۲۰/مهر/۹۴, ۹:۰۹
۲۰/مهر/۹۴, ۱۵:۴۱
البته نمره IMDB خیلی اهمیت نداره به نظر من.
ملت همیشه در صحنه امتیاز فیلم جدایی نادر از سیمین رو اونقدر بالا برده بودند که از فیلم پدر خوانده و رستگاری در شاوشنک (که امتیازشون 9.2 هست) هم بالاتر قرار گرفته بود
. و شده بود بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان 
سایت Imdb هنگ کرده بود
ملت همیشه در صحنه امتیاز فیلم جدایی نادر از سیمین رو اونقدر بالا برده بودند که از فیلم پدر خوانده و رستگاری در شاوشنک (که امتیازشون 9.2 هست) هم بالاتر قرار گرفته بود
. و شده بود بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان 
سایت Imdb هنگ کرده بود

۲۵/مهر/۹۴, ۱۵:۳۴
این دنیا یک روز تمام میشود
اما مهـــربانی باقی مـی ماند،
مثل بوی خوش دست تو که از یثرب تا اینجا هنوز همراه توست...
اما مهـــربانی باقی مـی ماند،
مثل بوی خوش دست تو که از یثرب تا اینجا هنوز همراه توست...
![[تصویر: mohammadrasool16.jpg]](http://www.salamcinama.ir/public/images/usrUploader/movImg/mohammadrasool16.jpg)

۲/آبان/۹۴, ۲۳:۴۶
مصابه بسیار خواندنی با کودکی که...
[b]* از بازیگری فقط شهرتش را میدانستم
* سه سال به دنبال بازیگر نقش کودکی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند
![[تصویر: 1279199_634.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/7/25/1279199_634.jpg)
* فردی که از من عکس میگرفت ذوق میکرد!
* آموزش اسبسواری، شترسواری، فن بیان برای فیلم محمد رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
* معمولا با یک بار برداشت کار من به اتمام میرسید
* مجیدی توصیه کرد نماز بخوانم
* مجیدی با دیدن تستهایم گریه کرد
![[تصویر: 1279200_570.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/7/25/1279200_570.jpg)
* بارها از روی اسب و شتر افتادم
بیشترین بازی شما با مهدی پاکدل (در نقش ابوطالب) بود. او چقدر در بازی به شما کمک میکرد؟
* هر وقت یاد صحنههایی فیلمبرداری و حضورم میافتم میگریم
* بدون استفاده از بدلکار بازی کردم
* رهبر انقلاب به زبان آذری با من صحبت کردند
[b]* هر نقشی را بازی نمیکنم

بازیگری که اولین حضورش در سینما بازی کردن در نقش انسان برگزیده و ستایششده خلقت با نام نامی پیامبر اعظم باشد، خیلی خوش اقبال است. ایفاء نقشی این چنین زندگی هر بازیگری را به دو بخش تقسیم میکند.حتی اگر به خاطر انبوهی از ملاحظات باعث شود تو با همه قابلیتهایی که داری هیچ وقت تصویرت دیده نشود و شمالپویش باقی بمانی.
امیر حیدری به همراه پدر وارد میشود. از چهرهاش که بسیار نزدیک به نقاشی منتسب به نوجوانی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است متعجب میشویم. او در برابر سوالات متعدد ما با آرامش پاسخ میگوید و تاکید دارد که عکسی از او منتشر نشود؛ چرا که در فیلم چهرهاش دیده نمیشود. امیر دانش آموزش پنجم ابتدایی در اردبیل بود که به یکباره پدر معلمش به تهران منتقل میشود. هنوز در تهران جا نیفتادهاند که گروه انتخاب بازیگر فیلم محمد رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدرسهای در منطقه صادقیه که امیر حیدری در آن درس میخواند مراجعه میکنند و بعد از سه سال امیر را با فاکتورهای مشخص شده توسط مجید مجیدی (کارگردان فیلم) مناسب مییابند. مدال بازی در نقش کودکی پیامبر اسلام در بزرگترین پروژه سینمایی ایران به گردن او آویخته میشود.
خاطره شیرین بازدید مقام معظم رهبری از صحنه فیلمبرداری را به زیبایی برایمان گفت. گپ و گفت خودمانی با امیر حیدری بازیگر نقش نوجوانی پیامبر در فیلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از نظرتان می گذرد:
چند ساله بودید که برای بازی انتخاب شدی؟
پنجم ابتدایی را در منطقه صادقیه بودم. سال پنجم بود که انتخاب شدم و آخرهای سال تحصیلی اول راهنمایی مرا به لوکیشن بردند. عسلویه، قم، کاشان رفتیم. دو سال کار فیلمبرداری به طول انجامید. اول راهنمایی مرا به عسلویه بردند زمانی برگشتم که امتحان ترم اول راهنمایی بود.
چگونه انتخاب شدی؟
پدر: یک روز امیر آمد و به من گفت بابا من را میخواهند در فیلم بازی بدهند.
امیر: من از بازیگری فقط شهرتش را میدانستم. با هیجان به پدر گفتم میخواهم یک فیلم بازی کنم. تئاتر نیست که در مدرسه باشد، یک فیلم بینالمللی است. پدرم شوخی کرد و حرفهایم را باور نمیکرد. جملهای را به شوخی به من گفت.
چه جملهای بود؟
پدر: گفتم حتما فیلم گاوی در مزرعه است و شما هم نقش گاو را داری (خنده). من را از مدرسه خواستند، اولیاء مدرسه گفتند فیلم معتبری است.
* سه سال به دنبال بازیگر نقش کودکی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند
هنوز کارگردان فیلم محمد را نمیشناختی؟
میشناختم، اما آقای مجیدی نیامده بودند. دستیارشان آقای حسن نجفی برای انتخاب به مدرسه آمده بودند.
پدر: از 800 نفر در مدارس تهران عکس گرفته بودند در بین این افراد امیر را انتخاب کردند و به گفته خودشان سه سال به دنبال بازیگر نقش کودکی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند. آقای مجیدی این را در اولین روز آشنایی به ما گفت. ایشان گفت ما معتقدیم در ساخت این فیلم حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خودشان به ما کمک میرسانند. حتی در انتخاب بازیگران هم کمک میکنند. من آنجا به این حرف آقای مجیدی پی بردم. در زندگی ما هم همینطور بود. ما هفت سال بود که میخواستیم از اردبیل به تهران انتقالی بگیریم، فقط دو ماه بود که به تهران آمده بودیم که امیر برای این نقش انتخاب شد. اوایل که ما به تهران آمده بودیم خیلی سردرگم بودیم. هنوز در این شهر جا نیفتاده بودیم. من خودم از صادقیه برای تدریس به شهر ری میرفتم. روزی چهار ساعت در رفت و آمد بودم.
![[تصویر: 1279199_634.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/7/25/1279199_634.jpg)
* فردی که از من عکس میگرفت ذوق میکرد!
بعد از انتخاب در مدرسه چه اتفاقی افتاد؟
چند ماه گذشت من احساس کردم فرد دیگری را انتخاب کردند، اما زنگ زدند و آدرس برج اسکان را دادند. دوباره عکس گرفتند و آنجا به من گفتند موهایت را فعلا نزن. فردی که در آن دفتر از من عکس میگرفت ذوق میکرد که برایم جالب بود. در اسکان هم حتی به صراحت به من نگفتند که انتخاب شدی. فقط گفتند امکانش زیاد است که نقش کودکی پیامبر را بازی کنم.
چه حسی داشتی وقتی اولین بار گفتند نقش پیامبر را بازی میکنی؟
نمیتوانم بگویم. خیلی حس خوبی بود. اوایل که به دنبال بازیگر میگشتند لوکیشنها آماده نبود. وقتی احتمال حضورم بیشتر شد گفتند خانوادهات باید با آقای مجیدی ملاقات کنند و از آن زمان گفتند دیگر موهایت را کوتاه نکن. من در مقطع راهنمایی بودم که زنگ زدند آماده باش.
* آموزش اسبسواری، شترسواری، فن بیان برای فیلم محمد رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
چه آموزشها و مراحلی را برای آمادهشدن طی کردی؟
در آن یکسال آموزش اسبسواری، شترسواری، فن بیان کار کردند که آقای کاظم سیاحی با ما کار میکردند.
پدر: در یکسال هفتهای دو سه بار برای آموزش امیر را میبردند. اسبسواری را خودم در احمد آباد مستوفی میبردم. همیشه مهرماه سر فیلمبرداری بود. برنامهریزی به گونهای بود که سه ماه تابستان که مدارس تعطیل بود، پروژه با امیر کاری نداشت اما وقتی مدارس که آغاز میشد فیلمبرداریهای مربوط به امیر هم آغاز میشد. ما هم قول داده بودیم و به قولمان عمل میکردیم و اعتراض نمیکردیم. خداوند هم کمک کرد. اگر من فرهنگی نبودم با افت شدید درسی مواجه میشد اما با تلاش خودش و کمکهای ما درسش را خواند. آقای مجیدی تاکید داشت که درسش را خوب بخواند.
تمریناتی که برای فن بیان برایت در نظر گرفتند سخت نبود؟
نه؛ آقای سیاحی آدم را میسازد. بسیار با دقت آموزش دادند. میدانید که ایشان صداپیشه عروسک«جیگر» در مجموعه کلاهقرمزی هستند.
اولین سکانس که جلوی دوربین رفتید را به یاد دارید؟
بخشی بود که سوار شتر در حال سفر به سمت شعب ابیطالب بودم.
* معمولا با یک بار برداشت کار من به اتمام میرسید
چند بار برداشت میشد؟
معمولا با یک بار برداشت کار من به اتمام میرسید. چون تسلط خوبی بر سوار شدن روی شتر داشتم تکرار نمیشد. زیرا من سوارکاری با اسب مسابقه را آموخته بودم، بعد که وارد صحنه شدم به من گفتند استیل سوار شدن روی اسب مسابقه را فراموش کنم و با یک دست دهانه شتر را بگیرم. معلم اسب سواریام ایتالیایی بود و سر صحنه هم آموزش دیدم. اما کل فیلم روی شتر سوار شدیم. استادم به من یاد دادم که خودم روی شتر بنشینم و شتر را کنترل کنم.
* مجیدی توصیه کرد نماز بخوانم
چقدر آقای مجیدی در نوع ارایه نقش کمک میکرد؟
آقای مجیدی بیشتر روی معنویت من کار میکردند. توصیه میکردند نماز بخوانم و بعضی کارها را کنار بگذارم. ابتدای حضورم خیلی به من توجه داشتند و با من زیاد صحبت میکردند و از من میخواستند چیزهایی که یاد گرفتم را برایشان بازگو کنم.
* مجیدی با دیدن تستهایم گریه کرد
اولین جلسه که با آقای مجیدی روبرو شدی را به خاطر داری؟
وقتی حضورم قطعی شد. جلسه ای با حضور خانوادهام با آقای حیدریان و آقای مجیدی دیدار داشتیم. اولین دیدار آنجا بود یکی از دستاندرکاران میگفت: تستهایی که گرفتند را منطبق بر موسیقی فیلم الرساله (مصطفی عقاد) گذاشته بودند. آقای مجیدی وقتی تستهای من را دیدند گریهشان گرفته بود.
![[تصویر: 1279200_570.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/7/25/1279200_570.jpg)
از زندگی پیامبر چقدر آگاه بودی؟
من تاریخ را خیلی دوست دارم خیلی هم مطالعه کرده بودم. مطالعه آنچنان دقیق و با این جزئیات که در فیلم به آن اشاره میشود نداشتم. اما میدانستم عهدنامه توسط موریانه جویده شده بود.
بعد از گرفتن صحنههای مربوط به قم کجا رفتید؟
بعد از قم عسلویه رفتیم. عسلویه موجهای دریا را گرفتیم. بیابان هم در عسلویه بود. بعد کرمان رفتیم و صحنههای مربوط به زنده به گور کردن کودکی توسط پدرش را فیلمبرداری کردند.
بازی تو از کجا آغاز میشود؟
بازی من از جایی است که سکانسی در فیلم آغاز میشود که ابولهب در بازار برده فروشها است و قرار است بردهای که در کودکی به محمد شیر داده است را بفروشد و محمد میگوید من برای شما کار میکنم. سکانس شلاق زدن به بردهها من بودم و در آن صحنه دیالوگ داشتم. سکانس برده فروشی در قم فیلمبرداری شد. در زمانهای بیکاری با دوستان همسن و سالم که نقش پسرهای ابوطالب را بازی میکنند سعی میکردم با گله گوسفندان آشنا و اخت شوم. آنها باید گلهها را به چرا میبردند تا بازیشان را تمرین کنند و گله عادت کند. من هم با آن ها میرفتم و با بزها بازی میکردم. روزی گله را تنهایی خودم بردم، بدون دوستانم چون آنها استراحت بودند من گله را بردم بدون اینکه کسی متوجه شود. صحنه آماده شده بود آقای مجیدی پشت دوربین قرار گرفت و چک کرد. اولین پلان که بازی کردم آقای مجیدی قبول کردند چون گله به راه عادت کرده بود. جدا کردن شتر از گلهاش هم بسیار سخت است زیرا حاضر به جدا شدن نیست و داد میزدند اما من این کار را کردم.
* بارها از روی اسب و شتر افتادم
در مدت فیلمبرداری هیچ گاه آسیب ندیدی؟
یادم هست یک بار در احمدآباد از اسب افتادم و تمام بدنم کبود شد. اسب لگد میزد.
پدر: در ابتدا لباس برای تمرین نداشت یکی دو روز که رفته بودیم روی اسب نمیتوانست درست بنشیند و پاهایش به بدن اسب ساییده میشد. بعد از تمرین در خانه بدنش را ماساژ میدادم که دردش کمتر شود. یک بار که از اسب افتاده بود به ما گفت اما بقیه افتادنها را نگفته است.
باز هم از روی اسب افتادی؟
بارها از روی اسب افتادم و حتی از روی شتر هم افتادم. بر اساس گفته آقای مجیدی شتر کوچکی در اختیار من قرار داده بودند یک بار شتر رم کرد و کم مانده بود روی من بیافتد. یک سکانس بود که به سمت دیر میرویم، برای این که به سرعت از شتر پیاده شوم قرار بود مربی من لباس هنرورها را پوشیده و در نشاندن شتر کمک کند اما من خودم برای این که کار به درستی انجام شود، از شتر به پایین پریدم. البته همه معترض شدند زیرا ممکن بود آسیب ببینم اما به گفته آقای مجیدی خوب بود.
از ابتدا میدانستی که قرار نیست صورتت نمایش داده شود.
نه.
پدر حیدری: قرار بود چهرهاش را نمایش بدهند حتی قرار بود به دلیل روشن بودن رنگ چشمهای امیر برای دو بازیگر نقش پسرهای ابوطالب هم لنز استفاده کنند. لنزها خریداری و استفاده شد اما بعد تصمیم بر این شد که چهرهاش دیده نشود.
بیشترین بازی شما با مهدی پاکدل (در نقش ابوطالب) بود. او چقدر در بازی به شما کمک میکرد؟
نقش ایشان خیلی سنگین بود. به همین دلیل خیلی درباره بازی با هم صحبت نمیکردیم. تقریبا در بازی خودکفا بودم و با هدایت کارگردان کار را پیش میبردم. با آقای تنابنده رابطه خیلی خوبی داشتم.
* هر وقت یاد صحنههایی فیلمبرداری و حضورم میافتم میگریم
هر مسلمانی دلبستگی ویژهای به وجود مقدس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دارد. فیلم باعث توسل بین آدمها با وجود مقدس پیامبر میشود. تو چقدر با آن وجود مقدس ارتباط برقرار کردی؟[/b]
مردم هر کدام تصویر ذهنی دارند و بر اساس آن تصویر ذهنی به وجود آن مقدس نزدیک میشوند. من هم همین حس را داشتم. به خودم نهیب میزدم که در چه جایگاه و نقشی قرار گرفتم. هر وقت به یاد صحنههایی که فیلمبرداری شد و حضورم میافتم میگریم.
آقای سیاحی به بنده یاد داد نحوه راه رفتن یا حرکت دست را کنترل شده انجام بدهم. یادم هست در بازار برده فروشها یک جا میایستم و مردم را نگاه میکنم که برده میفروشند. در آنجا دستم را از روی چوب برداشتم و با یک دست نگه داشتم. احساس میکردم الان آقای مجیدی عصبانی میشود و میگوید چرا این کار را کردی؟ اما این اتفاق نیافتد. این واکنشم را گرفتند و همان صحنه نهایی شد.
* بدون استفاده از بدلکار بازی کردم
صحنهای که از صخرهها بالا میروی و موج های دریا قرار است کودک و مادری که روی صخرهها هستند را به عنوان قربانی دریا با خود ببرد چگونه فیلمبرداری شد؟[/b]
برای من بدل در نظر گرفتند که آن صحنه را اجرا کند که من اجازه ندادم و با اصرار من آقای مجیدی اجازه دادند خودم صخرهها را طی کنم. حتی زمانی که قرار بود گله را جدا کنم، قرار بود بدلکار این کار را انجام دهد. چون خیلی کار سختی است. اما من اجازه ندادم و خودم تمام صحنهها را بازی کردم. آقای سیاحی روی حرکات بدن من خیلی کار کردند.
با چند برداشت آن صحنه را فیلمبرداری کردند؟
با یک برداشت. کل پلانهای من یک برداشت بود.
* رهبر انقلاب به زبان آذری با من صحبت کردند
رهبر انقلاب از صحنه فیلمبرداری بازدید داشتند. تو در این دیدار و بازدید حضور داشتی؟
بله. خیلی دیدار خوبی بود. رهبر انقلاب به زبان آذری با من صحبت کردند. بعد از بنده سوالاتی پرسیدند. سوالاتی از این قبیل که خانوادهات کجا هستند؟ پدر و مادرت به چه شغلی مشغولند؟ و... تمام مکالمه ایشان با من به زبان آذری بود. زمان خوردن غذا هم آقا خواستند من در کنارشان باشم و من با ایشان غذا خوردم و توصیههایی فرمودند و گفتند به هیچ کس نگو و من آن صحبتها را محفوظ نگاه داشتم.
بهترین صحنه فیلم از نظر شما کدام صحنه است که رویت بعد از دیدن فیلم تاثیرگذاشت.
بهترین سکانسی که آنرا خیلی دوست دارم مردی که قصد داشت کودکی را زنده به گور کند و پیامبر اجازه نمیدهند. این صحنه روی خودم خیلی تاثیر گذاشت.
چهره تو شبیه به نقاشی شمایل منسوب به نوجوانی پیامبر است.
این حرف را مکرر به من میگویند. قبل از این که من انتخاب بشوم هم میگفتند خیلی شبیه به نقاشی هستی که منتسب به پیامبر است. من اصالت و صحت آن را قبول ندارم. چون آن سبک و تکنیک طراحی به آن زمان باز نمیگردد. اما وقتی گفتند میخواهیم از تو عکس بگیریم خیلی امید داشتم که انتخاب شوم. این چهره در نوع رفتارم هم تاثیر گذاشته و سعی میکنم هر کاری را انجام ندهم.
بعد از فیلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیشنهاد بازی داشتی؟
بله . یکی دو پیشنهاد که یکی از پیشنهادهای جدی فیلم «ثارالله» بود که وقتی برای تست رفتم معلوم شد قدم بلند شده به همین دلیل برای نقش مناسب نبودم.
با هنرمندان خارجی چه قدر ارتباط داشتید؟
انگلیسیام در حدی بود که با آنها ارتباط برقرار کنم؛ به خصوص با آقای استرارو هر روز که من را میدید روبوسی میکرد.
پدر حیدری: اولین بار که آقای استرارو در فرودگاه امیر را دید و به سمتش آمد. امیر هم به گونهای با شوق به سمت ایشان رفت که عینک از روی صورتش افتاد.
بازی در این نقش مانع حضورت در هر نقشی خواهد بود.
بله. هر نقشی را بازی نمیکنم.یک محدودیتهایی را برای خودم در نظر میگیرم.
پدر حیدری: همیشه آقای مجیدی تاکید داشت که امیر نمازت را بخوان، میپرسید قرآن میخوانی؟ آقای نجفی میگفت اگر قرآن را نمیخوانی باز کن و نگاه کن! نور قرآن روی تو تاثیر خود را خواهد گذاشت. آقای مجیدی توصیه میکرد امیر الان داری بازی میکنی بعد از بازی در این فیلم برو و بچگیات را بکن و به دنبال روند زندگی خودت باش.
۴/آبان/۹۴, ۱۴:۱۹
یوتیوب، کانال رسمی فیلم محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را كه در مدت کوتاهی با استقبال چشم گیر مخاطبان خارجی روبرو شده بود، حذف کرد.
گفتنی است تیزر رسمی فیلم در مدت كمتر از یک ماه بیش از نیم میلیون بار مورد بازدید کاربران یوتیوب قرار گرفته بود و هزاران كاربر خارجي خواستار اكران فيلم در كشورهايشان از جمله امريكا، استراليا، انگلستان و ... شده بودند.۲۷/آذر/۹۴, ۲۱:۰۰
سومین رفتار سیاسی با ساخته مجید مجیدی پس از «کن» و «برلین»؛
حذف فیلم «محمد رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» از رقابتهای اسکار
حذف فیلم «محمد رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» از رقابتهای اسکار
فیلم «محمد» (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در شرایطی در فهرست کوتاه فیلم های خارجی زبان اسکار قرار نگرفت، که به نظر میرسد این فیلم ظرفیت حضور در بخشهایی به جز بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را نیز داشت اما ظاهراً این فیلم توسط اعضای آکادمی اسکار دیده نشد و همانطور که پیشبینی شده بود، به کل کنار گذاشته شد.
به گزارش «تابناک»؛ فهرست اولیه فیلمهای راه یافته به هشتاد و هشتمین دوره جوایز اسکار در شرایطی اعلام شد که در بخش نامزدهای بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، نام فیلم «محمد» تازه ترین ساخته مجید مجیدی، اثری از این فیلم نبود و این اثر نتوانست حتی در لیست اولیه که متشکل از نه فیلم است، حضور یابد و بدین ترتیب اساساً سخن گفتن درباره پنج فیلم نهایی که در این بخش حضور خواهند داشت، سالبه به انتفاء موضوع است.
در این فهرست که از میان آنها در نهایت پنج فیلم به فهرست نهایی راه مییابند، هفت فیلم از اروپا، یک فیلم از آسیا و یک فیلم از آمریکای جنوبی حضور دارند، این آثار صف کشیدهاند:
برند عهد جدید (The Brand New Testament)، محصول بلژیک، کارگردان: ژاکو وان دورمل
آغوش مار (Embrace Of The Serpent) محصول کلمبیا، کارگردان: سیرو گرا
یک جنگ (A War) محصول دانمارک، کارگردان: توبیاس لیندهولم
شمشیرباز (The Fencer) محصول فنلاند، کارگردان: کلاوس هارو
موستانگ (Mustang) محصول فرانسه، کارگردان: دنیز غمزه ارگوون
هزارتوی دروغها (Labyrinth of Lies) محصول آلمان، کارگردان: جولیو ریچارلی
پسر شائول (Son of Saul)، محصول مجارستان، کارگردان: لاشلو نمس
زندهباد (Viva) محصول ایرلند، کارگردان: پدی براناخ
ذیب (Theeb) محصول اردن، کارگردان: ناجی ابو نوار
با این با به زعم برخی رسانهها، با توجه به فصل جوایز کارشناسان بخت فیلم «پسر شائول» به کارگردانی لاشلو نمس و محصول سینمای مجارستان بیش از سایر فیلمها تلقی میشود؛ درامی 107 دقیقهای که پخش کنندهاش «سونی کلاسیک» با لابی قدرتمندش است و اتفاقاً همین پخش کننده نقطه یکی از نقاط قوت این محصول سینمایی محسوب میشود.
سالها پیش برای نخستینبار وزارت فرهنگ و هنر وقت در سال ۱۳۵۶ فیلم «دایرهی مینا» ساختهی داریوش مهرجویی را به اسکار معرفی کرد و پس از آن فیلم «باد صبا» ساختهی آلبر لاموریس به عنوان نمایندهی ایران در سال 1357 راهی آکادمی اسکار شد.
سینمای ایران به مدت شانزده سال نمایندهای به اسکار معرفی نکرد تا سال ۱۳۷۳ که فیلم «زیر درختان زیتون» ساخته عباس کیارستمی، سال ۱۳۷۴ «بادکنک سفید» به کارگردانی جعفر پناهی، سال 1375 فیلم معرفی نشد، 1376 «گبه» محسن مخملباف، 1377 «بچههای آسمان» مجید مجیدی (جزو نامزدها قرار گرفت)، 1378 «رنگ خدا» مجید مجیدی، 1379 «زمانی برای مستی اسبها» بهمن قبادی، 1380 «باران» مجید مجیدی، 1381 «من ترانه ۱۵ سال دارم» رسول صدرعاملی، 1382 «نفس عمیق» پرویز شهبازی، 1383 «لاکپشتها هم پرواز میکنند» بهمن قبادی، 1384 «خیلی دور خیلی نزدیک» رضا میرکریمی، 1385 «کافه ترانزیت»، 1386 «میم مثل مادر» رسول ملاقلیپور، 1387 «آواز گنجشکها» مجید مجیدی، 1388 «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی، سال 1389 «بدرود بغداد» مهدی نادری، سال 1390 «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، سال 1391 «یه حبه قند» رضا میرکریمی (به علت تحریم معرفی نشد) و سال 1392 «گذشته» اصغر فرهادی به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار معرفی شدند.
فیلم «محمد» به عنوان نماینده ایران در سال 1394 میتوانست حتی در بخش اصلی جایزه اسکار -لااقل در لیست 9 فیلم معرفی شده- حضور داشته باشد اما مشروط به توجه ویژه سازندگانش به سه شرط:
نخست؛ سپردن نگارش نسخه نهایی فیلمنامه به فیلمنامهنویسان مطرح جهان و در عین حال نظارت تخصصی برای حفظ ضوابط شرعی و تاریخی در نگارش فیلمنامه همزمان با نگاه تخصصی و حرفهای تر در نگارش فیلمنامه که منجر به شکل گیری داستانی روانتر و ریتیمی بهتر میشد
دوم؛ استفاده چشمگیر از کستینگ بینالمللی که باعث میشد صرفه و اهمیت اقتصادیِ توجه به فیلم «محمد» برای برگزارکنندگان جشنوارههای و جوایز بین المللی -حتی کن و برلین- بیشتر شود، چرا که مباحث اقتصادی نظیر حضور وسیعتر اسپانسرها در این جشنوارهها که ارتباط مستقیمی با حجم و کیفیت حضور ستارههای جهانی روی فرش قرمز این جشنوارهها دارد.
علاوه بر همه اینها، طیف وسیعی -بخوانید طی میلیاردی- از مخاطب جهانی هریک از فیلمهای ستارههای سینمای آمریکا را تماشا میکند و به استفاده از آنها، به سادگی گستره مخاطبان این فیلم حتی در کشورهای نظیر چین و تمام اروپا و سراسر قاره آمریکا خارج از حد تصور میشد. در این میان اینکه مطرح شود با توجه به سوابق بازیگری برخی از این بازیگران چنین امکانی نبود، خلاف منطق است، چرا که آنتونی کوئین بازیگری نبود که لزوماً نقشها مثبت بازی کند اما در نقش عموی پیامبر بازی موثر و ماندگاری داشت و هیچ ثلمهای نیز وارد نشد.
سوم؛ استفاده از یک پخشکننده بینالمللی شناخته شده به عنوان آخرین راهکار و یکی از مهمترین بخشهای زنجیره جهانی شدن یک اثر میتوانست مورد توجه ویژهای قرار گیرد. مجموعه کمپانی سونی در دو دهه اخیر نقش بسیار موثری داشته و ای کاش حتی از طرق غیرمعمول نظیر ارائه تضمینهای مالی به این کمپانی یا نظایر این کمپانی، زمینه اکران جهانی و به خصوص اکران این فیلم در آمریکای شمالی فراهم میشد. طبیعتاً وقتی فیلم به قدر کفایت دیده نشده و اعضای آکادمی این فیلم را ندیدهاند، نمیتوان انتظار داشت فیلم به لیست نهایی راه یابد.
با این همه، حتی اگر به فیلم «محمد» نقدهایی وارد باشد، این فیلم به راحتی میتوانست برنده جوایز متعدد برای سایر بخشها به ویژه در بخش فیلمبرداری باشد که ویتوریو استرارو برنده سه جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای «اینک آخرالزمان»، «آخرین پادشاه» و «سرخها» و برنده صدها جایزه دیگر، مسئولیتش را برعهده داشته است.
استرارو یکی از درخشانترین فیلمبرداریها را در استانداردی بالاتر از سطح معمول آثار بینالمللی برای فیلم «محمد» به ثبت رسانده بود و به همین دلیل انتظار میرفت این فیلم در این بخش بتواند در جشنوارههای مختلف خوش بدرخشد اما ظاهراً درباره بایکوت این فیلم صرفاً نقش سناریو، پخش کننده و عدم انتخاب بازیگران بینالمللی مطرح نیست و اساساً حضور درخشان چهرههای بین المللی در سایر بخشها که در این اثر کاملاً مشهود است نیز نادیده گرفته شده است.
در واقع نمیتوان این حقیقت تلخ را نادیده گرفت که اگر انتخاب شدن به عنوان نامزد یا برنده اسکار و سایر جوایز سینمایی صرفاً یک انتخابِ «فنی» درون صنفی میان اعضای آکادمی نیست و بسیاری از ملاحظات دیگر نیز در نظر گرفته میشود که ظاهراً این ملاحظات درباره فیلم «محمد» به طور ویژه مدنظر گرفته است!
۲۸/آذر/۹۴, ۱۰:۴۰
(۲۷/آذر/۹۴ ۲۱:۰۰)انتصـار نوشته است: [ -> ]سومین رفتار سیاسی با ساخته مجید مجیدی پس از «کن» و «برلین»؛
حذف فیلم «محمد رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» از رقابتهای اسکار
فیلم «محمد» (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در شرایطی در فهرست کوتاه فیلم های خارجی زبان اسکار قرار نگرفت، که به نظر میرسد این فیلم ظرفیت حضور در بخشهایی به جز بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را نیز داشت اما ظاهراً این فیلم توسط اعضای آکادمی اسکار دیده نشد و همانطور که پیشبینی شده بود، به کل کنار گذاشته شد.
به گزارش «تابناک»؛ فهرست اولیه فیلمهای راه یافته به هشتاد و هشتمین دوره جوایز اسکار در شرایطی اعلام شد که در بخش نامزدهای بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، نام فیلم «محمد» تازه ترین ساخته مجید مجیدی، اثری از این فیلم نبود و این اثر نتوانست حتی در لیست اولیه که متشکل از نه فیلم است، حضور یابد و بدین ترتیب اساساً سخن گفتن درباره پنج فیلم نهایی که در این بخش حضور خواهند داشت، سالبه به انتفاء موضوع است.
در این فهرست که از میان آنها در نهایت پنج فیلم به فهرست نهایی راه مییابند، هفت فیلم از اروپا، یک فیلم از آسیا و یک فیلم از آمریکای جنوبی حضور دارند، این آثار صف کشیدهاند:
برند عهد جدید (The Brand New Testament)، محصول بلژیک، کارگردان: ژاکو وان دورمل
آغوش مار (Embrace Of The Serpent) محصول کلمبیا، کارگردان: سیرو گرا
یک جنگ (A War) محصول دانمارک، کارگردان: توبیاس لیندهولم
شمشیرباز (The Fencer) محصول فنلاند، کارگردان: کلاوس هارو
موستانگ (Mustang) محصول فرانسه، کارگردان: دنیز غمزه ارگوون
هزارتوی دروغها (Labyrinth of Lies) محصول آلمان، کارگردان: جولیو ریچارلی
پسر شائول (Son of Saul)، محصول مجارستان، کارگردان: لاشلو نمس
زندهباد (Viva) محصول ایرلند، کارگردان: پدی براناخ
ذیب (Theeb) محصول اردن، کارگردان: ناجی ابو نوار
با این با به زعم برخی رسانهها، با توجه به فصل جوایز کارشناسان بخت فیلم «پسر شائول» به کارگردانی لاشلو نمس و محصول سینمای مجارستان بیش از سایر فیلمها تلقی میشود؛ درامی 107 دقیقهای که پخش کنندهاش «سونی کلاسیک» با لابی قدرتمندش است و اتفاقاً همین پخش کننده نقطه یکی از نقاط قوت این محصول سینمایی محسوب میشود.
سالها پیش برای نخستینبار وزارت فرهنگ و هنر وقت در سال ۱۳۵۶ فیلم «دایرهی مینا» ساختهی داریوش مهرجویی را به اسکار معرفی کرد و پس از آن فیلم «باد صبا» ساختهی آلبر لاموریس به عنوان نمایندهی ایران در سال 1357 راهی آکادمی اسکار شد.
سینمای ایران به مدت شانزده سال نمایندهای به اسکار معرفی نکرد تا سال ۱۳۷۳ که فیلم «زیر درختان زیتون» ساخته عباس کیارستمی، سال ۱۳۷۴ «بادکنک سفید» به کارگردانی جعفر پناهی، سال 1375 فیلم معرفی نشد، 1376 «گبه» محسن مخملباف، 1377 «بچههای آسمان» مجید مجیدی (جزو نامزدها قرار گرفت)، 1378 «رنگ خدا» مجید مجیدی، 1379 «زمانی برای مستی اسبها» بهمن قبادی، 1380 «باران» مجید مجیدی، 1381 «من ترانه ۱۵ سال دارم» رسول صدرعاملی، 1382 «نفس عمیق» پرویز شهبازی، 1383 «لاکپشتها هم پرواز میکنند» بهمن قبادی، 1384 «خیلی دور خیلی نزدیک» رضا میرکریمی، 1385 «کافه ترانزیت»، 1386 «میم مثل مادر» رسول ملاقلیپور، 1387 «آواز گنجشکها» مجید مجیدی، 1388 «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی، سال 1389 «بدرود بغداد» مهدی نادری، سال 1390 «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، سال 1391 «یه حبه قند» رضا میرکریمی (به علت تحریم معرفی نشد) و سال 1392 «گذشته» اصغر فرهادی به عنوان نماینده سینمای ایران به اسکار معرفی شدند.
فیلم «محمد» به عنوان نماینده ایران در سال 1394 میتوانست حتی در بخش اصلی جایزه اسکار -لااقل در لیست 9 فیلم معرفی شده- حضور داشته باشد اما مشروط به توجه ویژه سازندگانش به سه شرط:
نخست؛ سپردن نگارش نسخه نهایی فیلمنامه به فیلمنامهنویسان مطرح جهان و در عین حال نظارت تخصصی برای حفظ ضوابط شرعی و تاریخی در نگارش فیلمنامه همزمان با نگاه تخصصی و حرفهای تر در نگارش فیلمنامه که منجر به شکل گیری داستانی روانتر و ریتیمی بهتر میشد
دوم؛ استفاده چشمگیر از کستینگ بینالمللی که باعث میشد صرفه و اهمیت اقتصادیِ توجه به فیلم «محمد» برای برگزارکنندگان جشنوارههای و جوایز بین المللی -حتی کن و برلین- بیشتر شود، چرا که مباحث اقتصادی نظیر حضور وسیعتر اسپانسرها در این جشنوارهها که ارتباط مستقیمی با حجم و کیفیت حضور ستارههای جهانی روی فرش قرمز این جشنوارهها دارد.
علاوه بر همه اینها، طیف وسیعی -بخوانید طی میلیاردی- از مخاطب جهانی هریک از فیلمهای ستارههای سینمای آمریکا را تماشا میکند و به استفاده از آنها، به سادگی گستره مخاطبان این فیلم حتی در کشورهای نظیر چین و تمام اروپا و سراسر قاره آمریکا خارج از حد تصور میشد. در این میان اینکه مطرح شود با توجه به سوابق بازیگری برخی از این بازیگران چنین امکانی نبود، خلاف منطق است، چرا که آنتونی کوئین بازیگری نبود که لزوماً نقشها مثبت بازی کند اما در نقش عموی پیامبر بازی موثر و ماندگاری داشت و هیچ ثلمهای نیز وارد نشد.
سوم؛ استفاده از یک پخشکننده بینالمللی شناخته شده به عنوان آخرین راهکار و یکی از مهمترین بخشهای زنجیره جهانی شدن یک اثر میتوانست مورد توجه ویژهای قرار گیرد. مجموعه کمپانی سونی در دو دهه اخیر نقش بسیار موثری داشته و ای کاش حتی از طرق غیرمعمول نظیر ارائه تضمینهای مالی به این کمپانی یا نظایر این کمپانی، زمینه اکران جهانی و به خصوص اکران این فیلم در آمریکای شمالی فراهم میشد. طبیعتاً وقتی فیلم به قدر کفایت دیده نشده و اعضای آکادمی این فیلم را ندیدهاند، نمیتوان انتظار داشت فیلم به لیست نهایی راه یابد.
با این همه، حتی اگر به فیلم «محمد» نقدهایی وارد باشد، این فیلم به راحتی میتوانست برنده جوایز متعدد برای سایر بخشها به ویژه در بخش فیلمبرداری باشد که ویتوریو استرارو برنده سه جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری برای «اینک آخرالزمان»، «آخرین پادشاه» و «سرخها» و برنده صدها جایزه دیگر، مسئولیتش را برعهده داشته است.
استرارو یکی از درخشانترین فیلمبرداریها را در استانداردی بالاتر از سطح معمول آثار بینالمللی برای فیلم «محمد» به ثبت رسانده بود و به همین دلیل انتظار میرفت این فیلم در این بخش بتواند در جشنوارههای مختلف خوش بدرخشد اما ظاهراً درباره بایکوت این فیلم صرفاً نقش سناریو، پخش کننده و عدم انتخاب بازیگران بینالمللی مطرح نیست و اساساً حضور درخشان چهرههای بین المللی در سایر بخشها که در این اثر کاملاً مشهود است نیز نادیده گرفته شده است.
در واقع نمیتوان این حقیقت تلخ را نادیده گرفت که اگر انتخاب شدن به عنوان نامزد یا برنده اسکار و سایر جوایز سینمایی صرفاً یک انتخابِ «فنی» درون صنفی میان اعضای آکادمی نیست و بسیاری از ملاحظات دیگر نیز در نظر گرفته میشود که ظاهراً این ملاحظات درباره فیلم «محمد» به طور ویژه مدنظر گرفته است!
به نام خدا
اگر توسط آکادمی اسکار پذیرفته میشد، عجیب بود. اینکه کاملا مشخص است که کن و برلین و اسکار و امثالشان کاملا سیاسی و ضد مذهبی و شیطانی هستند، وقتی فیلم جدایی اسکار میگیره ولی فیلم پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حتی جزو 9 نامزد قرار نمیگیره مشخص هست که چه افکاری بر اسکار سیطره دارند.
۳/بهمن/۹۶, ۱۵:۴۴
به بهانه اکران در شبکه رسانه های تصویری نقدی بر فیلم مجیدی!
با دیدنش در همان ابتدا ناخواسته مقایسه ای با فیلم الرساله عقاد (همانی که در این دو سه دهه اخیر به هر مناسبتی نشانمان داده اند) در ذهنت به وجود می آید. حمزه مجیدی را که میبینی ناخودآگاه دلت برای آنتونی کوئین تنگ می شود و آن هیبتش. وقتی اولین نواهای موسیقی پرحجم و زیبای ای.آر رحمان را می شنوی، ناچاراً به یاد موسیقی یگانه موریس ژار خواهی افتاد. و معلوم است برنده این مقایسه ها کدامین است!!! ولی میخواهم از جنبه دیگر نگاه کنم و بگویم فرض کنید، از ابتدا این اثر مجیدی بود که بارها و بارها پخش می شد و ما با فیلم او بزرگ می شدیم و امروز برای اولین بار الرساله را میدیدم... مطمئن باشید عصبانیت از الرساله اتفاق مشترکی بود که برای مان رخ می داد. علاقه امروز ما به الرساله اصیل نیست. تنها به خاطر هنر اثر نیست، بلکه حتماً نوستالژی نقش عمده ای در این حس دارد. مطمئن باشید آن زمان با دلخوری می پرسیدیم آیا پیامبر که مظهر رحمانیت الهی بود، به تشنگان، آن هم در زمان نوشیدن آب تیر می انداخت؟؟؟!!!
بازگردیم به خود فیلم: فیلم محمد سکانس به سکانسش حرف دارد. از همان ابتدا با شعب شروع می شود. داستانی که به شدت به زندگی امروزمان آمیخته شده و براحتی می توانیم فضا را درک کنیم.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم جایگاه والای ابوطالب است. همو که بدخواهان بسیار سعی کرده اند در نشان دادن شرک او؛ می بینیم کار حمایت از پیامبر را تا جایی جلو میبرد که ابو سفیان می گوید: تا زمانی که ابوطالب هست، به محمد نمی توان آسیب زد.
قرار نیست نقد حتماً ارزش گذار هم باشد. قضاوت با شما باشد بهتر است. فیلم روایت و ساختار داستانی ندارد. لذا به لحاظ کلاسیک نمی توان گفت فیلم سینمایی، بلکه اگر بگوییم کلیپ بلند محمد رسول الله شاید مناسب تر باشد. حالا خود این مقوله خوب است یا خیر، با شما.!!!
سراسر فیلم با شعر و نقاشی مواجه ایم. نقاشی های که بعضاً یاد استاد فرشچیان می افتیم. از اتفاق های کودکی پیامبر گرفته تا سکانس های خوش آب و رنگ یثرب...
شاهد چندین داستان کوتاه هستیم. داستان ساموئل که آنچنان پخته نبوده و همچون طرحی اولیه به نظر میرسد، داستان حلیمه که تا حدی من را یاد اتفاق های خوب بچه های آسمان و آواز گنجشک ها انداخت.
ارائه تصویر هنرمندانه و هوشمندانه از امیرالمومنین علی (علیه السلام) یکی از نقاط قوت فیلم بود. با اینکه به لحاظ داستانی میتوانست نشانی از ایشان در فیلم نباشد، ولی با ارائه یک دیالوگ از ابوطالب کلیت حضور حضرت علی روشن می شود: علی جان محمد تنها نماند.
تک تک صحنه را می توان بررسی موردی کرد و مطمئن باشید هر سکانس سخنی دارد. از شلاق خوردن آن برده، تا برخورد شاعرانه لباس پیامبر با قاصدک، تا سیب افتادن در دست پیامبر و نه کندن آن، تا احترام پیامبر به ادیان دیگر (بر خلاف بسیاری از پیروانش) در آنجا که برای ورود به دیر پابرهنه شدند و تا های دیگر افسوس که مجال نیست. یکی از مهمترین سوالاتی که برای مخاطبین خارجی پیش خواهد آمد این است که این آدم ها واقعاً پیروان این محمد هستند؟؟؟ چقدر فاصله است از این محمد تا مسلمین...
پ ن : اگر فکر میکنید که نوشته ام آشفته است، درست احساس کردید. ولی باید به من حق دهید. آخر فیلم آشفته ای را نقد کردم. البته این آشفتگی الزاماً ناپسند و مذموم نیست و نخواهد بود.
۱۷/بهمن/۹۶, ۱۰:۴۶
سلام
فیلم رو دیدم
صحنه های بسیار زیبایی داشت
خصوصا نورپردازی و رنگ پردازی و کنتراست رنگ ها فوق العاده بودند
اما مشکل اصلی این فیلم جذابیت کمش هست که شاید یک مخاطب عادی رو جذب نکنه
فیلم رو دیدم
صحنه های بسیار زیبایی داشت
خصوصا نورپردازی و رنگ پردازی و کنتراست رنگ ها فوق العاده بودند
اما مشکل اصلی این فیلم جذابیت کمش هست که شاید یک مخاطب عادی رو جذب نکنه