تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خلقت یا پیدایش تصادفی؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۲۴/آبان/۹۲ ۱۹:۱۹)110 نوشته است: [ -> ]این یک تناقض و معمای معروف است اما زیاد پیچیده نیست! حتی فیزیکدان شهیر انگلیسی در دیدار با پاپ هم مطرح کرد:
هاوکینگ در دیدار با پاپ :

هاوکینگ : چه کسی دنیا را خلق کرده است؟ پاپ : خداوند هاوکینگ : چه کسی خدا را خلق کرده است؟ پاپ : خداوند نیازی به خلق کردن ندارد و از ابتدا بوده است. هاوکینگ : پس ما پذیرفته ایم که چیزی میتواند وجود داشته باشد بدون آنکه نیازی به خالق داشته باشد.حالا به سوال اول بازمیگردیم چه کسی دنیا را خلق کرده است؟


اما جوابش:

وقتی یک جسمی هستی می یابد به این معنیست که بگوییم در زمان t وجود نداشته و در زمان t+1 به واسطه ی یک علت بوجود آمده است!
حال وقتی شخص x می گویند خدا چگونه به وجود آمده؟ سوال او بدین معنیست که خدا در زمان t وجود نداشته و در زمان t+1 بر حسب چه اتفاق و علتی بوجود امده است!؟ اما به این توجه نکرده است که خود "زمان" آفریده ی خداست! یعنی کل این سوال از پایه غلطه چون اگر چیزی به عنوان زمان وجود نداشته باشه پس وقت تعیین کردن برای آفریده شدن خدا هم بی معنیه!

[u]در واقع اشکال جواب پاپ در اینه که گفت خداوند ازابتدا
* وجود داشته! یعنی پاپ اشاره ای به آفریدن زمان نکرده است و خدا رو مقید به زمان کرده. وقتی می گوید "از ابتدا.." یعنی یک جواب ناقص!
.
البته به همگی و خودم حق می دم که نتونیم خلق زمان توسط خدا رو درک کنیم! اما اگر خلق زمان توسط خدا را به عنوان گزاره ای در ذهن داشته باشیم اون وقته که می تونیم تصور کنیم خداوند نیاز به خالق نداره!
.
.
..( پ ن : این ها همه درک من از این مساله بود. اگر اساتید توضیح بهتری دارند و یا اشکالی در استدلال من می بینند توضیح بدهند)
به نظر شما درک این موضوع به وسیله بشر ممکنه؟Smile
زمانی که ما رو در دنیا محدود کرده آفریده خداست.پس در دنیایی که خدا در اون زندگی میکنه (در اسلام «عرش») چیزی به اسم زمان وجود نداره.اما با این حال اونجا هم زمان میگذره دیگه؟!حتی روایتی هست که میگه هر هزار سال زمینی برابر با یک روز عرشه!
البته این سوال (و سوالات دیگه ای درباره خدا) ذهن من رو درگیر کرده،اما با این حال میدونم که خیلی چیزها از قوه درک بشر خارجه.به عبارت دیگه بی خیال!Dodgy
لطفا دوستان دیگر هم در بحث شرکت کنن و نظرات خودشون رو بیان کنن
به نام خدا

موضوع خیلی ساده است نمیدونم چرا دانشمندان بزرگ هنوز سر این قضیه بحث میکنند،‌به طور خیلی خلاصه هرگاه یک کامپیوتر و یا حتی خیلی ساده تر یک سوزن توانست به خودی خود و بدون دخالت شعور یک موجود هوشمند به وجود بیاید آنگاه دنیایی به ااین عظمت و پیچیدگی هم میتواند به خودی خود پدید آید.

آیا میشود که یک سوزن حتی با گذشت میلیاردها و تیلیاردها سال، به خودی خود، بوجود بیاید ؟؟؟؟؟


در مورد اینکه چرا بشر نمیتواند خلقت جهان توسط خداوند متعال و وجود نامتناهی و نامحدود خداوند متعال را درک کند باز جواب خیلی ساده است. یک ربات یا هر وسیله هوشمند دیگری مانند کامپیتور حالا هر چقدر هم هوشمند و دارای هوش مصنوعی قوی باشد که توسط انسان ساخته شده به علت محدودیت ظرفیت هوشی بسیار بسیار پایینتر از انسانها، نمیتواند دنیای انسانها و روابط پیچیده آنها را درک کند. بشر هم نمیتواند با توجه به هوشی که خداوند در نهاد انسان قرار داده و محدودیتهای آن، وجود نامحدود و ابدی خداوند که فراتر از زمان و مکان است را درک کند و برای درک آن تنها راهی که وجود دارد ایمان و معنویت بسیار زیاد میباشد که برخی از بزرگان به آن رسیده اند .
(۲۵/آبان/۹۲ ۱۹:۱۶)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

موضوع خیلی ساده است نمیدونم چرا دانشمندان بزرگ هنوز سر این قضیه بحث میکنند،‌به طور خیلی خلاصه هرگاه یک کامپیوتر و یا حتی خیلی ساده تر یک سوزن توانست به خودی خود و بدون دخالت شعور یک موجود هوشمند به وجود بیاید آنگاه دنیایی به ااین عظمت و پیچیدگی هم میتواند به خودی خود پدید آید.

آیا میشود که یک سوزن حتی با گذشت میلیاردها و تیلیاردها سال، به خودی خود، بوجود بیاید ؟؟؟؟؟
اینقدر این دانشمندها رو احمق فرض نکنید! اتفاقا اونها هستند که می گن هیچ چیز ناگهانی بوجود نیومده! و معتقدند موجودات از شکل بسیار ساده بصورت پیچیده امروزی در اومدند! ولی برخی از خداپرستان (بیشتر یهودی ها و با دوز پایین تر برخی از مسلمون های کم اطلاع) می گن خدا بهویی انسان رو بوجود آورده! درصورتی که اصل ماجرا اینه:

(۲۴/آبان/۹۲ ۱۸:۲۳)yaserrad نوشته است: [ -> ] هیچ آیه ای به صراحت بیان نشده که انسان دفعتا خلقت یافته است *و همچنین بر خلاف عقاید یهود که اعتقاد دارند خداوند جهان را دفعتا خلق کرده و کنار کشیده و دیگر در امر خلقت دستش بسته است، اسلام و قرآن چنین اعتقادی را بر نمی تابد بلکه به ربوبیت به معنای خداوندی مستمر معتقد است.

*(مکارم شیرازی، ناصر و دیگران. تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1364.

مکارم شیرازی، ناصر. قرآن و آخرین پیامبر. تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1364)


اتفاقا نظریه تکامل یکی از زیبا ترین نظریات در توصیف خلقت هست! اما بی خدایان از این نظریه به همراه نظریه بیگ بنگ استفاده کردند برای توجیه و تبلیغ افکار خودشون و در واقع از این قضیه سوء استفاده کردند! و ما هم داریم در زمینی که اونها برامون مهیا کردند بازی می کنیم!
این قضیه هم مثل ماجرای گالیله است! که برخی خدا پرستان در مقابلش موضع گرفتند و بی خدایان ازش استفاده کردند اما بعد از سالیان سال این نظریه نه در مقابل عقاید خدا پرستان قرار گرفته و نه بی خدایان ازش سوء استفاده می کنند!
این گذر تاریخی هم خواهد گذشت و تکامل در آینده یکی از بدیهیات به حساب خواهد آمد و نه نقض عقاید خداپرستان خواهد بود و نه آتئیست ها بر روی آن موج سواری خواهند کرد!
(۲۵/آبان/۹۲ ۱۹:۳۱)110 نوشته است: [ -> ]اما بی خدایان از این نظریه به همراه نظریه بیگ بنگ استفاده کردند برای توجیه و تبلیغ افکار خودشون و در واقع از این قضیه سوء استفاده کردند! و ما هم داریم در زمینی که اونها برامون مهیا کردند بازی می کنیم!
این قضیه هم مثل ماجرای گالیله است! که برخی خدا پرستان در مقابلش موضع گرفتند و بی خدایان ازش استفاده کردند اما بعد از سالیان سال این نظریه نه در مقابل عقاید خدا پرستان قرار گرفته و نه بی خدایان ازش سوء استفاده می کنند!
این گذر تاریخی هم خواهد گذشت و تکامل در آینده یکی از بدیهیات به حساب خواهد آمد و نه نقض عقاید خداپرستان خواهد بود و نه آتئیست ها بر روی آن موج سواری خواهند کرد!




به نام خدا

متاسفانه خیلی از دانشمندان بزرگ امروز دنیا بی خدا و آتئیست میباشند و بخاطر همین اصرار دارند که خدایی وجود ندارد یا آنگونه که مذاهبی مانند اسلام میگویند نیست. ماجرای گالیله کاملا قضیش فرق داره و دوران جاهلیت در زمان کلیسا یا همان قرون وسطی و خرافات ناشی از افکار فاسد آن دوران که به نام دین و مذهب به خورد ملت میدادند دلیل نمیشود که هر نقدی را نسبت به برخی فرضیات و تئوریهای علمی که در حد تئوری میباشد و هیچگاه از بوته آزمایش عبور نکرده و ثابت نشده و در تناقض کامل با علوم مذهبی به خصوص اسلام میباشد را با جاهلیت دوران قرون وسطی مقایسه کرد. افرادی که در قرون وسطی به نام مذهب بر علیه گالیله اقدام کردند از قماش همان افرادی هستند که به نام وهابیت از مذهب اسلام سواستفاده میکنند ولی در جهل کامل هستند. در واقع کلیسا و مسیحیان قرون وسطی از نظر تفکرات همان وهابیهای امروزی میباشند.

اصلا میدانید مشکل کجاست ؟؟؟؟؟ مشکل اینجاست که اکثر دانشمندان میخواهند خدا را از طریق علم و مشاهدات فیزیکی ثابت کنند و چون نمیتوانند خیلی از آنها منکر وجود خداوند متعال میشوند. وجود و ذات پاک و عظیم خداوند بسیار فراتر از ابعاد دنیایی میباشد که ما در آن زندگی میکنیم و این طبیعی میباشد که نتوانیم از طریق مادی خداوند را درک کنیم چون فراتر از ابعاد دنیای ما میباشد و حواس ما فقط قادر به درک محیط فیزیکی اطراف خود میباشد و پدیده های به قول غربیها متافیزیک را نمیتواند درک کند یا توضیحی برای آنها بدهد چون حواس انسان در چهار چوب این دنیا ساخته شده و انسان فقط از طریق عقل و حضور قلب و ایمان میتواند به ابعاد دیگر جهان هستی که فرای این جهان میباشد، دست یابد که این هم کار پرهیزگاران میباشد حالا میخواهند دانشمند باشند یا اصلا بیسواد.
[تصویر: 13920620_1623956.jpg]
در منطق مادی‌ها و طبق منطق ديالكتيكی، تكامل يعنی پيچيده‌تر شدن، و لذا دوچرخه وقتی تبديل شد به موتورسيكلت،‌ می‌شود پيچيده‌تر، آنوقت كامل شده است. يا مثلاً فرض بفرمائيد مغز بوزينه يا همان ميمون‌هايی كه

داروين

ادعا می‌كرد بشر از نسل آنهاست، (همان نظريه نسخ شده‌ای كه بعداً خلافش ثابت شد) او مغزش تكامل پيدا كرده، يعنی پيچيده‌تر شده و شده است مغز انسان. تكامل در منطق ماركسيست‌ها و ديالكتيسين‌ها معنايش اين بود، يعنی پيچيده‌تر شدن. اما در منطق اسلامی، هر پيچيده‌تر شدنی كامل‌تر شدن نيست، برای اينكه مغز آن كسی كه سم مهلكی را پيدا می‌كند كه يك قطره‌ی آن می‌تواند هزار نفر انسان را از بين ببرد، يك مغز پيچيده هست اما او نه فقط انسان كاملی نيست بلكه انسان بسيار ناقصی است و او از حيوان هم پائين‌تر است، كما اينكه قرآن می‌گويد: «اولئك كالانعام بل هم اضل»(2) انسانهايی كه نور ايمان را نمی‌شناسند مثل حيواناتند بلكه گمراه‌تر از حيوانند.

پس تكامل در منطق اسلام فقط پيچيده‌تر شدن نيست، بلكه ذات حيوانی آنها تبديل شدن به ذات انسانی تكامل است.

ما كه الآن گروهی انسان هستيم دور هم نشستيم و صورتمان صورت انسانی است، اگر فكرمان عبارت باشد از خورد و خوراك و شهوات و پروردن جسم و اگر حركتمان فقط برای پيدا كردن نان و اين چيزها باشد، شخصيت، يك شخصيت حيوانی است، زيرا كه حيوان هم همينطور است.
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در درس تفسیر
متن کامل را از اینجا بخوانیدhttp://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17176
[تصویر: makarem-shirazi-300x244.jpg]
اسلام و نظریه تکامل و ثبوت در باب آفرینش سوال

:آیا قرآن و نهج البلاغه نظریه تکامل در باره خلقت و آفرینش انسان را تأئید می نمایند؟
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی : [b]آنچه بر محافل علمى امروز حاکم است بیشتر نظریه «تکامل انواع» است. طرفداران آن معتقدند که انواع موجودات زنده در آغاز به شکل کنونى نبوده اند بلکه در آغاز موجودات تک سلولى در آب اقیانوسها و در لابه لاى لجنهاى اعماق دریا با یک جهش پیدا شده و تدریجاً تکامل یافته اند و از نوعى به نوع دیگر تغییر شکل داده اند و از دریا به صحرا و هوا منتقل شده اند انسان را نیز از این معنا مستثنى نمى دانند و معتقدند انسانهاى امروز تکامل یافته از «میمونهاى انسان نما» هستند و آنها نیز از انواع پست تر به وجود آمده اند[/b]
طرفداران این فرضیّه نیز به شاخه هاى مختلفى تقسیم شده اند مانند پیروان «لامارک» و «داروین» و

«داروینست هاى جدید» و طرفداران «موتاسیون» (جهش) و غیر آنها هر کدام دلایلى براى تأیید نظریه خود اقامه کرده اند
.
در برابر این گروه ها، طرفداران ثبوت انواع اند که مى گویند انواع جانداران، هر کدام جداگانه از آغاز به صورت کنونى ظاهر شده اند آنها در نقد دلایل فرضیّه تحوّل و تکامل، دلایلى نیز اقامه کرده اند که بحث از همه آنها در خور کتاب مستقل و جداگانه اى است آنچه لازم است در این جا به آن اشاره شود چند موضوع است که ذیلا به طور فشرده مى آوریم
1ـ از «قرآن مجید» و همچنین خطبه هاى «نهج البلاغه» مسأله ثبوت انواع، حدّاقل در مورد انسان استفاده مى شود، ولى در مورد سایر انواع موجودات تصریحات خاصى دیده نمى شود. هر چند بعضى از طرفداران فرضیه تحوّل به طور عام که انسان را نیز شامل مى شود اصرار دارند که آیات قرآن و تعبیرات نهج البلاغه را به طورى توجیه کنند که با نظریه تحوّل و تکامل بسازد و حتّى این آیات و خطبه ها را دلیلى بر مدّعاى خود شمرده اند
.
ولى هر ناظر بى طرف مى داند که این ادّعا جز با تکلّفات بعید امکان پذیر نیست
.
2
ـ مسأله تکامل یا ثبوت انواع مسأله اى نیست که بتوان با آزمایش و دلایل حسّى و عقلى اثبات کرد چرا که ریشه هاى آن در میلیونها سال قبل نهفته شده، بنابراین آنچه طرفداران یا مخالفان آن مى گویند همه شکل فرضیه دارد و دلایل آنها بیش از یک سلسله دلایل ظنّى نیست، بنابراین هرگز نمى توان گفت آیات خلقت انسان و عبارات نهج البلاغه با گفته هاى آنها نفى مى شود
به تعبیری دیگر: علوم در این گونه فرضیّات راه خود را طی می کنند بی آنکه بتوانند لطمه ای به باورهایی مذهبی بزنند لذا فرضیّات علمی دائماً در حال تغییر و تحولّند و ای بسا فردا، قراین تازه ای کشف بشود و فرضیّه ی ثبوت انواع، طرفداران بسیار زیادتری پیدا کند. مثلاً در این اواخر در مطبوعات، این خبر به چشم می خورد که جمجمه هایی از انسانهای مربوط به حدود 2 (دو) میلیون سال قبل پیدا شده که با انسان امروزی فرق چندانی ندارد و این مطلب پایه های فرضیّه تکامل را به لرزه در آورد چرا که آنها معتقدند انسانهایی که در چند صد هزار سال قبل می زیتسته اند هر گز به صورت انسانهایی کنون نبوده اند. از این سخن به خوبى مى توان نتیجه گرفت که این فرضیه ها تا چه حد ناپایدار است و در پرتو اکتشافات جدید ممکن است متزلزل شود ولى در علوم طبیعى چون راهى جز این نیست به عنوان یک اصل روى آنها تکیه مى شود تا فرضیّه جدیدى به میدان بیاید
.
خلاصه این که حساب فرضیه ها از مسائل قطعى علوم جداست، مسائل قطعى علوم مانند ترکیب «آب» از «اکسیژن» و «ئیدروژن»، امور حسّى و آزمایشگاهى هستند و با دلایل قطعى قابل اثبات مى باشند، ولى فرضیه ها «حدسیّاتى» مى باشند که با یک سلسله قراین ظنّى تأیید مى شوند و تا قراین مخالفى به دست نیامده، در علوم، مورد قبول مى باشند بى آن که کسى ادّعاى قطعیّت آنها را بکند.(1)(2 )

(1).
[/b]براى توضیح بیشتر در این زمینه به کتاب «داروینیسم و آخرین فرضیه هاى تکامل» مراجعه فرمایید. فشرده آن نیز در تفسیر نمونه، ج 11، ذیل آیات 26 تا 44 سوره حجر آمده است





.
(2). [b]پیام امام علی (علیه السلام) ، جلد 1، ص 178 منبع:http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&mid=246194&catid=23146&start=1&PageIndex=0
(۲۵/آبان/۹۲ ۱۹:۱۶)عدالت نوشته است: [ -> ]به نام خدا

موضوع خیلی ساده است نمیدونم چرا دانشمندان بزرگ هنوز سر این قضیه بحث میکنند،‌به طور خیلی خلاصه هرگاه یک کامپیوتر و یا حتی خیلی ساده تر یک سوزن توانست به خودی خود و بدون دخالت شعور یک موجود هوشمند به وجود بیاید آنگاه دنیایی به ااین عظمت و پیچیدگی هم میتواند به خودی خود پدید آید.

آیا میشود که یک سوزن حتی با گذشت میلیاردها و تیلیاردها سال، به خودی خود، بوجود بیاید ؟؟؟؟؟


در مورد اینکه چرا بشر نمیتواند خلقت جهان توسط خداوند متعال و وجود نامتناهی و نامحدود خداوند متعال را درک کند باز جواب خیلی ساده است. یک ربات یا هر وسیله هوشمند دیگری مانند کامپیتور حالا هر چقدر هم هوشمند و دارای هوش مصنوعی قوی باشد که توسط انسان ساخته شده به علت محدودیت ظرفیت هوشی بسیار بسیار پایینتر از انسانها، نمیتواند دنیای انسانها و روابط پیچیده آنها را درک کند. بشر هم نمیتواند با توجه به هوشی که خداوند در نهاد انسان قرار داده و محدودیتهای آن، وجود نامحدود و ابدی خداوند که فراتر از زمان و مکان است را درک کند و برای درک آن تنها راهی که وجود دارد ایمان و معنویت بسیار زیاد میباشد که برخی از بزرگان به آن رسیده اند .
به نظر شما این همه دانشمند توی دنیا نمیتونن جواب این سوال رو پیدا کنند؟؟یکدفعه شما جوابش رو دادید؟؟!
خیلی از دوستان هنوز اصلا درست قضیه فرگشت رو متوجه نشدند!
فرگشت امروزه یک اصل در اومده و تمام دانشمندان دنیا اون رو قبول دارند!!چونکه تا الان هرچی فسیل پیدا کردند اثباتی بر
درستی فرگشت بوده!!هنوز حتی یک فسیل پیدا نشده که بتونه این قضیه رو نقض کنه!!!
بزرگترین موسسات علمی دنیا به کسی که بتونه فرگشت رو رد یا نقض کنه جایزه میدن!!حتی جایزه علمی نوبل رو بهش میدن!
اگه فک میکنید میتونید ردش کنید برید جایزه نوبل رو ببرید!
یا حتی اگر بتونید حتی یک مورد از موارد ماوراطبیعه رو ثابت کنید یا یک مورد خلاف علم رو ثابت کنید اقای جیمز رندی به شما جایز 1 میلیون جایزه میده!
اینم سایتش http://www.randi.org/site همه افراد رو به چالش علمی دعوت کرده!
بسم الله...برید!
فرگشت در اصل مثل این هست که ما به آهستگی از پایین یک کوه حرکت کنیم و به آرامی به نوک قله برسیم!
این نیست که امروز میمون بودیم فردا بیدار شدیم تبدیل به آدم شدیم!!
این همه تفاوت در نوع ژنتیک و دی ان ای نسلهای مختلف انسانها چه توضیحی میتونه داشته باشه؟؟(اگر همه انسانها از نسل 2نفر هستند،پس چرا این همه تفاوت بینشون وجود داره،چرا یکی سیاه،یکی سفید،یکی زرد،یکی سرخ و...!)

امروز دانشمندها میتونن از یک سلول!!فقط تک سلول موجود جدیدی بسازن!!!(ساختن انسان از نطفه کلا یه بحث دیگه هستش)
دوستانی که میگن نمیشه یه چیز رو همینجوری تبدیل به یه چیز دیگه کرد تا حالا فک کردید الماس چطور به وجود میاد؟؟
کربون در اثر فشار و گرما تبدیل به الماس میشه!!!که هیچگونه شباهتی به ماده قبلی خودش یعنی کربون نداره!!!
پس امکانش هست که از یک سلول یه موجود دیگه هم به وجود بیاد!
من هیچ وقت خدا رو رد نکردم!!ولی اینکه همه انسانها از 2نفر به وجود آومده باشند با عقل جور در نمیاد!!هر جور که فکرش رو میکنم جور در نمیاد...
خیلی از شما هنوز اطلاعات کافی در مورد نحوه فرگشت ندارید!بهتون پیشنهاد میکنم اول چندتا مستند و یا کتاب در این مورد بخونید...چندتا فسیل ببینید...شاید یه چیزایی دستگیرتون بشه!!
انسان هم راه خیلی درازی رو طی کرده تا به اینی که الان هست رسیده
اصلا من نمیدونم چرا بعضی اصرار دارند اسلام رو در برابر بعضی چیز ها از قبیل تکامل یا یوفو یا هر چیز دیگه ای قرار بدند؟
نظریه تکامل میگه که انسان ها و میمون های انسان نما و بوزینه ها از یک نسل اند.
من به این نظریه معتقدم،اما انسانی که با بوزینه از یک نسله،انسانی نیست که از نسل حضرت آدمه!اگه به دقت قرآن رو بخونید میفهمید که قبل از انسان موجوداتی شبیه انسان روی زمین بودند که عقل و فهم محدودی داشتند ولی چیزی که نداشتند روح الهی بوده!
وقتی که خدا حضرت آدم رو خلق میکنه فرشته ها چی میگن؟میگن خدایا اینها که الان دارن روی زمین خون ریزی و فساد میکنن!بیا یه موجودی عین ما خلق کن که همیشه تو رو بپرسته.اما خدا میگه که من از روح خودم توی این دمیدم و الخ
چیزی که بعضی ها درک نکردند،تفاوت بین انسان امروزی و انسان ابوالبشره.
امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید!
یا علی مدد
[تصویر: 63192909307000958065.jpg]
اسلام و فرضیه داروین[/font]
پرسش:
پاسخ اسلام به نظریه داروین چیست؟
پاسخ:
اولاً آنچه داروین گفته است که اصل انسان از میمون است تنها در حد یک فرضیه بود که از نظر علم مردود شناخته شده است.
و علوم در این جهت سیر کرده است که تغییرات اساسی در جانداران به صورت جهشی بوده است پس دیگر مسئله تغییرات بسیار کند و تدریجی مطرح نیست، و اگر آنچه که در کتب مذهبی آمده است بر این نکته صراحت هم داشته باشد که آدمِ اول، مستقیماً از خاک خلق شده است، باز به شکلی بیان شده است که ملازم با نوعی فعل و انفعال در طبیعت بوده است.
ثانیاً فرض کنیم که فرضیة داروین، از فرضیه بودن خارج و از نظر علوم قطعی شود باز هم هیچ گونه منافاتی با آنچه در کتب مذهبی و مخصوصاً قرآن آمده است، نخواهد داشت. زیرا قرآن مجید در مورد چگونگی خلقت حضرت آدم (علیه السلام) تصریحی ندارد بلکه در بیان داستان خلقت آنچه مطرح است توجه دادن به مقام معنوی انسان، امتناع ابلیس از کرنش و داستان خروج از بهشت و کلاً قضایای بعد از خلقت است.
برای یک نفر معتقد به خدا و قرآن کاملاً ممکن است که ایمان خود به خدا را حفظ کند و در عین حال داستان کیفیت خلقت آدم را به نحوی توجیه نماید. پس بنابراین فرضیة داروین بر فرض اینکه روزی قطعی هم بشود باز هم هیچ منافاتی با عقیده به خدا و ایمان مذهبی ندارد. [1]

[font=B Mitra]
[1] کتاب علل گرایش به مادیگری استاد شهید مطهری.
http://www.mortezamotahari.com/fa/questi...ionID=7429
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع