|
برای ابراهــــیم
|
|
۱۴:۵۱, ۸/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اصلا سر ابراهیم درد می کند برای تبر دست گرفتن، رفتن به جنگ بت های نفسانی، دعوا… دعوا با خود و با نفس خود به خاطر خدا… چقدر خوشحال شدم زمانی که خبر بازگشت ابراهیم حاتمی کیا به سینمای دفاع مقدس را دیدم... و چقدر خوشحال تر شدم وقتی خبر تجلیل از این سردار سینمای دفاع مقدس آنهم به دست فرزندان پاکترین یادگاران انقلاب، را دیدم... وقتی همسر شهید تهرانی مقدم اینگونه میگوید: در هنگام تماشای فیلم «چ» نتوانستم تا آخر در سالن بمانم و بیرون آمدم تا نماز شکر بجای بیاورم که همچنان کسانی هستند که یاد شهیدان را زنده نگه دارند و خدا را شکر میکنم امشب در کنار شما بزرگواران قرار دارم. پس باید خیلی امیدوار بود... امید به اینکه هنوز کسانی هستند که ... و چقدر زیبا فرزند عباس جولایی گفت: آن روزی که پدر من تفنگ برداشت مردی دوربین برداشت تا من با چشم غیرت او پدرم را در پلهای خیبر ببینم، تو در عملیات مهاجر سردوشی زدی، در از کرخه تا راین سرگرد شدی و سرهنگیات را با پوشیدن پیراهن یوسف گرفتی پس بیخیال کسانی که چشم ندارند، من سید محمد جولایی فرزند شهیدان همت، جولایی، باقری، نامجو، رستگار و فرزند همه شهیدان این سرزمین با دیدهبان، از کرخه تا راین و آژانس شیشهای گریستهام اما با «چ» هم گریستم و هم بالیدم، آقا ابراهیم به امید روزی که دهها سرلشکر بسازی اما در مورد شهیدان فقط یک آرزو دارم آن هم اینکه پس از ساختن آخرین فیلم دفاع مقدسیات در 100 سالگی به شهادت برسی. لازم دیدم در تالار بیداری اندیشه، یه جایی باشه برای عرض ارادت خدمت این عزیز ... جای ابراهیم حاتمی کیا در قلب ما خانواده شهداست. همواره درهنگام تماشای فیلم های ایشان در حین مخاطب بودن گویی که مشغول درد دل کردن هستیم. خدا قوت زبان شیوای بغض های ناگفتنی... اشک مجال نمی دهد برای نوشتن در نهایت تنها جمله ای از سید اهل قلم: دل من يك شقايق است، خونين و داغدار.
اي بلبل عاشق،
جز براي شقايقها مخوان!
پ ن : دوستان لینکهای تصویری زیبایی در خبرگزاری فارس هست. من نتونستم اینجا بیارم
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۴۴, ۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
نقل قول:حتی اگر حقیقت هم داشت، باز هم برای نتیجهگیری غیرقابل استفاده هست. یعنی حتی اگر سالنهای نمایش اینقدر هم بود، باز هم نمیشه ازش هیچ نتیجهای راجع به هیچچیز گرفت. نتیجه که میشد گرفت! ولی خب.. همه گفتنی ها هم گفته شده از سوی عده ای از کاربران فکر نکنم حرف نگفته ای باقی مونده باشه نتیجه گیری با دوستانه |
|||
|
|
۱۵:۳۷, ۲۵/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۳ ۱۵:۴۴ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
چرا باید حاتمیکیا و فیلمهایش را دوست داشته باشیم؟ ![]() [/url][url=http://www.farsnews.com/]خبرگزاری فارس- گروه سینما: شاید اگر رسانههای موافق تفکر و اندیشه ابراهیم حاتمیکیا براساس برآیند استقبال مخاطبان از فیلمهایش او را محبوبترین فیلمساز جامعه مینامیدند، در جریان مخالف اندیشههای او که این روزها با تمام توان سعی دارند او را گوشه رینگ قرار دهند کمتر کسی این موضوع را باور میکرد. اما وقتی آمار رسمی وزارت ارشاد میگوید او را 24 درصد محبوبترین فیلمساز مردم جامعه است اوضاع فرق میکند. همانطور که چند سال قبل او در نظر سنجی که حتی درخبرگزاری فارس نیز نتایج آن منتشر شد به عنوان سازنده بهترین فیلم پس از انقلاب(آژانس شیشهای) از سوی سینماگران، روزنامهنگاران و منتقدان سینمایی شناخته شد. اما این محبوبیت حاتمیکیا حتما رازهایی دارد و شاید بهترین فرد برای گشودن این راز خودش باشد. حضور ابراهیم حاتمیکیا در برنامه «راز» تنها یک حضور معمولی نبود،حاتمی کیا در برنامه «راز» چهارشنبه 20 فروردین درباره وضعیت کنونی سینما،نوع حضور ایران در جشنوارههای جهانی و موارد دیگری از این دست بحثهای مهمی را مطرح کرد. بحثهای مهمی که اگرچه جسته و گریخته در رسانه های مختلف هم منعکس شد اما به قاعدهای مهم هستند که چندین بار و از زوایای مختلف به آن مباحث نگاه و بررسیشان کرد. یکی از این مباحث نوع نگاه حاتمیکیا به اثر و ارتباط با مخاطب. نکاتی که بدون شک رعایت انها در طی 30 سال گذشته باعث شده است او به عنوان محبوبترین فیلمساز مردم شناخته شود؛ هرچند که بسیاری همچنان دوست ندارند این موضوع را بپذیرند. از امروز و با محور قرار دادن بحثهای مختلف مطرح شده در این برنامه تحلیل و گفتگو و گزارشهایی بر این بحثها خواهیم داشت : توکل ؛ عنصر گم شده سینمای ما بعضی چیزها ظاهرا خیلی ساده و بدیهی هستند و از اصول ابتدایی هر کاری به شمار میروند.اما گاهی همین اصول مهم و بدیهی به جبر زمانه پشت اجزای فراوان و کم اهمیتی قرار میگیرند که دیگر دیده نمیشوند. شاید در این شرایط تنها بصیرت است که میتواند آن اصول را از میان اجزاء فراوان دیگر بازجوید و دوباره جلایش دهد.اصولی که باعث میشوند نویسنده یا کارگردان یا خالق هر اثر راه گم نکند و بسان قطب نمایی مسیر صحیح را به او نشان میدهند. توکل شاید یکی از همین اصول باشد که در مسیر زمان جلوه و حضورش کمتر شده است و اصول بسیار کم اهمیتتری جای آن را بگیرند.اصولی مثل مخاطب سنجی،بررسی بازار و سایر مواردی از این دست که همه اگرچه مهم و درست هستند و میتوانند به حضور بهتر هر اثر کمک کنند اما کم رونق شدن بازار همانها هم و کم شدن اثرگذاری همانها نیز بهخاطر از یاد بردن اصول اولیه کار است.اصول اولیهای که شاید توکل یکی از رئوس آن باشد. حاتمی کیا در پاسخ به این سوال که آیا به این فکر میکنید که فیلم میتواند با گروه وسیعتری طرف بشود؟ گفت: همیشه آرزوی ما این است که طیف گستردهتری از مخاطب با فیلم طرف بشود اما اینکه در عمل چگونه رخ بدهد را خیلی نمیتوانیم بگوئیم دغدغه همیشگی ما باشد. یعنی باید بتوانیم راحتتر عمل کنیم. من همیشه مثل سبدی که به رودخانه نیل می اندازیم به سنت حضرت موسی باید اینکار را انجام دهیم و به خدا توکل کنیم. و با این امید که با توجه به دانش و دانسته هایمان باید این اتفاق رخ دهد ،جذابیت باید باشد، قصهگویی داشته باشد و حرف زمان گفته شود و حرفهای دیگر تا به مرکز برسیم اما چیزی که بحث را ظریف میکند این است که ما آمدهایم تا چه چیزی را بگوئیم. اینجا بحثها پیچیده تر میشود. یعنی این مرز که محتوا مساله جدیتر ما است یا فرم، یا اینکه ابلاغ پیام درست انجام دهد بده بستانهایی است که بعضیوقتها میگوئیم امیدواریم و خدا کند این فیلم بر دل تماشاگر درست بنشیند و اتفاق خوبی رخ دهد. آشنایی زدایی و واکنشهای احتمالی اتفاقی که این روزها کمتر کسی توانایی رفتن به این سمت را در خود میبیند.اساسا آشنایی زدایی یعنی تغییر دادن نگاه و ذهنیت مخاطب از تصویر،صدا یا واقعه ای که پیش از این به گونهای دیگر در ذهن او تثبیت شدهاست.مثل همین کاری که حاتمی کیا تلاش کرد تا در مورد شهید چمران انجام دهد و نگاهی که درمورد او کلیشه شده بود را تغییر دهد..آشنایی زدایی هم البته در ابتدا یقینا با واکنشهای زیادی همراه خواهد بود.گروهی که با نگاه کلیشهای شده گذشته خو گرفتهاند حالا یا نمیتوانند یا نمیخواهند از آن نگاه جدا شوند و شکل دیگری از آن موضوع را بپذیرند.حاتمی کیا در باره کاری که در فیلم چ درباره شهید چمران و شکل تصویر کردن و روایت زندگی او انجام دادهاست میگوید : «یکسری فیلمها است که در لحظه جواب میدهد و گیشه را پر میکند اما بعضی فیلمها در طول زمان جواب میدهد و سینما کالت میشود. سینمایی که باید بعدها در مورد آن حرف زد و سردمدار جریانی میشود. من وقتی چ را می ساختم چون ریسک بود و در مورد چمران خودم تا حالا چنین تجربهای نداشتم و میترسیدم با توجه به اینکه خیلیها شناخت و تصویر متفاوتی از این شخصیت دارند مهمترین مساله خودم این بود که باید به جنگ این شناختها بروم. حرفهای تازهتری بزنم، نفوذ کنم تا آن افرادیکه با آقای چمران زندگی کردهاند و یا تبلیغاتی که از چمران چهرهای ساخته؛ بتوانم در آن نفوذ کنم و حرفی که مستقل است و حرف مستقل خودم میشود در چ تعریف را بگویم. این موضوع خودش خیلی مسایل میطلبید که اینجا دیگر دلم نمیخواست به این فکر کنم که تماشاچی تا کجا با من خواهد آمد».اما مشخصترین ویژگی حاتمیکیا که این روزها باعث شده عدهای تمام قد به مخالفت در برابر نظراتش بربیایند این است او حرف خودش را میزند. چمران را میسازد اما نه آنگونه که دیگران دوست دارند بلکه چمران گذرهایی است برای وارد شدن به یک گذشته. گذشتهای به نام انقلاب؛ روزهایی که خیلیها از آن فاصله گرفتهاند و حاتمیکیا مصرانه میخواهد دوباره ما را یاد روزهای ابتدایی انقلاب کند و حتی از اینکه چمران او وسیلهای برای این کار باشد واهمهای ندارد. |
|||
|
|
۱۰:۵۸, ۲۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم بخشی از انیمیشن «چمران» ساخته سیدرضا میرکریمی . . . دوستانی که ندیدند،حتما نگاه کنند.
|
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۲۹/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۳ ۱۵:۰۴ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
الحمدالله که همچنان تبر بر دست ابراهیم سینمای ما هست. و این است معنای روشنفکر انقلابی که از هیچ چیز و هیچ کس نمی هراسد. و حرفهایش را در قالب همه پدیده ها خواهد زد. ابراهیمی که بدون شعار زدگی و بدون ترس از جامعه غرب زده به اصطلاح هنرمندان به راحتی میگوید بله حضرت آقا را دیدم و تفسی تازه کشیدیدم.
سخنان دیروز عمو ابراهیم در برنامه هفت، انصافا در حد فیلم هایش قابل تقدیر و ستایش است، خلاصه ای از آن را در این جا می آورم، ولی دوستان گرامی اگر میتوانند حتما فایل تصویری آن را ببینند. نسبت سینمای امروز ما با من غم انگیز است
نسبت سینمای امروز با من بسیار غم انگیز است یعنی وقتی من به جشنواره میروم و جشنواره به عنوان حاصل کارنامه سینمای ایران را میبنیم احساس میکنم که یک سیاره دیگر است. ما یک افقی دارم که من اینها را در فیلم نمی بینم. چرا ملت به سینما نمیروند که تنها بخشی از آن به اقتصاد مربوط میشود ولی مهمتر از همه اینها این است که مخاطب به سینما می آید تا چه چیزی را ببیند؟ چه مسئله ای را ببیند تا با آن ارتباط ایجاد کند؟ من هنرمندم و آینه نمیگیرم، من یک دهه آرمانهایی برای سینما داشتیم و میخواستیم عرفان را در سینما مطرح میکردیم و برای آن جنگ میکردیم و گفتند که اتفاق نیفتد اما عرفان اتفاق نیفتد که چه چیزی در سینما رخ بدهد؟ خوب ما که سینمای قبل از انقلاب داشتیم و همه ام زندکی خودشان را میکردند. مسئله این است که سینما قرار بود که سربازانی باشند که مردانه مسئله جامعه خود را بیان کنند اما این اتفاق در سینما رخ نمیدهد.
وقتی منتقد میگوید که جنگ تمام شده و دیگر حرف های عادی بزنیم و هنوز نمیفهمد که 1200 کیلومتر این کشور با یک کشور بیگانه درگیر بوده و هشت سال 300 هزار شهید دادیم من در اینجا باید با او چه کنم؟ او که راهنمایی میکند و چراغ قوه بر مسیر من می اندازد، کاری میکنند که من به نظر آدم کهنه ای بیایم. من در این فیلم گفتم که این حرف ها چیست که میزنید و وارد بحث جامعه شویم. الان در سال 93 میبینیم که اگر آن هویت ها نبود الان چه میشد؟ دوست منتقد ما نسبت به این مسائل به چشم یک موضوع خسته ای نگاه میکند و میگوید که دیگر تمام شده و برگردیم به زندگی عادی. کوچه ها به نام شهدا شده که اینها هنوز التیام پیدا نکرده است. چطور میشود که سینما میخواهد به اینها پشت کند و به آنها اعتنا نکند.
* فیلم فاخر در مملکت ما به یک متلک تبدیل شده است
فیلمسازان در ایران سه مدل هستند که یکی سینمای بدنه است و دکان دارند که حلالشان هم باشند یک گروه سینمای جشنواره ای و روشنفکری است و دیده بانش آن طرف آب است و یک سینمای بومی است که با درد وارد این حوزه شده، آقای تبریزی که از روی دیوار سفارت آمریکا بالا رفت تا از آن روزها فیلمبرداری کند مسئله داشته که به سینما آمده است، من قصدم این بود که باید بجنگم و از جایی حس کردم که با فیلمم حیرت های جنگ را تصویر کنم و این نوع فیلمساز همیشه بین دو جناح له میشوند.آنهایی که با آن طرف آب در ارتباطند خدا را شکر همیشه دلارشان میرسد و مارکوپولو هستند و در آن سوی آبها رنگ عوض میکنند و عکس های مختلف می اندازند این طرفی ها هم که میگویند که ما پول جیب کار میکنیم که میتوانند 20 روزه بسازند اما فیلمسازی هم هست که زمان میبرد و اینجا حساسیت نسبت به آن بیشتر میشود.
![]() سیاستگذاران باید کمی حوصله میکردند و وقت میدادند تا اینها بتوانند حرف بزنند. الان فیلم فاخر در مملکت ما به متلک تبدیل شده است که اگر ما فیلمی میسازیم که فاخر است تعبیر متلک پیدا کرده است و این را بعضی از بازیگرانی میگویند که اتفاقا قیمت آنها از روزی بالا رفت که فیلم فاخر مطرح شد. این نوع فیلمسازی باید وقت ببرد و سیستم به آن کمک کند و فیلمی باشد که مردم آن را بفهمند که متاسفانه این شاخه در سینما ضعیف است.
من از سال 58 فیلم ساختم که با عمر انقلاب یکی است و ادعا دارم که قصدم ایجاد تغییر بوده است. برای گفتن این موضوع باید بجنگم و حوصله کنم که به نظر می آید که بعضی اوقات حاتمی کیا هر کاری دلش میخواهد را انجام میدهد که اگر خواستید من بعدا با خود شما این را مطرح خواهم کرد. این که حوصله کنیم و این نوع فیملسازی آدمهایی را میطلبد که تحمل کنند و نپذیرند که جهت را عوض کنند.
حاتمی کیا در پاسخ به این سئوال که عوامل فنی آثار دفاع مقدسی هم قرار بود در کنار یکدیگر کار را جلو ببرند، گفت: هر کسی نظر خود را می آورد و ما هم به عنوان فیلمساز باید بجنگیم که این جنجگویی را از ما گرفتند و بهشت و جهنم ما را تعیین میکنند که این حرف جفنگی است!.
باید فیلمساز برای چیزی که میخواهد بگوید مقاومت کند. خدا رحمت کند آقای داد که مسئول سینما شد و من از همان روز با ایشان دعوایم شد. پشت میز رفتن قواعدی دارد برای خودش اما واقعیت این است که باید برای ایده آل ذهن خود بجنگیم ولی الان فیلمسازان ما میگویند که نمیگذارند بسازیم.من روی حرفم با کسانی است که خون دیده اند ، چرا تفنگ جبهه را در جای دیگری استفاده میکنی؟ چه اتفاقی برای ما افتاده است، اینها نمیشود جز وسواس الخناس هایی مثل برخی منتقدانی که گفتند از این نسل حرف نزنید در حالی که طرف در حوزه خودش ژنرال بود اما به حوزه ای رفت اصلا ربطی به او ندارد.
* در حوزه اندیشه و فکر جای خالی امثال آقا مرتضی احساس میشود
حاتمی کیا در ادامه با اشاره به حواشی حضور فیلم سینمایی «شیار 143» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر عنوان کرد: چرا باید در جشنواره سال گذشته فیلم شیار بیاید و برخورد مردم اینگونه شود؟ مگه شیار حرف تازه ای زد؟ نه اصلا حرف تازه ای نزد ولی چه میشود که در جشنواره نسبت به این نوع نگاه ها غریبگی وجود دارد؟ حرف این است که چرا این جو علیه من فیلمساز جنگ به راه افتاده است، من نمیگویم فیلم تفنگی و هفت تیر کشی بساز، کدام فیلم من تفنگ زیاد دارد؟ من جامعه را مطرح میکنم و مسائلم را میگویم. من از نسلی میگویم که اگر من و تو از آن نگوییم بچه های ما نسبت به آن غریبه میشوند و میگویند کدوم چمران و کدام پاوه؟
وی تاکید کرد: متاسفانه در حوزه اندیشه، فکر و حوزه نرم افزار امثال آقا مرتضی ها را کم داریم که باعث گمراهی ما میشود و تن میدهم به آنچه که الان میگویند و به زندگی عادی خود میپردازم.
حاتمی کیا ادامه داد: بنده خدا قرار بود شهید شوی چطور شد که الان عوض شدی؟ چرا فکر میکنی که بباید معاشت را با سینما چفت کنی و روز به روز هم بالاتر بروی؟ عادی تر باش و هر وقت توانستی فیلم بساز. من بارها پای حرف این بچه ها نشسته ام و میبینم که اصلا از خود چیزی ندارند.
فیلمسازانی که ازجنگ آمدند باید از این فضا حرف بزنند نه اینکه کهنه شوند، شرم بر فیلمسازی باد که بخاطر نان به این بخش ورود پیدا کند از باب اینکه من حرفهایی دارم که حرف های زمانم است. آنچه که من میگویم در همین گربه ای که ساخته شده مسئله است که هویت است آن فضا قرار بود که بخشی از آن بشود آقای ظریف در حوزه سیاست خارجی کار خودش را انجام دهد اما بخشی از آن باید بشود مسولیت من فیلمساز.
حاتمی کیا یادآور شد: من به جلوی درب پادگان میرفتم و یک سرباز کار من را متوقف میکرد و منتظر میماندم. اینها باید باعث شود تا من دیگر فیلم نسازم. آقای ایوبی روی سر بنده جای دارند ولی من کار خودم را میکنم. من حرف الانم را پاسخ میدهم. متاسفانه دوستان من سلوک را فراموش کرده اند.تو به سراغ باکری برو ولی به چه دردی میخورد؟ کدام بخش باکری؟ باکری خیلی کارها کرده است ولی کدام بخش آن به درد این میخورد که جوان الان من را پای این بحث بنشاند.
حاتمی کیا در بخشی دیگر سخنان خود با اشاره به دیدار خود با مقام معظم رهبری عنوان کرد: این فرصت خیلی مغتنمی شد که نفسی تازه شد. ایشان فیلم چ را دیدند و خیلی زیبا در مورد آن صحبت کرده بودند. (حالا بماند که ما همچنان با خیلی ها مشکل داریم سر این مسئله و همچنان خیلی ها چ حاتمی کیا را قبول ندارند)
* نسل بچههای جنگ پوتینهایشان خاکی است و روی موکتها رد میاندازد
وی با اشاره به آثار ضعیف حال حاضر سینمای دفاع مقدس تاکید کرد: وقتی ما میدان را خالی کنیم بچه هایی ضعیف وارد میشوند ضعیف به این معنا که طرف اینجا را به سکوی پرتاب تبدیل میکند. چرا فیلمهایی که با بودجه های اندک ساخته میشوند ضعیف میشوند؟ مگر نباید بعدا پاسخ بدهیم؟ چطور میشود این موارد پیش می آید. چطور میشود مسئول سینمایی و تلویزیونی ما غیرت به خرج نمیدهد و فرصت به بهترین ها برای ساخت نمیدهد؟ به اینجا که میرسد همین قدر که طرف لباس بسیجی بپوشد فیلم میسازد و بخش از این به جا خالی کردن من برمیگردد و بخشی هم اینکه متاسفانه آن نوع سینما حرفهایش خشونت میدهد.
وی افزود: نسل بچه های جنگ پوتین هایش خاکی است و روی موکت هایتان جا می اندازد و بعضی ها تحمل این را ندارند که اصلا چنین چیزی نمیشود. ما درباره بچه های جنگ این کار را نکردیم و کسانی که تازه الفبای فیلمسازی را یاد گرفته اند الفبای خود را با جنگ آغاز میکنند و من از چنین آدمی چه انتظاری میتوانم داشته باشم.
حاتمی کیا ادامه داد: چیزی به نام واقعیت از آن حرفهاست که مطرح میشود، واقعیت از زاویه نگاه من روایت میشود، اینکه میگویند من بر اساس مستندات حرف میزنم جک است و برای آرام کردن ذهن مخاطب است،.واقعیت چیزی است که من گزینش میکنم. اصلا از جزیره مجنون فیلم بسازند و در آن پنگوئن پخش کنند و در قاب طوری پخش کنند که واقعیت در بیاید.
* انجمن سینمای دفاع مقدس را جدی نمیگیرم
وی خاطرنشان کرد: من تا بحال به انجمن سینمای دفاع مقدس نرفته ام و اصلا آنجا را جدی نمیگیرم، الان به لابی رنتی رفتم که عده ای نشستند و نظرات عجیب و غریبی دارند که شرف الدین فقط نماد است، اما سئوال اینجاست که از آن تشکیلات شما چه چیزی در آمده است و خروجی چه چیزی بوده است؟ اگر خروجی نداشته ببندید این در را. وقتی میخواستم «برج مینو» را بسازم در آن زمان در انجمن از 10 نفر 9 نفر گفتند این کار بشود و یکی گفت که نشود که به من گفتند برو و فیلمت را بساز، من وقتی به آبادان رفتم تماس گرفتند و گفتند کار را تعطیل کن که من تلفنی هم با ان یک نفر صحبت کردم که قبول نکرد به پای صحنه بیاید و تهیه کننده هم ترسید و من پیکانم را فروختم ولی کار را تعطیل نکردم و برای تهیه مواد منفجره از میدان مین مواد انفجاری در آوردیم و دست ساز آن را ساختیم،فیلم را ساختیم که اتفاقی هم نیفتاد و در جشنواره به من جایزه دادند.
حاتمی کیا ادامه داد: بعضی از دوستان آنجا یک جور هستند و وقتی بیرون می آیند به رادیکال شدید تبدیل شدند، آن تشکیلات هیچ کاری نکرد و تنها پول خوردند و من میگویم که عزیزان شما در آنجا مانع شده اید.
* همه ما فیلمسازان پر از اشتباه هستیم
وی اظهار داشت: ما فیلمسازان پر از اشتباه هستیم و به آنها افتخار میکنیم چون از نسل ذریه حضرت آدم هستیم و اصلا این را از ما نگیرید، ابراهیم حاتمی کیا هم یکسری فیلم ساخته که در نیامده است، چه کسی این مسئولیت را به گردن ما انداخته که اصلا اشتباه نکنیم؟ فیلمی مثل «شیار 143» خانم آبیار ساخته میشود که مادری برای تنها بچه اش بال بال میزند و او را به جبهه میفرستد که بچه برنمیگردد و کل فیلم انتظار مادر را نشان میدهد که آخر هم جنازه بچه اش را تحویل میگیرد؛ من با دیدن این فیلم نمیگویم که که چه غلطی کردیم که جنگیدیم اما از آن طرف فیلمی دیگری ساخته میشود که یک بچه خوشگل و چشم آبی را نشان میدهد که به جنگ میرود و از دست میرود و این را طوری میگوید که اشتباه کردیم جنگیدیم که این درد است. درد این است که فیملساز بگوید که من از آبادان فیلم میسازم و میگویم که آبادان شبیه دزد دوچرخه ویتوریو دسیکا است و دزد دوچرخه ای که از کشور فاشیم زده حرف میزند و کشور من را هم فاشیم زده است ، درد این است فیلمساز آبادانی ما از دالامب دلومب قبل از انقلاب حرف بزند و من را با فاشیسم یکی کنی؟ بعد بگویی من استایل دزد دوچرخه را اینطور برداشتم، دسیکا مختصات آن کشور است و ماجرایی که برای موسیلینی رخ داده است، آیا من در کشورم موسیلنی داشتم؟ من برای ارسال این فیلم به لوکارنو گریه کردم و گفتم باید از فرستادن این فیلم که کشور ما را ذلیل میکند خجالت بکشید و با جیغ و داد از فارابی بیرون آمدم.
* امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم
حاتمی کیا تصریح کرد: این دلیل دارد که فیملساز آن طرف را نمیبیند چون با اولین تقه او به تهران آمده است.مسئله مردم است، مسئله کوچه هایی که هنوز اسمش دارند و بعضی ها برای عوض کردن اسامی کوچه ها مقاومت میکنند، هنوز تخت طاووس برای ما مهم تر از اسم شهید مطهری است که باعث تاسف است.
وی تاکید کرد: امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم و جریان حاکم بر این هرم لعنتی سینما طوری شده که ما اقلیت قرار گرفتیم و ما را به بازی میکشند که باید در آنجا صفر شویم ولی خدا انشاءالله به ما مقاومتی بدهد که بچه های این حوزه اصلا کوتاه نیایند و به مسیر خود ادامه بدهند.
کارگردان «به رنگ ارغوان» با اشاره به فیلمسازان جوان عرصه دفاع مقدس تاکید کرد: سینما که ورشسکته است، من کار ندارم که الان «شهر موش ها» خوب میفروشد که انشاءالله این روند فروشش هم ادامه پیدا کند و 100 میلیارد بفروشد اما مگر میلیارد چقدر است. یا من باید وارد چرخدنده شوم و حرف های پائین تنه ای بزنم تا ملت به سینما بیایند که این اتفاق برای بچه های ما افتاده است که وای بر ما و وای بر آینده ما، یا اینکه ما فقط مواظب شترهای خودمان باشیم و بچه های خود را بچسبیم. من عشقم این است که فیلمم را در شهرستان ببینند چون ما باید بشارت خود را بدهیم.
وی افزود: سینمای دفاع مقدس تنها ژانری است که هویت دارد و این سینما خیلی حرف ها برای گفتن دارد که با مطرح شدن آن باید سر از لبنان در بیاوریم.
حاتمی کیا در ادامه حرف های صریح خود فیملسازان جوان ارزشی را خطاب قرار داد و تاکید کرد: مبادا خالی بودن سینماها شما را گمراه کند، شما حرفتان را بزنید. بعدا شرم از فیلمی که ساختیم نکنیم، به اندازه کافی فیلمسازانی را داریم که سینماها را به بتکده تبدیل کنند.
این کارگردان متعهد سینمای دفاع مقدس تصریح کرد: چون من در «گزارش یک جشن» زمان خود را توضیح میدهم برای آن کتک میخورم وگرنه من در آن فیلم نگاهم جوان ها هستند منتها دوستان مصلحت اکران آن را نمیبینند. من در سینما حامل پیام هستم و برای آن درد وارد سینما شدم که اگر این را از من بگیرند دیگر حرفی برای گفتن ندارم.
حاتمی کیا در پایان صحبت های خود عنوان کرد: من مخلص سینما هستم. خدا را شاکرم که مردم من را به عنوان فرزند خود در این خانواده پذیرفتند و معتقدند که حرف هایی را میزنم که برای این جامعه است.
حاتمی کیا خطاب به گبرلو درباره دعوت از برخی منتقدین در برنامه هفت با صراحت کامل عنوان کرد: شما بعضی اوقات کسانی را می آورید که اصلا این بحث مسئله او نیست و وقتی ارزش های این ماجرا مسئله او نیست و افتخارش این است که تلویزیون جمهوری اسلامی را نگاه نمیکند و فقط بیبیسی و منوتو را نگاه میکند و به فیلمهای ایرانی اه اه اه میکند، چه توقعی میتوان از این افراد داشت؟!
وی در پایان گفت: حدا انشاءالله ما را عاقبت به خیر کند و شرمنده آینده نشویم و در صحرای محشر خر ما را نگیرند و ما بگوییم که ما این کارها را انجام داده ایم.
|
|||
|
|
۱۲:۴۷, ۲۹/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
نچ نچ نچ... دیدید بچه ها آستین کوتاه بود. پس حتما بد جایگاهی در انتظارش است. میشه حتی یه آیه قرآن هم آورد و زد لهش کرد.
![]() حاتمی کیای عزیز، میدانی چرا در اقلیت افتادید، چون: 1- دشمنان که کارخودشان را میکنند. باید در مقابل شما جبهه بگیرند و کار شکنی کنند. 2- مشکل اصلی، این به اصطلاح خودی ها هستند. این ها که وظیفه اختصاصی شان گویا دفع است و دفع است و دفع. تا آمدید و آمدیم کار کنیم به همه چیز و همه کس ایراد گرفتند، البته چون ایراد گرفتن هم تخصص میخواست که دوستان نداشتند، ایراد ها شد فقط از جنبه پایین تنه ای. (با عذرخواهی فراوان) ولی برای ما همین بس که همچنان لبخند امیدوارانه رهبر فرزانه مان به شما و دوستانتان هست.... خدا را باید شکر کرد
|
|||
|
|
۱۶:۱۳, ۲۹/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۳ ۱۶:۱۵ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
وقتی به کسی که حاضره شوخی های به قول آقای حاتمی کیا پایین تنه ای بکنه، سیمرغ بهترین بازیگر میدن، میخواین چی بشه؟
من نمیتونم سینما برم. همه مستحضر هستین که فیلم طبقه حساس و چ و معراجی ها به تازگی دی وی دیش اومده. یعنی بیمزه تر و لوس تر از طبقه حساس خودش بود. من که همیشه از شوخی های قاسمخانی ها میخندیدم، به نظرم به شدت میخواست شوخی هاشون رو بزرگ تر از اونی که هست جلوه بده. من از اغراق خوشم نمیاد. حتی فیلم معراجی ها هم فول آف اغراق بود. یعنی من که دور و برم همچین آدمایی دیگه نمیبینم. آدمی که مثلاً بگه آدم باید روی زن سابقش هم غیرت داشته باشه. یا آدمی که به نامزدش تسبیح هدیه بده. یعنی حیف وقت که برای این دو تا فیلم گذاشتم. به قول یه دوست عزیزی، هر وقت میرم سینما و پول بالای فیلم میدم، در واقع اون پولو دادم که یادم بمونه که سینمای ایران ارزش پول خرج کردن نداره. البته این سوای آثار آقای حاتمی کیاست که به نظر من همیشه یه سر و گردن از آثار دیگه بالاتر بوده. راستش هنوز فیلم چ رو ندیدم. اما لازم دیدم یه توضیحی در مورد این حرف آقای حاتمی کیا و به تبع اون آقا ابراهیم بدم. کاش آدم حداقل این همه وقت میذاشت و فیلمی مثل طبقه حساس رو میدید، حداقل یکم میخندید، آدم میگفت ارزشش رو داشت. کاش با اون 3 هزار تومن 3 تا بستنی میخریدم و در کنار خانواده نوش جان میکردیم. والا... ![]() پ.ن: نمیدونم چرا یاد اون دو تا نماینده مجلسی افتادم که همسر هم هستن.
|
|||
|
|
۱:۴۵, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۴/فروردین/۹۳ ۱۶:۴۴)سیمرغ نوشته است: نتیجه که میشد گرفت!ابتدا عذرخواهی میکنم بابت تأخیر چندماهه در پاسخ. ![]() اشتباه میفرمایید خواهر گرامی. این طبیعت سیاست هست که یک سیاستمدار کاری کنه که در ظاهر خیلی معناها داشته باشه تا مردمی که به ظاهر ماجرا نگاه کنن، نتیجهای رو بگیرند که دلخواه اون سیاستمدار هست. امام خمینی(رحمة الله علیه) در جهت رفع همین نوع اشتباهات میفرمودند که هم مسئولین و هم مردم باید شمّ سیاسی داشته باشند. همونطور که قبلاً گفته بودم: (۱۲/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۴)درست پسند نوشته است: اینقدر بلاها هست که سیاستمدارها میخوان سر هم بیارن، و فقط تنها راه فریب نخوردنشون اینه که به بازی همدیگه و همچنین لبخندها و «ننه من غریبم» و ... نگاه نمیکنن. مثل شعبدهبازهایی که میدونن تنها چیزی که در کار همکارانشون قرار نیست واقعی باشه، حرکت دستهاست. مطمئن باشید که بدون ایستادن روی اصلها و مطالبهی اصلها هیچ راهی برای مقابله با سیاستها وجود نداره(نمیگم «اصول» چون تا حدودی تبدیل به اصطلاح شده). جملات نقلقول بالا ابداً شعاری نیست. اجازه بدین مثال بزنم. مثلاً ما یک بنر تبلیغاتی بزرگ در اتوبان دیدیم که نوشته بود «دلها با یاد امام خمینی آرامش میگیرد.»!!! یعنی سخن خداوند در قرآن کریم رو تحریف کرده که میفرماید «آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش میگیرد.». این کارش از بعد مذهبی و سیاسی فاجعه و جنایت هست و خود ِ امام خمینی اگر میبود و این بنر رو میدید مسلماً تنبیهشون میکرد، چون این کار واکنش ِ مخالف اسلام و نیز مخالف خود امام خمینی برمیانگیزه. یعنی هرکسی که از افکار ِ اسلامخواهان و انقلابیون ایران آگاهی نداشته باشه، وقتی این رو میبینه فکر میکنه که افکارشون همین هست. این یعنی ایجاد شکاف بین اونها. پس آیا کسی که این بنر رو زده، موافق اسلام و امام خمینی بوده؟ خیر. بلکه دقیقاً برعکس. پس میفهمیم همچنین موجودات ِ مغرض توطئهگری وجود دارند!!! ------------------------------------ خارج از بحث: در کلام امام خامنهای نیز اشارههایی هست به این منافقین: بیانات در روز ۱۳۷۹/۰۲/۰۱ در دیدار با حوانان در مصلّاى بزرگ تهران: عزیزان من! اگر ما در داخل متّحد و منسجم باشیم، اگر مردم با دولت و مسؤولانشان صمیمی باشند و ارتباط داشته باشند، دشمن خارجی هیچ تأثیر سوئی نمیتواند بگذارد و هیچ اقدامی نمیتواند بکند؛ اما متأسفانه در داخل، ایادی دشمن هستند. امروز در این کشور «عبداللَّهبنابی»های منافق هستند؛ کسانی که حتی یک روز حکومت امام و حکومت نظام اسلامی را از بن دندان قبول نکردند! در زمان پیامبر، یکی از منافقان بسیار فعال، «عبداللَّهبنابی» بود که با یهودیها و کفّار قریش و جاسوسهای امپراتوری روم میساخت و از هر وسیلهای استفاده میکرد، برای اینکه شاید بتواند حکومت پیامبر را از بین ببرد؛ چرا؟ چون قبل از آنکه پیامبر به مدینه بیاید، او تصوّر میکرد که در آینده، رئیس و حاکم و پادشاه مدینه خواهد شد! پیامبر در واقع مقام او را از او سلب کرده بود. امروز در این کشور «عبداللَّهبنابی»هایی هستند؛ کسانی که خیال میکردند اگر انقلابی در این کشور رخ دهد، حکومت وقف آنها و متعلّق به آنهاست. کسانی که نه فقاهت را قبول داشتند، نه امام را قبول داشتند، نه مردم را قبول داشتند، نه احساسات دینی را قبول داشتند. پیامبر با «عبداللَّهبنابی» خوشرفتاری کرد و او را مجازات ننمود. نظام اسلامی هم با اینها خوشرفتاری کرد و به مجازاتشان نپرداخت. اینها امروز به برخی از پدیدههایی که دست دشمن در آنهاست، مینگرند؛ خیال میکنند فرصتی پیدا کردهاند که به نظام اسلامی ضربه بزنند. فعّالیتهای منافقانه خودشان را میکنند، به این امید که بین مسؤولان اختلاف باشد؛ به این امید که بین مردم اختلاف باشد؛ به این امید که جوانان رابطهشان را با نظام اسلامی قطع کنند؛ به این امید که جوانان با دین قهر کنند! شما جوانان عزیز بدانید، در هر جایی که یک تظاهرات اسلامی یا انقلابی یا دینی از خودتان نشان میدهید - وقتی در مجالس دعا شرکت میکنید، وقتی در مجامع اعتکاف شرکت میکنید، وقتی در تظاهرات بیست و دوم بهمن شرکت میکنید، وقتی در روز قدس شرکت میکنید، وقتی مسؤولان کشور مثل رئیس جمهور و دیگران را مورد احترام قرار میدهید - از هر حرکتتان که نشان دهنده دینداری و علاقهمندی شما به انقلاب باشد، منافقین به خودشان میلرزند و ناراحت میشوند! ------------------------------------ ادامهی بحث: در ادامهی اون مثال. وقتی فهمیدیم که این کارشون مخالف اسلام هست و نتیجه گرفتیم که منش اونها مخالف اسلام هست، حال باید چطور با اونها مقابله کنیم؟ آیا باید در روندی خارج از قانون و بدون برنامه به افرادی که مقصر میدونیم اتهام بزنیم و گلایه کنیم؟؟!! خیر. چون: در درجهی اول اینگونه واکنشهای بیقانون و بیبرنامه، نه تنها برنامهای برای رسیدن به هدف نداره و از امکان نتیجهبخشی دور هست، بلکه اغتشاش و تشنج درست میکنه و جامعه رو تضعیف میکنه. در درجهی دوم اینگونه واکنشها میتونه در راستای خواستههای دشمنان مورد بهرهبرداری قرار بگیره، و حتی بالاتر، ممکنه از ابتدا که دست به اون کار ِ حساسیتزا میزدهاند، خواستشون دقیقاً همین بوده باشه که از واکنشی که به کارشون داده میشه بهرهبرداری کنن. پس اگر شمّ سیاسی داشته باشیم، خواهیم دونست که بجای اینکه نگاه کنیم به اینکه این به اون تیکه میندازه و اون به این متلک میندازه فلانی توی کار فلانی سنگ میندازه و توی مطبوعات برای هم جبهه میگیرن و ...، بجای توجه به ظاهر ماجرا، باید به اصل مطلوبمون توجه کنیم. هرکدومشون که بیشتر هوادار ِ مطلوب ما بودن، بیشتر با ما هستن. (۱۲/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۴)درست پسند نوشته است: مطمئن باشید که بدون ایستادن روی اصلها و مطالبهی اصلها هیچ راهی برای مقابله با سیاستها وجود نداره(نمیگم «اصول» چون تا حدودی تبدیل به اصطلاح شده). (۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: نچ نچ نچ... دیدید بچه ها آستین کوتاه بود. پس حتما بد جایگاهی در انتظارش است.تمسخر آشکار. حتماً ناظری که ویرایش نکرد و بقیهای که از این تمسخر متشکر شدند متوجه تمسخر بودنش نشدن. یهخورده گمان خوب! در میان این همه موج منفی که بعضیها میفرستن و بعد وقتی جوابشون رو میدین عریضه میبرن به ناظر، میگن این تاپیک برای فلانه!(دفعهی پیش رو میگم)نمیدونم چرا گمان خوب رو آدم بعضی مواقع فراموش میکنه. اما نمیدونم که چرا حتی با جیغ بنفش هم نمیشه به بعضیها فهموند که یک چیز خیلی جنایت هست. بهت میگن پرخاشگر و با آرومبخش آرومت میکنن. (۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: میشه حتی یه آیه قرآن هم آورد و زد لهش کرد.آیات قرآن آورده میشه برای مؤمنین. تا گردن نهند، و یا برداشت ِ صورت گرفته از آیات رو با برهانی رد کنن. گلایه از چی میکنید؟ اگر مؤمنید، گردن نهید، و یا برداشت ِ صورت گرفته از آیات رو با برهانی رد کنید. اگر راست میگید که بیرحمانه بوده. (۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: 2- مشکل اصلی، این به اصطلاح خودی ها هستند. این ها که وظیفه اختصاصی شان گویا دفع است و دفع است و دفع. تا آمدید و آمدیم کار کنیم به همه چیز و همه کس ایراد گرفتند، ![]() کاری رو میکنن که ناپاک هست. میگیم نکنید. اصرار دارن!! مگه مؤمن نیستید به خدایی که ناپاکی رو حرام فرموده؟! میگن میخوایم جذب کنیم. خب جذب کنید! آیا ادعا میکنید که مجبورید برای جذب حتماً ناپاکی وارد کنید؟ چطور، در حالی که هدایت از آن خداست، و بقدر پاکیاش از ناپاک متنفر است. میگیم کار پاک در پیش بگیرید. میگن دفع نکنید!! مگه میخواید کسی رو جذب کنید که با پاکی دفع میشه؟! چطور میخواید کسی که پاک رو دوست نداره به راه خدا جذب کنید؟! چطور، در حالی که هدایت از آن خداست، و بقدر پاکیاش از ناپاک متنفر است. سوره مائده، آیه 100: قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ بگو ناپاک و پاک برابر نيستند، هر چند فراوانی ناپاک تو را به شگفت آورد. پس ای خردمندان، از خدای بترسيد، باشد که رستگار گرديد. سوره فاطر، آیه 22: وَ مَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَ لَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاء وَ مَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ و زندگان و مردگان يكسان نيستند. خداست كه هر كه را بخواهد شنوا میگرداند و تو كسانى را كه در گورهايند نمیتوانى شنوا سازى. (۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: البته چون ایراد گرفتن هم تخصص میخواست که دوستان نداشتند،ببینید چطور تخصص دیگران رو میسنجن؟! (۱۲/اسفند/۹۲ ۱۶:۳۱)سید ابراهیم نوشته است: 2- تنها کسانی حق دارند یک اثر سینمایی را نقد کنند، که حداقل یک صفحه در مورد سینما خوانده باشند، مرگ مجازی سید ابراهیم در تالار بیداری اندیشه زمانی است که بیاید در طب و تغذیه و یا بحث های فنی رایانه ای بحث کند... در حالی که هیچ دانشی ندارد.گواهی میدن که دیگران حتی یک صفحه هم در مورد فلانچیز نخوندن! به چیزی که نمیدونن گواهی میدن. پس آیا برای هر صاحب فکری مشخص نیست که به چی گواهی میدن؟ (۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: ایراد ها شد فقط از جنبه پایین تنه ای. (با عذرخواهی فراوان)چیزی که ما مطرح کرده بودیم، این بود که حدود الهی در مورد حجاب زیرپا گذاشته میشه. اسمش رو میذارید «ایرادات از جنبهی پایینتنهای». جای عذرخواهی میمونه که عذرخواهی میکنید؟! کار کفار از این ایرادات داره. یک کارگردان ظاهراً مسلمون هم از این ایرادات وارد کارش کرده. ما هم ازش ایراد گرفتهایم. اینکه از این ایرادات وجود داره رو جزء نقایص کسانی میدونید که مطرحش میکنن؟! آیا میاندیشید؟! اینکه در کار مورد حمایت شما ایرادات شرمآور هست، مایهی شرم هست، ما هم حتی از مطرح کردنشون شرم میکتیم. چرا شما از توجیهشون شرم نمیکنید، و چرا از اینکه حمایت خودتون از مسائل شرمآور رو تبدیل کنید به توجه ما به مسائلی که به ناچار پی میگیریم، شرم نمیکنید؟ کار مورد حمایت شما ایرادات شرمآور ِ کفارپسند نداشته باشه، تا از این ایرادات نگیریم! دفاع مقدس، منهای تقدس الهی. شهداء منهای عشق شهداء. حرف از شهدا میزنن و همرمان وصیتنامههای شهدا رو زیر پا میذارن و با پررویی و بیشرمی توجیه میکنن. پس آیا به قاعدهی «سمعنا و عصینا»؟؟؟!!! آیا به سخره میگیرن؟؟؟!!! از یاوهگوییهای بنده جای نگرانی نیست، چون در هر کوچه و خیابان میبینیم که موضوع روز جامعه اینه که بصورت کلامی نسبت به شهداء ابراز ارادت بشه و در ظاهر برای آنها بمیریم. موضوع روز جامعه حجاب نیست. موضوع روز جامعه این نیست که قلباً ابراز ارادت کنیم به خدای امام حسین(علیه السلام) و پیروانش. شما چه ایمن یافتهاید که این حدود ِ سست ِ تغییرپذیر، که انگار تا هرجا دلش بخواد عقبنشینی میکنه، چند سال دیگه کجا باشه؟؟!! رجز خوندن و مسخره کردن و بیتخصص خوندن و .... همه و همه آسونه. ولی چیزی که از شما طلب شده و نمیتونید انجام بدید، جواب دادن با حرف حق هست. (۲۹/شهریور/۹۳ ۱۲:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: ولی برای ما همین بس که همچنان لبخند امیدوارانه رهبر فرزانه مان به شما و دوستانتان هست.... خدا را باید شکر کردبیانات در روز ۱۳۹۳/۰۵/۰۱ در دیدار با دانشجویان: یک نکتهى دیگرى که در بیانات بعضى از دوستان بود در سؤالاتى هم که دانشجویان از من بهصورت تقدیرى کردند [بود] - سؤال شده است از دانشجویان که اگر شما در این جلسه بودید چه میگفتید؛ جوابهایى آمده؛ یک کتاب صد صفحهاى یا بیشتر براى ما آوردند که نظرات دانشجویان است؛ آنجا هم دیدم این سؤال مطرح است - که مواضع سیاسى افراد دانشجو یا تشکلهاى دانشجویى چگونه باید منطبق با نظرات رهبرى باشد؟ که این سؤال در اینجا هم به یک شکلى مطرح شد. بهنظر من این سؤال خیلى سؤال موجهى نیست؛ اینجور نیست که همهى مواضعى که آحاد مردم - از جمله دانشجویان که جزو قشرهاى پیشرو هستند - اتخاذ میکنند، بایستى الگوگرفته و برگردان نظراتى باشد که رهبرى ابراز میکند؛ نه، شما بهعنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. اینجور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى دربارهى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضعگیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیمگیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانبدارى و طرفدارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانبدارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثهى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینهاى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛ لکن این به معناى این نیست که وظیفهى افراد در مورد موضعگیرىها و در مورد اظهارنظرها ساقط بشود؛ نه، هرکسى نگاه کند [و وظیفهاش را انجام بدهد]. عرض کردم معیار این است که با رعایت تقوا باشد؛ یعنى بدون گرایش به هواى نَفْس؛ اگر انتقاد میکنیم، اگر طرفدارى و جانبدارى میکنیم، اگر یک حرکت را، یک سیاست را تأیید میکنیم یا اگر رد میکنیم، واقعاً از روى احساس وظیفه و تکلیف و بدون دخالت دادن اغراض نفسانى [باشد]؛ این هم یک نکتهى دیگر. -------------------- این هم سخنان رهبر، تا مگر بشنون کسانی که همچنان ادامه میدن به مقابل قرار دادن ِ ولایت با عقلانیت. تمام مؤمنین میدونین که راه هدایت و شیوهی عقلانی جز این نیست: سوره زمر، آیه 18: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ کسانی که تمامی سخنها رو میشنوند و از بهترینش تبعیت میکنند، آنها هستند که خداوند هدایتشان کرده است و آنها همان خردمندان هستند. اینها که با این اعتماد به نفس چنین تقابلی بین ولایت و عقلانیت صورت میدن، چه افرادی بیشتر از اینها میتونن به مسئلهی معقول ولایت ضربه بزنن؟! |
|||
|
|
۱۹:۵۵, ۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بلاخره فیلم چ رو دیدم.
معرکه مال یه دقیقه اش بود. واااقعاً عالی بود. توی تمام کتاب های تاریخ فقط 2 خط از جنگ تحمیلی نوشتن، اما تلویزیون از وقایع جنگ تحمیلی زیاد گفته. اما هیشکی هیشوقت از ماجراهای کردستان هیچی نگفت. واااقعاً برام جالب بود. در این بین مامانم حرف خیلی جالبی میزنه. اون روزی که حسنی مبارک توی پخش مستقیم تلویزیونشون از مردمشون خواست که آرامششون رو حفظ کنن و گفت هر کاری بخوان براشون انجام میده، مامانم گفت عین متنی بود که شاه یه بار تو تلویزیون واسه مردم خونده بود. مامانم میگه دشمن همیشه از یه شیوه و یه کلک استفاده میکنه. منتهی چون نسل ها عوض میشن، کسی یادشون نمیاد که چه بلاهایی سرشون آورده. همین سر بریدن پاسدارا و بسیجی ها... همین بحث شیعه و سنی... بحث مرزبانی... همین بحث استقلال طلبی ها امروزم که امروزه داره تکرار میشه. یه روز این نسخه واسه ایرانه و یه روز واسه عراق. بلاخره هر وقت که حکومت اسلامی تشکیل بشه، باید پشتش این اتفاقا بیفته انگار. تنها نقدی که میتونم به آقای حاتمی کیا داشته باشم، انتخاب بازیگر چمرانشه. یه بار توی یه روزنامه عکس امیر آقایی رو دیدم که به نظرم خیلی شبیه تر از فریبرز عرب نیا بود به آقای چمران، با یک امتیاز ویژه... آقای امیر آقایی صدای بمی داره، عین صدای آقای چمران. در صورتی که آقای عرب نیا صداش به اون صلابت و هیبت نمیخورد. و واقعاً من در آقای چمران فیلم هوش و ذکاوت آقای چمران واقعی رو ندیدم. اصلاً به نظرم ایشون برای این نقش مناسب نبودن. اما حرف فیلم جالب بود که حتی ایدئولوژیست کردها هم از آمریکا اومده بود و تفکرات مارکسیستی داشت. این آقای حاتمی کیا یه دونه است.
|
|||
|
|
۲۰:۱۴, ۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
چ یکی از بهترین کارهای سینمای دفاع مقدسه و به قول خود حاتمی کیا هنوز به حق واقعیش نرسیده....این فیلم برا اولین بار صفحه ای هرچند کوتاه از زندگی شهید بزرگ چمران رو نشون داد...صبحتهای حاتمی کیا درباره چ خیلی جالب بود این که می خواست چمران صلح طلب رو نشون بده نه چمران چریک ...چمرانی که قبل از جنگ و اسلحه. بدست گرفتن به دنبال مذاکره وحل مشکل بود و تمام تلاشش رو کرد...نمی دونم ولی فک می کنم نیاز بود تا چمران عارف وعاشقی جوره دیگری نشون داده بشه و ازش حرفی بزنن چمرانی که برخلاف روح لطیف واحساسات فراوانش عزیزترین کسانش رو می فرسته آمریکا واونجا بزرگترین صبر زندگیش رو می کنه چمرانی که فرزندش رو توی قربت از دست می ده واین جا از فراقش می سوزه ومی سازه....باید کسانی مثل حاتمی کیا این ابراسطوره های کشورمون رو حتی برای دقایقی به تصویر بکشن و مردم رو متوجه خیلی چیزها بکنن به قول خودش به مردم یاد بدن تحمل حرف مقابل رو داشته باشن ودر مقابل هر حرف مخالفی جاروجتجال به پا نکنن و صبرو سکوت رو هم یاد بگیرن
|
|||
|
|
۲۱:۳۱, ۳/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۳ ۲۱:۴۵ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
حرفهای ابراهیم بازخوردهایی هم داشته؛ از این سر طیف، سردار سلیمانی تا روشنفکرای اونوری، عباس خان کیارستمی! . . اخیرا کیارستمی حرف هایی در مورد آقا ابراهیم زده! والبته حرف هایی در مورد دفاع مقدس! «من از ارزشهای انسانی صحبت میکردم و تو جوانها را دعوت به جنگی میکردی که هیچ مفهومی نداشت»
اگه دوست داشتید مشروح بخونید حرفهاشو این لینک رو ببینید بالاتر از خبر امشب رو اگر ندیدید، ببینید! جالب بود --> لینـــک (بزنید رو دقیقه ی ``10:20) البته به نظر من بالاتر از خبر یکمی تند رفت چون عباس کیارستمی، مخملباف و بیضایی نیست! یک کسیه با تفکرات خاص خودش! __________________________________________________________________________________________ بسم الله الرحمن الرحیم به: سردار هنر برادر عزیز جناب آقای حاتمی کیا از : سرباز اسلام و ایران با سلام؛ فرصتی شد پس از مدت ها فیلم " چ " را ببینم. با دیدن آن صحنه ها، به یاد غربت دیروز ایرانی ترین ایرانی ها و اسلامی ترین اسلامی ها، ایثارگران فداکاری که فرصت یافتید ، با هنر قابل تقدیر خود ، یک نمونه از هزاران نمونه اعجاب آور آنان را به تصویر بکشانید و بر مظلومیت امروز همان چهره های فراموش شده گریه کردم. برادرم از طعنه ها و سرزنش ها نهراسید و به سیمرغ های دنیوی هم فکر نکنید و این راه را ادامه دهید. سیمرغ شما وجدانهای بیدار شده ، در اثر این حقیقت ارزشمند ارایه شده و اشک های غلتانی است که بر گونه ها جاری ساختید. جنت الهی برخاسته از دعای مادران شهیدان و مجروحین سالها بر بستر افتاده ، مبارکتان باد. برادرت قاسم سلیمانی _______________________________________________________________________________________- در هر حال تو این دعوای اساتید سینما ترجیح می دم واسه آقا ابراهیم
قلب بگذارم که نیت مقدسی داره!! و کارش هم اگرچه از نظر روشنفکری مثل کیارستمی، انسانی نیست اما از نظر ما زنده کردن یاد و خاطره ی شهداست که کمتر از شهادت نیست! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










![[تصویر: 13920820000630_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/08/20/13920820000630_PhotoA.jpg)

![[تصویر: 726817_876.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/6/29/726817_876.jpg)



![[تصویر: justblush.png]](http://dorostpasand.persiangig.com/image/smiley/justblush.png)
که بعضیها میفرستن و بعد وقتی جوابشون رو میدین عریضه میبرن به ناظر، میگن این تاپیک برای فلانه!(دفعهی پیش رو میگم)
قلب بگذارم که نیت مقدسی داره!! و کارش هم اگرچه از نظر روشنفکری مثل کیارستمی، انسانی نیست اما از نظر ما زنده کردن یاد و خاطره ی شهداست که کمتر از شهادت نیست!