شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
بسم الله الرحمن الرحیم
كمترين حركت فرشتگان با اذن امامان معصوم(علیهم السلام)
باز روايت مفصّلي هست و از غرائب{غرائب : اصطلاح علم روایی است} روايات است و ضمن آن اين جمله از امام اميرالمؤمنين(علیه السلام) رسيده كه به سلمان فرموده است:
(وَ الَّذِي رَفَعَ السَّماءَ بِغَيْرِ عَمَدٍ)؛
«قسم به خدايي كه آسمان را بي ستون برافراشته است».
(لَوْ اَنَّ اَحَدَهُمْ رامَ اَنْ يَزولَ مِنْ مَكانِهِ بقَدْرِ نَفَسٍ واحِدٍ لَما زالَ حتّيََ آذَنَ لَه)؛
«هر يك از فرشتگان بخواهند به قدر يك نفس از جاي خود تكان بخورند، تا اذن من نباشد، تواناي بر حركت نخواهند بود!»
بعد فرمود: اين مقام منحصر به من نيست.
(وَ كذلِكَ يَصيرُ حالُ وَلَديَ الحَسَن)؛
«پس از من فرزندم حسن متصدّي اين امر است».
(وَ بَعْدَهُ الْحُسَيْن وَ تِسْعَةٌ مِن وُلْدِ الحُسين تاسِعُهُم قائِمُهُم)؛{ بحارالانوار جلد 27 صفحه 36}
امامان( علیهم السلام ) هريك پس از ديگري داراي اين مقامند تا نهمين آنها كه قائمشان هست.
پس معناي (مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ)؛ اين شد كه :
«شما اهل بيت رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان هستيد و آنها به خانه و بيت شما رفت و آمد و نزول و صعود دارند».
در هنگام ورود به حرم مطهّرشان اذن دخول ميخوانيم:
(ءَ أدْخُلُ يا مَلائِكَة اللهِ المُقِيمِينَ فِي هذَا الْمَشْهَد)؛
«آيا اجازه ميدهيد داخل شوم اي فرشتگاني كه مقيم در اين مشهد هستيد؟»
(ءَ أدْخُلُ يا مَلائِكَة اللهِ المُحْدِقينَ بِهذَا الْحَرَم)؛
«آيا اجازهي دخول به من ميدهيد اي فرشتگاني كه اطراف اين حرم را گرفتهايد!؟»
در زيارت حضرت امام حسين(علیه السلام) مي خوانيم:
(اَلسَّلامُ عَلَيْكُم يا مَلائِكَة رَبِّيَ الْمُحْدِقين بِقَبْرِ الْحُسَيْنِ عَليهِ السَّلام)؛
«سلام بر شما اي فرشتگان خداي من كه قبر امام حسين(علیه السلام)را در بر گرفتهايد».
پس ملائكة الله، هم در زمان حيات امامان(علیهم السلام) و هم بعد از وفاتشان با آنها در ارتباطند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
معاني مختلف وحي
جملهي زيارت:(مَهْبِطَ الْوَحْيِ)؛
«سلام بر شما كه مهبط و فرودگاه وحي هستيد».
«وحي» در قرآن به معاني مختلف آمده است،
از جملهي آن معاني، «غريزه» است، چنان كه در مورد زنبور عسل مي فرمايد:
{ وَ أوْحي رَبُّكَ إلَي النَّحْلِ أنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً...}؛ سوره نحل آیه 68
«خدا به زنبور عسل وحي كرد: از كوه ها براي خويش اتخّاذ لانه كن»
يعني غريزهي لانه سازي در كوه را به زنبور عسل داد.
در مورد مادرحضرت موسي(علیه السلام) به معناي «الهام» آمده:
{ وَ أوْحَيْنا إلي اُمِّ مُوسي أنْ أرْضِعِيهِ...} سوره قصص آیه 7
«به مادر موسي وحي كرديم كه موسي [كودك نوزاد] را شير بده».
يعني به او الهام كرديم.
"شياطين نيز وحي دارند."
{...إنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إلي أوْلِيائِهِمْ...} سوره انعام آیه 121؛
و معناي جامع وحی «تفهيم خفيّ» است؛ يعني، طوري مطلب را بفهماند كه همه كس نفهمند!
اين معنا در غريزهي نحل و الهام به مادر موسي و وسوسههاي شيطان نيز هست.
ــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاء الله...
بسم الله الرحمن الرحیم
اقسام وحي
امّا وحي انبياء(علیهم السلام)، وحي مقدّسي است كه ارتباط با عالم ربوبي دارد. آن هم چند قسم است كه قرآن مي فرمايد:
{ وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أنْ يُكَلِّمَهُ اللهُ إلاّ وَحْياً أوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أوْ يُرْسِلَ رَسُولاً...} سوره شوری آیه 51؛
گاهي خدا بدون وساطت مَلَك با پيغمبري سخن ميگويد و به قلبش الهام ميكند، گاهي از اوقات از پس پرده سخن ميگويد؛ يعني، صدا از چيزي به گوشش ميرسد، مانند شجرهي طور كه حضرت موسي در وادي طور از درختي صدا شنيد كه:
{ إنِّي أنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ...} ؛
«اي موسي! من خداي تو هستم. پس كفشهاي خود از پا بيفكن!»
آنجا وحي « مِن وراء حجاب» بود.
در شب معراج هم رسولخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشافهتاً { مشافهتاً : به طور شفاهی } با خدا سخن گفته و آن خطاب هاي مكرّر «يا احمد» كه در روايت معراج داريم، از قبيل « وحيِ من وراء حجاب» است، كه سخنگو ديده نميشود و تنها صدا شنيده ميشود.
(او يُرسِل رسولاً)؛ گاهي هم مَلَك واسطه ميشود و به وسيلهي ملك ابلاغ وحي ميگردد که آن هم ممكن است به چند صورت تحقّق پيدا كند.
ـــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونگي تلقي وحي توسط رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
نقل شده كه از رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسيدند شما چگونه تلقّي وحي ميكنيد؟! فرمود:
(اَحْياناً يَأتيني في مِثْلِ صَلْصَلَةِ الْجَرَسِ وَ هُوَ اَشَدُّه عَلَيَّ)؛
«گاهي صدايي مانند صداي زنگ به گوشم مي رسد و آن شديدترين نوع وحي براي من است!»
و احياناً؛
(يَأتيني مَلَكٌ في مِثْلِ صُورَةِ الرَّجُلِ)؛
«فرشته اي بهصورت مردي بر من ظاهر ميشود».
(مسند احمد بن حنبل جلد 4 صفحه 158 )
گاهي هم ملك را بهصورت خلقت اصلياش مشاهده ميكنم.
يك بار جبرئيل را ديدم كه زمين و آسمان را پر كرده بود و از شش طرف صدا به گوشم مي رسيد.
حالا ميخواهيم بگوييم: ائمه( علیهم السلام ) مهبط وحي هستند؛ يعني، وحي به آنها نازل ميشود، امّا نه وحي تشريعي!
بعضي اين جمله را چنين معنا ميكنند: شما مهبط وحي هستيد؛ يعني در دودمان شما وحي نازل شده است، نه بر خود شما. بر پيغمبر وحي نازل شده و چون شما انتساب به او داريد، مي توان گفت: شما مهبط وحي هستيد. در اين صورت اين تعبير، تعبير مجازي خواهد بود ولي ميتوانيم آن را به معناي حقيقي اش حمل كنيم و بگوييم شما خودتان مهبط وحي هستيد. امّا نه وحي تشريعي كه مُنافي با ختم شريعت باشد، بلكه وحي به عبارت تبييني، يعني پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طريق وحي، تشريع شريعت ميكند و ائمه دين(علیهم السلام) از طريق وحي، تبيين شريعت ميكنند، طبيعي است كساني كه ميخواهند حقايق وحي قرآني را براي مردم بيان كنند، بايد ارتباط مستقيم با فرستنده ي قرآن داشته باشند تا از خطا در بيان، معصوم باشند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
ارتباط پيوستهي فرشتگان با معصومين(علیهم السلام)
همان گونه كه پيامبر كه گيرنده و مبلّغ وحي است بايد با عالم ربوبيّت در ارتباط باشد تا مصون از خطا در اخذ وحي و تبليغ آن باشد، ائمّهي اطهار( علیهم السلام ) نيز كه مبيّن وحي هستند، بايد با عالَم ربوبيّت در ارتباط باشند تا مصون از خطاي در تبيين وحي باشند. ولذا ملائكه كه پيام آوران خدا هستند، بر آن بزرگواران نازل ميشوند،
بلكه بر حسب روايات، فرشتهي وحي حضرت جبرئيل(علیه السلام) مستقيماً بر حضرت صدّيقهي كبريََ فاطمهي زهرا(علیه السلام) نازل مي شد و با آنحضرت سخن مي گفت.
البتّه اين مربوط به تشريع نبود بلكه اَسراري بين خدا و ايشان بود و همين ارتباط با همهي ائمه(علیهم السلام ) نيز هست.
لذا خودشان ميفرمودند: الهاماتي كه از عالم بالا به ما مي رسد، گاهي به صورت (نَقْرٌ في الاسماع)؛ است كه «صدا به گوش ميرسد»
و گاهي (نَكْتٌ في القلوب)؛ است كه «در قلب القا ميشود» و به هر حال آن بزرگواران، مهبط وحي خدا هستند.
همان طور كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شخصاً مهبط وحي تشريعي است ، ائمّهي اطهار( علیهم السلام ) نيز مهبط وحي هستند امّا نه به گونهي تشريعي و لذا مختلف الملائكه هستند؛ يعني، فرشتگان بر آنها نازل ميشوند و حقايق و اسراري را كه مربوط به تبيين وحي است از جانب خدا به آنها القا مي كنند و ما از حقيقت و كيفيّت اين القا آگاهي نداريم!
حاصل آن كه، ما به وجود ملائكه و القائات آن ها اذعان داريم. همان طور كه به وجود خدا اذعان داريم و از اكتناهش{ اکتنا : پی بردن به کنه چیزی } عاجزيم، به وجود ملائكه و نزول وحي از جانب خدا به وسيلهي آنها بر رسول خدا و ائمّهي هديََ( علیهم السلام ) نیز اذعان داريم، اگر چه از درك حقيقت آن عاجزيم.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
اهل بيت رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، قرارگاه رسالتند
امّا جملهي (مَوْضِعَ الرِّسالَةِ)؛
ما معتقديم كه شما اهل بيت رسول، «قرارگاه رسالت» هستيد.
اين جمله نيز تقريبا با جملهي مهبط الوحي، هم مضمون است؛ يعني، همان رسالتي را كه پيغمبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جانب خدا گرفته است، به عنوان وديعت و امانت، به شما سپرده است.
اختلاف اساسي شيعهي اماميّه با اهل تسنّن
يك اختلاف اصلي و اساسي ما شيعهي اماميّه با اهل تسنّن در همين مورد است. آن ها مي گويند : پيامبر رسالت و شريعت را از خدا گرفته و آورده و واگذار به مردم كرده و رفته است. حال، اين خود مردم اند كه بايد خليفه و جانشين رسول را انتخاب كنند تا او رسالت را استمرار بخشد و شريعت را براي مردم بيان و اجرا كند.
آيا اين حرف عقلاً قابل قبول است؟! شما كه ميخواهيد سفري برويد و گوهر گرانبهايي داريد كه بايد در غياب شما محفوظ بماند، آيا هيچ ممكن است آن را در گذرگاه مردم بيفكنيد تا هر رهگذري خواست آن را بردارد؟! دين و شريعت كه ناموس خدا و مايهي حيات جاوداني بندگان خداست و به عنوان امانت به دست پيامبر سپرده شده و بايد تا آخرين روز عمر بشر زمينهي بقاء و دوام آن را فراهم سازد، حال آيا اين خيانت به امانت خدا نيست كه پيامبر، آن را ميان مردم بيندازد و برود؟! همانطور كه شما به ناموس خود غيرت مي ورزيد و آن را به دست هر كسي نميسپاريد، خدا هم به ناموس خود كه دين است غيرت ميورزد و آن را به دست هر كسي نمي سپارد،
«اُمناءِ وحي» دارد. انبيا(علیه السلام)، امناي وحي اند.
رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امين وحي خدا و نگهبان ناموس خداست كه سعادت ابدي و حيات جاوداني بشر در گرو نگهباني از آن است.
ــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كيست كه شايستهي نگهباني دين خدا باشد؟
آري؛ چنين ناموسي را خدا به پيامبر سپرده است. آن وقت پيغمبر بيايد آن را چنانكه اهل تسنّن ميگويند، در ميان رهگذران بيندازد و برود تا ابوبكر بيايد آن را بردارد و خليفه بشود، دنبالش عمر بيايد و دنبالش معاويه و يزيد و ...؟! اينها آمدند دين خدا را ملعبهي دست خود قرار دادند!
تا آنجا كه يزيد كه به قول خود خليفةالرسول و وليّ امر مسلمين بود در حال مستي در مجمع عمومي گفت :
(لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلا مَلَكٌ جاءَ وَ لا وَحْيٌ نَزَل)؛
«سلطنتي بود دست بنيهاشم و امروز از آنِ ماست، نه ملكي از آسمان آمده بود و نه وحيي نازل شده بود».
اصلاً منكر وحي و نبوّت شد! و اين نتيجهي گفتار اهل تسنّن است كه: پيامبر آمد دين و ناموس خدا را به دست اين ناكسان سپرد و رفت. آيا ميشود اين سفاهت و يا خيانت به اين بزرگي را (العياذ بالله) به رسول خدا نسبت داد؟!
ولي ما شيعهي اماميّه ميگوييم:
امين وحي خدا ، كه حضرت رسول الله اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، همان روز اوّلي كه رسالت خودش را ابلاغ كرده، وصايت و خلافت بعد از خودش را نيز اعلام كرده است.همان روزي كه به اطاعت از فرمان خدا:
{وَ أنْذِرْ عَشِيرَتَكَ اْلاَقْرَبِينَ} سوره شعراء آیه 214 ؛
جمعي از خويشان نزديك خود از بنيهاشم را دعوت كرد و رسالت خود را به آنها ابلاغ نمود، فرمود: اوّل كسي كه به من ايمان بياورد، وصيّ و خليفهي من خواهد بود و تنها كسي كه برخاست و اظهار اسلام و ايمان كرد و وعدهي نصرت داد، همان نوجوان ده ساله، عليّ امير(علیه السلام) بود. رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: بنشين! اين ماجرا سه بار تكرار شد. بار سوّم، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دست روي شانهي علي گذاشت و فرمود:
(هذا أخي وَ وَصييّ وَ خَليفَتي مِنْ بَعدي اِسْمَعُوا لَهُ وَ اَطيعُوهُ)؛
«اين برادر و وصيّ و جانشين من بعد از من است، گوش به حرفش بدهيد و اطاعتش كنيد»
اين روز اوّل بود كه بذر وصايت و خلافت در كنار بذر رسالت افشانده شد و فرد معصومي براي تداوم بخشي به رسالت معيّن گرديد. بعد هم در طول اين مدّت بيست و سه سال كه دوران بعثت بود، عليالدّوام در شرايط مختلف، مكرّراً تذكّر ميداد تا مسألهي خلافت حقّهي اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) در افكار عموم مسلمانان جا بيفتد و در دل ها راسخ گردد.
مثلاً مي فرمود:
(أنْتَ مِنّي بِمَنْزَلةِ هارونَ من موسي) اصول کافی جلد 8 صفحه 104؛
و مي فرمود:
(مَثَلُ اَهلِ بَيْتي كَمَثَلِ سَفينَةِ نُوح مَنْ رَكِبَها نَجَي وَ مَنَ تَخَلَّفَ عَنْها غَرَق)؛
و مي فرمود:
(عَليٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الْحقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُ ما دار)؛
از اين گونه تعبيرات زياد مي فرمود؛ تا سال آخر عمرش كه ماجرای غدير خم پیش آمد و در آن مجمع عمومي مسلمين، دست علي (علیه السلام) را گرفت و نشان مردم داد
و فرمود:
(مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ)؛
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
امامان معصوم( علیهم السلام )، حافظان دين خدا
آري منطق شيعه اين است كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه امين وحي خدا بوده است، تا خودش زنده بود از امانت رسالت و وحي و دين خدا پاسداري كرد و به هنگام رفتن از دنيا به امر خدا اين امانت را به امام معصوم بعد از خودش اميرالمؤمين علي بن ابيطالب(علیه السلام) سپرد و امامان بعد از علي(علیه السلام) را نيز يكي بعد از ديگري مشخّص كرد تا آخرينشان حضرت مهدي ـ عَجَّلَ اللهُ تَعــََاليََ فَرَجَهُ الشَّريفَ ـ تا هر يك در زمان خودشان نگهبان دين و پاسدار رسالت باشند.
{ هُوَ الَّذِي أرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُديََ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ }
سوره ی برائت آیه ی 33؛
اين آيه نشان ميدهد، آن رسالتي كه از جانب خدا به وسيلهي رسول خدا آمده و دين حقّ است، بايد در عالَم بماند تا بر همهي اديان غالب شود؛ هم منطقاً و هم قاهراً و حاكماً و بايد دست نخورده و سالم بماند و اين ممكن نيست مگر اينكه به دست فردي معصوم سپرده شود تا آن فرد معصوم هم، آن دين حقّ را تبيين كند و هم آن را به مرحلهي اجرا در آورد، ولذا:
{ ...اللهُ أعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ...} سوره ی انعام آیه 124؛
«تنها خدا ميداند كه رسالت [ناموس] خودش را به دست چه كسي بسپارد».
به همين علت آن روز كه خدا ميخواست نگهبان و پاسدار ناموس خود را معرّفي كند، رسول مكرّمش را مورد تهديد شديد قرار داد و فرمود:
{ يا أيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ...} سوره مائده آیه 67؛
اي رسول! اگر علي را به خلافت و ولايت بعد از خود معرّفي نكني ، اصلاً رسالت خدا را ابلاغ نكردهاي، پس علي و يازده فرزند معصومش(علیه السلام) موضع رسالت خدا و پاسداران دين خدا هستند.
ـــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
مواعظ سازنده و درس آموزِ رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
چند جملهاي هم به عنوان موعظه از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض ميكنم، حضرت فرمودند:
(اِنَّهُ لَيْسَ شَيْيءٌ يُباعِدُكُم مِنَ النّارِ اِلاّ وَقَدْ ذَكَرْتُهْ لَكُمْ وَ لا شييءٌ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الجَنَّةِ اِلاّ وَ قَدْ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهْ) ؛
«هيچ عملي كه شما را از آتش دور كند نمانده؛ مگر آن كه آن را براي شما گفتهام و هيچ عملي كه شما را به بهشت نزديك كند نمانده؛ مگر آنكه شما را به آن راهنمايي كردهام».
(فَاِنَّ رُوحَ القُدُسِ نَفَثَ في رُوعي اِنَّهُ لَنْ يَمُوتَ عَبْدٌ مِنْكُم حتّيََ يَسْتَكْمِلَ رِزْقَه) بحارالانوار جلد 77 صفحه 185؛
«روح القدس، از جانب خدا به قلبم افكنده كه تا كسي روزي خود را تماماً نگرفته، نخواهد مرد».
بنابر اين؛
(اَجْمِلُوا في الطَّلَب)؛
«در راه طلب رزق، اعتدال را رعايت كنيد».
حريص نباشيد! خود را به آب و آتش نزنيد! حلال و حرام را با هم مخلوط نكنيد!
{اَلشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ...}؛
«اين شيطان است كه شما را از فقر آينده ميترساند و شما را به فحشا و كار زشت وادار ميكند. [به رباخواري و اجحاف {اجحاف : کار بر کسی تنگ گرفتن ، نقصان کردن}در معامله و دروغ گويي و تدليس {تدلیس : فریبکاری ، پنهان کردن عیب چیزی}وادارتان ميكند، گوش به حرف شيطان ندهيد]».
{ ...وَ اللهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللهُ واسِعٌ عَلِيمٌ} سوره بقره آیه ی 268؛
«خدا به شما وعدهي وسعت و مغفرت ميدهد و خداوند قدرتش وسيع و [به هرچيزي] داناست».
ــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
صبر و بردباري در كسب روزي حلال
اين قدر حرص نزنيد! خدا را در زندگي به حساب بياوريد! نكند اگر امتحاني پيش آمد و رزق مقدّر شما اندكي دير رسيد و تنگدستي به سراغتان آمد، خود را گم كنيد و به وادي معصيت بيفتيد و بخواهيد آن رزق مقدّر خدا را از راه معصيت به دست بياوريد! اين كار را نكنيد! عجله و شتاب نكنيد! گاهي صحنهي امتحان پيش ميآيد و اندكي تأخير ميشود و تنگدستي پيش ميآيد ولي هرگز خدا را فراموش نكنيد، شيطان را به خودتان راه ندهيد!
(فَاِنَّهُ لايُنالُ ما عِنْدَ اللهِ اِلاّ بِالطّاعَة)؛
آن رزق مقدّر كه خدا براي شما معيّن كرده، از راه عبادت به دست بياوريد!
مطيع فرمان خدا باشيد و حلال و حرام خدا را رعايت كنيد تا اين كه به آن رزق مقدّرِ حلالِ خدا برسيد.
تفاوت معاشران از نگاه امام صادق(علیه السلام)
يك جمله هم از امام صادق(علیه السلام) بشنويم كه فرمود:
(اَلاِخوانُ ثَلاثَةٌ فَواحِدٌ كَالْغِذاء الَّذِي يُحْتاجُ اِلَيه كُلَّ وقتٍ)؛
«معاشران سه گروهند؛ گروهي مانند غذايي هستند كه پيوسته و در هر زمان مورد نياز انسان است».
ما به رفيق ناصح مشفق، پيوسته نيازمنديم، تا عليالدّوام ما را تكان بدهد و ما را از خواب غفلت بيدار كند. اين چنين رفيقی از آب و نان براي ما لازم تر است. اگر نباشد به مرگ ابدي ميافتيم!
(وَالثّاني في مَعْني الدَّاء)؛
«گروه دوّم كساني هستند كه معاشرت با آنها مانند درد و بيماري است».
كه عارض انسان ميشود و مايهي ناراحتي ميگردد و راه تخلّص از آن را نمي يابد.
(والثالِث في مَعْني الدَّواء) تحف العقول صفحه 239 نقل به اختصار؛
«گروه سوّم مانند دارو و درمان دردند {كه انسان گاهي به آن نيازمند ميشود ، نه هميشه}»
پس گروه اوّل هميشه مورد نياز انسانند و گروه دوّم هيچ گاه مورد نياز نيستند و گروه سوّم گاهي مورد نياز واقع ميشوند.
پروردگارا؛
*به حرمت رسول اكرم
و امام صادق(علیه السلام)
، همهي ما را به وظايف دينيمان آشنا بفرما.
*با معارف قرآن و اهل بيت(علیهم السلام) آشناترمان بگردان.
*حُسن عاقبت به همهي ما عنايت بفرما.
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11