نقل قول: از انجا که ذاتا موجود تنبلی هستم صبح ها تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد بلند می شدم و خانه را مرتب می کردم.
چند جور غذا و سالاد و سوپ می پختم ( چون اصغر خیلی سوپ دوست داشت ) . از تلویزیون دستور پخت غذاهای جدید یاد می گرفتم که اصغر رو سورپرایز کنم. خمیازه می کشیدم و می نشستم تا شوهرم برگردد.
زندگی ما خیلی خوب بود و من خوشحال بودم.
خب ... وقتی کسی تا این حد سطح فکریش پایینه، آخرش میرسه ب همین جایی ک نوشتین .... آخرش میشه ی آدم جو زده ک تک بعدی نگاه کرده ....
این شخصیتی ک نشون داده شد، شخصیت ی خانوم بود ک بعد از اینکه چشم و گوشش کاملا بسته بود و ب هیچ چیز دیگه ای فکر نمی کرد، ( ب قول اسکای جان، ن کتاب می خوند، ن فعالیت خاصی داشت ... )،
حالا کم کم با ی دنیایی مواجه شده ک نمی تونه هضمش کنه بنابر این توش گم شد .... !
______________________________________________________________________
در کنار همه این ها، این ی جمله رو کاملا قبول دارم ک اولین و آخرین تحقیر رو خود خانوما ب جامعه خودشون کردن
نقل قول:ما به مردها گفتیم می خواهیم مثل شما باشیم.
یعنی، تازه خوب خوب خوب ماها توی این عرصه ای ک تازه علم شده،
میشه ی "مرد درجه دو" ....
این یعنی گرفتن هویت زن ....
از ماست ک بر ماست

نقل قول: او با یک پیشی کوچولو ازدواج کرده بود وحالا با یک هیولا باید سر می کرد.
اینقدر بدم میاد از گربه صفتی.یعنی چی زن پیشی کوچولو هست ؟؟؟؟
اگه شوهر ایندم از این محبت های لوس و چندش نثارم کنه. یه سالاد براش درست میکنم .تا 3 روز حالش تعریف نشده باشه.
(۲۳/فروردین/۹۳ ۲۲:۴۱)SkyGirl نوشته است: [ -> ]من اگه یک کلمه از پست آخر فهمیده باشم خیلی هنر کردم.یکی برام بازش کنه.
منم خستم،مثل زن اصغر از صبح این ور و اونور بودم.خوابم میاد.شاید به خاطر همینه.خوبه مجردم
منتها این تاپیک رو اعصابمه .تا نفهمم چی به چیه بی خیال نمیشم .
سلام دوست عزیز .
ممنون بابت نظراتتون و اما قسمت پایانی رو یک خانم داره صحبت میکنه ،
بیان طرز فکر کسی که تو جامعه به اوج رسیده و گله از مردهایی که ایشون رو متوجه نمیشن ، در کنارش حرف از رضایت نداشتن این موقعیت رو بیان میکنه .
نقل قول:یک جورش هم این است که توی چشمهایت نگاه می کنند و می گویند: کوچولو! ...
قسمت بعدی باز هم همون طرز فکر که نگاه مادی و دنویوی رو تجلی میکنه ،
نقل قول:موجودی که حتی یک روز هم نمی تواند روی پای خودش بایستد ( چون متاسفانه با عشق ورزیدن و این حرفها حتی یک نون بربری هم نمی شود خرید) .
و قسمت آخر که تنها بخشی از بی نهایت یک خانم رو به تصویر میکشه و گله از آقایونی که ممکنه رفتار بی دقتی نسبت به خانمها داشته باشن .
حداعقل قسمت پایانی داستان به قول شما جانب دارانه هم نوشته شده باشه به نفع آقایون نیست ، بخشی از قسمت آخر گله و شکایت از آقایون رو در خودش داره که فکر میکنم خانم SkyGirl رو خوشحال کنه .
(۲۴/فروردین/۹۳ ۰:۱۸)پرنیان نوشته است: [ -> ]کابر گرامی
[/font]
[font=Tahoma]ببخشید رک میگم اصلااز داستانتون با اینهمه پیشی و هیولا خوشم نیومد فک کنم شما خانوما رو با شلغم اشتباه گرفتید...
اینم از پایه غلطه...
سلام .
ممنون بابت نظر اما داستان با واقعیت بعضی خانمها تطابق کامل داره ، حقیر زیاد دیدم خانمهایی با این ویژگی در عین حال هستن خانمهایی که اصلا چنین ویژگی هایی ندارن و ترجمان محض صفات جمال الهی هستن .
اصلا قصد جسارت نداشتم و اگر برداشت بدی کردید عذر خواهم .
1)اولا من از هر پستی که مردان رو به چالش بکشونه،استقبال میکنم



.منها پست آخر فقط خواننده رو گیج میکنه.یه پست ضد مرد نوشته شد منتها استعاره ای
2)ترجمان محض الهی یعنی یه پیشی کوچولوی ملوس

.
3)زن اصغر نا شکره. یه موجود تن پرور و بی هدف بود که برای پر کردن اوقاتش،سالاد درست میکرد .چون اگه اعتقاد واقعیش بود،دست از سالاد درست کردن

بر نمیداشت.موقعی هم که کار کرد،مثل همه ی ادم ها عطش قدرت و ترقی توش شعله ور شد،
ته قصه هم که اصغرجون رفته سراغ یکی دیگه و تجدید فراش کرده،خیلی ریز و زیرکانه تو پست آخر بهش اشاره شده.
خوب اون نویسنده به جای این کارا ،
مینوشت خانوم عزیز ، به شوهرت نرسی میره پیش یکی دیگه که بهش خیلی برسه.
**************************************************************************************
در ضمن من اگه روزی ازدواج کردم .بدبخت کسی که بیاد منو بگیره،

کار های بیرونم رو به 1/3 کاهش میدم و سنگ تموم واسه آقامون میزارم.
منتها اگه این پیشی کوچولو
رو اذیت کنه و بخواد ادا دربیاره، ببر نمیشم، پیشی میمونم اما چنگال هام رو براش تیز میکنم .که بیچاره برام بمیره اما نفهمه چرا
***************************************************************************************
با سلام
نقل قول:
خواهش میکنم به جای کثیفی پنجره به قشنگیه منظره نگاه کنید !!
من آدم بدبینی نیستم.
نقل قول:
باور کنید مردها هیولا نیستن فقط و فقط بر حسب ذات آفرینشی که دارن با شما تفاوتهای دارن ، همین .
نه وقتی زن میشه پیشی کوچولو و ببر، دیگه هیولا رو قبول کنید.
نقل قول:
هر خرده ای که خانمها میتونن رو مردها بذارن دقیقا نقطه مقابلش رو مردها میتونن رو زنها بذارن .
اگر جنگی باشه پایانی نداره اما اگر درک و شعور 2 جانبه باشه رابطه تبدیل به یه دوستی بی نظیر میشه و باور کنید خیلی ها تو اطرافمون هستن که لذت این دوستی رو چشیدن و دارن میچشن .
بله .من خودم نمونه های عاشق زیاد میبینم.منتها دهه ی 40 ای هستن

.
خوش به حال همشون که این طعم رو چشیدن.

من با ازدواج و مرد مشکل ندارم. من فقط میگم تو تالار اینقدر به زن،گیر ندن . دیگه پوست کلفت شدم.بگن فمینیستی .بگن کل کل میکنی.مهم نیست.نمیزارم اینقدر به زن بدبخت گیر بدن.
اصلا هم خسته نمیشم. همه رو خسته میکنم .خودم نه. کلا موجود رو اعصابی هستم. خدا به همه نزدیکان و دوستان صبر بده.

(۲۴/فروردین/۹۳ ۲۱:۲۸)Tishtar نوشته است: [ -> ]چرا؟
کاش این سوال رو نمیپرسیدید !!!