(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۴:۴۸)سعدی نوشته است: [ -> ]به نظرم غیب اون چیزیه که حواس ما قادر به درکش نیست.
اما همون اعتقاد به غیب هم باید پایه منطقی داشته باشه. اگر دلیل درون دینی برای مسائل غیبی میاریم هم باید صحت منابع درون دینی رو قبلاً اثبات کرده باشیم.

شما خوب باید به چیزی که میگید اعتقاد هم داشته باشید .
پس راه حواس بسته است و ما مجبوریم به منابعی که سندش برای ما قابل رویت ( شناخت ) نیست ،اعتماد کنیم ؟
یعنی واسطه معتبر کافیه
(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۵:۴۵)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]
شما خوب باید به چیزی که میگید اعتقاد هم داشته باشید .
پس راه حواس بسته است و ما مجبوریم به منابعی که سندش برای ما قابل رویت ( شناخت ) نیست ،اعتماد کنیم ؟
یعنی واسطه معتبر کافیه
آخه اینجا یه توصیه دینی برای باور نکردن این حکایات داریم. نمیشه همینجوری این توصیه رو نادیده گرفت.
اینه که پیشنهاد کردم نظر یه کارشناس دینی رو بپرسیم.
(۲۵/مرداد/۹۶ ۱۶:۱۱)سعدی نوشته است: [ -> ]آخه اینجا یه توصیه دینی برای باور نکردن این حکایات داریم. نمیشه همینجوری این توصیه رو نادیده گرفت.
اینه که پیشنهاد کردم نظر یه کارشناس دینی رو بپرسیم.

پس احتیاج به واسطه داریم چون ما حواسمون به غیب راه نمیدهد .
در مورد کارشناس دینی مورد اعتماد شما هم عرض کردم :
(۲۴/مرداد/۹۶ ۱۴:۱۲)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]سلام
چرا دعوا ؟!
وقتی پایگاهی بخواد مطلبی رو تایید کنه باید سندی داشته باشه تا وقتی دلیل جویی ، دنبال دلیل گشت ارایه کنه !
وقتی که سند مستند ندارن میگن بله ! این ماجرا سند ندارد و خودش رو راحت میکند ولی ماجرا رو زیر سوال میبرد و اون در حد داستان آموزنده معرفی میکنه .
در واقع اون ماجرا با خاک یکسان میشه!! وقتی الکی باشه دیگه چه فایده ؟!!
در صورتی که آدمهای سخن شناس هستن مثل علمای واقعی که میدونن کدوم ماجرا صحیح هست و کدام نه .
ماجرای تشرفات که علمای واقعی تایید کردند تعدادش کمه .
سند هم همون شخص هست که تعریف کرده و عالمی که تایید کرده .
ما که سخن شناس نیستیم بهتره سکوت کنیم و نظر عالم به امر رو قبول کنیم .
شما منظورتون از کارشناس ایشون هستن . منظور برادران هم علمای سخن شناس هست که میدونن چه ماجرایی واقعی هست کدوم بازار گرمی ...
ضمنا
آقای صابونی چه کسی هست ؟!!
وقتی اسم مبهمه یعنی طرف خواسته معرفی نشه پس ادعایی در کارنیست و مدعی هم .
(۲۵/مرداد/۹۶ ۲۲:۳۲)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]شما منظورتون از کارشناس ایشون هستن . منظور برادران هم علمای سخن شناس هست که میدونن چه ماجرایی واقعی هست کدوم بازار گرمی ...
یه نکته هست:
طبق نظر کارشناس محترم، یک عالم سخن شناس هم ممکنه روایتی
(ویرایش شد) که برای بهره برداری اعتقادی مناسب نیست رو با هدفی دیگر مثلاً به عنوان حکایتی پند آموز نقل کنه.
ما از نقل شدن اون حکایت نمی تونیم قابل اتکا بودنش رو نتیجه بگیریم.
(۲۵/مرداد/۹۶ ۲۲:۵۳)سعدی نوشته است: [ -> ]یه نکته هست:
طبق نظر کارشناس محترم، یک عالم سخن شناس هم ممکنه حدیثی که برای بهره برداری اعتقادی مناسب نیست رو با هدفی دیگر مثلاً به عنوان حکایتی پند آموز نقل کنه.
ما از نقل شدن اون حکایت نمی تونیم قابل اتکا بودنش رو نتیجه بگیریم.
نعوذ بالله !!!
نسبت دادن جمله یا ماجرایی به معصوم ؟؟
بنده که هیچی بلد نیستم میدونم این کار( دروغ بستن به معصومین) اینقدر نادرست هست که روزه رو باطل میکنه .
بعد عالم دینی با اینکه بدونه این ماجرا خلاف واقع و شاید هم دروغ هست بیاد و این ماجرا رو به عنوان حدیث یا اتفاق روایت کنه ؟!
(۲۶/مرداد/۹۶ ۲:۳۶)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]نعوذ بالله !!!
نسبت دادن جمله یا ماجرایی به معصوم ؟؟
بنده که هیچی بلد نیستم میدونم این کار( دروغ بستن به معصومین) اینقدر نادرست هست که روزه رو باطل میکنه .
بعد عالم دینی با اینکه بدونه این ماجرا خلاف واقع و شاید هم دروغ هست بیاد و این ماجرا رو به عنوان حدیث یا اتفاق روایت کنه ؟!
سلام
باید به جای حدیث می گفتم روایت. در پست قبلی تصحیحش کردم.
و بله. خیلی از روایات ذکر شده در کتاب "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" هم طبق نظر کارشناس محترم دارای سند ضعیف اند و ممکنه درست نباشند. اما با هدف بیان نکات اخلاقی یا تقویت احساسات میشه ازشون استفاده کرد. نعوذ بالله هم نیاز نیست بگیم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
خوندن اینکتاب هم می تونه جالب باشه برای شما:
http://www.ghadeer.org/Book/990
(۲۶/مرداد/۹۶ ۹:۰۶)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
باید به جای حدیث می گفتم روایت. در پست قبلی تصحیحش کردم.
و بله. خیلی از روایات ذکر شده در کتاب "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" هم طبق نظر کارشناس محترم دارای سند ضعیف اند و ممکنه درست نباشند. اما با هدف بیان نکات اخلاقی یا تقویت احساسات میشه ازشون استفاده کرد. نعوذ بالله هم نیاز نیست بگیم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
خوندن اینکتاب هم می تونه جالب باشه برای شما:
http://www.ghadeer.org/Book/990
سلام
جالبه شما بعد از چهار صفحه بازم حرف اول خودتون رو زدین یعنی سازه ذهنی شما هیچ تغییری نکرده بعد حرف از منطق و آزاد اندیشی میزنید

کارشناس محترمی که خلاف حرف خداوند و پیامبر حرف میزنه . جالبه .
ملعون است کسی که به خداوند و پیامبر دروغ ببافد
عالم وقتی عالم هست که بتونه تفاوت حرف دروغ رو از راست متوجه بشه .
اگر دروغ باشه از گفتنش چه سود ؟
اگه راست هست موثر میافته .
دلایلم رو گفتم .
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی, عشق داند که در این دایره سرگردانند
والسلام علی من التبع الهدی
نکاتی بسیار ارزشمند در خصوص این حکایت ارزنده و آموزنده و معتبر در نزد علمای بزرگ!
[a1]همین امر (اصرار کردن فوق العاده عطار به آن دو مرد که خود را معرفی کنند) نشان میدهد که این مرد عطار از نظر معنوی به قدری رشد کرده بوده که می توانسته اشخاصی را که حالات معنوی فوق العاده ای دارند را تشخیص دهد و قرینه ای است از این حقیقت که شخصی اهل معرفت و اهل معنا بوده و فوق العادگی روحانی آن دو مرد به قدری برایش وضوح داشته که به هر قیمتی شده می خواسته ایشان را بشناسد!
[a2] (در خصوص اینکه آن دو مرد پس از اصرار عطار پذیرفتند خود را معرفی کنند) اولاً قرار بوده که به او بگویند و او را با خود ببرند؛ چرا که ملازمان حضرت در مرتبه ای هستند که تحت هیچ شرایطی بی اذن حضرت از ارتباط خود با حضرت مطلقاً سخنی به میان نمی آورند؛ نه با خواهش و اصرار و نه تهدید و زور (و این از مهمترین شروط نیابت حضرت بوده! زبان قرص از مهمترین شروط است!)
[a3](در خصوص اینکه حضرت حجت به آن دو ملازمشان امر کرده اند که در میان این همه مغازه عطاری در عالم، از این شخص صدر و کافور را خریداری کنند) این مطلب بسیار بسیار بسیار مهم است؛ چرا، در کل عالم این همه عطاری، این لیاقت بسیار بسیار بالای ان شخص را می رساند که چقدر شخص مهذبی بوده که این مسیر طولانی را حضرت امر کرده اند که ملازمانشان طی کنند و او را برای اینکار بر گزیده اند! نشان می دهد شخص راه رفته و زحمت کشیده ای است!
[a4](در خصوص اینکه پذیرفتند آن دو ملازم بعد از اصرار عطار که او را به نزدیک مکان حضرت حجت علیه السلام ببرند) همانطور که قبلاً بیان شد، قرار بوده که این دیدار واقع شود وگرنه با اصرار اگر بنا نباشد چنین امری محقق نمی شود!
[a5](در خصوص اینکه بعد از یاداوری جاماندن صابون ها روی پشت بام تنها کمی پریشان خاطر شد فقط) اولاً صرفاً یک خطور ذهنی بوده، ثانیاً این خطور ذهنی توانسته خاطر او را پریشان کند، حتی عملی را هم در قبال این خطور مرتکب نشده، صرفاً خاطرش پریشان شده! اما با همین مقدار خطور که به پریشان خاطری او انجامیده ربطش از امام را بریده و در نتیجه از آن ولایت خاص امام و رحمت رحیمیه خاص خارج شده؛ به صرف یک خطور امر دنیا که تنها تأثیری در حد پریشان خاطری داشته و هیچ عملی هم در قبالش انجام نداده است!
[a6] (در خصوص رسیدن به پشت خیمه حضرت و شنیدن صدای ایشان) باید توجه شود که همین که توفیق یافته تا صدای حضرت را بشنود در حالی که حضرت را هم می شناسد خود دلیلی بر عظمت شخصیت اوست!!
سوپر نکته و گلدن پوینت اساسی این حکایت تشرف چیست اما؟
اینکه:
کسی که در سرش هوای یاری و ملازمت حضرت را می پروراند باید بداند که در دلش حتی کمترین گرایش و تعلق خاطری هم نباید به دنیا داشته باشد!!!
(۲۶/مرداد/۹۶ ۱۱:۵۱)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]کارشناس محترمی که خلاف حرف خداوند و پیامبر حرف میزنه . جالبه .
ملعون است کسی که به خداوند و پیامبر دروغ ببافد
عالم وقتی عالم هست که بتونه تفاوت حرف دروغ رو از راست متوجه بشه .
نه. نظر کارشناس محترم تضادی با ممنوعیت دروغ بستن به معصومین نداره. چون نوشتن اون کتاب و نقل حکایات اون در مجالس وعظ به معنی دروغ بستن نیست وگرنه حتماً مورد انتقاد علما قرار می گرفت.
حکایات اون کتاب دارای سند اند. منتها به خاطر ضعیف بودن سندها نمی تونند به عنوان پایه اعتقاد در نظر گرفته بشن. حکایات تشرف هم همان طور که راوی گرامی فرمودند به عنوان پایه اعتقادات کاربرد ندارند. اما می تونند برای ذکر نکات اخلاقی مورد استفاده قرار گیرند.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=5...post816841
نقل قول:سلام و احترام
لزوما به مفید بودن همه این داستان ها تأکیدی ندارم، چون مفید بودن یک داستان بستگی به محتوای آن دارد اما ما از سند بحث می کنیم، منظورم این هست که نقل چنین داستانهایی که در کتاب هایی اینچنینی نوشته شده و بیشتر هم برای خطابه و موعظه استفاده می شود مشکلی ندارد، لازم نیست به خاطر نداشتن سند درست مته به خشاش گذاشته شود. لذا اگر ببینیم که نقل چنین داستان هایی از نظر محتوایی مفید هست و موجب تقویت علاقه مردم به امام علی(علیه السلام) شده یا مردم را به سمت تقوا و ورع سوق می دهد، این که سند معتبری ندارند مشکلی ایجاد نمی کند و استفاده از انها مانعی ندارد. اما برای اثبات اعتقادات کارایی نخواهند داشت.
در بین اعضای سایت، یک مقاومت در مقابل استفاده از سایتهای پاسخگویی دیده میشه. ما در اینجا یک اختلاف نظر داشتیم در مورد این روایت. از یک طرف این روایت توسط یک عالم بزرگ نقل شده بود (که البته راوی اصلی برای ما ناشناسه) و از طرف دیگر مسائل دینی در مورد باور کردن روایات تشرف رو داریم. ضمن اینکه نظر کارشناس محترم سایت askdin رو در مورد امکان نقل روایات ضعیف از سوی علما به منظور تقویت احساسات دینی رو داشتیم. نحوه نتیجه گیری از این موضوعات خیلی مهمه و فکر می کنم هیچ کدوم از ما اونقدر تخصص نداشته باشه که یک نظر قطعی و محکم در این مورد بده.
اما حالا که خودمون متخصص نیستیم چرا به یک عالم دینی مراجعه نکنیم؟ سایتهای پاسخگویی به همین منظور ساخته شده اند و خوبه ازشون استفاده کنیم.