تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هم تالاری های عزیز ... بخوانید ...من باب شوخی های بی مرز
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
به نام خدا

دوتا تاپیک داره به موازات هم روی این مسائل بحث میکنه.
درسته ما فقط کاربریم و یکم فان بودن بد نیست .ولی خوب هم بحث هایی که اینجا میشه و هم در تاپیکی که برادر درست پسند زدن حرفای درستی زده میشه ، ولی خوب برای ما یکم سنگینه عمل بهش .ولی این سنگینی به نظرم از درستی صحبت ها و نقد دوستان کم نمیکنه.

من خودم وقتی یه سری تیکه ها و شوخی های(!) از دوستان میبینم کلا روی نظرم درباره اون فرد تاثیر میزاره و صحبت های ارزشی ایشون میره از نظرم زیر سوال...دست خودم که نیست.

حالا به جای این جنجال ها سعی کنیم هم رعایت کنیم و هم خواهرانه و برادرانه به هم تذکر درست بدیم ...یا اگه خودمون نمیتونیم به ناظرا بگیم اونا خوب تذکر میدنBig Grinتذکر درست .

اگه به قول فانوس جان طرف خودش فهمید و قبول کرد اصلاح میکنه ..اگه نه به نظرم باید باهاش برخورد بشه..
(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]اوه اوه چه خشن
این نشون میده که اشتباه میخونید.
کجای صحبت بنده شکلک عصبانیت داشت؟
کجای صحبت بنده ناسزا داده شده بود؟
بلکه شما بسیاری از قسمتهای حرف من رو اشتباه برداشت کردید، و لحن بنده فقط قاطع بود.
البته از این نظر که حرفم به اندازه‌ی کافی واضح نبوده که امکان برداشت اشتباه رو از بین نبرده، اشتباه از بنده هست.
بنابراین در مواردی که برداشتتون به کل اشتباه بوده صحبت پیشین خودم رو توضیح میدم، و بقیه قسمتها از صحبت شما رو پاسخ میدم.


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]
نقل قول:البته این نگاه فقط از نظر افرادی که اون مسائل رو کوچک می‌بینن میکروسکوپی هست.
آهان بنده رو میفرمایید

منه کافر
شما گفتید میکروسکوپ می‌گیرید دستتون، من هم گفتم این مسائل خودش بزرگ هست.
به شما گفتم کافر؟


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]نه نگفتم شما شرکت کردید گفتم شما اعتراض نکردید اگه هم اعتراضی بوده در حد نیشه پشه بوده
آیا اصلاً خوندید اون همه توضیحاتی که زحمت کشیدم و براتون نوشتم؟
این در حد نیش پشه بود؟ :
(۵/خرداد/۹۳ ۴:۴۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]اتفاقاً وقتی خانم moze84 این مطلب رو در تاپیک «خنده حلال» مطرح فرمودن، بنده این بحث رو هم در تاپیکم پی گرفتم(اینجا) و توسط خود ایشون نیز ادامه یافت. اونقدر طرف بحث در شنیدن پیشنهاد، یا حتی شنیدن سؤال، بد عمل کردند که خانم moze84 در ارسال 45 از نتیجه‌گیری ناامید شدند. میتونید تعدادی از پاسخهایی که داده بودن رو در ارسال 46 بعد از نقل‌قول سوم آقای Reza2035 بخونید.


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]
نقل قول:سفسطه.
Big Grin باشه
آیا کسی به صحبت‌های مناسب گفته شوخی بی حد و مرز؟ خیر. به صحبتهای خارج از حدود ِ چه خانمها چه آقایون گفته‌اند شوخی بی حد و مرز(مثل همون نمونه‌ای که بهش اشاره کردم)
شما می‌خواستید «برخورد نشدن با صحبت‌هایی که بعضی آقایون میکنن» رو ربط بدید به «برخورد شدن با بعضی شوخی‌هایی که بهشون گفته میشه بی حد و مرز».
هیچ ربطی ندارن، پس سفسطه هست.


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]آقای محترم
میشه پاتن رو بردارید ما اون زیر له شدیم
بابا کوتاه بیایید میشه ان قدر از بالا به ما نگاه نکنید
بله شما نگران تر
شما مومن تر
حالا بقیه ر نقل نمی کنیم دیگه میدنید چی ها گفته شده
بله شما
دین خدا قبول داری
ما کافریم
ما ملحدیم شما خوبی
فقط میشه پاتون رو بردارید ما له نشیم زیر این همه ایمان
الان میایید همه ی مطالب ر بردارید یه خط قرمز می کشید می نیسید سفسطه
آره حق با شماست
یا ناظر محترم میاد همه ر فاکتر میگیره
الته نه حرفای شما رو همه ی حرفای منو
آره
این جوریاست
صحبت این بود:
(۵/خرداد/۹۳ ۴:۴۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]
(۴/خرداد/۹۳ ۲۱:۲۱)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]این همه مشکل توی این تالار هس و بوده اون وقت آقاین دنبال این هستن که یه خانومی یه مزه پرونده
و به جای پیام خصوصی زدن بهش و تذکر علنا میان تایپیک میزنن کم مونده اسم طرفم بگید
اسم طرف رو حیا می‌کنیم که نمیگیم خب! من شرم دارم از اینکه بگم، چون خیلی بده که یک خانم اینطور با این وضع صحبت کنه! بنابراین شما کنایه به بنده نزنید، چون مسلماً بنده بیشتر از شما نگران این مسئله هستم! قابل اثباته!
قضیه این بود که شما کنایه‌ی چیزی که بنده انجام دادم رو به من زدید!
شما گفته شدن اون مطلب رو نامناسب ندونستید(البته الآن گفتید «در کل باید ویرایش می‌کرد»، ولی اون موقع به حسب شرایط یا هرچی نامناسب ندونستید) ولی من اون رو برای اون خانم(وهر خانم مسلمون دیگری) نامناسب دونستم، و از این رو اسم طرف رو اون موقع یا الآن نگفتم تا مبادا شرمنده بشه.
اون وقت شما به بنده کنایه میزنید که «علنا تاپیک میزنن و کم مونده اسم طرفم بگید» !!!!!
بنابراین جواب این کنایه‌ی شما این میشه که: با توجه به اونچه که عیان هست، اینطور که به نظر میاد بنده بیشتر از شما نگران این مسئله بوده‌ام! بنابراین شما نباید کنایه‌ی این رو به بنده بزنید!

قضیه‌ی اون پاسخم این بود، و شما اشتباه متوجه شده بودید.

در مورد اینکه گفتم «اگر براتون حرف دین مهمه» یا «اگر نیست» هم به نظرم منظورم رو متوجه نشدید. منظورم فقط این بود که ما کاره‌ای نیستیم که بخوایم کسی رو زور کنیم که «این رو رعایت کن» یا «اون کار رو نکن»! اصلاً نمیتونیم زور کنیم! بالاتر، اصلاً ربطی به ما نداره! بلکه جریان اینه که روی مسلمونی افرادی که بهشون توضیح میدیم حساب می‌کنیم. از اونجا که مسلمون تسلیم خیر و نیکی خداوند هست، همواره دنبال اینه که کارش نیکو باشه. اگر روی مسلمونی کسی حساب نکنیم، مسلمه که اصلاً عقلانی نیست که بهش توضیح بدیم کارش مطابق اسلام نیست! بنابراین امیدوارم در این مورد هم سوءتفاهمی نمونده باشه.
بنده هرگز ادعای باتقواتر بودن نکردم. فقط خدا میدونه چه کسی با تقواتر هست. اگر منصف باشم و نه با اغراق، باید شما رو باتقواتر از خودم بدونم.


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]شما این جا داری این همه وقت میذاری
نمیشه وقتی میبینید
برید بگید خانوم محترم این مطلب یکم نادرسته ها حواستون نبوده لابد میشه ویرایشش کنید
اون آدم اگه حواسشم بوده باشه این طرز حرف زدن شما در عرض سه ثانیه ویرایش می کنه
بله! بله! میشه! منتهی مشکلاتی داره، که در ارسال قبل(در همون قسمتی که این پاسخ رو بهش دادید!) توضیح داده بودم. باز هم توضیح میدم:
دلیلش اینه که توضیح دادن به تک‌تک افراد در تک‌تک موارد خیلی بیشتر طول خواهد کشید. در حالی که داریم می‌بینیم تنها یک نفر نبوده که متوجه اشکالش نباشه(چون خیلی‌ها زیرش تشکر زدن). پس چه اشکالی داره که در حالی که نامی نمی‌بریم علنی مطرح کنیم؟

کسانی که میخوان مطلبی بنویسن یا بیارن مسلماً اونقدر هوش و ذکاوت دارن که بتونن ایراد مطلبشون رو پیدا کنن. بنابراین ما بهشون میگیم دقتشون رو بکار بگیرن! همین!
وگرنه ما نمیتونیم بیفتیم دنبال اینکه کی چی نوشته(اصلاً خیلی از مواردی که دید‌ه‌ام و قصد گفتنش رو هم داشته‌ام فرصت نکرده‌ام!) و نمیتونیم که وقتمون رو صرف ِ دقت نکردن افراد دیگر کنیم. ما همگی باید نیرومون رو روی کارهای بنیادی و اساسی بذاریم. چطوره که خارجی‌ها میرن در فرهنگ کارهای بنیادی انجام میدن، اون وقت آیا باید کار ما این باشه؟


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]مثال که ریخته
اما ترجیحا اول یه مثال خوب میارم
مثلا من در یک پستی اسم یه آدم حقیقی ر بردم
آقای محمد صدرا سریع پیام زدن به من که شما طمئن نیستی اسم نبر تهمت میشه
منم گفتم چشم
ارسال رو یرایش کردم بگذریم که چند رز بعد شک به یقین تبدیل شد اما ایشن با یه مثال کوچیک سریع منو هشیار کرد منم پذیرفتم
کار قشنگی بود
اما چون گفتید مثالو کلی گویی دلم نیومد مثال نزنم
میخام یه مثال عینی بزنم
یکی از آقایون محترم تالار رو خدا نصیب کرد ما ایشون رو دیدیم بعد نمیدنم کی روی پیشونی من نوشت کافر که خدا لعنتش کنه که ایشون با یه نگاه حقارت آمیزی به من نگاه کرد که تا عمر دارم یادم نمیره
البته بگذریم که دوست منم انجا بود و متاسف و ناراحت
البته این دیدار کاملا اتفاقی بود
اما متاسفانه برای 5 دقیقه بود
نتیجه ی این رفتار ها اون چیزی که ما داریم میبینیم
شده که بنده ناپرهیزکارانه یا تند و عصبی صحبت کنم،[تصویر: justblush.png] و یا حتی شده که فکر می‌کردم طرز بیانم خوبه ولی خوب نبوده و کسی رو ناراحت کردم.[تصویر: justblush.png]
برخورد نیکو و غیرنیکو رو قبول دارم، اما جایی که نمونه خواستم در پاسخ به این صحبت بود:
(۴/خرداد/۹۳ ۲۱:۲۱)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]این همه مشکل توی این تالار هس و بوده اون وقت آقاین دنبال این هستن که یه خانومی یه مزه پرونده
و به جای پیام خصوصی زدن بهش و تذکر علنا میان تایپیک میزنن کم مونده اسم طرفم بگید
شما ببینید چی شده که خانم ها والبته بعضی آقاین از تالار میرن برای همیشه چرا مثلا خانوم پرنیان زد شد رفت بهتر نیس ری این مسائل رفتار خودمون فکر کنیم ؟
برای بنده معنی‌اش اینه که می‌فرمایید خود ِ تذکرات و ایراداتی که در مورد محرم و نامحرمی گفته میشه - و نه لحن نامناسبشون - باعث میشه افراد ناراحت بشن و از تالار برن، و علنی بودنشون بد هست، حتی با وجود اینکه اسم گوینده هم برده نشه!!! این به نظرم نادرست بود و نمونه‌ای ازش نمی‌یابیم.
همونطور که خودتون هم گفتید، اگر نوع برخورد درست باشه تذکر دادن بد نیست، بلکه خوب هم هست.


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۹)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]مگه شما استدلال نمیارید مگه حرفتون حق نیس ؟مگه مردم انقلاب نکردن
پس چرا دین خدا گم شد؟
آهان جوابشو میدونم چون ما ها کر و لال و گنگیم و شما فرشته ی مقرب خدا
نخیر، چون مردم به نفسشون بها دادن و دینشون رو گم کردن.


(۵/خرداد/۹۳ ۲۲:۴۹)zahra11 نوشته است: [ -> ]من کلا یه پیشنهاد دارم اونم اینه که یا سایت رو زنونه ، مردونش کنیم، یا حتی اینترنتوSurprise یا اگه غیر متعارفه خودمون رو تو قید و بند جنسیت قرار ندیم!! بیایم قبول کنیم که همه کابرن!! نه کمتر نه بیشتر!! مثلا الان تیشتر جان همسن پسر من هست! ولی واقعا پستاشو می خونم و لذت میبرم، حتی بسیار استفاده میکنم!! اینجا تیشتر یه کاربره درست مثل من که همسن مادرش هستم و شاید چار کلاس بیشتر درس خوندم!!

عجب و غرور و خود برتر بینی متاسفانه بلاییه که دامنگیر ما مذهبی ها میشه!!! باید سعی کنیم هممون ازش دوری کنیم! این یه درزیه که اگه جلوش رو نگیرم ایمانمون رو پاره میکنه!

بعد هم تو جامعه واقعی هم این چیز ها هست! شما بری کلاس دانشگاه یکی مزه میپرونه همه میخندن! درسته که آدمی مثل من که هزار گرفتاری داره و حوصله نداره بیاد اینارو تقبیح کنه!!نه!!

بخصوص در فروم و تالار که باید مزه پرونی هم باشن! بالاخره بیشتر جوون هستید و محیط باید طراوت و لطافتش رو داشته باشه تا جذب کنه!!و مخاطب داشتن هم ایرادی نداره! آقا شما بری مهمونی یکی یه چیزی بگه نمی خندی؟؟ حالا خب شاید اون شخص یه خانم باشه!!! دایم هم که نیست گاهی این طور چیزا پیش میاد!!
اولاً:
اینجا بحث درباره‌ی چی بود؟ آیا درباره‌ی شوخی نکردن بود، یا درباره‌ی شوخی‌هایی که آشکارا مرز محرم و نامحرمی رو نادیده میگیرن؟(آشکار مثل موردی که در صفحه‌ی پیش اشاره کردم).
بنابراین اشارات کلی‌تون به شوخی‌های تالار یا دانشگاه یا ... کاملاً غیرمرتبط هست با بحث، چه آنکه اگر مناسب باشن مخالفشون نیستیم و اگر مناسب نباشن قطعاً صرف ِ وجودشون یا وجود تمایل نسبت بهشون نمیتونه درستی‌شون رو ثابت کنه.

ثانیاً:
چطور استدلال می‌کنید؟
بحث ِ اینکه چی حلاله و چی نیست، فقط با مدارک و استنتاجات دقیق هست، نه از روی گمان!
چطور خودمون رو در قید و بند جنسیت قرار ندیم، وقتی که آیات قرآن کریم و احادیث این کار رو میکنه؟ کجاست دلیلی که میگه توی نامه‌نگاری حکم خدا عوض میشه؟ همینطور از روی استدلالات شکننده و گمان؟

مثلاً استدلال می‌کنید «فلانی همسن پسر من هست» : در چه منبع دینی حکم داده شده که مسائل سنین تمیز و بلوغ، با اختلاف سنی قابل تبدیل هست؟ اگر مطلبی که مطرح میشه مناسب باشه، نیازی نیست که چنین دلیلی درستش کنه، و اگر مناسب نباشه، آیا اختلاف سنی درستش میکنه؟
توجه بفرمایید، سخن شما نمیتونه نامناسب رو به مناسب تبدیل کنه، و نمیتونه ناظر به مناسب‌ها باشه. بنابراین میشه بطور مشخص دریافت که حاصل نگاهی کلی و مبهم به قضیه هست، و یک گمان هست(البته حتی اگر چنین گمانی داشته باشیم هم با تأمل درمی‌یابیم نمیتونیم در مورد جمعی که همگی جای مادر و پدر همدیگه نیستن ازش پیروی کنیم. و نیز باید توضیحی پیدا کنیم که چرا کسی که «حکم پدربزرگ کهنسالی را داشت که میزبان هم بود» حساب نیست؟!)

یا مثلاً استدلال می‌کنید «بری مهمونی یکی یه چیزی بگه نمی خندی؟؟ حالا خب شاید اون شخص یه خانم باشه!!! دایم هم که نیست گاهی این طور چیزا پیش میاد!!» : ما هم اگر مطلبی خنده‌دار باشه می‌خندیم! صدالبته از مریخ نیومدیم! اما آیا خندیدن ما معیار سنجش هست؟! اگر سخن اون خانم خودمونی نباشه و برای مطرح کردن در حضور نامحرمان مناسب باشه، پس مسلماً ما مخالفش نیستیم و این اشاره‌ی شما مرتبط با بحث حاضر نیست، و اگر سخن اون خانم مناسب نباشه، آیا به نظر شما با این دلیل که ما خنده‌مون میگیره یا نمیگیره، یا اینکه دائم هست یا دائم نیست، چیزی متفاوت میشه؟

ثالثاً:
فکر می‌کنم اگر توضیحاتی که به خانم فانوس درباره‌ی صحبتهای خودم عرض کردم رو ملاحظه بفرمایید، باید سوءتفاهمی که داشتید در مورد وجود غرور و خودبرتربینی در این بحثها، برطرف بشه.
ن متاسفانه هم چنان سر حرفم هستم و با غرور و خود برتر بینی مخالفم!!! معتقدم آدم بیشتر باید مراقب رفتار خودش باشه!!!
با تقدس مابی مخالفم!!!

همچنان معتقدم همه کاربرا با هم برابرند!!!

بعدم مگه من گفتم همسن پسر من هست به من محرم شده ؟!!!! گفتم ارزشش توی تالار با من برابره! مثل من یه کاربره!
شما دلسوز هستی البته !!ولی متاسفانه بی دقتی! !!! انقد سیاه وسفید نبینین!!
هم چنان عقیده دارم ما به کلمات تایپ شده هم Big Grinمحرم یا نا محرم نیستیم!! اگه این طور باشه که شما برو تاپیک خانواده رو بخون ببین کدوممون رومون میشه در حظور نا محرم این سوالارو بپرسم!!! ولی اینجا نمی شناسیم همدیگه رو و همه کاربر خنثی هستیم نه زن یا مرد!! همه برای هم یه مشت کلمات تایپ شده ایم!! وگرنه مطمئن باش تاپیک خانواده تعطیل شده بود تا حالا!!

جوکهایی هم اینجا میخونیم و میخندیم هرگز جلوی نامحرم نمی گیم!!چون اونجا آدمیم اینجا کاربریم!!

هم چنان عقیده دارم وقتی داری مطالب فرومی رو مطالعه میکنی انگار داری کتاب میخونی!! هر جاشو دوست داری بخون هر جا دوست نداری نخون!!

آدمها تو فروم هیچ ربطی به هم ندارن، الا اینکه در مواردی با هم همفکرن!! یا اینکه خودشون بخوان ،که دیگه اون رابطه واقعیه!!!

نکته دیگه اینکه درسته اسم آقا صاحب الزمان روی این تالار هست!! ولی دلیل نمیشه همه افکار و عقایدشون مثل ما باشه اگه اینطور بود دیگه بحث معنی نداشت!! تازه خیلی از افراد فقط به قصد ایجاد شبهه وارد تالار می شن و منافق هستند!! خیلی ها بخیل و حسود هستند!! و هزاران اشکال دیگه!! مهم اینه که بتونیم به تالار تا حدی جاذبه بدیم که اگه کسی گذارش به فروم افتاد چشمش به ایرادهای .....که چار تا بچه مسلمون با ایمان از هم میگیرند نیفته!!!
(۸/خرداد/۹۳ ۱۱:۳۲)zahra11 نوشته است: [ -> ]ن متاسفانه هم چنان سر حرفم هستم و با غرور و خود برتر بینی مخالفم!!! معتقدم آدم بیشتر باید مراقب رفتار خودش باشه!!!
با تقدس مابی مخالفم!!!

همچنان معتقدم همه کاربرا با هم برابرند!!!

بعدم مگه من گفتم همسن پسر من هست به من محرم شده ؟!!!! گفتم ارزشش توی تالار با من برابره! مثل من یه کاربره!
شما دلسوز هستی البته !!ولی متاسفانه بی دقتی! !!! انقد سیاه وسفید نبینین!!
هم چنان عقیده دارم ما به کلمات تایپ شده هم Big Grinمحرم یا نا محرم نیستیم!! اگه این طور باشه که شما برو تاپیک خانواده رو بخون ببین کدوممون رومون میشه در حظور نا محرم این سوالارو بپرسم!!! ولی اینجا نمی شناسیم همدیگه رو و همه کاربر خنثی هستیم نه زن یا مرد!! همه برای هم یه مشت کلمات تایپ شده ایم!! وگرنه مطمئن باش تاپیک خانواده تعطیل شده بود تا حالا!!

جوکهایی هم اینجا میخونیم و میخندیم هرگز جلوی نامحرم نمی گیم!!چون اونجا آدمیم اینجا کاربریم!!

هم چنان عقیده دارم وقتی داری مطالب فرومی رو مطالعه میکنی انگار داری کتاب میخونی!! هر جاشو دوست داری بخون هر جا دوست نداری نخون!!

آدمها تو فروم هیچ ربطی به هم ندارن، الا اینکه در مواردی با هم همفکرن!! یا اینکه خودشون بخوان ،که دیگه اون رابطه واقعیه!!!

نکته دیگه اینکه درسته اسم آقا صاحب الزمان روی این تالار هست!! ولی دلیل نمیشه همه افکار و عقایدشون مثل ما باشه اگه اینطور بود دیگه بحث معنی نداشت!! تازه خیلی از افراد فقط به قصد ایجاد شبهه وارد تالار می شن و منافق هستند!! خیلی ها بخیل و حسود هستند!! و هزاران اشکال دیگه!! مهم اینه که بتونیم به تالار تا حدی جاذبه بدیم که اگه کسی گذارش به فروم افتاد چشمش به ایرادهای .....که چار تا بچه مسلمون با ایمان از هم میگیرند نیفته!!!
خانم محترم،
در مورد اختلاف سنی اشتباه متوجه منظورتون شده بودم، چون باز هم موردی بود که هیچ ربطی به بحث ما نداشت و من طبعاً به نسبت بحث ازش برداشت کرده بودم.
بنده به شما میگم بحث تذکرات ما هیچ ارتباطی به غرور و اینها نداره، اون وقت شما دوباره روی چی تاکید می‌کنید؟
بنده میگم آیا دلیلی دارید که به شما بگه توی نامه‌نگاری حکم خدا عوض میشه؟ دلیلی دارید که به شما بگه اگر افراد ناشناس باشن حکم خدا عوض میشه؟ همینطور روی هوا؟
اجتهاد این نیست. اجتهاد تلاش برای یافتن دلیل هست با استفاده از منابع دینی و استنتاجات دقیق.
بنده قادر نیستم چیزی رو برای شما توضیح بدم، تا زمانی که شما نه می‌شنوید و نه تامل می‌کنید.
تا این زمان، دوباره توضیح نخواهم داد.
سیاه و سفید
اصطلاح خیلی خوبی به کار بردید
منم مواقم بعضی از افراد جامعه مسائل و افراد رو همین طوری می بینن البته اصولا خودشون رو سفید می بین
البته نظورم این نیست که جناب درست پسند مصداق این موضوع هستنا
و البته خشونت در این افراد هس
به قول زهرا خانوم ما ها همه یه کاربریم من از دل شما خبر ندارم
اما انعکاس مطالب شما فقط خشونت رو برای من یاداوری می کنه
راستش مبخام اعتراف کنم
صادقانه و ساده لوحانه توی این پست اعتراف کنم
وقتی در مورد دین شما حرف می زنید حس تنفر نسبت به تمام مسائلی که می گید در من به وجود میاد
اما فکر می کنم توی به جود اومدن این حس که توی خیلی از جون ها هست افرادی مثل نوشته های شما بی تاثیر نیستن
می دونم ممکنه الان هر انگی به من زده بشه اما دست خودم نیس حس بدی بهم منتقل می شهخسته میشم
حتی گاهی از دین
متاسفم
(۹/خرداد/۹۳ ۰:۰۷)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]سیاه و سفید
اصطلاح خیلی خوبی به کار بردید
منم مواقم بعضی از افراد جامعه مسائل و افراد رو همین طوری می بینن البته اصولا خودشون رو سفید می بین
البته نظورم این نیست که جناب درست پسند مصداق این موضوع هستنا
و البته خشونت در این افراد هس
به قول زهرا خانوم ما ها همه یه کاربریم من از دل شما خبر ندارم
اما انعکاس مطالب شما فقط خشونت رو برای من یاداوری می کنه
راستش مبخام اعتراف کنم
صادقانه و ساده لوحانه توی این پست اعتراف کنم
وقتی در مورد دین شما حرف می زنید حس تنفر نسبت به تمام مسائلی که می گید در من به وجود میاد
اما فکر می کنم توی به جود اومدن این حس که توی خیلی از جون ها هست افرادی مثل نوشته های شما بی تاثیر نیستن
می دونم ممکنه الان هر انگی به من زده بشه اما دست خودم نیس حس بدی بهم منتقل می شهخسته میشم
حتی گاهی از دین
متاسفم
Sad
ولی آخه چرا؟؟SurpriseHuh
یعنی با در نظر گرفتن اونچه که در ارسال 52 در مورد منظورم توضیح دادم، باز هم از اون منظورها هم چنین حسی بهتون دست میده؟!

-------
بحث به جاهای مفید رسید. یعنی اگر هم الآن تفکرم اشتباهه، حداقل الآن این وسط یه چیزی دستگیرم بشه.
لطفاً پاسخ بدید.
بله ارسال 52 نسبت به ارسال قبلی آرامش بیشتری توش به چشم می خورد
یه مثال میزنم مثلا کسی که از دل من با خبر نبیس من دارم با یه نفر حرف میزنم بعد اون میگه چه قدر خشن یا مغرور حرف میزنی
و یا اطارفیان بهم میگن رفتارت بوی خوبینی می ده
و من اصرار کنم که این طور نیس
شاید هم واقعا نباشه
اما مردم که از دل ما با خبر نبیستن رتار ما روی نتیجه گیری های اون ها اثر داره
من نه چهره ی شما رو می بینم که عصبانیت رو تشخیص بدم نه از دلتن با خبرم اما اون چه از متن های شما برداشت می کنم با صداقت می کنم:
شما دیگران رو در گناه می بینید داری مدام براشن تاس می خوردید و خودتون رو دور از کگناه حس نفرتی نسبت به همه + بدبینی نسبت به ان ها دارید با خشونت میخایید ثابت کنید که ان چیزی که میگید مطلقا درست هست شاید هم باشه ولی با اون نرتی که دارید با عصبانیت می گید
من این مدل آدم رو بیرن از محیط مجازی دیدم
و ناچارا تتصویر این شکلی از شما دارم
وقتی ارسال های شما رو می خنم حس بدی نسبت به تمام چیز هایی که میگید بهم دست میده
و حس می کنم علت لج بازی بسیاری از جون های جامعه و به سرانجام نرسیدن خیلی چیزا همین تاثیر و انعکاس این چنین رفتار ها باشه
به همین خاطر من این رتار ها ر نه تنها اصلاح کننده و سازنده نمیدنم بلکه فقط مخرب می دنم
البته من قاضی نیستم حکم بدما صرفا نظر خودم و انعکاس رفتار شما افرادی شبیه شما در خودم بود من وقتی این ارسال ها رو می خونم بدتر بدم میاد تا این که جذب بشم
ببخشید که خیلی دیر دارم جواب میدم.

(۹/خرداد/۹۳ ۱۵:۴۷)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]بله ارسال 52 نسبت به ارسال قبلی آرامش بیشتری توش به چشم می خورد
متوجه صحبت بنده نشدید.
بنده عرض کردم «با در نظر گرفتن اونچه که در ارسال 52 در مورد منظورم توضیح دادم، باز هم از اون منظورها هم چنین حسی بهتون دست میده؟!»
یعنی ابتدا با توجه به توضیحاتی که اونجا عرض کردم، تلقی‌تون از منظورها و لحن بنده رو اصلاح بفرمایید، و سپس ببینید که آیا مشکل همچنان برقرار هست یا خیر. لطفاً پاسخش رو بفرمایید.


---------------------
ضمناً لحن ارسال 52 نسبت به ارسال قبلی‌اش هیچ تفاوتی نداشت!Smile
یعنی یک طرف از مشکل پیدا شد!
شما نوشته‌ی بنده رو با لحنی غیر از لحن خودش میخونید.
صد البته میتونید از روی کلماتم و بخصوص احترامی که در کلامم بکار می‌برم متوجه بشید که بد صحبت نمی‌کنم!
البته لازمه‌ی این، با دقت خوندن ِ کلام بنده هست.
بنده خیلی اهمیت میدم که منظورم رو برسونم، بنابراین مطمئن باشید وقتی بخوام لحنی مثل این Angry داشته باشم، حتماً بصورت آشکار ابرازش می‌کنم(مثلاً با استفاده از شکلک). در غیر این صورت، لحنم لحن بحث کردن معمولی هست، که مثلاً اگر بحث خیلی جدی باشه تبدیل به این Mat یا حداکثر این Dodgy میشه.
لبخند هم البته خوب هست، مثل این Smile، اما همونطور که میدونید لبخند نزدن به معنی عصبانی و عصبی بودن نیست، و تنها جدی بودن هست.

(۹/خرداد/۹۳ ۱۵:۴۷)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]من نه چهره ی شما رو می بینم که عصبانیت رو تشخیص بدم نه از دلتن با خبرم اما اون چه از متن های شما برداشت می کنم با صداقت می کنم:
شما دیگران رو در گناه می بینید داری مدام براشن تاس می خوردید و خودتون رو دور از کگناه حس نفرتی نسبت به همه + بدبینی نسبت به ان ها دارید با خشونت میخایید ثابت کنید که ان چیزی که میگید مطلقا درست هست شاید هم باشه ولی با اون نرتی که دارید با عصبانیت می گید
من این مدل آدم رو بیرن از محیط مجازی دیدم
و ناچارا تتصویر این شکلی از شما دارم
وقتی ارسال های شما رو می خنم حس بدی نسبت به تمام چیز هایی که میگید بهم دست میده
و حس می کنم علت لج بازی بسیاری از جون های جامعه و به سرانجام نرسیدن خیلی چیزا همین تاثیر و انعکاس این چنین رفتار ها باشه
به همین خاطر من این رتار ها ر نه تنها اصلاح کننده و سازنده نمیدنم بلکه فقط مخرب می دنم
البته من قاضی نیستم حکم بدما صرفا نظر خودم و انعکاس رفتار شما افرادی شبیه شما در خودم بود من وقتی این ارسال ها رو می خونم بدتر بدم میاد تا این که جذب بشم
صدالبته خیلی پیش میاد که صحبت بنده (یا خیلی‌های دیگه) بسیار پراشکال باشه.
مسلماً کسی که میخواد تذکر بده باید برخورد صحیحی داشته باشه و بنده و امثال بنده باید خیلی روی خودمون کار کنیم و خودمون رو اصلاح کنیم.
این یک بحث.
اما بحث دیگری باقی می‌مونه، و اون ستیزی هست که در دنیا همیشه درون نفس انسان وجود داره(در مورد اینکه چنین چیزی در احساس شما نسبت به رفتار بنده دخیل هست یا نیست نظری نمیدم. صرفاً دارم قضیه رو بطوری که در مورد خودم وجود داره تشریح می‌کنم).

وقتی انتقادی از بنده میشه، بنده از اینکه چنین مسئله‌ای باعث ناراحتی فرد انتقادکننده شده، یا ناراحتم، یا ناراحت نیستم. اما جدای از این ناراحتی، دو نوع احساس درون من شکل میگیره:
1. نفس خودپرست بنده بشدت عقیده داره که کارم خیلی هم خوب هست! و بیزار هست از هرگونه ایرادی که به کارم گرفته بشه.
2. نفس لوّامه‌ی بنده من رو بابت کارم سرزنش میکنه و میگه بجای پرستیدن خودت باید خدا رو بپرستی و ببینی خدا چه کاری رو می‌پسنده، و پا میذاره روی حسی که نفس خودپرست بنده داره.

اگر به اولی اهمیت بدم، از اینکه چنین انتقادی مطرح بشه ناراحت میشم و کلاً از تلاشی که در راه اصلاح بشه هم خوشم نمیاد.
اگر به دومی اهمیت بدم، من رو می‌فرسته دنبال اینکه اشکال احتمالی رو پیدا کنم و به خودم زور کنم و سخت بگیرم تا رفتارم رو عوض کنم و نیز از اینکه چنین انتقادی مطرح بشه استقبال کنم.


مثلاً این قضیه وقتی که صحبتهای اخیر شما رو در مورد رفتارم می‌شنوم هم وجود داره:
البته از اینکه چنین مسئله‌ای باعث ناراحتی شده باشه ناراحت میشم.
به دومی اهمیت میدم و در نتیجه میتونم خودم رو وادار کنم که بگم «باید خیلی روی خودم کار کنم و خودم رو اصلاح کنم» و برای اینکه مشکل دستگیرم بشه سؤال بپرسم. یعنی میخوام بگم در عین حال درونم یک حس متضاد ناخوشایند هست که نه از صحبتهای شما خوشش میاد و نه از اینکه جملات مثبت(!) بگم یا در مورد درست شدن کارم سؤال بپرسم. اون حسّه همینطور همونجا هست، و من روش پا میذارم.

ببخشید اگر پرحرفی کردم.

-------------

لطفاً پاسخ دادن به سؤالی که در بالای ارسال پرسیدم فراموش نشه. تشکر.
نقل قول:متوجه صحبت بنده نشدید.
بنده عرض کردم «با در نظر گرفتن اونچه که در ارسال 52 در مورد منظورم توضیح دادم، باز هم از اون منظورها هم چنین حسی بهتون دست میده؟!»
یعنی ابتدا با توجه به توضیحاتی که اونجا عرض کردم، تلقی‌تون از منظورها و لحن بنده رو اصلاح بفرمایید، و سپس ببینید که آیا مشکل همچنان برقرار هست یا خیر. لطفاً پاسخش رو بفرمایید.


بله



[quote

ضمناً لحن ارسال 52 نسبت به ارسال قبلی‌اش هیچ تفاوتی نداشت![تصویر: happy.png]

][/quote]

شاید

گفتم که گاهی ما بر خلاف منظورمون حرف می زنیم چون از قبل روی لحنمون کار نکردیم گفتم که من نیت شما رو نمی دونم از لحنتون برداشت کردم

نقل قول:یعنی یک طرف از مشکل پیدا شد!

نمونه اش



نقل قول:شما نوشته‌ی بنده رو با لحنی غیر از لحن خودش میخونید.

منم که خودم تایید کردم گفتم هرکس یه شخصیت مجازی پیدا می کنه و شخصیتی که برای من از شما به وجود اومده اصلا خوب نبود طوری که تاثیر منفی از حف های به ظاهر درستتون روم میذاره

نقل قول:صد البته میتونید از روی کلماتم و بخصوص احترامی که در کلامم بکار می‌برم متوجه بشید که بد صحبت نمی‌کنم!
البته لازمه‌ی این، با دقت خوندن ِ کلام بنده هست.
بنده خیلی اهمیت میدم که منظورم رو برسونم، بنابراین مطمئن باشید وقتی بخوام لحنی مثل این [تصویر: angry.png] داشته باشم، حتماً بصورت آشکار ابرازش می‌کنم(مثلاً با استفاده از شکلک). در غیر این صورت، لحنم لحن بحث کردن معمولی هست، که مثلاً اگر بحث خیلی جدی باشه تبدیل به این [تصویر: mat.png] یا حداکثر این [تصویر: dodgy.png] میشه.
لبخند هم البته خوب هست، مثل این [تصویر: happy.png]، اما همونطور که میدونید لبخند نزدن به معنی عصبانی و عصبی بودن نیست، و تنها جدی بودن هست.

جالبه بدونید تمام شکلک ها برای من تاثیر مثبت دارند حتی اگه علامت اخمو باشند

نقل قول:[/font][font=Tahoma]بنده و امثال بنده صحبت بنده -

این یه حس خشکی با خودش داره مثل این رئیس ها میشه

یه چیز دیگه :
حتی اسم کاربری روی افراد تاثیر داره
مثال میزنم :
فرض کنید توی این تالار تمام افرادی که دعواهای بیجا دارند نام کاربری ایرانی ائمه علیه السلام رو یدک بکشندو اغلب ناظران نام های ایرانی و نام های خودشون باشه
فکر می کنید چه تاثیری داره ؟
حالا از این مثالم به اصل مطلب برسم اتفاقا یکی از بزرگترین و جدی ترین خطراتی که داره جامعه ی اسلامی و چهره ی اسلام رو خراب می کنه همین نوع صحبت کردن ها لحن ها برخورد ها لباس پوشیدن ها و ...... است
که قضاوت رو برای افراد درست می کنه
نمی تونیم هم بگیم باید به شخص متکی نباشی چون اگر این تاثیر قابل چشم پوشی بود خدا اینقدر به پیامبر توصیه نداشت مثال میزنم پ
یامبر همهی کاراشش درست بود اما خدا میگه با همهی اینا اگه اخلاقت خوش نبود ......
پیامبر موقع دیدار دیگران به موهاشون روغن میزدن شانه می کردن امام صادق که در زمانشون وضع جامعه بهتر بود لباس های خیلی شیک رنگ های زیبا می پوشیذند
حالا مذهبی های ما که خودشون رو فدائی میدونند و همش دنبال اصلاح هستند اصلاح جامعه ببینیدشون با نفرت به دیگران نگاه می کنند همه رو احمق می دونند کمتر لبخند می زنند لباس های تکراری می پوشند به سر و وضعشون نمی دونند چون بیشتر می دانند خودشون رو با تقوا تر می دونند و خودشون رو جی خدا می ذارند قاوت می کنند و نرخ تعیین می کنند
من به عنوان آجی شما دوست شما دارم میگم بردارم دادشم من شما رو این چنین هم که نگم نزدیک به این موضوع می دونم البته خب درجه بندی داره که فکر می کنم بعض ها توی این تالار با هام موافقند
با این حال نظر من نظر ارجح نیست و کما اینکه مشکل دار باشه میل با شماست
پیشنهاد می کنم نظر چن نفر رو بپرسید حیفه
نیت آدم پاک باشه نادانسته کاری کنه
شاد باشید
(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]بله

گفتم که گاهی ما بر خلاف منظورمون حرف می زنیم چون از قبل روی لحنمون کار نکردیم گفتم که من نیت شما رو نمی دونم از لحنتون برداشت کردم
...
منم که خودم تایید کردم گفتم هرکس یه شخصیت مجازی پیدا می کنه و شخصیتی که برای من از شما به وجود اومده اصلا خوب نبود طوری که تاثیر منفی از حف های به ظاهر درستتون روم میذاره
چشم.
از این به بعد سعی می‌کنم طوری صحبت کنم که منظورم بهتر در صحبتم مشخص باشه.
و نیز سعی می‌کنم تا جایی که میتونم ابتدا انتظاری نداشته باشم که همه همه‌ی مسائل رو بدونن و اول کار اصلاً اخم نکنم و فقط توضیح بدم و بعدش انتظار داشته باشم.
اما شما هم لطفاً قبول کنید که نباید اونچه که از جاهای دیگه و افراد دیگه در ذهنتون شکل گرفته رو پای من بذارید و به من تعمیم بدین.

(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]نمونه اش
نمونه‌اش همون هست که «شما نوشته‌ی بنده رو با لحنی غیر از لحن خودش میخونید». البته مطمئن نیستم که آیا سؤال فرمودین یا اینکه خودتون داشتین می‌فرمودین.

(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]جالبه بدونید تمام شکلک ها برای من تاثیر مثبت دارند حتی اگه علامت اخمو باشند
اینکه می‌فرمایید برام عجیب هست!
بنابراین سعی می‌کنم حداقل از Dodgy و Mat استفاده کنم.

(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]
نقل قول:نده و امثال بنده صحبت بنده -
این یه حس خشکی با خودش داره مثل این رئیس ها میشه
اصلاً متوجه منظورتون نمیشم.

(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]یه چیز دیگه :
حتی اسم کاربری روی افراد تاثیر داره
مثال میزنم :
فرض کنید توی این تالار تمام افرادی که دعواهای بیجا دارند نام کاربری ایرانی ائمه علیه السلام رو یدک بکشندو اغلب ناظران نام های ایرانی و نام های خودشون باشه
فکر می کنید چه تاثیری داره ؟
حالا از این مثالم به اصل مطلب برسم اتفاقا یکی از بزرگترین و جدی ترین خطراتی که داره جامعه ی اسلامی و چهره ی اسلام رو خراب می کنه همین نوع صحبت کردن ها لحن ها برخورد ها لباس پوشیدن ها و ...... است
که قضاوت رو برای افراد درست می کنه
نمی تونیم هم بگیم باید به شخص متکی نباشی چون اگر این تاثیر قابل چشم پوشی بود خدا اینقدر به پیامبر توصیه نداشت مثال میزنم پ
یامبر همهی کاراشش درست بود اما خدا میگه با همهی اینا اگه اخلاقت خوش نبود ......
صددرصد قبول دارم. درست می‌فرمایید.

(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]حالا مذهبی های ما که خودشون رو فدائی میدونند و همش دنبال اصلاح هستند اصلاح جامعه ببینیدشون با نفرت به دیگران نگاه می کنند همه رو احمق می دونند کمتر لبخند می زنند لباس های تکراری می پوشند به سر و وضعشون نمی دونند چون بیشتر می دانند خودشون رو با تقوا تر می دونند و خودشون رو جی خدا می ذارند قاوت می کنند و نرخ تعیین می کنند
این درست نیست.
باید در نظر گرفت که در هر شخصی رفتارهای خوب و همچنین رفتارهای نامناسبی که اصلاح میخواد یافت میشه، و نباید برای هیچکس اسمی جدا از طبیعت کاری که انجام میده قائل شد. اگر کارش مذهبی بود اون لحظه مذهبی هست، و اگر غیرمذهبی بود اون لحظه غیرمذهبی هست.

به نظر من تفاوت رو باید در این گذاشت که آیا اگر یک نفر یه‌موقعی بداخلاقی ازش سر بزنه یا سر و وضع نامرتب داشته باشه از خودش راضی هست یا اینکه ناراضی هست و دلش میخواد بهتر باشه. کسانی که از رفتارهای نادرست راضی هستن و هیچ تلاشی(حتی کارهای ساده) برای بهتر شدن نمیکنن، به قطع متفاوتند از کسانی که تلاش میکنن.

(۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۴۵)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]من به عنوان آجی شما دوست شما دارم میگم بردارم دادشم من شما رو این چنین هم که نگم نزدیک به این موضوع می دونم البته خب درجه بندی داره که فکر می کنم بعض ها توی این تالار با هام موافقند
با این حال نظر من نظر ارجح نیست و کما اینکه مشکل دار باشه میل با شماست
پیشنهاد می کنم نظر چن نفر رو بپرسید حیفه
نیت آدم پاک باشه نادانسته کاری کنه
تشکر از تذکر شما
سعی می‌کنم عملی کنم.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع