(۱۴/آبان/۹۲ ۱۴:۰۶)MaSTaNeH نوشته است: [ -> ]البته به سوال خانم آتوسا پاسخی داده نشده!
پاسخ که داده شده است:
(۱۱/آبان/۹۲ ۱۴:۰۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]مفهوم کلام حصرت فاطمه این است که در شرایط طبیعی و معمول هر قدر زنان در معرض دید نامحرمان نباشند برایشان بهتر است مگر در موارد ضرورت و در آن صورت هم با حجاب کامل حضورشان برای مواردی که لازم است و با رعایت موازین شرعی در سخن گویی و ارتباط با نامحرم مشکلی ندارد که هیچ ای بسا گاهی لازم هم بشود!
منطق استدلال ارسال کننده ی مطلب بالا از پایه باطل است
وقتی به طور مثال روایت داریم که بهتر است انسان کمتر سخن بگوید آیا معنای این کلام این است که پس نباید سخن بگوید؟
بدیهی است به همان میزان که این برداشت از روایات بدین مضمون مصحک و ساده اندیشانه است این که ما از کلام حضرت فاطمه که می فرمایند بهتر است که زنان در معرض دید نامحرمان نباشند برداشت کنیم که یعنی نباید هیچگاه در معرض دید نامحرم بود مضحک و ساده اندیشانه است
(۱۴/آبان/۹۲ ۱۴:۰۶)MaSTaNeH نوشته است: [ -> ]به احتمال زیاد این حدیث صحیح نیست و یا در بهترین حالت میشه گفت برای شرایط خاص بوده!
جدیث کاملاً صحیح است و موارد مشابه این حدیث هم ما بسیار داریم
به طور مثال در وصیت نامه امیرالمومنین به امام حسن (نامه 31 نهج البلاغه)
وَاكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِكَ اِيّاهُنَّ، فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ
با پوششى كه بر آنان قرار مى دهى ديده آنان را از ديدن مردمان بازدار، زيرا سختى حجابْ آنان را
اَبْقى عَلَيْهِنَّ، وَ لَيْسَ خُرُوجُهُنَّ بِاَشَدَّ مِنْ اِدْخالِكَ مَنْ لايُوثَقُ بِهِ
پاك تر نگاه مى دارد، و بيرون رفتن زنان از خانه بدتر از اين نيست كه افراد غيرمطمئن را بر آنان
عَلَيْهِنَّ، وَ اِنِ اسْتَطَعْتَ اَنْ لايَعْرِفْنَ غَيْرَكَ فَافْعَلْ. وَ لاتُمَلِّكِ الْمَرْاَةَ
درآورى،
و اگر بتوانى چنان كن كه غير تو را نشناسند. امورى كه درخور
مِنْ اَمْرِها ما جاوَزَ نَفْسَها، فَاِنَّ الْمَرْاَةَ رَيْحانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمانَة.
توان زنان نيست به دستشان مسپار، زيرا زن گلى است ظريف نه خادم و كارپرداز.
وَ لاتَعْدُ بِكَرامَتِها نَفْسَها، وَ لاتُطْمِعْها فى اَنْ تَشْفَعَ لِغَيْرِها. وَ اِيّاكَ
احترامش را در حدّ خودش مراعات كن، و او را به طمع ميانجى گرى در حق غير مينداز.
آنجا كه
وَ التَّغايُرَ فى غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَة، فَاِنَّ ذلِكَ يَدْعُو الصَّحيحَةَ اِلَى
جاى غيرت نيست از غيرت بپرهيز، چرا كه اين روش افراطى سالم را به
السَّقَمِ، وَ الْبَريئَةَ اِلَى الرَّيْبِ.
بيمارى، و پاكدامن را به آلودگى دچار مى كند.
موارد متعدد دیگر هم هست در تأیید همین مطلب
(۱۴/آبان/۹۲ ۱۴:۰۶)MaSTaNeH نوشته است: [ -> ]بنابر سیره خود حضرت که شنبه ها به زیارت شهدای جنگ احد میرفتند , حضور در بین مردم و ایراد اون خطبه معروف و ماجرای س ی ل ی خوردنشون و .... نشون میده که حضرت نمیتونستن چنین حدیثی نقل کرده باشن!
حضرت فقط زمانی خطبه ایراد می کنند در بین مردم که اصطرار است و کسی جز ایشان نمی تواند آن نقش را ایفا کند!!!!!!
در زیارت قبر هم که اصلاً اختلاطی با نامحرم نداشته اند
بسیار به جا است که اینجا همه ی دوستان به این نکات پیرامون خطبه فدک توجه فرمایند تا تبیین شود که حضرت تحت چه شرایطی در بین مردان ظاهر شدند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:
«رُوِی عَبْدُاللّهِ بنِ حَسَن بِاِسْنادِهِ عَنْ آبائِه لَمّا أَجْمَعَ - اَبُوبَكْرٍ وَ عُمَرٍ عَلی مَنْعِ فاطِمَةَ فَدَكاً وَ بَلَغَها ذلِكَ»
عبدالله بن حسن مثنی از پدران بزرگوارش روايت می كند: زمانی كه ابوبكر و عمر تصميم گرفتند كه مانع رسيدن فدك به حضرت زهرا علیهاالسلام شوند، اين خبر كه به حضرت زهرا علیهاالسلام رسيد،
«لاثَتْ خِمارَها عَلی رَأْسِها»
لاث به معنی پيچيدن است. در آيۀ شريفه هم آمده است: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُيُوبِهِنَّ» «روسری هايشان را طوری روی سر بيندازند كه سينه را بپوشاند».
حضرت زهرا علیهاالسلام برخاستند و خمار را بستند. از لفظ خمار هم معلوم می شود كه حضرت طوری آن روسری را به كار برده بودند كه روی گردن و سينه ايشان پوشيده شده بود.
«وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِها»
جلباب نوعی پوشش سراسری بوده كه روی لباس ها می پوشيده اند؛ چيزی شبيه عبای امروز يا پيراهن بلند عربی.
حضرت آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افكندند كه محيط بر تمام بدن ايشان بود.
«وَ أَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ (يا لمةٍ) مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَوْمِها»
حضرت زهرا علیهاالسلام همراه با گروهی كه به اصطلاح همسن يا هماهنگ يا از ياران و اعوان و خويشاوندان ايشان بودند حركت كردند.
تا اينجا يكی از مسائل قابل توجه، مسئلۀ پوشش حضرت است.
ايشان برای وارد شدن در مسجد كه مردان در آنجا حضور داشتند، این گونه خودشان را از نظر پوشش آماده كردند.
نكتۀ ديگر، توجه به جماعتی است كه آن حضرت را در حركت به سمت مسجد همراهی كردند.
احتمال زياد دارد كه منظور همراهان از اين كار ياری حضرت زهرا علیهاالسلام باشد؛ همان طور كه امروز اگر كسی برای حضور در مجلس احتجاج حركت كند، گروهی از همفكرانش نيز او را همراهی می كنند. پس در اين اقدام حضرت دو احتمال وجود دارد: اوّل آنكه شخصيت ظاهری ايشان محفوظ بماند،
دوّم اينكه پيكرۀ ظاهری حضرت هم در بين مردها نمايان نشود و در ميان گروه زنان پوشيده بماند.
«تَطَاُ ذُيُولَها»
حضرت در راه رفتن، پا روی پايين لباسش می گذاشت.
در اين جا به طور مسلّم منظور اين است كه لباس ايشان آنقدر بلند بود كه گاه زير پا قرار می گرفت زیرا در ادامه همین عبارت آمده است:
«ما تَخْرِمُ مِشْيَتُها مِشيَةَ رَسُولِ اللّه صلی الله... »
راه رفتن حضرت هيچ كم از راه رفتن پيامبر اكرم صلی الله... نداشت. مشية بر وزن فعله است که نوع و هيئت فعل را می رساند. يعنی روش راه رفتن حضرت هيچ از روش راه رفتن پدرشان كم نداشت و با همان عظمت و متانت و وقار رسول اكرم صلی الله... حركت می كرد و همۀ آنچه را كه شايستۀ يك زن است رعايت كرده بود.
« حَتّی دَخَلَتْ عَلی أَبی بَكْرٍ وَ هُوَ فی حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الأنْصارِ وَ غَيْرِهِمْ»
تا اين كه حضرت وارد مسجد شد و با ابوبکر روبرو گشت؛ در حالی كه گرداگرد او را جمع زيادی از مهاجرين و انصار و ديگر مسلمين گرفته بودند.
« فَنيطَتْ دُونَها مُلاَءةٌ»
سپس ميان حضرت و مردم پرده ای نصب شد. مُلاَءةٌ به معنای إزار يا پرده است؛ يعنی بين ايشان و آن مردها از مهاجرين و انصار كه گرداگرد ابی بكر جمع شده بودند، پرده ای آويخته می شود. حتی در برخی نسخه ها
«مُلاَءةٌ قِبطّيةٌ» آمده است؛ يعنی حتی جنس پرده را كه مصری بوده است مشخص كرده اند. همين كه حضرت وارد می شود دستور می دهند كه پرده ای بين ايشان و ديگران بياويزند. البته
از كلمۀ «فَجَلَست» كه در خطبه آمده، استفاده می شود كه قبل از نشستن حضرت، پرده را سريع می آويزند؛ يعنی همين كه خبردار می شوند دختر پيامبر در راه مسجد است يا به محض ورود ايشان محيط را آماده می كنند و اين پرده را نصب می كنند. اين خود از اموری است که برای حفظ حضرت از نگاه مردان و احترامی بوده كه به صورت سنّت درآمده است و امروزه نيز در مجالس مذهبی رعايت می شود.