بسم الله الرحمن الرحیم
از یکی پرسیدم که چرا بعضی اوقات خوابهام یادم نمیاد.. یعنی توی اون زمان خواب نمیدیدم؟
جواب داد: همه خواب میبینند اما اون چیزی از خوابهاتون یادتون میمونه که براتون مهم بوده. بخشهایی از خوابهاتون یادتون میمونهه که توجهتون بهش بیشتر بوده...
بعد یه مثال زدند.
گفتند مثلا وقتی میرید خونه دوستتون، بسته به مواردی که براتون مهمه یه سری از وسایل توی ذهنتون باقی میمونه. نه همه وسایل...
در مورد داده هامون هم همینطوره...
این که چه مطلبی را و در چه زمانی بخونیم بستگی به این داره که اون مطلب چقدر برایمان مهم است...
با توجه به حرفهایی که از اول تاپیک تا این جا زده شد، ما به این امر پی بردیم که هر داده ای ارزش خواندن و نگه داری ندارد...
اما این که هر کسی چه داده های را باید برای خودش بولد کند، به این برمی گردد که چه مواردی توی زندگیش برایش بولد هست...
تا حالا شده مواردی که براتون از اهمیت خاصی برخورداره، پررنگش کنید؟
ان شاالله امروز میخوام این کار را بکنم...
اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟
(۱۱/خرداد/۹۲ ۷:۴۱)neda نوشته است: [ -> ]اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟
سلام
مثلا کدوم موارد؟ مثال بزنید
(۲/خرداد/۹۲ ۱۹:۵۶)مجید املشی نوشته است: [ -> ] یه سوال مثالی می زنم تا بهتر بتونم منظورمو بیان کنم:
فرض کنید ما یه فرد معمولی در جامعه هستیم.
به نظر شما اینکه بدونیم و بتونیم شیر آب خونه که چکه می کنه واشرش رو عوض کنیم نیاز ماست یا دونستن اینکه اهرام ثلاثه چند متره؟!!!
سلام
یه سری از دانشهای فنی که دونستنش لازمه ی زندگی هرکسی هست تا بتونه حداقل نیازهای خودش رو براورده کنه. مثل مثالی که خودتون زدید.
اما یه سری از دانشها هستن که دونستنشون بستگی به طرف یادگیرنده داره. یعنی طرف احساس میکنه که نیاز به این علوم داره و دونستنش براش مفیده که شاید این احساس در افراد دیگه متفاوت باشه.
مثلا برای خود من دونستن اینکه مثلا اهرام ثلاثه چرا ساخته شدن یا مایاها و اقوام دیگه ی باستانی چطور به اون دانش عظیم رسیدن و رازهای عجایب و ادیان چیه و ... مهمه و هر اطلاعاتی که در این باره باشه رو با دید بیطرف مطالعه میکنم.
اما یکسری از کارها نیاز اساسی هست که یادگرفتنش لازمه چون به زندگی فرد ارتباط مستقیم داره.
(۱۱/خرداد/۹۲ ۱۶:۲۴)Reza71 نوشته است: [ -> ]اما یه سری از دانشها هستن که دونستنشون بستگی به طرف یادگیرنده داره. یعنی طرف احساس میکنه که نیاز به این علوم داره و دونستنش براش مفیده که شاید این احساس در افراد دیگه متفاوت باشه.
مثلا برای خود من دونستن اینکه مثلا اهرام ثلاثه چرا ساخته شدن یا مایاها و اقوام دیگه ی باستانی چطور به اون دانش عظیم رسیدن و رازهای عجایب و ادیان چیه و ... مهمه و هر اطلاعاتی که در این باره باشه رو با دید بیطرف مطالعه میکنم.
اما یکسری از کارها نیاز اساسی هست که یادگرفتنش لازمه چون به زندگی فرد ارتباط مستقیم داره.
در مورد اینکه ممکنه حتی دونستن ارتفاع اهرام ثلاثه ممکنه برای کسی داری اهمیت باشه شکی نیست و منطور بنده هم نفی دوستن اینها نبود. لذا در ارسالم عرض کردم که فرض کنیم فرد معولی هستیم و چنین دانسته ای نیاز ما نیست. مثلا چنین دیتایی برای فردی که مصلا تاریخ مصر باستان تدریس می کنه ممکنه یک
نیاز باشه.
(۲/خرداد/۹۲ ۱۹:۵۶)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
یه سوال مثالی می زنم تا بهتر بتونم منظورمو بیان کنم:
فرض کنید ما یه فرد معمولی در جامعه هستیم.
به نظر شما اینکه بدونیم و بتونیم شیر آب خونه که چکه می کنه واشرش رو عوض کنیم نیاز ماست یا دونستن اینکه اهرام ثلاثه چند متره؟!!!
نکته ی اساسی مدنظر ما در این تاپیک همان تعیین اولویت ها و بهگزین کردن و همچنین بهینه سازی هست.
لذا در ادامه می خوایم ببینیم راهایی رو که به ما در رسیدن به موارد بالا کمک می کنه چه چیزهایی می تونن باشن.
به عبارت دیگه جوابی برای سوال زیر:
(۱۱/خرداد/۹۲ ۷:۴۱)neda نوشته است: [ -> ]با توجه به حرفهایی که از اول تاپیک تا این جا زده شد، ما به این امر پی بردیم که هر داده ای ارزش خواندن و نگه داری ندارد...
اما این که هر کسی چه داده های را باید برای خودش بولد کند، به این برمی گردد که چه مواردی توی زندگیش برایش بولد هست...
تا حالا شده مواردی که براتون از اهمیت خاصی برخورداره، پررنگش کنید؟
ان شاالله امروز میخوام این کار را بکنم...
اما سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که گاهی آدمها به دلیل برخی شرایط مجبورند، که مورد یا مواردی برایشان پر رنگ تر بشه در صورتی که نیاز واقعیشون نیست اما با توجه به شرایط جامعه، با توجه به این که در این جامعه زندگی میکنه و ناگزیر از ارتباط داشتن با دیگران، اون نیاز را باید بپذیره...
این جاست که تداخل ها پیدا میشه... با این تداخل ها باید چه کرد؟؟؟
همونطور که تا به اینحا، این بحث رو پی گرفتید و به نکات ارزشمندی اشاره نمودید؛ باز هم منتظر نظرات خوب شما هستیم


سلام دوستان
اول از دوستمون خیلی تشکر می کنم بابت این تایپک واقعا ارزشمند و مفید برای همه ی افراد جامعه
و هم اینکه اگر اجازه بفرمایید نظرم رو بگم
در بهینه زندگی کردن فقط داشتن یک بخش از علوم خاص نیست
قاعدتا ما باید اطلاعات عمومی در حد معقول رو داشته باشیم اما در سبک زندگی اسلامی این ها کافی نیس و باید پرامتر های دیگه ای هم اضافه بشه
اول مدیریت زمان هست
ببینید ما باید در تمام ابعاد زندگی جلو بریم اکثر ما فکر می کنیم چند بعدی هستیم اما اشتباه فکر می کنیم چرا ؟
واضح است چون :
چند در صد از مردم ورزشکارند
چند در صد اهل هنرند
چند در صد حرفه ی خاصی رو بلدند
و موارد دیگه
و حالا چند در صد این موارد رو باهم دارند
این جاست که بحث مدیریت زمان پیش میاد به بعضی ها می گیم چرا این کار ها رو نمی کنی میگه وقت نمیشه
اما آیا واقعا ما در هفته نمی توانیم برای هنر 5 ساعت ورزش 5 ساعت مطالعه 5 ساعت وقت بگذاریم؟
مدیریت زمان مسایل زیادی رو به دنبال خودش میاره یکیش اینه که ما به علت تنظیم نکردن ساعات خواب و بیداری خودمون دچار مشکل واقعا جدی میشیم
گاهی زیاد می خوابیم و زمان کم میاریم
گاهی به موقع نمیخوابیم و به برنامه ها نمیرسیم
و همه چیز بهم میخوره
بخش دوم صحبت هام رو بعدا میگم

برای مدیریت در زمان بدیهی که اولین راهکار برنامه ریزی هست
اگر بر فرض ما کارهای ردامون رو امشب یادداشت کنیم ببینیم آیا جای خالی میشه توش پیدا کرد یا میشه کارهای بیهوده رو کم کرد یا از خوابمون زد و ب جاش یه کار مفید که قبلا انجام نمیدادیم یا کم انجام میدادیم رو بگذاریم ر قسمت جبرانی برنامه که اگر وقت شد انجام بدیم بعد ظرف مدت یه هته بیاییم این کار مفد رو اضاه کنیم
برای اینکه محکم کاری بکنیم که حتما این کار رو انجام بدهیم مثلا اگر هدف فعالیت رزشی بریم یه باشگاه سریع ثبت نام کنیم تا این کارو نندازیم پشت گوش
گفتید مصداق کارهای مهمل رو بگیم
1- گشت و گذار الکی تو نت _ به جز بیداری

-
2- خواب زیاد
3- سر کردن زیاد با تلویزیون - به جز اخبار-
4- درگی موبایل شدن مسج های بی جهت البته گاهی این مسج ها برای یاد کردن است اما تعادل باید باشه دیگه
راستی دوستان برای اینکه روند بهنه سازی در زندگی کامل تر بشه یه پیشنهاد دارم
مثلا برای همین ورزش بیاید در هر سی هستیدتصمی بگیرید ورزشار شوید اما چه ورزشی اول لیست مامی ورزش ها را بنویسید بعد در مورد هر کدام نیم صفحه ای بخوانید بعد چند مورد که به انها علاق دارید رو مشخص کنید مثلا 4 مورد بعد از هر کدام یک جلسه سر کلاس بروید ببینید آا استعداد داریید یا نه
هر کدام را پسندیدید حرفه ایو با جدیت ادامه دهید
موفق می شوید قطعا
سلام خوبی خوبم
اینقدر تصمیم گرفتم که عملی نشده، از هر چی تصمیم و برنامه ریزی متنفر شدم
تا علاقه نباششه نمیشه یک کاری رو انجام داد حالا این علاقه از کجا میاد شما پیداش کنید به من هم بدین.
