تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تاپیک جامع و کامل درمورد حیا (لطفا پست اول را دقیق بخوانید)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بسم الله


چندیست این بنده حقیر قصد داشتم با یاری خداوند متعال اگر لایق باشم تاپیک جامع و کاملی درباره حیا ایجاد کنم.


پس از اینکه منابع مختلف رو بررسی کردم به کتاب پر محتوایی برخورد کردم به نام حیا از امیر حسین بانکی پور فرد که به صورت جامع و کامل به موضوع حیا پرداخته است تصمیم گرفتم که براساس این کتاب ان شاء الله تاپیک را ادامه بدهم.


آیا تا به حال دقت کرده اید که علاوه بر تمامی خصوصیات اخلاقی انسان ها صفتی در برخی از آنان نمایان است که باعث متمایز شدن آن ها می شود؟ و چهره شان را جذاب تر و رفتارشان را دلنشین تر می کند؟


نوع نگاه هایشان متمایز از سایرین ،گویش و کلامشان دگر گونه است، در برابر محرک های محیطی هر واکنشی را از خود منعکس نمی سازند و بسیاری از رفتارهایی را که برای اکثریت مردم ،امری عادی تلقی می گردد،به دلایلی انجام نمی دهند.


در حضور چنین افرادی می کوشیم تا حد امکان همانند خودشان رفتار نماییم و کاملا مراقب اعمال خویش باشیم.


چه بسا برخورد با اینگونه افراد ما را به یاد اصلی ،عمیق در فطرتمان می اندازد.همان چیزی که ذهن پر خروش و متلاطم انسان در برخورد اجتماعی در پی آن است.


در مسیر بررسی این خوی زیبا و پسندیده که آن را حیا می نامیم،ابتدا باید تعریف متقن و جامعی از این واژه ارائه نماییم و جایگاه و آثار آن را تبیین کنیم.


سپس با بیان جلوه های آن در اعضا و جوارح و جوانح خود ،عوامل و موانع ظهور آن بپردازیم و مواردی که مبنی بر عدم رعایت حیا می باشد،را از بین روایات استخراج کنیم.


با نظاره کردن به انوار ملکوتی آیات و روایات ،مصادیقی از حیای خدا و تجلیات آن بر اولیایش را دریابیم و با نور حیا در محضر او و اولیایش قرار بگیریم.


تا بتوانیم حقیقت آن را در روابط و پیوندهای خود نسبت به والدین ،همسر،فرزندان،دوستان،معلمین،و نامحرمان اجرا نماییم.


و در پایان با این خصیصه به احیا مکارم اخلاق ،ادب،تقویت و تلطیف محبت بپردازیم.


از خداوند خواهانیم که این عطیه الهی را به طالبان در این مسیر عنایت بفرماید. الهی آمین.


نوشتار بالا خلاصه ای از نقشه راه این تاپیک بود که به لطف خدا ان شاء الله ادامه دارد..............




به منظور اینکه تاپیک روند خودشو طی کنه از دوستان گرامی تالار خواهشمندم پستی در این تاپیک ارسال نکنند تا این بنده حقیر ان شاء الله بتوانم به همان روندی که کتاب پیش رفته تاپیک را ادامه بدهم تا ان شاء الله این تاپیک به لطف خدا برای دوستان موثر و کاربردی باشد


دوستان گرامی خیلی خوشحال میشوم که هرگونه نظر یا انتقادی در مورد این تاپیک داشتید از طریق پیام خصوصی بمن خبر بدهید تا اشکالات احتمالی رو رفع کنم و ان شاء الله این تاپیک به لطف خدا یک تاپیک جامع و کامل در مورد حیا بشود.



اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
با سلام
موضوع بسیار بجایی رو مدنظر قرار دادید
با اجازه farzaneh s همکار محترم
اهل علم حیا رو به دو شکل حیای ایمانی و حیای نفسانی بکار میبرند.
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای حیا پنج درجه ذکر کرده است:
1ـ پایین‏ترین مرتبه حیا که مربوط به عوام‏الناس است و مانع گناه می‏گردد.
2ـ حیای تقصیر، به این معنا که شخص، شرم می‏کند مرتکب عملی گردد که مقصر واقع شود.
3ـ حیای کرامت، که به سبب بزرگواری و عزت حق، از ارتکاب خلاف جلوگیری کند.
4ـ حیای محبت، که ناشی از تابش شعاع محبت الهی بر قلب انسان است و اجازه مخالفت با حق را نمی‏دهد.
5ـ حیای هیبت، که علت آن خشیت از خالق جهان است.

[align=CENTER]مصباح‏الشریعه، ص403

[align=CENTER] امام صادق (علیه السلام) مي‌فرمايد:
«اَلْحَياءُ نورٌ جوَهُرهُ صَدْرُ الاْيمانِ و تفسيرهُ التَّثَبُّتُ غَيْرَ كُلَّ شَيءٍ یُنکِرُهُ الَتّوْحيُد والْمَعْرِفَةُ »[ ميزان الحكمه1352 ص]
«شرم نوري است كه گوهر آن سينۀ ايمان است، معناي شرم اين است كه در برابر هر آنچه با توحيد و معرفت ناسازگار است خويشتن داري كني.»
2نمونه از قران برای شما دوستان تمثیلا میگم :
از معروفترین موضوعات میشه به داستان یوسف نبی و ماجرای حضرت موسی که بعد فرار از دست فرعونیان ( اشنایی با حضرت شعیب ) هستن.
برای نمونه تنها به موضوع کوتاه از جناب موسی کلیم الله میگم:

خدای منان میفرماید : فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ قصص/25،
ناگهان يكي از آن دو زن، به سراغ او آمد در حالي كه با نهايت حيا گام بر مي‌داشت گفت: پدرم از تو دعوت مي‌كند.
اماده شنیدن ادامه بحث شما همکار محترم با موضوع خوبتون هستم.
بسم الله


ابتدا از دوستان گرامی بابت نظرات سازندشون و همچنین مباحثی که در مورد حیا ذکر کردند ممنونم.


ابتدا مهم ترین چیزی که باید بدانیم تعریف حیا می باشد.


در بین تعاریف علمای اخلاق از حیا،تعریفی را از کتاب جامع السعادات (از کتب مشهور اخلاقی) ذکر می کنیم:


(( حیا محدودیت و در تنگنا افتادن نفس در ارتکاب محرمات شرعی و عقلی و عرفی، از ترس نکوهش و سرزنش است.تقوا اجتناب از گناهان شرعی است و حیا اعم از این است و عبارت است از اجتناب از آنچه عقل و عرف نیز آن را زشت و ناپسند می دانند.))(1)


و اما تعریف امام صادق (علیه السلام) در مورد حیا ارائه می دهیم.

ایشان در ضمن روایتی می فرمایند:

((حیا نوری است که جوهر آن،سینه ایمان است و یک حالت باز دارندگی و خویشتنداری در برابر هر چیزی که با توحید و معرفت ناسازگاری داشته باشد،در انسان ایجاد می کند))(2)

اگر آدمی ببیند عملی،رابطه ای ،برخوردی،لبخندی یا نگاهی با توحید هم خوانی نداشته باشد،آن راانجام نمی دهد.


(1)ملا مهدی نراقی،گزیده جامع السعادات،ترجمه:دکتر مجتبوی ،ص 368
(2)مصباح الشریعه،ص 189

ان شاء الله ادامه دارد.........
بسم الله


جمع بندی تعاریف حیا


با نظر به کل تعاریف ،سمت و سوی آن ها را هم جهت می یابیم. البته با عبارات مختلف به طور کلی تعاریف به پنج موضوع ماده ،حالت،نسبت،علت و کارکرد حیا اشاره شده است که به تفکیک ارائه می گردد:


ا)ماده و جنس حیا


ده چیز به عنوان ماده و جنس حیا معرفی شده که عبارتند از:

نور،خصلت،ملکه،ویژگی شخصی،قدرت،وقار،غریزه،نیروی نظم دهنده ی درونی،ترکیبی از ترس و عفت.



2)حالت نفس و ارتباط آن با انسان


در توصیف این حالت عبارات نزدیک به هم استفاده شده است که عبارتند از:


انقباض،انحصار،انزجار،انزوا،انکسار،انفعال،اتصاف نفسانی،گرفتگی،دوری گزینی،شکستگی روانی،احساس بازدارنده یا ناراحت کننده ،محدودیت و در تنگنا افتادن،تغییر و دگرگونی حالت نفس.


3)نتیجه حالت نفس و کارکرد آن در ارتباط با انسان


ترک عمل،بازدارندگی و دوری گزینی،جلوگیری،پرهیز از زشتی ها،توقف،خویشتنداری ارادی فرد،تنظیم کننده روانی و فیزیکی،رشدیافتگی و عقب نشینی مدیرانه.


بدلیل طولانی نشدن پست ان شاء الله دو مورد بعد را در ارسال بعدی بیان میکنم.......
بسم الله



ادامه جمع بندی تعاریف حیا


4)عدم وجود حیا


ارتکاب محرمات شرعی،قبیحات عقلی و مذمومات عرفی یا استشعار به آن .کار زشت،کار خلاف آداب،خلاف قاعده و شان شرعی و عرفی، عیب،نقص و عدم کمال، مواجهه با نقص، کوتاهی کردن در حق مردم و هر چه با توحید و معرفت ناسازگار باشد.


5)علت وجود حیا


ترس از سرزنش،نکوهش و مذمت مردم،پرهیز از ملامت و بدگویی،حفظ آبرو، زشتی عمل ،احتراز از استحقاق مذمت.
بسم الله



ارکان حیا


حیا دارای سه رکن اصلی است:فاعل، ناظر،فعل (1)


فاعل در حیا شخصی برخوردار از کرامت و بزرگواری نفسانی است.
یعنی برای خود ارزش قائل است و حاضر نیست خود را با کارهای زشت آلوده کند.



ناظر در حیا شخصی است که مقام و منزلت او در چشم فاعل عظیم و شایسته ی احترام باشد و حضور او را درک کند.


فعل،عمل ناپسند و زشت یا حتی بعضی اعمال مباح یا مثبت است که به دلیلی نابهنجار است و فاعل،زشتی و نابهنجاری آن را درک می کند و یا ترک عملی ناپسند است و انسان از ترک آن کار حیا می کند و بنابراین آن را انجام نمی دهد.


(1)دیلمی و آذربایجانی،اخلاق اسلامی،ص189
بسم الله




تفاوت حیا با خوف،تقوا و خجالت(قسمت اول)



محور بازدارندگی در حیا، توجه به حضور ناظر محترم و بلندمرتبه و حفظ حرمت و حریم اوست.


چنان که پیامبر از این رهگذر به مسلمانان می فرمود: ((شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما مطلع است.))(1)



حال آن که محور باز دارندگی در خوف،درک قدرت خداوند و ترس از مجازات اوست.


چنان که امام محمد باقر (علیه السلام) می فرمایند:

((به اندازه ی نزدیکی خدا از او حیا کن و به اندازه ی قدرتش از او بترس))
(2)

محور بازدارندگی در تقوا گناه کار بودن و مورد غضب خدا قرار گرفتن است.



((1))بحارالانوار،ج19،ص333

((2))بحارالانوار،ج106،ص152
بسم الله



تفاوت حیا با خوف،تقوا و خجالت(قسمت دوم)



حیا با خجالت فرقی اساسی دارد که می توان گفت:

خجالت امری اضطراری است. یعنی فردی که خجالت می کشد،در حقیقت اراده ی انجام کار ،از او سلب می شود.به عنوان مثال فردی که از صحبت کردن در مقابل چندنفر خجالت می کشد،قدرت صحبت کردن ندارد. و این نه تنها ارزش نیست،بلکه ضد ارزش است و عامل ناتوانی فرد به حساب می آید.


اما حیا اینگونه نیست .فرد می تواند صحبت کند،روحیه و قوت حرف زدن را دارد اما شرم می کند که در جمعی از این نوع الفاظ استفاده کند و این عمل به صورت ارادی و با کمال اختیار به خود تحمیل می کند.
بسم الله



تفاوت حیا با خوف،تقوا و خجالت(قسمت سوم)



خجالت حالتی است به خاطر اندوهی که به قلب می رسد در چهره نمایان می شود.
اما حیا یک نوع خودداری و مانع شدن است که ریشه در اراده ی انسان داردو به روح او بر می گردد.



((حیا مربوط به روح و ایمان است و خجالت مربوط به بدن و نفس)) (1)


مسائلی که در نفس و بدن پیش می آید ،به اختیار مانیست بلکه بسته به طبیعت آنهاست، ولی روح و ایمان متعلق به اختیار هستند.
به این دلیل حیا به عنوان یک صفت ارزشی مطرح کرده اند.



((1))مصباح الهدی(سخنان مرحوم حاج آقا دولابی). ص 372

بسم الله



انواع حیا(قسمت اول)



برای روشن شدن مفهوم حیا بهتر است انواع حیا را بشناسیم.


از جهات مختلف برای حیا انواعی ذکر کرده اند که به چهار نمونه اشاره می شود:



الف) حیای نفسانی و ایمانی




حیای نفسانی شرمی است که خداوند آن را در همه ی نفوس قرار داده است.

مانند شرم از کشف عورت و جماع بین مردم.




حیای ایمانی شرمی است که مومن را از ارتکاب معاصی از ترس خدا باز می دارد.(1)




(1): لغت نامه دهخدا ،ج 18،ص843
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع