(۲۸/تیر/۹۳ ۵:۲۰)درست پسند نوشته است: [ -> ]سلام
سوره لقمان، آیه 34: إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُ ۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ وَ يَعۡلَمُ مَا فِى ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسٌ۬ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدً۬اۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسُۢ بِأَىِّ أَرۡضٍ۬ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ (٣٤)
همانا خداست كه علم به هنگام رستاخیز نزد اوست و باران میفرستد و آنچه را كه در رحمهاست میداند و كسى نمیداند فردا چه به دست میآورد و كسى نمیداند به كدام سرزمين میميرد. همانا خدا داناى آگاه است.
واضح هست که توسط قرآن کریم اصل این گفته رد میشه که امام علی(علیه السلام) میدونستن شهید خواهند شد.
------------
جایگاه احادیث و روایات در دین اسلام چیست؟
سوره نحل، آیه 89: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
روزى كه در هر امتى گواهى از خودشان بر آنها برانگيزيم و تو را هم بر اين امت گواه آوريم، و اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتى است.
سوره اعراف، آیه 52: وَ لَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
و به راستى ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را بر اساس علم تفصيل داديم تا براى قومى كه ايمان میآورند هدايت و رحمتى باشد.
ابتدا محکمات قرآن هستن که حقیقت دین رو مشخص میکنن، و سپس در تفسیر آیات قرآن، احادیثی که با قرآن و عقل اثباتگرا مخالفت ندارن و سندیت محکمی دارن مورد استفاده قرار میگیرن. اگر معناشون مخالف با محکمات قرآن بود، پس یا برداشت از حدیث غلطه، یا حدیث مردوده. محکمترین سندیت هم نمیتونه این قضیه رو متفاوت کنه.
این حدیث شریف نیز همین نکته رو میفرماید:
امام رضا (علیه السلام)میفرمایند: لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا
هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد.
امالی صدوق /438
روایات راستینی که با محکمات قرآن منطبق هستن، اونقدر در تفسیر درست قرآن کریم و شرح ماهیت دین اسلام اهمیت دارن که نادیده گرفتنشون مسلماً رویگردانی از نعمت هدایت خداوندیست:
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
«إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُ ۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ وَ يَعۡلَمُ مَا فِى ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسٌ۬ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدً۬اۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسُۢ بِأَىِّ أَرۡضٍ۬ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ»
گذشته از این که: لحن آیه فوق، حکایت از این دارد که: آگاهى از قیامت و نزول باران و چگونگى جنین در رحم مادر، و امورى را که انسان در آینده انجام مى دهد، و محل مرگ او، در اختیار خداوند است و دیگران را به آن راهى نیست، روایاتى که در تفسیر آیه نیز وارد شده، این حقیقت را تأکید مى کند.
از جمله در حدیثى مى خوانیم: اِنَّ مَفاتِیْحَ الْغَیْبِ خَمْسٌ لایَعْلَمُهُنَّ اِلاَّ اللّهُ وَ قَرَأَ هذِهِ الْآیَةَ: «کلیدهاى غیب پنج است، که هیچ کس جز خدا نمى داند، سپس آیه فوق را تلاوت فرمود».(1)
در روایت دیگرى که در «نهج البلاغه» آمده، مى خوانیم: هنگامى که على(علیه السلام)از بعضى حوادث آینده خبر مى داد، یکى از یاران عرض کرد: اى امیرمؤمنان! از غیب سخن مى گوئى؟ و به علم غیب آشنائى؟
امام خندید، و به آن مرد که از طایفه «بنى کلب» بود فرمود: یَا أَخَا کَلْب! لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب، وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم، وَ إِنَّمَا عِلْمُ الْغَیْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ إِنَّ اللّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّاعَةِ... فَیَعْلَمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مَا فِی الْأَرْحَامِ، مِنْ ذَکَر أَوْ أُنْثَى، وَ قَبِیح أَوْ جَمِیل، وَ سَخِیّ أَوْ بَخِیل، وَ شَقِیّ أَوْ سَعِید، وَ مَنْ یَکُونُ فِی النَّارِ حَطَباً أَوْ فِی الْجِنَانِ لِلنَّبِیِّینَ مُرَافِقاً، فَهَذَا عِلْمُ الْغَیْبِ الَّذِی لایَعْلَمُهُ أَحَدٌ إِلاَّ اللَّهُ، وَ مَا سِوَى ذَلِکَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِیَّهُ فَعَلَّمَنِیهِ وَ دَعَا لِی بِأَنْ یَعِیَهُ صَدْرِی وَ تَضْطَمَّ عَلَیْهِ جَوَانِحِی:
«اى برادر کلبى! این علم غیب نیست، این فرا گرفته اى است از عالمى (یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله))، علم غیب تنها علم قیامت است، و آنچه خداوند سبحان در این آیه بر شمرده... و بعد از ذکر آیه شریفه فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا؟ سخاوتمند است یا بخیل؟ سعادتمند است یا شقى؟ چه کسى آتش گیره دوزخ است، و چه کسى در بهشت، دوست پیامبران؟... اینها علوم غیبیه اى است، که غیر از خدا کسى نمى داند، و غیر از آن علومى است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده، و او به من آموخته است، و برایم دعا نموده که خدا آن را در سینه ام جاى دهد، و اعضاى پیکرم را از آن مالامال سازد».(2)
از این روایت، به خوبى بر مى آید، که: منظور از عدم آگاهى مردم از این امور پنج گانه، تمام خصوصیات آنها است، فى المثل، اگر روزى وسائلى در اختیار بشر قرار گیرد ـ که هنوز آن روز فرا نرسیده است ـ و از پسر یا دختر بودن جنین به طور قطع آگاه شوند، باز این امر مسأله اى ایجاد نمى کند، چرا که آگاهى از جنین به آن است که تمام خصوصیات جسمانى، زشتى و زیبائى، سلامت و بیمارى، استعدادهاى درونى، ذوق علمى و فلسفى و ادبى، و سایر صفات و کیفیات روحى را بدانیم، و این امر براى غیر خدا امکان پذیر نیست!
همچنین این که: باران در چه موقع نازل مى شود؟ و کدام منطقه را زیر پوشش قرار مى دهد؟ و دقیقاً چه مقدار در دریا و چه مقدار در صحرا و دره و کوه و بیابان مى بارد؟ جز خدا کسى نمى داند!
در مورد حوادث فردا، و فرداها، و خصوصیات و جزئیات آنها، نیز همین گونه است.
و از اینجا پاسخ سؤالى که غالباً در اینجا مطرح مى شود، به خوبى روشن مى گردد، که مى گویند: ما، در تواریخ و روایات متعددى مى خوانیم، ائمه اهلبیت(علیهم السلام) و حتى بعضى از اولیاء اللّه غیر از امامان، از مرگ خود خبر دادند، و یا محل دفن خود را بیان کردند، از جمله، در حوادث مربوط به کربلا، بارها در روایات خوانده ایم، که پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا امیرمؤمنان(علیه السلام) و انبیاى سلف از وقوع شهادت «امام حسین»(علیه السلام) و یارانش در این سرزمین خبر داده اند.
و در کتاب «اصول کافى» بابى در زمینه آگاهى ائمه(علیهم السلام) از زمان وفاتشان دیده مى شود.(3)
پاسخ این است: آگاهى بر پاره اى از این امور به صورت علم اجمالى ـ آن هم از طریق تعلیم الهى ـ هیچ منافاتى با اختصاص علم تفصیلى آنها به ذات پاک خداوند ندارد.
و تازه همان گونه که گفتیم، همین اجمال نیز ذاتى و استقلالى نیست، بلکه جنبه عرضى و تعلیمى دارد، و از طریق تعلیم الهى است، به مقدارى که خدا مى خواهد، و صلاح مى داند.
لذا در حدیثى مى خوانیم: یکى از یاران امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد: آیا امام علم غیب مى داند؟ قَالَ: لا، وَ لَکِنْ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ الشَّیْءَ أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِکَ:
«فرمود: نه، امام علم غیب را (ذاتاً) نمى داند، ولى هنگامى که اراده کند چیزى را بداند، خدا به او تعلیم مى دهد».(4)
در زمینه علم غیب و چگونگى آگاهى انبیا و امامان از آن، روایات فراوانى وارد شده که در ذیل آیات مناسب از آن بحث خواهیم کرد، ولى مسلّم است: در این میان علومى وجود دارد که غیر از خدا هیچ کس از آن آگاه نیست.(5)
* * *
1 ـ «مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 324، ذیل آیه مورد بحث.
2 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 128.
3 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 202، باب ان الائمة یعلمون متى یموتون.
4 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 201، باب نادر فیه ذکر الغیب.
5 ـ در کتاب «اصول کافى» روایات متعددى داریم که خداوند علمى دارد که جز او کسى از آن آگاه نیست، و علمى که به ملائکه و پیامبران و امامان تعلیم داده است، جلد اول، صفحه 199، ان الائمة(علیهم السلام)یعلمون جمیع العلوم التى خرجت الى الملائکة.