(۴/فروردین/۹۳ ۱۶:۴۴)سیمرغ نوشته است: [ -> ]نتیجه که میشد گرفت!
ولی خب..
ابتدا عذرخواهی میکنم بابت تأخیر چندماهه در پاسخ.
![[تصویر: justblush.png]](http://dorostpasand.persiangig.com/image/smiley/justblush.png)
اشتباه میفرمایید خواهر گرامی.
این طبیعت سیاست هست که یک سیاستمدار کاری کنه که در ظاهر خیلی معناها داشته باشه تا مردمی که به ظاهر ماجرا نگاه کنن، نتیجهای رو بگیرند که دلخواه اون سیاستمدار هست.
امام خمینی(رحمة الله علیه) در جهت رفع همین نوع اشتباهات میفرمودند که هم مسئولین و هم مردم باید شمّ سیاسی داشته باشند.
همونطور که قبلاً گفته بودم:
(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۴)درست پسند نوشته است: [ -> ]اینقدر بلاها هست که سیاستمدارها میخوان سر هم بیارن، و فقط تنها راه فریب نخوردنشون اینه که به بازی همدیگه و همچنین لبخندها و «ننه من غریبم» و ... نگاه نمیکنن. مثل شعبدهبازهایی که میدونن تنها چیزی که در کار همکارانشون قرار نیست واقعی باشه، حرکت دستهاست. مطمئن باشید که بدون ایستادن روی اصلها و مطالبهی اصلها هیچ راهی برای مقابله با سیاستها وجود نداره(نمیگم «اصول» چون تا حدودی تبدیل به اصطلاح شده).
جملات نقلقول بالا ابداً شعاری نیست.
اجازه بدین مثال بزنم.
مثلاً ما یک بنر تبلیغاتی بزرگ در اتوبان دیدیم که نوشته بود «دلها با یاد امام خمینی آرامش میگیرد.»!!! یعنی سخن خداوند در قرآن کریم رو تحریف کرده که میفرماید «آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش میگیرد.».
این کارش از بعد مذهبی و سیاسی فاجعه و جنایت هست و خود ِ امام خمینی اگر میبود و این بنر رو میدید مسلماً تنبیهشون میکرد، چون این کار واکنش ِ مخالف اسلام و نیز مخالف خود امام خمینی برمیانگیزه. یعنی هرکسی که از افکار ِ اسلامخواهان و انقلابیون ایران آگاهی نداشته باشه، وقتی این رو میبینه فکر میکنه که افکارشون همین هست. این یعنی ایجاد شکاف بین اونها.
پس آیا کسی که این بنر رو زده، موافق اسلام و امام خمینی بوده؟ خیر. بلکه دقیقاً برعکس.
پس میفهمیم همچنین موجودات ِ مغرض توطئهگری وجود دارند!!!
------------------------------------
خارج از بحث:
در کلام امام خامنهای نیز اشارههایی هست به این منافقین:
بیانات در روز ۱۳۷۹/۰۲/۰۱ در دیدار با حوانان در مصلّاى بزرگ تهران:
عزیزان من! اگر ما در داخل متّحد و منسجم باشیم، اگر مردم با دولت و مسؤولانشان صمیمی باشند و ارتباط داشته باشند، دشمن خارجی هیچ تأثیر سوئی نمیتواند بگذارد و هیچ اقدامی نمیتواند بکند؛ اما متأسفانه در داخل، ایادی دشمن هستند. امروز در این کشور «عبداللَّهبنابی»های منافق هستند؛ کسانی که حتی یک روز حکومت امام و حکومت نظام اسلامی را از بن دندان قبول نکردند! در زمان پیامبر، یکی از منافقان بسیار فعال، «عبداللَّهبنابی» بود که با یهودیها و کفّار قریش و جاسوسهای امپراتوری روم میساخت و از هر وسیلهای استفاده میکرد، برای اینکه شاید بتواند حکومت پیامبر را از بین ببرد؛ چرا؟ چون قبل از آنکه پیامبر به مدینه بیاید، او تصوّر میکرد که در آینده، رئیس و حاکم و پادشاه مدینه خواهد شد! پیامبر در واقع مقام او را از او سلب کرده بود. امروز در این کشور «عبداللَّهبنابی»هایی هستند؛ کسانی که خیال میکردند اگر انقلابی در این کشور رخ دهد، حکومت وقف آنها و متعلّق به آنهاست. کسانی که نه فقاهت را قبول داشتند، نه امام را قبول داشتند، نه مردم را قبول داشتند، نه احساسات دینی را قبول داشتند. پیامبر با «عبداللَّهبنابی» خوشرفتاری کرد و او را مجازات ننمود. نظام اسلامی هم با اینها خوشرفتاری کرد و به مجازاتشان نپرداخت. اینها امروز به برخی از پدیدههایی که دست دشمن در آنهاست، مینگرند؛ خیال میکنند فرصتی پیدا کردهاند که به نظام اسلامی ضربه بزنند. فعّالیتهای منافقانه خودشان را میکنند، به این امید که بین مسؤولان اختلاف باشد؛ به این امید که بین مردم اختلاف باشد؛ به این امید که جوانان رابطهشان را با نظام اسلامی قطع کنند؛ به این امید که جوانان با دین قهر کنند!
شما جوانان عزیز بدانید، در هر جایی که یک تظاهرات اسلامی یا انقلابی یا دینی از خودتان نشان میدهید - وقتی در مجالس دعا شرکت میکنید، وقتی در مجامع اعتکاف شرکت میکنید، وقتی در تظاهرات بیست و دوم بهمن شرکت میکنید، وقتی در روز قدس شرکت میکنید، وقتی مسؤولان کشور مثل رئیس جمهور و دیگران را مورد احترام قرار میدهید - از هر حرکتتان که نشان دهنده دینداری و علاقهمندی شما به انقلاب باشد، منافقین به خودشان میلرزند و ناراحت میشوند!
------------------------------------
ادامهی بحث:
در ادامهی اون مثال.
وقتی فهمیدیم که این کارشون مخالف اسلام هست و نتیجه گرفتیم که منش اونها مخالف اسلام هست، حال باید چطور با اونها مقابله کنیم؟
آیا باید در روندی خارج از قانون و بدون برنامه به افرادی که مقصر میدونیم اتهام بزنیم و گلایه کنیم؟؟!!
خیر. چون:
در درجهی اول اینگونه واکنشهای بیقانون و بیبرنامه، نه تنها برنامهای برای رسیدن به هدف نداره و از امکان نتیجهبخشی دور هست، بلکه اغتشاش و تشنج درست میکنه و جامعه رو تضعیف میکنه.
در درجهی دوم اینگونه واکنشها میتونه در راستای خواستههای دشمنان مورد بهرهبرداری قرار بگیره، و حتی بالاتر، ممکنه از ابتدا که دست به اون کار ِ حساسیتزا میزدهاند، خواستشون دقیقاً همین بوده باشه که از واکنشی که به کارشون داده میشه بهرهبرداری کنن.
پس اگر شمّ سیاسی داشته باشیم، خواهیم دونست که بجای اینکه نگاه کنیم به اینکه این به اون تیکه میندازه و اون به این متلک میندازه فلانی توی کار فلانی سنگ میندازه و توی مطبوعات برای هم جبهه میگیرن و ...، بجای توجه به ظاهر ماجرا، باید به اصل مطلوبمون توجه کنیم. هرکدومشون که بیشتر هوادار ِ مطلوب ما بودن، بیشتر با ما هستن.
(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۴)درست پسند نوشته است: [ -> ]مطمئن باشید که بدون ایستادن روی اصلها و مطالبهی اصلها هیچ راهی برای مقابله با سیاستها وجود نداره(نمیگم «اصول» چون تا حدودی تبدیل به اصطلاح شده).
(۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]نچ نچ نچ... دیدید بچه ها آستین کوتاه بود. پس حتما بد جایگاهی در انتظارش است.
تمسخر آشکار.
حتماً ناظری که ویرایش نکرد و بقیهای که از این تمسخر متشکر شدند متوجه تمسخر بودنش نشدن. یهخورده گمان خوب!

در میان این همه موج منفی

که بعضیها میفرستن و بعد وقتی جوابشون رو میدین عریضه میبرن به ناظر، میگن این تاپیک برای فلانه!(دفعهی پیش رو میگم)
نمیدونم چرا گمان خوب رو آدم بعضی مواقع فراموش میکنه.
اما نمیدونم که چرا حتی با جیغ بنفش هم نمیشه به بعضیها فهموند که یک چیز خیلی جنایت هست. بهت میگن پرخاشگر و با آرومبخش آرومت میکنن.
(۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]میشه حتی یه آیه قرآن هم آورد و زد لهش کرد.
آیات قرآن آورده میشه برای مؤمنین.
تا گردن نهند، و یا برداشت ِ صورت گرفته از آیات رو با برهانی رد کنن.
گلایه از چی میکنید؟
اگر مؤمنید،
گردن نهید، و یا برداشت ِ صورت گرفته از آیات رو با برهانی رد کنید. اگر راست میگید که بیرحمانه بوده.
(۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]2- مشکل اصلی، این به اصطلاح خودی ها هستند. این ها که وظیفه اختصاصی شان گویا دفع است و دفع است و دفع. تا آمدید و آمدیم کار کنیم به همه چیز و همه کس ایراد گرفتند،

کاری رو میکنن که ناپاک هست.
میگیم نکنید.
اصرار دارن!!
مگه مؤمن نیستید به خدایی که ناپاکی رو حرام فرموده؟!
میگن میخوایم جذب کنیم.
خب جذب کنید!
آیا ادعا میکنید که مجبورید برای جذب حتماً ناپاکی وارد کنید؟
چطور، در حالی که هدایت از آن خداست، و بقدر پاکیاش از ناپاک متنفر است.
میگیم کار پاک در پیش بگیرید.
میگن دفع نکنید!!
مگه میخواید کسی رو جذب کنید که با پاکی دفع میشه؟!
چطور میخواید کسی که پاک رو دوست نداره به راه خدا جذب کنید؟!
چطور، در حالی که هدایت از آن خداست، و بقدر پاکیاش از ناپاک متنفر است.
سوره مائده، آیه 100:
قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
بگو ناپاک و پاک برابر نيستند، هر چند فراوانی ناپاک تو را به شگفت آورد. پس ای خردمندان، از خدای بترسيد، باشد که رستگار گرديد.
سوره فاطر، آیه 22:
وَ مَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَ لَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاء وَ مَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ
و زندگان و مردگان يكسان نيستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا میگرداند و تو كسانى را كه در گورهايند نمیتوانى شنوا سازى.
(۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]البته چون ایراد گرفتن هم تخصص میخواست که دوستان نداشتند،
ببینید چطور تخصص دیگران رو میسنجن؟!
(۱۲/اسفند/۹۲ ۱۶:۳۱)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]2- تنها کسانی حق دارند یک اثر سینمایی را نقد کنند، که حداقل یک صفحه در مورد سینما خوانده باشند، مرگ مجازی سید ابراهیم در تالار بیداری اندیشه زمانی است که بیاید در طب و تغذیه و یا بحث های فنی رایانه ای بحث کند... در حالی که هیچ دانشی ندارد.
گواهی میدن که دیگران حتی یک صفحه هم در مورد فلانچیز نخوندن!
به چیزی که نمیدونن گواهی میدن.
پس آیا برای هر صاحب فکری مشخص نیست که به چی گواهی میدن؟
(۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]ایراد ها شد فقط از جنبه پایین تنه ای. (با عذرخواهی فراوان)
چیزی که ما مطرح کرده بودیم، این بود که حدود الهی در مورد حجاب زیرپا گذاشته میشه.
اسمش رو میذارید «ایرادات از جنبهی پایینتنهای». جای عذرخواهی میمونه که عذرخواهی میکنید؟!
کار کفار از این ایرادات داره.
یک کارگردان ظاهراً مسلمون هم از این ایرادات وارد کارش کرده.
ما هم ازش ایراد گرفتهایم.
اینکه از این ایرادات وجود داره رو جزء نقایص کسانی میدونید که مطرحش میکنن؟!
آیا میاندیشید؟!
اینکه در کار مورد حمایت شما ایرادات شرمآور هست، مایهی شرم هست، ما هم حتی از مطرح کردنشون شرم میکتیم. چرا شما از توجیهشون شرم نمیکنید، و چرا از اینکه حمایت خودتون از مسائل شرمآور رو تبدیل کنید به توجه ما به مسائلی که به ناچار پی میگیریم، شرم نمیکنید؟
کار مورد حمایت شما ایرادات شرمآور ِ کفارپسند نداشته باشه، تا از این ایرادات نگیریم!
دفاع مقدس، منهای تقدس الهی.
شهداء منهای عشق شهداء.
حرف از شهدا میزنن و همرمان وصیتنامههای شهدا رو زیر پا میذارن و با پررویی و بیشرمی توجیه میکنن.
پس آیا به قاعدهی «سمعنا و عصینا»؟؟؟!!!
آیا به سخره میگیرن؟؟؟!!!
از یاوهگوییهای بنده جای نگرانی نیست،
چون در هر کوچه و خیابان میبینیم که موضوع روز جامعه اینه که بصورت کلامی نسبت به شهداء ابراز ارادت بشه و در ظاهر برای آنها بمیریم.
موضوع روز جامعه حجاب نیست.
موضوع روز جامعه این نیست که قلباً ابراز ارادت کنیم به خدای امام حسین(علیه السلام) و پیروانش.
شما چه ایمن یافتهاید که این حدود ِ سست ِ تغییرپذیر، که انگار تا هرجا دلش بخواد عقبنشینی میکنه، چند سال دیگه کجا باشه؟؟!!
رجز خوندن و مسخره کردن و بیتخصص خوندن و .... همه و همه آسونه.
ولی چیزی که از شما طلب شده و نمیتونید انجام بدید، جواب دادن با حرف حق هست.
(۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]ولی برای ما همین بس که همچنان لبخند امیدوارانه رهبر فرزانه مان به شما و دوستانتان هست.... خدا را باید شکر کرد
بیانات در روز ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ در دیدار با دانشجویان:
یک نکتهى دیگرى که در بیانات بعضى از دوستان بود در سؤالاتى هم که دانشجویان از من بهصورت تقدیرى کردند [بود] - سؤال شده است از دانشجویان که اگر شما در این جلسه بودید چه میگفتید؛ جوابهایى آمده؛ یک کتاب صد صفحهاى یا بیشتر براى ما آوردند که نظرات دانشجویان است؛ آنجا هم دیدم این سؤال مطرح است - که مواضع سیاسى افراد دانشجو یا تشکلهاى دانشجویى چگونه باید منطبق با نظرات رهبرى باشد؟ که این سؤال در اینجا هم به یک شکلى مطرح شد. بهنظر من این سؤال خیلى سؤال موجهى نیست؛ اینجور نیست که همهى مواضعى که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزو قشرهاى پیشرو هستند - اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما بهعنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. اینجور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى دربارهى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضعگیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیمگیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانبدارى و طرفدارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانبدارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثهى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینهاى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفهى افراد در مورد موضعگیرىها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود؛ نه، هرکسى نگاه کند [و وظیفهاش را انجام بدهد]. عرض کردم معیار این است که با رعایت تقوا باشد؛ یعنى بدون گرایش به هواى نَفْس؛ اگر انتقاد میکنیم، اگر طرفدارى و جانبدارى میکنیم، اگر یک حرکت را، یک سیاست را تأیید میکنیم یا اگر رد میکنیم، واقعاً از روى احساس وظیفه و تکلیف و بدون دخالت دادن اغراض نفسانى [باشد]؛ این هم یک نکتهى دیگر.
--------------------
این هم سخنان رهبر، تا مگر بشنون کسانی که همچنان ادامه میدن به مقابل قرار دادن ِ ولایت با عقلانیت.
تمام مؤمنین میدونین که راه هدایت و شیوهی عقلانی جز این نیست:
سوره زمر، آیه 18:
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
کسانی که تمامی سخنها رو میشنوند و از بهترینش تبعیت میکنند، آنها هستند که خداوند هدایتشان کرده است و آنها همان خردمندان هستند.
اینها که با این اعتماد به نفس چنین تقابلی بین ولایت و عقلانیت صورت میدن، چه افرادی بیشتر از اینها میتونن به مسئلهی معقول ولایت ضربه بزنن؟!