کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فضایل محور عالم "
۱۲:۱۹, ۱/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۲ ۰:۱۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام و عرض ادب خدمت همه برادران و خواهران بزرگوار

حقیر بنا دارم در این تایپک فقط از فضایل مولا امیرالمومنین علی علیه السلام مطلب بذارم


لطفاً در صورت قابل دونستن این تایپک را با فضایلی از اقیانوس فضایل امیرالمومنین علیه السلام مزیّن بفرمایید .

خیر و سعادت و سلامت دنیا و آخرت نصیب همه شیعیان و محبان مولای غریب باد ان شاءالله
موفق باشید
یا علی علیه السلام



پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند :

خداوند بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابیطالب علیه السلام فضائلی قرار داده که از شدت زیادی به شماره در نمی آید . هر که فضیلتی از فضائل او را بخواند و به آن اقرار داشته باشد ، خداوند از گناهان گذشته و آینده او می گذرد
و هر که یکی از فضائل او را بنویسد ، مادام که اثری از آن نوشته باقی باشد ، فرشتگان پیوسته برایش استغفار می کنند
وهر که فضیلتی از فضائل او را بشنود خداوند آن دسته از گناهانی را که از راه گوش کسب کرده ، می بخشاید
و هرکه به نوشته ای از فضائل او نظر افکند ، خداوند گناهان چشم او را می آمرزد.

[align=-WEBKIT-RIGHT]امالی صدوق، مجلس 28، حدیث 10
[/align][/font]
[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]

گر ز علی نگوييم، از كه گوييم آن هنگام كه علی، خير البشر است.
و گر ز علی گوييم، چگونه گوييم كه به فرموده پيامبر، فضائل علی " لا تُحصَی " است و در شمار نمی گنجد.
نه اينكه زبان قادر نيست به بيان كه ذهن ناتوان است از درك ...
[b]یا امیرالمؤمنین افتخار ما این است که شما پدر ما هستید،
پیامبر فرمودند من و علی پدران این امّت هستیم،
پدر جان چون فرزندان یعقوب از شما طلب می کنیم برای ما استغفار کنید و ما سیه رویان را ببخشید،

فقط حیدر امیر المومنین است .



• محور عالم

شما چه کاره ای آخر که تعیین تکلیف می کنی ؟؟
شما خدایی ؟؟
من متوجه نمی شوم این حرفهای به ظاهر روشنفکری چیست که بعضی ها می زنند ؟
خدا خواسته است که امیرالمومنین علی علیه السلام محور عالم باشد .
عالم مگر برای خدا نیست ؟
وقتی همه ی عالم متعلق به خداست .
این ها چه کاره اند که برای خداوند تعیین تکلیف می کنند و می گویند:
« فضائل امیرالمومنین علیه السلام غلو است »؟؟؟
[font=Arial]
خود خدا خواسته است، به شما چه مربوط است؟!
البته شما را عرض نمی‌کنم، منظورم آن افراد تاریک‌فکر است که تحمل فضائل امیرمومنان علی علیه‌السلام را ندارند.
حضرت امام باقر
علیه السلام می‌فرمایند:
« خداوند عزوجل علی علیه السلام را بین خود و خلقش نشانه قرار داد .
هر کس او را شناخت، مؤمن است، و آن که او را منکر شد، کافر است.
آن که او را نشناخت، گم‌‏راه است، و آن که چیزی در کنار او مطرح کرد، مشرک است.هر کس با دوستی او بیاید به بهشت درخواهد آمد و آن که با دشمنی او بیاید به دوزخ خواهد رفت » (1)
[sup][/sup]
------------------------
1- الکافی:20:388:2 و:7:437:1.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، مجنون العباس ، ali0077 ، A L I ، Bahar ، علي ، help me ، sagheb ، عبدالرحمن ، لبخند خدا ، صبح صادق ، SAViOR ، رهگذر. ، حضرت عشق ، آیات ، aliakbar110 ، ali-0110 ، سیمرغ ، mahdy30na

آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۲۷, ۲۰/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #71
آواتار
• هفتاد فضیلت-سیزدهم(سوره توحید)

موضوع: مقام ابوتراب

کلمات کليدي: توحید، اخلاص، آیه ولایت

[تصویر: %D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8...D8%AF-.jpg]
انشاالله با دل و زبان شما را دوست داشته باشیم و با دست یاری‌اتان کنیم.
یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب
علیه السلام نقل می‌کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر
، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می‌دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
...
« و امّا شصت و یکم، از پیامبر خدا
شنیدم که می‌فرمود: "ای علی! مَثَل تو در بین امّتم، چون سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» است. کسی که به دل، تو را دوست بدارد، گویا یک سوم قرآن را خوانده است و آن که تو را به دلْ دوست بدارد و به زبانْ یاری‌ات رسانَد، گویی دو سوم قرآن را خوانده و آن که به دل، دوستت بدارد و به زبان، یاری‌ات کند و به دست، کمکت کند، گویی همه قرآن را خوانده است ".
امّا شصت و دوم، من در همه جاها و جنگ‏ها با پیامبر خدا بودم و پرچمش با من بود.
امّا شصت و سوم، من هیچ‏گاه از جنگ نگریختم و هیچ کس به جنگ با من پیش‌قدم نشد، جز آن که زمین را از خونش سیراب ساختم.
و امّا شصت و چهارم، برای پیامبر خدا
، پرنده کباب شده‌ای از بهشت آوردند. از خداوند عزوجل خواست که محبوب‏ترینِ خلق نزد خدا بر او درآید و خداوند به من توفیق داد تا بر او درآیم و آن پرنده را با او بخورم.
و امّا شصت و پنجم، من در مسجد، نماز می‌خواندم که بی‌نوایی درآمد و درخواست کرد و من در رکوع بودم که انگشترم را به او دادم. خداوند - تبارک و تعالی - درباره من این آیه را فرو فرستاد:
" إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ‏و وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَیؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ رَ کِعُونَ؛ [sup][1][/sup]
ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردند؛ همان کسانی که نماز به پا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند "
[sup][2][/sup]
----------------------
[1] مائده، آیه 55.
[2] الخصال:1:572.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، مجنون العباس ، حضرت عشق ، لبخند خدا
۲:۵۳, ۲۱/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۹۲ ۲:۵۴ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #72
آواتار
زلزله در زمان علي عليه السلام

ابن بابويه از حضرت زهرا سلام الله عليها روايت كرده كه فرمود : در زمان ابوبكر و عمر، زلزله شديدي در مدينه رخ داد، به طوري كه عموم مردم ترسيدند و نزد ابوبكر و عمر رفتند . مردم مشاهده كردند آن دو نفر از شدت ترس به شتاب به حضور اميرالمومنين حضرت علي عليه السلام مي روند ، مردم هم به تبعيت آنها حضور آن حضرت رسيدند .
اميرالمومنين عليه السلام از منزل خارج شدند ، ابوبكر و عمر و عموم مردم در عقب آن حضرت رفتند . آن حضرت بر روي زمين نشست ، مردم هم در اطراف او نشستند . ديوار هاي مدينه مانند گهواره حركت ميكرد .اهل مدينه از شدت ترس صداهاي خود را بلند كرده و فرياد مي زدند يا علي به فرياد ما برس .هرگز چنين زمين لرزه اي نديده ايم.
لب هاي آن حضرت به حركت در آمد و با دست به زمين زد و فرمود: اي زمين آرام و قرار بگير. زمين به اذن خدا ساكت شد و قرار گرفت .
مردم از اطاعت زمين از اميرالمونين تعجب كردند . آنگاه حضرت فرمود : شما تعجب كرديد كه زمين مطيع امر من مي شود ، وقتي به او گفتم قرار بگير؟ عرض كردند : بلي يا اميرالمومنين .
حضرت فرمود : من همان كسي هستم كه خداوند در قرآن مي فرمايد :"و قال الانسان مالها " من به زمين ميگويم براي من حوادث و اخباري را كه بر تو انجام شد بيان كني و به من بگو اعمالي را كه مردم در روي تو بجا آوردند ، پس از آن حضرت فرمود : اگر اين همان زمين لرزه هايي بود كه خداوند در سوره ي زلزال مي فرمايد ، زمين به من اخبار خود را مي داد ولي اين زلزله آن زلزله نيست ...!
منبع : تفسير برهان ج4 ص493 – 1001داستان از زندگي علي عليه السلام ص311

[تصویر: ali.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، مجنون العباس ، حضرت عشق
۲۳:۰۸, ۲۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #73
آواتار
حديث اخوت:
عبد الله ابن عمر مي گويد:رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بين اصحاب خود عقد اخوت(برادري) برقرار كرد.
علي (علیه السلام) فرمود:يا رسول الله! بين اصحاب خود اخوت برقرار نمودي، ولي بين من و كسي برادري و اخوت برقرار نكردي!
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
أنت آخي في الدنيا و الآخرة، تو برادر من در دنيا و آخرت خواهي بود.
(قصه مدينه/علي نظري منفرد/ص86)
(أسد الغابة/ج4/ص 29)
[تصویر: wegx9fq976iel91mw0b.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، sagheb ، help me
۱۵:۱۶, ۲۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #74
آواتار
عن عمار بن یاسر قال : قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) من آمن بی و صدقنی فلیتول علی بن ابی طالب فان ولایة ولایتی و ولایة الله .

عمار بن یاسر گوید: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: هرکس که به من ایمان دارد و مرا تصدیق می کند پس ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را بپذیرد که ولایت او ولایت من و ولایت من ولایت خداست .



ترجمة الامام علی بن ابی طالب من تاریخ مدینة دمشق , 91\2


***************************************************



نه خدا، شيعه تو را می خواند
نه جدايت ز خدا می داند

يا علی چرخ زمان را شب و روز
گردش چشم تو می چرخاند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، help me ، حضرت عشق ، aliakbar110 ، ماحی
۱۷:۰۴, ۲۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #75
آواتار
علي(علیه السلام) شايسته ترين رهبر:
پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:
حزب علي حزب خدا و حزب دشمنان او حزب شيطان است.
(حزب عليٍ حزبُ الله)
(ينابيع المودة/ج1/ص 172)
قرآن مي فرمايد:
حزب الله هم الغالبون!
پس شيعيان امير المؤمنين (علیه السلام) ....


يا ابوتراب حيدر!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، sagheb ، help me
۲۳:۰۷, ۲۳/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۲۳:۳۱ توسط aliakbar110.)
شماره ارسال: #76
آواتار
بنام خدا
پس از بناى مسجد النبى , یاران پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اطراف مسجد براى خود خانه هایى ساخته بودند که یکى از درهاى آنها رو به مسجد باز مى شد. پیامبر گرامى به فرمان خدا دستور داد که تمام درهایى را که به مسجد باز مى شد ببندند,جزدر خانهء على بن ابى طالب را. این مطلب بر بسیارى از یاران رسول خدا گران آمد, از این رو پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بر منبر رفت وچنین فرمود:
خداوند بزرگ به من دستور داده است که تمام درهایى را که به مسجد باز مى شود ببندم , جز درخانهء على را ; و من هرگز از پیش خود به بسته شدن درى و یا بازماندن آن دستور نمى دهم ; من در این مسایل پیرو فرمان خداهستم

آن روز تمام یاران رسول خدا این موضوع را فضیلت بزرگى براى حضرت على(علیه السلام)تلقى کردند تا آنجا که خلیفهء دوم بعدها مى گفت : اى کاش سه فضیلتى که نصیب على شد نصیب من شده بود, و آن سه فضیلت عبارتنداز:

1- پیامبر دختر خود را در عقد على درآورد.
2- تمام درهایى را که به مسجد باز مى شد بست , جز در خانهء على را.
3- در جنگ خبیر پیامبر پرچم را به دست على داد
تفاوتى که میان حضرت على(علیه السلام) و دیگران وجود داشت این بود که ارتباط او با مسجد هیچ وقت قطع نشده بود, اوخانه زاد خدا بود و در کعبه دیده به جهان گشوده بود, بنابراین مسجد از روز نخست خانهء او بود و این موقعیت , دیگرهرگز براى هیچ کس دست نداد. گذشته از این , حضرت على(علیه السلام) به طور قطع و در هر حال رعایت شئون مسجد رامى کرد ولى دیگران کمتر مى توانستند شئون مسجد را آن طور که باید رعایت کنند.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، aboutorab ، sagheb ، حضرت عشق
۲۳:۱۷, ۲۳/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۲ ۲۳:۴۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #77
آواتار
سلام

• هفتاد فضیلت-چهاردهم(امیرالمومنین)
موضوع: مقام ابوتراب
کلمات کليدي: آیه تطهیر، فرشته، بهشت و جهنم، ردّ الشمس
همین است و همین است و جز این نیست
به غیر از تو امیرالمومنین نیست
[تصویر: 23544_524.jpg]
یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می‌کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می‌دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
...
« و امّا شصت و ششم، خداوند - تبارک و تعالی - خورشید را دو بار برای من بازگردانْد و درمیان امّت محمّد صلی الله علیه وآله بر احدی جز من خورشید را بازنگردانْد.
و امّا شصت و هفتم، پیامبر خدا دستور داد تا مرا در زندگی او و پس از مرگش " امیرِ مؤمنان" صدا کنند و این عنوان را جز به من به کسی اطلاق نکرد.
و امّا شصت و هشتم، پیامبر خدا فرمود: "ای علی! وقتی روز واپسین شد، آواز دِهی از دلِ عرش، ندا خواهد داد:سرورِ پیامبران کجاست؟ من برخواهم خاست. آن‌گاه ندا خواهد داد:سرورِ اوصیا کجاست؟ تو برمی‏ خیزی. [فرشته] رضوان، کلیدهای بهشت و [فرشته] مالک، کلید دوزخ را برایم خواهند آورد و خواهند گفت:خداوند عزوجل به ما دستور داده که آن را به تو دهیم و به تو بگوییم که آن را به علی بن ابی طالب بدهی. پس ای علی! تو تقسیم ‏کننده بهشت و دوزخی ".
و امّا شصت و نهم، از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود:" اگر تو نبودی، منافقان از مؤمنان، باز شناخته نمی‏ شدند ".
و امّا هفتادم، پیامبر خدا خوابید و مرا و همسرم فاطمه و دو پسرم حسن و حسین را خوابانْد و بر ما عبایی سفیدِ نازک انداخت و خداوند - تبارک و تعالی -، درباره ما این آیه را فرو فرستاد:
" إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ [sup][1][/sup]
خدا فقط می‏خواهد آلودگی را از شما [ خاندان] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گردانَد ".
جبرئیل گفت:من هم با شمایم، ای محمّد! و ششمین فرد جمع ما جبرئیل بود.» [sup][2][/sup]
-------------------
1] احزاب، آیه 33.[2] الخصال:1:572.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، حضرت عشق ، aliakbar110
۱۲:۵۱, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #78
آواتار
قال رسو الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) :ان لله تعالی اوحی الی فی علی ثلاثة اشیاء لیلة اسری بی انه سید المومنین و امام المتقین و قائد الغز المحجلین .


رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : همانا خدا وند در باره ی علی در شب معراج سه مطلب را به من وحی فرستاده است : که او اقای مومنین و امام اهل تقوی و سرپرست پیشانی سفیدان است.

مجمع الزوائد9\121

*************************
بی ذکر علی صومعه و دیری نیست

کس را پـی درک ذات او سیری نیست



گویند که از غـیر علـی چشـم بپوش

هـر جـا نگـرم علـی بـود غیـری نیـست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، aliakbar110 ، حضرت عشق
۱۷:۲۵, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #79
آواتار
بنام خدا
در ذیل بخشی از فضایل، مناقب و مقامات علی(علیه السلام) در منابع اهل سنت را از کتاب «پرتوی از فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام» تألیف آیت‌الله صافی گلپایگانی نقل می‌شود:

عبادت بی‌علی علیه السلام معنا ندارد
قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله:

لَوْ أنَّ عَبْداً عَبَداللهَ مِثْلَ ما قامَ نُوحٌ فی قَوْمِهِ، وَکانَ لَهُ مِثْلُ اُحُدٍ ذَهَباً فَأنْفَقَهُ فی سَبیلِ اللهِ، وَ مُدَّ فی عُمْرِهِ حَتّی یَحُجَّ ألْفَ عام عَلی قَدَمَیْهِ، ثُمَّ قُتِلَ بَیْنَ الصّفا والْمَرْوَةِ مَظْلُوماً، ثمَّ لَمْ یُوالِکَ یا عَلِیٌ، لَمْ یَشُمَّ‌ رائِحَةَ الجَنّةَ وَلَمْ یَدْخُلْها؛
هرگاه بنده‌ای خدا را به مدت عمر نوح که در میان قومش قیام کرد [نهصد و پنجاه سال] به عبادت خدا بپردازد، و به مقدار کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند، و بر فرض به قدری عمر کند تا بتواند با پای پیاده هزار سال حج به جا آورد، و بعد (دربهترین مکان) بین صفا و مروه به ناحق کشته شود، اما ولایت تو را قبول نداشته باشد بوی بهشت به مشام او نمی‌رسد و داخل آن نمی‌شود.

* علی، علیه‌السلام هادی امت عن ابن عباس: قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله: أنَا المُنْذِرُ وَعَلیٌّ هادِی ـ و أشارَ بِیَدِهِ إلی عَلِیٍّ وَ قالَ ـ : بِکَ یَهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ؛
ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت کرده که آن سرور فرمود: من بیم‌دهنده‌ام و علی هدایت کننده ـ و با دستش به علی علیه‌السلام اشاره کرده، فرمودند: به واسطه تو هدایت‌شوندگان راه می‌یابند و هدایت می‌شوند.

* علی علیه ‌السلام دو کفه ترازوی علم پیامبر(علیه السلام)عن ابن عباس: قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله: أنَا مِیزانُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ کَفَّتاهُ، وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ خُیُوطُهُ، وَفاطِمَةُ عِلاقَتُهُ، وَالأئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی عَمُودُهُ، یُوزَنُ بِه أعْمالُ الْمُحِبّینَ لَنا وَ الْمُبْغِضینَ لَنا؛
ابن‌عباس از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت‌کرده است‌که حضرت فرمود: من میزان علمم، و علی دو کفه‌اش، و حسن و حسین بندهایش و فاطمه آویزه (شاهینش)، و امامان بعدی دستگیره آن هستند، که در آن کار‌های محبان و دشمنان ما وزن و سنجیده می‌شود.

تاعلی داریم هر دم ذکر ما یافاطمه ست
تاعلی داریم محشر شافع ما فاطمه ست

تاعلی داریم با سلمان برادر می شویم

بادعای زینبش مقداد وبوذر می شویم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، neyestan23 ، sagheb ، حضرت عشق
۲۱:۴۱, ۲۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #80
آواتار
بنام خدا
دلایلی بر فضیلت حضرت علی(علیه السلام) نسبت به سایر انبیا
یکی از سؤال کنندگان، صعصعه بن صوحان بود که روایات او حتی در صحاح اهل سنت هم، آورده شده و مورد اعتماد علمای فریقین می باشد. او از امام پرسید «شما فضیلت بیشتری دارید یا حضرت آدم؟» حضرت فرمود: «خوب نیست که کسی از خودش تعریف نماید» لکن از این جهت که خداوند فرموده است: «نعمت های خدادادی به خود را نقل کنید: (وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ) باید بگویم: «من از حضرت آدم افضل ام». صعصعه دلیل این برتری را جویا شد و خلاصه پاسخ امام علی(علیه السلام) چنین است: «برای آدم همه جور وسایل راحتی و آسایش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود این ممنوعیت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالی که من از خوردن گندم منع نشده ام، و چون دنیا را قابل توجه نمی بینم به میل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده ام». منظور حضرت آن است که کرامت و فضیلت افراد نزد خداوند به زهد، ورع و تقوای آن ها است. هر کسی از دنیا اعراض بیشتری داشته باشد، یقیناً نزد خدا مقرب تر است. کمال زهد و تقوی هم، اجتناب از حلال ممنوع نشده است که ایشان این کار را انجام داده اند.
سپس صعصعه پرسید «شما افضل اید یا نوح شیخ الانبیاء؟» حضرت پاسخ داد: «من از نوح افضل ام» و علت این برتری بر نوح را چنین فرمود: «نوح(علیه السلام) قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد، ولی آن ها او را اطاعت نکردند و به آن بزرگوار آزار و اذیت بسیاری رساندند. سپس نوح پیغمبر، آنان را نفرین کرد و گفت: پروردگارا! احدی از کافرین را بر روی زمین باقی نگذار. اکنون با وجود این که بعد از وفات خاتم الانبیا، صدمات و آزار فراوانی از این امت به من رسیده است، هرگز آنان را نفرین نکرده و کاملاً صبر پیشه کردم».
ایشان صبر خود را در خطبه شقشقیه چنین توصیف می کند: «در حالی صبر نمودم که در چشمم خار و در گلویم استخوانی بود.» منظور امام این است که هر کس که بر بلاها و سختی ها بیشتر صبر داشته باشد مقرب تر است.
آنگاه صعصعه پرسید: «شما افضل هستید یا ابراهیم(علیه السلام)؟» ایشان پاسخ داد: «من از ابراهیم افضل می باشم» و دلیلش را در قرآن، از زبان ابراهیم(علیه السلام) چنین می فرماید: (رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَلکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی)؛ پروردگارا چگونگی زنده کردن مردگان را به من نشان ده. خداوند فرمود: آیا باور نداری؟ پاسخ داد: چرا باور دارم، اما می خواهم با مشاهده آن دلم آرام گیرد». اما من گفتم: «اگر کشف حجاب گردد و پرده ها بالا رود، یقین من زیادتر نخواهد شد». منظور امام آن است که علو درجه هر کس، درجه یقین او می باشد که واجد مقام حق الیقین گردد.
در ادامه پرسشِ صعصعه، امام خود را از موسی(علیه السلام) نیز افضل و برتر خواند و دلیل آن را چنین فرمود: «وقتی که خداوند او را ماموریت داد تا به دعوت فرعون به مصر رود، مطابق قرآن مجید، ایشان عرض کرد: (رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ وَأَخِی هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ)؛ «خداوندا من از آنان یک نفر را کشته ام و می ترسم که آنان مرا به قتل

برسانند. برادرم هارون را که زبان فصیح تر و گویاتری از من دارد، با من همراه گردان تا یاور و شریک من در امر رسالت باشد، و مرا تصدیق نماید؛ زیرا می ترسم آن ها رسالتم را تکذیب نمایند».[۶] اما موقعی که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به من مأموریت داد تا به مکه معظمه روم، و آیات اول سوره برائت را در بالای بام کعبه بر کفار قریش قرائت نمایم ـ با آن که در آنجا کمتر کسی را می توان یافت که یکی از خویشان و بستگانش به دست من کشته نشده باشدـ هرگز و ابداً نهراسیدم. امر پیامبر خدا را اطاعت نمودم و به تنهایی مأموریت خود را انجام داده، آیات سوره برائت را بر آنان قرائت نموده و مراجعت کردم.»
این سخن امام کنایه از توکل او به خدا است؛ چون هر کس توکلش بیشتر باشد فضیلت بیتشری دارد و موسی کلیم الله به برادرش هارون اتکا و اعتماد داشت، ولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) به طور کامل به خدای بزرگ توکل و اعتماد نمود.
همچنین امام علی(علیه السلام) خود را برتر و افضل از عیسی مسیح دانست و دلیل آن را نیز چنین بیان کرد: به اذن و قدرت پروردگار، وقتی جبرئیل در گریبان مریم دمید، او حامله شد و زمانی که موقع وضع حملش رسید به مریم وحی شد که: «از خانه بیت المقدس بیرون آی، این خانه محل عبادت است نه محل ولادت و زایشگاه.» به همین دلیل از بیت المقدس بیرون رفت و عیسی در بیابان خشکیده ای متولد شد. اما وقتی مادر من ـ فاطمه بنت اسد ـ درد زاییدن گرفت در وسط کعبه به مستجار کعبه متوسل شد و گفت: بارالها بحق این خانه کعبه و بحق کسی که این خانه را بنا نهاده است، درد زایمان را بر من سهل و آسان گردان. در همان وقت دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه با ندای غیبی به داخل خانه راه یافت، من در همان خانه کعبه متولد شدم.
بنابراین چون مکه معظمه بر بیت المقدس برتری دارد و مریم از زادن عیسی در بیت المقدس ـ مکانی پائین تر از مکه ـ نهی شد؛ ولی مادر علی(علیه السلام)، برای زادن او به درون کعبه ـ مکانی برتر از بیت المقدس ـ دعوت شد، بدین جهت روح، نفس و بدن او از عیسی پاکیزه تر است.

بالاخره کسانی چون ابن ابی الحدید،فخر رازی، شیخ سلیمان بلخی حنفی و بسیاری دیگر، حدیث زیر را از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل نموده اند که فرمود: «هر کس می خواهد به علم آدم نظر کند، به علم علی توجه کند. هر کس می خواهد حقیقت تقوای نوح و حکمت او را ببیند و نیز حلم و خلت ابراهیم، هیبت موسی و عبادت عیسی را ببیند پس به سوی علی بن ابی طالب(علیه السلام) نظر کند». بالاخره میرسید علی همدانی شافعی در پایان این حدیث می افزاید: «نود خصلت از خصلت های انبیا در حضرت علی(علیه السلام) جمع می باشد که در کس دیگر نمی باشد». البته تشبیه نمودن علی(علیه السلام) به آدم از بعد علم، بدان جهت است که خداوند در قرآن مجید می فرماید: (وعَلَّمَ آدَمَ الأسْماء کُلَّها)؛ «خداوند همه اسماء را به آدم آموخت» و تشبیه نمودن حلم علی(علیه السلام)به حلم ابراهیم از آن جهت است که خداوند در سوره توبه فرمود: (إنَّ إبْراهِیمَ لأوَّاهٌ حَلیمٌ)؛ به درستی که ابراهیم بردبار و حلیم بود». .
بنابراین چنانچه کسی در ویژگی بارز هر یک از انبیا با آن نبی مساوی شد می توان نتیجه گرفت که تمام ویژگی های همه انبیا را دارد و لذا برتری او بر آن ها اثبات می گردد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: neyestan23 ، aboutorab ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا