شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله
انواع حیا(قسمت دوم)
ب)حیای ضعف و قوت
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
حیا بر دو وجه است. یک قسم آن از روی ضعف و ناتوانی است و قسم دیگرش از روی قوت و توانایی است که این قسم مطابق اسلام و ایمان است. (1)
حضرت علی (علیه السلام) ضمن بیان آفات هر چیزی ،آفت حیا را ضعف و ناتوانی معرفی کردند.(2)
(1): خصال ،ج1،ص55
(2): کنزالعمال،ج16،ص 204
بسم الله
انواع حیا(قسمت سوم)
ج)حیای عقل و حمق
حیا دو نوع است:
نوعی از روی خرد و نوع دیگری از روی نابخردی است.
حیای عقل همان دانشی است که انسان بر اساس آگاهی ،حیا می کند .
و حیای نابخردانه همان جهل است که فرد از روی جهالت حیا می کند.(1)
تفاوت جاهل و عاقل در این امر است که جاهل تا چیزی را می آموزد، به دنبال بیان و روایت کردن آن است.
ولی عاقل تا چیزی را فرا می گیرد،به دنبال رعایت کردن آن است تا بقیه نیز بهره ببرند.
حضرت علی (علیه السلام)توصیه می کنند:
هرگاه خبری را شنیدید ،در اندیشه ی رعایت آن باشید ،نه به فکر رعایت و نقل آن.
زیرا روایت کنندگان علم بسیارند و رعایت کنندگان آن اندک (2)
(1): کافی،ج2،ص106
(2):نهج البلاغه،حکمت 98
بسم الله
انواع حیا (قسمت چهارم)
د) تقسیم پنجگانه ی حیا
حضرت صادق (علیه السلام) در مصباح الشریعه حیا را پنج گونه می دانند:
((حیا از گناه ،حیا از کوتاهی، حیا از روی کرامت و بزرگواری ،حیای محبت و دوستی و حیای هیبت و عظمت که هر یک اهلی دارد و هر گروه درجه ی جداگانه ای دارد)) (1)
و اما توضیح این روایت:
در این روایت به زیبایی مراتب حیا ذکر می گردد.
انسان ها در مرتبه ی اول به خاطر گناهانی که مرتکب می شوند ،در برابر خداوند حیا می کنند.
کم کم که انسان توانست بر اثر حیا ملکه ی عدالت را در خود راسخ کند و به مرز عصمت نزدیک شود،دیگر گناه نمی کند.ولی به خاطر کوتاهی هایی که در اعمال و حالات خود می بیند،از خدا حیا می کند.
در مرحله ی بعد پس از حداکثر جهد و تلاش در عبودیت ،بر اثر بزرگواری هایی که خداوند نسبت به انسان کرده است، آن چنان کرامتی به او دست می دهد که منشا حیای او نسبت به صاحب کرامت می شود.
انسان در این مرحله وارد وادی حب و محبت می شود و شدت علاقه به محبوب ،خوف و مقامی در دل او ایجاد می کند که منشا حیا می شود و در نهایت هیبت الهی آن چنان او را می گیرد که حیای او حاصل این هیبت می شود .
پس در تمامی مراحل،حیا هست ،ولی منشا آن نسبت به هر مرحله تفاوت دارد و بالتبع ،خود حیا و آداب و آثار آن متفاوت می گردد.
[/b]
[b]1) مصباح الشریعه ،ص 189
بسم الله
حیا ، ویژگی روح(قسمت اول)
در بحار الانوار نقلی است از تورات در مورد خصوصیات خلقت آدم از لحاظ نفس و روح که خداونددرنفس،حدت،سبکباری،شهوت،سرگرمی،بازی،خنده،سبکسری،فریفتن،خشونت و هراس قرار داده است .
و در روح بردباری،وقار،پاکدامنی،حیا،درک،فهم و زیبایی را قرار داد.
اگر خردمندی هراس داشت از این که خلق و خوی نفس اماره بر او غلبه پیدا کند و او را به سمت خود متمایل سازد ،هر یک از خلق های روح همراه می شود و بدان استوار می گردد. زودرنجی با بردباری،سبکسری با وقار،شهوت با عفاف و بازی با حیا.....همساز می گردد،با روح،حق از باطل شناخته می شود .....و انسان حیا می کند.(1)
(1): بحارالانوار ،ج58،ص288
بسم الله
حیا،ویژگی روح (قسمت دوم)
بنابراین حیا اصل ثابتی در فطرت همه ی انسان هاست که به جنبه ی روحی انسان بر می گردد.
البته مصداق ها و مواردی که مردم از آن حیا می کنند،تابع فرهنگ و نظام ارزشی آن هاست و همه ی امور فطری تقریبا مصادیقشان تابع فرهنگ هاست.
با این حال باید مصداق ها هماهنگ با قوانین الهی باشند و این جاست که لزوم و جایگاه شرع مقدس در امور فطری خود را نشان می دهد و مصداق را در جهت معیارهای فطری قرار می دهد.
بسم الله
حیا ،ملازمت با عقل (قسمت اول)
خردمندترین مردم با حیا ترین آن هاست. (1)
عقل اولین چیزی است که خدا خلق کرد . هرگونه به او امر نمود،عمل کرد،او را بر تمامی خلقش گرامی دانست و 75 لشگر برای آن قرار داد که از جمله ی آن ها حیا است. (2)
روایت زیبایی از امیرالمومنین (علیه السلام) است که حضرت جبرئیل بر حضرت آدم (علیه السلام) نازل شد و به آدم گفت:
من مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار.
آدم گفت: آن سه چیز چیست؟
جبرئیل پاسخ داد: عقل،حیا و دین.
آدم گفت: عقل را برگزیدم .
جبرئیل به حیا و دین گفت شما بازگردید و او را واگذارید.
ولی آن دو گفتند: ما ماموریم هرجا عقل باشد،با او باشیم .گفت شان شما همین است و بالا رفت.(3)
(1):غررالحکم،ح 2900
(2): بحارالانوار،ج 1،ص 158
(3): کافی،ج 1،ص 10
بسم الله
حیا و ملازمت با عقل (قسمت دوم)
اولین نشانه ی فهم و عقل در انسان حیا است و ایمان از آخرین مراتب عقل است و محال است کسی به مرحله ایمان برسد ، ولی حیا که در مرحله ی اول قرار دارد را نداشته باشد.
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمودند:
((انسان اگر عاقل باشد، خیلی چیزها را خود به خود رعایت می کند))
ایشان در مورد انسان عاقل دو ویژگی بیان کردند که با این ویژگی ها عاقل شناخته ی شود. که یکی از آن ها این است . (( لحظه ای از حیا جدا نمی شود)) (1)
در روایات حیا ذکر ،دیده و میوه ی عقل محسوب می شود:
هر عضوی ذکری متناسب با خود دارد و ذکر عقل بزرگداشت خداوند و حیاست. (2)
خدا عقل را از نور ذخیره شده و پنهان خود آفرید و حیا را از دیدگان او قرار داد (3)
عقل درختی است که میوه اش بخشندگی و حیاست. (4)
جالب است که بدانیم ایمان را هم درختی می دانند که شکوفه ی آن حیاست(5)
(1): بحارالانوار،ج 1،ص 129
(2): بحارالانوار،ج 90،ص 154
(3):بحارالانوار،ج1،ص 107
(4): غرر الحکم"،ج 1، ص 107
(5): غررالحکم، ح 5436
بسم الله
حیا، زینت اسلام (قسمت اول)
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسلام را برهنه و حیا را در جایی لباس اسلام (1) و در جایی زینت آن (2) معرفی کرده اند.
از طرفی در قرآن تقوا به عنوان لباس بهتر یاد شده است.(3)
جمع این دو مطلب در روایت زیبایی است که پیامبر جامه ی اسلام را تقوا و جامه ی زیرین آن را هدایت و جامه ی رویین آن را حیا دانسته اند.(4)
حضرت علی (علیه السلام) هم حیا را لباسی بلند و حجابی منع کننده و پوششی نگه دارنده از بدی ها (5) و آن را بهترین لباس دین (6) می دانند و زیرک را کسی می دانند که پوششی از حیا داشته باشد.(7)
(1): کافی، ج 2،ص 46
(2): کافی،ج27،ص 82
(3): اعراف(7)/ 26
(4):بحار الانوار،ج 74،ص 158
(5): ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272
(6): غررالحکم،ح 5441
(7): غررالحکم،ح 7468
بسم الله
حیا، زینت اسلام(قسمت دوم)
پیامبر حیا را نه تنها لباس و زینت، بلکه خلق و خوی اسلام (1) و همه ی دین (2) می دانستند.
گروهی نزد پیامبر آمدند و گفتند : فلان فرد را حیا فاسد کرده است!
پیامبر فرمودند: حیا از آیین اسلام است و بی حیایی از پستی فرد است.(3)
لذا حیا از بارزترین شاخصه های فرهنگ اسلامی است که خود را در هنر و خصوصا معماری اسلامی ظاهر کرده است.
(1):سنن ابن ماجه،ج2،ص1399
(2): کنزالعمال،ح5721
(3):بحارالانوار ،ج68،ص 329
بسم الله
نور حیا (قسمت اول)
خداوند خودش را نور معرفی میکند.(1)
امام صادق(علیه السلام) در حدیث شریفی می فرمایند: حیا از جنس نور است.(2).درمورد علم هم نور گفته شده است.(3)
نور چیزی است که خود ظاهر است و با تابش به دیگران،آن ها را هم ظاهر می کند .البته این مطلب در مورد تمام صفات اخلاقی صادق است. تمام صفات اخلاقی نور هستند و این نور را هم از خداوند گرفته اند.
نکته ی دیگر این است که نور تابنده و امری پنهانی و حبس شدنی نیست.
طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) حیا نیز این چنین است.
حیا را نمی توان حبس کرد،بلکه باید ابراز و اظهار شود.
(1): بحارالانوار،ج68،ص329
(2):نور (24)/35
(3): مصباح الشریعه،ص 189و بحارالانوار،ج68،ص336