خیر من زنم.تو ذاتم ریز بینیه.چطور تو تالار دائم میگن تو زنی و فطرتت اینه و تو برای این کار هایی .ما حق

نداریم اعتراض

کنیم.
حالا از ما میخواهید کلی نگاه کنیم.خیر .شرمنده . گفتم که ادم رو اعصابی هستم.
*****************************************************************************************
الان مشکل چیه ؟ خانوما بشینن خونه ، مرد هم با منت نفقه بده، تو رو خدا بس کنید من تو قشرهای مختلف دارم نارضایتی میبینم.طرف یه پول کف دست زن میزاره کلی هم
من با فوق لیسانس بشینم خونه، طرف از کجا معلوم آدم باشه که من رو اذیت نکنه ؟ تازه با گذشت زمان فرصت کار از دست میره و باید بسوزی و بسازی.
این الان زندگی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نقل قول:دوستان آقا مجید حرف درستی زدن ، ما نباید درگیر ریز بحث های داستان بشیم ، این فقط یک داستانه و میتونه طور دیگه ای هم بیان بشه ..
شاید اگر مینوشتم این خانم صبح ها به ورزش هم میرفت و فعالیت فرهنگی داشت و اضافه کاری هم نمیموند دیگه مشکل همگی حل میشد !!!![[تصویر: dodgy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/dodgy.png)
و
نقل قول:بهتره حول موضوع بحث بشه .
باشه! قبول!
ما بخاطر جزئی نگر بودنمون نتونستیم صحبت های شمای کلی نگر رو بفهمیم!

رک و پوست کنده مفروضات رو بگید، نتیجه گیری ای ک داشتین رو هم بگین لطفا، اون موقع بحث کنیم!
می خوام ببینم من واقعا متوجه این نوشته ها نشدم؟؟!
یا اینکه باید کلا این مبحث رو بذاریم کنار، فقط کسانی ک کلی نگر و در نتیجه داناتر هستند بیان و بحث کنن؟
من خودم نمونه بارز این تیپ خانمها بودم(خودم رو یه دوره ای تو کار غرق کرده بودم) در حالی که اصلا نیاز مادی نداشتم ولی فکر میکردم چون فوق لیسانس دارم باید یه خیری به جامعه برسونم!!
نتیجه:
ظرفهای تلنبار!!!
دیکته های نوشته نشده ی بچه ها!!!
عدم وقت کافی برای مطالعه،صله رحم، جلسه مادران مدرسه های بچه ها!!
حال نداشتن برای عبادت!!!
و...همسرم... که تمام روز کار میکرد و زندگی مارو به نحو احسن می چرخوند!!
و بیماری و خستگی جسمی!!
یدفه به خودم اومدم و همه رو باهم گذاشتم کنار!! راحت شدم وقت اضافه هم اوردم برای اینکه ببینم چطور زندگیم رو بهتر سامان بدم!!
آره خب اون تساوی که بگه منم باید به اندازه آقا کار کنم من یکی قبول ندارم!!چون 7-8 سالی تجربه کردم نتیجه نداد!!
حالا بچه هام با اینکه بزرگترن(دبیرستان) تو درساشون موفق ترن چون همیشه یه مامان سر حال ،ورزشکار، اهل مطالعه،...بالای سرشون هست!
خوشحالم حتی که بگم خدا منو آفرید برای این سه تا(همسرم و بچه ها )
نقل قول: یه مامان سر حال ،ورزشکار، اهل مطالعه،...بالای سرشون هست!
افرین ... افرین
خیلی ب جا گفتین.
کسی ک ورزش کنه، اهل مطالعه و کارهای فرهنگی و ... باشه، مسلما ب این نتیجه ای ک در انتهای این داستان بود نمیرسه!
خب پس شد با در نظر گرفتن :
1- رسانه
2-عرف های غلط
3- چشم و هم چشمی
4- کم اطلاعی
5-آگاهی و تجربه کم
منتج میشه ب " فروپاشی تدریجی خانواده "
بله ... کاملا صحیحه ... در مقابل این رویه، هیچ حرفی باقی نمی مونه
مشکل اینجا بود ک زنی ک ترسیم شد، تمام این شرایط رو داشت،
وقتی این :
نقل قول:این خانم صبح ها به ورزش هم میرفت و فعالیت فرهنگی داشت
شرایط بهش اضافه میشه،
اون مفروضات بالا، کم رنگ تر میشن!
این چشم و هم چشمی ها و کم اطلاعی ها، نتیجه ی تک بعدی بودن و محدود بودن ذهن آدم هاست!
کسی ک فعالیت فرهنگی انجام بده یا حداقل اینکه تمام زندگیش توی غذا درست کردن خلاصه نشه و سعی کنه از تک بعدی بودن خارج بشه، وقتی توی اون شرایط داستان قرار بگیره،
یعنی اگه حتی بخواد بره سر کار،
از خود بی خود نمیشه و ب قولی از جاش در نمیره!
پس باید شرایط رو با هم در نظر گرفت تا بشه نتیجه گیری درست داشت
پ.ن: برادر سوشیانت، یادتون رفت انتهای پستتون شکلک

رو بذارید...
یاعلی.
دوستان مجرد(خواهران)
قطعا خودتون با شروع زندگی متاهلی و گذشت زمان و تربیت بچه بخصوص در سنین بحرانی بلوغ ، تجربه های زیادی کسب میکنید
ولی مطمئن باشید استفاده از تجربیات دیگران هم براتون خیلی مفیده
.
.
.
بنده هم مثل خواهر گرامی،zahra11 تجاربی خدمتتون عرض میکنم:
همسرم که کلا با کار کردن خارج از منزلم مخالف بود،موقعیتهای شغلی خوب تو زمینه های مورد علاقه ام هم زیاد پیش اومد ولی ایشون مخالفت میکرد و بنده هم به خاطر اعتقادم به این تکلیف شرعی که هر فعالیت خارج از منزلی باید با رضایت قلبی همسر باشه،قبول میکردم
.
.
تا اینکه پسرهام بزرگتر شدند و به سن بلوغ نزدیکتر شدند و با مطالعاتی که در زمینه دوران بلوغ داشتم و کلاسهای مختلفی که میرفتم به اهمیت این دوران بیشتر از پیش پی بردم و به این نتیجه رسیدم که برای تربیت صحیح بچه ها حتی باید خیلی از فعالیتهایی که همسرم هم رضایت قلبی داشت و انجام میدادم ،کنسل کنم و ساعاتی که منزل هستند تنهاشون نذارم
.
.
به طور خلاصه عرض کنم حدود 2سال هست با میل خودم کاملا خودم رو محدود کردم و هر کار ورزشی و فرهنگی و غیره رو به ساعاتی که مدرسه هستند منتقل کردم(بدیهی است که تابستونها محدودیتم خیلی بشتره چون از مدرسه خبری نیست و ...)
.
.
و وقتی بحمدالله میبینم پسرهام از نظر دینی و فرهنگی و اجتماعی و عاطفی و عقلانی و... یه سر و گردن(چند سرو گردن) از هم سن و سالهای خودشون بالاترن خستگیهام در میره
.
.
نه اینکه سوسکه به بچه اش بگه قربون دست و پای بلوریت
تعاریفی هست که هر دوست و اشنایی در مورد این 2تا گل دارند
(ماشاءالله..لا حول و لا قوه الا بالله)
به عنوان مادر همیشه براشون دعا میکنم که در صراط مستقیم روز به روز بهتر بشن و یار و یاور صاحب الزمان(ارواحنافداه) باشن
من کاره ای نیستم ... در کنار توسلهای پی در پی که به پیشگاه ائمه علیهم السلام داشتم و دارم این موهبت الهی رو ،لطف خدا می دونم برای کسی که می خواسته تو زندگی به تکلیفش عمل کنه
مطمئنم اگر می خواستم به خواسته های خودم عمل کنم ، در مورد بچه هام قضیه فرق داشت
.
.
وقتی همسر شدید ممکنه لازم باشه بنا به شرایط از یک سری خواسته هاتون بگذرید
ولی وقتی مادر شدید باید خودتون رو فدای بچه و تربیت صحیح بچه ها کنید ، چون تربیت صحیح فرزندان ، تربیت یک نفر 2نفر 3 نفر نیست...تربیت یک نسل هست
.
.
تربیت یک نسل....(فکر کنید به حرفم،فرزندانی که من تربیت میکنم میخوان برن خانواده و فرزندانی دیگه رو بسازن)
(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۳:۲۸)soshiant نوشته است: [ -> ]سلام مجدد .
ظاهرا خانم
SkyGirl
کمر به بحث با ما مردها بستن و ...!
دوست عزیز اینجا هر کسی نظر خودش رو داره و برای خودش قابل احترام ، صحبت در مورد این مباحث تو پست های دیگه دنبال شده و اگر لازم به پیگیری بیشتر باشه تو پست جدید پیگیری میشه .
بهتره حول موضوع بحث بشه .
ممنون .
دقیقا حرف من حول موضوع اصلی تاپیک بود.دور نزنید حرف من رو .
جواب منو کسی بده.
داستان زندگی ادما با هم فرق داره.نیومدم قصه بشنوم.
من که گفتم تو دنیای واقعی همین حرفای منو خیلی ها میزنن
الان واشکافی مشکلات شد ؟ جایگاه اصغر جون تو قصه چی شد پس ؟
چقدر هم این مرد مهربونه ،همش که زن اصغر مقصره . خدایا یه اصغر نصیب بفرما ،خودم شوهر داری نوین رو در تالار بنیان گذاری میکنم .
من بشینم خونه و به تربیت فرزند برسم.منتها اگه دختر باشن بچه هام.الان دارم فکر میکنم بیچاره ها رو نزارم درس بخونن.چکاریه.اذیت میشن.همون 18 سالگی مثل هلو تحویل دامادم بدم .بشینه شوهر داری کنه.
الان مثلا درس بخونه.شعورش بره بالا که زجر بکشه واسه چیه خوب ؟
هر کس میتونه روش زندگی خودش رو تعیین کنه...
بنده به نوبهء خودم از راهی که انتخاب کردم بحمدالله کاملا راضی هستم و بابت این لطف بی انتهای خدا ، تا قیامت شاکرم و اگر 20 مرتبه دیگه هم به این دنیا برگردم همین مسیر رو انتخاب میکنم
.
.
خدایا بابت همه نعمتهایی که بهم عطا کردی شکرت