آخ آخ مردم چه دغدغه هایی دارن!!
محمدصادق (اسمت رو درست می گم؟) الان خوشحالی که موضوع رو به مادرت گفتی؟!
تازه بدبختیت شروع شده!
سه سال پیش آخرین داداشم بارشو بست و رفت و پرونده ما اومد رو!
هنوز یه هفته از عروسی داداشم نگذشته بود که مادرم گفت خب دیگه باید به فکر تو باشیم!
یعنی منو می گی در ظاهر این شکلی

از درون این شکلی

یه شکری خوردیم گفتیم نه بابا فعلا که دانشجوام!
بد تر از اون همچنان سه سالیه که همین شکر رو می خورم و بهانه های مختلف میارم!!
نمی دونم چه مرگمه! می گم یه فکری بحال من بکنید......
روانپزشک داریم اینجا عایا؟
نه اسمم محمده که ، بعضیا محمد مبین صدام میکنن.
والا به نظر من بهترین کار اینه که باشون حرف بزنی بگی شکر خوردم ، نمیکشتنت که.
البته حالا که ما گفتیم هم بازم مشکل زیاده ولی خب کم کم باید بپیچی بهشون ببینی چی میشه.
نه قضیه من برعکسه اونا می گن زن بگیر برو از دستت راحت شیم من نمی دونم چه مرگمه می گم نه!
به خدا خودم می خوام زن بگیرم ....


(۶/تیر/۹۳ ۱۴:۰۹)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]نه اسمم محمده که ، بعضیا محمد مبین صدام میکنن.
والا به نظر من بهترین کار اینه که باشون حرف بزنی بگی شکر خوردم ، نمیکشتنت که.
البته حالا که ما گفتیم هم بازم مشکل زیاده ولی خب کم کم باید بپیچی بهشون ببینی چی میشه.
نه همین که مادرتون گفته که منم به فکر بودم و برات کسایی رو در نظر داشتم یعنی دیگه حله..
مادرا به همه جوانب فکر میکنن. شما نمیخواد ناراحت باشید .
یه سوال اگه دوست داشتید پاسخ بدید. اون دختر خانم(ان شا الله همسر ایندتون) در جریانه که شما همچین قصدی دارید؟
یعنی به نظرتون 50% دوم مسئله حله؟؟؟؟؟
خود دختر خانم هم که راضی باشه پدرش حله اصلا نگران نباشید ...
حالا اگه از شوخی بگذریم من این آخرا (بعد از عید امسال) به مادرم گفتم حله!! ((خدا همه ی مادرا

رو واسه پسرای مجرد نگه داره، حقیقتا نعمتی بزرگ هستند!))
ولی مشکلم اینه که اولا، این 7 خان رو که جلوم می بینم جا می زنم! (واقعا خدا کسایی که باعث شدن ازدواج جوونا به مشکل بخوره رو نیست و نابود کنه)!
ثانیا من هنوز نمی دونم با خودم چند چندم! اعتقاداتی رو دوست دارم که خودم ندارم! اعتقاداتی رو دارم که خودم دوست ندارم!
به نظرتون دنبال کسی باشم که اعتقاداتی رو که دوست دارم داشته باشه، یا دنبال کسی باشم که اعتقاداتی که خودم دارم و دوست ندارم رو داشته باشه! (یه همچین ادمیم من تا بحال چنین چیزی دیده بودید؟) جدی می گما!
تابحال اینو جایی نگفتم ولی احساس می کنم اینجا بعضیا حرفم رو می فهمن!
ببخشید،شکر میون کلامتون...
من 16 سالمه ، خانوادم هم یه ساله میدونن میخوام ازدواج کنم
الان همچین قیافه ای دارید حتما==>

البته خودم میدونم زوده

برا همین از نظر زمانی فعلا بیخیال شدم...
حالا برید خجالت بکشید...40 سالتونه !
نقل قول:الان همچین قیافه ای دارید حتما==>
![[تصویر: mat.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/mat.png)
البته خودم میدونم زوده
![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
برا همین از نظر زمانی فعلا بیخیال شدم...
حالا برید خجالت بکشید...40 سالتونه !
برای چی زود ؟
یه مدت دیگه که تمام زندگیت تحت تاثیر این مسئله بود , شاید والدین محترم بیشتر این قضیه رو جدی بگیرن .
پ.ن : وقتی میگم کل زندگیت تحت تاثیر قرار میگیره ...دارم جدی صحبت میکنم .
نقل قول:منظورتونو متوجه نشدم...میشه بیشتر توضیح بدید؟
منظورم اینه که این مسئله نیاز کاذب نیست که وقتی انکارش میکنی و یا خودتو مشغول بهش نکنی , اونهم بهت بی توجهی کنه ! منظورم هم صرفا نیاز جنسی نیست ... چون اون خودش به طرق مختلف اطفاء میشه ! نیاز به همسر مثه نیاز به نفس کشیدنه , شما میتونی بگی من از امروز دیگه نفس نمیکشم ؟ سر دقیقه به مرز خفگی میرسی , میتونی بگی من یه هفته نمیخوابم چون این یک نیاز کاذبه ؟ نه !
ولی میتونی بگی من توی این سن نیاز به ماشین ندارم , طبیعتا بهش فکر هم نکنی خیلی راحت باهاش کنار میای , چون خودت برای خودت نیاز تعریف کردی و خودت هم حذفش کردی ...اما در مورد زندگی مشترک میتونی بگی من خودم این نیاز رو بوجود اوردم ؟ حالا اگه بهش فکر نکنم , کلا از زندگیم حذف میشه
شدیدا زندگیت رو تحت تاثیر قرار میده این قضیه و اینکه زوده هم حرف کسایی هست که هیچ شناختی از دین ندارن , حالا نه اینکه من فاضل هستم و انالحق میگم

فقط در حد همین یه جمله میدونم که خدا هیچ دلیلی رو و هیچ عذری رو واسه گناه نمیپذیره ! یعنی توی دین بگردین ببینین کجا خدا میگه من مجوز دادم واسه گناه ...اصلا همچین چیزی وجود نداره .
حالا خانواده , مشاوره , دوستان و خیلی های دیگه به بهانه های مختلف بخوان این مسئله رو واست حاصل تغییرات سنین نوجوانی بدونن تغییر در اصل قضیه ایجاد نمیشه , اونهم اینه که وقتی پا توی سن بلوغ گذاشتی خدا یه نیاز جدید رو واست تعریف کرده .
حالا من خودم زیاد به این قضیه توجه نکردم و چوبش رو الان دارم میخورم , این رو انکار کنی نیازهای کاذب رو واسه خودت تعریف میکنی :
فیلم
موسیقی
بازی
کامپیوتر
گوشی
خوانندگی
نویسندگی
تفریح
اینها همش کاذبه ولی خب وقتی انسانی طبیعی زندگی نکنه , واسه رفع این نیازش باید سراغ اینها بره ...عمدتا هم جواب نمیده ولی مثه مواد مخدر تسکین لحظه ای داره , البته مختص شما هم نیست این قضیه ولی حواست باشه سرتو با حرفهای قلمبه سلمبه شیره نمالن .
(۶/تیر/۹۳ ۱۴:۵۳)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]البته خودم میدونم زوده
برا همین از نظر زمانی فعلا بیخیال شدم...
البته من یه چیزی رو بهش ایمان دارم شاید دلیل عقای و نقلی براش نداشته باشم ولی شخصا بهش رسیدم ...
اونم این که خدا یه سری نیازها توی وجود انسان گذاشته ...
هروقت این نیازها احساس عطش کرد زمانش رسیده که سیراب بشن ...
سن و سال هم نمیشناسه
البته بعضی از این نیازها تک بعدیه و برخی چند بعدی
و برای رفع هرکدومشون باید به یک سری بلوغ ها رسید
ادواج از نوع چند بعدیشه پس باید توی چند موضوع به بلوغ برسی
بلوغ جنسی ، عاطفی ، مالی ، فکری
ببین چند چندی و بعد اقدام کن ....
البته رفع هر نیاز هم برای هر شخصی با توجه به توقعاتش و فرهنگ و ... فرق میکنه