تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (::::) فصل اول: قبل از ازدواج (ویژه بانوان)(::::)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۱۸/دی/۹۲ ۱۹:۵۷)بیداری12 نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم


بعضی صحبت ها رو خوندم. خیلی خوبه همه دغدغه ازدواج جوون هارو دارند.
توی کلاس ما( حوزه خواهران) الان فقط یک دختر مجرد داریم ولی سه تا مطلقه داریم. یکیشون شوهرش دست به زن داشته و شراب خوار و... و دوتای دیگه شوهرشان معتاد. تازه تو کلاس های دیگه هم همین طور مطلقه هست.
توی این فکر بودم آیا کار درستیه بیام از طریق حوزه ها که مرجع مطمئنی می تونند باشند، دخترها و پسرهای مجرد یا اصلا مطلقه رو به هم معرفی کنیم؟!
به طور خلاصه میگم مثلا این دوست مجرد من خوانواده ساده و مذهبی ای داره ولی توان مالی پایینی دارند. روحیاتش هم کاملا مذهبی و مومنانه است. حالا چرا باید سن ازدواج این دختر ارزشی و پاک بالا بره به خاطر ...؟!


دیدم که پسرهای این سایت که ظاهرا نشون میدن مذهبی و مومن هستند می گن کو ازدواج ؟!
پیشنهاد بنده اینه که مثلا هرکی قصد ازدواج داره شرایطشو بگه و این که چه چیزی براش اهمیت داره. بعد کاربرای طلبه از طریق حوزه اقدام به معرفی کیس مناسب کنند.
این که گفتم فقط کاربرای طلبه چون ضریب اطمینان کار رو برای دو طرف بالاتره می بره. چون از طریق حوزه هم می توانند تحقیق کنند.
بعدها اگه کسی تونست تو این کار موفق بشه روی موارد دیگه که غیر حوزوی باشند هم فکر کنه که چه طور میشه اطمینان کرد و معرفی کرد از این طریق.
لطفا سوء تفاهم نشه. همه خانم ها و آقایان مومن گل بهشتند. فقط برای شروع باید اطمینان بالا باشه. و این امر از طریق تحقیق از حوزه اطمینان بیشتری حاصل میشه ان شاءالله.
ببخشین این حوزه یعنی همون حوزه علمیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی امار طلاق این قدر به طور مطلق توش زیاده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟البته مطمئنم(تقریبا) که امار ازرواج هم نسبت به یه کلاس دانشگاه زیادتره.ولی امار طلاقش ناراحت کنندست...راستش همه وقتی امار طلاق رو میشنون میگن اره دیگه این همه دوستی های خیابونی و ....بایدم بالا باشه

فک نمیکنید این امار نیاز به بررسی داره؟مثلا پسرای طلبه مطلقه بیشترن یا دخترای طلبه مطلقه(البته تقریبا پیشاپیش قابل حدسه)
بعد این که سوال کنیم.چرا؟
این یه اسیب شناسی خیلی مهمه که کاملا مشخصه خوانواده های مدهبی گرفتار نکته خاصی شدن...
ایا واقعا چه چیزی مسبب این طلاقهاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ازدواجهایی که یقینا با نام و ذکر خدا اغاز شده....

ایا عجله خوانواده ها مدهبی؟ ایا عدم اشنایی کامل و جامع پسر و دختر پیش از ازدواج؟؟؟؟(تعصب بیش از اندازه تو دادن وقت برای صحبت و...) ایا تفکر پدران و مادران که اکثرن میگن مگه ما چجور ازدواج کردیم...


راستش من خودم الان دو مورد نزدیک دیدم که دختر و پسر از خوانواده های خوب و معمولی بدون اشنایی قبلی(منظورم دوستی و اشنایی و نامزدیو ...) سر یه چند هفته با توجه به تحقیقات و... (همه هم گفتن اره دیگه چیزی که قسمته سریع جور میاد...اره واقعا عقدشون تو اسمونا بسته شده....)
ازدواج کردن سر یک ماه کارشون به طلاق کشید...

فک کنید امار دختران کم سن اما مطلقه(از مغز ادم دود بلند میشه) واقعا این شوخی نیست طلاق برا یه دختر ابرو مند و خوب و ابرو مند که اسباب بازی خیابانهای امروزی نشده و خودش رو حفظ کرده .....اگه بگم اتمام زندگی بیراه نگفتم(اگر مخالف حرف منید فقط همین قدر بگم که خدا هم قبول داره که ابروی مومن از دیوار خانه کعبه مهم تره)


واقعا کی این وسط پاسخگوعه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستان براتون سو تفاهم نشه من دوستی ها رو به هیچ وجه تایید نمیکنم.
اخه موضوع اینه دوران نامزدی رو واسه همین گذشتن
اگه مناسب نبود جدا شن
دوران شناخته
(۱۸/دی/۹۲ ۲۳:۱۵)nina نوشته است: [ -> ]اخه موضوع اینه دوران نامزدی رو واسه همین گذشتن
اگه مناسب نبود جدا شن
دوران شناخته


خواهر گلم من عذر میخوام یقینا با این بحث از هدف تاپیک دور میشیم .و واقعا این مسائل اون قدر مهم هستن که هرکدوم نیاز به یا تاپیک جدا دارن....


خب دوران نامزدی...چطور باشه ؟چگونه باشه؟ چه وقت باشه؟حد ارتباط و....


صرف نظر از سنت های متفاوت که خب شاید بعضی جاها بعضی مسائل جا افتاده اما عملا نه تنها یه الگو درست ما از دوران نامزدی نداریم بلکه حتی تخریب کننده هم هستن

واقعا شما دوران نامزدی رو چطور میبینید؟
ایا با محرمیت موقت باشه؟؟؟ با ذکر این مسئله که بهم خوردنش و به ازدواج ختم نشدنش برا دختر چه حواشی داره؟
ایا بدون محرمیت موقت باید باشه؟؟؟
از طرفی دیدارهای دو نفره در منزل نمیتونه صورت بگیره .دیدار در بیرون (مخصوصا در شهرهای کوچک) و رویت دوستان و اشنایان چه عواقبی برای ابروی دختر میتونه داشته باشه؟
اگر مسئله نامزدی علنی بشه بعد از به تفاهم نرسیدن چه عواقبی برای دختر خانم میتونه داشته باشه...؟؟؟؟؟

ایا میتونید الگوی درستی بدین؟
به نام خدا

سلام

مشورت با بزرگترها و افراد معتمد با ایمان را حتما حتما حتما لحاظ کنید : )
ابتدا اینجا رو بخونید

(۱۸/دی/۹۲ ۱۹:۱۰)nina نوشته است: [ -> ]بچه ها یه نکته ای که وجود داره اینه
مثلا من قبل از ازدواجم یه معیارهایی داشتم
موقع ازدواج معیارهام عوض شد
الان که توش هستم میبینم چقدر معیارهام فرق کرده

هر کس دوست داشت معیارهای مهمش رو بگه و اگه قراره ازدواج سنتی باشه بگید که از کجا میفهمین که معیارهای شما رو داره یا نه
مثلا اگه معیارتون ایمان هست،از کجا میفهمید طرف مومن متعادله چون هم مرد تعصبی بده هم مرد ....

از همه دوستان هم بینهایت ممنون که کل کل نمیکنندAngel واقعا گفتم



به نام خدا

اینکه فرمودید: معیارهاتون تغییر کرده،
شاید معیارهای سطحی و ظاهری باشه ولی فکر نمیکنم معیارهای اصولی و اخلاقی تغییر کرده باشه. چون خود آدم و همچنین خدا بهتر میدونه که چه اخلاقی به صلاح اونه.
یا اینکه همان مسئله شناخت خود آدم قبل ازدواج مطرحه. یه نکته مهمی که وجود داره اینه: آدم قبل ازدواجش اول باید خودشو بشناسه ، بشینه با خودش فکر کنه،چه اخلاق هایی داره ،چه ویژگی هایی داره و چه اخلاقی بدردش میخوره.

اول:هیچ وقت دنبال صد در صد نباشید. هیچ صد در صدی وجود نداره، چون خود آدم کامل نیست که دنبال یه شخص کامل باشه. شخصی میگفت اگر خاستگار 70. 80 درصد معیارهاتو داشته باشه،اون مناسبه.
دوم:با شخصی ازدواج کنید که اهدافتون در زندگی، یا یکسان و یا در راستای همدیگه باشه.
سوم: با شخصی ازدواج کنید که مکمل و کامل کننده شما باشه. نه عین هم و نه در تضاد هم،طوری که نه اون یسری اخلاق های شما رو تحمل کنه و نه شما...
و...

(و یه نکته اینکه: شخص خوب واسه شما، باید در نهایت از نظر شما خوب باشه. مثلن: یه خاستگاری میاد،از نظر همه ،از همه نظر،عالی
ولی تو باید نهایتأ مشخص بکنی این شخص عالی آیا اونی هست که با تو سازگاری داشته باشه. شاید نباشه. ولی یه شخصی میاد که شاید از همه نظر عالی نباشه ولی اونی هست که اتفاقأ بدرد شما میخوره.)

سه معیار اساسی در ابتدا،در انتخاب وجود داره که بیشتر شماها شنیدید:
1)اخلاق
2)ایمان
3)خانواده

که هر سه معیار ، با جلسات گفتگو متعدد و همچنین تحقیقات کامل بوجود میاد و نه هیچ راه دیگه.
باید اینها بطور کامل انجام بشه و در اول و آخر ،توکل بخدا.
چون هر وصلت،مثله هندوانه پاره نشده است. و فقط و فقط توکل بخدا و کمک از خدا و ایمان و اعتماد به اینکه خود خدا اونی که به صلاح ماست را واسمون مشخص میکنه، میتونه کمکمون کنه در این راه.


حرف های قبلنم، از اشخاص مختلف و سخنرانی و... بود،که به باورشون رسیده بودم ولی یه نظر دیگری دارم که این نظر، حرف خود خودمنه،که شاید از نظر بقیه،درست نباشه.


در فرآیند خاستگاری با گفتگوهای متعدد و یا قبل خاستگاری با شناخت طرف،(مثلأ فامیله،آشنا،همکلاسی و یا...) متوجه بشید چه اخلاقی(اخلاق خوب) در طرف،پر رنگتره و اون اخلاقو بیشتر درونش داره،ببینید آیا اون اخلاق اون اخلاق مورد پسند و علاقه شما هست.
و یا در گفتگوهایی که بین شما و طرف میشه. از اخلاق های خودتون بگید. بگید مثلن من خیلی صادقم،صداقتم از همه اخلاق هام پر رنگ تره ولی مثلن فلان اخلاق خوب درونم کمرنگتره، شاید همان اخلاقی که در شما بیشتر وجود داره،اصلأ برای اون شخص مهم نباشه یا اهمیت کمتری داشته باشه و اتفاقن همان اخلاقی که در شما کمتره،واسه شخص مهم و اساسی باشه.
اگر اون اخلاقی که شما میپسندید و بیشتر بهش نیاز دارید،درون شخص وجود داشته و بالعکس. کشش به سمت هم پیدا میکنید، واسه همدیگه جذاب تر میشید و اگر غیر از این باشه و بعد از ازدواج مشخص بشه، خدای نکرده دافعه پیدا میکنید و از هم دور میشید و این خیلی بده.

(۱۸/دی/۹۲ ۹:۰۵)nina نوشته است: [ -> ]با سلام
چندتا دلایلی که باعث افزایش تعاداد دختران به پسران شد در برهه ای زمان در کشورمون که دوستان دقت نکردن
1- کلا خانم ها 5 سال زودتر برای ازدواج اماده میشن،لذا مثلا اگه طیف سنی خانما بین 15-30 باشه،اقایان 20-30 است یعنی جمعیت خانمای اماده به ازدواج همواره از اقایون بیشتره
2- دهه 60 بی بی بمب بوده،در زمان جنگ دختر بیشتر متولد میشه
3- در زمان جنگ مردان زیادی از دست دادیم که اینم باعث برهر خوردن تعادل میشه
4-چون دهه شصت نسبت به دهه 50 جمعیت بیشتر شد،خانمای دهه 60 که قراره با اقایون دهه 50 ازدواج کنن یه تعداد بی نصیب میمونن
نتیجه: در شرایط فعلی جامعه تعداد دختران مجرد مخصوصا در سنین 25-30 دور از ذهن نیست
سلام
این «دوستان» که می‌فرمایید دقت نکردن کی‌ها هستن؟ احیاناً من رو که نمیگین؟Smile

در مورد مؤثر بودن جنگ:
باید ببینیم شهدای جنگ چند درصد بوده‌اند. طبق آمار بنیاد حدود 222 هزار شهید داریم. اگر جمعیت سال 59 رو براساس آمارهای سالهای 55 و 65 با احتساب متوسط رشد جمعیت لگاریتم بزنیم و بدست بیاریم، میشه حدود 39 میلیون نفر. یعنی 390 هزار نفر تازه می‌شد 1 درصد! پس جنگ در به هم زدن اون تعادل نمیتونسته تغییر محسوسی داشته باشه.

در مورد اینکه گفتید در زمان جنگ دختر بیشتر متولد میشه:
اولاً نه اینکه تا جنگ بشه حتماً اینطور میشه، بلکه «طبق اونچه که ثبت شده در شرایط بحرانی چنین چیزی رخ میده»، یعنی ممکنه اصلاً تعریف صورت گرفته از شرایط مؤثر و اثر تقریبی متصوره در مواردی درست درنیاد، و اگر درست باشه، باز هم ممکنه اون جنگ برای اون جمعیت مساوی با شرایط مورد تعریف نباشه(همینطور که در ادامه ثابت میشه ما عدم تعادل نداشته‌ایم، و برای ما طبق این تعریف، شرایط بحرانی نبوده).
ثانیاً اگر این تغییر رخ بده، اونقدر کوچک هست که در بزرگترین حالتش به همون کوچکی برتری طبیعی تعداد پسران میشه. یعنی مثلاً نسبت پسران به دختران که بطور طبیعی 1.04 تا 1.07 هست، میشه 0.94.

در مورد عدم تعادلی که در مورد جنسیت گفتید:
آیا در آمار سال 85 عدم تعادل وجود داشت؟ وجود نداشت. پس اگر در نسلهای قبلی عدم تعادلی وجود داشته، تنها توجیه این آمار این خواهد بود که در نسلی دیگر با عدم تعادل برعکس جبران شده باشه! یعنی اگر در یک نسل نسبت پسران به دختران 0.94 بوده باشه، باید در نسل دیگر 1.14 بوده باشه تا مجموعشون بشه نسبت موجود در آمار 85!Smile پس چنین عدم تعادلی وجود نداشته.

در مورد تفاوت سنی و بازه‌ی سنی:
دقت بفرمایید که ازدواج با سنین مختلف مربوط به یک نسل نیست، بلکه در سالهای قبلش بوده و در سالهای بعدش هم خواهد بود و برهم‌زننده‌ی ترکیب نیست! یعنی همیشه در تمام سالها در تمام سنین، پسرانی که با سنین کوچکتر از خودشون ازدواج میکنن در سال‌های بعد هم موجود هستند. به عنوان یک مثال، تصور کنید دسته‌ای از مردم داریم که همگی با اختلاف سنی یکسان ازدواج میکنن. مسلماً این دسته طی سالیان بدون مشکل خواهدبود. حالا چه فرقی داره اگر چندین دسته داشته باشیم که اختلاف سنی مورد رعایت در هرکدوم با بقیه متفاوت باشه؟ هیچ فرقی. پس می‌بینیم که هر کدوم از این ترکیب‌ها با خودشون سازگار هستن. در بیرون از مثال، دسته‌ها بسته نیستند، ولی باز هم تا زمانی که دخترانِ دارای همین اختلاف‌های سنی برای پسران مطرح باشند، و پسند پسران در طی سالیان تغییر نکند، ترکیب کلی تغییر نخواهد کرد.
در این دسته آمار می‌بینیم که ترکیب کلی طی 7 سال بسیار دقیق حفظ شده است.
سلام دوستان
مطلبی که خانوم غریب اشاره کرد رو در تاپیک مربوط به ازدواج بررسی میکنیم،خیلی سوالای کاربردی و عالی نوشتین

چندتا از دوستان بخاطر امتحانات خواستن یکم تاپیک دیرتر بیاد بالا تا بتونن شرکت کنن
فعلا این تاپیک بره تو خواب زمستانی تا ده روز دیگه
ادامه بحث در مورد راه حل هاست،چه اجتماعی و چه فردی

این کار زیبا هم حاصل زحمات اسکای عزیز هستHeart




[تصویر: 81057442970278364658.jpg]
شما بگویید...کدام موضوع یا موضوعات زیر برای بررسی اورژانسی تر است؟
سلام میخوام یه جمع بندی کنم که چه حرفایی تو این تاپیک تا این لحظه مطرح شده که جای بررسی دقیق و عملی تری داره

1.ایا از سنین پایین دختران خویش را برای ازدواج اماده کنیم؟


2.لزوم استارت سنت شکنی و ازدواج اسان از طرف اقا پسرهای مومن ...


3.ایا قبول ازدواج اسان از شان و ارزش دختر خانم کم میکند؟


4.اسیب شناسی وقوع طلاق در خانواده های مذهبی(بدترین حلال خدا عادی میشود؟)


5.ایده ی همسر یابی از طریق مراکز حوزوی و معتبر(شاید جاگزینی دینی برای سایتهای همسر یابی...)


6.دادن الگوی دینی برای دوران نامزدی...

[/b]


7.و هزاران سوال کوچک و بزرگ و....قابل بررسی

البته غیر این موضوعات خیلی خوبه که چند تاپیک هم زده بشه در زمینه های زیر نمونه های که اطرافمون رو دیدیم رو بیان کنیم




1.نمونه های ازدواج های اسان و کم خرجی که در اطراف خودمون دیدیم(صد در صد حقیقی ) این تاپیک به تنهایی میتونه یک مبلغ باشه
2.معیارهای دختران (با ایمان) در مورد همسر ایندشون(البته منظورم نه اینکه توهمات دخترانه رو بیایم بویسیم .ملاکهای معقولی که تا حالا از دوست و اشنا شنیدیم)
3.و از طرفی معیار پسرا(با ایمان)[/b]

خب این مواردی که نام بردم هر کدوم میتونن موضوع یک تاپیک ارزشی باشد...بد نیست تا دوستان از امتحانات فارغ شوند و بتونن به مباحث برسن یه نطر سنجی بکنیم ببینیم کدوم مضوع بالا براتون جالب تره و دوست دارین حتما و زودتر روش بحث بشه؟؟؟؟؟؟؟

(۱۸/دی/۹۲ ۱۹:۱۰)nina نوشته است: [ -> ]بچه ها یه نکته ای که وجود داره اینه
مثلا من قبل از ازدواجم یه معیارهایی داشتم
موقع ازدواج معیارهام عوض شد
الان که توش هستم میبینم چقدر معیارهام فرق کرده



سلام به ابجی گلم

این نکته ای که گفتین تقریبا چیز طبیعیه
پیش از ازدواج: یقینا هر دختری معیار های خاص خودش رو داره(اما دقیقا مطابق اون معیارها که خواستگار نمیاد!!!)

موقع ازدواج:خب معیارهاتون با معیارهای خواستگاری که میاد( که با بررسی کافی قراره جوابتون مثبت باشه) تطبیق پیدا میکنه

بعد ازدواج:بالاخره هیچ انسانی و خوانوادش بی عیب و نقص نیست (یا اصلا عیب و نقص هم نه)بالاخره تطبیق با یک انسان غریبه که در خانواده متفاوتی پرورش پیدا کرده کمی زمان بره.همین موضوع باعث میشه که معیار های بعد ازدواج تغییر میکنه و شخص متاهل به جوانهای در شرف ازدواج تجربش رو منتقل میکنه که مثلا به فلان نکته هم دقت کن..






نقل قول:هر کس دوست داشت معیارهای مهمش رو بگه و اگه قراره ازدواج سنتی باشه بگید که از کجا میفهمین که معیارهای شما رو داره یا نه
مثلا اگه معیارتون ایمان هست،از کجا میفهمید طرف مومن متعادله چون هم مرد تعصبی بده هم مرد ....


م


اینم میتونه یه موضوع مورد بحث در تاپیکی جداگانه باشه...از بس اینجا شلوغ بود که این جملتون رو انگار کسی ندید
(۱۶/دی/۹۲ ۲۲:۰۸)skyeygirls نوشته است: [ -> ]
تا حرف مردم از حرف خدا تو این مملکت جلوتره . جهاد معنی نمیده .


تازه تو این هیر و ویری داریم دعا می کنیم امام زمان ظهور کنهBig GrinBig GrinBig Grin

(۱۷/دی/۹۲ ۹:۲۳)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]یه جهاد بزرگ که جوان ها باید به تنهایی اون رو شروع کنن و به سر انجام برسونن
از بزرگترها که بخاری بلند نمیشه

آفرین .من تو تاپیک مبارزه با سنت های غلط کلی زور میزنم تا همینو بگم.
بسم الله الرحمن الرحیم


بله حوزه علمیه منظور بنده بود. آمار طلاق رو نمی دونم چه وضعی داره ولی همون طور که تو پست قبلی گفتم دو تا از دوستام شوهرانشان معتاد بودند. یکی دیگه هم علاوه بر کتک زدن شراب هم می خورده. وقتی که خواسته به بچه اش هم شراب بده دیگه دوستم تحمل نکرده و... بماند که قبلش با چه دردسری تونسته این حق طلاق رو بگیره. یکی می گفت استاد دانشگاهشون به صراحت گفته شراب بخورید عیبی نداره. این که چرا طلاق زیاد شده باید آسیب شناسی بشه.


نقل قول:بعد اینکه در زمینه پیشنهادتون اینجا یه تالار کشوریه.شدنیه؟
بهتره یه تاپیک جدا رد زمینه پیشنهادتون بزنید تا همه بخونن اونجوری که هیچ کس نمیبینن پستتون رو


نمی دونم این پیشنهادی که کردم شدنیه یا نه ولی حداقلش اینه که میشه سعی کرد. ما حوزوی ها غالبا سرمون درد می کنه برای کار خیر. برای مثال یکی از هم کلاسی هام به لطف خدا شده عروس عمه ام. ولی برای پسرهای دیگه گاهی حق نداریم کسی رو معرفی کنیم( به دلیل نماز نخواندن پسر). حالا چرا پسرهای مذهبی و مومن سراغ ازدواج نمی رند نباید به حساب نبودن کیس مناسب گذاشت. مثلا دختری که خط فکریش مذهبی باشه و زیاده خواه هم نباشه. این جور افراد رو با احتمال بیشتری میشه در حوزه ها سراغ گرفت. چون خودم با چشم خودم این دختران را دیده ام. دختری که زن یک طلبه جوان تقریبا بدون حمایت خوانواده شده (البته اول قول حمایت داده بودند!) ولی الان با این حقوق طلبگی و مشکلات زندگی دغدغه اش شده این که من خیلی به دنیا وابسته شدم. به من می گفت: می ترسم اگه بمیرم...!


اول شما ایرادات این پیشنهاد رو بگید. بعد اگه خدا خواست تاپیک جداگانه ای هم خواهیم زد.
چند آقا پسر مومن مطلقه یا مجرد این شرایط رو دارند و این گزینه ها رو هم در نظر دارند. بعد خودشان به حوزه های علمیه مطرح می کنند. و آن حوزه ها با هم در ارتباط می شوند. مدیر هر حوزه موضوع رو بررسی می کنه و اطلاع می ده.
یک سری به حوزه علمیه شهر خودتون بزنید و با مدیرش صحبت کنید. واین پیشنهاد رو هم مطرح کنید. وبعدش بگید آیا شدنیه یاخیر؟! بعد جوابش رو این جا قرار بدهید.
این ها همه درحد یک فرضیه است! برای یک تکانی به خود دادن و بی تفاوت نبودن. چرا افراد مذهبی یک طرح خدا پسندانه نیندازند؟!
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع