بگذارید بحث رو ادامه بدیم در حالی که همچنان منتظر پاسخ پرسش های دو پست قبلم هستم!
نقل قول:برادر گلم من این ارسال شما رو چند بار مطالعه کردم. جزئیاتش رو کاری ندارم ولی کلیتش
"خدایی وجود دارد................ اگر و فقط اگر................ اثباتی برای وجود خدا وجود دارد."
بدون تردید درسته. ما هم مشکلی با این بحث نداریم. قبلاً تاپیک اثبات وجود خدا رو داشتیم.
آفرین... بازم اشتباه گفتی!!!
من گفتم: "خدا وجود دارد" <=> "اثباتی برای وجود خدا
حاضر است"
یعنی مدعیان وجود خدا دلیلی هم برای وجود خدا دارند. در غیر این صورت نتیجه می گیریم که خدا وجود ندارد.
کاربر سید ابراهیم هم در تایپک اثبات وجود خدا از نظام علّی بهره جسته؛ ﭘﻴﺶ ﻓﺮﺿﯽ ﻓﻠﺴﻔﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮن ﺑﺎ دﻟﻴﻞ و ﺑﺮهان اﺛﺒﺎت ﻧﺸﺪﻩ. پس تا جایی که به بحث ما مربوطه اثبات ایشون همین الآن هم مردوده.
نقل قول:همسنگر گلم یه همچین فرمولی وجود نداره. تا جاییکه من سوادم قد میده یا بهتره بگم بین تمام فرمولهایی که خوندم (فیزیکی) فرمول مطلقی یادم نمیاد، که همه فرمول ها با تعیین پیش فرض مسئله از اون استخراج بشن.
منظور ایشون نظریه ای هست که گرانش (نسبیت عام انیشتین) رو با سه نیروی الکترومغناطیس و هسته ای قوی و ضعیف (مکانیک کوانتوم) یکپارچه کنه. نه این که یک فرمول یکتا برای تمام رویداد ها به دست بده.
کجا بودیم؟ آها...
اگر نسبیت عام درست باشه، حرکت نسبت به فضای سه بعدی مطلق با این ایده که چارچوب مرجع مطلقی وجود نداره جایگزین می شه. بنابراین حرکت هر چیز تنها با مقایسه اون با حرکت شی ثانی سنجیده می شه.
سکون هر چیز هم نسبت به حرکت شی ثانی سنجیده می شه.
قبل حالتیه که آنتروپی کمتری داره، یا جایی که ازش خاطره داریم (که تعریف دوم از تعریف اول منتج می شه)
بعد حالتیه که آنترپیش بیشتره، یا جایی که ازش خاطره نداریم (که تعریف دوم از تعریف اول منتج می شه)
می بینیم که سکون، حرکت، قبل و بعد تنها در حضور ماده تعریف می شن. اگر ماده نباشه، حرکتی نیست؛ چه این حرکت پیدایش باشه. بنابراین جهان به وجود نمی آید. در واقع پیدایش جهان (یا زمان با جهان) نیاز به زمانی داره (یک t0)، که قبل از این که زمان وجود داشته باشه، وجود داشته باشه (و البته زمانی که زمان درش وجود داشته باشه (یک t1)) که اجتماع نقیضین هست.
در نسبیت عام مفهومی داریم به اسم فضا زمان که اشیاء درش به حرکت در می آن. این فضا زمان در نقاطی به اسم نقاط تکینگی تعریف نشده ست. مثل یک برگ کاغذ دو بعدی که در همه ی فضای سه بعدی اطراف وجود نداره؛ توی یک فضای مستطیلی چند سانتی متر در چند سانتی متر هست. بنابراین تمام طرح ها هم در همون محدوده کاغذ وجود خواهند داشت. در جای دیگه، کاغذی نداریم و بنابراین طرحی هم درش نداریم. بیگ بنگ هم نقطه تکینگی هست که فضازمان درش تعریف نشده. بنابراین پدیده ای نداریم. این به این معنی نیست که ماده وجود نداره، بلکه به خاطر عدم تعریف فضازمان، پدیده های مادی نیستن و جهان در بیگ بنگ به شهود در نمی آد.
خب، فرق دو تا تئوری مشخص شد:
بنده عرض کردم ماده ای وجود داره که پدیده هایی عرضه می کنه که از طریق فضازمان به شهود در می آن که طبق نسبیت عام نقاط تعریف نشده داره و نقاط تعریف شده.
و تئوری مسلمانان هم که جهان یه روزی نبوده یه روزی بوده و ... که تو پست خودشون هست
البته تئوری های رد نشده اثبات نشده دیگه ای هم هست که من اینو ترجیح می دم.
دو سوال مطرح می شه:
اول این که رفتار ماده در تکینگی چه طور درک می شه؟ جواب کوتاهش اینه که چون ذهن انسان پدیده ها رو از دو تونل فضا و زمان درک می کنه، به درک شهودی در نمی آد. زبانی که برای توصیف همین پدیده ها ساخته شده هم چندان به کار نمی آد.
دوم این که چرا تضاد در پدیده ها هست. مثلا چرا میز میزه و صندلی صندلی و هر دو یک چیز نیستن. جواب کوتاهش اینه که این گونه بودن هر پدیده ذاتی هر پدیده ست. بنابراین نمی تونه که چیز دیگری باشه. مثل عدد 3 که بین 1 و 2 بودنش ذاتی عدد 3 هست و اگر بین یک و دو نباشه دیگه عدد سه نیست، بلکه چیزیست غیر از اون. پس همون طور که 3 نمی تونه 4 باشه، میز هم نمی تونه صندلی باشه؛ باید میز باشه.
مدتی منتظر پاسخ شروع کننده تاپیک می مونم، در غیر این صورت مایلم برم سر مبحث بعدی و من بپرسم...