تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زنده باد تساوی ...!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
(۲۴/فروردین/۹۳ ۲۱:۳۰)soshiant نوشته است: [ -> ]کاش این سوال رو نمیپرسیدید !!!
چرا؟
(۲۴/فروردین/۹۳ ۲۱:۲۸)Tishtar نوشته است: [ -> ]چرا؟


چرا ؟ شوخی میکنید.یه دربست بگیرید و یه دور بزنید تو تالار.
برگشتید به سلامتی ،به حرف من میرسید.Dodgy

چقدر دوستان از هم چرا میپرسن Smile
(۲۴/فروردین/۹۳ ۲۱:۴۱)SkyGirl نوشته است: [ -> ]چرا ؟ شوخی میکنید.یه دربست بگیرید و یه دور بزنید تو تالار.
برگشتید به سلامتی ،به حرف من میرسید.Dodgy

چقدر دوستان از هم چرا میپرسن Smile
تو تالار چه موضوعاتی بیان میشه که شما از تواپیک به چالش کشاننده مردان (!) استقبال میکنید؟
( یک موردش رو بگید )


من یه نکته ای به نظرم میرسه در این مورد که عرض می کنم:
در این تاپیک ما با داستانی مواجه هستیم که داره به شیوه ای هنرمندانه نقد می کنه افرادی رو که تحت تاثیر عوامل متفاوتی از رسانه، عرف های غلط، چشمو هم چشمی های آسیب زننده، کم اطلاعی و آگاهی و تجربه ی کم زندگی خودش رو گرفتار چالشی حطرناک کرد و با این کار موجب فروپاشی یک کانون گرم خانوادگی شد.

این یک کیس یا نمونه هست
اگر بخوایم، برای بیان این نقدی که در این تاپیک اشاره شده می تونیم nتا نمونه ی دیگه هم مثال بزنیم از زندگی هایی که زن و مرد در اون خانواده شخصیت های متفاوتی داشتن و بازهم دچار همین بحران شدن.

لذا
به نظرم اصلا نباید به این نکات ریز که زن داستمون فلان ایراد رو داشته یا مرد داستانمون فلان ایراد رو داشته بپردازیم. چرا که دراونصورت گرفتار بحث های زیرشاخه ای شدیم. البته اون نکات ریز هم در جای خودش قالب بررسی هستن.

بنابراین بحثمون در این تاپیک باید حول اصل و اساس این داستان باشه. یعنی اون عواملی(به خصوص بیرونی) که باعث شدن نگاه زن و مرد این زندگی اینطور عوض بشه و معیارهاشون و چیزهایی که در زندگی می خواستن تغییر کنه.
و این داستان می خواد به شیوه ای هنرمندانه این مسئله رو به چالش بکشه
شما اول نیمه گمشدتون رو پیدا کنید بعدش بحث کنید.

چطور در مورد چیزی که واردش نشدید ، بحث میکنید
تاپیکی که همیشه رو اعصاب منه.
استقبال بی نظیر مردان
استقبال سوپر بی نظیر
تعین و تکلیف ها از جانب مردانی که هنوز خودشان نمیفهمند لخت شدن در مراسمات درست نیست .
باد آورده

من تو بحث های دیگه هم دیدم.وای یادم رفت تاپیک هیسسسسسسسسسسسسسس دختر ها فریاد نمیزنند.
تاپیک از پوشش زن.تاپیک از غایت زن.
دیگه این ها نمونه ای از تاپیک های جالب بود که گذاشتم.
تاپیک زیاده.الان چیزایی که یادم بود رو گذاشتم.
زیاد البته جدی نگیرید.فقط من یا چند نفر هستن که معترض هستن.اقلیت هم که حساب نمیشه.SmileSmile
**********************************************************************

نقل قول: شما اول نیمه گمشدتون رو پیدا کنید بعدش بحث کنید.

چطور در مورد چیزی که واردش نشدید ، بحث میکنید
Dodgy

نقل قول: بنابراین بحثمون در این تاپیک باید حول اصل و اساس این داستان باشه. یعنی اون عواملی(به خصوص بیرونی) که باعث شدن نگاه زن و مرد این زندگی اینطور عوض بشه و معیارهاشون و چیزهایی که در زندگی می خواستن تغییر کنه.
و این داستان می خواد به شیوه ای هنرمندانه این مسئله رو به چالش بکشه



شخصیت ها ایراد دارن، من اگه شوهرم اصغر بود، حلوا حلواش میکردم.من SkyGirl، با این اخلاق تند و ضد مردSmile Winkو طرفدار حقوق زنان میگم اصغر مرد خوبی بود. این خانوم که کلا مشکل داشته.مردم قدر نمیدونن والاDodgy
من به عنوان نماینده جامعه زنان اعتقاد دارم شخصیت زن اصغر مشکلی نداشت Cool


بابا باید باور کنیم دیگه خداییش زن ریحانه است و نازکه ... لطیفه .
حالا چه فرقیه تو توصیفاتمون بگیم ریحانه یا پیشی ملوس ...
بخور و بخواب مطلق هم درست نیست .. هر فرد تو جامعه یک رسالتی داره. مخصوصا تو جامعه امروز که اوضاع فرهنگ این قدر بحرانیه.
من شخصا به خانم هایی که جایی شاغل نیستن و وقتشون خیلی ازاده توصیه میکنم جهت کسب رضای خدا و انجام رسالتشون تو یکی از نهاد های فرهنگی فعالیت کنن... البته از نوع صلواتیش.

جز یک سری شغل های محدود مابقی شغل ها هیچ برای خانوم ها مناسب نیست. حالا جالبه برای توجیح همه مشاغل میان اون چهارتا شغل ضروری رو مثال میزنن.




به نظر من که زن باید همون پیشی لوس کوچولو باقی بمونه برا همسرش
ویژگی های یک گربه رو زن نداره.
نمیخوام بازش کنم.گربه صفتی تو ذات زن نیست.
نقل قول:
به نظر من که زن باید همون پیشی لوس کوچولو باقی بمونه برا همسرش

مورد داشتیم دوران نامزدی ب خانومش می گفته گارفیلد :دی


نقل قول:
یعنی اون عواملی(به خصوص بیرونی) که باعث شدن نگاه زن و مرد این زندگی اینطور عوض بشه و معیارهاشون و چیزهایی که در زندگی می خواستن تغییر کنه.

و این داستان می خواد به شیوه ای هنرمندانه این مسئله رو به چالش بکشه

ب نظر من ، این داستان ب شیوه ی هنرمندانه ای، با محدود کردن جامعه آماری، این مسئله رو عمومی می کنه و ب چالش می کشه!

نویسنده می نویسه :

نقل قول:
اما من توی کارم شروع به پیشرفت کرده بودم و از این که برای مردمم دارو می ساختم لذت می بردم. گفتم که کارم رو ول نمی کنم و خودم می خواهم رانندگی کنم و او هم در نهایت قبول کرد. از اون روز همه چیز عوض شد، می تونستم اضافه کاری وایسم ، تونستم به سرعت پبشرفت کنم ؛ حتی جمعه ها می رفتم سر تولید.

دقیقا یک سال بعد به من یک پیشنهاد کاری با سه برابر حقوق داده شد که بلافاصله قبول کردم. پنجشنبه ها هم یک کار نیمه وقت توی یک شرکت خصوصی گرفتم که بابت یک نصف روز کلی پول می دادند. جمعه ها هم توی یک داروخانه شیفت وای میستادم.

نوشتن این جملات پشت سر هم این رو توی ذهن خواننده تداعی می کنه ک با استارت خوردن کار ی خانوم، کم کم میرسه ب این مرحله ، حتما میرسه ب این مرحله! حالا چ زود ، چ دیر! اما ب هر حال می رسه ب اینجا!

در حالیکه ب قطعیت می تونم بگم ک 90% خانوم ها اگه بتونن ب این کاری ک حقوقش خوب و مکفی باشه، مطمئن باشید، مطمئن باشید، مطمئن باشید نمیره سراغ اضافه کاری در عصر پنج شنبه و شیفت ایستادن توی جمعه ....

انکار نمی کنم ک ی سری از خانوم ها دوست دارن مثل مرد ها و پا ب پای اونها کار کنن،
اما همین خانوم ها هم ، ب صرف خانوم بودن و ظربف و نحیف بودن، نمی تونن تا این حد ب خودشون فشار بیارن!

بالاخره کم میارن و از ی جایی ب بعد میبرن!

مگر اینکه از خونه فراری باشن! یعنی وقتی ساعت کاری تموم میشه، دوست ندارن برگردن منزل!
ک در این صورت هم، بازم دارن خودزنی می کنن!

بر مبنای ی سری فرضیات ک از میشه گفت در جامعه حداقلی خانومها صدق می کنه، دارین نتیجه ای میگیرن ک در اکثر مواقع درست نیست ...!

نقل قول:
بابا باید باور کنیم دیگه خداییش زن ریحانه است و نازکه ... لطیفه .

ریحانه بودن زن، چ ربطی داره ب اینکه دیر از خواب پاشه، تنبل باشه،
کل کار روزانه ش همین باشه ک غذا درست کنه و منتظر شوهرش بمونه؟!

یعنی فقط همین؟؟؟
ی زن ک ریحانه ست، همینه و بس؟؟!

ریحانه بودن تن پرور بودن نیست! تک بعدی بودن و یکجا نشستن نیست!
سلام دوستان .

(۲۴/فروردین/۹۳ ۲۱:۴۰)Tishtar نوشته است: [ -> ]چرا؟


فکر میکنم خودتون متوجه شدید چرا !!Wink

دوستان آقا مجید حرف درستی زدن ، ما نباید درگیر ریز بحث های داستان بشیم ، این فقط یک داستانه و میتونه طور دیگه ای هم بیان بشه ..

شاید اگر مینوشتم این خانم صبح ها به ورزش هم میرفت و فعالیت فرهنگی داشت و اضافه کاری هم نمیموند دیگه مشکل همگی حل میشد !!!Dodgy

البته این نگاه خرد خانمها رو میرسونه ، اما خانمها لطفا به این داستانها نگاه کلی تر داشته باشید و درگیر مباحث ریز نشیم . مضمون داستان رو دقت کنیم .


نقل قول:در این تاپیک ما با داستانی مواجه هستیم که داره به شیوه ای هنرمندانه نقد می کنه افرادی رو که تحت تاثیر عوامل متفاوتی از رسانه، عرف های غلط، چشمو هم چشمی های آسیب زننده، کم اطلاعی و آگاهی و تجربه ی کم زندگی خودش رو گرفتار چالشی حطرناک کرد و با این کار موجب فروپاشی یک کانون گرم خانوادگی شد.
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع