انجام آزمایش متوجه می شود که او "به نوعی ویروس!" دچار شده است
که هیچ درمانی هم ندارد!
پزشکش تشخیص می دهد که ویروسی در بدن او وارد شده است و دقیقا مسیر را اینگونه توضیح می دهد
ابتدا در شست پا بعد قوزک پا بعد زانو بعد ران بعد پشت باسن بعد توی شکم بعد به قلب او رفته و بعد هم می میرد و هیچ دارو و درمانی ندارد.(اینکه به کجا یا کدام منطقه آدرس می دهد را متوجه نشدم)
پزشک تشخیص می دهد که 44 روز تا مرگ او مانده است.
آلبرت که مشاور اعظم اوست به بیمارستان زنگ می زند و می گوید من از طرف مشکات هستم و میخواهم یک دستگاه iccu آورده تا ایشان بتواند زنده بماند.
(کلمه iccu را در ذهنتان داشته باشید)
مشکات از آنجایی که در کماست با وکیل او آقای اعتمادی تماس می گیرند
اعتمادی با صحبت با اطرافیان مشکات متوجه می شود که مشکین مشکات هیچگونه ورثه ای ندارد و اطرافیان وی می خواهند تا ثروت او را بین خودشان تقسیم کنند
وکیل به علت سکونت در اتریش و ترس از اینکه اگر دیر برسد برایش مشکلی پیش بیای با یکی از وکلا که شاگرد خودش بوده است تماس میگیرد و از او میخواهد تا در رستوران بالای دفترش با هم صحبت و دیدار داشته باشند.
قصه به این سمت می رود که دو فرد آواره و دربدری که دزد بوده اند توسط مدیر رستورانی که قرار است اعتمادی و شاگردش در آن همدیگر را ببینند پناه و به آن دو سابقه دار کار داده شده و جای خوابشان در همان رستوران است.
ارسلان که نقشش را مهران مدیری بازی می کند با یک کلاه برداری کوچک زندان بوده و الان که در این رستوران است نقش گارسون را دارد و از زنش منیژه جداشده است و باید هر ماه یک سکه به همسرش
بدهد.
او دوست دیگری دارد که نقشش را سیامک انصاری بازی می کند و یک فرد جاعل است که مادرش شوهر کرده است و اگر بخواهد مادرش را ببیند شوهر مادرش او را طلاق می دهد.
شب قرار فرا می رسد و اعتمادی با شاگرد سابقش که هم اکنون وکیل است در رستوران بالای دفترش که ارسلان دوست سابقه دارش در آنجا کار می کنند صحبت می کند و لیست اموال مشکین مشکات که در کماست را میخواند.
در همین حال ارسلان (مهران مدیری) با دقت تمام حرفهای این دو فرد را به بهانه روشن کردن شمع سر میز می شنود و در هنگام خواب به دوستش می گوید.
آن دو در ابتدا راضی به دزدی از مشکات در قالب برادر زاده اش نیستند اما با دیدن جنبه های سخت کار رستوران راضی به انجام این کار می شوند.
وکیل جوان که شاگرد اعتمادی است نیز به ثروت مشکات طمع کرده و وارد منزل او می شود و آلبرت که مشاور اعظم مشکات است او را به اتاقش راهنمایی می کند و با او صحبت می کند.
چشم جهان بین در سریال "ویلای من". شاگرد اعتمادی در حال صحبت با آلبرت.
او از خانم وکیل میخواهد تا در لحظه مرگ مشکات باشد و تا زمانی که مشکات در کماست اجازه خروج ندارد
زیرا او دستور داده است به محض مردنش وصیتش خوانده شود و در عوض ماندنش حقوق و مزایای خوبی دریافت خواهد کرد.
او بعد از شرح قوانین می گوید که سر ساعت 11 چراغ های خاموش می شود و در ساعات خاموشی نباید در خارج از اتاقتان ترددی داشته باشید مگر با هماهنگی قبلی!! و با آرامی به وکیل می گوید به یاد داشته باشید که: "من همیشه بیدارم" و این رابطه دقیق با جمله iccu که در واقع به نظر من i see see you است دارد.
اما تحلیل قطعی من این است که بحث انتقال قدرت بوده یا در حال انجام است.
این مجموعه در هر هفته دو روز به طور گسترده توسط شرکت گلرنگ رسانه در سراسر ایران پخش می شود.
شاید باور نکنید ولی به طور اتفاقی کلیپی از شب های برره را دیدم که شیرفرهاد به کیانوش می گفت ما جشن بالماسک داریم و ماسک می زنیم تا شناخته نشویم.حتما و قطعا این کلیپ را گیر میارم و براتون میذارم.
بنده هیچکاری با کسانی که من را متهم به توهم توطئه کنند یا به من بگویند باید به اصل ظهور و... بپردازی و اینها را رها کنی ندارم و از آنان خواهش می کنم نظر ندهند.
اما از افرادی که دغدغه یهود شناسی و درک استراتژی و نقشه های ماسون ها را دارند خواهش میکنم با دقت این فیلم بسیار بسیار مهم را دنبال کنند و حتما بعد از مشاهده فیلم نتیجه دقیقش را به عموم اعلام کنند.
* خوشحالم که در کل اینترنت ایران اولین نفری هستم که این مطلب را ارسال می کنم و از هیچ منبعی هم استفاده نکردم و موضوعی را ایجاد کردم تا بدون تعصب و کینه درباره این فیلم بحث سالم داشته باشیم.
یا حق
در آخر اینکه دوستان عزیز از شما خواهش دارم حتما این فیلم مهم را ببینید و تحلیل شخصی تان را در همین صفحه ارسال کنید.
با سپاس از شما
یا حق


