(۱۳/خرداد/۹۲ ۱۶:۲۳)مجید املشی نوشته است: [ -> ]در مورد اینکه ممکنه حتی دونستن ارتفاع اهرام ثلاثه ممکنه برای کسی داری اهمیت باشه شکی نیست و منطور بنده هم نفی دوستن اینها نبود. لذا در ارسالم عرض کردم که فرض کنیم فرد معولی هستیم و چنین دانسته ای نیاز ما نیست. مثلا چنین دیتایی برای فردی که مصلا تاریخ مصر باستان تدریس می کنه ممکنه یک نیاز باشه.
از دید من شخص باید نیازهای خودش رو بشناسه و اون ها رو به ترتیب اهمییت رتبه بندی کنه و بعد به ترتیب اولویتی که توی زندگیش دارن درباره ی اونها اطلاعات کسب کنه و ازشون استفاده کنه.
اینطوری اولا از نیازهایی که داره جا نمونده و دوما که اگه وقت ازادی به دست اورد میتونه سراغ بقیه ی کارها بره.
ترتیب و اولویت (حتی در زمینه ی دین) از نظر من از همه مهمتره.
میشه همون برنامه ریزی که دوستانمون بهش اشاره ای داشتن.
(۱۴/خرداد/۹۲ ۹:۵۱)mahdi2012 نوشته است: [ -> ]سلام خوبی خوبم
اینقدر تصمیم گرفتم که عملی نشده، از هر چی تصمیم و برنامه ریزی متنفر شدم
تا علاقه نباششه نمیشه یک کاری رو انجام داد حالا این علاقه از کجا میاد شما پیداش کنید به من هم بدین.
فقط علاقه نیست دوست من
ما باید خودتون رو در منگنه و فشار هم قرار بدهیم
همون طوری که گفتم برید سریع یه باشگاه ثبت نام کنید با چند تا از دستاتون قرار بذارید
چند تاسیلی هم تو گوشه خودتون بزنید
به نظره من بهترهبشینید حسابی با خودتون فکر کنید که عمرتون داره به فنا میره
نقل قول:ه نظره من بهترهبشینید حسابی با خودتون فکر کنید که عمرتون داره به فنا میره
درسته بچه بیکاری هستم ولی اونجوری هم که شما فکر میکنید عمرم به فنا نمیره

نه دوست من خدایی نکرده من قصد توهین نداشتم خدا نکنه که عمرتون به فنا بره خواستم با اغراق بگم تا شدت قضیه بیاد دستتون این تیپی فکر کنید که اگر نجنبید از کجا معلوم با الاخسر الخاسرین نشیم
(۱۴/خرداد/۹۲ ۱۵:۰۵)Reza71 نوشته است: [ -> ]از دید من شخص باید نیازهای خودش رو بشناسه و اون ها رو به ترتیب اهمییت رتبه بندی کنه و بعد به ترتیب اولویتی که توی زندگیش دارن درباره ی اونها اطلاعات کسب کنه و ازشون استفاده کنه.
اینطوری اولا از نیازهایی که داره جا نمونده و دوما که اگه وقت ازادی به دست اورد میتونه سراغ بقیه ی کارها بره.
ترتیب و اولویت (حتی در زمینه ی دین) از نظر من از همه مهمتره.
میشه همون برنامه ریزی که دوستانمون بهش اشاره ای داشتن.
نکته ی اساسی مدنظر ما در این تاپیک هم، همان تعیین اولویت ها و بهگزین کردن و همچنین بهینه سازی هست.
اما چگوووونه؟!
همونطور که در ارسال اول عرض کردم:
(۲/خرداد/۹۲ ۷:۰۴)مجید املشی نوشته است: [ -> ]دقت کنید که همیشه در زندگی حس اینکه در وضعیت بحرانی هستیم به ما دست نمیدهد تا دقت کنیم در انتخاباهایمان.
البته مدنظر این نیست که بیاییم و نسخه ای ثابت و یکسان برای همه بپیچیم
نکته ی اساسی صرفا دونستن بهینه کردن زندگی نیست چرا که این قضیه امری بدیهی به نظر میرسد؛ بلکه تلنگریست به این مسئله که:
چرا بدیهی ترین داناییهایمان عملیاتی نمیشود؟!!!
*****
(۱۶/خرداد/۹۲ ۱۴:۴۱)جوانمرد نوشته است: [ -> ]با سلام مجدد خدمت دوستان گرامی.
حتما تا به حال اصطلاح معروف «آچار فرانسه» را شنیدید. چیزی که در این باره برای من جالب بود اینه که این آدمای آچار فرانسه تو جامعه معروف به زرنگی هستند و گویا دیدگاه عمومی مردم به این گرایش داره که افرادی که کلا زیاد تو چشم هستند و اظهار وجود می کنند و در هر زمینه ای حرفی برای گفتن دارند، بهتر به کار میان. شاید یکی از مصادیق شرایط جامعه همین باشه که افراد رو مجبور به آچار فرانسه شدن میکنه.
در پناه حق زنده و پیروز باشید.
به نکته ی خوبی اشاره فرمودید.
مثلا ما با داشتن دیتاها و اطلاعات روزنامه ای میتونیم در موارد زیادی چیزی بگیم و اظهار نظر کنیم. از مسائل بورس گرفته تا بحران قیمت نقت، یا از جنگ داخلی در سودان گرفته تا میزان فروش اسلحه ی کمپانیهای تولید سلاح، یا از بحران تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین گرفته تا حیوانات جنگل آمازون.
اما آیا منظور از منتاسب کردن اطلاعات با نیاز این هست؟!!!
طبیعتا خیر
اینکه صرفا بعضی مجموعه ای اطلاعات پراکنده رو کسب می کنن،غیر از اظهار فضل دیگر چه ارزشی می تواند داشته باشد؟!!!
دوباره تاکید می کنم در مورد اینکه ممکنه حتی دونستن ارتفاع اهرام ثلاثه برای کسی نیاز باشه و داری اهمیت باشه شکی نیست و منطور بنده هم نفی دونستن اینها نیست.
ما می خوایم با تنظیم و بهینه کردن اطلاعاتمون به یک چارچوب ذهنی منسجم برسیم. اما آیا مشتی از این دست اطلاعات پراکنده کمکی به ما در اینباره خواهد کرد؟!!!
پس میتوان گفت آچار فرانسه بودن یعنی همان نداشتن چارچوب ذهنی
چارچوب ذهنی با تعریف چند نفر در جمعی از ما، بدست نخواهد آمد!
نتیجه ی ضمنی:
یکی از اصلیترین دلایل عدم بهینه سازی صحبح اطلاعات و داشته های ذهنی ما ، محیط یا به اصلاح سیستم( اعم از خانواده، دوستان، سیستم آموزشی و ...) هست.
نقل قول:همان تعیین اولویت ها و بهگزین کردن و همچنین بهینه سازی هست.
اما چگوووونه؟!
اصولا اعتقاد بنده این هست که راه آسون و مشخصه و البته پیمودن آن سخت است
اینکه می فرمایید چگونه مشخص
تعیین هدف
متاسفانه خیلی از ما ها هدفمون به طور دقیق مشخص نیس از زندگی
اعتقاد من اینه که بریم اطلاعاتمون رو در این زمینه که واقعا چی می خواییم از زندگی افزایس بدیم یا کامل کنیم و مرتب و به این نتیجه برسیم که واقعا چی می خواییم به طور دقیق
بعد نصفه راه خود به خود رفته شده حالا میاییم ببینیم برای رسیدن به اون هدف دور چند تا هدف نزدیک میذاریم بعد راهکار رسیدن به اونها رو مشخص می کنیم و طبق همین الگوی هدف اولویت بندی می کنیم
به نظره من اگر هرکسی این کار رو بکنه مشکلاتش حل میشه سردر گم هم نیس و به سراغ اون اطلاعاتی میره که میخاد
البته دوستان بدونن هر هدفی رو که می خوان داشته باشند باید یه مینیمم اطلاعات عمومی داشت باشن ها یه بعدی نشن خدایی نکرده
سلام مجدد.
در مورد آچار فرانسه بودن که دوستان بهش اشاره کردن بستگی داره تعریف ما و کاربرد این کلمه از نظر ما چی باشه.
(چه تعریفی از آچار فراسه در ذهن ما باشه)
به عنوان مثال من هر وقت این اصطلاح رو شنیدم که فلانی آچار فرانسه هست ذهنیتم از این کلمه (داشتن مهارتهای
عملی گوناگون در اون شخصه،نه مهارتهای
علمی)
(مثلا خانم خونه داری که هم بلده آشپزی کنه هم واشر عوض کنه هم اگه لامپ خونه سوخت عوضش کنه و ....کارهای دیگه،در جامعه ما بهش میگن آچار فرانسه.ولی خانمی که اطلاعات علمی مختلف داره رو با این اسم نمشناسن.یا اصطلاحا برچسب دیگه بهش میدن.مثل خانم مهندس ،حتی اگر طرف مهندس نباشه)
درسته وقتی یه کاری رو انجام میدیم قبلش ذهن باید درباره اون تصمیم گیری کنه ولی میشه گقت دانستنیهای ذهن ما هم چون بعضیاشون عملی میشن و بعضیاشون در ذهن ذخیره میشن(مثل دونستن درباره اهرام ثلاثه و یا تاریخ جهان و....)نمیشه به هر دو نوعش اسم آچار فرانسه رو داد.
به نظر من اینکه آقای املشی گفتن آچار فرانسه بودن یعنی همان نداشتن چارچوب ذهنی جمله کاملی نیست.(با عرض معذرت از آقای املشی بزرگوار

)
چون به نظر من ذهن یه چارچوب ذهنی برای خودش تعین کرده و طبق اولویتهای ذهنیش و اجرای اون اولویتها تونسته بشه آچار فرانسه
پس نمیشه گفت آچار فرانسه بودن یعنی
نداشتن چارچوب ذهنی.
التماس دعای فراوان
(۱۶/خرداد/۹۲ ۲۲:۱۹)مجید املشی نوشته است: [ -> ]ما می خوایم با تنظیم و بهینه کردن اطلاعاتمون به یک چارچوب ذهنی منسجم برسیم. اما آیا مشتی از این دست اطلاعات پراکنده کمکی به ما در اینباره خواهد کرد؟!!!
پس میتوان گفت آچار فرانسه بودن یعنی همان نداشتن چارچوب ذهنی
چارچوب ذهنی با تعریف چند نفر در جمعی از ما، بدست نخواهد آمد!
(۲۲/خرداد/۹۲ ۱۴:۲۰)ترنم نوشته است: [ -> ]در مورد آچار فرانسه بودن که دوستان بهش اشاره کردن بستگی داره تعریف ما و کاربرد این کلمه از نظر ما چی باشه.
(چه تعریفی از آچار فراسه در ذهن ما باشه)
به عنوان مثال من هر وقت این اصطلاح رو شنیدم که فلانی آچار فرانسه هست ذهنیتم از این کلمه (داشتن مهارتهای عملی گوناگون در اون شخصه،نه مهارتهای علمی)
پس نمیشه گفت آچار فرانسه بودن یعنی نداشتن چارچوب ذهنی.
کاملا درست می فرمایید.
در واقع بر اساس تعریفی که ارائه کردید نمی توان چنین نتیجه گیری نمود.
برداشتی که بنده از آچار فرانسه داشتم همان تعبییری بود که یکی از دوستان در ارسال زیر داشتن:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-25...#pid194971
(۱۶/خرداد/۹۲ ۱۴:۴۱)جوانمرد نوشته است: [ -> ]آدمای آچار فرانسه تو جامعه معروف به زرنگی هستند و گویا دیدگاه عمومی مردم به این گرایش داره که افرادی که کلا زیاد تو چشم هستند و اظهار وجود می کنند و در هر زمینه ای حرفی برای گفتن دارند، بهتر به کار میان. شاید یکی از مصادیق شرایط جامعه همین باشه که افراد رو مجبور به آچار فرانسه شدن میکنه.
که این تعریف با تعریف موردنظر شما متفاوته.
مدنظر بنده بر اساس بیان بالا بود و با تعریف بالا چنین نتیجه ای گرفته شد.
خوبه اینجا به این نکته اشاره کنم که یکی از دلایل اینکه بعضی از بحث ها منجر به نتایج مناسبی نمیشه همین برداشت های متفاوتیه که هر کدام از ما از کلمات و عبارات و همینطور اصطلاحات در ذهن داریم.
*****
(۱۸/خرداد/۹۲ ۱:۳۰)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]اصولا اعتقاد بنده این هست که راه آسون و مشخصه و البته پیمودن آن سخت است
اینکه می فرمایید چگونه
تعیین هدف
متاسفانه خیلی از ما ها هدفمون به طور دقیق مشخص نیس از زندگی
اعتقاد من اینه که بریم اطلاعاتمون رو در این زمینه که واقعا چی می خواییم از زندگی افزایس بدیم یا کامل کنیم و مرتب و به این نتیجه برسیم که واقعا چی می خواییم به طور دقیق
واقعا به نکته ی مهمی اشاره فرمودید.
یکی از اساسی ترین راه ها برای بهگزین کردن و تعیین اولویت ها،
مشخص کردن دورنما یا چشم انداز(هدف از زندگی) هست.
وقتی هدف مشخص نباشه مثل مسیری می مونه که تاریکه. در اونصورت ما نمی تونیم بهینه ترین راه رو برای رسیدن مشخص کنیم.
در واقع چشم انداز مثل یه فانوس دریایی برای یه کشتی سرگردانه.