تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: در زندگی فهمیدم که...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
سلام بر همه ی دوستان عزیزم

در اینترنت مشغول وبگردی بودم که مطلبی از استاد مصباح توجه ام را به خودش جلب نمود:


آيت‌الله محمدتقي مصباح‌يزدي با اشاره به روز مبعث و نقش هدايتگري پيامبر اكردم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: اگر خداوند، پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را فرستاد تا جامعه را اصلاح و مردم را هدايت كند، پس چرا اين‌طور نشد؟ آيا برنامه‌يي كه خداوند فرستاد ناقص بود؟ وجدان ما هيچ‌وقت به اين رضايت نمي‌دهد كه بگوييم دين ناقص است.

رييس موسسه آموزشي امام خميني افزود: «پس از 80 سال به اين رسيده‌ام كه سر مساله اين است كه اصلا اين عالم براي اين آفريده نشده كه همه به زور به سعادت برسند و اصلاح شوند.»

به نقل از : http://www.entekhab.ir/fa/news/115354





من بعد از خواندن این صحبت استاد مصباح گفتم که این سوال را از همه ی دوستان بپرسم و ببینیم که ما در دوره ی جوانی مان واقعا و حقیقتا چی از زندگی فهمیده ایم؟

ابتدا خودم


من تا الان از زندگی فهمیده ام که: اگر فقط به اندازه ی قوانین راهنمایی و رانندگی از قوانین دینی در زندگی مان استفاده می کردیم و قوانین دین و رعایت آن در زندگی مان به یک باید همیشگی و روزمره تبدیل شده بود تا الان هیچ مشکلی وجود نداشت و هرگز هیچ نوع مشکلی هم به وجود نمی آمد

خوشحال می شوم که نظر دیگران دوستان را هم بدانم...
نقل قول:من تا الان از زندگی فهمیده ام که: اگر فقط به اندازه ی قوانین راهنمایی و رانندگی از قوانین دینی در زندگی مان استفاده می کردیم و قوانین دین و رعایت آن در زندگی مان به یک باید همیشگی و روزمره تبدیل شده بود تا الان هیچ مشکلی وجود نداشت و هرگز هیچ نوع مشکلی هم به وجود نمی آمد
به نکته ی خیلی خوب و مهمی اشاره کردین.
یک درس بزرگی که من تو زندگی گرفتم اینه که اگه کوچکترین کوچکترین کوچیکترین کاری رو واقعا برای خدا انجام بدیم خیلی خیلی پاداش های بزرگتر میگیریم و مشکل ما اینه که 99 درصد کارهایی که ما انجام میدم خالص نیست و برای خدا نیست.
بعضی ها میگن عمل کردن به دین خیلی سخته، نمیشه، امکان نداره!!!Sad
اگه الان این حرفو به من بگه با صراحت بهش میگم تو اصلا دین اسلام رو قبول نداری و بی ایمان هستی!!!Surprise
بهش میگم درسته خیلی چیزها هست که در ابتدا سخته. مثلا نگاه نکردن به نامحرم و... که هر چقدر تلاش میکنی نمیتونی ولی خیلیییییییی چیزها هم هست که تو میتونی بهش عمل کنی و خیلی هم راحته ولی عمل نمیکنی!!!!
یک مثال خیلی ساده :ذکر گفتن! خیلی سخته؟؟؟ میگم نماز بخون! میگه سخته! میگم برای شروع مستحبات رو بذار کنار فقط واجبات رو بخون. 2 دقیقه طول نمیکشه! میگم اگه اون هم خیلی سخته روزی یک دقیقه با خدا صحبت کن و ازش معذرت خواهی کن! حداقل میتونی روزی یک بار یک سجده بری و یک بار از خدا معذرت خواهی کنی! یا مثلا سخته قبل از غذا خوردن یک بسم الله بگی؟؟؟ سخته روزی یک بار به یک معصوم یه سلام بدی؟
این ها رو که میتونی انجام بدی ولی چرا انجام نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حرف من اینه هر چقدر که میتونی عمل کن هر چقدر که میتونی! مثلا میگن وقتی وارد مسجد میشی با پای راست برو! سخته!
میگم قرآن خوندن سخته روزی یک آیه بخون! اگه سخت فقط بازش کن یک نگاه بنداز همین! بازم سخته؟
حرف من اینه اگه کسی واقعا بخواد به دستورات خدا عمل کنه و خدا رو خوشحال کنه حداقل باید باید باید به اون چیز هایی که میتونه و براش راحته عمل کنه! بعدش بگه خدایا من فقط برای تو اینکارو کردم... میدونم خیلی خیلی کار کوچکیه ولی یقین دارم که رحمت تو خیلی زیاده و پاداش این کار کوچکم خیلی بزرگتر از اون چیزیه که فکر کنم.
قطعا قطعا این فرد هدایت میشه!!!

من قول میدم هر کس اینجوری عمل کنه خدا هدایتش میکنه و سرنوشت زندگیش تغییر میکنه فقط مهم اینه که کار رو برای خدا انجام بدیم هر چقدر هم کوچیک باشه...
من تا الان از زندگی فهمیده ام که:
زندگی پوچ، پوچ، پوچ است
به قول برنامه نویسیان کلاً Null هستش

سلام دوست عزیز .

به نکته خوبی اشاره کردید و ممنون از ایجاد این تایپیک .

از زندگی فهمیدم :

وقت زیادی برای نشون دادن بندگی خودمون به خدا نداریم
فهمیدم یک لحظه غفلت میتونه سالها عبادت رو خراب کنه
فهمیدم که پول و مادیات در عین ظاهری زیبا باطن خوبی نداره ( حد اعقل برای من )
فهمیدم باید قدر داشته ها رو قبل از دست دادنشون دونست
فهمیدم که فهمیدن بدون معرفت فهمیدن نیست
فهمیدم ...

فهمیدم که بعد از این همه فهمیدن هیچی نفهمیدم

ابن یمین خوب گفت :

آن کس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهاند!
آن کس که بداند و نداند که بداند بيدار کنیدش که بسی خفته نماند!
آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خويش به منزل برساند!
آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند!

از زندگی فهمیدم ک هیچ چیز غیر از مرگ منو به ارامش نمیرسونه
از زندگی فهمیدم که دنیا واسه رسیدن به علایق محض مادی نیست،واسه آماده شدن برای جای دیگست.ما به دنیا نیومدیم که صبحانه و ناهارو شام بخوریم و بخوابیم!
از زندگی فهمیدم که تنها خداست که میتونه گره ها رو باز کنه، و نتیجه ی اعتماد و توکل به خدا،بسیار فراتر از اون چیزیه که تو عقل پوچ ما جا بگیره!
زندگی پوچ نیست،اما آدم میتونه با طرز بد زندگی،خودشو پوچ کنه،و البته با یه فکر و زندگی خوب،میتونه خودشو بالا ببره
یا حق
سلام بر همه ی دوستان

از پاسخ تمام عزیزان ممنونم

بقیه ی دوستان هم لطف کنند و نظرشان را اعلام کنند تا بلکه بفهمیم همین الان و در همین لحظه
به قول معروف با خودمان چند چندیم؟

بفهمیم تا همین الان چقدر به فهممان اضافه شده و جزو تقریبا ثابت شخصیت ما شده است و در چه مرحله ای از بندگی قرار داریم و در حال حرکت به کدام مسیر هستیم؟

هر کدام از ما درس های زیادی برای یاد دادن به یکدیگر داریم تا بتوانیم مسیر بندگی را با هم طی کنیم

پس تجاربمان را از یکدیگر دریغ نکنیم..


سلام ممنونم از کسی که این تاپیکو ایجاد کرد.
من یجور دیگه می خوام بگم.(ببخشید یکم دلم گرفته و تاپیکه خوبی رو گیر آوردم برای کمی خالی شدن):

در زندگی فهمیدم که،چقدر سخته زندگی کردن
در زندگی فهمیدم که،چقدر سخته انسان شدن،انسان بودن،انسان ماندن و انسان مردن
در زندگی فهمیدم که چقدر سخته خوب بودن،خوب ماندن
در زندگی فهمیدم که،چقدر سخته امیدوار شدن و امیدوار ماندن
در زندگی فهمیدم که،چقدر سخته با ایمان شدن و با ایمان ماندن
در زندگی فهمیدم که، چقدر سخته،مغرور نبودن
در زندگی فهمیدم که، چقدر سخته تنها برای خدا زندگی کردن
در زندگی فهمیدم که، چقدر سخته شاد بودن و شاد زیستن
در زندگی فهمیدم که، چقدر سخته صادق و بی ریا بودن
در زندگی فهمیدم چقدر سخته دوست داشتن،دل بستن و باوفا بودن
در زندگی فهمیدم که خیلی چیزها رو نفهمیدم و ساده عمرم رو هدر دادم
در زندگی فهمیدم هیچوقت نمیشه به گذشته برگشت و از نو شروع کرد
در زندگی فهمیدم،گذشتن سخته و چقدر زیاد باید گذشت کرد...


و در کتاب سهراب سپهری خواندم:

...زندگی رسم خوشایندیست
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه ی عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی میپیچد
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست...

(البته با حذف یسری مصرعها)
روحش شاد
زنگی تنها درک وفهم حقایق هستی است .
از زندگی اینو فهمیدم که من زندگی نمیکنم و توسط کنترل دیگران و نفسم به هر قیمتی که شده زنده میمانم.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع