تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: برای ابراهــــیم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
دوستان گرامی ام... بحث، موضوع سینماست. آن هم سینمای دفاع مقدس، سینمای انقلابی.

چرا همش تصور میکنید ما داریم دعوا میکنیم. Big Grin

خب اگر با این شکلک ها کار درست می شود بفرمایید:

جناب درست پسند گرامیHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart .... الی آخر.

الف) در مورد فیلم چ :
1- منتقدین دغدغه مند و انقلابی این فیلم را تحسین کردند. منتقدین مخالف اعتراف کردند که اثر درجه یک این روزهای سینمای ماست.
2- فیلم چ همانطور که در بالا هم آوردم، تنها و تنها اشاره ای بود به اینکه این فیلم تنها یه حرف است در مقابل شخصیت عظیم شهید.

3- تا الان من یک خانواده شهید ندیدم، که از این اثر بد بگه.... از همسر شهید طهرانی مقدم بگیرید تا همسر خود شهید وصالی که در فیلم موجود هست....

ب) در مورد توهین:
1- چرا دروغ بگم، ابتدا برگشتم به ارسال قبلی و کلی ازش اشکال فنی و ادبی از بی حیا خواندن تا نفهم دانستن و...... (با همون روش آشنا) درآوردم و آماده ارسال کردم ولی دیدم در راه رضای الهی نیست و کار، کار شیطان است...(حالا مگه همه کارهام برای رضای الهی بوده؟؟؟؟SadSad) خلاصه بی خیال قسمت ب شدم.

ولی برای ماخانواده شهدا هرچند نفهم،عمو ابراهیم همچنان هست با همه نقص ها و کاستی ها و بلندی هایش.Angel
با سلام .

بنده هنوز فیلم چ رو ندیدم و از اثار اقای حاتمی کیا هم خوشم نمیاد ...یعنی کلا من داخل ایران کارگردان نمیشناسم !
ولی خدا وکیلی این استدلال از کجا اومده ؟

نقل قول:عجب اسمی... چ... تلفظش من رو یاد یه نفر به اسم «چه» میندازه...
چه گِوارا.
آیا اسم این فیلم، «چه» رو در ذهن تداعی نمیکنه؟
عجب تصادف عجیبی!
اگر اینطور باشه،(فعلاً تا اثبات مونده)
آیا این به معنی وام گرفتن از اون شخصیت نیست؟
اینکه در راه تشریح یک شخصیت، از شخصیت دیگری وام گرفته بشه، معناش چی میشه؟
اگر شخصیتی که ازش وام گرفته میشه از اولیای الهی باشه، این کار نه تنها اشکالی نداره، بلکه به شخصیتی که تشریح میشه ارزش می‌بخشه.

با این سبک استدلال من هم نتیجه گرفتم چ یعنی چاله و چوله که نشان از اسفالت نامناسب خیابان های تهران داره Big Grin, انصافا اینقدر اسم نامشخصه ؟ من خودم هم با اسم فیلم مشکل داشتم احساس میکردم اسم پست مدرنیستیه ولی وقتی حرفای سید رو خوندم مبنی بر :

نقل قول: 2- فیلم چ همانطور که در بالا هم آوردم، تنها و تنها اشاره ای بود به اینکه این فیلم تنها یه حرف است در مقابل شخصیت عظیم شهید.

با توجه به نیت خیر ایشون ابتدا به خاطر این اسم هوشمندانه تبریک میگم ( هر چند که فیلم هاشو تاحالا ندیدم ) اینجا هم خنده حلال نیست که واسه یه شکلک مثه >>>Big Grin فلسفه لذات گرایی و خودفروشی شخصیت واسش مینویسین ! اصلا تا حالا فیلم و دیدین که واسش تحلیل از چگوارا و مارکسیست مینویسین ؟
سلام خدمت دوستان .........
.
.
.
گفتم منم به نوبه خودم تبریک بگم به آقای حاتمی کیا ..... امروز فیلمشونو تو آمفی تاتر دانشگاه ما اکران کردن .........
راستی به نمایندگی از بقیه بچه ها از این که وقتشون رو گذاشتن و فرصت یه تماس تلفنی زنده رو بعد فیلم به ما دادم با هم تشکر میکنم ...........................
فیلم واقعا خوب بود ............
خستنه نباشی ابراهیم حاتمی کیا ....
(۱۳/اسفند/۹۲ ۰:۰۰)MaTeY نوشته است: [ -> ]سلام مجدد،

دوستان گرامیِ مخالف [بحث جناب درست پسند] ، سید بزرگوار و دوست عزیزم عبدالرحمن ... ببخشید میپرم وسط بحثتون ولی خواهشاً و لطفاً با نظرات مخالف طوری [چکشی] برخورد نکنید که کسی دیگه جرئت نکنه نظر بده !
سلام
خدا خیرتون بده که به انصاف توجه دارید و ویرایشی هم انجام دادید در مورد قسمتی از توهین‌ها.
شما و دیگران در مورد حمایت از نظرات مختلف آزادید، حتی وقتی که از ارسالی مانند ارسال 15 حمایت کنید که دیگران رو با خیال جمع بی‌دانش به حساب میارن. اما بنده نیز آزادانه از این کار گلایه خواهم کرد.

البته بنده که کسی نیستم که جرأت نکنه دیگه نظر بده، و اتفاقاً معمولاً اینها رو در تشریح موضوع بحث داخل می‌کنم. جالبه که اینجا حرف من در مورد فیلمها هم همین بود که نمیشه با باطل از حق دفاع کرد. بنابراین از این مسیر بحث رو پیگیری خواهم کرد.

(۱۳/اسفند/۹۲ ۰:۰۰)MaTeY نوشته است: [ -> ][به جمع]: خیلی ریلکس تر و آروم تر میشه بحث کرد. مگه پدر کشتگی داریم با همدیگه !
فکر می‌کنم «جمع» شامل من هم میشه.
کجای حرف من واکنش غیرمناسبی بود؟ دوست دارم بدونم تا در صورت صحت، اصلاح و معذرت‌خواهی کنم، و در صورت وجود شبهه برطرف کنم.

(۱۳/اسفند/۹۲ ۰:۰۰)MaTeY نوشته است: [ -> ]ازین قلبا [Heart] آخر ارسالاتون برای همدیگه بذارین
تشکر از حسن‌نیت شما، اما قلب لازم نیست کسی بذاره برای کسی.Smile
بحث میتونه کاملاً بدون ابراز محبت و در عین حال مثبت باشه.
کافیه که گمان نشه که توهین با ظاهر مؤدبانه(اصطلاحاً فحش پاکتی) بی‌اشکاله.

خدا میدونه که من چقدر کار می‌کنم روی حرفی که میخوام بزنم و بعضی مواقع در مجموع بیش از یک ساعت از اوقات فراغتم از کار، صرف تحقیق و نگارش یک ارسال میشه(در مورد ارسالهای بزرگتر ممکنه بیشتر هم بشه) و چقدر ناراحت‌کننده است که بعضی مواقع می‌بینم همه‌اش رو خیلی راحت، روی هوا، بدون هیچ استدلال مربوطی، باطل میدونن و مردود اعلام میکنن. چندین بار این مسئله اتفاق افتاده. اگر بخواین چند نمونه رو لینک میدم از درون چند تاپیک.
بسیاری از افراد به خودشون زحمت نمیدن که اگر منظوری رو نفهمیدن برگردن دوباره بخونن، بلکه فقط اگر جملات ساده باشه - ولو کاملاً بدون استدلال - می‌پذیرند و اگر مطلب ساده نباشه و پی بردن به صحتش نیاز به تدبر داشته باشه تلاشی در این راه نخواهند کرد.

(۱۳/اسفند/۹۲ ۰:۰۰)MaTeY نوشته است: [ -> ]تذکر: دوستان دیگه ای هم که بحثا رو دنبال میکنن ولی تو بحثا شرکت نمیکنن، لطفاً آتیش بیاره معرکه نشن ! باتشکر.
نمیدونم آیا به غیر از ارسالی که پاسخش رو داده بودم ارسال دیگری بوده یا نه، اما حرف اون خانم در بیان سوءتفاهمی که در مورد توهین کردن بنده داشتن، اتفاقاً خیلی بجا بود، تا برطرف بشه. گلایه دارم از اینکه حذف کردید، چون باعث شد این سوءتفاهم پابرجا بمونه.Dodgy
بنابراین دوباره بخشی از توضیحاتم رو میارم برای اونها که در مورد صحبت بنده خواهان دونستن هستن(یه‌خورده تغییرش دادم تا اگر احتمالاً قاطعیت زیاد اون ارسال در نظر شما مشکلی داشته، برطرف بشه):
{
براساس خود بحث‌ها نمیتونیم در مورد درک و فهم دیگران ادعایی بکنیم، چون هم ممکنه ما اشتباه کنیم، هم توهین هست، اما از روی جنبه‌ی گناه و صواب صحبت‌ها میشه فهمید که چقدر باید انتظار درک و پذیرش اونچه که احیاناً حق باشه رو داشت و به تبع اون در توضیح اصرار داشت. این در مورد صحبتم در مورد «توان فهم». مسلماً توهین هم نیست که در صورت مشاهده‌ی یک توهین به این موضوع فنی اشاره کنیم.

همچنین ما هرگز نمیتونیم بدونیم که می‌فهمیم یا نمی‌فهمیم، بلکه فقط میتونیم برای فهمیدن تلاش کنیم، پس اگر زحمت ِ با دقت خوندن نظر دیگران رو به خودمون ندیم، قطعاً در اونچه که از دستمون برمیومده کم گذاشته‌ایم. این هم در خصوص اینکه گفتم در مورد فهم خودم کم نذاشتم.
}


(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]لطفاااااا
آرامتر گفتمان کنید
سلام
در مورد طرز صحبت خودم کامل توضیح داده‌ام، و از هرگونه بحثی هم که بخواد نقد کنه اسقبال می‌کنم تا اگر باز هم شبهه‌ای وجود داره برطرف بشه.
در مورد پاسخ‌ها هم می‌بخشید که ریز به ریز نقل‌قول می‌کنم و بعضی مطالب رو در پاسخ به تکه‌های بعدی دوباره بازگو می‌کنم. قصدم از این کار اینه که توضیحم کاملاً مفصل باشه.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]اینطور برداشت میشه که یه طرف داره حاتمی کیا رو کلا میکوبه یکی کاملا بردتش بالا،
کوبیدن اینه که در مورد چیزی تبلیغ منفی ِ به دور از انصاف کنیم.
اما اگر واقعاً مواردی وجود داره - که خودتون هم قبول دارید وجود داره - آیا گفتنشون میشه دور از انصاف؟

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]در مورد فیلم خاک سرخ جناب درست پسند حق دارند، اما نه اینکه ما هم در مورد پوشش خانم اسکندری مشکل نداشتیم، بله داشتیم، واقعا مورد داشت و جواب اقای حاتم کیا به اون پسر تقریبا یازده دوازده ساله( در برنامه تقدیر از بازیگران فیلم با حضور کارگردان و عوامل که از تلویزیون پخش شد) درست نبوده، اما بعد از اون مسئله که خانم اسکندری به سمت جنوب حرکت میکنن فیلم روال خوبی داشته
بیشتر بیننده ها هم نظرشون همین بوده،
منظور اینه جنبه های مثبت فیلم غلبه داشت ولی ما هم بخاطر اون مورد نگذشتیم از ایشون
، قطعا جناب سید ابراهیم و دوستان دیگه هم با این قضیه مشکل داشتند، منتها فقط همین تکه فیلمو نگرفتند و بلد نکردند مثل شما
من به شخصه خجالتم میشد وقتی اون اقا میخواست شباهت خانم اسکندری رو با پدرشون بیان کنند قشنگ رفتند تو صورت ایشون، میتونم به جرات بگم فاصله چند سانتیمتر بود.
درسته که بنده گفتم که اشکال‌هایی غیرقابل‌گذشت وجود داره،
اما:

1. در این مورد اشتباه می‌فرمایید که بنده میگم هیچ عنصری درون فیلم نیست که بتونه خوب تلقی بشه.
من میگم وقتی میخوایم حق رو تبلیغ کنیم، نمیشه درونش باطل داخل کنیم.
اهل باطل برای حق جلوه دادن باطلشون کمی حق قاطی‌اش میکنن، ولی اهل حق نمیتونن برعکس این کار رو بکنن، چون در این صورت کارشون به باطل متمایل میشه.

2. در این مورد اشتباه می‌فرمایید که بنده موضوع رو پررنگ(بلد) کرده‌ام، بلکه موضوع خودش پررنگ بوده.
هممون میدونیم که نمیشه روزبه‌روز بیشتر دنبال نفس رفت و همچنان در راه خدا بود.
حجاب از بزرگترین عواملی هست که جامعه رو از رواج فساد حفظ میکنه، و علت اینکه کمتر از بقیه‌ی دنیا سبک‌زندگی آمزیکایی رو پذیرفته‌ایم حجاب بوده، و عامل اینکه کم‌کم داریم با سر توی فساد میریم، در هر مرحله که پیش‌تر میریم، شروعش قطعاً از بی‌حجابی و رعایت نکردن حدود در روابط هست.

احتمالاً یک اشتباه دیگر که در مورد صحبتهای بنده وجود داره اینه که گمان میشه منظور از ترویج بی‌حجابی در فیلم صرفاً نمایش یک فرد بی‌حجاب یا رفتار خارج از حدود هست، بلکه منظور وجهه بخشیدن به اونها با عناصر فیلم هست. بخشی از اون به این صورت هست که حرف ِ نمای دوربین با استفاده از خصوصیات خارج از حجابِ یک چهره یا رفتارِ خارج از حدود بیان بشه و با استفاده از اون بر حسّ مورد نظر تأکید بشه، و بخش دیگری از اون، وجهه بخشیدن به وسیله‌ی داستان هست.

مسلماً این کار به معنی گسترش اون هست، هر چند سازنده چنین نیتی نداشته باشه. نیت فرد چیزی هست که خدا میدونه و عملش بر اساسش حساب میشه، اما ماهیت کار چیزی هست که ما داریم در موردش صحبت می‌کنیم.

آیا ترویج بی‌حجابی صورت نگرفته است؟
  • شاید حجاب شل نیکی کریمی توی «بوی پیراهن یوسف» الآن برای بعضی‌ها عادی شده باشهDodgy، اما در نظر بگیرید که این کار در اون زمان یعنی چی! اون زمان تازه داشت شروع می‌شد که مو‌ها یه‌ذره از جلوی روسری بیرون باشه. اصلاً از این خبرهای الآن نبود. به بهانه‌ی اینکه دختره از خارج اومده!
  • در «به رنگ ارغوان» تأکید بر خصوصیات چهره شدت بیشتری دارند، مانند مکس‌های طولانی روی نمای بسته‌ی صورت و یا حتی نمای بسته از اعضای صورت!(واقعاً خجالت داره اهتمام به تحصیل جذابیت بصری از چهره‌ی زنان) آیا نمایش کار گریمور با سایز کینگ‌کونگ در وسط سِن جزئی از مشغولیات شیطان‌صفتانه‌ی هالیوود نیست؟ چطور میشه کار شیطان رو تکرار کرد و ارزشها رو بجای لگدمال ترویج کرد؟
    همچنین ترویج رفتار خارج از حدود رو نیز می‌بینیم. شب‌نشینی دخترها و پسرها در کافه، تا حدی که بهش وجهه داده نشه باعث وجهه بخشیدن به هیچ‌چیز نمیشه، اما وقتی «سروان احمدی» با اون شخصیت‌پردازی از راه سر میرسه و به نحوی که مخاطب بخنده میگه «با هم قاطی نشید»، مسلماً به این کار وجهه داده میشه.Angry البته صورت قاطی نشده‌ی این جمع هم مسلماً حدودی داره که شامل ساز زدن نمیشه، پس وقتی حرف و حسّ فیلم با استفاده از ساز زدن ارغوان بیان میشه، به خارج شد از اون حدود هم وجهه داده میشه.

بت اصلی که باید شکسته بشه نفس هست.
ریز پا گذاشتن تلذذ نفس، تنها داشته‌ی یک مؤمن هست و به وسیله‌ی اون هست که نزد خدا ارزش پیدا میکنه.
اگر خدمت به نفس بجای تقوای الهی و اخلاص قرار بگیره، مسلماً انقلاب به قهقرا میره، همونطور که در این سالها رفته.
کاملاً بی‌اساس هست اگر فکر کنیم انتهای این لذت‌پرستی جز خواری و بیچارگی خواهدبود.

سوره اسراء، آیه 16: وَ إِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا
و چون بخواهيم شهرى را هلاک كنيم، خوشگذرانانش را وا می‌داريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند، و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد، پس آن را [يكسره‏] زير و زبر كنيم.

امکان نداره گناه از عذاب جدا باشه و رستگاری از تقوا جدا باشه.
هیچ‌کجای حق از هم جدا نیست.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]فیلم ارتفاع پست که من اصلا دوست نداشتم، و نمیدونم واقعا کسی هست که از این فیلم خوشش اومده باشه یا نه؟؟؟؟
البته که هستند:
یک نمونه‌اش کسانی که جنبه‌های منفی اثر رو خیلی راحت با جنبه‌های به‌ظاهر مثبتش جمع میزنن(در حالی که بعضی جاها باید ضرب کنن، یعنی معنای اینها روی معنای اونها تأثیر میذاره).
یک نمونه دیگرش هم کسانی که اون جنبه‌های منفی رو می‌پسندن.

ابتدا یه‌خورده در مورد جنبه‌ی منفی صحبت کنیم که چرا میگیم منفی هست.
شاید تصور بشه «اینکه یک مأمور بد نشون داده بشه، کوبیدن مأموران اون نیرو نیست».
پاسخ اینه که در مورد فیلم، چیزی که اهمیت داره کارکرد و حرفی هست که به تبع ماهیت خودش میزنه، نه حرفی که ممکنه دلش بخواد با نماد یا هرچی بزنه.
توجه به صرف ِ حرف گوینده، مربوط به «بحث‌ها» هست(جالبه که کسانی که بحث‌ها رو مانند یک نوشته‌ی احساسی میخونن و مانند یک نوشته‌ی احساسی نسبت بهش واکنش میدن، در مورد فیلم نظرشون اینه که باید به حرفی که دلش میخواسته بزنه نگاه کرد! یعنی کاملاً برعکس جایگاه هر دو!).

در مورد شخصیت مأمور اول در «ارتفاع پست»، مثل روز مشخصه که در میان خیلی از مردم چه نگاهی به شخصیت مأمور اول میشه. اگر در اطرافیانتون افرادی ندارید که دیدگاهشون از منافقین داخل و یا کفار بی‌بی‌سی تأثیرپذیرفته باشه، حرف بنده رو قبول کنید که دیدن چنین چیزی توی فیلم چه دیدگاهی رو در نظرشون وجهه می‌بخشه.

هممون میدونیم بعضی تفکراتی که منافقین داخل و کفار خارج راجع به دلسوزان نظام و تابعین ولایت گسترش داده‌اند، شامل چه دید سیاهی نسبت به سپاه و نیروی انتظامی و بسیج میشه. مأمور خطاکار داریم، اما اون دیدی که میگه بخش مشخصی از اونها خطاکارند، به روشنی دچار اشتباه شده.

این نوع تفکرات در دوران به‌اصطلاح اصلاحات توسط جریان دوم‌خرداد بطور آشکار در بسیاری از فیلمها تبلیغ شد. نمونه‌هایی از این فیلمها اونقدر در این کار از منطق به دورند که واقعاً به هجو شبیه هست(مثل فیلم «آواز قو») تا جایی که شاید کسی که فقط تکه‌ای از فیلم رو ببینه، اونها رو یک نوع کمدی به حساب بیاره و بهش بخنده(واقعاً به صحنه‌هایی از سیاه‌نمایی‌های فیلم «آواز قو» میشه با صدای بلند خندیدSmile بخصوص دیالوگ‌ها و حرکات جمشید هاشم‌پور که میخواد یک جوونک دوم‌خردادیزه شده‌ی سیاه‌بین رو آروم کنه).

ما از یک کارگردان ارزشی انتظار نداریم با این حرکات همراه بشه، ولی با کمال تعجب توی «به رنگ ارغوان» می‌بینیم پرداخته میشه به تصویری که نزد جوونک‌های اون‌روزهای طرفدار دوم‌خرداد کلیشه شده از مأموران انتظامی، از جمله اونچه که با شخصیت «سروان احمدی» و پیرامون اون شکل میگیره.
بخشی از این تصویر مربوط به «برخورد با روابط خارج از حدود» هست که در نقل‌قول قبلی توضیح دادم.
بخش دیگری‌اش مربوط میشه به نگاهی که در مورد حکومت ترویج میشه.
مثلاً در یکی از سکانس‌هایی که استاد کلاس رو در جنگل برگزار کرده، همراه با صدای اره‌های برقی، «سروان احمدی» سر میرسه و شروع میکنه به گرفتن اشکالات بی‌مورد، و در جواب استاد که میگه اینجا کلاس درسه و ازش میخواد بره بیرون، همراه با تأکید بر واژه‌ی «جنگل» میگه «اینجا جنگله، جنگل هم حوزه‌ی استحفاظی بنده است» !!DodgyDodgy
این حرف بسیار تأمل‌برانگیز هست، و اگر نگیم که حتماً معنای بدی در نظر سازنده بوده، به قطع می‌توان گفت که معنی‌های بسیاری با توجه به دامنه‌ی افکار هر بیننده داره. این اسمش میشه کارکرد اثر، همون چیزی که کارگردان باید بَرِش تسلط داشته باشه، همون چیزی که هالیوودی‌ها خوب بَرِش تسلط دارن.
به اینها میشه لهجه‌ی «سروان احمدی» رو هم اضافه کرد، که در نزد مخاطبی که لهجه‌ی شهرستانی رو براش در شخصیت‌های بی‌سواد و بی‌دانش کلیشه کرده‌اند، بی‌منطقی موجود در رفتارش و بی‌قانونی‌ای که در اون دیالوگ ازش حرف میزنه و انگار بر اعمالش اصرار داره رو وحشتناکتر میکنه.
و سپس استاد کلاس رو تعطیل میکنه و میگه «درس همین بود که ملاحظه کردید»DodgyDodgy

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]یا فیلم دعوت، اصلا تعجبم شد از حاتمی کیا، با اون حجاب های خانمها تو فیلم!!!!
بحث من اینه که ما باید از این قضایا استنتاج هم بکنیم.
مسلماً از زیرپا گذاشتن ارزشهایی اساسی مانند حجاب، نتیجه‌ای جز «اختلاف منش» گرفته نمیشه.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]به نظر همه شما دوستان گفتگوکننده هدف وسیله رو توجیه میکنه؟؟؟؟؟
نه
مسلمـــــــــــــا نه
من خودمم انتقاد دارم

اما
در بالا کامل عرض کردم که به چه دلیل «اما» نمیتونه وجود داشته باشه.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]ایشون فیلمهای خوب هم داشته مثل بوی پیراهن یوسف
در این مورد قبلاً توضیح داده‌ام.
این فیلم در زمان خودش، شاید مساوی با «دعوت» در زمان حال باشه.
توجه بفرمایید.
ما چی میتونیم دریابیم از اینکه فرهنگ‌سازان ما همیشه، هر وضعی که جامعه داره، یکی دو قدم از جامعه "باز"ترند؟
میتونیم دریابیم که دارن جامعه رو به اون سمت می‌برن.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]من قبلم گفتم اسم مناسبی برای فیلم انتخاب نشده،
یعنی چی "چ"؟!!
یعنی هیچکی نبوده یه اسم مناسب که واقعا در شأن شخصیت شهید چمران باشه انتخاب کنه

اما واقعا نمیشه گفت "چ" برمیگرده به چه گوارا
آخه این دو چه ربطی به هم دارند؟
چه ربطی به محتوای فیلم داره؟
چه گوارا چه ربطی به شهید چمران داره؟
من نه تنها قطعی نگفتم، بلکه قطعی نگفتنم رو پررنگ کردم، و بعد که طرف بحث این قضیه رو قطعی فرض کرده بود، در جوابش بر قطعی نبودنش تأکید کردم! اینجاست که می‌فهمم حرفهای من چقدر با دقت خونده میشه.Sad

ولی اینکه می‌فرمایید «چه ربطی داره»، پس حتماً نمیدونید چه‌گِوارا کیه. بعد از اینکه همراه فیدل کاسترو 50-60 سال پیش جنگهای چریکی برای انقلاب نظامی سوسیالیستی در کوبا رو رهبری کردن، و برای مقابله با آمریکا با شوروی هم‌پیمان شدن(فیدل کاسترو بعدها اظهارنظری داشته که شیوه‌ی انقلاب ایران چقدر افتخارآمیز هست) برای راهبری نبرد به کشورهای دیگری رفت و دستگیر و کشته شد. خیلی وقته که تبدیل شده به نماد چریک انقلابی. عکس معروفش که روی پیراهن‌ها میندازن رو احتمالاً دیده‌اید.

[تصویر: 330px-ZZZ_wiki13.jpg]

خیلی مواقع اختصاراً با «چه» بهش اشاره میکنن(این رو حتی صفحه‌ی ویکیپدیا هم نوشته) و بخاطر همین، چندمین باری که «چ» رو شنیدم در ذهنم تداعی شد. اصلاً قطعی نیست، ولی تصادف عجیبیه، و هر چند از نظر من جنایت هست، می‌بینید که بعضی‌ها حتی میتونن توجیهش هم بکنن، و این باعث میشه کاملاً محتمل باشه، بخصوص با توجه به ایده‌های مکش‌مرگ‌مای معمول حاتمی‌کیا.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]کلا خوبه که بر فیلم باشیم نه در فیلم
؟
اگر منظورتون این هست که «باید به اونچه که فیلم میخواسته بگه نگاه کنیم، نه اینکه هرچه در فیلم به نظر میومد بگیریم» در بالا کاملاً توضیح دادم که به چه دلیل چنین چیزی در مورد فیلم غلط هست. این در مورد «بحث‌ها» صحیح هست، و اتفاقاً بخشی از گلایه‌ی ما بخاطر نوع برخورد با صحبت بنده، بخاطر همین هست.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]چه بسا فیلمی رو یه کارگردان ناشناخته بسازه و خیلی خوب باشه
و فیلمهایی که کارگردان مشهوری مثل حاتمی کیا بسازن و خوب از اب درنیاد، یا بعضی جاهاش خوب از اب درنیاد
البته حتماً مستحضرید، ولی اجازه بفرمایید تأکید بکنم که: «خوب در اومدن» رو نمیشه در مورد چیزی که عمدی انجام میشه بکار برد.
فیلمها با برنامه‌ریزی زیاد و توجه به جزئیات ِ تک‌تک ِ اونچه که در فیلم ثبت میشه ساخته میشن.
یعنی وجود یک امر اشتباه در فیلم، اینطوری نیست که سهواً خطایی رخ داده باشه یا یک لحظه شیطان گولشون زده باشه، بلکه صرفاً به علت عدم اعتقاد به اشتباه بودن اون هست.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]به هرحال
اقای حاتمی کیا هم کم سختی نکشیدن، ولی خب هر کسی که مسئولیت بزرگی رو قبول میکنه سختی هاشو هم باید به جون بخره،
دقیقاً.
در نقد، رحم کردن به چیزهایی که درست نیستن ظلم به حقیقته.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]من که فیلمو ندیدم همینکه خانواده های شهدا راضی بودند یه قوت قلبه البته بازم باید فیلمو دید و نظر داد.
دقیقاً.
ولی البته صحبت اصلی بنده از اول در مورد فیلم نبود. در مورد این بود که تعهد به ارزشهای اساسی‌ای مثل حجاب، لزوم و وجوبش غیرقابل‌انکار هست.

(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۶)سیمرغ نوشته است: [ -> ]لطفا جسارت بنده رو ببخشید
موفق باشید
خواهش می‌کنم. بحث مثبت هرگز دارای اشکال نخواهد بود، بلکه شما لطف فرمودین.
باز هم می‌بخشید که بیش از حد تفصیل دادم.


(۱۳/اسفند/۹۲ ۸:۰۱)رضوانه نوشته است: [ -> ]میدونید یه مشکل اساسی چیه
دیدگاه همگیمون رو میگما
اینکه تا یکی میخواد توی فیلمهاش به جوونای این کشور امید بده....راه روشن و مسیر حقیقیشونو نشون بده....انقدر میکوبنش که بیچاره دیگه نتونه راه بره....
ببینید حرف من به شما اینه که وقتی بعضی ها دقیقا دارن با هدف پشت ایشون رو خالی میکنن٬من و شمایی که توجیه هستیم که نباید پشت ایشونو خالی کنیم....
نمیدونم چطور بگم....ما توی سینمامون خیلی از این مهره ها نداریم...
این مهره ها واسه تفکر ما حکم طلا رو دارن...
با هم باشیم...
با هم باشیم...
تو رو قرآن با هم متحد باشیم!
پاسخ شما بعد از نقل‌قول سوم خانم سیمرغ(1 و 2) در بالا هست.
در مورد کوبیدن هم در نقل‌قول‌های دیگر توضیح داده‌ام.

(۱۳/اسفند/۹۲ ۸:۰۱)رضوانه نوشته است: [ -> ]در ادامه ابراهیم حاتمی‌کیا در برنامه راز صراحتا در برابر فیلم جدایی نادر از سیمین و نگاهش به جامعه امروز ایران موضع گرفت:

باید در فیلم امید داده شود. من نمی‌بخشم خودم را که در فیلمم مخاطب را ناامید کنم. در این کائنات و جهان به این بزرگی من چه کسی هستم که یخی را به جان جامعه بیاندازم و نوید پوچی به جامعه بدهم. یا القا کنم که آسمان ابری است و هیچ سوراخی جهت عبور نور امید وجود ندارد. این کار خیلی بی‌انصافی است و خیلی بی‌اخلاقی است. خفقانی که هنرمند با هنرش ایجاد می‌کند صد برابر بدتر از خفقان سیاسی است. نباید در فیلم‌مان بگوییم که هیچ امیدی نیست و نشان دهیم که همه دروغ می‌گویند. بچه و بزرگ دروغ می‌گویند. همه جبرا دروغ می‌گوییم و تقصیر خودمان نیست و در آخر نتیجه‌گیری کنیم که برویم آن سوی آب. متاسفم که به چنین شرایط هنری رسیده‌ایم.

...

همشهری جوان: آقای حاتمی‌کیا دربرنامه راز به نوعی گفت که فیلم‌های شما تماشاگر را ناامید می‌کند و این نهایت بی‌اخلاقی است. نظرتان درباره این حرف چیست؟

فرهادی: ایشان باشعورتر از آن هستند که این حرف را از سر اعتقاد و صداقت گفته یاشند. بگذریم...
این موضع‌گیری‌ها کاملاً ممکنه که واقعی باشن،
اما درستش اینه که در تشخیص جایگاه افراد، به این جریانات نگاه نکنیم، و فقط با مطالبه‌ی خود ِ مطلوب(ارزشها) کار داشته باشیم.
تنها در این صورت هست که میتونیم مطمئن باشیم سرمون کلاه نمیره.
اینجا هم به همین موضوع اشاره کرده بودم:
نقل قول:اینقدر بلاها هست که سیاستمدارها میخوان سر هم بیارن، و فقط تنها راه فریب نخوردنشون اینه که به بازی همدیگه و همچنین لبخندها و «ننه من غریبم» و ... نگاه نمیکنن. مثل شعبده‌بازهایی که میدونن تنها چیزی که در کار همکارانشون قرار نیست واقعی باشه، حرکت دست‌هاست. مطمئن باشید که بدون ایستادن روی اصل‌ها و مطالبه‌ی اصل‌ها هیچ راهی برای مقابله با سیاست‌ها وجود نداره(نمیگم «اصول» چون تا حدودی تبدیل به اصطلاح شده).


(۱۳/اسفند/۹۲ ۱۰:۰۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]خب اگر با این شکلک ها کار درست می شود بفرمایید:

جناب درست پسند گرامیHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart .... الی آخر.
(۱۳/اسفند/۹۲ ۱۰:۰۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]ب) در مورد توهین:
1- چرا دروغ بگم، ابتدا برگشتم به ارسال قبلی و کلی ازش اشکال فنی و ادبی از بی حیا خواندن تا نفهم دانستن و...... (با همون روش آشنا) درآوردم و آماده ارسال کردم ولی دیدم در راه رضای الهی نیست و کار، کار شیطان است...(حالا مگه همه کارهام برای رضای الهی بوده؟؟؟؟SadSad) خلاصه بی خیال قسمت ب شدم.
نخیر!
نشد!
اگر از نظر شما اشکالی در حرف زدن یک نفر - مثلاً من - وجود داره، باید بگید تا نوع صحبت کردنش رو درست کنه و معذرت‌خواهی کنه.
آیا این در راه رضای الهی نیست و کار شیطان هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
بلکه اینکه فکر کنید اجازه دارید با کلمات معمولی توهین کنید کار شیطان هست.
اینجا داریم بحث می‌کنیم.
اگر فکر می‌کنید نظر طرف مقابل غلطه، بگید، بپرسید، توضیح بدید، بحث کنید، نه اینکه از بحث کردن و استدلال گریزان باشید و فقط نظرتون رو حکم کنید که «چنین توهین‌هایی در صحبت شما بود، ولی من نیاوردم»!!!
اینجوری فقط نتیجه‌اش این میشه که نظرات اشتباه رو درون کسی که نظرش اشتباهه(هرکی) حفظ می‌کنید.

بنده فعلاً تا پیش از روشن شدن بحث توهین، با شما و اونهایی که اونها رو شایسته دیدند، در مورد موضوع دیگری صحبت نخواهم داشت.
جالبه که اصلاً ایراد اصلی‌ای که به فیلمها گرفتم همین ایرادی هست که در مورد صحبت شما مطرح می‌کنم.
بحث من در مورد فیلمها فقط همین بود که:
«چطور جایز میدونن که باطل قاطی حق کنن؟».
در مورد شما هم همینه:
«بر فرض که من نظر اشتباهی می‌دادم. چطور جایز میدونین که در دفاع از چیزی که حق می‌پندارید، توهین بکار ببرید؟»
همین.

اگر ده‌هزارتا شکلک قلب هم بذارید، ولی اعتقادی به زشتی توهینی که انجام دادید نداشته باشید، چه ارزشی داره؟
اگر ده‌هزارتا فیلم از رزمنده‌ها ساخته بشه ولی حجابی که اونقدر در وصیت‌نامه‌هاشون توصیه شده در جلوی میلیون‌ها نفر بی‌هیچ دلیلی لگدمال بشه و بی‌حجابی ترویج بشه، این مثبته یا منفی؟

(۱۳/اسفند/۹۲ ۱۰:۰۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]ولی برای ماخانواده شهدا هرچند نفهم،عمو ابراهیم همچنان هست با همه نقص ها و کاستی ها و بلندی هایش.Angel
اولاً که به چه جرأتی چنین نسبتی رو در مورد دیگرانی غیر از خودتون بکار می‌برید؟ حتی اگر خودتون هم جزئشون باشید باز هم حق ندارید از بقیه مایه بذارید.
ثانیاً اینجا کی به شما گفت «نفهم» یا حرفی زد که به هر صورت می‌شد چنین معنایی ازش برداشت کرد؟ اگر راست میگید، بگید کجا بوده، بحث کنید، نه اینکه طوری وانمود کنید که انگار من چنین حرفی زده‌ام!

(۱۳/اسفند/۹۲ ۱۰:۰۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]دوستان گرامی ام... بحث، موضوع سینماست. آن هم سینمای دفاع مقدس، سینمای انقلابی.

چرا همش تصور میکنید ما داریم دعوا میکنیم. Big Grin
من یکی که دارم دعوا می‌کنم با کسانی که اظهار اسلام میکنن و میدونن خدا چه چکمی داده، ولی نمیدونن حکم خدا یعنی چه و نمیدونن که امکان نداره که زیرپا گذاشتنش در جهت صلاح دینشون باشه و باعث نابودی دینشون نشه.
واقعاً هم دعوا داره که یادشون رفته باشه که شهدا می‌فرمودند «خواهرم، سیاهی چادر تو از خون سرخ من رنگین‌تره» و گمان کنن دارن از شهدا تجلیل میکنن!
اونها در راه خدا جان پرارزششون رو به بهشت رضوان الهی ارزان فروختند و عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقون شدند.
زمین تا آسمون راهشون متفاوته با کسانی که گفتگوی بهشت نزدشون جایگاهی نداره و دلشون راضی میشه که احکام خدا رو زیرپا بذارن.
بسم الله الرحمن الرحیم

من ارسالها رو متاسفانه نخوندم ولی دیدم ارسال من نقل قول خورده زیااد
نقل قول:اما اگر واقعاً مواردی وجود داره - که خودتون هم قبول دارید وجود داره - آیا گفتنشون میشه دور از انصاف؟
دور از انصاف نیست اما تنها گفتنشون چندان خوب نیست، بهتره در کنار هم باشه

نقل قول:اما:

1. در این مورد اشتباه می‌فرمایید که بنده میگم هیچ عنصری درون فیلم نیست که بتونه خوب تلقی بشه.
من میگم وقتی میخوایم حق رو تبلیغ کنیم، نمیشه درونش باطل داخل کنیم.
اهل باطل برای حق جلوه دادن باطلشون کمی حق قاطی‌اش میکنن، ولی اهل حق نمیتونن برعکس این کار رو بکنن، چون در این صورت کارشون به باطل متمایل میشه.

بنده هم در تایید صحبت شما نوشتم که :هدف وسیله رو توجیه نمیکنه" یعنی باید خط قرمزها رعایت بشن

در مورد ارتفاع پست چیز خیلی گنگی یادمه خیلی سال پیش دیدم، مفهومی هم ندیده بودم!

نقل قول:ما از یک کارگردان ارزشی انتظار نداریم با این حرکات همراه بشه،

ما هم انتظار نداریم متاسفانه دیده میشه که باید از طریق دلسوزان به گوششون برسه تا واکنششون دیده بشه
به هر حال اگه ایشون در نهایت احترام دغدغه کار فرهنگی دارن باید دید در برابر انتقادهای سازنده چه جوابی دارند
نقل قول:؟
اگر منظورتون این هست که «باید به اونچه که فیلم میخواسته بگه نگاه کنیم، نه اینکه هرچه در فیلم به نظر میومد بگیریم»

نه!
اتفاقا منظورم دقیقا برخلاف این بوده
منظورم اینه همه جنبه ها رو در نظر بگیریم و ساده نگذریم و یه نکته ای که در اخر هم اشاره کردم مکمل همین حرفم بود که صرف اینکه یه کارگردان خوب باشه دلیل نمیشه هرچی بگه حقه و...
دوستان دیگه هم همین نظر دارند

منتها عرض کردم چون شما فقط به جنبه های منفی پرداختید این درست نیست.

در مورد چه گوارا هم چیزای کلی میدونستم ـ متشکر
هر دو مفهوم چ که اقای سید ابراهیم و شما اشاره کردید مهم بودند واقعا(نمیشه به سادگی از کنارشون گذشت)

در مورد صحبتهاتون با جناب سید ابراهیم که بصورت گفتمانی انجام میدید
نمیگم ایشون حرف مناسبی زدند به منم میگفتند بهم برمیخورد
ولی اینکه شما میگید من دعوا دارم
صحبت درستی نیست
حرف حق رو با ملایمت هم میشه گفت
من نمیگم از حق دفاع نکنید(جمله تاکیدی)
ولی طرز بیان هم مهمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

احترام به سادات + احادیث
(۱۵/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۱)سیمرغ نوشته است: [ -> ]ولی اینکه شما میگید من دعوا دارم
صحبت درستی نیست
حرف حق رو با ملایمت هم میشه گفت
من نمیگم از حق دفاع نکنید(جمله تاکیدی)
ولی طرز بیان هم مهمه
فرق داره که
در حال تبلیغ دین باشیم،
یا در حال فریاد «یا لَلمسلمین»(مسلمانان را چه شده است؟) باشیم.

نامه‌ی استاد بهرامپور که در این ارسال بهش ارجاع داده شده رو ببینید.

اینکه مسلمانانی که روزگاری به حق باور داشتند ازش اعراض کنن، معنی‌اش فقط این میشه که دلشون دیگه نسبت به دین صاف نیست. اینطوری نیست که ندونن دین چیه و جذب لازم داشته باشن.
ما دور نیستیم از این احتمال که روزی رو ببینیم که جامعه‌مون غرق فساد باشه.
وقتی که به روشنی به نفس اهمیت داده میشه، یا با بی‌تفاوتی به این کار اجازه داده میشه، این واقعاً داد و فریاد و دعوا داره.
کسانی که براشون حق اومده، در صورت اعراض باید منتظر عذاب باشن.
(۱۳/اسفند/۹۲ ۲۲:۳۶)Reza2035 نوشته است: [ -> ]ولی خدا وکیلی این استدلال از کجا اومده ؟

نقل قول:عجب اسمی... چ... تلفظش من رو یاد یه نفر به اسم «چه» میندازه...
چه گِوارا.
آیا اسم این فیلم، «چه» رو در ذهن تداعی نمیکنه؟
عجب تصادف عجیبی!
اگر اینطور باشه،(فعلاً تا اثبات مونده)
آیا این به معنی وام گرفتن از اون شخصیت نیست؟
اینکه در راه تشریح یک شخصیت، از شخصیت دیگری وام گرفته بشه، معناش چی میشه؟
اگر شخصیتی که ازش وام گرفته میشه از اولیای الهی باشه، این کار نه تنها اشکالی نداره، بلکه به شخصیتی که تشریح میشه ارزش می‌بخشه.
اولاً:
(۱۵/اسفند/۹۲ ۱۲:۰۱)درست پسند نوشته است: [ -> ]من نه تنها قطعی نگفتم، بلکه قطعی نگفتنم رو پررنگ کردم، و بعد که طرف بحث این قضیه رو قطعی فرض کرده بود، در جوابش بر قطعی نبودنش تأکید کردم! اینجاست که می‌فهمم حرفهای من چقدر با دقت خونده میشه.Sad

ثانیاً:
رسانه‌های مختلف، صورت انگلیسی اسم فیلم «چ» رو "Che" می‌نویسن.

مثلاً
در این صفحه از سایت مزخرف IMDb(بخش Filmography)
در این صفحه
در این صفحه
در این صفحه
در این صفحه
در این صفحه
در این صفحه

مگر فیملهای حاتمی‌کیا اصلاً در خارج از کشور دیده میشه؟ جواب رو میتونید در این بخش از این صفحه ببینید، که نامهای انتشار فیلمهای مختلف در کشورهای مختلف شرح داده شده.
اصلاً در ابتدای سی‌دی «به رنگ ارغوان» یه گواهی کپی‌رایت خارجی(تا جایی که یادمه از کانادا) نشون می‌داد!

و این در حالی هست که در خارج از کشور، خیلی مواقع به چه‌گِوارا با نام "Che" اشاره میشه(اونقدر که حتی صفحه‌ی ویکیپدیا هم به این موضوع اشاره کرده).


هنوز هم عمراً نمیشه گفت نیت سازندگان چی بوده، اما میشه گفت که این انتخابی هست که باعث شده اسم فیلم چنین مسئله‌ای پیدا کنه.
شاید در نظر حاتمی‌کیا این بوده که اسمش به زبان انگلیسی شبیه چه‌گِوارا بشه و به این طریق بتونه مخاطب خارجی رو جذب کنه.
اینکه چرا چنین مسئله‌ای اشکال داره رو در ابتدای ارسال 8 توضیح داده بودم.

(۱۳/اسفند/۹۲ ۲۲:۳۶)Reza2035 نوشته است: [ -> ]اصلا تا حالا فیلم و دیدین که واسش تحلیل از چگوارا و مارکسیست مینویسین ؟
آیا حرف من در مورد اسم، در مورد فیلم هست یا اسم؟

(۱۵/اسفند/۹۲ ۱۳:۴۴)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]جناب درست پسند حقیقتا موفق باشید
این معنی‌اش چیه؟

اگر غلط میگم مخالفت کنید،
اگر درست میگم موافقت کنید.

فقط میتونم بگم کسانی که بحث رو پی نمیگیرن، حتی اگر حق باهاشون باشه هم بخاطر عرضه نکردنش خطاکارند، و به قطع متفاوتند با کسانی که خواهان معلوم شدن حق هستن.
سلام،

دوستان لطفا مطالب مرتبط با عنوان تاپیک رو بیان کنن ! انتقاداتتون به همدیگه رو تو پیام خصوصی دنبال کنید که وقت کاربرا هم بیخود گرفته نشه !

یاعلی (علیه السلام) Heart
[تصویر: rdicOq3GT.jpg]
(۲۳/اسفند/۹۲ ۲:۲۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]
[تصویر: rdicOq3GT.jpg]
روزهای نمایش: ؟ Mat
1 روز؟
1 روز؟
Mat
دقت چیز خوبی هست.

این خبر:
نقل قول:به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، از روز سه شنبه 20 اسفند ماه در سینماهای تهران اکران شده و بعد از گذشت 2 روز از نمایش آن در 10 سالن سینما، 15 میلیون تومان فروش داشته است.

این فیلم سینمایی در شب اول نمایش خود تنها در 4 سینما به نمایش درآمده که نزدیک به 8 میلیون تومان فروخت. همچنین از شب گذشته تعداد سینماهای این فیلم سینمایی به 10 سالن رسیده و فروش آن به 15 میلیون تومان رسید. اکران شهرستان های این فیلم سینمایی هنوز آغاز نشده است.
مربوط هست به این زمان: ۱۳۹۲/۱۲/۲۲ - ۱۲:۳۵
یعنی قبل از زمان این ارسال:
(۲۳/اسفند/۹۲ ۲:۲۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]...
پس در می‌یابیم تحقیق هم چیز خوبی هست.

تفکر و نتیجه‌گیری چیزهایی هست که نمیشه بی‌دقت و شتابزده بهشون پرداخت.


2 روز نمایش:
نقل قول:مجموع فروش «چ» در طول دو روز اکران و با 18 سالن سینما به 42 میلیون تومان رسیده است.

4 روز نمایش:
نقل قول:به گفته امیر قطبی مدیر پخش فیلمیران، سینماهای نمایش دهنده این فیلم در حال تکمیل است.

7 روز نمایش:
نقل قول:بنا بر این گزارش، فیلم سینمایی «چ» در حال حاضر 20 سالن سینمای در شهر تهران و 18 سالن در شهرستان ها دارد که این تعداد در روز های آتی افزایش می یابد.

علی سرتیپی پخش کننده این فیلم در اینباره اظهار داشت: روند فروش فیلم رو به صعود است و در روز های آتی، با افزایش تعداد سالن‌ها و آغاز تعطیلات نوروزی روند افزایشی فروش برای این فیلم پیش بینی می‌شود.


حتی اگر حقیقت هم داشت، باز هم برای نتیجه‌گیری غیرقابل استفاده هست. یعنی حتی اگر سالن‌های نمایش اینقدر هم بود، باز هم نمیشه ازش هیچ نتیجه‌ای راجع به هیچ‌چیز گرفت.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع