کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاپیک جامع و کامل درمورد حیا (لطفا پست اول را دقیق بخوانید)
۲۱:۰۱, ۳/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۱ ۱۴:۳۴ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله


چندیست این بنده حقیر قصد داشتم با یاری خداوند متعال اگر لایق باشم تاپیک جامع و کاملی درباره حیا ایجاد کنم.


پس از اینکه منابع مختلف رو بررسی کردم به کتاب پر محتوایی برخورد کردم به نام حیا از امیر حسین بانکی پور فرد که به صورت جامع و کامل به موضوع حیا پرداخته است تصمیم گرفتم که براساس این کتاب ان شاء الله تاپیک را ادامه بدهم.


آیا تا به حال دقت کرده اید که علاوه بر تمامی خصوصیات اخلاقی انسان ها صفتی در برخی از آنان نمایان است که باعث متمایز شدن آن ها می شود؟ و چهره شان را جذاب تر و رفتارشان را دلنشین تر می کند؟


نوع نگاه هایشان متمایز از سایرین ،گویش و کلامشان دگر گونه است، در برابر محرک های محیطی هر واکنشی را از خود منعکس نمی سازند و بسیاری از رفتارهایی را که برای اکثریت مردم ،امری عادی تلقی می گردد،به دلایلی انجام نمی دهند.


در حضور چنین افرادی می کوشیم تا حد امکان همانند خودشان رفتار نماییم و کاملا مراقب اعمال خویش باشیم.


چه بسا برخورد با اینگونه افراد ما را به یاد اصلی ،عمیق در فطرتمان می اندازد.همان چیزی که ذهن پر خروش و متلاطم انسان در برخورد اجتماعی در پی آن است.


در مسیر بررسی این خوی زیبا و پسندیده که آن را حیا می نامیم،ابتدا باید تعریف متقن و جامعی از این واژه ارائه نماییم و جایگاه و آثار آن را تبیین کنیم.


سپس با بیان جلوه های آن در اعضا و جوارح و جوانح خود ،عوامل و موانع ظهور آن بپردازیم و مواردی که مبنی بر عدم رعایت حیا می باشد،را از بین روایات استخراج کنیم.


با نظاره کردن به انوار ملکوتی آیات و روایات ،مصادیقی از حیای خدا و تجلیات آن بر اولیایش را دریابیم و با نور حیا در محضر او و اولیایش قرار بگیریم.


تا بتوانیم حقیقت آن را در روابط و پیوندهای خود نسبت به والدین ،همسر،فرزندان،دوستان،معلمین،و نامحرمان اجرا نماییم.


و در پایان با این خصیصه به احیا مکارم اخلاق ،ادب،تقویت و تلطیف محبت بپردازیم.


از خداوند خواهانیم که این عطیه الهی را به طالبان در این مسیر عنایت بفرماید. الهی آمین.


نوشتار بالا خلاصه ای از نقشه راه این تاپیک بود که به لطف خدا ان شاء الله ادامه دارد..............




به منظور اینکه تاپیک روند خودشو طی کنه از دوستان گرامی تالار خواهشمندم پستی در این تاپیک ارسال نکنند تا این بنده حقیر ان شاء الله بتوانم به همان روندی که کتاب پیش رفته تاپیک را ادامه بدهم تا ان شاء الله این تاپیک به لطف خدا برای دوستان موثر و کاربردی باشد


دوستان گرامی خیلی خوشحال میشوم که هرگونه نظر یا انتقادی در مورد این تاپیک داشتید از طریق پیام خصوصی بمن خبر بدهید تا اشکالات احتمالی رو رفع کنم و ان شاء الله این تاپیک به لطف خدا یک تاپیک جامع و کامل در مورد حیا بشود.



اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، mahdy30na ، بیداری اندیشه ، میلاد.م ، soshiant ، مفقود الاثر ، Hadith ، mohammad reza ، aboutorab ، محب الزهرا ، مجید املشی ، Havbb 110 ، paradise ، ساقی ، Tolou ، netlog36 ، شهیدطیبه واعظی ، فاطمه خانم ، joseffist ، حسن عزتي ، fatemeh ، سید ابراهیم ، سدرة المنتهی ، ترنم ، sarallah ، مجنون الحسین ، R3Z4 ، saloomeh ، MESSENGER ، مهدی2012 ، ztb ، حفیظ ، عبدالرحیم ، *مهاجر* ، Ramin_Ghn ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fiftynine ، نسیم ، میثاق ، مصباح ، sagheb ، آیلار ، azade ، عبدالرحمن ، محمد حسین ، fafa* ، خادمة الزهرا ، لبخند خدا ، یاســین

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۵۷, ۱۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله



انواع حیا(قسمت دوم)



ب)حیای ضعف و قوت


رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:


حیا بر دو وجه است. یک قسم آن از روی ضعف و ناتوانی است و قسم دیگرش از روی قوت و توانایی است که این قسم مطابق اسلام و ایمان است. (1)


حضرت علی (علیه السلام) ضمن بیان آفات هر چیزی ،آفت حیا را ضعف و ناتوانی معرفی کردند.(2)


(1): خصال ،ج1،ص55

(2): کنزالعمال،ج16،ص 204



امضای Farzaneh
باید فقط پیله کرد به خدا

زیرا فقط با او می توان پروانه شد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، aboutorab ، Agha sayyed ، مفقود الاثر ، fatemeh ، *مهاجر* ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fafa*
۱۹:۳۳, ۱۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله



انواع حیا(قسمت سوم)


ج)حیای عقل و حمق


حیا دو نوع است:


نوعی از روی خرد و نوع دیگری از روی نابخردی است.


حیای عقل همان دانشی است که انسان بر اساس آگاهی ،حیا می کند .


و حیای نابخردانه همان جهل است که فرد از روی جهالت حیا می کند.(1)



تفاوت جاهل و عاقل در این امر است که جاهل تا چیزی را می آموزد، به دنبال بیان و روایت کردن آن است.
ولی عاقل تا چیزی را فرا می گیرد،به دنبال رعایت کردن آن است تا بقیه نیز بهره ببرند.


حضرت علی (علیه السلام)توصیه می کنند:


هرگاه خبری را شنیدید ،در اندیشه ی رعایت آن باشید ،نه به فکر رعایت و نقل آن.

زیرا روایت کنندگان علم بسیارند و رعایت کنندگان آن اندک (2)


(1): کافی،ج2،ص106

(2):نهج البلاغه،حکمت 98
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Agha sayyed ، مفقود الاثر ، aboutorab ، مجید املشی ، fatemeh ، *مهاجر* ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fafa*
۱۹:۲۵, ۱۵/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۹۱ ۱۹:۳۱ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله


انواع حیا (قسمت چهارم)


د) تقسیم پنجگانه ی حیا



حضرت صادق (علیه السلام) در مصباح الشریعه حیا را پنج گونه می دانند:


((حیا از گناه ،حیا از کوتاهی، حیا از روی کرامت و بزرگواری ،حیای محبت و دوستی و حیای هیبت و عظمت که هر یک اهلی دارد و هر گروه درجه ی جداگانه ای دارد)) (1)


و اما توضیح این روایت:
در این روایت به زیبایی مراتب حیا ذکر می گردد.
انسان ها در مرتبه ی اول به خاطر گناهانی که مرتکب می شوند ،در برابر خداوند حیا می کنند.
کم کم که انسان توانست بر اثر حیا ملکه ی عدالت را در خود راسخ کند و به مرز عصمت نزدیک شود،دیگر گناه نمی کند.ولی به خاطر کوتاهی هایی که در اعمال و حالات خود می بیند،از خدا حیا می کند.
در مرحله ی بعد پس از حداکثر جهد و تلاش در عبودیت ،بر اثر بزرگواری هایی که خداوند نسبت به انسان کرده است، آن چنان کرامتی به او دست می دهد که منشا حیای او نسبت به صاحب کرامت می شود.
انسان در این مرحله وارد وادی حب و محبت می شود و شدت علاقه به محبوب ،خوف و مقامی در دل او ایجاد می کند که منشا حیا می شود و در نهایت هیبت الهی آن چنان او را می گیرد که حیای او حاصل این هیبت می شود .
پس در تمامی مراحل،حیا هست ،ولی منشا آن نسبت به هر مرحله تفاوت دارد و بالتبع ،خود حیا و آداب و آثار آن متفاوت می گردد.
[/b]
[b]1) مصباح الشریعه ،ص 189
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، aboutorab ، مجید املشی ، fatemeh ، Agha sayyed ، *مهاجر* ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fafa*
۱۹:۲۷, ۲۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
بسم الله


حیا ، ویژگی روح(قسمت اول)



در بحار الانوار نقلی است از تورات در مورد خصوصیات خلقت آدم از لحاظ نفس و روح که خداونددرنفس،حدت،سبکباری،شهوت،سرگرمی،بازی،خنده،سبکسری،فریفتن،خشونت و هراس قرار داده است .

و در روح بردباری،وقار،پاکدامنی،حیا،درک،فهم و زیبایی را قرار داد.


اگر خردمندی هراس داشت از این که خلق و خوی نفس اماره بر او غلبه پیدا کند و او را به سمت خود متمایل سازد ،هر یک از خلق های روح همراه می شود و بدان استوار می گردد. زودرنجی با بردباری،سبکسری با وقار،شهوت با عفاف و بازی با حیا.....همساز می گردد،با روح،حق از باطل شناخته می شود .....و انسان حیا می کند.(1)


(1): بحارالانوار ،ج58،ص288
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، Agha sayyed ، مجید املشی ، fatemeh ، *مهاجر* ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، مفقود الاثر ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fafa*
۱۲:۱۳, ۲۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله


حیا،ویژگی روح (قسمت دوم)


بنابراین حیا اصل ثابتی در فطرت همه ی انسان هاست که به جنبه ی روحی انسان بر می گردد.


البته مصداق ها و مواردی که مردم از آن حیا می کنند،تابع فرهنگ و نظام ارزشی آن هاست و همه ی امور فطری تقریبا مصادیقشان تابع فرهنگ هاست.

با این حال باید مصداق ها هماهنگ با قوانین الهی باشند و این جاست که لزوم و جایگاه شرع مقدس در امور فطری خود را نشان می دهد و مصداق را در جهت معیارهای فطری قرار می دهد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، aboutorab ، fatemeh ، *مهاجر* ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، مفقود الاثر ، منادی حق ، Agha sayyed ، یا صاحب الزمان ، fafa* ، یوسف יוסף
۲۳:۰۵, ۱/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/فروردین/۹۲ ۲۳:۰۶ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم الله



حیا ،ملازمت با عقل (قسمت اول)


خردمندترین مردم با حیا ترین آن هاست. (1)



عقل اولین چیزی است که خدا خلق کرد . هرگونه به او امر نمود،عمل کرد،او را بر تمامی خلقش گرامی دانست و 75 لشگر برای آن قرار داد که از جمله ی آن ها حیا است. (2)


روایت زیبایی از امیرالمومنین (علیه السلام) است که حضرت جبرئیل بر حضرت آدم (علیه السلام) نازل شد و به آدم گفت:


من مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار.


آدم گفت: آن سه چیز چیست؟


جبرئیل پاسخ داد: عقل،حیا و دین.


آدم گفت: عقل را برگزیدم .


جبرئیل به حیا و دین گفت شما بازگردید و او را واگذارید.


ولی آن دو گفتند: ما ماموریم هرجا عقل باشد،با او باشیم .گفت شان شما همین است و بالا رفت.(3)



(1):غررالحکم،ح 2900
(2): بحارالانوار،ج 1،ص 158
(3): کافی،ج 1،ص 10
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مجید املشی ، Ramin_Ghn ، بیداری اندیشه ، مفقود الاثر ، Agha sayyed ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fatemeh ، fafa*
۱۲:۳۵, ۲/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۲ ۱۲:۳۷ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #17
آواتار
بسم الله


حیا و ملازمت با عقل (قسمت دوم)


اولین نشانه ی فهم و عقل در انسان حیا است و ایمان از آخرین مراتب عقل است و محال است کسی به مرحله ایمان برسد ، ولی حیا که در مرحله ی اول قرار دارد را نداشته باشد.


پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمودند:

((انسان اگر عاقل باشد، خیلی چیزها را خود به خود رعایت می کند))


ایشان در مورد انسان عاقل دو ویژگی بیان کردند که با این ویژگی ها عاقل شناخته ی شود. که یکی از آن ها این است . (( لحظه ای از حیا جدا نمی شود)) (1)


در روایات حیا ذکر ،دیده و میوه ی عقل محسوب می شود:

هر عضوی ذکری متناسب با خود دارد و ذکر عقل بزرگداشت خداوند و حیاست. (2)


خدا عقل را از نور ذخیره شده و پنهان خود آفرید و حیا را از دیدگان او قرار داد (3)


عقل درختی است که میوه اش بخشندگی و حیاست. (4)


جالب است که بدانیم ایمان را هم درختی می دانند که شکوفه ی آن حیاست(5)



(1): بحارالانوار،ج 1،ص 129
(2): بحارالانوار،ج 90،ص 154
(3):بحارالانوار،ج1،ص 107
(4): غرر الحکم"،ج 1، ص 107
(5): غررالحکم، ح 5436
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، بیداری اندیشه ، aboutorab ، مفقود الاثر ، Agha sayyed ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fatemeh ، fafa*
۲۳:۲۲, ۶/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۲ ۲۳:۲۲ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله



حیا، زینت اسلام (قسمت اول)



پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسلام را برهنه و حیا را در جایی لباس اسلام (1) و در جایی زینت آن (2) معرفی کرده اند.


از طرفی در قرآن تقوا به عنوان لباس بهتر یاد شده است.(3)


جمع این دو مطلب در روایت زیبایی است که پیامبر جامه ی اسلام را تقوا و جامه ی زیرین آن را هدایت و جامه ی رویین آن را حیا دانسته اند.(4)


حضرت علی (علیه السلام) هم حیا را لباسی بلند و حجابی منع کننده و پوششی نگه دارنده از بدی ها (5) و آن را بهترین لباس دین (6) می دانند و زیرک را کسی می دانند که پوششی از حیا داشته باشد.(7)



(1): کافی، ج 2،ص 46
(2): کافی،ج27،ص 82
(3): اعراف(7)/ 26
(4):بحار الانوار،ج 74،ص 158
(5): ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272
(6): غررالحکم،ح 5441
(7): غررالحکم،ح 7468
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مجید املشی ، مفقود الاثر ، سید ابراهیم ، Agha sayyed ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fatemeh ، fafa*
۲۳:۵۶, ۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله



حیا، زینت اسلام(قسمت دوم)



پیامبر حیا را نه تنها لباس و زینت، بلکه خلق و خوی اسلام (1) و همه ی دین (2) می دانستند.


گروهی نزد پیامبر آمدند و گفتند : فلان فرد را حیا فاسد کرده است!


پیامبر فرمودند: حیا از آیین اسلام است و بی حیایی از پستی فرد است.(3)



لذا حیا از بارزترین شاخصه های فرهنگ اسلامی است که خود را در هنر و خصوصا معماری اسلامی ظاهر کرده است.


(1):سنن ابن ماجه،ج2،ص1399
(2): کنزالعمال،ح5721
(3):بحارالانوار ،ج68،ص 329
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، مجید املشی ، aboutorab ، Agha sayyed ، منادی حق ، یا صاحب الزمان ، fatemeh
۱۹:۱۶, ۱۶/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله


نور حیا (قسمت اول)


خداوند خودش را نور معرفی میکند.(1)

امام صادق(علیه السلام) در حدیث شریفی می فرمایند: حیا از جنس نور است.(2).درمورد علم هم نور گفته شده است.(3)


نور چیزی است که خود ظاهر است و با تابش به دیگران،آن ها را هم ظاهر می کند .البته این مطلب در مورد تمام صفات اخلاقی صادق است. تمام صفات اخلاقی نور هستند و این نور را هم از خداوند گرفته اند.


نکته ی دیگر این است که نور تابنده و امری پنهانی و حبس شدنی نیست.

طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) حیا نیز این چنین است.


حیا را نمی توان حبس کرد،بلکه باید ابراز و اظهار شود.


(1): بحارالانوار،ج68،ص329
(2):نور (24)/35
(3): مصباح الشریعه،ص 189و بحارالانوار،ج68،ص336
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، منادی حق ، مجید املشی ، یا صاحب الزمان ، fatemeh ، مفقود الاثر
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  راهی دقیق برای تشخیص اعمال الهی از شیطانی! Admirer 4 3,126 ۹/آبان/۹۲ ۱۲:۱۵
آخرین ارسال: Admirer
  تاپیک جامع توبه ( خلاصه تاپیکهای توبه + معرفی) Tolou 7 5,065 ۱۹/آذر/۹۱ ۱:۵۱
آخرین ارسال: ats

پرش در بین بخشها:


بالا