|
خبر های خیلی خووووب از طرف مجردها ...
|
|
۳:۰۰, ۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۳ ۳:۰۲ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
این تاپیک در مورد خبرهای خوش در مورد ازدواج و خاستگاری و مطرح کردن موضوع با خونواده س. هیچ! تاکید میکنم هیچ موضوع یا کل کل یا موانع و این جور چیزا که تاپیک در موردشون زیاد هست، اینجا خواهشا و لطفا تکرار نشه! این تاپیک فقط مربوط به خبر های خوشحال کننده از طرف مجرد های تالاره اولین خبر هم خودم میدم اینقدر هول شدم الان نمیدونم از کجا شروع کنم... اقا یادتونه یه دوسالیه گفتم چقدر درگیر مطرح کردن این موضوع با خونواده هستم و هیچ مدلی نمیشه؟ قرار بود تا ماه اینده یه جوری این موضوع رو بگم، ولی امشب، یعنی همین یه ساعت پیش، یه جوری مامان رو گیر اوردم و بهش کل موضوع و حتی شخص مورد نظر رو معرفی کردم. البته اول خودش حدس زد!!!! تا گفتمش بیا بشین بات حرف بزنم ...خلاصه اینکه تا اینجاش خیلی خوب بوده و خودش گفت گزینه های زیادی هم خودش مد نظر داره الان در پوست خودم نمیگنجم، یه باری که حدودا دو سال بود رو دوشم سنگینی میکرد و کمرم رو خم کرده بود رو، احساس میکنم زمین گذاشتم. خلاصه اینکه برخورد خیلی خوب بود، انتظارشو نداشتم. عالی بیست. اقا به مادر ها بگید ، کمکتون میکنن، خیلی هم کمک میکنن. هر شب از بی حالیو پر فکری خوابم نمیبرد، الان از خوشحالی و پر فکری. با تشکر از همه ی کیایی که دعا کردن منو. راستی بگم که مجرد های عزیز، 40 روز زیارت عاشورا بخونید. من الان روز ششم ام و تا اینجاش خیلی خفن جواب داده پ.ن: دوستان میتونن خبر های خوبشون رو اعم از مطرح کردن، خاستگاری رفتن، جواب بله گرفتن و یا جواب بله دادن ! رو اینجا پست بذارن تا توی شادیشون شریک بشیم تشکر |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۰۰, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
آخ آخ مردم چه دغدغه هایی دارن!!
محمدصادق (اسمت رو درست می گم؟) الان خوشحالی که موضوع رو به مادرت گفتی؟! تازه بدبختیت شروع شده! سه سال پیش آخرین داداشم بارشو بست و رفت و پرونده ما اومد رو! هنوز یه هفته از عروسی داداشم نگذشته بود که مادرم گفت خب دیگه باید به فکر تو باشیم! یعنی منو می گی در ظاهر این شکلی از درون این شکلی ![]() ![]() یه شکری خوردیم گفتیم نه بابا فعلا که دانشجوام! بد تر از اون همچنان سه سالیه که همین شکر رو می خورم و بهانه های مختلف میارم!! نمی دونم چه مرگمه! می گم یه فکری بحال من بکنید...... روانپزشک داریم اینجا عایا؟ |
|||
|
|
۱۴:۰۹, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
نه اسمم محمده که ، بعضیا محمد مبین صدام میکنن.
والا به نظر من بهترین کار اینه که باشون حرف بزنی بگی شکر خوردم ، نمیکشتنت که. البته حالا که ما گفتیم هم بازم مشکل زیاده ولی خب کم کم باید بپیچی بهشون ببینی چی میشه. |
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
نه قضیه من برعکسه اونا می گن زن بگیر برو از دستت راحت شیم من نمی دونم چه مرگمه می گم نه!
به خدا خودم می خوام زن بگیرم .... ![]()
|
|||
|
|
۱۴:۲۴, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۶/تیر/۹۳ ۱۴:۰۹)Mohammad Trust نوشته است: نه اسمم محمده که ، بعضیا محمد مبین صدام میکنن. نه همین که مادرتون گفته که منم به فکر بودم و برات کسایی رو در نظر داشتم یعنی دیگه حله.. مادرا به همه جوانب فکر میکنن. شما نمیخواد ناراحت باشید . یه سوال اگه دوست داشتید پاسخ بدید. اون دختر خانم(ان شا الله همسر ایندتون) در جریانه که شما همچین قصدی دارید؟ یعنی به نظرتون 50% دوم مسئله حله؟؟؟؟؟ خود دختر خانم هم که راضی باشه پدرش حله اصلا نگران نباشید ... |
|||
|
|
۱۴:۳۸, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
حالا اگه از شوخی بگذریم من این آخرا (بعد از عید امسال) به مادرم گفتم حله!! ((خدا همه ی مادرا
رو واسه پسرای مجرد نگه داره، حقیقتا نعمتی بزرگ هستند!)) ولی مشکلم اینه که اولا، این 7 خان رو که جلوم می بینم جا می زنم! (واقعا خدا کسایی که باعث شدن ازدواج جوونا به مشکل بخوره رو نیست و نابود کنه)! ثانیا من هنوز نمی دونم با خودم چند چندم! اعتقاداتی رو دوست دارم که خودم ندارم! اعتقاداتی رو دارم که خودم دوست ندارم! به نظرتون دنبال کسی باشم که اعتقاداتی رو که دوست دارم داشته باشه، یا دنبال کسی باشم که اعتقاداتی که خودم دارم و دوست ندارم رو داشته باشه! (یه همچین ادمیم من تا بحال چنین چیزی دیده بودید؟) جدی می گما! تابحال اینو جایی نگفتم ولی احساس می کنم اینجا بعضیا حرفم رو می فهمن! |
|||
|
|
۱۴:۵۳, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
ببخشید،شکر میون کلامتون...
من 16 سالمه ، خانوادم هم یه ساله میدونن میخوام ازدواج کنم ![]() الان همچین قیافه ای دارید حتما==> ![]() البته خودم میدونم زوده برا همین از نظر زمانی فعلا بیخیال شدم...حالا برید خجالت بکشید...40 سالتونه ! |
|||
|
|
۱۵:۰۷, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول: برای چی زود ؟ یه مدت دیگه که تمام زندگیت تحت تاثیر این مسئله بود , شاید والدین محترم بیشتر این قضیه رو جدی بگیرن . پ.ن : وقتی میگم کل زندگیت تحت تاثیر قرار میگیره ...دارم جدی صحبت میکنم . |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۳ ۱۶:۱۲ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
الان ینی 40روز زیارت عاشورا بخونیم درست میشه ؟! شرط سنی نداره؟!
![]() ![]() (۶/تیر/۹۳ ۱۵:۰۷)Reza2035 نوشته است: برای چی زود ؟منظورتونو متوجه نشدم...میشه بیشتر توضیح بدید؟ (خودمم حس کردم این پستم حالت اسپم گرفته ![]() جواب مارو بدید ممنون میشیم)
|
|||
|
|
۱۷:۰۴, ۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۳ ۱۷:۰۶ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
نقل قول: منظورم اینه که این مسئله نیاز کاذب نیست که وقتی انکارش میکنی و یا خودتو مشغول بهش نکنی , اونهم بهت بی توجهی کنه ! منظورم هم صرفا نیاز جنسی نیست ... چون اون خودش به طرق مختلف اطفاء میشه ! نیاز به همسر مثه نیاز به نفس کشیدنه , شما میتونی بگی من از امروز دیگه نفس نمیکشم ؟ سر دقیقه به مرز خفگی میرسی , میتونی بگی من یه هفته نمیخوابم چون این یک نیاز کاذبه ؟ نه ! ولی میتونی بگی من توی این سن نیاز به ماشین ندارم , طبیعتا بهش فکر هم نکنی خیلی راحت باهاش کنار میای , چون خودت برای خودت نیاز تعریف کردی و خودت هم حذفش کردی ...اما در مورد زندگی مشترک میتونی بگی من خودم این نیاز رو بوجود اوردم ؟ حالا اگه بهش فکر نکنم , کلا از زندگیم حذف میشه ![]() شدیدا زندگیت رو تحت تاثیر قرار میده این قضیه و اینکه زوده هم حرف کسایی هست که هیچ شناختی از دین ندارن , حالا نه اینکه من فاضل هستم و انالحق میگم فقط در حد همین یه جمله میدونم که خدا هیچ دلیلی رو و هیچ عذری رو واسه گناه نمیپذیره ! یعنی توی دین بگردین ببینین کجا خدا میگه من مجوز دادم واسه گناه ...اصلا همچین چیزی وجود نداره .حالا خانواده , مشاوره , دوستان و خیلی های دیگه به بهانه های مختلف بخوان این مسئله رو واست حاصل تغییرات سنین نوجوانی بدونن تغییر در اصل قضیه ایجاد نمیشه , اونهم اینه که وقتی پا توی سن بلوغ گذاشتی خدا یه نیاز جدید رو واست تعریف کرده . حالا من خودم زیاد به این قضیه توجه نکردم و چوبش رو الان دارم میخورم , این رو انکار کنی نیازهای کاذب رو واسه خودت تعریف میکنی : فیلم موسیقی بازی کامپیوتر گوشی خوانندگی نویسندگی تفریح اینها همش کاذبه ولی خب وقتی انسانی طبیعی زندگی نکنه , واسه رفع این نیازش باید سراغ اینها بره ...عمدتا هم جواب نمیده ولی مثه مواد مخدر تسکین لحظه ای داره , البته مختص شما هم نیست این قضیه ولی حواست باشه سرتو با حرفهای قلمبه سلمبه شیره نمالن . |
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۶/تیر/۹۳ ۱۴:۵۳)فدايي ولايت نوشته است: البته خودم میدونم زوده البته من یه چیزی رو بهش ایمان دارم شاید دلیل عقای و نقلی براش نداشته باشم ولی شخصا بهش رسیدم ... اونم این که خدا یه سری نیازها توی وجود انسان گذاشته ... هروقت این نیازها احساس عطش کرد زمانش رسیده که سیراب بشن ... سن و سال هم نمیشناسه البته بعضی از این نیازها تک بعدیه و برخی چند بعدی و برای رفع هرکدومشون باید به یک سری بلوغ ها رسید ادواج از نوع چند بعدیشه پس باید توی چند موضوع به بلوغ برسی بلوغ جنسی ، عاطفی ، مالی ، فکری ببین چند چندی و بعد اقدام کن .... البته رفع هر نیاز هم برای هر شخصی با توجه به توقعاتش و فرهنگ و ... فرق میکنه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| «مهم» (مجردها حتما بیان تو) از ازدواج چه می دانیم؟؟؟ «مهم» | أین المنتظر | 73 | 44,032 |
۲/آبان/۹۶ ۱۲:۵۰ آخرین ارسال: safetyshoes |
|
| نظرسنجی(عامل ناکامی در ازدواج مجردها) | یا زهرا | 27 | 10,060 |
۱۱/آذر/۹۵ ۱۷:۳۳ آخرین ارسال: soheyl68 |
|
| پیشنهاد راه هایی برای تسکین و آرامش دل مجردها | nafas | 3 | 1,879 |
۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۰:۲۸ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| خانواده چیست؟ *مجردها یا علی * | مرهم | 22 | 10,168 |
۴/مهر/۹۴ ۱۲:۵۱ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|





تا گفتمش بیا بشین بات حرف بزنم ...



از درون این شکلی 


رو واسه پسرای مجرد نگه داره، حقیقتا نعمتی بزرگ هستند!)) 

![[تصویر: mat.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/mat.png)
![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
جواب مارو بدید ممنون میشیم
فقط در حد همین یه جمله میدونم که خدا هیچ دلیلی رو و هیچ عذری رو واسه گناه نمیپذیره ! یعنی توی دین بگردین ببینین کجا خدا میگه من مجوز دادم واسه گناه ...اصلا همچین چیزی وجود نداره .