تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زنده باد تساوی ...!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
کسی جواب منو وقتی نمیده،من بیشتر مطمئنتر میشم.
حرف من رو گویا کسی نمیگیره.میگم اگه من با فوق لیسانس بشینم تربیت فرزند صالح و شوهرداری.شوهرهم بی شعور از آب در اومد.من با دو جین بچه و اعصاب خراب و بیکاری نمیتونم که بچه ی سالم تربیت کنم.سنم میره بالا ،کارم به من نمیدن.
نگید مهریه.چون من دختر مهریه سبکیم.جایی از زندگیم رو نخواهد گرفت.Smile
بسم الله الرحمن الرحیم


وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجًا
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند


وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ
و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد


وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُه
و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند


إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ
خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند


قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا
خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است

(سوره مبارکه طلاق،انتهای آیه2+آیه3)
_____________________________________________________________________
آینده غیر قابل پیش بینی هست
مهم اینه در زمانی که داریم زندگی میکنیم(زمان حال) طرف معامله " خدا " باشه
اسکای جان عزیزم ! آخه کی گفته شما فوری کارت رو ترک کن و بشین تو خونه!!
یه مدت که با همسرت زندگی کنی شعورش بهت ثابت میشه!!
تازه ازون گذشته امکان نداره یه بی شعور بیاد سراغ تو!! سه سوته متوجه می شی!!خودش هم نمیاد چون قطعا هیچ پسری دوست نداره مدام از طرف خانمش اسکل بشه !!!

برو توکل به خدا کن زندگیتو شروع کن ! سخت نگیر!!!همه زندگیا بالا و پایین داره !خیلی از خانمها هم که شاغلن مردای خیلی
با شعوری دارن ولی خب با یه تنگنا هایی مواجه شدن که باید کار کنن!! چاره ای نیست!! خیلی از خانمها هم واقعا انرژی زیادی برای کار خونه و بیرون دارند!! و همسرشون هم موافقه!! قانون نیست که!!

باور کن تو داستان فرضی هم اگه اصغر از ته دلش با کار و پیشرفت همسرش موافق بود شاید زندگیشون داغون نمی شد!
(البته بیشتر مردا دوست دارن همسرشون تو کار و درآمد و ....ازشون جلو نزنهBig Grin)

تازه بیشتر مشکلاتی که در مورد کار خانم پیش میاد زمانیه که مادر میشن!!!
(۲۶/فروردین/۹۳ ۱۳:۵۵)zahra11 نوشته است: [ -> ]اسکای جان عزیزم ! آخه کی گفته شما فوری کارت رو ترک کن و بشین تو خونه!!
یه مدت که با همسرت زندگی کنی شعورش بهت ثابت میشه!!
تازه ازون گذشته امکان نداره یه بی شعور بیاد سراغ تو!! سه سوته متوجه می شی!!خودش هم نمیاد چون قطعا هیچ پسری دوست نداره مدام از طرف خانمش اسکل بشه !!!

برو توکل به خدا کن زندگیتو شروع کن ! سخت نگیر!!!همه زندگیا بالا و پایین داره !خیلی از خانمها هم که شاغلن مردای خیلی
با شعوری دارن ولی خب با یه تنگنا هایی مواجه شدن که باید کار کنن!! چاره ای نیست!! خیلی از خانمها هم واقعا انرژی زیادی برای کار خونه و بیرون دارند!! و همسرشون هم موافقه!! قانون نیست که!!

باور کن تو داستان فرضی هم اگه اصغر از ته دلش با کار و پیشرفت همسرش موافق بود شاید زندگیشون داغون نمی شد!
(البته بیشتر مردا دوست دارن همسرشون تو کار و درآمد و ....ازشون جلو نزنهBig Grin)

تازه بیشتر مشکلاتی که در مورد کار خانم پیش میاد زمانیه که مادر میشن!!!
ممنون از شما. خوب دارم قانع میشم.یکی منو بیاره سر منطق.شماییدHeart.
شما دعا کن یه مرد درست و حسابی تو این بازار کساد مردی و مردانگی نه (بی شوهری) پیدا بشه برای من .Smile
(۲۶/فروردین/۹۳ ۳:۰۸)مجنون الحسین نوشته است: [ -> ]دوستان مجرد(خواهران)
قطعا خودتون با شروع زندگی متاهلی و گذشت زمان و تربیت بچه بخصوص در سنین بحرانی بلوغ ، تجربه های زیادی کسب میکنید
ولی مطمئن باشید استفاده از تجربیات دیگران هم براتون خیلی مفیده
.
.
.
بنده هم مثل خواهر گرامی،zahra11 تجاربی خدمتتون عرض میکنم:

همسرم که کلا با کار کردن خارج از منزلم مخالف بود،موقعیتهای شغلی خوب تو زمینه های مورد علاقه ام هم زیاد پیش اومد ولی ایشون مخالفت میکرد و بنده هم به خاطر اعتقادم به این تکلیف شرعی که هر فعالیت خارج از منزلی باید با رضایت قلبی همسر باشه،قبول میکردم
.
.
تا اینکه پسرهام بزرگتر شدند و به سن بلوغ نزدیکتر شدند و با مطالعاتی که در زمینه دوران بلوغ داشتم و کلاسهای مختلفی که میرفتم به اهمیت این دوران بیشتر از پیش پی بردم و به این نتیجه رسیدم که برای تربیت صحیح بچه ها حتی باید خیلی از فعالیتهایی که همسرم هم رضایت قلبی داشت و انجام میدادم ،کنسل کنم و ساعاتی که منزل هستند تنهاشون نذارم
.
.
به طور خلاصه عرض کنم حدود 2سال هست با میل خودم کاملا خودم رو محدود کردم و هر کار ورزشی و فرهنگی و غیره رو به ساعاتی که مدرسه هستند منتقل کردم(بدیهی است که تابستونها محدودیتم خیلی بشتره چون از مدرسه خبری نیست و ...)
.
.
و وقتی بحمدالله میبینم پسرهام از نظر دینی و فرهنگی و اجتماعی و عاطفی و عقلانی و... یه سر و گردن(چند سرو گردن) از هم سن و سالهای خودشون بالاترن خستگیهام در میره
.
.
نه اینکه سوسکه به بچه اش بگه قربون دست و پای بلوریت
تعاریفی هست که هر دوست و اشنایی در مورد این 2تا گل دارند
(ماشاءالله..لا حول و لا قوه الا بالله)
به عنوان مادر همیشه براشون دعا میکنم که در صراط مستقیم روز به روز بهتر بشن و یار و یاور صاحب الزمان(ارواحنافداه) باشن
من کاره ای نیستم ... در کنار توسلهای پی در پی که به پیشگاه ائمه علیهم السلام داشتم و دارم این موهبت الهی رو ،لطف خدا می دونم برای کسی که می خواسته تو زندگی به تکلیفش عمل کنه
مطمئنم اگر می خواستم به خواسته های خودم عمل کنم ، در مورد بچه هام قضیه فرق داشت
.
.
وقتی همسر شدید ممکنه لازم باشه بنا به شرایط از یک سری خواسته هاتون بگذرید
ولی وقتی مادر شدید باید خودتون رو فدای بچه و تربیت صحیح بچه ها کنید ، چون تربیت صحیح فرزندان ، تربیت یک نفر 2نفر 3 نفر نیست...تربیت یک نسل هست
.
.
تربیت یک نسل....(فکر کنید به حرفم،فرزندانی که من تربیت میکنم میخوان برن خانواده و فرزندانی دیگه رو بسازن)




به نام خدا
باتشکرازعزیزانی که تجارب ارزنده ی خودرادراختیارماقرارمیدهند
من به شخصه وازنزدیک باخانم مجنون الحسین گرامی درارتباط هستم
وواقعامادری باتجربه ونمونه وبسیارخوش فکروایده آل هستند
وحتمادرزندگی آینده ازتجارب ایشون استفاده خواهم کرد
.........
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع